102 نتیجه برای رس
فریده گلبابایی، محمدرضا منظم اسماعیل پور، رسول همت جو، پروین نصیری، غلامرضا پوریعقوب، مصطفی حسینی،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1391 )
چکیده
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: استرس گرمایی در بسیاری از صنایع از
جمله صنایع پتروشیمی و فولاد یک خطر جدی برای سلامتی و ایمنی کارگران به شمار میآید.
ارزیابی استرس گرمایی نه تنها از نظر پیشگیری از بیماریهای ناشی از مواجهه با
گرما، بلکه از نظر عملکرد و ایمنی کارگران در محیط کار نیز مهم است. شاخصهایی که
هم اکنون برای ارزیابی استرس گرمایی مورد استفاده قرار میگیرند بسیار زیاد بوده و
انتخاب یک شاخص مناسب برای محدوده وسیعی از شرایط آب و هوایی سخت است. هدف از
انجام این مطالعه ارایه یک شاخص بهینه بر اساس پارامترهای فیزیولوژیکی بدن افراد
در صنعت پتروشیمی است.
روش بررسی: این مطالعه در یک صنعت پتروشیمی واقع
در عسلویه صورت پذیرفت و 21 نفر کارگر مرد وارد مطالعه و بر اساس سازش یا عدم سازش
فرد با گرما تقسیم بندی شدند. پارامترهای فیزیولوژیکی شامل ضربان قلب و فشار خون
سیستولیک و دیاستولیک، دمای پوست و دمای دهانی افراد طی دو هفته در طول روز کاری
اندازه گیری شد. همزمان با اندازهگیری پارامترهای فیزیولوژیکی، پارامترهای شرایط
جوی لازم برای محاسبه شاخص دمای تر گوی سان ((WBGT)
Wet Bulb Globe Temperature)، مقدار عرق مورد نیاز ((SW
req)Required Sweat Rate) و شاخص احساس ناراحتی (Discomfort Index (DI)) اندازه گیری شد.
یافتهها: میانگین شاخصهای محاسبه شده برای افراد
هر دو گروه سازش یافته و سازش نیافته در سایت کار به طور معنیداری بالاتر از سایت
پذیرش بود (p>0/05).
همچنین میانگین
پارامترهای فیزیولوژیکی افراد هر دو گروه در سایت کار بیشتر از سایت پذیرش بود (p>0/05).در مورد ضریب همبستگی بین شاخصهای
محاسبه شده با پارمترهای فیزیولوژیکی شاخص WBGT با ضربان قلب، فشار سیتولیک و دیلستولیک خون و دمای پوست به
ترتیب 731/0 ، 451/0، 375/0 و695/0 بیشترین ضریب هم بستگی را دارا بود و شاخص DI به ترتیب 725/0، 446/0، 352/0 و 689/0 بود و SW
req با دمای عمقی بدن با مقدار ضریب همبستگی
766/0 بیشترین رابطه را داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه ارتباط معنیداری
را بین شاخصهای محاسبه شده و پارامترهای فیزیولوژیکی را در سایت کار و پذیرش را
نشان میدهد که نتایج مطالعات قبلی را تایید میکند. در این مطاله شاخص بهینه با
توجه به مطالعات گذشته بر اساس ضربان قلب بررسی و چنین نتیجهگیری شد که شاخص WBGT بیشترین ضریب همبستگی را با ضربان قلب
داراست. این مطالعه پیشنهاد میکند که برای ارزیابی استرس گرمایی با چنین شرایط آب
و هوایی شاخص WBGT
بهینهترین شاخص
کاربردی است.
احسان علیائی، حسین بانژاد، علیرضا رحمانی، عباس افخمی، جواد خداویسی،
دوره 5، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: آرسنیک یکی از سمیترین آلایندههای آبهای زیرزمینی و خاک است. قابلیت تجمع
زیستی آرسنیک (III) در گیاهان از
طریق آبیاری با آبهای آلوده به این آلاینده و نیز ورود آن به زنجیره غذایی
موجودات زنده، خطرات جبران ناپذیری به بار میآورد. هدف از این بررسی، مطالعه امکان حذف
آرسنیک (III) از آب های آلوده با استفاده از نانوذرات
پراکسید کلسیم سنتز شده و پارامترهای موثر بر آنست. همچنین تاثیر افزودن نانوذرات بر
فاکتورهای مهم آّبیاری بررسی گردید.
روش بررسی: در این تحقیق ابتدا نانوذرات پراکسید
کلسیم به شیوه شیمیایی مورد سنتز قرار گرفته و سپس کارایی آن در حذف آرسنیک از
نمونههای آبی آلوده به آن مورد بررسی قرار گرفت. و نیز تاثیر عوامل موثر بر این
فرایند چون pH، غلظتهای متفاوت
آرسنیک (III) و نانوذرات نیز
مورد مطالعه قرار گرفت. نهایتا نتایج مربوط به اثر نانوذرات بر شاخصهای مهم
کیفی آب آبیاری ارایه شد.
یافتهها: نتایج به دست آمده از این تحقیق مشخص
ساخت که اندازه ذرات تولیدی در محدوده nm 25-15 بوده و
همچنین نتایج مشخص نمود که کارایی نانو ذرات تولیدی با غلظت mg/L 40و در محدوده pH آبیاری (5/8-5/6) در حذف آرسنیک (III) با غلظت اولیه /L μg 004 از آب آلوده در زمان تماس min03، حدود 88% بوده است. هم چنین
نانوذرات فوق، تاثیر منفی بر فاکتورهای مهم کیفی آب آبیاری نداشت.
نتیجه گیری: در مجموع میتوان نتیجه گرفت که نانوذرات پراکسید
کلسیم بر پایه اکسیداسیون شیمیایی در محل، اثر قابل توجهی در کاهش غلظت آرسنیک (III) تا کمتر از استانداردهای توصیه شده
برای آب آبیاری دارد. سرعت بالای فرایند و زمان نسبتا کوتاه واکنش، همچنین عدم
اثرات منفی بر پارامترهای مهم آبیاری نشان می دهد که نانوذرات پراکسید کلسیم سنتز شده،
توانایی بالایی در حذف آرسنیک (III) ازآبهای آلوده
را دارند.
محمد تقی صمدی، رقیه نوروزی، محمد هادی مهدی نژاد، رضا امین زاده،
دوره 5، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: غلظت آرسنیک در آب آشامیدنی به دلیل اثرات مضر آن برروی سلامت انسان بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر پوسته آهکی و پوسته آهکی مرجان دریایی پوشش داده شده با سولفات آلومینیوم به عنوان یک جاذب بر کارایی حذف آرسنیک از محیط های آبی است. روش بررسی: در این تحقیق که در مقیاس آزمایشگاهی انجام گرفته است، ابتدا طی مراحل متعددی گرانول مرجان آهکی با مش 30 تهیه شد سپس راندمان حذف آرسنات در شرایط مختلف و با تغییر فاکتورهای موثر شامل pH، زمان تماس و مقدار جاذب بدون پوشش و پوشش داده شده با سولفات آلومینیوم مورد بررسی قرار گرفت. همچنین دادههای حاصل از این تحقیق با مدل لانگمیر و فروندلیچ و داده های سینتیک با مدل های pseudo- first order، pseudo- second order و modifited pseudo- first order تطبیق داده شده است. یافته ها: با افزایش pH محلول از 3 به 10 در غلظت 500 μg/L آرسنات و 5 g/L جاذب و زمان ماند 120 min کارایی حذف برای جاذب بدون پوشش و پوشش دار به ترتیب از 100% به 86/2% و 100% به 92/2% کاهش یافت. با افزایش مقدار این دو ماده جاذب از 1 g/Lبه 5 و زمان ماند 120 min کارایی حذف به ترتیب از 76% به 99/2% و 66/3% به 91/1% افزایش یافت. کارایی حذف آرسنات با زمان تماس و مقدار جاذب رابطه مستقیم و با غلظت اولیه آرسنات و pH رابطه معکوس داشته است. همچنین کارایی حذف جاذب پوشش دار بیشتر از جاذب بدون پوشش است. بهترین مدل ایزوترم جذب در این دو فرآیند برای آرسنات مدل لانگمویر و سینتیک جذب با مدل درجه دوم بهتر توصیف شد. نتیجه گیری: با توجه به راندمان حذف مناسب، هزینه پایین فرآیند و عدم تولید مواد مضر برای محیط زیست می توان از مرجان های دریایی خلیج فارس به عنوان یک جاذب در حذف آلاینده های محیط زیست مانند آرسنات استفاده نمود.
مهران محمدیان فضلی، جلیل نصیری، رامین نبی زاده، محمدرضا مهراسبی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت پسماندهای پزشکی بعنوان یکی از وظایف مهم و اصلی در برنامه مدیریت مواد زائد جامد در هر شهر است. این مطالعه با هدف تعیین کمیت و کیفیت و نحوه مدیریت انواع پسماندها در بیمارستانهای شهر زنجان در سال 1390 انجام پذیرفت.
روش بررسی: در این مطالعه پسماندهای تولیدی بیمارستانها در چهار دسته اصلی توزین گردید. نحوه مدیریت پسماندها هم بر اساس چک لیست برگرفته از دستورالعملهای کشوری بررسی شد. سپس بیمارستانها در وضعیتهای خیلی ضعیف تا عالی رتبهبندی گردیدند. جهت آنالیز آماری نیز از نرم افزار Excel استفاده گردید.
یافتهها: نرخ تولید پسماند در بیمارستانهای مختلف شهر زنجان بطور متوسط Kg/day.bed0/163±2/402 بدست آمد. نرخ تولید پسماند بر حسب Kg/day.bed به ترتیب برای پسماندهای شبه خانگی برابر 0/059±1/432، عفونی برابر 0/096±0/926، تیز و برنده برابر 0/0055±0/029 و شیمیائی و داروئی برابر 0/002±0/015 بود. وضعیت مدیریت پسماندهای پزشکی در مراحل مختلف مدیریت پسماند در وضعیت متوسط رتبهبندی شد.
نتیجهگیری: نرخ تولید پسماند به ازای هر تخت فعال در بیمارستانهای شهر زنجان در مقایسه با متوسط مورد انتظار در بعضی از شهرهای کشور از جمله تهران (با نرخ تولیدKg/day.bed 2/71) به مراتب کمتر است. اختصاص بیشتر از 34% پسماندهای تولیدی به پسماندهای پزشکی در بیمارستانهای شهر زنجان در مقایسه با مقادیر توصیه شده سازمان بهداشت جهانی رقم بالایی است. پایش و اصلاحات در بعضی از روشهای مدیریتی جهت کاهش اثرات زیستمحیطی پسماندهای بیمارستانی الزامی است.
سهیلا رضایی، کاظم ندافی، حسین جباری، مسعود یونسیان، ارسلان جمشیدی، سید عبدالمحمد سادات، علیرضا رایگان شیرازی نژاد،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر تماس با ذرات هوابرد به صورت یک مشکل عمده مطرح شده است که سلامتی انسان را به مخاطره می اندازد. مطالعات اپیدمیولوژیکی نشان داده است که آیروسل های موجود در هوا می توانند به عنوان عاملی برای انتشار میکروارگانیسمها باشند. بدون توجه به منابع داخلی، کیفیت هوای داخل ساختمان به شدت تحت تاثیر کیفیت هوای آزاد است. با توجه به اینکه بخش اعظم زمان مردم در فضاهای بسته سپری می شود و مطالعات اندکی در زمینه کیفیت هوای داخل ساختمان صورت گرفته است،هدف از انجام این مطالعه تعیین غلظت ذرات معلق در هوای داخل بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران و هوای آزاد است.
روش بررسی: نمونه های ذرات معلق(PM10,PM2.5) در هوای داخل بیمارستان و هوای آزاد مجاور آن با استفاده از دستگاه لیزری پایش ذرات معلق مدل108/1به مدت 4 ماه از آذر تا اسفند 1386 برداشت شدند.محل نمونه برداری در هوای داخل ساختمان، اتاق بستری بیمار و در هوای آزاد ،پشت بام بیمارستان بود.
یافتهها: طبق نتایج این مطالعه، غلظت ذرات PM10در اتاق بستری در 80% موارد از استاندارد WHO بیشتر بود. غلظت ذرات PM2.5 دراتاق بستری در 42% موارد از استاندارد EPA و در 64% موارد از استاندارد WHO بیشتر بود. برای سنجش ارتباط بین غلظت ذرات معلق و در هوای داخل بیمارستان و هوای آزاد از رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج نشان داد که ارتباط خطی معنی داری بین غلظت ذرات معلق در هوای داخل بیمارستان و هوای آزاد وجود دارد.
نتیجهگیری: ارتباط غلظت آلاینده ها در هوای آزاد و هوای داخل بیمارستان نشان دهنده نفوذ این ذرات از محیط بیرون به داخل ساختمان است و هوای آزاد می تواند کیفیت هوای داخل ساختمان را تحت تاثیر قرار دهد.
حسین امجد سردرودی، فرشید قربانی شهنا، عبدالرحمن بهرامی، جواد فردمال،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سیکلون یکی از رایج ترین وسایل غبارگیرهاست که با استفاده از نیروی گریز از مرکز ذرات را از جریان گاز جدا می کند اما بازده خوبی برای کنترل ذرات کوچکتر از 10µm ندارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر باردارکردن ذرات بر بازده سیکلون در جمع آوری ذرات کوچکتر از µm 1 سیلیس است. روش بررسی: در راستای هدف فوق یک سیستم تهویه موضعی همراه با پالایشگر سیکلون با راندمان متداول مدل Lapple به صورت پایلوت طراحی و نصب گردید. یک منبع تغذیه ولتاژ بالا که قادر به تامین ولتاژ 18 Kv بود برای باردار کردن ذرات سیلیس به روشهای استفاده شد. برای نمونه برداری از ذرات در بالا دست و پایین دست سیکلون در شرایط مختلف تحقیق، از پروپ ایزوکنتیک استفاده شد و اندازهگیری توسط دستگاه شمارنده ذرات مدل Grimm 1.08 انجام گرفت. یافته ها: باردارکردن ذرات سیلیس باعث افزایش قابل توجه بازده آنها شده است. بازده جمع آوری با افزایش ولتاژ رابطه مستقیم دارد طوری که بازده جمع آوری کل ذرات از 7/2% در حالت بدون باردارسازی به حدود 72% در حالت باردارسازی با ولتاژ 18 Kv افزایش یافته است. از نتایج مهم دیگر، اثر معکوس سرعت جریان هوای ورودی هوا بر بازده کنترل ذرات در حالت باردارسازی بوده است.
نتیجهگیری: استفاده از الکتروسیکلون برای جمع آوری ذرات کوچکتر از 1µm در مقایسه با سیکلون دارای بازده قابل توجهی است.
نگار درویش زاده، فریده گلبابایی، محمد رضا پورمند، فریده زینی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروارگانیسمها عواملی هستند که در صورت ورود به بدن انسان با سازوکارهایی چون عفونت، آلرژی یا خواص سمی سبب ایجاد اختلال در واکنش های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی بدن انسان می شوند و در صورتی که سیستم ایمنی قادر به نابود کردن و از بین بردن عوامل بیولوژیکی نباشد، اختلال ایجاد شده می تواند سبب بیماری و حتی مرگ شود. این مطالعه میزان بیوآیروسل ها (باکتری و قارچ) را در بخشهای مختلف یک بیمارستان مورد بررسی قرار می دهد.
روش بررسی: در این مطالعه میزان بیوآیروسل ها (باکتری و قارچ) مطابق روش 0800 NIOSH با استفاده از دستگاه باکتریال سمپلر و محیط های کشت اختصاصی برای باکتری و قارچ به طور جداگانه در بخشهای ICU (بخش مراقبت های ویژه)، آزمایشگاه پاتولوژی، اتاق عمل، ریکاوری و CSR یک بیمارستان مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج ارزیابی نشان می دهد میانگین تراکم باکتری ها در بیمارستان مورد مطالعه در ردیف CFU/m3 88/1226 – 47/294 بوده است که بیشترین تراکم مربوط به بخش CSR و کمترین تراکم آن مربوط به اتاق عمل است. نوع باکتریهای شناسایی شده شامل باسیل های گرم مثبت (6/50%)، استافیلوکوکوس اپیدرمیس (29/20%)، استافیلوکوکوس ساپروفیتوکوس (6/2% )، استافیلوکوکوس اورئوس (03/7%)، سایر استافیلوکوکوس ها (9/5 %) و میکروکوک (43/13%) است. همچنین نتایج سنجش قارچ ها نشان می دهد که میانگین تراکم قارچ ها در بیمارستان مورد مطالعه در گستره CFU/m3 45/188- 0 بوده است که حداکثر تراکم مربوط به ICU و حداقل تراکم مربوط به ریکاوری و اتاق عمل است. نوع قارچ های شناسایی شده شامل آسپرژیلوس فلاووس (65/31 %)، آسپرژیلوس فومیگاتوس (17/25 %)، آسپرژیلوس نایجر (82/15% ) و پنیسیلیوم (33/27 % ) بوده است.
نتیجه گیری : مقایسه تراکم باکتری ها در بخشهای مختلف بیمارستان با حد توصیه شده ACGIH که CFU/m3 500 است نشان داد تراکم بیوآیروسل باکتری در همه بخشها به جز اتاق عمل از حد توصیه شده بیشتر بوده است. همچنین مقایسه تراکم قارچ ها در بخشهای مختلف بیمارستان با حد توصیه شده ACGIH که CFU/m3 100 است نشان داد تراکم بیوآیروسل قارچ در همه بخشها کمتر از حد توصیه شده بوده است.
زهره صادقی حسنوند، محمد صادق سخاوتجو، رویا ذکاوتی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: انتقال میکروارگانیسم های بیماری زا از طریق هوا برای سلامت جامعه بسیار خطرناک است. یکی از مسائل مهم که در حال حاضر اکثر بیمارستان ها با آن در ارتباط هستند افزایش عفونت های بیمارستانی است. بیوآئروسل ها با گستره وسیعی از اثرات بهداشتی شامل بیماری های واگیر، اثرات سمی حاد و آلرژی و عفونت های بیمارستانی مرتبط است و می تواند سلامت پرسنل شاغل و افراد بستری در بیمارستان ها و همراهان آن ها را تهدید نماید. با توجه به اینکه میزان عفونت های بیمارستانی با تراکم و نوع بیوآئروسل ها رابطه مستقیمی دارد، بیابراین تعیین نوع و چگونگی پراکندگی و وفور میکروارگانیسم ها که هدف اصلی مطالعه نیز بوده، دارای اهمیت است. روش بررسی: روش مطالعه در این پژوهش از نوع توصیفی-مقطعی است که در آن 7 بخش بیمارستان ولیعصر خرمشهر به طور تصادفی انتخاب شدند که شامل بخش های ( داخلی، آزمایشگاه نوزادان و اطفال، ccu، جراخی مردان، زنان و زایمان، اتاق عمل) و همچنین مخیط بیرون بیمارستان بود که مورد بررسی قرار گرفتند. از 240 نمونه گرفته شده با استفاده از دستورالعمل استاندارد NIOSH و روش آندرسون با دبی L/min 28/3 رد مدت زمان min 2 برروی محیط کشت های مانیتول سالتاگار، نوتریت آگار EMB، آگار و بلاد آگار، سابارزدکستروز آگار 200 نمونه هوا رشد نمودند. بعد از نمونه برداری نمونه ها بلافاصله به آزمایشگاه منتقل شد و به مدت 48 h در انکوباتور°C 37 و دمای آزمایش°C 22-27 قرار گرفتند و سپس شمارش و بررسی شدند. در نهایت تراکم میکروارگانیسم ها بر حسب تعداد کلنی بر مترمکعب هوا (CFU/m3) تعیین گردید. یافته ها: بیشترین میانگین غلظت آلودگی در فصل بهار با غلظت 238/51 CFU/m3 و در پاییز با غلظت CFU/m3 167/02 مربوط به بخش عفونی و کمترین میانگین آلودگی مربوط به ccu بود که در دو فصل بهار و پاییز هیچ گونه کلنی قارچی در آن رشد نکرد. علی رغم اسریلیزاسیون محیط، بیشترین درصد قارچ های مشاهده شده در هوای بیمارستان در فصل بهار شامل آسپرژیلوس نایجر با 42/45% و در فصل پاییز مخمر با 44/26% بود. همچنین در فصل بهار استافیلوکوکوس اپیدرمیتیس با 25/93% و باسیل گرم مثبت با 20/59 % بیشترین درصد باکتری های شناسایی شده در نمونه های هوا بودند. نتیجه گیری: از یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که غلظت آلودگی بیوآئروسل ها از نظر کمی در هوای بخش های مختلف بیمارستان به جز در بخش ccu بیش از حد توصیه شده و مطالعات مشابه است و از نظر جنس های شناسایی شده، مشابه دیگر مطالعات است. بنابراین توصیه میشود برای کاهش میزان مواجه با بیوآئروسل های بیماری زای محیطی می بایست کنترل تردد افراد، استفاده از شیوه ها و مواد گندزدایی مناسب جهت ضدعفونی کردن بخش ها، ایجاد سیستم های تهویه استاندارد و مناسب در دستور کار بیمارستان ها و مراکز درمانی طراحی و اجرا گردد.
علی محمد باصری، روح ا... دهقانی، علیرضا سلیمانی، ام البنین حسن بیگی، مهرانگیز پورقلی، عبدالرضا آهکی، محمد باقر میران زاده،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هر بیمار دارای نارسایی کلیوی در هر مرحله از دیالیز با حجم زیادی آب روبروست که مستقیما با خون بیمار در تماس است. بنابراین وجود هر نوع آلودگی شیمیایی و میکروبی در آب مورد استفاده در دستگاههای همودیالیز میتواند برای این بیماران بسیار خطرناک بوده و اهمیت کنترل کیفیت آب مصرفی در این دستگاهها را آشکار سازد، این تحقیق به همین منظور انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی ـ مقطعی به منظور بررسی کیفیت شیمیایی، فلزات سنگین و میکروبی آب مصرفی در دستگاههای همودیالیز بیمارستان اخوان کاشان در پاییز 1390 انجام گرفت. در طول مدت تحقیق در مجموع 26 مرحله نمونه برداری انجام وغلظت پارامترهایی از قبیل کلر باقی مانده، سدیم و پتاسیم، منیزیم و کلسیم، فلوراید، نیترات و سولفات، روی، مس، سرب، کادمیوم، جیوه، سلنیوم، نقره، کروم و آرسنیک و شمارش باکتریهای هتروتروف بر اساس آخرین روش ارایه شده در کتاب استاندارد متد اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که غلظت مس، روی، کادمیوم، سرب، کروم و نقره در آب مصرفی در دستگاههای همودیالیز بیمارستان اخوان کاشان به ترتیب برابر µg/L 4/0 ،6/0 ، 7/0 ، 05/0 ، 08/0 و 04/0 بوده است و در هیچ یک از نمونهها میانگین غلظت عناصر شیمیایی و فلزات سنگین فراتر از حد استانداردهای تعریف شده نبوده است. همچنین نتایج آزمایشات آنالیز کیفیت میکروبی نیز نشان داد که آلودگی میکروبی در هیچکدام از نمونهها مشاهده نشده است. علاوه بر این، غلظت کلر باقی مانده نیز در آب ورودی به دستگاههای همودیالیز برابر صفر بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده در این مطالعه آب مصرفی در دستگاههای همودیالیز بیمارستان اخوان کاشان از نظر کیفیت شیمیایی، میکروبی و فلزات سنگین با استاندارد موجود مطابقت داشته و از این جهت خطری بیماران دیالیزی را تهدید نمیکند.
زهرا باقری، علیرضا ریاحی بختیاری،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: این تحقیق در سال 1390 به منظور تعیین غلظت جیوه کل در رسوبات و بافت نرم دو گونه صدف دوکفهای Callista umbonella و Saccostrea cucullata در سواحل بندرعباس انجام شد. روش بررسی: در مجموع 67 نمونه صدف دوکفهای و 10 نمونه رسوب از دو ایستگاه ترمینال بندرعباس و پارک جهانگردی سورو جمعآوری شد. غلظت جیوه کل نمونهها با دستگاه پیشرفته آنالیز جیوه (Leco AMA 254) اندازهگیری شد. یافتهها: میانگین غلظت فلز جیوه در بافت نرم صدف دوکفهای S. cucullata در ایستگاه ترمینال بندرعباس و پارک جهانگردی سورو به ترتیب 145/58 و 151/13، برای صدف دوکفهای C. umbonella 34/5 و 63/95و رسوبات به ترتیب (ng/g dw) 30/28 و 20/55 بدست آمد. مقایسه میانگینها اختلاف معنیداری را بین بافت نرم دو گونه نشان داد (0/01>p). نتیجهگیری: با توجه به تجمع بالاتر جیوه در بافت نرم اویستر S. cucullata نسبت به کلم C. umbonella و درجه تغییرپذیری پایینتر بافت نرم این گونه نسبت به گونه C. umbonella و همچنین وجود همبستگی مثبت و معنیدار برای فلز جیوه بین بافت نرم صدفهای دوکفهای با رسوبات پیرامونی در مجموع میتوان نتیجه گرفت بافت نرم S. cucullata به عنوان پایشگر زیستی برای فلز جیوه در مناطق جزرومدی سواحل بندرعباس انتخاب گردد. در مقایسه با استاندارهای ایمنی غذا (FDA، EU Commission و NHMRC)، غلظت جیوه در اویسترها پایینتر از حد مجاز برای مصرف انسان بود.
حسین بانژاد، عطیه زارعی، علی اکبر صفریسنجانی، فرشاد دشتی،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد مجدد فاضلاب ها و پساب حاصل از تصفیه آن ها در کشاورزی به علت نیاز روز افزون به آب به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک نظیر ایران روز به روز بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. در برخی مناطق فاضلاب های صنعتی باعث توزیع آرسنیک در آب می شوند و از جمله گیاهانی که به طور عمده توسط پساب شهری و صنعتی آبیاری می گردند سبزیجات هستند. این پژوهش با هدف بررسی پیامد آبیاری تربچه با آب آلوده به آرسنیک و روی و اندازه گیری غلظت روی در قسمت های مختلف تربچه انجام شده است. روش بررسی: طراحی این آزمایشات در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل با سه تکرار و در گلدانهای پنج کیلوگرمی مورد کشت قرار گرفت. غلظت آرسنیک در چهار سطح 0، 100، 300و &mug/L 600 و روی در سه سطح 0، 10 و mg/L 50 به آب آبیاری اضافه شد. آبیاری گلدان ها به طور یکسان هر 3 الی 4 روز یکبار صورت گرفت. بعد از برداشت و انجام عملیات آزمایشگاهی، غلظت روی توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج حاصل از جدول تجزیه واریانس در مورد تاثیر آب آبیاری آلوده به روی و آرسنیک بر غلظت روی در ریشه و غده و برگ تربچه نشان می دهد غلظت روی در آب آبیاری بر این سه خصوصیت به ترتیب در سطح 5% و 1% معنی دار است. نتایج حاصل از جدول مقایسه میانگین، کاهش جذب روی در غده را با افزایش آرسنیک تا &mug/L 300 نشان می دهد. نتیجهگیری: تحقیق انجام شده نشان داده است که غلظت روی در ریشه، غده و برگ تربچه با غلظت روی در آب آبیاری رابطه مستقیم دارد. همچنین بین جذب روی و آرسنیک در گیاه رقابت وجود دارد. با افزایش آرسنیک در آب آبیاری، انتقال روی به بخش های هوایی کاهش یافته است.
معصومه گلشن، سیمین ناصری، مهدی فرزاد کیا، علی اسرافیلی، روشنک رضایی کلانتری، لیلا کریمی تکانلو،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از سورفکتانتها منجر به افزایش دسترسی زیستی به آلایندههای سخت تجزیهپذیر از جمله PAHs میشود. در این راستا استفاده از بیوسورفکتانتها به دلیل سازگاری با محیط زیست مورد توجه ویژه قرار دارند، اما توانایی آنها در قبال سورفکتانتهای شیمیایی باید مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق تأثیر سورفکتانت زیستی برکارایی اصلاح زیستی خاک آلوده به فنانترن مورد مقایسه با سورفکتانت شیمیایی قرار گرفت. روش بررسی: خاک عاری از هر نوع آلودگی شیمیایی و میکروبی، به طور مصنوعی به فنانترن آلوده شد، سپس محلول نمکهای معدنی با غلظت ثابت از سورفکتانت شیمیایی تریتون X-100 و بیوسورفکتانت رامنولیپیدMR01 تهیه، بعد مخلوط میکروبی با قابلیت تجزیه فنانترن در دو سطح غلظتی (2 و 1=OD 600 nm)، به محلول مذکور اضافه شد به طوریکه نسبت 10 درصد وزنی حجمی (خاک به محلول) حاصل گردد، کلیه نمونهها و شاهدهای مربوطه بر روی شیکر قرار گرفتند و هوادهی شدند. پس از 8 هفته غلظت فنانترن باقیمانده در خاک پس از استخراج توسط اولتراسونیک به HPLC تزریق و مورد سنجش قرار گرفت. جمعیت میکروبی نیز با روش MPN سنجش شد. این تحقیق براساس آزمایش فاکتوریل کامل انجام شد. یافتهها: راندمان حذف فنانترن با غلظت اولیه mg/kg 50 در حضور تریتونX-100 ،98/5% و در حضور رامنولیپیدMR01 ، 88/7% بدست آمد، در حالیکه در غلظت mg/kg 300 فنانترن، این میزان برابر 87% و 76% به ترتیب برای تریتونX-100 و رامنولیپیدMR01 بدست آمد. در غیاب سورفکتانت در غلظت mg/kg 50، 60/76% و در غلظت mg/kg 300، 51% راندمان حذف فنانترن حاصل شد. راندمان حذف در OD600nm=2 بیشتر از OD600nm=1 بدست آمد. بررسی تغییرات جمعیت میکروبی با گذشت زمان نشان داد، حداکثر رشد میکروبی در هفته دوم در حضور بیوسورفکتانت رامنولیپید بیشتر از تریتونX-100 بوده است. نتیجهگیری: در مناطق با آلودگیهای کمتر (مناطق گسترده آلوده اطراف پالایشگاه ها) استفاده از رامنولیپید میتواند به عنوان یک گزینه مناسب در کاهش آلودگی مورد نظر باشد. اما در مکانهایی با آلودگی بالا (مناطقی که به طور متمرکز و یا تحت تأثیر حرارت آلوده شدهاند) استفاده از سورفکتانتهای شیمیایی به صورت خارج از مکان (Ex situ) نتایج مطلوبتری را حاصل مینماید.
رخساره عظیمی یانچشمه، علیرضا ریاحی بختیاری، ثمر مرتضوی،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی سال های اخیر، ورود آلاینده های نفتی بویژه هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای (PAHs) به تالاب انزلی، حیات موجودات آن را بشدت مورد تهدید قرار داده است. لذا مطالعه کنونی با هدف اندازه گیری و مقایسه غلظت ترکیبات PAH با شاخص های ارزیابی کیفی متعدد رسوب، به منظور ارزیابی سمیت اکولوژیک رسوبات سطحی تالاب انزلی و ارائه راهکار مدیریتی مناسب انجام شده است. روش بررسی: تعداد 22 نمونه رسوب سطحی بطور تصادفی جمع آوری، خشک و با بکارگیری روش سوکسله استخراج گردید. سپس طی دو مرحله کروماتوگرافی ستونی، ترکیباتPAH جداسازی و توسط دستگاه کروماتوگراف گازی با طیف سنج جرمی (GC-MS) مورد آنالیز قرار گرفتند. یافته ها: مجموع غلظت این ترکیبات در گسترهng/g 212 تا 2674 وزن خشک با میانگین ng/g 907 وزن خشک قرار گرفت. بیشترین غلظت ها از ایستگاه های واقع در مجاورت نواحی شهری با فعالیت های کشتیرانی، (1-3 و1-4) گزارش شد. در مقایسه با راهبرد های کیفی رسوب (SQGs) بکار رفته در این مطالعه، غلظت اغلب ترکیبات PAH در اکثریت ایستگاه ها در گستره پایین آثار بیولوژیکی مضر قرار گرفتند. تنها در ایستگاه های ناچیزی (1-3، 2-3 و 3-5) غلظت برخی ترکیبات PAH متجاوز از گستره پایین آثار بیولوژیکی مضر بدست آمد. نتیجه گیری: غلظت اغلب ترکیبات PAH در تالاب انزلی در مقایسه با راهبرد های کیفی رسوب استفاده شده در این مطالعه، به ندرت منجر به آثار مضر می شود. با این حال غلظت برخی از این ترکیبات، می تواند منجر به بروز آثار سمی حاد شوند. بنابراین مطالعات بیشتر شامل آزمون های مسمومیت و تجمع زیستی و بررسی ترکیب اجتماع کفزیان بخصوص در نواحی متجاوز از SQGs، به منظور مدیریت مناسب ضروری است.
علی اکبر بابایی، زهرا نظری خوراسگانی، الهام احمدپور، محسن حسین زاده،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آلکیل فنل پلی اتوکسیلاتها و مشتقات آنها از طریق دفع فاضلابها وارد محیطزیست شده و به علت خصوصیات ماندگاری در محیط زیست و سمیت و دارا بودن پتانسیل مختلکنندگی سیستم غدد درون ریز موجب نگرانی هستند. این مطالعه با هدف اندازهگیری نونیل فنل و نونیل فنل پلی اتوکسیلاتها در رسوبات رود کارون در دشت خوزستان انجام گردید. روش بررسی: در این مطالعه نمونهبرداری رسوبات رود کارون در دو فصل تر و خشک در ده ایستگاه هیدرومتری طبق روشهای استاندارد انجام گردید. نمونههای رسوب طبق روش استاندارد استخراج فاز جامد، آمادهسازی و غلظت ترکیبات مورد مطالعه با دستگاه HPLC-FLD سنجش گردید. یافتهها: طبق نتایج این مطالعه غلظت نونیل فنل و نونیل فنل پلی اتوکسیلاتها در رسوبات رود کارون به ترتیب 2/43-0/21 و &mug/g 0/91-0/18 بود. نتایج این مطالعه نشان داد که غلظت نونیل فنل در رسوبات رود کارون بیش از دیگر مشتقات آلکیل فنل اتوکسیلات است. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر تجمع آلایندههای مختلکننده سیستم غدد درون ریز در رسوبات رودخانه کارون بود. مقایسه میانگین دادهها نشان داد که بین غلظت این ترکیبات در ایستگاههای بالادست و پایین دست کلان شهر اهواز اختلاف معنیدار وجود دارد (0/05> pvalue).
مجتبی زمانی، نعمت الله خراسانی، علیرضا ریاحیبختیاری، کرامت الله رضایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه بهمنظور تعیین غلظت، منشا و شناسایی منابع ورودی پریلن و برخی ترکیبات PAH در رسوبات سطحی 3 منطقه قلمگوده (A)، سیاهکشیم (B) و تالاب مرکزی (C) واقع در تالاب انزلی انجام شد. روش بررسی: تعداد 22 نمونه رسوب (از هر 3 منطقه) و 2 نمونه خاک سطحی (فقط از منطقه A) در اردیبهشت سال 91 برداشته شد. نمونهبرداری از خاک بهمنظور اثبات وضعیت غلظت و منشا پریلن در رسوبات مورد بررسی، صورت گرفت. استخراج هیدروکربنهای آروماتیک حلقوی (PAH)، با استفاده از حلالهای آلی و 2 مرحله کروماتوگرافی ستونی و آنالیز این ترکیبات، با استفاده از دستگاه GC-MS انجام گرفت. همچنین از نسبتهای تشخیصی Ph/An، Flu/Pyr، Flu/Flu+Pyr، BaA/BaA+Chr و IP/IP+BghiP بهمنظور تعیین منشا ترکیبات PAH استفاده گردید. یافتهها: در تمامی نمونههای رسوب منشا پریلن طبیعی و منشا سایر ترکیبات PAH پتروژنیک بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH (به جز پریلن) در محدوده ng/g (dry weight) 560/05 تا 1051/93 و غلظت پریلن نیز بین ng/g (dry weight) 70/65 تا 204/41 بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH و پریلن در رسوبات منطقه A بهطور معنیداری بیشتر از 2 منطقه دیگر بدست آمد، در حالیکه هیچگونه رابطه معنیداری بین مقادیر نرمالایز شده ترکیبات PAH به TOC در بین رسوبات 3 منطقه مشاهده نشد. نتیجهگیری: با توجه به منشا پتروژنیک ترکیبات PAH در رسوبات سطحی تالاب میتوان تخلیه انواع فاضلابهای خانگی و صنعتی، فعالیتهای بندری و کشتیرانی، فعالیتهای استخراج، اکتشاف و پالایش نفت خام در مناطق فراساحلی و تردد قایقهای صیادی و گردشگری را بهعنوان منابع عمده ورود ترکیبات PAH مطرح نمود؛ اما تشخیص منشا طبیعی پریلن در نمونههای رسوب سطحی و خاک دلالت بر تولید این ترکیب در بخش خشکی بواسطه فعالیت موریانهها و قارچها روی مواد سلولزی و چوبی کف جنگل، چوبهای در حال فساد و باقیمانده فسیل آنها و انتقال به تالاب است.
مریم زارع جدی، نوشین راستکاری، رضا احمدخانیها، محمود علی محمدی، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا، احتمال مواجهه با مواد شیمیایی موجود در جدار بطریهای پلی اتیلن ترفتالات از طریق مصرف آبهای بطری شده، نگرانیهایی را در مصرفکنندگان ایجاد کرده است. یک دسته از این ترکیبات استرهای فتالات نام دارند که برخی از آنها به عنوان ترکیبهای سرطانزا (دی اتیل هگزیل فتالات) و مختلکنندههای غدد درون ریز (دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات) در انسان شناخته میشوند. هدف اصلی مطالعه، تعیین تاثیر زمان ماندگاری بر آزادسازی استرهای فتالات در آبهای بطری شده از زمان تولید تا تاریخ انقضا به مدت یک سال است. روش بررسی: نمونهها بعد خریداری در شرایط توصیه شده بر روی برچسب محصول در دمای اتاق و به دور از نور خورشید نگهداری گردیدند و سپس میزان آزادسازی استرهای فتالات در زمانهای مورد نظر توسط میکرو استخراج با فاز جامد و کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازه گیری شد. در نهایت ارزیابی خطر مواجهه با ترکیبات مورد نظر برای کل جامعه و گروههای حساس (کودکان پیش از سن مدرسه و زنان باردار و شیرده) از طریق محاسبه میزان دریافت روزانه از طریق آب و محاسبه ضریب خطر و ریسک سرطان اضافی صورت گرفت. یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که زمان از پارامترهای تاثیرگذار بر افزایش میزان مهاجرت استرهای فتالات از جدار بطریها به درون آب است. به طوری که با گذشت زمان غلظت هر سه ترکیب دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات در آب افزایش مییابد و بعد از 12 ماه نگهداری غلظت فتالاتهای مختلکننده غدد درون ریز نسبت به هفته اول تولید به ترتیب 811/8، 2545/2 و832 درصد بیشتر شده است. با این حال، در کل در تمامی زمانهای مختلف نگهداری میزان دی اتیل هگزیل فتالات از حد مجاز تعیین شده توسط EPA (µg/L6) تجاوز نکرده و تا رسیدن به این میزان نیز فاصله زیادی وجود داشت. ضریب خطر عوارض غیر سرطانزایی محاسبه شده ناشی از این مواجهه (در تمامی گروههای هدف در محدوده 0/005 الی µg/KgBW 0/02) به تنهایی از طریق مصرف آبهای بطری شده در تمامی گروهها کم و قابل چشمپوشی است (ضریب خطر<1). علاوه براین، ریسک سرطان اضافی ناشی از حضور دی اتیل هگزیل فتالات در آبهای بطری شده نیز ناچیز و قابل چشمپوشی است (7-10×9/9). نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده به نظر میرسد که استفاده از آبهای بطری شده به عنوان یک منبع مواجهه خطرزا با استرهای فتالات مطرح نبوده و استفاده از آنها از این نظر تهدیدی برای سلامت افراد جامعه محسوب نمیگردد.
عیسی سلگی، عباس اسماعیلی ساری، علیرضا ریاحی بختیاری، مهرداد هادی پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی آرسنیک به علت اثرات سمی آن به عنوان ماده سرطانزا، از نگرانی های بزرگ محیط زیستی است. در این تحقیق به منظور ارزیابی آلودگی آرسنیک به خاک و تعیین الگوی توزیع مکانی آن، نمونه های خاک سطحی از مناطق شهری اراک جمع آوری و آنالیز شدند. روش بررسی: در مجموع 62 نمونه خاک سطحی از عمق cm 20-0 از پارکها، فضای سبز، زمین های باز و کشاورزی، اطراف جاده و میدان ها در شهر اراک جمعآوری شدند. در این تحقیق نقشه توزیع مکانی آرسنیک در خاک توسط GIS و روش درون یابی کریجینگ تولید شد. یافته ها: غلظت آرسنیک در خاک های سطحی شهر اراک بین 2/2 تا mg/kg10/8 بود (میانگین: mg/kg 5/78). نتایج آنالیز مکانی آرسنیک نشان داد که آلودگی آرسنیک در مرکز شهر افزایش می یابد و از جنوب به شمال نیز روند افزایشی مشهود بود. همچنین غلظت آرسنیک در خاک شهری اراک در مقایسه با بسیاری از شهرهای دنیا مقادیر کمتری داشت. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گیری کرد که آرسنیک توسط هر دو فاکتور انسانی و طبیعی کنترل می شود. بیشترین مقادیر آرسنیک در مرکز شهر و شمال بود که بیانگر اثر فعالیت های انسانی مانند صنایع و حمل و نقل است.
عزیزاله بزی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مقاله، به بررسی غلظت فلزات سنگین نظیر کادمیوم، مس، سرب، روی، نیکل، کروم، آهن و منیزیم در رسوبات ساحلی خلیج چابهار پرداخته شده است. روش بررسی: بدین منظور پنج ایستگاه نمونهبرداری انتخاب و نمونهبرداری از رسوبات ساحلی و آبهای کم عمق در دو فصل تابستان و زمستان سال 1391 انجام شده است. یافته ها: نتایج بیانگر این است که غلظت فلزات سنگین در رسوبات بیشتر از آب است، هرچند غلظت فلزات در ایستگاه های مختلف در نمونه های رسوب و آب از یک روند کلی پیروی کرده است. تغییرات فصلی بر روی میزان غلظت فلزات تاثیرگذار است؛ به طوریکه در فصل زمستان غلظت برخی از فلزات سنگین مانند مس، سرب، روی، کادمیوم و نیکل بیشتر از فصل تابستان است. نتیجه گیری: به طور کلی غلظت فلزات سنگین در رسوبات منطقه مورد مطالعه از حدود استاندارد تعیین شده برای رسوبات کمتر مشاهده شده است و در بین ایستگاه های مختلف، ایستگاه های نزدیک و مرتبط با بنادر ماهیگیری غلظت بالاتری از فلزات را نشان دادند. نتایج نشان می دهد، اگرچه برخی فلزات منشاء طبیعی دارند، اما افزایش غلظت فلزات سنگین در منطقه مورد بررسی می تواند به تاثیر چشمگیر آلودگی ناشی از قایق های ماهیگیری نیز نسبت داده شود.
افسانه شهبازی، فرنوش باقری زنوز، حبیبه ابومعاش زاده،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل وجود عوامل خطرساز و بیماریزا در پسماندهای بیمارستانی، این پسماندها نیاز به مدیریت دقیق و ویژه دارند. لذا هدف از این تحقیق، بررسی کمی و کیفی و همچنین پیشبینی روند تولید پسماند بیمارستان امام خمینی(ره) کرج در آینده است. روش بررسی: با نمونهبرداری ماهانه از پسماندهای عادی، عفونی، دارویی و نوک تیز و برنده بیمارستان طی چهار سال (1389 الی 1392)، میزان کل پسماند و درصد انواع پسماند مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: میانگین کل پسماند تولیدی طی چهار سال بیش از دو برابر افزایش داشته است. از بین انواع پسماند، بیشترین میانگینهای ماهانه بهازای هر تخت مربوط به پسماندهای عادی و عفونی بوده و به ترتیب 48/3 و 46/5 درصد از کل پسماند تولیدی طی چهار سال را بهخود اختصاص دادهاند. همچنین بیشترین و کمترین میزان تولید پسماند مربوط به فروردین و شهریور ماه بوده است. نتایج آنالیز واریانس نشان داد که روند افزایشی تولیدی پسماند طی سالهای مورد مطالعه اختلاف معنیداری دارند (0/001>P). نتایج آنالیز سری زمانی ARIMA، بیانگر ادامه روند افزایشی تولید پسماند تا 6/3 (kg/ bed. day) در آذرماه 1393 است. نتیجهگیری: تولید پسماند در بیمارستان امام خمینی(ره) کرج با افزایش میانگین تولید از 2/98 به kg/ bed. day) 4/44) به ترتیب در سالهای 1389 و 1392 نشاندهنده روند افزایشی در تولید پسماند است. مدل سری زمانی ARIMA افزایش 1/5 برابری تولید پسماند در پاییز 1393 را نسبت به میانگین چهارساله نشان داد که این پیشبینی روند تولید پسماند برای برنامهریزی، بهینهسازی منابع مورد نیاز و طراحی کلی استراتژی مدیریت پسماند بیمارستانی بسیار مفید است.
حمید زارعی، امیرحسین محوی، سیمین ناصری، رامین نبی زاده نودهی، فرزانه شمیرانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فلوئور عنصری است که به طور گسترده در پوسته کره زمین یافت میشود. فواید و مضرات فلوراید در بدن انسان، به غلظت آن بستگی دارد. مصرف آب آلوده به آرسنیک در درازمدت باعث بروز انواع اثرات نامطلوب بهداشتی از جمله ضایعات پوستی و سرطان در مصرفکنندگان میشود. هدف از این مقاله کارائی نانوالومینا بر روی نانوتیوب کربن در حذف فلوراید و آرسنیک (V) از محلولهای آبی است.
روش بررسی: در این مطالعه، آلومینای کریستال در مقیاس نانو بر روی نانوتیوب کربنی چند جداره بوسیله روش سل – ژل به عنوان یک جاذب در استخراج فاز جامد برای حذف فلوراید و آرسنیک (V) مورد استفاده قرار گرفت. از روش سطح پاسخ بر مبنای طراحی Box-Behnkenجهت ارزیابی اثر متغیرهای مستقل بر عملکرد پاسخ (راندمان حذف آرسنیک (V)) و همچنین پیشگوئی بهترین مقدار پاسخ استفاده شد. در این مطالعه تاثیر پارامترهای مختلف از جمله: زمان تماس min 120-10، دوز جاذب (g/L1/5-0/25) و pH = 3-9غلظت اولیه فلوراید mg/L 8-2 بر کارایی فرایند بررسی شد. ساختار نانو با تکنیکهای پراکنش پرتو ایکس XRD، SEM و TEM مشخص گردید. در این پژوهش از دو مدل ایزوترم فروندلیچ و لانگمویر جهت محاسبه ثابت تعادل استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس و دوز جاذب میزان حذف فلوراید افزایش مییابد. اما با افزایش pH و غلظت اولیه فلوراید راندمان حذف آن کاهش مییابد مقدار بالای (0/94) 2 R نشان میدهد که حذف آرسنیک (V) میتواند بوسیله این مدل تعریف شود. ایزوترم فروندلیچ با R2 بیش از 0/997 بهترین نمودار برای دادههای آزمایش است و از این مدل تبعیت بیشتری دارند.
نتیجهگیری: استفاده از نانوآلومینای پوشش داده شده بر روی نانوتیوب کربنی چند جداره (MWCNTs) میتواند راندمان حذف آرسنیک (V) و فلوراید را بشدت افزایش دهد.