71 نتیجه برای Heavy Metals
زهرا معاوی، خوشناز پاینده، مهرنوش تدینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین از انواع آلاینده های خطرناک موجود در محیط زیست هستند که در مواد غذایی انباشته می شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی خطر سلامت و آلودگی برخی فلزات سنگین در سبزیهای کاهو و کلم کشت شده در سه شهرستان حمیدیه، دزفول و رامهرمز استان خوزستان انجام شد.
روش بررسی: نمونه برداری بهصورت تصادفی ساده، با سه تکرار و تعداد 15 نمونه از هر کدام از سبزیهای کاهو و کلم کشت شده در هر منطقه تهیه شدند. فلزات سنگین به کمک دستگاه جذب اتمی مدل پرکین المر 4100 سنجش شدند. ارزیابی خطر فلزات سنگین با استفاده از شاخص های آلودگی خاک و ارزیابی خطر سلامت انجام گردید.
یافته ها: بالاترین میزان فلز در کلم مربوط به روی (mg/kg 0/15±5/84) و پایین ترین مقادیر فلز کروم در کاهو (mg/kg 0/005±0/11) به دست آمد. بر اساس میزان جذب روزانه فلزات سنگین محصولات کاهو و کلم، نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر شاخص مخاطره (HQ) را فلز سرب در کلم برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب 8/5840 و 3/4253 در مقایسه با سایر فلزات سنگین داشتند. شاخص مخاطره فلزات نیکل و کروم در کلم بالاتر از کاهو بود، اما در مورد فلزات روی، مس و کبالت شاخص مخاطره در کاهو بالاتر از کلم به دست آمد. بالاترین مقدار شاخص سرطانزایی در کودکان برای مصرف کلم و فلز سرب 0/0291 بود. شاخص سرطانزایی فلز کروم در دو محصول کاهو و کلم (0/0003 و 0/0002) پایین ترین مقادیر را داشت. خطر بوم شناسی فلزات سنگین در خاک مزارع کشاورزی رامهرمز بالاتر از شهرهای دزفول و حمیدیه به دست آمد. فاکتور غنی شدگی فلزات سرب، کروم، مس و کبالت در خاکهای کشاورزی رامهرمز بالاتر از مناطق دیگر بود. شاخص زمین انباشتگی کروم، روی و مس در خاک مزارع کشاورزی دزفول بالاتر از خاکهای حمیدیه و رامهرمز بالاتر بود.
نتیجه گیری: با توجه با شاخص های آلودگی خاک، فلز کبالت نقش مهمی در آلودگی خاک دزفول، حمیدیه و رامهرمز داشت و فلزات سرب، نیکل، کروم، مس و روی آلودگی کمی در خاک مناطق مورد مطالعه داشتند. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین خاک نشان داد که شاخص خطر فلزات سنگین سرب، نیکل، کروم، مس، روی و کبالت پایین تر از 1 به دست آمد. شاخص سرطانزایی فلزات سنگین برای بزرگسالان و کودکان کمتر از 4-10 بود. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین و شاخص مخاطره آنها نشان داد مصرف کاهو و کلم در این مناطق می تواند باعث مشکلات سلامتی در افراد شود.
احسان معنویپور، اکبر اسلامی، عباس شاهسونی، احمد اله آبادی، رضا سعیدی، فاطمه شکری داریان، مهرنوش ابطحی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در جامعه امروزی، با توجه به تنوع روشهای تولید مواد غذایی، تهیه غذای سالم چالشبرانگیز شده است. روغن در کشور ما به چند شیوه تولید میشود. در روش کارگاهی پرس سرد، نظارت کافی بر فراورده تولیدی وجود ندارد. هدف مطالعه حاضر بررسی میزان فلزات سنگین و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی روغن صنعتی در مقایسه با روغن روش پرس سرد است.
روش بررسی: در این تحقیق ۵۴ نمونه روغن تولیدی با روش پرس سرد و تصفیه شده صنعتی آفتابگردان، کنجد و کلزا تهیه شد و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی آنها شامل ضریب شکست، عدد اسیدی، عدد یدی، عدد صابونی، عدد پراکسید، عدد آنیزیدین، سرب، آهن، آرسنیک و مس تعیین شد و تأثیر زمان نگهداری بر ویژگیهای مذکور مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: عدد یدی بیشترین تخطی از استاندارد را نشان داد (۶۱ درصد) و میانگین آن در روغنهای پرس سرد و تصفیه شده صنعتی بهترتیب 136/70 وgI /100g 134/48 بود. میانگین مقدار ویژگیهای فیزیکوشیمیایی بجز عدد صابونی در نمونههای روغن پرس سرد بالاتر از روغن صنعتی بود، اما تفاوت مشاهده شده معنیدار نبود. بررسی تأثیر زمان نگهداری بر ویژگی فیزیکوشیمیایی نشان داد که طی زمان دو ماه، عدد پراکسید (0/01>p) و آنیزیدین (0/05p<) در هر دو گروه روغن بصورت معنیدار افزایش یافت. میانگین غلظت آرسنیک، سرب، آهن و مس در روغنهای مورد بررسی به ترتیب 0/03، 0/78، 0/05 و mg/kgoil 0/05 بود و تخطی از استاندارد فقط در یک نمونه روغن آفتابگردان پرس سرد مشاهده شد (آرسنیک با غلظت mg/kgoil 0/11).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بدست آمده، روغنهای تصفیه شده صنعتی ویژگیهای شیمیایی و پایداری مناسبتری داشتند. پیشنهاد میگردد در صورت استفاده از روغنهای تولیدی با روش پرس سرد، این روغنها در مدت کوتاهی مصرف شوند و برای مصارف سرخ کردنی روغنهای تصفیه شده صنعتی ارجحیت دارند.
عباس خزائی، مهرنوش ابطحی، مهسا جهانگیری راد، فاطمه شکری داریان، محمد رفیعی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نظارت بر کیفیت آب های نامتعارف علاوه بر امکان استفاده بهینه از آنها، احتمال اقدام اصلاحی برای ارتقاء سطح بهداشت مواد غذایی را مشخص مینماید. هدف از این مطالعه، بررسی کیفیت آبهای نامتعارف (پساب تصفیه خانه فاضلاب) در کانال های آبیاری مزارع پاکدشت است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، از شش کانال آبیاری مزارع پاکدشت، 120 نمونه طی مدت 5 ماه برداشت شد. خصوصیات فیزیکوشیمیایی و میکروبی پساب کانال ها تعیین و با استانداردها مقایسه گردید. همچنین کیفیت آبها با کاربرد شاخصهای ارزیابی فلزات سنگین (HEI)، آلودگی فلزات سنگین (HPI) و کیفیت پساب (WWQI) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین غلظت پارامترهای COD، BOD5، TSS، TDS، NO3-، SO4-2، PO4-3 به ترتیب برابر با 259، 125، 105، 697، 4/5، 94/4 و mg/L 13/5 و میانگین تعداد کلیفرم های کل و مدفوعی در پساب کانال ها بیش از استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست ایران (IRNDOE) و سازمان جهانی خوار و بار و کشاورزی ((FAO تعیین گردید. دامنه غلظت فلزات سنگین (mg/L) مورد بررسی قرار گرفته برای کروم (0/045-0/025)، کادمیوم (0/0006-0/001)، سرب (0/0006-0/001)، کبالت (0/059-0/038) و نیکل (0/06-0/05) کمتر از استاندارد بود؛ اما شاخص های HEI و WWQI وضعیت نامطلوب آب برای آبیاری کشاورزی را نشان دادند.
نتیجهگیری: براساس مقایسه نتایج پارامترهای اندازه گیری شده در این مطالعه با استانداردهای سازمان ملی استاندارد ایران و FAO، آبهای نامتعارف کانال های شهرستان پاکدشت برای آبیاری صیفی جات نامناسب، ولی برای محصولات علوفه ای و صنعتی مناسب است. در صورت اجرای روشهای اصلاحی، میتوان کیفیت آب کانالها را برای مقاصد کشاورزی بهبود بخشید.
نادر عباسی، محسن محمدی گلنگش،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین به علت سمیت، ماندگاری در شرایط طبیعی، قابلیت ورود و تجمع (تجمع زیستی و بزرگنمایی زیستی) در زنجیره های غذایی، به عنوان آلوده کننده های جدی تلقی می گردند. هدف از این مطالعه بررسی غلظت فلزات سنگین Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Fe و Ni در خاک های سطحی کشاورزی محدوده مرکز دفن میاندوآب بوده است.
روش بررسی: در این پایش پس از بازدید منطقه، 57 نمونه خاک از عمقcm 20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها در آزمایشگاه، توسط دستگاه پلاسمای جفت شده القایی (ICP-OES) مورد سنجش قرار گرفتند. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک (PERI) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) و همبستگی پیرسون (Pearson’s Correlation)، آنالیز خوشه ای (Cluster) و آزمون تی منفرد (One-T-test) استفاده شد. پردازش آماری نتایج نیز با نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافتهها: بر اساس نتایج آزمون تی منفرد میانگین غلظت فلزات Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Ni تفاوت معناداری با غلظت زمینه شان در خاک نداشت (0/05<p) و این تفاوت فقط برای فلز Fe معنا دار بود (0/05<p) که حاکی از منشأ زمین شناسی این عنصر بود. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک، با میانگین 46/95 در محدوده خطر کم قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) عامل اول با کروم، سرب و آهن، عامل دوم با روی و مس وعامل سوم با کادمیوم بطور مثبت و معناداری مرتبط بود. مطابق نتایج آنالیز خوشه ای، آهن بطور عمده وابسته به منابع طبیعی آن بود. بر اساس نتایج شاخص زمین انباشتگی تمامی فلزات به جز فلز مس در 2 ایستگاه (2 و 4 غیرآلوده تا کمی آلوده) در طبقه غیرآلوده بود.
نتیجهگیری: منشأ حضور عناصر، وابسته به عوامل طبیعی و انسانی است. بطور خاص کروم، سرب و کادمیوم با احتمال زیاد از منابع انسان ساخت و آهن از منابع طبیعی است. کاهش غلظت فلزات را می توان به دلایلی از جمله شخم های مداوم و سالیانه، عدم فعالیت مرکز دفن پسماند، جذب زیستی توسط محصولات زراعی، خاکشویی و انتقال به اعماق پایین تر عنوان نمود.
حسن ملوندی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ذرات گردوغبار در محیط های شهری معمولاً آلوده به فلزات سنگین است و این آلاینده ها برای سلامتی انسان ها و بهخصوص کودکان نگران کننده است. یکی از محیط هایی که باعث مواجهه کودکان با ذرات گردوغبار می شود، مدارس است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، تعیین غلظت فلزات سنگین و ارزیابی خطر سلامتی فلزات سنگین در گردوغبار مدارس شهر مشهد است.
روش بررسی: نمونههای گردوغبار از 27 مدرسه در پاییز 1401 با استفاده از یک برس قلم مویی جمع آوری شد. با استفاده از پلاسمای جفت شده القایی غلظت فلزات تعیین و با استفاده از شاخص های زمین انباشتگی (Igeo)، فاکتور آلودگی (CF)، شاخص بار آلودگی (PLI)، شاخص غنی شدگی (EF)، خطر زیست محیطی بالقوه (PERI) و شاخص های خطر سلامت مانند HQو HI سطوح آلودگی برآورد گردید.
یافته ها: میانگین غلظت عناصر Co، Fe، Ca ، Al، Pb و Ba به ترتیب 9/63، 18538/58، 84017/79، 11270/42، 32/07 و µg/g 111/56 بودند. مقادیر شاخص های Igeo بین 3/69- تا 1/51 و CF بین 0/16 تا 4/26 بودند. نتایج شاخص های آلودگی نشان داد که اکثر عناصر مورد مطالعه در طبقات اول آنها یعنی درجه آلودگی ناچیز یا کم قرار داشتند. مقادیر شاخص های HQ و HI نیز کمتر از 1 بودند.
نتیجهگیری: به طور کلی می توان بیان کرد که غلظت های عناصر مورد مطالعه، نگران کننده نبود و در مجموع در سطوح غیر آلوده قرار داشتند و همچنین خطری بالقوه برای سلامتی به واسطه مواجهه با عناصر مورد مطالعه وجود نداشت.
جواد کاظم نور، عاطفه چمنی، احمد نجم عبداله الموسوی، نرگس کارگری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین خاک شهری بهسبب مخاطرات بالقوه محیط زیستی و بهداشتی توجه گستردهای را به خود جلب کرده است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی خطر و تعیین بار آلودگی فلزات آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک سطحی شهر در استان بابل عراق در سال 1402 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، در مجموع 50 نمونه خاک سطحی از عمق cm20-0 برداشت و محتوی عناصر در آنها با استفاده از طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص های غنیشدگی (EF)، آلودگی (PI)، بار آلودگی (PLI)، خطر سلامت (HI) و خطر سرطانزایی (CR) محاسبه شدند. دادهها نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد پردازش قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین محتوی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ترتیب برابر با 27240، 62/7، 0/302، 33/8، 570 و mg/kg 0/999 بود. بیشینه میانگین محتوی عناصر برای آهن، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ترتیب برابر با 30331، 37/3، 639 و mg/kg 1/08 مربوط به مناطق مرکزی شهر و بیشینه میانگین محتوی عناصر برای روی و کادمیم به ترتیب برابر با 65/3 و mg/kg 0/332 و مربوط به مناطق روستایی و حومه شهر بود.
نتیجه گیری: نتایج، بیانگر تأثیر فعالیت های شهری (ترافیک، صنعت و کشاورزی) بر آلودگی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن خاک در شهر القاسم بوده است. از این رو، به منظور کاهش و مدیریت خطر محیط زیستی و سلامتی، پایش منظم محتوی فلزات سنگین و شناسایی منابع آلودگی عناصر در خاک توصیه میشود.
ایرج اسدی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، هاجر مریخ پور، سهیل سبحان اردکانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی میزان گونهزایی شیمیایی و فراهمی زیستی فلزات سنگین و تعیین پارامترهای موثر در فراهمی زیستی آنها در مدیریت و اصلاح خاکهای اراضی کشاورزی نقش کلیدی دارد. به همین منظور، این پژوهش با هدف منشاءیابی، تفکیک شیمیایی و فراهمی زیستی عناصر بالقوه سمی در خاک کشاورزی شهرهای جنوبی استان همدان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 90 نمونه خاک سطحی از عمقcm 30-0 بهصورت تصادفی از اراضی کشاورزی برداشت شد. پس از آمادهسازی نمونهها در آزمایشگاه، محتوای عناصر سنگین در آنها با استفاده از دستگاه جذب اتمی قرائت شد و فراهمی زیستی عناصر با استفاده از روش استخراج متوالی تعیین گردید. بررسی ارتباط بین میزان فراهمی زیستی فلزات سنگین با خصوصیات فیزیکوشیمیایی به کمک آزمون اسپیرمن انجام شد.
یافتهها: میانگین غلظت منگنز، کادمیم، آهن، کبالت، کروم، مس، نیکل، آنتیموان و آرسنیک در هر سه شهرستان مورد مطالعه بهترتیب 267/63، 0/19، 4/20، 20/65، 90/49، 35/86، 70/84، 3/78 و mg/kg 17/82 بهدست آمد. نتایج حاصل از استخراج متوالی نشان داد فلزات، منگنز، مس و نیکل بهترتیب با غلظت 6/76، 2/91 و mg/kg 3/77 بیشترین دسترسی زیستی را داشتند. بیش از 70 درصد پیوند بین فلزات سنگین و خاک از نوع مقاوم و میان بطنی بوده و فلزات سنگین موجود در خاک زمینه طبیعی دارند.
نتیجهگیری: غلظت فلزات سنگین در خاک منطقه مورد مطالعه کمتر از حد استاندارد و دسترسپذیری فلزات سنگین در محیط خاک از پتانسیل کمی برخوردار بوده و از نظر ورود آلودگی به آب، خاک و محصولات زراعی نگرانی خاصی ایجاد نمیکنند.
محمدحسین قادری، آزاد تیموری، مجید عسکری حصنی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اثرات منفی فلزات سنگین و انتقال آن از طریق زنجیره های غذایی به انسان، مطالعه حاضر به منظور بررسی غلظت فلزات سنگین آهن، روی، کادمیوم، سرب، باریم، نیکل، مس، وانادیوم و آرسنیک در بافت های آبشش، کبد و عضله در ماهی سرخو خال سیاه(Lutjanus ehrenbergii) انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 30 قطعه ماهی سرخو خال سیاه در سال 1401 از زیستگاه های مرجانی جزیره هنگام توسط گرگور و قلاب صید و جمع آوری شدند. پس از شناسایی و زیست سنجی، تمام نمونه ها تشریح و بافت های کبد، آبشش و عضله جدا و سنجش فلزات سنگین توسط ICP-MS انجام شد.
یافتهها: بر اساس نتایج زیست سنجی، میانگین طول استاندارد، طول کل و وزن ماهیان مورد مطالعه به ترتیب cm 1/4±23/3، cm 2/7±27/8 و g18/9±470/3 بود. بر اساس نتایج، عنصر آهن نسبت به سایر عناصر مورد مطالعه بیشترین تجمع را به ترتیب در بافت های آبشش و کبد به میزان 327/41 و µg/g 136/10 داشت و عنصر روی بیشترین میزان تجمع را در بافت عضله به میزانµg/g 2/68 داشت. عنصر نیکل نسبت به سایر عناصر مورد مطالعه کمترین تجمع را نشان داد. میزان عنصر سرب در بافتهای آبشش، کبد و عضله به ترتیب به میزان 1/38، 1/35 و µg/g 0/46 سنجش شد.
نتیجهگیری: مقدار عنصر سرب در عضله به عنوان بافت اصلی تغذیه ای به میزان µg/g 0/46 سنجش شد که بالاتر از برخی استانداردهای جهانی مانند WHO است؛ بنابراین از لحاظ بهداشتی مصرف ماهیان تجاری آلوده به فلزات سنگین توصیه نمیگردد. با انجام پایش های مداوم می توان وضعیت آلایندگی ماهیان را ارائه کرد، اما با این وجود مصرف گونه سرخو خال سیاه صید شده از اطراف جزیره هنگام باید با احتیاط صورت گیرد.
هادی نیک نژاد، احسان معنوی پور، موسی چشمی، وجیهه حسن زاده، رقیه عابدی سروستانی، فاطمه احمدی، مهرنوش ابطحی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی روغنهای گیاهی (VOs) به فلزات سنگین به دلیل پیامدهای بالقوه بر سلامت عمومی، یکی از نگرانیهای مهم در حوزه ایمنی مواد غذایی محسوب میشود. این پژوهش با هدف اندازهگیری غلظت فلزات سنگین (As, Pb, Cu, Fe) در انواع مختلف VOs و ارزیابی خطرات ناشی از مصرف آنها بر سلامت انسان انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، 72 نمونه روغن گیاهی از برندهای مختلف و از میان سه نوع روغن پرمصرف (کنجد، آفتابگردان و کلزا) بهصورت سیستماتیک از بازارهای شهر سبزوار جمعآوری شد. نمونههای روغن پس از وزنکشی دقیق، تحت هضم اسیدی با اسید نیتریک، اسید سولفوریک و H₂O₂ قرار گرفتند. محلولهای حاصل پس از فیلتراسیون، با استفاده از طیفسنج نشر اتمی با پلاسمای مایکروویو (MP-AES) برای تعیین غلظت فلزات سنگین ( Pb، As، Cu،Fe ) آنالیز شدند. کلیه مراحل مطابق با استانداردهای ملی ایران و در سه تکرار انجام شد. بهمنظور ارزیابی دقیقتر ریسکهای بهداشتی، ضریب خطر غیرسرطانزایی (HQ) و ریسک ابتلا به سرطان در طول عمر (LTCR) با روش شبیهسازی مونتکارلو (MCS) محاسبه شد. در مدل ارزیابی ریسک، میزان مصرف روزانه روغنهای گیاهی معادل kg/day 0/227 در نظر گرفته شد که بر اساس الگوی مصرف ملی در ایران تعیین گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان فلزات سنگین در VOs شامل Pb (mg/kg 0/058) در روغن کنجد، As (mg/kg 0/090) در روغن آفتابگردان و Cu و Fe (mg/kg 0/143 و 0/847) در روغن کلزا بود. شاخص خطر غیرسرطانزایی (THQ) برای Pb (0/146 = THQ)، Cu (0/022 = THQ) و Fe (0/01 = THQ) در محدوده ایمن قرار داشت، اما مقدار THQ مربوط بهAs (1/905 = THQ) در سطحی قابلتوجه گزارش شد. بررسی ریسک سرطانزایی نشان داد که مصرف این روغنها عمدتاً در محدوده ایمن قراردارد، اما ریسک ناشی از As حدود 100 برابر بیشتر از Pb تخمین زده شد.
نتیجهگیـری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که اگرچه میزان ریسک سرطانزایی مرتبط با مصرف VOs در سطح پایینی قرار دارد، اما لزوم پایش مستمر این محصولات، بهویژه از نظر آلایندههای فلزی، برای اطمینان از سلامت مصرفکنندگان، امری حیاتی محسوب میشود.
مهین غلامی، سراج بیتا، مصطفی غفاری،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین با ورود به دریا و تجمع در بدن آبزیان به یکی از نگرانی ها برای محیط زیست و سلامت انسان تبدیل شده اند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی تجمع فلزات کادمیوم، سرب، کروم، روی، مس و نیکل در بافت کبد، آبشش و عضله ماهی زمین کن دم نواری انجام شد.
روش بررسی: 36 عدد ماهی از جایگاه های تخلیه صید سواحل مکران تهیه و در داخل جعبه های یونولیتی محتوی یخ به آزمایشگاه منتقل شدند. پس از خشک کردن و هضم نمونه ها توسط اسید نیتریک، میزان فلزات سنگین با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد و برای مقایسه غلظت فلزات سنگین مورد مطالعه از آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه (Two-way ANOVA) و تست توکی (Tukey's test) در نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که به جز سرب بیشترین غلظت فلزات مورد مطالعه در بافت کبد ثبت شد. طبق نتایج، روی با میانگین mg/kg 27/66 بیشترین و کادمیوم با میانگین mg/kg 0/029 کمترین میزان را داشت، به طوری که از نظر غلظت روی تفاوت معنیداری بین مناطق چابهار، گواتر و کنارک با سایر مناطق مشاهده شد (0/05<p). تجزیه و تحلیل خطر سلامت فلزات سنگین نشان داد که به جز سرب و نیکل در ماهیان زمین کن دم نواری منطقه چابهار، غلظت سایر فلزات برای مصرف انسان در مقایسه با استانداردهای جهانی WHO، FDA، UKMAFF، NHMRC و FAO کمتر است.
نتیجه گیری: طبق نتایج کبد به عنوان محل اصلی تجمع فلزات سنگین در ماهی زمین کن دم نواری عمل می کند. نتایج حاکی از آن است که سرب و نیکل در برخی از مناطق بالاتر از حد مجاز هستند و ممکن است سلامت مصرف کنندگان را به خطر بیاندازد. این یافته ها ضرورت نظارت بیشتر بر آلاینده های دریایی در سواحل مکران را نشان می دهد.
بهروز کریمی، مریم شکرپور، نازیلا نجدی، کتایون وکیلیان، محمدجواد قنادزاده، مرجان مهلوجی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین نظیر سرب، کادمیوم و جیوه به دلیل تجمعپذیری در بدن، سلامت مادر و جنین را تهدید میکنند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط مواجهه با این فلزات در زنان باردار اراک و پیامدهای تولد از جمله وزن و وضعیت رشد نوزاد انجام شد.
روش بررسی: مطالعهای مقطعی بر روی ۲۳۵ زن باردار ساکن اراک در سال 1403 انجام شد. معیارهای ورود شامل سن <۱۸ سال، سکونت در اراک و عدم اختلال روانی و معیارهای خروج شامل مهاجرت یا ترک شهر تعریف شد. شرکتکنندگان در دو بازه ششماهه اول و دوم بررسی شدند. اطلاعات جمعیتی و بالینی گردآوری و غلظت سرب، کادمیوم و جیوه در ادرار اندازهگیری شد. اثر فلزات بر وزن تولد و وضعیت رشد شامل نوزادان کوچکتر (SGA) و بزرگتر(LGA) از سن حاملگی با رگرسیون خطی و لجستیک و کنترل عوامل مخدوشگر شامل سن، تحصیلات و شاخص توده بدنی تحلیل شد.
یافتهها: میانگین وزن تولد نوزادان g 3232/5 بود؛ 10/64 درصدSGA و3/40 درصدLGA بودند. میانگین غلظت سرب μg/L 0/48±0/84، جیوه μg/L 1/40±2/64 و کادمیوم μg/L 0/36±0/80بود. مواجهه با کادمیوم در اوایل و اواخر بارداری با کاهش وزن تولد همراه بود و سرب در اواخر بارداری اثر منفی داشت. در ششماهه اول، سرب (0/0275, p=1/026 OR=) و کادمیوم (0/0216, p =1/044 OR =) با افزایش خطر SGA و جیوه (0/044, p =1/042 OR =) با افزایش خطر LGA مرتبط بودند.
نتیجهگیری: مواجهه با کادمیوم و سرب باعث کاهش وزن تولد و افزایش خطر SGA و LGA میشود؛ یافتهها بر ضرورت کاهش مواجهه مادران باردار با فلزات سنگین تأکید دارد.