جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای ارزیابی خطر

مریم زارع جدی، نوشین راستکاری، رضا احمدخانیها، محمود علی محمدی، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: اخیرا، احتمال مواجهه با مواد شیمیایی موجود در جدار بطری‌های پلی اتیلن ترفتالات از طریق مصرف آب‌های بطری شده، نگرانی‌هایی را در مصرف‌کنندگان ایجاد کرده است. یک دسته از این ترکیبات استرهای فتالات نام دارند که برخی از آنها به عنوان ترکیب‌های سرطان‌زا (دی اتیل هگزیل فتالات) و مختل‌کننده‌های غدد درون ریز (دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات) در انسان شناخته می‌شوند. هدف اصلی مطالعه، تعیین تاثیر زمان ماندگاری بر آزادسازی استرهای فتالات در آب‌های بطری شده از زمان تولید تا تاریخ انقضا به مدت یک سال است. روش بررسی: نمونه‌ها بعد خریداری در شرایط توصیه شده بر روی برچسب محصول در دمای اتاق و به دور از نور خورشید نگهداری گردیدند و سپس میزان آزادسازی استرهای فتالات در زمان‌های مورد نظر توسط میکرو استخراج با فاز جامد و کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازه گیری شد. در نهایت ارزیابی خطر مواجهه با ترکیبات مورد نظر برای کل جامعه و گروه‌های حساس (کودکان پیش از سن مدرسه و زنان باردار و شیرده) از طریق محاسبه میزان دریافت روزانه از طریق آب و محاسبه ضریب خطر و ریسک سرطان اضافی صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که زمان از پارامترهای تاثیر‌گذار بر افزایش میزان مهاجرت استرهای فتالات از جدار بطری‌ها به درون آب است. به طوری که با گذشت زمان غلظت هر سه ترکیب دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات در آب افزایش می‌یابد و بعد از 12 ماه نگهداری غلظت فتالات‌های مختل‌کننده غدد درون ریز نسبت به هفته اول تولید به ترتیب 811/8، 2545/2 و832 درصد بیشتر شده است. با این حال، در کل در تمامی زمان‌های مختلف نگهداری میزان دی اتیل هگزیل فتالات از حد مجاز تعیین شده توسط EPA (µg/L6) تجاوز نکرده و تا رسیدن به این میزان نیز فاصله زیادی وجود داشت. ضریب خطر عوارض غیر سرطان‌زایی محاسبه شده ناشی از این مواجهه (در تمامی گروه‌های هدف در محدوده 0/005 الی µg/KgBW 0/02) به تنهایی از طریق مصرف آب‌های بطری شده در تمامی گروه‌ها کم و قابل چشم‌پوشی است (ضریب خطر<1). علاوه براین، ریسک سرطان اضافی ناشی از حضور دی اتیل هگزیل فتالات در آب‌های بطری شده نیز ناچیز و قابل چشم‌پوشی است (7-10×9/9). نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آمده به نظر می‌رسد که استفاده از آب‌های بطری شده به عنوان یک منبع مواجهه خطرزا با استرهای فتالات مطرح نبوده و استفاده از آنها از این نظر تهدیدی برای سلامت افراد جامعه محسوب نمی‌گردد.


مریم زارع جدی، مسعود یونسیان، رضا احمدخانیها، هما کاشانی، نوشین راستکاری،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوامل آلودگی هوای محیط ترکیبات آلی فرار (VOCs) هستند. در بین گازهای غیر متان، ترکیبات آروماتیک مانند بنزن قرار دارند که به عنوان ترکیب قطعا سرطان‌زا برای انسان شناخته شده است (گروه 1). با توجه به مضرات مواجهه با بنزن و کاربرد گسترده آن در صنایع و مشاغل مختلف، هدف از انجام این مطالعه ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی مواجهه استنشاقی با بنزن در کارگران شاغل در جایگاه‌های سوخت‌گیری شهر تهران است.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سه مرحله به شرح ذیل انجام شد. در مرحله اول بنزن هوای استنشاقی در دو گروه از افراد جامعه شامل 1) کارگران شاغل در جایگاه‌های سوخت‌گیری 2) افراد عادی بدون مواجهه شغلی به عنوان گروه کنترل اندازه‌گیری شد. مرحله دوم شامل براورد میزان مواجهه هر دو گروه شرکت‌کننده در مطالعه و در ادامه ارزیابی خطر نیمه کمی حاصل از این مواجهه بود. در مرحله سوم به منظور ارزیابی خطر کمی، خطر سرطان اضافی ناشی از مواجهه مزمن با بنزن در طول زندگی محاسبه گردید.

یافته‌ها: میانگین غلظت بنزن در هوای استنشاقی کارگران شاغل در جایگاه‌های سوخت گیری حدود µg/m3 246/4±1527 و نزدیک به سطح مجاز بود (µg/m31600). در روش ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی، ضریب ریسک محاسبه شده برای این میزان مواجهه شغلی با بنزن برابر با 4/5 بود که در پنجمین سطح ریسک (محدوده بسیار خطرناک) قرار دارد. با براورد مواجهه مزمن کارگران شاغل در جایگاه‌های سوخت‌گیری با بنزن مشخص گردید که خطر سرطان در افراد مواجهه یافته 27/5 برابر افراد عادی بدون مواجهه است و در ارزیابی احتمال خطر کمی ریسک سرطان اضافی مشخص گردید که  از هر 1000 نفر 3 نفر از افراد شاغل در جایگاه سوخت‌گیری شانس ابتلا به سرطان را دارند که این عدد بسیار بیشتر از خطر قابل قبول سرطان‌زایی (6-10: یک در یک میلیون نفر) است.

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که میزان مواجهه شغلی با بنزن بالا و در محدوده خطرناک قرار دارد و ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی نشان داد که ریسک ابتلا به سرطان در اثر مواجهه استنشاقی افراد شاغل در جایگاه‌های سوخت‌گیری به طور بالقوه بسیار زیاد است (3000 برابر ریسک قابل قبول سرطان‌زایی). بنابراین انجام اقدامات کنترلی جهت کاهش مواجهه با این ماده شیمیایی خطرناک و سرطان‌زا الزامی است.


سهراب صادقی باجگیران، علی رضا پور خباز، مهدی حسن پور، محمد حسین سینکا کریمی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: طی سال­ های اخیر فعالیت های طبیعی و انسانی توانسته میزان زیادی آلاینده­ های فلزی را وارد اکوسیستمهای آبی نماید. این آلاینده­ ها قادرند که در طول زنجیره غذایی بصورت تجمعی افزایش پیدا کنند. تحقیق حاضر به بررسی میزان فلزات نیکل، روی و وانادیوم در بافت عضله ماهی‌های آلوزا و سوف در جنوب شرقی دریای مازندران به دلیل اهمیت آن­ها پرداخته است.   

روش بررسی:  پس از زیست‌سنجی، نمونه­ های ماهی­ های آلوزا و سوف به روش هضم اسیدی‌تر آماده‌سازی شدند و میزان فلزات نیکل، روی و وانادیوم توسط دستگاه جذب اتمی قرائت گردیدند.             

 یافته­ ها:  نتایج آزمون­ های آماری نشان داد که میزان نیکل (1/18) و وانادیوم (1/76µg/g (wet weight)) در ماهی آلوزا به طور معنی­ داری بیش از ماهی سوف (0/98µg/g (wet weight) و 0/13) بوده است (0/05>P). بررسی تفاوت آماری تجمع فلزات در ماهی سوف به صورت: روی < نیکل » وانادیوم و در ماهی آلوزا همچنین به صورت: روی < نیکل » وانادیوم بود. در سوف بین فلزات وانادیوم و نیکل و در آلوزا بین فلزات روی و وانادیوم همبستگی وجود داشت (0/05>P). میزان فلز نیکل در بافت عضله هر دو گونه و نیز میزان فلز وانادیوم در بافت عضله آلوزا از میزان استاندارد WHO تجاوز کرد. بیشترین میزان THQ برای ماهی آلوزا مربوط به عنصر وانادیوم با میزان 0/059 و کمترین مربوط به عنصر روی با میزان 0/017 و همچنین برای ماهی سوف بیشترین میزان مربوط به عنصر  روی با میزان 0/016 و کمترین مربوط به عنصر وانادیوم با میزان 0/004 است. میزان THQ برای فلزات نیکل، وانادیوم و روی در مطالعه حاضر و نیز THQ مجموع برای این فلزات کمتر از یک بدست آمد که نشان‌دهنده عدم وجود هرگونه خطر غذایی در اثر مصرف گونه­های آلوزا و سوف  با میزان مصرف کنونی (حدود 21g/day) در اثر این فلزات است.

نتیجه‌گیری: ارزیابی خطر غذایی مصرف گونه‌های مورد مطالعه نشان‌دهنده­­ آن بوده است که مصرف این ماهی­ ها با میزان مصرف فعلی از نظر فلزات روی، نیکل و وانادیوم خطری برای مصرف‌کنندگان آن ندارد.


هادی تحسینی، محسن احمدپور، محمدحسین سینکاکریمی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین به‌­عنوان یکی از گروه­ های اصلی آلاینده ­های محیط­ های آبی موجب ایجاد مسمومیت و نگرانی در مصرف ماهی شده­اند. از این‌رو پژوهش حاضر با هدف بررسی غلظت‌های سرب و کادمیوم در اندام ­های کبد و عضله، همچنین ارتباط آن با وزن و طول چنگالی ماهی قزل­ آلای رنگین­ کمان (Oncorhynchus mykiss) و ارزیابی خطر مصرف غذایی آن انجام شد.
روش بررسی: 30 قطعه قزل ­آلای رنگین­کمان از یک حوضچه پرورش ماهی، واقع در شهرستان­ سنندج برداشت شد. پس از آماده‌سازی نمونه­ ها به‌روش هضم اسیدی، غلظت‌های فلزات سرب و کادمیوم با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه ­گیری شد.
یافته ­ها: میانگین غلظت کادمیوم در اندام ­های کبد و عضله به­ ترتیب 0/62 و µg/g 0/16 وزن تر و سرب 26/31 و µg/g 23/65 وزن تر به‌دست آمد. میزان سرب اندازه گیری شده از بسیاری از غلظت‌های مجاز بین‌المللی بیشتر بود. ارتباط معنی‌داری بین غلظت کادمیوم و سرب با طول چنگالی و وزن کل در کبد و نیز کادمیوم با طول چنگالی و وزن کل در عضله به‌دست آمد (0/01>p). میزان نسبت خطر هدف و نیز میزان جذب روزانه و هفتگی سرب و کادمیوم پایین‌تر از میزان مجاز بود. حد مجاز مصرف از نظر کادمیوم و سرب برای افراد بالغ به ترتیب 0/44 و kg/day 0/01 و برای کودکان 0/09 و kg/day  0/002 به‌دست آمد.
نتیجه­ گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان کادمیوم و سرب در ماهی قزل­ آلای رنگین ­کمان پایین­تر از حدی است که با میزان مصرف کنونی، خطرات بهداشتی را در بلند مدت متوجه مصرف کنندگان آن کند.
 

ثمر مرتضوی، مسعود حاتمی منش، فاطمه جودکی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: نظر به سمیت، خطرات بهداشتی و اکولوژیکی فلزات سنگین در محیط­ زیست و تاثیرپذیری موجودات زنده،  سنجش و ارزیابی غلظت آنها در سطوح مختلف بوم­ سازگان­ های آبی بسیار ضروری است. از این‌رو مطالعه حاضر به سنجش غلظت فلزات سرب، نیکل، مس و روی و ارزیابی مخاطره اکولوژیکی آنها در رسوبات سطحی رودخانه سزار در استان لرستان می ­پردازد.
روش بررسی: نمونه ­برداری از 16 ایستگاه در طول رودخانه سزار انجام شد. پس از آماده سازی و هضم اسیدی نمونه ­ها، غلظت فلزات مذکور با استفاده از دستگاه جذب اتمی تعیین گردید.
یافته‌ها: میانگین کلی غلظت فلزات نیکل، روی، مس و سرب در رسوبات رودخانه به‌ترتیب به میزان mg/kg 71/84 > 40/56 >7/75 > 5/61 به‌دست آمد. بررسی شاخص ­های پتانسیل سمیت حاد فلزات، ریسک اکولوژیکی و بار آلودگی بیانگر وضعیت آلودگی پایین در رسوبات رودخانه بود. خطر محیط­ زیستی فلزات در رسوبات منطقه به‌ترتیب نیکل > سرب> مس > روی ارزیابی گردید. همچنین یافته­ ها نشان داد در بین فلزات، فاکتور آلودگی و ارزیابی خطر اصلاح شده (mHQ) برای فلز نیکل به‌ترتیب در حد متوسط، و در طبقه آلودگی متوسط تا آلودگی قابل ملاحظه است.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج‌، پتانسیل سمیت حاد و خطر اکولوژیکی وضعیت آلودگی فلزات سنگین در رسوبات منطقه، پایین ارزیابی می­ گردد. اما گسترش شدید فعالیت­ های انسانی مختلف در نواحی اطراف رودخانه، در کنار آلودگی فلز نیکل در رودخانه و احتمال اثرات سوء بیولوژیکی آن در محیط بر لزوم پایش مداوم رودخانه و ارزیابی خطر سلامت و خطر اکولوژیکی آن تاکید دارد.
 

فاطمه باطنی، علی مهدی نیا، مهری سید هشترودی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش در زمینه ارزیابی خطر بوم شناختی گروه مهمی از آلاینده­ها به‌نام هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای (PAHs) در رسوبات فراساحل استان بوشهر است که با هدف مدلسازی خطر سمیت این ترکیبات برای موجودات آبزی منطقه مورد مطالعه، انجام پذیرفته است.
روش بررسی: در مدل ارزیابی خطر استفاده شده در این مطالعه، در گام اول واحدهای سمیت و حلالیت PAHs با استفاده از مدل­های ارتباطات ساختاری-فعالیت کمی (QSAR) مدلسازی شد و در گام دوم غلظت ترکیبات در آب میان بافتی رسوبات به‌عنوان نماینده­ جزء در دسترس زیستی این ترکیبات مورد محاسبه قرار گرفت. در نهایت مدل معرفی شده برای ارزیابی رسوبات فراساحل خلیج فارس مورد استفاده قرار گرفت. رسوبات منطقه در 7 خط عمود بر ساحل و در 19 ایستگاه به‌منظور ارزیابی خطر بوم­شناختی 21 ترکیب PAHs مورد مطالعه قرار گرفتند. استخراج و پاکسازی ترکیبات رسوبات با روش استخراج مایع تحت فشار (PLE) و ستون باز کروماتوگرافی انجام شد. ترکیبات با دستگاه GC-MS آنالیز شدند.
یافته‌ها: سمیت و حلالیت PAHs مدلسازی شد و مقدار همبستگی پیرسون برای داده‌های پیش­بینی شده در مدل و اندازه­گیری شده بیش از 0/93 به‌دست آمد. مقدار سمیت کل ترکیبات به‌عنوان شاخص خطر معرفی گردید. به‌کارگیری مدل برای منطقه مورد مطالعه، مقدار بیشینه و کمینه سمیت کل برای رسوبات را به‌ترتیب معادل 0/018 و 0/147 نشان داد. نتایج نشان داد که PAHs موجود در رسوبات هرچند نگرانی عمده‌ای را در این منطقه ایجاد نمی­کند، اما ممکن است در سطوح مختلف زیر حد کشندگی بر موجودات کف‌زی اثرگذار باشد. نتایج به‌کارگیری مدل ارزیابی خطر معرفی شده در این مطالعه برای ترکیبات غیر استخلافی PAHs اندازه‌گیری شده در منطقه نشان داد که رسوبات ساحل ایرانی خلیج فارس در محدوده استان بوشهر در محدوده کم خطر قرار دارند.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان دهنده‌ خطر پایین آلودگی رسوبات منطقه است. با فاصله از ساحل و تاسیسات نفتی-گازی منطقه، شاخص خطر کاهش نشان داد که بیانگر اثر زیاد فعالیت‌های انسانی بر آلودگی محدوده‌ مورد مطالعه است.

ابراهیم هوشیاری، نسرین حسن زاده، علی چرخستانی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه آلکیل بنزن سولفانات خطی (LAS) کاربرد زیادی در تولید انواع شوینده­ ها دارد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی همزمان خطر سلامت و خطر اکولوژیک این آلاینده در آب سد درودزن برای ارگانیسم­ های هدفی همچون ماهی­ ها و دافنی است.
روش بررسی: با توجه به هدف تحقیق و براساس محدودیت­ های موجود، در شهریورماه 1397 از 7 ایستگاه انتخاب شده براساس کانون آلودگی در سد درودزن تعداد 21 نمونه آب برداشت شد و پارامترهای کیفی آب شامل دما، اسیدیته (pH)، اکسیژن محلول (DO)، پتانسیل اکسایش و کاهش (ORP)، کل جامدات محلول (TDS)، هدایت الکتریکی (EC) براساس روش استاندارد در محل سنجش شد. مقدار آلکیل بنزن سولفانات خطی (LAS) پس از انتقال نمونه­ ها به آزمایشگاه با استفاده از روش بهینه شده متیلن بلو اندازه ­گیری شد. سپس ارزیابی خطر اکولوژیک و سلامت با محاسبه شاخص RQ (شاخص ریسک) انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین پارامترهای pH برابر با 8/84، EC برابر باµs/cm  732/19، TDS، شوری و DO به ترتیب برابر با mg/L 482/90، 366/61 و 6/87 بود. بیشترین و کمترین غلظت LAS به ترتیبmg/L  0/039 و 0/005 بود. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط معنی­داری بین غلظت LAS و pH وجود دارد. نتایج ارزیابی خطر نشان داد که شاخص ریسک سلامت در تمامی ایستگاه ­ها کمتر از مقدار 0/1 است. در صورتی‌که شاخص ریسک اکولوژیک به‌جزء در ایستگاه شماره 7 در سایر ایستگاه ­ها در طبقه با ریسک کم قرار دارد.
نتیجه­ گیری: به‌طور کلی نتایج نشان می­دهد که شاخص RQ در آب سد درودزن در محدوده مناسب و در طبقه با ریسک کم قرار دارد. لذا لازم است که به منظور رسیدن به قطعیت در ارتباط با شرایط بهینه آب سد از نظر اکولوژیکی و سلامت مطالعات طولانی مدت در این زمینه انجام شود.

 

فائزه جعفری، نسرین حسن زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تحقیقات نشان داده­ اند که ارزیابی سمیت و خطر بوم­ شناسی انواع آلاینده­ ها از جمله فلزات سنگین با استفاده از شاخص ­های اختصاصی، در ارزیابی بوم­ شناسی بوم­ سازگان­ های آبی ضروری است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر بوم­ شناسی حضور فلزات سنگین ( Pb, Zn, Cu, Cdو As) در آب تالاب انزلی با استفاده از شاخص اختصاصی آلودگی فلزات سنگین (HPI) انجام گرفت.
روش بررسی: 43 نمونه­ آب از قسمت­ های شرقی، غربی و مرکزی تالاب انزلی برداشت شد و پس از انتقال به آزمایشگاه، مراحل آماده سازی با روش ASTM method صورت گرفت و غلظت عناصر نیز با دستگاه طیف­ سنجی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-AES) تعیین شد. با توجه به غلظت فلزات سنگین در نمونه­های آب، شاخص (HPI) محاسبه شد. نتایج شاخص HPI در سه طبقه کم­ ­خطر (< ۱۵)، متوسط (۱۵-30)، و پر­خطر (> ۳۰) طبقه‌بندی شد.
یافته­ ها: ارزش عددی شاخص HPI، در محدوده 59/3-3/23 با میانگین 27/97 تعیین شد که این میانگین نشان ­دهنده سطح آلودگی متوسط فلزات سنگین در تالاب انزلی است. شاخص HPI در قسمت شرقی تالاب انزلی و منطقه پیربازار، آلودگی شدید و خطر بوم­شناسی فلزات سنگین و در منطقه آب­ کنار وضعیت مطلوب بوم­ شناسی را نشان داد.
نتیجه‌گیری: اگر چه مقدار میانگین HPI در کل تالاب انزلی در حد متوسط است اما در برخی ایستگاه ­ها، خصوصا در شرق تالاب، مقدار HPI وقوع خطرات بوم­ شناسی در تالاب، در صورت عدم کنترل ورود آلاینده­ ها را در آینده نشان می­ دهد. بنابراین نظارت بر منابع ورود این آلاینده­ ها و کنترل خطرات بوم­ شناسی آنها ضروری است.

کاظم ندافی، علیرضا مصداقی نیا، مهرنوش ابطحی، محمدصادق حسنوند، رضا سعیدی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف:‌ مطالعات بار بیماری‌های محیطی از مهمترین نیازهای ضروری برای تعیین وضعیت موجود، افزایش اثربخشی سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های بهداشتی و اولویت‌بندی مداخلات بهسازی محیط بشمار می‌روند. در این مقاله مروری وضعیت بار بیماری‌های محیطی در ایران براساس نتایج آخرین مطالعه جهانی بار بیماری‌ها  (Global Burden of Disease (GBD))، سایر مطالعات جهانی و پژوهش‌های ملی در کشور مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه پژوهش‌های انجام شده بر روی بار بیماری‌های محیطی در ایران با جستجو در پایگاه‌های علمی بین‌المللی و ملی مشخص شدند و مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها:‌ مرور مطالعات بار بیماری‌های محیطی نشان داد که براساس نتایج مطالعه GBD سهم عوامل خطر محیطی در کل بار بیماری‌ها در کشور در سال 2017 بر حسب شاخص تعداد سال‌های از دست رفته به‌واسطه مرگ یا ناتوانی  (Disability-adjusted life years (DALYs)) و تعداد موارد مرگ به ترتیب حدود 8 و 13 درصد بوده است. بر طبق نتایج مطالعه GBD، سهم عوامل خطر در DALY منتسب به عوامل محیطی در کشور در سال 2017 (در مجموع 329,648,1) بهصورت زیر بود: PM2.5 هوای آزاد 45/0 درصد، عوامل خطر شغلی 25/1 درصد، مواجهه با سرب 19/4درصد، آب آشامیدنی ناسالم 5/0 درصد، ازن تروپوسفری 1/7 درصد، عدم دسترسی به تسهیلات شستشوی دست 1/5 درصد، دفع غیربهداشتی فاضلاب 1/4درصد، رادن هوای داخل ساختمان 0/6 درصد و آلودگی هوای داخل بواسطه مصرف سوخت جامد 0/3 درصد. کل نرخ DALY و نرخ مرگ منتسب به پرتوهای فرابنفش خورشیدی در ایران در سال 2000 به‌ترتیب 46/2 و 0/7 برآورد گردیده است. شاخص DALY و نرخ DALY منتسب به غلظت بالای فلوراید در آب آشامیدنی ناشی از ایجاد فلوروزیس دندانی در کشور در سال 2017 به‌ترتیب 3443 و 4/31 به‌دست آمد. ارزیابی تاثیر فلورایدزنی آب آشامیدنی به‌عنوان یک عامل محافظت کننده محیطی نشان داد که این اقدام از طریق پیشگیری از پوسیدگی دندان می‌تواند شاخص DALY و نرخ DALY در کشور را به‌ترتیب 971,14 و 18/73 کاهش دهد. طی سال‌های 2017-2005، نرخ DALY (به ازای هر 100 هزار نفر) منتسب به عوامل PM2.5 هوای آزاد، ازن تروپوسفری، رادن هوای داخل و عوامل خطر شغلی رو به افزایش بوده که این نتیجه اهمیت اقدامات پیشگیرانه و کنترل آنها را افزایش می‌دهد.
نتیجه‌گیری:‌ تفاوت چشمگیری در میزان بار بیماری‌های منتسب به یک عامل خطر در مطالعات جهانی مختلف و همچنین میان مطالعات جهانی و ملی وجود داشت. با توجه به بکارگیری داده‌های با جزئیات بیشتر و کامل‌تر و انجام ارزیابی‌های فروملی، نتایج مطالعات ملی بار بیماری‌های منتسب به عوامل خطر محیطی معتبرتر و کاربردی‌تر بوده، لذا تقویت و تداوم این مطالعات در سطوح ملی و فروملی با توجه به اولویت‌ها، نیازها، روندهای زمانی‌ـ‌مکانی و با استفاده از داده‌ها و اطلاعات معتبر داخلی ضروری است و اکیدا توصیه می‌گردد.
 

سپیده صادقی، فرزانه محمدی، امیرحسین نافذ، سحر قلی پور، مهناز نیک آئین،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور میکروارگانیسمهای بیماریزا در کمپوست تهدیدکننده سلامت عمومی است. لذا ارزیابی کیفیت بهداشتی کمپوستهای تولیدی قبل از کاربرد آنها به عنوان تقویتکننده خاک امری ضروری است. این مطالعه جهت بررسی حضور میکروارگانیسمهای پاتوژن در کمپوست تولید شده از مواد زائد جامد شهری (MSW) و خطرات میکروبی مرتبط با بلع تصادفی کمپوست توسط کودکان انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه، نمونهبرداری از پارکهای عمومی مختلف شهر اصفهان در طول دوره پخش کمپوست صورت گرفت. حضور و غلظت میکروارگانیسمهای پاتوژن سالمونلا، کمپیلوباکتر، کریپتوسپوریدیوم و آدنوویروس به وسیله روشهای کشت یا real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که تمام میکروارگانیسمهای پاتوژن با فراوانی 11 تا 62 درصد در نمونههای کمپوست یافت شدند و بالاترین فراوانی مربوط به آدنوویروس بود. ارزیابی ریسک سلامت نشان داد بالاترین میزان خطر عفونت روزانه برای کریپتوسپوریدیوم (pppy 4-10×7/67) و کمترین خطر مربوط به آدنوویروس(pppy 10-10×8/27) به دست آمد. همچنین خطرات عفونت یکبار تماس و سالیانه مجموع میکروارگانیسمها برای کودکان بالاتر از حد استاندارد (pppy 3-10) محاسبه شد.
نتیجهگیری: نتایج به دست آمده آلودگی کمپوست تولیدی به میکروارگانیسمهای پاتوژن و اثرات بالقوه سلامتی در هنگام کاربرد کمپوست در فضای سبز شهری را نشان داد. بنابراین سازمانهای مربوطه بایستی توجه بیشتری به فرآیند کمپوست سازی، کیفیت میکروبی و کاربرد کمپوست در مکانهایی با دسترس عموم داشته باشند.

حسین معصوم بیگی، داوود مطلبی پیکانی، قادر غنی زاده، حامد اکبری جور، مریم اسمعیلی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تامین سلامت و ایمنی کارکنان هر صنعت، از مهمترین موضوعات قابل توجه برای پیشگیری از بروز حوادث است. این مطالعه با هدف شناسایی و ارزیابی خطر در یک صنعت باتریسازی بهروش تجزیه و تحلیل حالات شکست و اثرات آن (FMEA) و برآورد نسبت هزینه رخداد حوادث به پیشگیری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی ابتدا فعالیتهای تولیدی صنعت شناسایی شدند. سپس خطرات بالقوه بهروش شناسایی خطر  (HAZID)تعیین شدند. ارزیابی و اولویتبندی خطرات بهکمک روش FMEA انجام شد. خطراتی که RPN بالاتر از 145 داشتند، بهعنوان خطر مهم تعیین و نسبت هزینه رخداد به پیشگیری حوادث محاسبه شد.
یافتهها: در 62 واحد فعال این صنعت 716 خطر شناسایی و اولویت بندی شدند. 16 مورد (2/23 درصد) آن دارای RPN بالای 145 و بالاترین اولویت بودند. واحد خمیرمالی با خطرات سقوط و آتشسوزی و واحد مونتاژ با خطر نشت بخارات و گردوغبار سرب با RPN 245 از جمله خطرناکترین واحدها و خطرات شناسایی شده بودند. بیشترین هزینه رخداد مربوط به واحد پرس تاب کاور به مبلغ 8/5 میلیارد ریال و بخش وانهای شارژ فرماسیون به مبلغ 399/6 میلیارد ریال بود. در تمام بخش‌ها بهجز یک بخش، نسبت هزینه رخداد به پیشگیری حوادث از 1/2 تا 25 متغیر بود.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد لازم است مسئولین صنعت، اصلاح خطرات مهم را طبق اولویت بندی تعیینشده مورد توجه قرار دهند تا حوادث احتمالی ناشی از این خطرها به حداقل ممکن برسد. این اولویت بندی میتواند نقش مؤثری در مدیریت بهینه خطر و کاهش هزینههای مربوطه داشته باشد.
 

علیرضا بختیاری، بهروز اکبری آدرگانی، پریسا شاولی گیلانی، لیلا کرمی، نجمه یزدانفر، پریسا صدیق آرا،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه و هدف: با توجه به آنکه شیر و فرآورده­های آن در بسیاری از نقاط جهان بخش جدایی ناپذیری از رژیم غذایی انسان را تشکیل می­دهند، بنابراین باید اقدامات موثری در راستای ایمنی شیر و به حداقل رساندن مقدار آلاینده های خطرناک در آن صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین غلظت و ارزیابی خطر فلز سنگین سرب در شیر خام تولید شده در استان تهران انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی، نمونه های شیر خام از 24 دامداری مختلف استان تهران در فصل زمستان سال 1401 جمع آوری و از نظر آلودگی سرب با استفاده از روش طیف نگار جذب اتمی شعله مورد ارزیابی قرار گرفتند. با آزمون های آماری مرتبط نتایج حاصله با استانداردهای جهانی مورد مقایسه قرار گرفت. در ادامه با میانگین نتایج ارزیابی خطر صورت گرفت.
یافته‌ها: در این بررسی، میانگین مقدار سرب در هیچ یک از نمونه ها بالاتر از حد مجاز نبود. میانگین و انحراف معیار غلظت سرب در نمونه ها ppb 5/8± 7 به دست آمد. تمامی نمونه های مورد آزمایش کمتر از حد مجاز استانداردهای جهانی بود. اختلاف معنی داری بین میزان سرب کلیه دامداری ها نیز مشاهده نشد. مقدار HQ (Hazard Quotient) برای کودکان و بزرگسالان کمتر از یک محاسبه شد. 
نتیجه‌گیری: غلظت سرب در تمامی نمونه ها زیر حد مجاز اعلامی کدکس و سازمان استاندارد ایران قرار داشت. با توجه به HQ محاسبه شده مصرف شیر از نظر آلودگی به سرب، خطر غیر سرطان زایی نداشت.
 

سودابه قدسی، مینا شیخ، فرزانه محمدی، مهناز نیک آئین،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای (PAHs) به دلیل اثرات مضر بر سلامتی، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت PAHs متصل به ذرات کوچکتر از µm 2/5 (PM2.5) و ارزیابی خطر بهداشتی ناشی از آنها انجام گرفت.  
روش بررسی: 38 نمونه هوا با استفاده از دستگاه نمونه بردار ذرات همراه با ورودی جهت جداسازی PM2.5  از بخش مرکزی شهر اصفهان جمع آوری گردید. جهت آنالیز نمونه ها از دستگاه GC-MS استفاده شد. به منظور شناسایی منابع احتمالی PAHs  از نسبت های مولکولی استفاده شد. همچنین ارزیابی خطر سرطان‌زایی و غیر سرطان‌زایی ترکیبات PAH برای دو گروه کودکان و افراد بزرگسال با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو انجام گرفت.
یافته‌ها: از میان 16ترکیب PAH اولویت دار، 7 ترکیب با محدوده میانگین غلظت ng/m3 8/17 - 0/003 شناسایی شدند. نسبت‌های مولکولی نشان داد که منابع پایروژنیک، منابع عمده تولید کننده PAHs در هوا هستند.  مقدار  میانه خطر سرطان‌زایی برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب برابر با 8-10× 3/1 و 8-10× 5/99 برآورد شد. همچنین مقدار میانه خطر غیر سرطان‌زایی برای ترکیبات  PAH، 1-10× 3/08 برآورد شد.
نتیجه‌گیری: نتایج برآورد ارزیابی خطر احتمالی نشان داد که غلظت موجود ترکیبات PAH متصل به ذرات ریز منجر به خطر قابل توجهی برای انسان های در معرض نمی شود. اما باتوجه به اینکه در این مطالعه صرفا ارزیابی خطر PAHs مرتبط با ذرات ریز بررسی گردید، لازم است ارزیابی خطر در مورد کل PAHs موجود در اتمسفر و در محل های بیشتری انجام پذیرد.

احسان آقایانی، عزیزاله دهقان، نوید علی نژاد، ملیحه امیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه ­گیری دوره ای غلظت آفت ­کش ­ها در منابع آب آشامیدنی برای اطمینان از سلامت مصرف کنندگان ضروری است. این مطالعه با هدف اندازه­ گیری غلظت 6 آفت­ کش مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب کشاورزی و شبکه توزیع آب شهری و روستایی شهرستان فسا انجام شد.
روش بررسی: نمونه برداری یک هفته بعد از سم پاشی باغات منطقه به صورت یک نمونه 24 ساعته از منابع آب انجام شد. آنالیز باقیمانده آفت ­کش ­ها با استفاده از ستون معکوس کارتریجی C18 استخراج فاز جامد با نسبت ­های مساوی آب/ متانول در دستگاه HPLC انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان می­ دهد که غلظت سموم در آب کشاورزی بیشتر از منابع آب شرب و شبکه آب شرب است. به طور قابل توجهی غلظت مالاتیون و دیازینون در منابع آب کشاورزی بسیار بیشتر از منابع آب شرب است. این مقادیر ممکن است تا 8 برابر افزایش یابد. مقادیر شاخص خطر کل محاسبه شده برای نمونه ­های جمع­ آوری شده از منابع آب کشاورزی در محدوده 0/89 تا 1/36 بوده و مصرف آنها به عنوان آب شرب خطرناک هستند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، ارزیابی خطر سلامت ناشی از وجود مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب آشامیدنی نشان می ­دهد که مصرف آب از شبکه آشامیدنی تهدیدی برای سلامت شهروندان ندارد، اما با توجه به وجود مقادیر بالاتر سموم دفع آفات در منابع آب کشاورزی، نظارت بر منابع آبی اطراف اراضی کشاورزی مورد تاکید است.
 

سمیه علیزاده عطار، علیرضا پرداختی، خسرو اشرفی، محمدصادق حسنوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کربن سیاه از احتراق ناقص سوخت‌های فسیلی و سوخت‌های زیستی تولید می‌شود. مواجهه بلند مدت با کربن سیاه با افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه و بیماری‌های قلبی ـ عروقی مرتبط است. هدف این مطالعه ارزیابی خطر سرطان­زایی و غیرسرطان­زایی مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد شهر تهران است.
روش بررسی: نمونه‌های ساعتی کربن سیاه از ایستگاه‌های شرکت کنترل کیفیت هوای تهران به‌صورت آنلاین جمع‌آوری و پس از میانگین‌گیری، به میانگین‌های سالانه برای سال‌های 1400، 1401 و 1402 تبدیل شدند. در نهایت، ارزیابی خطر مواجهه با ترکیب موردنظر برای کل شهر تهران بر اساس مدل US EPA صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در شهر تهران به واسطه مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد، شاخص خطر سرطان‌زایی (CR) در بزرگسالان بیشتر از کودکان است. ضریب خطر غیرسرطان‌زایی (HQ) در هر دو گروه سنی زیر مقدار آستانه یک بوده که نشان‌دهنده خطر غیرسرطان‌زایی پایین و قابل چشم پوشی است. با این حال، کودکان HQ بالاتری نسبت به بزرگسالان دارند. خطر سرطان کل طول عمر ناشی از مواجهه با کربن سیاه برابر با 3-10× 1/4 محاسبه شده است. خطر سالانه ناشی از کربن سیاه برابر با 3-10× 0/02 برآورد شده است.
 نتیجه‌گیری: نتایج نشان می دهد که خطرات سرطان‌زایی مواجهه با کربن سیاه برای بزرگسالان و کودکان بیش از حد مجاز است. خطر سرطان در بزرگسالان شش برابر کودکان است، اما خطر غیرسرطان‌زایی پایین ارزیابی گردیده است. کاهش انتشار کربن سیاه برای بهبود سلامت عمومی در شهرهای پر ترافیک ضروری است و تحقیقات بیشتر در این زمینه اهمیت دارد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb