جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای آلودگی خاک

مهدی فرزادکیا، روشنک رضایی کلانتری، سهند جرفی، امیررضا طلایی، غلامرضا موسوی،
دوره 2، شماره 1 - ( 4-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: پروپیلن گلیکول ترکیب اصلی مورد استفاده در ضدیخ ها می باشد. بخش قابل توجهی از این ترکیب پس از مصرف  وارد محیط شده و محیط زیست و به ویژه خاک های محل را  آلوده می کند. هدف از این مطالعه تعیین حذف بیولوژیکی پروپیلن گلیکول از فاضلاب و خاک به کمک باکتری های جدا شده از فرایند لجن فعال می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه لجن فعال حاصل از خط لجن برگشتی یک تصفیه خانه فاضلاب شهری در یک سیستم پایلوت لجن
فعال اختلاط کامل برای تجزیه پروپیلن گلیکول سازگار شدند. سازگارسازی میکروارگانیسم ها در مدت زمان 115 روز با 4 زمان ماند مختلف 18 ، 12 ، 6 و 4  ساعت و غلظت COD محلول ورودی mg/L1000 انجام گرفت. پس از این مدت میکروارگانیسم ها به خاکی انتقال داده شدند که به طور مصنوعی به  پروپیلین گلیکول آلوده شده بود.
یافته ها: میانگین راندمان حذف پروپیلن گلیکول در فاز مایع در زمان ماندهای 18 ،12 ، 8 و 4 ساعت در شرایط پایداری به ترتیب 6/98،  1/97 ، 4/86  و 2/62 درصد بوده است. بیشترین درصد حذف پروپیلن گلیکول در خاک  8/97 بود.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که پروپیلن گلیکول اساساً دارای ویژگی های تجزیه پذیری بیولوژیکی مناسبی بوده و در محیط های آبی و خاک پس از طی یک دوره نسبتاً کوتاه سازگاری تحت تجزیه بیولوژیکی قرار گرفته و حذف می شود. 


افسانه عالی نژادیان، احمد کریمی، جهانگرد محمدی، فرزانه نیکوخواه، ماتیاس نیومن اندرسن،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از فاضلاب در بخش کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک که با کمبود آب روبرو هستند مهم است. هر چند که کاربرد فاضلاب در کشاورزی بسته به خصوصیات آن می‌تواند مفید یا زیان‌آور باشد. بنابراین هدف این مقاله بررسی کیفیت باکتریایی خاک و محصول تحت آبیاری با فاضلاب تصفیه شده بود. روش بررسی: برای بررسی میکروبی در این تحقیق، طرح آماری بلوک‌های کامل تصادفی با 2 تیمار شامل آبیاری با آب چاه با کود (W1) و آبیاری با پساب (W2) و در 3 تکرار برای کشت ذرت علوفه‌ای در مزرعه تصفیه‌خانه فاضلاب شهری شهرکرد به مدت 3 ماه در تابستان 1390 اجرا گردید. یافته‌ها: در انتهای فصل رشد برای بررسی کیفیت باکتریولوژیکی، نمونه‌های خاک از عمق 5-0 و 15-5 سانتی‌متری خاک و نمونه‌های گیاهی شامل برگ قدیمی، برگ جدید و دانه گیاه جمع‌آوری شدند. تعداد باکتری‌های لاکتوز مثبت، کلی‌فرم کل و مدفوعی خاک تحت تیمار فاضلاب، در عمق 5-0 سانتی‌متری نسبت به عمق 15-5 سانتی‌متری حدود 42% بیشتر بودند. در برگ قدیمی تعداد کلی‌فرم کل 88MPN/ 100 mL  و کلی‌فرم مدفوعی 40MPN/ 100mL و در برگ جدید تعداد کلی‌فرم کل 38MPN/ 100mL و کلی‌فرم مدفوعی 2MPN/ 100mL شمارش گردید. نتیجه‌گیری: بطور کلی نتایج نشان داد که با گذشت زمان روزانه تعداد باکتری‌های شاخص آلودگی در خاک به مقدار 35% کاهش می یابد.

سهند جرفی، عباس رضایی، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد، قاسمعلی محبعلی،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل مشکلات فرایندهای اصلاح زیستی شامل زمان بر بودن، بازده پایین و احتمال سمیت آلاینده برای جوامع زیستی، استفاده از فرایندهای اکسیداسیون پیشرفته با قابلیت بازدهی بیشتر و اصلاح در زمان کوتاه‌تر برای حذف هیدروکربن‌های آبگریز در خاک‌های آلوده مد نظر قرار گرفته‌اند. اکسیداسیون فنتون به دلیل سادگی و پتانسیل اکسیداسیون بالا بسیار مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه تعیین بازده اکسیداسیون شبه فنتون با استفاده از نانواکسیدهای آهن در مقایسه با آهن فرو به منظور حذف پایرن از خاک بود. روش بررسی: نسبت‌های مولی پراکسید هیدروژن به آهن تنظیم نشده با حضور آهن طبیعی خاک، 10 و 20، غلظت پراکسید هیدروژنpH mM 500-0 های 3، 5، 7 و خاک‌های حاوی نانواکسیدهای آهن، آهن فرو و آهن طبیعی بنابر روش طراحی آزمایش‌های تاگوچی برای حذف mg/kg 100 پایرن بررسی شدند. پس از تعیین شرایط بهینه، آزمایش‌ها در pH خنثی و بر روی نمونه دارای آلودگی یک ساله انجام شد. یافته‌ها: آهن فرو، نسبت مولی پراکسید هیدروژن به آهن 20، pH برابر 3 و غلظت پراکسید هیدروژن mM 500 به عنوان شرایط بهینه تعیین شدند. با اعمال شرایط بهینه، پاسخ تابع S/N به 39/322 افزایش یافته و بازده حذف پایرن در pH معادل 3 پس از زمان واکنش h 2 به 86 درصد برای آهن فرو و 83 درصد برای نانواکسیدهای آهن افزایش یافت. نتیجه‌گیری: فرایند اکسیداسیون فنتون با کاربرد نانو اکسیدهای آهن در شرایط بهینه معرفی شده و pH خنثی می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای فرایند اکسیداسیون فنتون متداول در اصلاح شیمیایی خاک آلوده به پایرن بکار رود.


ندا روانخواه، روح اله میرزایی، سعید معصوم،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی خاک چه ناشی از عوامل طبیعی و چه انسانی، کیفیت محیط ­زیست را کاهش می­ دهد. هدف این پژوهش ارزیابی استفاده از شاخص زمین ­انباشتگی، فاکتور آلودگی و تحلیل مؤلفه­ های اصلی در برآورد آلودگی خاک سطحی شهرستان آران و بیدگل است.

روش بررسی: 135 نمونه خاک سطحی از شهرستان آران و بیدگل جمع­ آوری شد و غلظت عناصر کادمیوم، سرب، نیکل، مس و روی در نمونه ­ها تعیین شد. شاخص زمین­ انباشتگی (Igeo)، فاکتور آلودگی (CF) و تحلیل مؤلفه­ های اصلی (PCA) برای تعیین وضعیت و روند آلودگی خاک این منطقه و تکنیک­ وزن­ دهی معکوس فاصله (IDW) برای ارائه الگوی مکانی این شاخص­ ها استفاده شد.

یافته­ ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت کل کادمیوم، سرب، نیکل، روی و مس در منطقه مورد مطالعه به ترتیب  0/72، 11/41، 29/87، 48/59 و 14/82 mg/kgاست؛ که این غلظت­ ها بالاتر از غلظت­ های زمینه بود. میانگین شاخص زمین­ انباشتگی و فاکتور آلودگی در منطقه روند نزولی مس> کادمیوم> نیکل> روی≈ سرب را نشان داد. الگوی مکانی این شاخص­ ها نشان داد که بیشترین انباشت فلزات کادمیوم، سرب و روی در محدوده شهرک­ های صنعتی، کوره ­های آجرپزی و مناطق شهری اتفاق افتاده است و برای دو عنصر مس و نیکل انباشت بیشتر در مناطق شهری و زمین­ های کشاورزی رخ داده است. طبق تحلیل مؤلفه­ های اصلی دو مؤلفه شناسایی شد که در مؤلفه نخست فلزات مس، نیکل و روی و در مؤلفه دوم کادمیوم و سرب قرار گرفتند.

نتیجه­ گیری: نتایج نشان داد که غلظت فلزات سرب و کادمیوم بیشتر تحت تاثیر فعالیت­ های انسانی و غلظت نیکل، روی و مس بیشتر تحت کنترل عوامل طبیعی و انسانی هستند.


لیلا تابنده، مهدی طاهری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی خاک­ ها و گیاهان با فلزات سنگین، یک مشکل جدی و در حال گسترش است. تحقیق حاضر با هدف تعیین غلظت عناصر سنگین در خاک و برخی محصولات کشاورزی و احتمال خطر ناشی از مصرف آنها انجام گردید.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی با نمونه ­برداری به صورت تصادفی و در فصل برداشت سال 1393، بر روی 205 نمونه از سبزیجات تولیدی (تره، برگ چغندر، جعفری، هندوانه، خربزه، گوجه­ فرنگی، خیار، سیب ­زمینی، پیاز، سیر، تربچه، نخودفرنگی و باقلا) و 129 نمونه از خاک­ های زراعی انجام گردید. غلظت عناصر مس، روی، کادمیوم و سرب در خاک و گیاه، با دستگاه جذب اتمی و تجزیه و تحلیل آماری با نرم افزار SPSS  انجام شده است.

یافته ­ها: اختلاف بین میانگین غلظت عناصر مس، روی و سرب در بین انواع سبزیجات مختلف معنی ­دار بود، اما در مورد کادمیوم، اختلاف معنی­ داری مشاهده نشد. بیشترین میانگین سرب، کادمیوم، مس و روی به ترتیب در جعفری، برگ­ چغندر، باقلا و تره تشخیص داده شد. ولیکن، هیچ­گونه آلودگی به عناصر سنگین در دیگر سبزیجات و خاک­ های تحت مطالعه (به استثنای خاک­ های زراعی مجاور به معدن سرب منطقه ماهنشان)، به دست نیامد. احتمال خطر پذیری به بیماری‌های سرطانی برای هر یک از عناصر، کمتر از یک بدست آمد و مصرف فلزات سنگین، کمتر از حد قابل تحمل مصرف روزانه بودند.

نتیجه­ گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که، قسمت عمده تجمع فلزات سنگین، در سبزیجات برگی است. بنابراین، می­ بایست، توجه زیادی به مصرف سبزیجات برگی، علی الخصوص، سبزیجات رشد یافته در اطراف مناطق صنعتی، صورت گیرد.


امیرحسین بقائی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه مدیریت دفن پسماند شهری و مشکل آلودگی خاک‌ها به فلزات سنگین از مشکلات عمده زیست محیطی به حساب می‌آید. این پژوهش با هدف بررسی اثر کاربرد کمپوست پسماند شهری شازند و بیوچار پوسته انار ساوه بر کاهش قابلیت دسترسی سرب در خاک و گیاه سورگوم انجام شد.
روش بررسی: تیمارهای آزمایشی شامل کاربرد 0، 10 و  ton/ha20 کمپوست پسماند شهری، بیوچار پوسته انار ساوه در دو سطح 0 و  g/kg15 و آلودگی خاک با مقادیر 0، 600، 800 وmg Pb/kg soil  1000 بوده است. بعد از گذشت 8 هفته از کشت گیاه سورگوم (رقم کیمیا)، ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی خاک و غلظت سرب در خاک و گیاه اندازه گیری شد.   
یافتهها: کاربرد  ton/ha20 کمپوست پسماند شهری به همراه‌g/kg  15 بیوچار باعث افزایش 0/4 واحدی  pHخاک و کاهش 11 درصدی در مقدار سرب قابل دسترس خاک شده است. نتایج مشابهی در مورد غلظت سرب ریشه و شاخساره گیاه مشاهده شد، به نحوی‌که کاربرد همین میزان کود در خاک آلوده به  mg Pb/kg soil1000 به ترتیب باعث کاهش 1/8و 2/2 برابری در غلظت سرب ریشه و شاخساره گیاه شده است.
نتیجه‌گیری: نتایج کلی این پژوهش حاکی از آن است که کاربرد کمپوست پسماند شهری شازند و بیوچار می‌تواند با افزایش ویژگی‌های جذبی خاک باعث کاهش غلظت سرب در خاک یا گیاه شود، هر چند که اثرات کاربرد این افزودنی‌های آلی در تامین نیازهای تغذیه‌ای گیاه نبایستی نادیده گرفته شود.

بهاره قریشی، حسن اصلانی، محمد شاکر خطیبی، سپیده نعمتی منصور، محمد مسافری،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: لجن حاصل از تصفیه خانه ­های فاضلاب شهری در صورت آلودگی به فلزات سنگین و ورود به محیط می ­تواند باعث ایجاد ریسک بهداشتی و اکولوژیکی شود. هدف این پژوهش ارزیابی میزان آلودگی و ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن­ های تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی است.
روش بررسی: 9 نمونه لجن به‌صورت مرکب از بسترهای لجن خشک کن تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی جمع آوری و غلظت فلزات سنگین آنها اندازه ­گیری شد. شاخص تجمع زمینی، شاخص آلودگی و شاخص ریسک اکولوژیکی با استفاده از روابط مربوطه جهت تعیین ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن فاضلاب محاسبه گردید.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که تغییرات روند غلظت فلزات به‌صورت Zn>Cu>Pb>Cr>Ni>As>Hg>Cd بود. براساس حداکثر مجاز استاندارد (MPS) و شاخص Muller، سطح آلودگی کادمیوم و مس پایین، روی متوسط، آرسنیک و سرب شدید و جیوه خیلی شدید ارزیابی می‌شود. بر‌اساس MPS، شاخص آلودگی تک فاکتوره و شاخص آلودگی سنتتیک بهترتیب کمتر از عدد 1 و 0/7 است که نشان ­دهنده عدم آلودگی لجن و ایمن بودن کاربرد آن در کشاورزی است. در مقایسه با غلظت‌های پوسته زمین، ریسک قابل توجه اکولوژیکی در مورد سرب، ریسک زیاد در مورد آرسنیک و کادمیوم و ریسک خیلی زیاد در مورد جیوه مشاهده می‌شود. تفاوت معنی‌داری بین مقادیر فلزات سنگین با حدود MPS مشاهده گردید (‌0/05‌ p<).
نتیجه­ گیری: اگرچه غلظت‌ های فلزات سنگین، زیر MPS ارائه شده توسط USEPA هستند، با این حال نمونه‌ های لجن در مقایسه با‌ غلظت متوسط پوسته زمین نشان‌ دهنده درجه بالایی از ریسک اکولوژیکی بالقوه برای محیط هستند. پایش دوره‌ ای کیفیت لجن قویا توصیه می‌ شود.  

محسن محمدی گلنگش، رضوان قاسمی ذوالپیرانی، محمد نعیمی جوبنی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی خاک‌های کنار جاده‌ای به فلزات ‌سنگین یک تهدید جدی برای اکوسیستم خاک و سلامتی انسان‌ها محسوب می‌شود. از این‌رو، هدف از این مطالعه تعیین غلظت و ارزیابی آلایندگی فلزات ‌سنگین در خاک‌های کنار جاده‌ای در مسیر جاده قدیم رشت ـ قزوین است.
روش بررسی: پس از بازدیدهای میدانی و حذف جاده‌های درون شهری، تعداد 10 ایستگاه خارج از شهر انتخاب گردید و نمونه برداری با سه تکرار از خاک‌های سطحی کنار جاده‌ای در اطراف جاده قدیم رشت ـ قزوین انجام شد. نمونه‌ها پس از آماده سازی اولیه و عملیات هضم اسیدی، بوسیله دستگاه ICP-OES اندازه‌گیری شد. جایگاه کیفیت خاک منطقه با استفاده از شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و شاخص پتانسیل خطر اکولوژیکی (PERI) تعیین گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت Zn، Cu، Ni و Pb در خاک‌های کنار جاده‌ای به‌ترتیب 58/07، 19/96، 20/26 و mg/kg 23/21 است. غلظت فلزات Zn و Ni بیشتر از غلظت زمینه به‌دست آمد و مقدار Zn فراتر از استاندارد آلودگی WHO بود. پتانسیل خطر اکولوژیکی منطقه با میانگین 86/24، بیانگر خطر کم برای همه فلزات مورد مطالعه بود. براساس نتایج شاخص زمین ‌انباشتگی منطقه مورد مطالعه برای فلز  Niدر سطح آلودگی متوسط طبقه بندی شد.  
نتیجه‌گیری: جاده‌های قدیمی به‌عنوان یکی از کانون‌های آلودگی برای اراضی پیرامونی شناخته شده‌اند. اگرچه انتظار می‌رود همواره غلظت آلاینده‌ها در اطراف جاده بسیار بالا باشد اما بررسی و بازدیدهای میدانی نشان می‌دهد که ترمیم و تعریض جاده، عملیات کشاورزی در اراضی حاشیه‌ای و وزش باد در مناطق کوهستانی عاری از پوشش گیاهی مانع از تجمع بار آلودگی ناشی از حمل‌ و‌ نقل در خاک‌های سطحی در منطقه شده است.

شهلا کریمیان، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مواد زائد شهری از منابع مهم آلاینده بوده و آلودگی خاک لندفیل به فلزات سنگین از چالش‌های رایج بوده است. هدف از این مطالعه ارزیابی ریسک اکولوژیک فلزات سنگین موجود در خاک لندفیل تهران و منطقه مسکونی مجاور آن بوده است.
روش بررسی: پس از مشاوره با کارشناسان و براساس تاسیسات پردازش پسماند، 12 نقطه انتخاب و در 4 فصل نمونه‌برداری گردید. هضم نمونه خاک با چهار اسید HNO3:HClO4:HCl:HF انجام و غلظت فلزات با دستگاه ICP-OES قرائت و ریسک اکولوژیکی محاسبه شد. از آزمون‌های کولموگراف-اسمیرنوف، کروسکال-والیس و ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین ارتباط بین غلظت فلزات با فصول و نقاط نمونه‌برداری استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ترتیب غلظت فلزات به صورت آلومینیوم>آهن>منگنز>روی> کروم>سرب>مس>نیکل>کبالت >آرسنیک>کادمیوم بود. آزمون ناپارامتری کروسکال-والیس و مقایسات زوجی نشان از تفاوت معنی‌دار بین غلظت فلزات در نقاط و فصول مختلف نمونه‌برداری به‌خصوص در فصول بارانی داشت. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط قوی و مثبت بین میانگین غلظت مس-سرب، مس-روی و سرب-روی به‌ترتیب برابر با 0/932، 0/874 و 0/883 نشان داد. فلز مس در سایت کمپوست و تخمیر دارای بالاترین فاکتور آلودگی با مقادیر 13/2 و 9/89 بوده و شاخص زمین انباشتگی هم تاییدی بر آلودگی آنتروپوژنیک خاک منطقه بود. ریسک اکولوژیک در محدوده 67/3 تا 154/7 متغیر بوده که ترتیب عناصر به ­صورت کادمیوم­>مس>سرب­>نیکل>آرسنیک>کروم>روی>کبالت>منگنز بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به ریسک اکولوژیکی متوسط تا شدید فلزات در منطقه مورد بررسی و غلظت بالاتر آنها نسبت به غلظت زمینه، می‌توان دریافت که تغییرات فلزات و آلودگی خاک متاثر از فعالیت‌های صورت گرفته در لندفیل است.

محمدمهدی قربانی نژاد فرد شیرازی، سکینه شکوهیان، سیدغلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروپلاستیک‌ها به عنوان یکی از آلاینده‌های نوظهور سبب ایجاد نگرانی‌هایی برای عموم شده است. هدف مطالعه، تعیین فراوانی میکروپلاستیک و مزوپلاستیک خاک مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیک ناشی از آن بوده است.
روش بررسی: مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بوده که برروی 20 نمونه خاک سطحی و عمقی مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران در مرداد 1400 انجام گرفت. میکروپلاستیک‌ها با محلول‌های نمکی NaCl و ZnCl2 شناورسازی و مزوپلاستیک‌ها هم به صورت دستی جداسازی شد. شناسایی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی پلیمرها به‌ترتیب با استریومیکروسکوپ و آنالیز FTIR انجام شد.
یافته‌ها: میانگین میکروپلاستیک در خاک سطحی و عمقی به‌ترتیب برابر با particles/kgsoil 34/98±76 و 19/79±24/7 و میانگین مزوپلاستیک نیز برابر با particles/kgsoil 2/91±5/25 و 1/09±3/55 بوده است. آزمون t زوجی نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین فراوانی ذرات پلاستیکی بین خاک سطحی و عمقی وجود دارد (0/001 < p). میکروپلاستیک‌های قطعه‌ای شکل، اندازه mm 0/5-0/1 و LDPE به‌ترتیب با مقادیر 37/75، 44/64 و 46/15 درصد بیشترین فراوانی را داشته و مزوپلاستیک‌ هم اشکال فیلمی، اندازه cm 1-0/5 و جنس LDPE به‌ترتیب با مقادیر 62/76، 61/46 و 50/7 درصد بیشترین بوده است. ارزیابی ریسک بالقوه اکولوژیک نشان داد که در تمامی نقاط نمونه‌برداری برای میکروپلاستیک و مزوپلاستیک کمتر از 150 بوده و بیانگر ریسک کم اکولوژیک است.
نتیجه‌گیری: علیرغم پایین بودن PERI ناشی از میکروپلاستیک و مزوپلاستیک‌های خاک مناطق مسکونی، شاخص Eri برای LDPE بالا بوده و احتمال ایجاد ریسک در صورت عدم اجرای اقدامات کنترلی بر روی آلودگی پلاستیکی وجود دارد.
 

عظیم ربیعی مصباح، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای (PAHs) آلاینده‌های آلی پایداری هستند که به‌طور معمول در اثر فعالیت‌های انسانی تولید شده و با آلوده کردن همه محیط‌ها از جمله خاک، می‌توانند به زنجیر غذایی وارد شوند. از این‌رو، این مطالعه با هدف اندازه‌گیری مقادیر باقیمانده ترکیبات PAH در نمونه‌های خاک­ سطحی کشاورزی همدان در سال 1399 انجام شد.
روش ‌بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 36 نمونه خاک سطحی از 12 ایستگاه منتخب در نواحی­ کشاورزی جمع ­آوری شد و پس از استخراج آنالیت‌ها به‌ روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-طیف‌سنجی جرمی (GC-MS) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAH در نمونه‌ها استفاده شد. همچنین، مقادیر پارامترهای pH، هدایت الکتریکی (EC) و کربن آلی کل (TOC) نمونه‌های خاک نیز اندازهگیری شد. پردازش آماری داده‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد.
یافته­ ها: نتایج بیانگر شناسایی 16 ترکیب PAH دارای اولویت در نمونه‌های خاک با کمینه و بیشینه غلظت کل (µg/kg) به ترتیب برابر با 435 و 3292 و میانگین مقادیر برابر با  µg/kg 1806 بود. به‌علاوه، مشخص شد که ترکیباتPAH  با وزن مولکولی زیاد (HMW-PAHs) با 78­ درصد از غلظت کل، ایزومرهای غالب در نمونه‌ها بودند. براساس نتایج، میانگین محتوی همه ترکیبات PAH شناسایی شده در نمونه‌های خاک سطحی منطقه مورد مطالعه از بیشینه رواداری وزارت بهداشت هلند کوچک‌تر بود. علاوه بر این، مشخص شد که میانگین غلظت ترکیبات Pyr، B(a)A،Chy ، B(b)F، B(k)F، B(a)P و B(ghi)P بیشتر از بیشینه رواداری سازمان حفاظت محیط ­زیست ایران بود.
نتیجه­ گیری: با توجه به تجاوز میانگین غلظت برخی از ایزومرهای شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و زیستمندان نسبت به اعمال اقدامات اصلاحی و کنترلی از جمله پایش دوره‌ای ترکیبات PAH در خاک و محصولات زراعی توصیه می‌شود.
 

زهرا لطفی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن­ های آروماتیک چند حلقه ­ای (PAHs) آلاینده­ های فراگیر با قابلیت ناهنجاری­ زایی، جهش ­زایی و سرطان­ زایی هستند که وجود آنها در محیط و یا قرار گرفتن در معرض آنها می­ تواند خطرات بالقوه­ای را برای محیط زیست و سلامت انسان به ­دنبال داشته باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی و تعیین مقادیر ترکیبات PAHs در نمونه ­های خاک سطحی محل دفع پسماندهای حاصل از فعالیت واحدهای تصفیه روغن (نورالدین­ آباد شهرستان گرمسار) در سال 1400 انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، نمونه­ های خاک سطحی از 8 ایستگاه منتخب در محدوده مورد مطالعه جمع­ آوری شد. پس از استخراج آنالیت­ ها به روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-آشکار­ساز یونش شعله ­ای (GC-FID) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAHs در نمونه­ ها استفاده شد. پردازش آماری داده­ ها نیز با استفاده از نرم­ افزار SPSS انجام شد.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که غلظت ترکیبات نفتالن (Nap)، اسنافتن (Ace)، بنزو (ب) فلوئورانتین (BbF)، دی بنزو (آاچ) آنتراسن (DBA)، بنزو (جی­ اچ ­آی) پیریلین (BP) و ایندنوپیرن (Ind) کمتر از حد کمی شدن روش اندازه­ گیری mg/kg 0/01> است. مجموع غلظت 16 ترکیب PAHs در خاک ایستگاه­ های مورد مطالعه از mg/kg 56/55 تا mg/kg 92/06 متغیر بود.
نتیجه­ گیری: مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ­ها با بیشینه رواداری (MAC) استاندارد­های کیفیت منابع خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران نشان داد که مقادیر ترکیبات اسنافتیلن (Acy)، فلورن (Flu)، فنانترن (Phen)، آنتراسن (Ant)، فلوئورانتین (Flt)، پیرن (Pyr)، کریزین (Chr)، بنزو(آ)آنتراسن (BaA)، بنزو (کا) فلوئورانتین (BkF) و بنزو (آ) پیرن (BaP) بیشتر از حد مجاز بوده است. همچنین، مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ­ها با بیشینه رواداری وزارت بهداشت، رفاه و ورزش هلند نشان داد که مقادیر ترکیبات Acy، Flu، Phen، Ant، Pyr، Chr، BaA، BkF و BaP بیشتر از بیشینه رواداری بوده است. بنابراین با توجه به تجاوز میانگین غلظت تعدادی از ترکیبات شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و انسان به اعمال اقدامات اصلاحی و پاکسازی خاک براساس استانداردهای پاکسازی آلودگی خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران توصیه می­ شود.
 

بهناز عبداللهی نژاد، حسن پاسالاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه، شناسایی و ارزیابی جامع مطالعات بین­ المللی در ارتباط با روشهای تلقیح میکروبی و تحریک زیستی جهت آلودگی زدایی خاکهای آلوده به ترکیبات نفتی است.
روش بررسی: این مطالعه مروری نظام­ مند در ماه آوریل سال 2022 میلادی انجام شد. بررسی مطالعه مروری نظام ­مند حاضر با پرداختن به دو سؤال اصلی انجام گردید: 1) آیا فرایند تحریک زیستی در پالایش زیستی خاک ­های آلوده به هیدروکربن های نفتی موثر است و 2) آیا فرایند تلقیح زیستی در پالایش زیستی خاک­ های آلوده به هیدروکربن­ های نفتی موثر است؟ از پایگاه‌های جستجوی الکترونیکی استناد جهانی (PubMed،Web of Science  و Scopus) جهت شناسایی مطالعات مربوطه استفاده گردید. پس از بررسی جامع مطالعات، 123 مطالعه سازگار با هدف مطالعه و نیز ارائه دهنده اطلاعات کمی در ارتباط با فرایندهای تحریک زیستی و تلقیح زیستی در زمینه پالایش زیستی خاک­ های آلوده به هیدروکربن ­های نفتی انتخاب شدند.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که روش‌های تحریک زیستی با تغییرات عمیق در جوامع باکتریایی، آرکی­باکترها و قارچی خاک از نظر فعالیت، فراوانی و تنوع زیستی همراه است. به طور کلی، مواد مغذی و گیرنده­ های الکترون اضافه شده با تحریک زیستی، فعالیت میکروبی خاک را بهبود می­ بخشد، فراوانی باکتری­ ها و قارچ­ ها را افزایش می­ دهد و تکثیر انتخابی تخریب کننده ­های هیدروکربن­ های پلی آروماتیک ((PHC)Petroleum hydrocarbon ) باکتریایی، آرکی ­باکترها و قارچی را تسریع می­ کند. استفاده از فناوری تلقیح زیستی در محیط آلوده به هیدروکربن‌های نفتی تأثیر مثبتی بر خاک اصلاح شده نشان داده است. با این حال، انتخاب سویه­ های میکروبی مناسب برای دستیابی به هدف باید بسیار دقیق انجام شود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر که به تمامی جوانب زیست پالایی خاک‌های آلوده به ترکیبات نفتی پرداخته است نشان داد استفاده از روش‌های تحریک زیستی و تلقیح زیستی با در نظر گرفتن شرایط محلی می ­تواند اقدام کارآمد در زمینه پالایش خاک ­های آلوده به ترکیبات نفتی باشد.
 

سارا غیور، عباس رضایی، محسن حیدری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به دلیل مجاورت با منابع آلودگی ممکن است به انواع آلاینده‌ها آلوده شوند و لازم است این آلودگی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، اهداف این مطالعه تعیین سطح آلودگی برخی عناصر جزئی در خاک کشاورزی اطراف تهران و ارزیابی ریسک بهداشتی مربوطه بودند.
روش بررسی: در این مطالعه 43 نمونه خاک از زمین‌های کشاورزی اطراف تهران جمع آوری شد. نمونه‌ها آماده سازی و هضم اسیدی شدند و غلظت‌های وانادیوم، لیتیوم، لانتانیوم، مولیبدن و آنتیموان با ICP-OES سنجش شد. براساس غلظت‌های عناصر در خاک، شاخص‌های آلودگی و ریسک غیرسرطانزایی (مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو) ارزیابی شدند.
یافته‌ها: از بین عناصر مورد مطالعه، وانادیوم (mg/kg 131) دارای بالاترین غلظت بود و به دنبال آن لانتانیوم > لیتیوم > آنتیموان > مولیبدن قرار داشتند. مقادیر شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و فاکتور غنی شدگی (EF) به ترتیب در محدوده 1/9- تا 0/8 و 0/5 تا 3/1 بودند. مقادیر شاخص آلودگی جامع نمرو (NIPI) در محدوده 1/3 تا 2/0 بودند. مقدار شاخص ریسک غیرسرطانزایی برای لیتیوم، مولیبدن، آنتیموان و وانادیوم ناچیز، اما برای لانتانیوم فراتر از حد آستانه بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به میزان کم تا متوسط به عناصر جزیی آلوده هستند. با این حال، ریسک غیرسرطانزای غیرقابل قبولی برای لانتانیوم موجود در خاک کشاورزی برآورد شد. بنابراین، لازم است آلودگی لانتانیوم در خاک‌های کشاورزی اطراف تهران بطور ویژه مورد توجه قرار گیرد.
 

محمدجواد ذوقی، محمدامین رسولی، بهنوش خطائی، محمدرضا دوستی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه معدن­ کاری از فعالیت­ های مهم اقتصادی در سراسر جهان است، به علت بهره­ برداری ضعیف فرایندها و دفع نادرست باطله ­های معدنی باعث انتشار آلودگی ­های مختلف به ­خصوص فلزات سنگین در خاک می­ شود. تکنیک­ های مختلفی جهت تصفیه خاک و استخراج فلزات سنگین به کار گرفته شده­ اند. از جمله روش الکتروکینتیک که در خاک­ های ریزدانه بسیار موثر است. لذا در تحقیق حاضر از فرایند الکتروکینتیک جهت استخراج مس از باطله ­های معدنی در بیرجند استفاده شد.
روش بررسی: در این پژوهش، از راکتوری به طول cm 24 از جنس PVC استفاده شد. زمان ماند 2، 4 و 6 روز و ولتاژ V/cm 1 در نظر گرفته شد. الکترودهای گرافیتی انتخاب و دو محلول الکترولیت اسید­نیتریک و اسید­سیتریک جهت استخراج مس بررسی شد. سپس، جهت کنترل pH و بهبود فرایند استخراج، قطبیت الکترودها به طور متناوب تغییر یافت.
یافته ­ها: در راکتور­های مورد آزمایش، بالاترین راندمان حذف (54 درصد) در حالتی بدست آمد که در آند و کاتد به ترتیب از اسید سیتریک M 0/1 و آب مقطر، در مدت زمان 6 روز استفاده شد. در ادامه، با تعویض قطبیت 24 ساعته، راندمان حذف مس به حدود 60 درصد افزایش یافت.
نتیجه­ گیری: کاربرد اسید سیتریک در آند، باعث حذف بیشتر مس شده و تاثیربخشی بیشتری نسبت به اسید نیتریک داشته ­است. به­ علاوه، با تعویض متناوب قطبیت و حفظ pH خاک در محدوده خنثی، شرایط برای انحلال بیشتر فلز و کاهش ته­ نشینی آن در خاک مهیا گردید. درنتیجه میزان انتقال آن به خارج از محدوده تصفیه و راندمان حذف آن از محیط خاک افزایش یافت.
 

زهرا معاوی، خوشناز پاینده، مهرنوش تدینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین از انواع آلاینده­ های خطرناک موجود در محیط­ زیست هستند که در مواد غذایی انباشته می­ شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی خطر سلامت و آلودگی برخی فلزات سنگین در سبزی‌های کاهو و کلم کشت ‌شده در سه شهرستان حمیدیه، دزفول و رامهرمز استان خوزستان انجام شد.
روش بررسی: نمونه ­برداری به‌­صورت تصادفی ساده، با سه تکرار و تعداد 15 نمونه از هر کدام از سبزی‌های کاهو و کلم کشت ‌شده در هر منطقه تهیه شدند. فلزات سنگین به کمک دستگاه جذب اتمی مدل پرکین المر 4100 سنجش شدند. ارزیابی خطر فلزات سنگین با استفاده از شاخص ­های آلودگی خاک و ارزیابی خطر سلامت انجام گردید.
یافته­ ها: بالاترین میزان فلز در کلم مربوط به روی (mg/kg 0/15±5/84) و پایین ترین مقادیر فلز کروم در کاهو (mg/kg 0/005±0/11) به ­دست آمد. بر اساس میزان جذب روزانه فلزات سنگین محصولات کاهو و کلم، نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر شاخص مخاطره (HQ) را فلز سرب در کلم برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب 8/5840 و 3/4253 در مقایسه با سایر فلزات سنگین داشتند. شاخص مخاطره فلزات نیکل و کروم در کلم بالاتر از کاهو بود، اما در مورد فلزات روی، مس و کبالت شاخص مخاطره در کاهو بالاتر از کلم به ­دست آمد. بالاترین مقدار شاخص سرطان­زایی در کودکان برای مصرف کلم و فلز سرب 0/0291 بود. شاخص سرطان­زایی فلز کروم در دو محصول کاهو و کلم (0/0003 و 0/0002) پایین­ ترین مقادیر را داشت. خطر بوم ­شناسی فلزات سنگین در خاک مزارع کشاورزی رامهرمز بالاتر از شهرهای دزفول و حمیدیه به ­دست آمد. فاکتور غنی شدگی فلزات سرب، کروم، مس و کبالت در خاک‌های کشاورزی رامهرمز بالاتر از مناطق دیگر بود. شاخص زمین انباشتگی کروم، روی و مس در خاک مزارع کشاورزی دزفول بالاتر از خاک‌های حمیدیه و رامهرمز بالاتر بود.
نتیجه­ گیری: با توجه با شاخص ­های آلودگی خاک، فلز کبالت نقش مهمی در آلودگی خاک دزفول، حمیدیه و رامهرمز داشت و فلزات سرب، نیکل، کروم، مس و روی آلودگی کمی در خاک مناطق مورد مطالعه داشتند. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین خاک نشان داد که شاخص خطر فلزات سنگین سرب، نیکل، کروم، مس، روی و کبالت پایین­ تر از 1 به ­دست آمد. شاخص سرطان­زایی فلزات سنگین برای بزرگسالان و کودکان کمتر از 4-10 بود. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین و شاخص مخاطره آنها نشان داد مصرف کاهو و کلم در این مناطق می­ تواند باعث مشکلات سلامتی در افراد شود.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb