771 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
افشین حمدی پور، رسول زوارقی، حمیده جوادی پور،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای محیط زیستی و بهداشتی، بار بیماریهای تنفسی را تشدید میکند. این مطالعه با هدف تحلیل علمسنجی انتشارات مرتبط با آلودگی هوا و بیماریهای تنفسی در کشورهای خاورمیانه طراحی شد.
روش بررسی: در این پژوهش علمسنجی، ۱۹۸۱۱ مدرک مرتبط با آلودگی هوا و بیماریهای تنفسی (۲۰۰۳–۲۰۲۴) از پایگاه WoS استخراج و با نرمافزارهای VOSviewer و HistCite تحلیل گردید.
یافتهها: روند صعودی بر انتشارات حاکم بود و متوسط نرخ رشد سالانه ۱۱ درصد تعیین شد. مجله Environmental Science and Pollution Research با انتشار ۴۶۷ مقاله (2/3 درصد) پیشتاز بود. ایران (28/3 درصد)، ترکیه (27/1 درصد) و عربستان سعودی (14/2 درصد) با انتشار بیش از ۶۹ درصد از تولید علم منطقه در صدر قرار داشتند. کشور ایران با 111930 استناد جهانی تاثیرگذارترین کشور منطقه در حوزه آلودگی هوا و بیماریهای تنفسی شناخته شد. کشورهای خاورمیانه در موضوع مورد مطالعه با 166 کشور همکاری داشتند که در راس آنها آمریکا با 2948 همکاری (14/9 درصد) بود. با حضور 60814 نویسنده 12 شبکه همکاری تشکیل و خوشهها و نویسندگان تأثیرگذار تعیین شدند. با تحلیل همرخدادی واژگان نیز ۷ خوشه پژوهشی مهم شناسایی و معرفی شد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر روندهای کیفی و کمی پژوهشهای مرتبط با آلودگی هوا و بیماریهای تنفسی در خاورمیانه را آشکار ساخت. برای تبدیل ظرفیتهای پژوهشی به تأثیرات پایدار بر سلامت عمومی و روندهای سیاستگذاری، اولویتبخشی به ارتقای کیفیت مطالعات، تقویت شبکههای همکاری علمی و طراحی سازوکارهایی برای ترجمه نتایج پژوهشی به سیاستهای عملی ضروری است.
سهیل اسکندری، علیرضا بختیاری، علی میرزاخانی، سعید عاقبت بخیر، پریسا شاولی گیلانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پاتولین از مهمترین سموم قارچی است که توسط طیف وسیعی از کپک ها تولید می شود. اصلی ترین منبع این سم قارچی، میوه های فاسد و به خصوص آب سیب است. پاتولین میتواند به اندامهایی مانند کبد، طحال و کلیه آسیب برساند. این سم قارچی همچنین ممکن است باعث بروز تشنج، ادم، التهاب روده و استفراغ شود. علاوه بر این، پاتولین ممکن است خواص ژنوتوکسیکی و نوروتوکسیکی داشته باشد و در کار سیستم ایمنی و عصبی اختلال ایجاد کند.
روش بررسی: در این مطالعه میزان غلظت پاتولین در 34 نمونه تصادفی آب میوه شامل 26 نمونه آب سیب، 4 نمونه آب میوه مخلوط سیب و موز، 2 نمونه آب میوه مخلوط سیب و کیوی و 2 نمونه آب انار عرضه شده در فروشگاه های سطح شهر تهران در اردیبهشت ماه 1403، با استفاده از روش HPLC-UV اندازه گیری و گزارش گردید.
یافته ها: میزان LOD و LOQ به ترتیب 1/21 و µg/kg 3/49 و درصد بازیابی نیز بین 91 و 97 درصد به دست آمد. میانگین و انحراف معیار غلظت پاتولین در مجموع 34 نمونه، µg/kg 21/348 ± 13/425 به دست آمد که در زیر حد مجاز استاندارد ایران و کدکس (µg/kg 50) قرار داشت و فقط یافتههای مربوط به یکی از نمونهها بالاتر از حد استاندارد بود (µg/kg 88/14).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که میزان پاتولین در نمونههای بررسی شده عمدتاً در محدوده استانداردهای ایران و کدکس قرار دارد. با این حال، مطالعات جامعتری با تعداد نمونههای بیشتر برای ارزیابی دقیقتر خطرات احتمالی توصیه میشود.
هیوا کریمی دره آبی، سوگند جعفری،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از دلایل آلودگی پنیر به استافیلوکوکوس اورئوس )Staphylococcus aureus; S.aureus( استفاده از شیر غیرپاستوریزه و روشهای نادرست فرآوری پنیر است. با توجه به اهمیت باکتری S.aureus در ایجاد مسمومیتها و تاکید سازمان جهانی بهداشت بر پایش مستمر این باکتری، در این مطالعه مقطعی، شیوع S.aureus و الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی آن در پنیرهای سنتی گوسفندی چالوس (استان مازندران، ایران) در سال ۱۴۰۰ مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: تعداد ۴۵ نمونه پنیر سنتی گوسفندی تهیه شده از فروشگاههای لبنیات سنتی چالوس (استان مازندران، ایران) به صورت تصادفی جمعآوری شدند. نمونه ها در ابتدا از نظر آلودگی با S.aureusبا روش کشت، ارزیابی شدند. در نهایت الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی جدایهها نسبت به ۹ آنتیبیوتیک مختلف با استفاده از روش انتشار دیسکی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از تعداد ۴۵ نمونه پنیرهای سنتی گوسفندی جمعآوری شده، ۱۷ مورد (37/8 درصد) از نمونهها آلوده به S.aureus بودند. از مجموع ۱۸ جدایه به دست آمده از نمونه های پنیر سنتی چالوس، بیشترین مقاومت به پنیسیلین (64/7 درصد) و تتراسایکلین (58/8 درصد) مربوط بود، در حالی که کمترین مقاومت در برابر جنتامایسین و اریترومایسین (23/5 درصد) مشاهده شد. همچنین ۱۷ جدایه به دست آمده از نمونههای پنیر سنتی گوسفندی نسبت به ۲ تا ۸ آنتی بیوتیک مقاومت همزمان نشان دادند.
نتیجهگیری: میزان بالای آلودگی به S.aureusدر پنیرهای سنتی گوسفندی تهیه شده در چالوس (مازندران، ایران) مشاهده شد. با رعایت اصول بهداشتی در دامداریها و آموزش بهداشت عمومی جهت جلوگیری از بروز آلودگیهای ثانویه، می توان از شیوع گسترده این باکتری در محصولات سنتی پیشگیری نمود.
نگین اعلایی بروجنی، رضا غلامنیا، امین باقری، امیر کاووسی، رضا سعیدی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی عملکرد مدیریت بهداشت، ایمنی و محیطزیست (HSE)، فرآیند به کارگیری و برآورد سنجهها و شاخصهایی است که با استفاده از آنها میزان نیل به اهداف سازمانی، تحول و بهبود مستمر در حوزه HSE تعیین میگردد. در این مطالعه، شاخص ارزیابی عملکرد مدیریت HSE شهری با رویکرد فرایندی- نتیجهمحور ارائه شد و در شهر اصفهان مورد استفاده قرار گرفت.
روش بررسی: مراحل طراحی شاخص شامل (1) استخراج محورها و سنجههای اولیه، (2) تعیین محورها و سنجههای نهایی شاخص با نظر هیأت خبرگان، (3) وزندهی به اجزای شاخص، (4) تعریف توابع یکپارچهسازی و (۵) طبقهبندی امتیاز شاخص میشد. دادههای مورد نیاز برای ارزیابی وضعیت مدیریت HSE در شهر اصفهان با مراجعه به سازمانها و دستگاهها، گزارشها، مطالعات قبلی و نظرسنجی عمومی تهیه گردید.
یافتهها: شاخص ارزیابی عملکرد مدیریت HSE شهری با 16 محور و 61 سنجه با نظر هیات خبرگان اعتبارسنجی شد و در آن مجموع وزن سنجههای فرایندی و نتیجهمحور به ترتیب 0/16 و 0/84 بدست آمد. عملکرد مدیریت HSE در شهر اصفهان با امتیاز 66/4 در سطح متوسط قرار داشت. بهمنظور ارتقاء وضعیت مدیریت HSE در شهر اصفهان، مهمترین حوزههای نیازمند بهبود (با وزن بالا و امتیاز پایین) به ترتیب کیفیت هوای آزاد، دسترسی به خدمات بهداشتی- درمانی، مدیریت پسماند، جلوگیری از تخریب و هدررفت منابع، آموزش عمومی و تعهد مدیریت ارشد بودند.
نتیجهگیری: شاخص طراحیشده کارایی قابل قبولی در ارزیابی عملکرد مدیریت HSE داشت و بهدلیل جامعیت و انعطافپذیری میتواند در شهرهای دیگر استفاده شود.
انیس آقایی، نیلوفر غلامی، فریبا سعیدی، سجاد مظلومی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجایی که بیمارستان یکی از مراکز مهم جهت درمان و مراقبت از بیماران است، حضور آلایندههای هوا در غلظتهای بیش از حد استاندارد در چنین اماکنی، میتواند سلامتی بیماران و پرسنل را تهدید کند. هدف از این مطالعه تعیین میزان غلظت آلایندهای ذرهای در مرکز مراقبتهای روان بیمارستان مصطفی خمینی شهر ایلام در سال 1398 بود.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی - تحلیلی، غلظت آلایندههای ذرهای در مرکز مراقبتهای روان بیمارستان مورد مطالعه قرار گرفت. نمونهبرداری از آلایندههای ذرهای با استفاده از دستگاه پرتابل انجام شد. در هر یک از بخشهای بستری و پرسنلی مردان و زنان، در سه ماه متوالی (فروردین، اردیبهشت و خرداد) در مجموع 12 نمونه یک ساعته برداشت گردید. نتایج به دست آمده به کمک نرم افزارSPSS نسخه 16 مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که در طول دوره نمونهبرداری بیشترین میانگین غلظت آلایندههای ذرهای PM10، PM2.5 و PM1 به ترتیب 50/09، 21/88 و µg/m3 9/32 و به ترتیب مربوط به بخشهای بستری زنان، پرسنل مردان و بستری زنان بود. بیشترین میزان PM10 مربوط به بخش بستری زنان، بیشترین مقدار PM2.5 مربوط به پرسنل مردان و بیشترین مقدار PM1 مربوط به بخش بستری زنان بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، میانگین غلظت آلایندههای ذرهای در تمام بخشها پایین تر از استانداردهای EPA بود. طبق رهنمود WHO، غلظتPM10 در بخش بستری مردان و زنان در ماه اردیبهشت و همچنین بخش پرسنل زنان و بستری مردان و زنان در ماه خرداد و غلظت PM2.5 در بخش بستری زنان در ماه خرداد بیشتر ازحد توصیه شده بود.
ناهید رئیسی، سمانه مهربان نواز، احمدرضا یاری، محمد جهاندیده، فریبا نقوی، رضا زراعتکار، هادی نیک نژاد، محسن حسامی آرانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: استخرهای شنا به دلیل ارتباط مستقیم و مداوم با گروههای مختلف مردم، منبع بالقوه انتشار آلودگیهای میکروبی و شیمیایی محسوب می شوند. مطالعه حاضر جهت بررسی شاخصهای بهداشتی آب استخرهای شنای شهرهای کاشان و آران و بیدگل و مقایسه آن با استانداردهای موجود در کشور انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی با طراحی طولی، 830 نمونه آب از کل استخرهای سرپوشیده و فعال در سالهای 1401-1397 گرفته شد و پارامترهای فیزیکوشیمیایی و میکروبی سنجش شد. تحلیل آماری داده ها با شاخص های مرکزی و پراکندگی و آزمون های پارامتریک با استفاده از نرم افزار SPSS 16 انجام شد.
یافتهها: غلظت کلر آزاد باقیمانده، کلر ترکیبی، pH، کدورت و خورندگی به ترتیب در 53 درصد، 48 درصد، 67 درصد، 81 درصد و 67 درصد نمونههای آب استخر در حد مطلوب بودند. هیچ کدام از نمونهها به ﺳﻮدوﻣﻮﻧﺎس آئروژینوزا آلوده نبودند. ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﺎﮐﺘﺮیﻫﺎ و ﮐﻠﺮ آزاد ﺑﺎقیمانده رابطه معنی دار و معکوس و بین ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﺎﮐﺘﺮیﻫﺎ و کدورت رابطه معنی دار و مستقیم مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به مطلوب نبودن مقدار کلر آب استخرها و پایین بودن میزان انطباق آن با مقادیر استاندارد در بیشتر نمونههای مورد بررسی و نیز مشاهده باکتریهای کلیفرم، اﺳﺘﺎﻓﯿﻠﻮﮐﻮک اورﺋﻮس و هتروتروفها، لازم است ضمن انجام پایش مستمر پارامترهای فیزیکوشیمیایی و میکروبی آب، نظارت بهداشتی و گندزدایی صحیح انجام شود.
مهرداد سلامی، رضا سعیدی، احمدرضا یزدانبخش، مریم حیدری، آزیتا محققیان، مهرنوش ابطحی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: میوهها و سبزیجات با وجود ارزش تغذیهای بالا، ممکن است بهدلیل تجمع نیترات، سلامت عمومی را به خطر اندازند. این مطالعه با هدف ارزیابی ریسک بهداشتی ناشی از مواجهه غذایی با نیترات موجود در میوهها و سبزیجات عرضه شده در میادین میوه و ترهبار شهر ری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، نمونههای سیب، پرتقال، سیب زمینی، پیاز، گوجه و خیار گلخانهای و بوتهای به ترتیب به تعداد ۱۳، 12، ۲۲، ۱۸، ۲۴ و 32 مورد در پاییز و زمستان ۱۴۰۲ و بهار و تابستان ۱۴۰۳ جمعآوری و میزان نیترات آنها با روش اسپکتروفتومتری تعیین شد. شاخص مخاطره غیرسرطانزایی (HQ) بر اساس مقادیر نیترات محاسبه گردید. همچنین، با استفاده از دادههای GBD، سهم نیترات در بار بیماری سرطان کولورکتال از طریق شاخصهای YLD ،YLL و DALY برآورد شد.
یافتهها: میانگین غلظت نیترات بین محصولات تفاوت زیادی داشت؛ بیشترین در خیار بوتهای (294/06mg/kg) و کمترین مربوط به سیب (51/99mg/kg) بود. برخی محصولات از حد مجاز استاندارد ملی فراتر رفتند. بیشترین ریسک غیرسرطانزایی در سیبزمینی (میانگین 0/231) مشاهده شد. سیبزمینی بالاترین نرخ سرطان کولورکتال (2/02 در هر 100 هزار نفر)، بیشترین DALY (23/15) و مرگومیر ناشی از نیترات را داشت؛ میانگین DALY برای سیبزمینی، پیاز و خیار گلخانهای بهترتیب 107/38، 94/87 و 12/10 برآورد شد.
نتیجهگیری: برخی محصولات کشاورزی، بهویژه سیبزمینی و پیاز، منبع مهمی از مواجهه غذایی با نیتراتاند و میتوانند در افزایش خطر سرطان کولورکتال نقش داشته باشند؛ پایش و مدیریت مستمر در این زمینه ضروری است.
نبی شریعتی فر، مجید عرب عامری، حانیه اصغری، حسین بهرام زاد، مجتبی موذن، محمد روزبهانی، غلامعلی شریفی عرب،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نان یکی از اصلی ترین مواد غذایی دنیا است که احتمالا حاوی ترکیبات مضری مانند آکریلآمید (Acrylamide یا AA) است. هدف مطالعه حاضر، اندازهگیری میزان AA در سه نوع نان پرمصرف ایرانی (سنگک، لواش و تافتون) بود.
روش بررسی: تعداد 36 نمونه به صورت تصادفی از 4 منطقه تهران انتخاب شدند. روش مشتق سازی جهت آماده سازی نمونهها استفاده شد و از دستگاه کروماتوگرافی گازی–طیفسنجی جرمی (GC-MS) برای اندازه گیری میزان AA استفاده گردید. ارزیابی ریسک سرطانزایی نان های مسطح با استفاده از تکنیک شبیهسازی مونت کارلو صورت گرفت.
یافتهها: میانگین AA (µg/kg) (بیشینه-کمینه) در نمونه های نان برابر 80/8±170/4 (301/4-62/6) بود. همچنین میانگین AA در نمونه های نان لواش، تافتون و سنگک به ترتیب برابر 24/5±98/6، 52/1±142/6 و µg/kg 21/14±270/0 بود. میزان دریافت مزمن روزانه (CDI) در صدک ۵۰، AA از طریق مصرف نان های مسطح برای بزرگسالان و کودکان به ترتیب برابر با 1-10×4/78 و µg/kg.day 3-10×1/02 بود. ازطرفی، مقادیر ریسک غیرسرطانزایی (THQ) در صدک ۵۰، به ترتیب برابر با 1-10×2/36 و 1-10×5/13 و در ﺳﻄﻮح ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل (<1THQ) بود. در حالی که ارزیابی ریسک سرطانزایی (ILCR) در صدک ۵۰، برای بزرگسالان 4-10×2/31 و کودکان 4-10×5/10 بود که ILCR > 4-10×1 ﺑﺮای ﺳﻼﻣﺖ اﻧﺴﺎن ﻣﻀﺮ و غیر قابل قبول است.
نتیجهگیری: میانگین آلودگی AA نمونه ها بالاتر از استاندارد اتحادیه اروپا (µg/kg 80–50) بود. با توجه به میانگین غلظت AA در انواع نان ها و مقادیر ILCR برآورد شده، احتمال بروز ریسک سرطان زایی وجود دارد و لذا نیاز به نظارتهای بیشتر در تمامی مراحل تولید نان است.
اکرم سمیعی فرد، اکرم باحجب مقنیان، مهدی رنجبران، حمید کاریاب،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری میزان نشت پرتوها در مراکز پرتوپزشکی برای حفاظت سلامت پرتوکاران و مراجعه کنندگان ضروری است. این پژوهش با هدف ارزیابی میزان مواجهه پرتوکاران (منطقه تحت کنترل) و مراجعه کنندگان (منطقه تحت نظارت) با پرتوهای یونیزان در مراکز پرتوپزشکی استان قزوین انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی، بصورت سرشماری در 79 مرکز پرتو پزشکی انجام شد. مقدار دوز نشتی با دستگاه اتاقک یونش مدل FLUKE 451B اندازه گیری و برحسب μSv/h گزارش شد. با استفاده از الگوی کمیسیون حفاظت رادیولوژیکی آمریکا، میزان مواجهه در مناطق تحت کنترل و تحت نظارت برحسب mSv/year برآورد و در نهایت با شبیه سازی مونت کارلو، توزیع احتمالاتی میزان مواجهه پرتوکاران و مراجعه کنندگان تحلیل شد.
یافتهها: میانگین دوز نشتی در مناطق تحت کنترل و نظارت به ترتیب در محدوده μSv/h 1/7-0/1 و μSv/h 2/19-0/1 شناسایی شد. میانگین دوز مواجهه سالانه پرتوکاران و مراجعهکنندگان به ترتیب mSv/year 0/3079±0/1755 و mSv/year 5-10×14/9±6/2 برآورد شد که دارای اختلاف معنادار بود (0/0001< p). مطابق نتایج شبیه سازی مونت کارلو، 93 درصد دوز مواجهه پرتوکاران در محدوده mSv/year 0/98-0/0 و 95 درصد دوز مواجهه مراجعه کنندگان در محدوده mSv/year 0/01-0/0 برآورد شد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که دوز نشتی در مراکز پرتوپزشکی استان قزوین در محدوده مجاز قرار دارد. با این وجود، مشاهده مقادیر بالایی از نشت پرتوهای یونساز در بخشهای سیتی آنژیوگرافی و پزشکی هستهای، بر لزوم پایش مستمر، اجرای دقیق برنامههای کنترل کیفیت تجهیزات و رعایت اصول ALARA تاکید می کند. اگرچه نتایج مطالعه ماهیت مقطعی دارد، یافتهها میتواند مبنایی برای تدوین سیاستهای ایمنی در سطح ملی قرار گیرد.
علی عسگری، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، مریم کیانی صدر،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: گردوغبار خیابانی بهعنوان منبع غیرنقطهای آلودگی عناصر بالقوه سمی، شاخص مهمی از مواجهه انسان با آلایندههای فلزی/شبهفلزی در مناطق شهری محسوب میشود. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و ریسک سلامت عناصر آرسنیک، سرب، کادمیم، کبالت و وانادیم گردوغبار خیابانی شهر کرمانشاه در سال 1402 انجام یافت.
روش بررسی: در این پژوهش، در مجموع 48 نمونه گردوغبار خیابانی از 16 مکان برداشت و پس از هضم اسیدی نمونه ها، غلظت عناصر در آنها توسط ICP-OES تعیین شد. همچنین، مقادیر شاخص های غنیشدگی (Enrichment Factor; EF)، آلودگی یکپارچه (Integrated Pollution Index; IPI) و جامع آلودگی نمرو (Nemerow Integrated Pollution Index; NIPI) محاسبه شدند. همچنین، ریسکهای سرطانزایی و غیرسرطانزایی ناشی از مواجهه با گردوغبار آلوده برآورد شدند.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آرسنیک، کادمیم، کبالت و وانادیم به ترتیب با 7/28، 0/729، 9/02 و mg/kg 8/78 مربوط به نمونههای گردوغبار کاربری صنعتی و برای عنصر سرب با mg/kg 101 مربوط به نمونههای کاربری تجاری و بیانگر تأثیر ورودیهای انسانی بهویژه با منشأ صنعتی و ترافیک بود. مقادیر شاخص EF نشاندهنده شرایط "بدون غنیشدگی" تا "غنیشدگی شدید" عناصر بود. همچنین، میانگین مقادیر IPI از 0/770 تا 2/04 متغیر و شرایط آلودگی "کم" تا "زیاد" در منطقه مورد مطالعه را نشان داد. میانگین مقادیر NIPI از 1/17 تا 1/68 متغیر و بیانگر شرایط آلودگی "کم" در منطقه مورد مطالعه بود. مقادیر میانگین شاخص خطر تجمعی غیرسرطانزایی (Hazard Index; HI) عناصر مورد مطالعه برای کودکان و بزرگسالان بهترتیب در طبقه "ریسک شدید" و "ریسک کم" و مقادیر میانگین شاخص ریسک سرطانزایی کل (Total Carcinogenic Risk; TCR) برای شهروندان نشاندهنده ریسک سرطانزایی زیاد بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آرسنیک و سرب از بیشترین سهم در ایجاد ریسکهای بهداشتی برخوردار بودند؛ لذا، نسبت به کنترل منابع انتشار این دو عنصر و پایش منظم و دوره ای نمونه های گردوغبار بهویژه در مناطقی با سطح آلودگی زیاد توصیه می شود.
صادق کاظمی، فاطمه رضایی، کیمیا نظرزاده، مرادعلی زارعی پور،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی میکروپلاستیکها بهعنوان یکی از تهدیدات مهم محیطزیستی مطرح است و آگاهی، نگرش و عملکرد افراد در پیشگیری از این آلودگی نقشی کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی سطح آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان علوم پزشکی خوی در زمینه پیشگیری از آلودگی میکروپلاستیکها بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی بر روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی خوی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل (۵۵۰ نفر) بود که با روش نمونهگیری داوطلبانه و با رویکرد سرشماری، ۴۰۰ نفر در مطالعه شرکت کردند. پس از حذف پرسشنامههای ناقص، دادههای ۳۷۲ نفر مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای دو بخشی شامل اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه محققساخته آگاهی، نگرش و عملکرد (KAP) در زمینه پیشگیری از آلودگی میکروپلاستیکها بود. روایی محتوای ابزار با استفاده از شاخصهای CVR و CVI تأیید شد و پایایی آن از طریق آزمون- بازآزمون (0/78ICC=) و آلفای کرونباخ (0/83 تا 0/95) در سطح مطلوب ارزیابی گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون لجستیک رتبهای انجام شد و پردازش آماری دادهها با نرمافزار STATA نسخه ۱۵ صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح آگاهی و رفتار پیشگیری دانشجویان عمدتاً در حد متوسط و نگرش آنان نسبت به پیشگیری از آلودگی میکروپلاستیکها عمدتاً مثبت بود. تحلیل رگرسیون لجستیک رتبهای نشان داد که آگاهی بالاتر (8/28-1/91CI=95%، 3/98= OR) و نگرش مثبت (30/83-7/26CI=95%، 14/96= OR)، بهطور معناداری احتمال بروز رفتارهای پیشگیری را افزایش میدهند. علاوه بر این، سن پایینتر (7/29-1/26CI=95%، 9/41= OR)، متأهل بودن (26/52-3/33CI=95%، 3/03= OR)، تحصیلات دانشگاهی بالاتر مادر (7/17-1/24CI=95%، 2/99=OR) و شاغل بودن پدر (2/73-1/02CI=95%، 1/67=OR) بهعنوان عوامل جمعیتشناختی مؤثر در ارتقای رفتارهای پیشگیری شناسایی شدند.
نتیجهگیری: افزایش آگاهی و نگرش مثبت دانشجویان نقش مهمی در ارتقای رفتارهای پیشگیری در برابر آلودگی میکروپلاستیکها دارد. برایناساس، طراحی و اجرای برنامههای آموزشی هدفمند با تمرکز بر افزایش سطح دانش و تقویت نگرش مثبت، میتواند به ارتقای رفتارهای پیشگیری و کاهش اثرات محیطزیستی این آلودگی کمک کند.
غزال یوسفیان، سید مرتضی هدائی، محمد رضوانی قالهری، علیرضا یوسفیان، حبیب فصاحت، افشین ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای پروژههای آب شیرینکن بدون چالش نیست و ممکن است پیامدهای نامطلوبی بر محیطزیست به همراه داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثرات محیطزیستی ناشی از شیرینسازی آبهای زیرزمینی لبشور در روستاهای شهرستان تفت انجام شده است.
روش بررسی: با توجه به بازدیدهای میدانی از محدوده مطالعاتی و شرایط حاکم بر محیطزیست منطقه و همچنین با در نظر گرفتن شرایط خاص اجرای تاسیسات شیرینسازی آب، برای بررسی حساسیت مکانی طرح در پروژه، از چک لیستهای پرسشنامهای استفاده شد. در ارتباط با تجزیه و تحلیل فعالیتها و پیامدهای محیطزیستی مربوطه از ماتریس ووتن و رائو استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که پروژه در مجموع دارای غلبه اثرات مثبت است که با کسب نمره نهایی 29+ تأیید میشود. بالاترین نمرات مثبت به ابعاد اجتماعی و اقتصادی مانند پارامترهای درآمد (27+)، رفاه (24+) و اشتغال (24+) تعلق دارد. با این وجود، نتایج بر تمرکز اثرات منفی بر محیط فیزیکی تأکید میکند، بهطوریکه حادترین پیامدها به آلودگی صوتی (9-) و تأثیر بر منابع آب زیرزمینی (16-) اختصاص یافت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر، اثرات مثبت بر اثرات منفی غلبه دارد؛ بنابراین، اجرای این پروژه بر اساس معیارهای ماتریس ووتن و رائو مناسب تشخیص داده شده و هیچ گونه اثر نامطلوب عمدهای بر محیط زیست منطقه ندارد. علاوه بر این، انتقال پساب مربوطه به این محل تاثیری در فرسایش، فشردگی و تخریب ساختمان خاک و همچنین کیفیت آبخوانهای منطقه ندارد.
معصومه قرائی، فاطمه چاپاری نیا، مصطفی هادئی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: شهر کربلا بهعنوان یکی از بزرگترین مقاصد زیارتی جهان که سالانه میلیونها زائر را پذیراست، در معرض خطرات ناشی از گرما و امواج گرمای شدید قرار دارد. بررسی روندهای دمایی و ویژگیهای امواج گرما در این شهر برای پیشبینی ریسکهای اقلیمی و حفاظت از سلامت زائران و ساکنان اهمیت بالایی دارد. این مطالعه با هدف تحلیل روند میانگین، حداقل و حداکثر دما و ارزیابی فراوانی، مدت زمان و شدت امواج گرما در دوره 2009 الی 2024 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه، دادههای روزانه دمای حداقل، حداکثر و متوسط از پایگاه GSOD استخراج شد. برای شناسایی دقیق امواج گرما، از شاخص عامل گرمای اضافی (EHF) که شرایط اقلیمی مرجع و سازگاری جمعیت را در نظر میگیرد، استفاده شد. شاخصهای مختلف امواج گرما از نظر تعداد، مدت زمان و شدت آنها برای توصیف رفتار امواج گرما محاسبه گردید. روند تغییرات دما و شاخصها با استفاده از رگرسیون خطی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که طی دوره مطالعه، میانگین، حداقل و حداکثر دمای سالانه در کربلا روندی افزایشی داشتهاند. فعالیت امواج گرما نیز به طور قابل توجهی تشدید شده است؛ بهطوری که تعداد روزهای تحت تأثیر موج گرما از کمتر از ۲۰ روز در سالهای اولیه به بیش از ۴۰ روز در برخی سالها رسیده است. طولانیترین موج گرما تا ۳۱ روز ادامه داشته و شاخصهای شدت و دامنه امواج گرما نیز روند افزایشی نشان دادند. این الگوها بیانگر افزایش فشار حرارتی و مطابق با روند گرمایش منطقه خاورمیانه هستند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که شهر کربلا طی سالهای 2009 تا 2024 با افزایش محسوس دما و تشدید تعداد، شدت و مدت امواج گرما روبهرو بوده است. افزایش همزمان دماهای حداقل و حداکثر و وقوع امواج گرمای طولانی، ریسکهای قابلتوجهی برای سلامت عمومی بهویژه در دوران تجمعات انبوه انسانی ایجاد میکند. تقویت سامانههای هشدار زودهنگام، توسعه زیرساختهای خنککننده، گسترش فضاهای سبز و ارتقای آگاهی عمومی از اقدامات ضروری برای کاهش مخاطرات گرما و افزایش تابآوری شهر در برابر پیامدهای تغییر اقلیم است.
مجتبی خطیبی، قربانعلی دزواره، علیرضا علیزاده مقدم ماسوله،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از سموم، رایج ترین روش مبارزه با موش است. اما آلودگی های زیستی متعاقب آن و نیز عدم موفقیت در درازمدت، چالش های پیش رو هستند. مطالعه حاضر با هدف ساخت تله موش هوشمند با تزریق ماده شیمیایی و دوستدار محیط زیست انجام شده است.
روش بررسی: با انجام مطالعاتی در خصوص طول، وزن و خصوصیات رفتاری انواع موشها، طراحی اولیه دستگاه انجام شد. با استفاده از اسانس گردو و فندق، موش به سمت تونل مرگ هدایت و به صورت خودکار ماده شیمیایی مورد نظر به قفسه سینه موش تزریق شد. ابتدا با موش آزمایشگاهی و سپس با نمونه وحشی مورد آزمایش قرار گرفت و در هر مرحله اشکالات طراحی بررسی و مرتفع گردید. تحلیل داده ها با آزمون کای اسکور انجام شد.
یافتهها: پارامترهای طراحی در هر قسمت به شرح زیر بدست آمد. در بخش کشندگی، از بین دو ماده نمک طعام و EDTA (Ethylene Diamine Tetra Acetic acid)، ماده EDTA با حجم mL 2 با 97 درصد موفقیت در کشندگی (فاصله اطمینان 95 درصد، 88-99) نتایج مطلوبی داشت. همچنین تزریق این ماده در فاصله cm 8 از پوزه و با زمان اثر s20 تایید شد. در بخش جلب کنندگی بین دو اسانس گردو و فندق، گردو با امتیاز 93 درصد جلب کنندگی (فاصله اطمینان 98-84) انتخاب گردید.
نتیجهگیری: کارایی این دستگاه در شرایط عملی یک انبار مواد غذایی و دارویی، موید امکان مطالعه بیشتر برای بهبود این روش برای مبارزه با موش است. با توجه به سهولت کار با این دستگاه و عدم ورود مواد سمی به محیط زیست، این روش به عنوان راهکاری موثر در کنترل جمعیت موشها در شرایط انبار قابل توصیه است.
سمیرا سلیمانی، امید ابوبکری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرش مجدد بیماران تنفسی یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی کیفیت خدمات سلامت و نشان دهنده بار بیماریهای مزمن است. هدف این مطالعه بررسی اثرات تجمعی PM2.5 و برآورد خطر منتسب پذیرشهای مجدد بیماران تنفسی در سنندج طی سالهای 1396 تا 1401 بود.
روش بررسی: در این مطالعه، مجموعه ای از دادههای سازمان هواشناسی، دادههای پذیرش مجدد بیماران تنفسی همراه با تلفیقی از دادههای ایستگاه پایش محیط زیست و دادههای سنجش از دور استفاده شد. ارتباط بین PM2.5 و پذیرش مجدد به وسیله مدل رگرسیون شبه پارامتریک با توابع غیر خطی جهت کنترل مخدوشگرهای شناخته شده و اندازهگیری نشده (ناشناخته) بررسی شد. همچنین اثرات تجمعی تا 21 روز پس از مواجهه و خطر منتسب به تفکیک سن و جنس محاسبه گردید.
یافتهها: افزایش غلظت PM2.5 اثر تجمعی معنیداری به ویژه در مردان و افراد زیر 65 سال بر پذیرش مجدد داشت. در گروه سنی زیر 65 سال، الگوی پاسخ اغلب با لگ زمانی همراه بود، اما سالمندان بیشترین خطر را در روزهای ابتدایی مواجهه داشتند. برآورد خطر منتسب نشان داد حدود 3500 پذیرش مجدد در دوره مطالعه به PM2.5 قابل انتساب بوده و از این مقدار بیشترین سهم مربوط به بازه غلظتی μg/m³ 15-0 بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد ذرات معلق PM2.5 سهم بالایی در پذیرشهای مجدد بیماران تنفسی داشته و اثرات آن به صورت تجمعی و تأخیری ظاهر میشود. یافتهها بر ضرورت بازنگری استانداردهای کیفیت هوا، طراحی مداخلات پیشگیرانه متناسب با گروههای سنی و جنسی و توسعه سامانههای پایش و هشدار زودهنگام برای کاهش بار بیماریهای تنفسی و هزینههای نظام سلامت تأکید میکنند.
بهرام نعیمی، مریم حدادی، محمود علی محمدی، محمد هادی دهقانی، مینا آقائی، فضل اله چنگانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد شتابان فعالیت های صنعتی و شهری در دهههای اخیر باعث افزایش استفاده از فرآیندهای آبکاری و تولید فاضلابهای حاوی فلزات سنگین و ترکیبات سمی نظیر سیانید و فنول شده است. آلایندههایی که میتوانند مخاطرات قابلتوجهی برای سلامت انسان و محیطزیست ایجاد کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی کمی و کیفی فاضلاب صنایع آبکاری و سنجش انطباق آن با استانداردهای تخلیه، به دنبال ارائه مبنایی برای بهبود مدیریت پساب و کاهش پیامدهای محیط زیستی است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی در دو کارگاه آبکاری نیکل – کروم و روی مجهز به سیستم تصفیه داخلی در استان تهران انجام شد. پس از بررسی فرآیندهای آبکاری و واحدهای تصفیه، نمونهبرداری به صورت لحظه ای در دو نوبت از فاضلاب خام و پساب خروجی صورت گرفت، بهگونهای که در هر نوبت ۶ نمونه و در مجموع ۱۲ نمونه جمعآوری گردید. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی اندازهگیری و کارایی سیستمها در حذف آلایندهها ارزیابی شد.
یافتهها: یافتههای حاصل از آنالیز نشان داد که در پساب واحد 1 مقادیر CODو فلز نیکل و در پساب واحد 2 مقدار فلز روی بالاتر از حدود مجاز تعیین شده قرار داشتند. سیستم تصفیه در واحد آبکاری نیکل – کروم بیشترین راندمان حذف را برای کروم (۱۰۰ درصد) و همچنین برای روی، فسفات و نیکل (99-94 درصد) نشان داد، در حالیکه راندمان حذف COD و TSS بهترتیب ۴۵ و ۶۹ درصد برآورد شد. در واحد آبکاری روی، راندمان حذف نیکل، روی، COD و فسفات در حدود ۹۸ تا ۹۹ درصد بود، در حالیکه کمترین کارایی حذف مربوط به سیانید (۵۰ درصد) و مس (۳۳ درصد) گزارش گردید.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که مقادیر برخی پارامترهای پساب خروجی واحدها فراتر از حدود مجاز تعیین شده در استانداردهای سازمان حفاظت محیطزیست ایران بوده و این امر ضرورت ارتقای فرآیندهای تصفیه و بهبود مدیریت پساب را بهطور جدی نشان میدهد.
زهرا فتحی لوشکانی، فائزه محمدی، محمد مهدی امام جمعه، احد علیزاده، اعظم جنتی اصفهانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش به بررسی توزیع فضایی شدت میدانهای الکتریکی و مغناطیسی اطراف خطوط برق فشار قوی kV ۶۳ در یکی از پارکهای شهر قزوین میپردازد. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان مواجهه شهروندان با میدانهای فرکانس فوق پایین (ELF) از طریق اندازهگیری تجربی و مدلسازی عددی است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی–تحلیلی است که در آن شدت میدانهای الکتریکی و مغناطیسی اطراف سه دکل حامل خطوط انتقال برق فشار قوی kV63 در چهار جهت جغرافیایی و در فواصل مختلف از دکلها، در فصول چهارگانه سال از زمستان ۱۳۹۹ تا پاییز ۱۴۰۰ سنجش شد. اندازهگیریها با استفاده از دستگاهHoladay (model: HI‑3604) و در ساعت اوج مصرف برق انجام گرفت. همچنین بهمنظور بررسی نحوه انتشار میدانها بهصورت سهبعدی، مدلسازی عددی با نرمافزار COMSOL Multiphysics صورت گرفت. سپس مقادیر بهدست آمده با حدود مجاز استاندارد ملی ایران مقایسه شد. تحلیل آماری دادهها با استفاده از نرمافزار R و مدل معادلات برآوردی تعمیمیافته (GEE) انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد شدت میدانهای الکتریکی و مغناطیسی در نزدیکی دکلها بیشترین مقدار را داشته و با افزایش فاصله کاهش مییابد. بیشینه میدان الکتریکی در بهار و تابستان و بیشینه میدان مغناطیسی در زمستان مشاهده شد. دما و رطوبت تأثیر معناداری بر شدت میدانها داشتند (0/05 > p) مقادیر مدلسازی شده از اندازهگیریهای تجربی بیشتر بود. تمامی مقادیر بهدست آمده کمتر از حدود مجاز استاندارد ملی ایران بودند.
نتیجهگیری: مواجهه با میدانهای الکترومغناطیسی در پارک مورد مطالعه، ایمن و پایینتر از حد مجاز بهداشتی بود. با این حال، به دلیل تأثیر شرایط محیطی و تغییرات فصلی، پایشهای دورهای توصیه میگردد. استفاده از فضای سبز بهعنوان عناصر طبیعی نیز میتواند در کاهش مواجهه مؤثر باشد.
مریم طهماسب پور، حسین اختری وند، فاطمه محمدی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای موثر برای جداسازی 2CO، بهعنوان اصلیترین عامل گرمایش جهانی، استفاده از فرآیند شیمیایی چرخه خورشیدی کلسیم است. عملکرد پایدار و رفتار سیالیت مناسب جاذبهای مبتنی بر CaO، نقش تعیینکنندهای در کارایی و دوام این فرآیند دارد. هدف این مطالعه، بررسی و بهبود پایداری و ویژگیهای سیالشدن جاذب CaO برای ارتقای عملکرد چرخه خورشیدی کلسیم است.
روش بررسی: برای بهبود پایداری جاذب CaO از اسید فسفریک و اسید استیک و برای بهبود قابلیت جریانپذیری جاذبها، از ذرات سیلیکا استفاده شد. عملکرد جاذبها در 19 چرخه جذب و احیا مورد ارزیابی قرار گرفت تا تأثیر این روشها بر پایداری و رفتار سیال بهصورت کمی و کیفی بررسی شود.
یافتهها: از نظر پایداری، نمونههای اصلاح شده با اسید استیک نسبت به نمونههای اصلاح شده با اسید فسفریک نتایج بهتری نشان دادند، این درحالیستکه استفاده از اسید فسفریک در بهبود رفتار سیال شدن جاذب نهایی موثرتر از اسید دیگر بود. سنگآهک اصلاح شده با اسید استیک 10 درصد، بعد از 19 چرخه دارای میزان جذب برابر g CO2/g sorbent0/3 بود که نسبت به سنگآهک اولیه دارای افزایش 57 درصدی است. همچنین، در سرعت cm/s 5 میزان انبساط بستر در نمونه اصلاح شده با اسید فسفریک نسبت به سنگآهک اولیه 27 درصد افزایش پیدا کرد. با افزودن 5 درصد از ذرات سیلیکا به نمونه اصلاح شده با اسید استیک نیز میزان انبساط بستر آن 32 درصد افزایش یافت.
نتیجهگیری: استفاده از روش اسیدزنی و افزودن ذرات سیلیکا راهکاری مفید برای بهبود عملکرد چرخه خورشیدی کلسیم است.
محمد جندکاری پور، مهدی الیاسی کجاباد، راهله حقیقی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: نگرانیهای فزاینده در مورد محصولات جانبی گندزدایی (DBPs) ناشی از کلرزنی متعارف، نیازمند رویکردهای جایگزین در تصفیه آب است. این مطالعه به بررسی کارایی سیستم ترکیبی ازنزنی و فیلتراسیون غشایی سرامیکی برای تصفیه آب آشامیدنی میپردازد.
روش بررسی: غشای سرامیکی با استفاده از روش ریختهگری تولید، مشخصهیابی و ارزیابی گردید. کارایی ازنزنی نیز با تزریق 1g ازن به مدت 3min به 2/5L نمونه (غلظت 0/02g/L) بررسی شد. کیفیت آب با سنجش پارامترهای کدورت و کل مواد جامد محلول (TDS) و آنیونها و کاتیونهای اصلی و شاخص های میکروبیولوژیکی شامل باکتریهای کلیفرم و اشرشیاکلی بررسی شد.
یافتهها: بررسی مورفولوژی غشایی متخلخل بودن غشا را تایید کرده و نتایج حاصل از ارزیابی شار عبوری نشان داد شار عبوری غشا از 475Lmh به 313Lmh کاهش یافت که با شستشوی معکوس ۹۶ درصد بازیابی داشت. غشا باعث کاهش کدورت از 1/72NTU به 0/5NTU شد که بیانگر بازده ۷۱ درصدی نسبت به نمونه قبل از فیلتراسیون بود. ازن زنی تاثیری بر کدورت آب نداشت، اما باعث حذف کامل باکتریهای کلیفرم و اشرشیاکلی بود. فیلتراسیون غشایی در حذف 66 درصدی این باکتری ها موفق بود.
نتیجهگیری: فیلتراسیون غشایی به عنوان روش مکمل برای هر یک از دو روش ازن زنی یا کلرزنی، بخش عمده آلودگی را حذف کرده و استفاده از یک ضدعفونی سبک در ادامه کافی است. ترکیب استفاده از ازنزنی و کلرزنی با غلظت های کم در کنار هم به عنوان دو روش مکمل، از تشکیل DBPs جلوگیری کرده که گامی به سوی تأمین آب آشامیدنی ایمنتر و سالمتر خواهد بود.
حمیده اکبری، آیدا جسور، حسن رسولزاده، علی ظفرزاده، روژان فیضی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نگرانی های بهداشتی مرتبط با احتمال آلودگی شیر و محصولات لبنی به فلزات سنگین، هدف این مطالعه ارزیابی غلظت سرب، کادمیوم، مس، و روی در شیر خام و محصولات لبنی تهیه شده از آن به شیوه سنتی و ارزیابی ریسک مرتبط با آن بود.
روش بررسی: 30 نمونه شیر خام و محصولات لبنی شامل ماست، پنیر، و دوغ از ده مرکز تهیه و عرضه سنتی لبنیات در استان خوزستان جمع آوری شد. پس از هضم اسیدی، غلظت فلزات سنگین با استفاده از دستگاه پلاروگراف 797 اندازه گیری شد. Hazard Quotient (HQ) و Hazard Index (HI) برای محاسبه ریسک غیرسرطانزایی و Estimated Daily Intake (EDI) به عنوان شاخص ریسک سرطانزایی با بکارگیری شبیه سازی مونت کارلو محاسبه شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین غلظت سرب، کادمیوم، روی، و مس در لبنیات مورد مطالعه به ترتیب 0/0668، 0/0069، 30/0952، و mg/kg 1/8756 بود. مجموع غلظت فلزات سنگین در ماست، دوغ، و پنیر به ترتیب 134/08، 28/19، و 4/17 درصد بالاتر از مجموع فلزات در شیر خام بود. HI ناشی از مصرف محصولات لبنی مورد مطالعه 2-10×52/82 بود. EDI مرتبط با سرب و کادمیوم در محصولات لبنی به ترتیب در دامنه 4-10 و 8-10 بود.
نتیجهگیری: علیرغم نگرش عمومی به کیفیت بهتر محصولات لبنی سنتی، فرآیند سنتی تولید موجب افزایش چشمگیر غلظت برخی فلزات سنگین نسبت به شیر خام می شود. پایش فلزات سنگین در محصولات لبنی سنتی و تعریف برنامه کاهش آن توصیه می شود.