12 نتیجه برای ایمنی
محمد رضائی، محمد یحیایی، مهدی پرویز، مهدی خدایی مطلق،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پنیر سنتی بنا به دلایل فرهنگی، طعم و بوی مطبوع و نیز ارزش تغذیهای بالا به عنوان یک منبع پروتئینی جایگاه ویژهای را در رژیم غذائی مردم کشور داراست. با این وجود آلودگی آن به میکروارگانیسمهای پاتوژن میتواند سلامت انسان را به خطر انداخته و موجب ضررهای اقتصادی قابل توجهی گردد. هدف از این مطالعه اندازهگیری و شناسائی آلودگی میکروبی پنیرهای سنتی عرضه شده در سطح استان مرکزی بود. روش بررسی: استان مرکزی به 10 خوشه (براساس تعداد شهرستان) تقسیم و سپس در هر خوشه براساس میزان تراکم عرضه پنیر سنتی تعداد 8 نمونه از مراکز عرضه این محصول در تابستان سال 1390 گرفته شد. نمونهها تحت شرایط استریل به آزمایشگاه انتقال داده شده و تحت آزمایشات میکروبیولوژی قرار گرفتند. یافتهها: نتایج آزمون آماری نشان داد تمامی نمونهها بیش از حد استاندارد ایران، به کلی فرم، استافیلوکوکوس ارئوس، کپک و مخمر آلوده هستند P<0/001). 34 ) درصد نمونهها از نظر اشرشیاکلی دارای آلودگی بودند همچنین در 24 درصد نمونه ها آلودگی به استافیلوکوکوس ارئوس کواگولاز مثبت مشاهده شد. درصد آلودگی نمونه ها به سالمونلا نیز 8/75 درصد بود. نتیجهگیری: این نتایج بیانگر وضعیت نامطلوب پنیرهای سنتی استان مرکزی از نظر آلودگی میکروبی بوده است.
سپیده میانجی، روح اله رضائی، علی گنجلو،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بدون تردید، توجه به "ایمنی غذا در مزرعه" اولین گام در دستیابی به ایمنی غذایی و تولید محصول سالم است؛ در حالیکه اقدامات مرتبط با ایمنی غذایی در مزرعه از سوی کشاورزان به دلیل نبود شناخت صحیح مورد توجه کافی قرار نمی گیرد. بر این اساس، هدف این تحقیق بررسی نگرش کشاورزان درباره منابع ایجاد آلودگی و عوامل تبیینکننده اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه بود.
روش بررسی: این تحقیق از لحاظ میزان کنترل متغیرها، غیرآزمایشی و توصیفی، از نظر روش گردآوری دادهها، میدانی و به لحاظ قابلیت تعمیم یافتهها، از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل 732 نفر از تولیدکنندگان کاهو در استان البرز بود که یک نمونه 230 نفری از آنان با استفاده از روش نمونهگیری طبقه ای با اختصاص متناسب (شهرستان ها بهعنوان طبقات) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، گردآوری شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه براساس نظر متخصصان و کارشناسان مرتبط ارزیابی شد و پایایی آن از طریق محاسبهCronbach Alpha برای سه سازه اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه (0/728)، منابع ایجاد آلودگی در مرحله قبل از برداشت (0/821) و منابع ایجاد آلودگی در مرحله پس از برداشت (0/801) تایید شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS20 انجام گرفت.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که مهمترین منابع ایجاد آلودگی شامل استفاده از سموم و آفت کش ها در مزرعه و آب آبیاری (در مرحله قبل از برداشت) و مکان های نگهداری و انبار محصول و وجود رطوبت بالا به هنگام انتقال محصول (در مرحله پس از برداشت) بودند. همچنین، نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از چرخش Varimax نشان داد که متغیرهای زیربنایی اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه در پنج عامل اقدامات مرتبط با آموزش و بهداشت کارگران، بهداشت عمومی، آبیاری، نظارتی و کنترلی و کنترل دام و حیات وحش، تلخیص و دسته بندی شده و در حدود 64/314 درصد از واریانس کل را پوشش دادند. در بین پنج عامل اشاره شده، عامل اقدامات مرتبط با آموزش و بهداشت کارگران با تبیین 18/725 درصد از واریانس کل، مهمترین عامل در مقایسه با سایر عوامل بود.
نتیجه گیری: با توجه به تعدد منابع ایجاد آلودگی در مرحله قبل و پس از برداشت و احتمال وقوع آلودگی های مختلف در محصول کاهو، ضروری است که شرایط لازم برای تشویق و هدایت تولیدکنندگان به سوی انجام اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه بهویژه از طریق آموزش آنان درباره شناخت منابع ایجاد آلودگی و اطلاع رسانی در زمینه اقدامات ایمنی و بهداشتی فراهم شود.
سمانه ابولی، محمود علی محمدی، میرزمان زمان زاده، کامیار یغمائیان، مسعود یونسیان، مهدی هادی، زهرا سلیمانی،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت پایین آبهای سطحی و زیرزمینی در کشورهایی که با مشکل کم آبی مواجه هستند تمایل جامعه به استفاده از دستگاه تصفیه آب خانگی را افزایش داده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی کیفیت آب آشامیدنی دستگاههای تصفیه آب خانگی و شبکه توزیع عمومی در شهر گرمسار که تحت کنترل برنامه ایمنی آب است، انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه توصیفی مقطعی حاضر در سال 1397 در 6 منطقه و 41 نقطه شهر گرمسار در دو فصل بهار و تابستان انجام شد. آزمایشهای شیمیایی براساس دستورالعمل استاندارد متد، اندازه گیری کلی فرمها به کمک روش تخمیر چند لولهای و شمارش باکتریهای هتروتروف به روش شمارش بشقابی انجام شد. نتایج از طریق نرم افزارهایExcel و SPSS تحلیل شد.
یافتهها: میانگین پارامترهای اندازه گیری شده در تمام نمونهها شامل هدایت الکتریکیμs/cm 1507، کل جامدات محلول mg/L 786/8، فلوراید mg/L 0/048، کلر آزاد باقیمانده mg/L 0/67، pH 7/9، کلی فرم کل MPN/100mL 0/16، کلی فرم مدفوعی MPN/100mL 0/14 و شمارش بشقابی هتروتروفیک CFU/mL112 بود. اختلاف معنیداری در میزان پارامترهای شیمیایی و میکروبی در شبکه توزیع عمومی و خروجی دستگاه تصفیه آب خانگی در دو فصل مشاهده نشد.
نتیجهگیری: دستگاههای تصفیه آب خانگی تاثیری در بار میکروبی نداشتند اما باعث تغییر در مقادیر برخی از پارامترهای شیمیایی شدند. آب آشامیدنی خروجی از شبکه توزیع، با بکارگیری برنامه ایمنی آب از کیفیت مناسبی برخوردار است.
محمد رضوانی، سحر طبیبیان، عطاءاله ویسی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه بهمنظور ارزیابی ریسک ایمنی و بهداشتی پالایشگاه گاز ایلام و بررسی کارایی روش تاپسیس در ارزیابی ریسک انجام گردیده است.
روش بررسی: پس از شناسایی 955 مورد خطر، با بهرهگیری از معیارهای میزان مواجهه، شدت و احتمال وقوع و استفاده از روش تاپسیس، ریسکهای محاسبه شده به تفکیک در بخشهای ایمنی و بهداشت رتبه بندی گردیدند. نظر به عدم امکان تعیین سطح ریسک با استفاده از روش تاپسیس، به این منظور از روش FMEA استفاده و عدد ریسک (RPN) گزینهها محاسبه گردید.
یافتهها: در ارزیابی ریسک ایمنی، آسیبهای جانی، مالی، سوختگی و مرگ ناشی از آتش سوزی در اثر نگهداری مواد قابل اشتعال در انبار، با عدد مشابهت به راه حل ایده آل (Cli) به میزان 0/56 بهعنوان بالاترین ریسک ایمنی مشخص گردید. در ارزیابی ریسک بهداشتی، مسمومیت و تاثیر بر سلامت کارکنان ناشی از عوامل میکروبی در اثر استفاده از مواد غذایی منقضی در طبخ غذا در واحد رستوران و همچنین آسیبهای تنفسی رانندگان در اثر استنشاق و نشت گاز در ناحیه فرایندی و تردد رانندگان واحد نقلیه در سایت با Cli برابر با 0/66 به عنوان بالاترین ریسکها مشخص گردیدند.
نتیجهگیری: تاپسیس بهعنوان یک روش نوین، قابلیت بهکارگیری در رتبه بندی و ارزیابی ریسک صنایع را داراست. کلیه ریسکها در سطح متوسط و پایین قرار گرفته و علیرغم ضرورت تعیین اقدامات کنترلی، در وضعیت اضطراری قرار ندارند.
مقیسه شرافتی، غلامحسین عبدالله زاده، محمد شریف شریفزاده، محمدرضا محبوبی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد آفت کش ها جهت مبارزه با آفات و بیماری های گیاهی ضروری است. مصرف گسترده و غیرایمن آفت کش ها توسط کشاورزان ریسک های مختلفی برای سلامت انسان ها و محیط زیست در پی داشته است. بر این اساس در مطالعه حاضر به بررسی دانش، نگرش و رفتار کشاورزان درباره کاربرد آفتکشها و مشکلات سلامتی ناشی از استفاده آنها پرداخته میشود.
روش بررسی: روش تحقیق پیمایشی استفاده شد. جامعه هدف کلیه کشاورزان و باغداران شهرستان گلوگاه، استان مازندران به تعداد 6170 نفر است. نمونه ها به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای از 2 دهستان و 13 روستا انتخاب شدند و اطلاعات از طریق 397 پرسشنامه جمعآوری شد. برای پردازش دادههای تحقیق از آزمون های آماری من ویتنی، کروسکال والیس، ضریب همبستگی اسپیرمن و مدل رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: پاسخگویان دانش کافی درخصوص مصرف ایمن آفت کش ها ندارند. نگرش پاسخگویان نسبت به مصرف آفت کش ها مثبت بود. بیشتر پاسخگویان اقدامات ایمنی را کمتر لحاظ می کنند و کاربرد وسایل حفاظت شخصی موثر (ماسک، دستکش و عینک حفاظتی) و دفع بهداشتی باقیمانده آفت کش ها کمتر لحاظ میشود. سرگیجه، مشکلات پوستی، سردرد و استفراغ از شایعترین علائم بیماری های ناشی از کار با آفت کش ها است. یافته های تحلیل رگرسیونی بیانگر این بود که برخورداری از دانش و نگرش مناسب درخصوص مصرف ایمن آفت کش ها تاثیر مثبتی بر ارتقای رفتار ایمنی حین مصرف دارد.
نتیجهگیری: ارتقای دانش مرتبط با اقدامات ایمنی و تشویق به استفاده از اقدامات حفاظتی اثربخش مانند پوشیدن ماسک، عینک محافظ و دستکش باید در اولویت برنامه های آموزشی و ترویجی باشد.
تخصصی علیرضا رحیمی، نبی شریعتیفر، علی حشمتی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آفتکشهایی که در کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرند، به دلیل اثرات سوء آنها بر سلامت انسان، نگرانیهای زیادی را ایجاد کردهاند. در این پژوهش اثر فرایندهای آبکشی، له کردن، صاف کردن، شفافسازی با خاک بنتونیت و پاستوریزاسیون بر میزان کاهش حشرهکشهای دیازینون، اتیون و فوزالون طی تولید آب انگور عسگری مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: درخت مو انگور در طی سه مرحله رشد یعنی قبل از گلدهی، غوره و حین رسیدن انگور با سمپاشی با سموم فوزالون، دیازینون و اتیون و با غلظت 525، 600 و 750 گرم ماده فعال در هکتار سمپاشی شد. h 24 بعد از آخرین مرحله سمپاشی نمونه انگور چیده شده و در معرض فرایند آبکشی (s 20-30)، له کردن، صاف کردن، شفافسازی و پاستوریزاسیون قرار گرفت. سپس غلظت باقیمانده آفت کشها بعد از هر مرحله با دستگاه گاز کروماتوگرافی طیف سنج جرمی/جرمی تعیین شد.
یافتهها: غلظت اولیه دیازینون، اتیون و فوزالون در نمونه انگور بهترتیب 0/640، 0/716 و mg/kg 0/550 بود. میزان کاهش دیازینون، در طی فرایندهای آبکشی، له کردن، صاف کردن، شفافسازی با خاک بنتونیت و پاستوریزاسیون نسبت به غلظت نمونه اولیه در انگور بهترتیب 25/72، 41/96، 74/54، 90/21 و 100 درصد (باقیمانده یافت نشد)؛ درحالیکه این مقادیر برای اتیون بهترتیب 9/78، 28/50، 69/45، 89/38، 96/74 درصد و برای فوزالون 17/32، 28/47، 46/40، 80/25، 93/28 درصد بود. تمامی فرایندها بهطور معنیداری باعث کاهش میزان باقیماندهها شدهاند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد، فرایندها بهطور چشمگیری قادر به کاهش باقیمانده سموم دیازینون، اتیون و فوزالون میشود.
طه محمد حسینی، حسین سعادتی، جبرائیل نسل سراجی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به آمار قابل توجه افراد آسیب دیده در استخرهای آبگرم معدنی، هدف اصلی این تحقیق ارائه مدلی برای سنجش و مدیریت ریسک در استخرهای آب گرم معدنی است.
روش بررسی: برای تهیه مدل مفهومی ریسک در چهار مرحله اقدام گردید که شامل تعیین شمای کلی مدل، شناسایی پارامترها، ارزیابی و امتیازدهی به پارامترها براساس فرم جمع آوری داده، با روش تحلیل سلسله مراتبی و ارزشیابی و تعیین ریسک نهایی استخرها است. با توجه به محدوده استاندارد مجاز هر پارامتر، براساس وزن های بدست آمده، طبقات ریسک سلامت، ایمنی و محیط زیست در پنج محدوده برای هر پارامتر بدست آمد. نهایتا با تجمیع این پارامترها، امتیاز نهایی ریسک استفاده از هر استخر حاصل می شود. به منظور ارزیابی مدل ارائه شده، مقدار ریسک استخرهای آب گرم معدنی استان اردبیل با روش ابداعی این تحقیق، بدست آمد.
یافتهها: مطابق نتایج، بیشترین ریسک گروه سلامت، در استخر آبگرم گاومیش گلی با امتیاز 16/25، در گروه ایمنی، استخر آبگرم قطورسویی با امتیاز 70/25، و در گروه محیط زیستی، نیز آبگرم قطور سویی با امتیاز 7/125، ثبت شد. درنهایت به ترتیب امتیاز ریسک، استخر قطورسویی و گاومیشگلی دارای سطح ریسک غیرقابل قبول بوده، آبگرم های قینرجه، شابیل، برجلو و سبلان در سطح ریسک زیاد قرار دارند.
نتیجه گیری: مدل ارائه شده با شواهد و مدارک وقایع پزشکی قانونی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت. با توجه به نتایج مدل مفهومی ریسک و امتیاز بهدستآمده برای هر جزء و اجزای فرعی، میتوان راهحلهای مناسب، بهمنظور کاستن از سطح ریسک در هر استخر آب گرم ارائه کرد.
سمیرا شیخی، آران مشیری، حسن اصلانی، شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اینکه یکی از راههای اصلی انتقال بیماریها آب آشامیدنی است، ایمنی آب آشامیدنی موضوعی مهم برای مصرف کنندگان و تامین کنندگان آب و همچنین بهره برداران سامانه های آبرسانی و مسئولین بهداشتی ناظر بر این سامانه ها محسوب می شود. این مطالعه با هدف شناسایی و ارزیابی نیمه کمی و اولویت بندی ریسک های موجود در سیستم تامین آب شرب شهر بستان آباد انجام گردید.
روش بررسی: براساس راهنمای برنامه ایمنی آب سازمان جهانی بهداشت و انجمن بین المللی ایمنی آب و همکاری تیم WSP، سیستم تامین آب شهر بستان آباد مورد بازرسی و توصیف قرار گرفت. برای ارزیابی و مستندسازی عناصر کلیدی WSP و شناسایی مراحل نیازمند ارتقاء از ابزار تضمین کیفیت برنامه ایمنی آب (نرم افزاری تحت عنوان WSP-QA TOOL) استفاده شد.
یافته ها: براساس یافته های این مطالعه مشخص شد که امتیاز نهایی برحسب درصد اجرای برنامه ایمنی آب در سیستم آبرسانی شهر از 8/38 در سال 97 به امتیاز نهایی 55 در سال 99 رسیده است و این نشان دهنده ارتقاء اجرای برنامه ایمنی آب در طی دو سال است. در مجموع تعداد 1474 عنوان ریسک شناسایی شد که از این میان بیشترین تعداد ریسک (508 عنوان ریسک) مربوط به منابع تامین آب خام و کمترین تعداد ریسک (52 مورد) مربوط به واحد گندزدایی و مخازن ذخیره بوده است.
نتیجه گیری: تأسیسات آبی بستان آباد تحت تاثیر تهدیدات بالقوه شناسایی شده، آسیب پذیر بوده و نیازمند اصلاحات، کنترل و نظارت جدی و آموزش و مهارت افزایی بهروز و مکرر کارکنان است.
انسیه نوروزی، فریده فتحی نژاد، فاطمه سلمانی، پریسا صدیق آرا، طیبه زینلی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی تفاوت دانش، نگرش و عملکرد از جنبه بهداشت و ایمنی مواد غذایی بین افراد جامعه با و بدون سابقه ابتلا به کووید-۱۹ است.
روش بررسی: مطالعه توصیفی-تحلیلی با استفاده از پرسشنامه آنلاین استاندارد بر روی 712 نفر از شهریور تا مهر ماه 1400 انجام شد. پرسشنامه در چهار بخش که بخش اول شامل اطلاعات دموگرافیک، بخش دوم شامل 7 سوال در ارتباط با دانش شرکتکنندگان در مورد بهداشت و ایمنی مواد غذایی، بخش سوم شامل 10 سوال درباره نگرش و بخش چهارم 10 سوال مربوط به عملکرد بهداشتی شرکت کنندگان استفاده شد. از مدل رگرسیون خطی چندگانه برای تعیین بهترین پیش بینی کنندههای دانش، نگرش و عملکرد استفاده شد. سطح معنیداری p <0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها: افراد دارای سابقه ابتلا 271 (43 درصد) و افراد بدون سابقه ابتلا 361 (57 درصد) نفر بودند. فاکتورهای جمعیت شناختی در بین افراد با و بدون سابقه ابتلا تفاوت معنیداری نداشت. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دانش (0/05p=) و عملکرد افراد (0/002p=) در ارتباط با بهداشت و ایمنی موادغذایی با سابقه ابتلا به کرونا ارتباط معنیداری دارد. اما نگرش افراد متاثر از سابقه ابتلا به کرونا نبود (0/17p=). مهمترین پیش بینی کننده عملکرد نگرش بود (0/001p<).
نتیجهگیری: میتوان گفت که ابتلا به کرونا باعث افزایش دانش و بهبود عملکرد مردم در ارتباط با اصول بهداشت و ایمنی موادغذایی در طول همه گیری کووید-19 شده و در نتیجه شرایط بهداشتی بهبود یافته است.
بهلول پارسافر، محمد احمدی، غلامرضا جاهد خانیکی، نبی شریعتی فر، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رعایت اصول بهداشت و ایمنی مواد غذایی در کلیه زنجیره تولید، نگهداری، حمل و نقل و عرضه مواد غذایی جهت اطمینان از سالم و مناسب بودن موادغذایی در تأمین سلامت مصرف کنندگان بسیار مهم است. از این رو مطالعه ای با هدف تعیین وضعیت شاخص ها و برنامه های پیش نیازی بهداشت و ایمنی مواد غذایی در میادین میوه و تره بار شهر تهران در سال ۱۴۰۱ انجام شد.
روش بررسی: مطالعه ای تحلیلی-مقطعی بر روی ۶۷ مرکز میوه و تره بار شهر تهران در مورد وضعیت شاخص ها و برنامههای پیش نیازی بهداشت و ایمنی مواد غذایی همچون وضعیت ساختمان و تأسیسات، آموزش کارکنان، بهداشت کارکنان، کنترل کیفیت مواد غذایی، مبارزه با آفات محیطی، دفع پسماند و وضعیت بهداشت محیط کار انجام شد. ابتدا پرسشنامه ای تهیه و روایی آن با نظر پنج نفر از متخصصین و صاحب نظران و نیز ابزار پایایی آن با ضریب آلفا کرونباخ برابر با 0/87 مورد تأیید قرار گرفت، سپس پرسشنامه تکمیل شد و داده های لازم ثبت گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که وضعیت مطلوب ساختمان و تأسیسات با 67/16 درصد، آموزش کارکنان 26/85 درصد، بهداشت کارکنان 50/20 درصد، کنترل کیفیت مواد غذایی 67/91 درصد، مبارزه با آفات محیطی 43/65 درصد، دفع پسماند 58/39 درصد و بهداشت محیط کار 63/11 درصد بود. بطوریکه وضعیت شاخص های ساختمان و تأسیسات، کنترل کیفیت مواد غذایی، دفع پسماند و بهداشت محیط کار با داشتن میانگین بیش از ۵۰ درصد در حد مطلوب و قبول است. اما شاخص های آموزش کارکنان و مبارزه با آفات محیطی نامطلوب ارزیابی شده است.
نتیجهگیری: شناخت وضعیت شاخص ها و برنامه های پیش نیازی بهداشت و ایمنی مواد غذایی در میادین میوه و تره بار شهر تهران می تواند به بهبود و ارتقا سلامت و ایمنی مواد غذایی کمک نماید. بگونه ای که مطلوب بودن شاخص های ساختمان و تأسیسات، کنترل کیفیت مواد غذایی، دفع پسماند و بهداشت محیط کار در عرضه و فروش مواد غذایی سالم تأثیر دارد. همچنین توصیه می گردد نسبت به بالابردن سطح آموزش در کارکنان و شیوه مبارزه با آفات محیطی در میادین میوه و تره بار توجه بیشتری صورت گیرد.
محمدحسین قادری، آزاد تیموری، مجید عسکری حصنی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اثرات منفی فلزات سنگین و انتقال آن از طریق زنجیره های غذایی به انسان، مطالعه حاضر به منظور بررسی غلظت فلزات سنگین آهن، روی، کادمیوم، سرب، باریم، نیکل، مس، وانادیوم و آرسنیک در بافت های آبشش، کبد و عضله در ماهی سرخو خال سیاه(Lutjanus ehrenbergii) انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 30 قطعه ماهی سرخو خال سیاه در سال 1401 از زیستگاه های مرجانی جزیره هنگام توسط گرگور و قلاب صید و جمع آوری شدند. پس از شناسایی و زیست سنجی، تمام نمونه ها تشریح و بافت های کبد، آبشش و عضله جدا و سنجش فلزات سنگین توسط ICP-MS انجام شد.
یافتهها: بر اساس نتایج زیست سنجی، میانگین طول استاندارد، طول کل و وزن ماهیان مورد مطالعه به ترتیب cm 1/4±23/3، cm 2/7±27/8 و g18/9±470/3 بود. بر اساس نتایج، عنصر آهن نسبت به سایر عناصر مورد مطالعه بیشترین تجمع را به ترتیب در بافت های آبشش و کبد به میزان 327/41 و µg/g 136/10 داشت و عنصر روی بیشترین میزان تجمع را در بافت عضله به میزانµg/g 2/68 داشت. عنصر نیکل نسبت به سایر عناصر مورد مطالعه کمترین تجمع را نشان داد. میزان عنصر سرب در بافتهای آبشش، کبد و عضله به ترتیب به میزان 1/38، 1/35 و µg/g 0/46 سنجش شد.
نتیجهگیری: مقدار عنصر سرب در عضله به عنوان بافت اصلی تغذیه ای به میزان µg/g 0/46 سنجش شد که بالاتر از برخی استانداردهای جهانی مانند WHO است؛ بنابراین از لحاظ بهداشتی مصرف ماهیان تجاری آلوده به فلزات سنگین توصیه نمیگردد. با انجام پایش های مداوم می توان وضعیت آلایندگی ماهیان را ارائه کرد، اما با این وجود مصرف گونه سرخو خال سیاه صید شده از اطراف جزیره هنگام باید با احتیاط صورت گیرد.
مهدی داوری، حبیب اله اسکندری، مهین پوراسمعیل،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: زهرابههای قارچی (مایکوتوکسین ها) متابولیت های ثانویه سمی هستند که توسط قارچ ها تولید شده و محصولات غذایی مانند گندم را آلوده می کنند؛ در صورت مصرف این محصولات توسط انسان، خطرات سلامتی قابلتوجهی را به همراه دارند.
روش بررسی: این مطالعه به منظور اندازه گیری هشت نوع زهرابه قارچی شامل داکسینیوالنول (DON)، زیرالنون ((ZEN، اکراتوکسین A (OTA)، آفلاتوکسین کل و آفلاتوکسین های B1، B2، G1 و G2در آرد تولیدی کارخانه های شهر اردبیل انجام شد. برای این منظور، تعداد هشت نمونه شامل شش نمونه آرد نان لواش و دو نمونه آرد نان بربری از کارخانه های تولیدی آرد اردبیل جمع آوری و طی عمل آوری، به روش استخراج فاز جامد با استفاده از ستون های ایمینوافینیتی تغلیظ و جداسازی مناسب بر روی آن صورت گرفت و در انتها با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارآیی بالا (HPLC) همراه با آشکارسازی اسپکتروفلوریمتری (در مورد داکسی نیوالنول آشکارسازی فوق بنفش)، سنجش زهرابه های قارچی صورت گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که میزان داکسینیوالنول در سه نمونه آرد لواش به ترتیب 178/7، 136/4 و ng/g 188 و در بقیه نمونه های آرد لواش و بربری، کمتر از مقدار قابل تشخیص توسط دستگاه ( ng/g100) بود. میزان سایر زهرابه های قارچی مورد سنجش نیز در تمام نمونه ها کمتر از حد تشخیص دستگاه برای هر کدام بود.
نتیجهگیری: در این پژوهش، مشخص گردید میزان تمام هشت زهرابه قارچی مورد آزمون کمتر از حد مجاز آنها در آرد گندم طبق استاندارد شماره 5925 سازمان استاندارد ملی ایران است. با وجود مسرتبخش بودن نتایج این مطالعه، پایش انواع آرد و سایر فرآورده های گندم در فصول دیگر سال به دلیل تامین گندم از مناطق مختلف کشور یا سایر کشورها توصیه می شود.