جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای تجمع

شهناز زارع، شهرام کبودوندپور،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت دریاچه سد قشلاق سنندج و آلوده بودن این دریاچه به فلز سنگین جیوه و افزایش غلظت و سمیت جیوه ضمن جابجایی بین افق‌های غذایی، مطالعه‌ حاضر انجام شد، تا فاکتور تجمع زیستی و بزرگنمائی زیستی جیوه کل در طول یک مسیر غذایی از زنجیره غذایی (آب، رسوب، ماهی، انسان) در این دریاچه مورد بررسی قرار گیرد. روش بررسی: از فروردین تا شهریورماه سال 1391، 24 نمونه آب، 24 نمونه رسوب، 24 نمونه سیاه ماهی خالدار (Capoeta trutta) از دریاچه و 24 نمونه (بافت مو) از ساکنین روستای سراب قامیش که عمده‌ترین مصرف‌کنندگان ماهی دریاچه هستند گرفته شد. یافته‌ها: میانگین مقدار جیوه کل اندازه‌گیری شده در نمونه‌های آب، رسوب، ماهی و موی انسان به ترتیب 0/000128± 0/0028، 0/0057± 0/110 ،0/0119± 0/296، 0/1704± 2/059 برحسب ppm بوده و فاکتور تجمع زیستی در مورد رسوب و سیاه ماهی خالدار به ترتیب 10×4 و 102×1 و بزرگنمائی زیستی به ترتیب 40 و 5 محاسبه شد. نتیجه‌گیری: با توجه به رقم بالای نرخ تجمع و بزرگنمائی زیستی و غلظت جیوه کل ثبت شده در بافت ماکول سیاه ماهی خالدار دریاچه سد قشلاق سنندج، استفاده‌کنندگان از ماهی‌های این دریاچه، حداکثر مجاز به مصرف g 1182 از بافت عضله این ماهی در هفته بدون در نظر گرفتن سایر منابع بالقوه جیوه در سبد غذایی‌شان هستند.


سیده رویا علیایی، علیرضا ریاحی بختیاری، عیسی شریف پور،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: طی چند دهه‌ اخیر ورود آلاینده‌ها بخصوص هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای (PAHs) به اکوسیستم‌های طبیعی از قبیل دریاچه‌ها و آب‌های آزاد خطرات زیست محیطی بالقوه‌ای را برای جانداران آبزی ایجاد نموده است. این مطالعه به منظور بررسی میزان و الگوی تجمع زیستی ماده نفتی پایرن، در عضله، آبشش و کلیه ماهی کپور معمولی (Cyprinuscarpio) پرورشی در شرایط آزمایشگاهی انجام شده است. روش بررسی: در این تحقیق 30 عدد ماهی کپور معمولی در معرض غلظت‌های  10، 50 و 100 µg/Lپایرن به شیوه غوطه‌وری قرار داده شد. در انتهای دوره آزمایشی 35 روزه به منظور بررسی تجمع پایرن در بافت‌های مختلف از ماهیان نمونه‌برداری شد. آنالیز شیمیایی شامل صابونی کردن، استخراج، جداسازی و پاکسازی طی دو مرحله کروماتوگرافی ستونی و در نهایت کروماتوگرافی گازی با استفاده از دستگاه طیف سنجی جرمی (GC-MS) تعیین گردید. یافته‌ها: مقایسه میزان تجمع زیستی پایرن در بافت‌های عضله، آبشش و کبد ماهی کپور معمولی در غلظت‌های  10، 50 و 100 µg/Lاختلاف معنی‌داری را نشان داد. بیشترین تجمع در دوز µg/L 100 در کبد با میانگین ng/g dw 78/5±685/67 و کمترین تجمع زیستی در دوز µg/L 10 در عضله با میانگین ng/g dw 0/13 ± 0/52 بوده است. روند تجمع ترکیب پایرن در تمامی دوز‌های مورد مطالعه بصورت مشابه و به ترتیب زیر است: عضله<آبشش<کبد. نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر تجمع پایرن در بافت‌های چرب به خصوص کبد که اندام پذیرنده آلاینده‌های نفتی است به مراتب بیشتر از آبشش و عضله بوده است.


راضیه سادات حاجی میر محمد علی، حمید کاریاب،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: اطلاع از غلظت نیترات، عوامل تاثیر‌گذار در بیلان و روند تغییرات آن در یک آبخوان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. با توجه به آنکه مدل‌سازی روشی کارامد جهت پیش‌بینی غلظت این آنیون در منابع آب است، در این مطالعه با استفاده از مدل تجمعی پارامتریک و شبیه‌سازی مونت‌‌کارلو غلظت نیترات در منابع آب زیر‌زمینی دشت قزوین برآورد و تجزیه تحلیل شد.

روش بررسی: تعداد 19 حلقه چاه در اقلیم‌های مختلف حوضه آبریز شور در دشت قزوین انتخاب و مسیر‌های ورود و خروج نیترات به این منابع با استفاده از مدل تجمعی پارامتریک مورد تحلیل قرار گرفت. در ادامه شبیه‌سازی غلظت نیترات در آبخوان با مدل مونت‌‌کارلو اجرا گردید.

یافته‌ها: کاربرد مدل تجمعی پارامتریک در بخشی از منابع آب زیر‌زمینی حوضه آبریز شور دشت قزوین تغییرات غلظت نیترات را در دامنه mg/L 8/12 تا 15/94 پیش‌بینی نمود. غلظت نیترات در اقلیم خشک‌ سرد با میانگین mg/L 0/04±12/8 بالاترین برآورد بود. همچنین اختلاف بین غلظت برآورد شده نیترات و عوامل موثر در انتشار آن در اقلیم‌های مختلف معنی‌دار بود (0/05>(p.

نتیجه‌گیری: علیرغم آنکه غلظت پیش‌بینی شده نیترات در محدوده مطالعاتی مطابق با استاندارد ملی ایران جهت مصارف شرب بود، احتمال تجمعی حاصل از شبیه‌سازی مونت کارلو نشان داد که احتمال افزایش نیترات از حد کاملا ایمن  mg/L10 در کل منطقه مطالعاتی 90 درصد است (0/05 =(p.


سهراب مظلومی، عباس اسماعیلی ساری، نادر بهرامی فر، مظاهر معین الدینی،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: گرد و غبار خیابانی یکی از منابع مهم ورود ذرات معلق و فلزات سنگین همراه آنها به اتمسفر است. این مطالعه با هدف بررسی میزان آلودگی فلزات سنگین در گرد و غبار خیابانی شهر تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیکی آنها انجام شد.   
روش بررسی: نمونه برداری از گرد و غبار خیابانی در شرق و غرب تهران انجام و پس از آماده‌سازی نمونه‌ها، غلظت فلزات سنگین بوسیله دستگاه ICP-MS اندازه­ گیری شد. میزان آلودگی فلزات سنگین گرد و غبار خیابانی با استفاده از شاخص زمین انباشتگی، شاخص آلودگی، شاخص آلودگی تجمعی، فاکتور غنی­ شدگی و شاخص ریسک اکولوژیک ارزیابی شد.
یافته‌ها: شاخص‌ها نشان دادند گرد و غبار خیابانی هر دو منطقه مورد مطالعه از نظر عناصر Li، Al، Ti، V، Cr، Mn، Fe، Ni، Sr و Ba غیرآلوده بوده و منشاء این عناصر عمدتا منابع طبیعی است اما عناصر Cd، Cu، As، Zn، Sn و Pb آلودگی متوسط تا بالایی نشان دادند. این عناصر در هر دو منطقه درجه غنی شدگی بسیار بالا تا شدیدا بالا داشتند و منشا آنها عمدتا منابع آنترپوژنیک است. شاخص ریسک اکولوژیک برای منطقه شرق ریسک اکولوژیکی متوسط و برای منطقه غرب ریسک اکولوژیکی پایین نشان داد.
نتیجه‌گیری: بالاتر بودن میزان Pb در منطقه نمونه برداری شرق باعث شده است که این منطقه ریسک اکولوژیکی بالاتری نشان دهد. لذا گرد و غبار خیابانی در این منطقه از نظر آلودگی به فلزات سنگین بهویژه Pb و منابع ورود آن به محیط باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
 

آرام آرپناهی، سینا عطارروشن، سیما سبزعلیپور، ایمان آرپناهی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آلاینده­ های منتشر شده از صنایع در صورت ورود به زنجیره غذایی می ­تواند سلامت انسان را با مخاطره مواجه سازد، از این­ رو پایش محیطی آنها ضروری به نظر می ­رسد. این پژوهش با هدف بررسی تجمع زیستی فلزات سنگین سرب، مس و نیکل و میزان شاخص تحمل آلودگی هوا در درختان کهور پاکستانی و کنوکارپوس در سال 1399 در شهرستان ماهشهر انجام شد.
روش بررسی: به منظور بررسی تجمع زیستی فلزات سنگین در شهرستان ماهشهر از دو گونه درختی کهور پاکستانی و کنوکارپوس به تفکیک تعداد 15 پایه انتخاب و ضمن ثبت مختصات هر درخت تعداد 4 نمونه برگ از هر درخت و در مجموع 60 نمونه از هر گونه برداشت و به آزمایشگاه منتقل گردید. غلظت فلزات­ سنگین پس از آماده ­سازی نمونه ­ها و طی فرایند هضم با استفاده از دستگاه جذب اتمی قرائت شد. در این مطالعه از آزمون کولموگراف اسمیرنوف جهت نرمال بودن داده ­ها، آزمون ­های T مستقل جهت تعیین سطح معنی ­داری و سپس همبستگی پیرسون استفاده شد. پهنه ­بندی غلظت هر فلز سنگین در سطح شهرستان نیز با استفاده از نرم افزار Ver.10.4 Arc GIS انجام شد.
یافته ­ها: نتایج نشان داد گونه کنوکارپوس بیشترین مقادیر مربوط به غلظت فلز سرب (mg/kg 0/035 ± 0/1223)، مس (mg/kg  0/053 ± 0/2101) و نیکل (mg/kg 0/094 ± 0/2023) را به خود اختصاص داد. بررسی همبستگی بین فلزات سنگین نشان داد افزایش یا کاهش یک فلز هیچ تاثیری در مقادیر سایر فلزات ندارد. مقایسه شاخص تحمل آلودگی هوا در گونه کنوکارپوس (mg/kg 0/026 ± 6/53) بیشتر از کهور پاکستانی (mg/kg 0/029 ± 4/77) برآورد شد. نتایج حاصل از پهنه‌بندی نیز نشان داد جنوب و جنوب شرقی شهرستان ماهشهر بیشترین تجمع فلزات سنگین را در برگ درختان دارد.
نتیجه­ گیری: گونه کنوکارپوس قابلیت تحمل آلودگی هوای بیشتری نسبت به کهور پاکستانی دارد و از این جهت مناسب توسعه در مناطق با سطح آلودگی بالا است. همچنین پهنه‌بندی تجمع زیستی فلزات سنگین نشان داد جنوب و جنوب شرقی شهر ماهشهر به دلیل تجمع مراکز صنعتی نیازمند کاشت درختان با سطح مقاوم بالا نسبت به آلودگی فلزات سنگین است. 

محسن پورخسروانی، فاطمه جمشیدی گوهری، نسرین سیاری،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش سعی دارد، ضمن آنالیز توزیع مکانی و روند تغییرات میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان، عوامل موثر بر غلظت این عنصر در این منابع آبی را ارزیابی و تحلیل نماید.
روش بررسی: نمونه ­برداری از منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان از چاه ‏های بهره‏ برداری در محدوده آبخوان به تعداد 19 نمونه به روش سیستماتیک تصادفی صورت پذیرفت. در هنگام نمونه ‏برداری، پارامترهایی همچون pH و همچنین موقعیت جغرافیایی چاه ‏های نمونه با استفاده از GPS تعیین گردید. سنجش آرسنیک با روش ICP-MS که متداول ترین روش برای شناسایی و اندازه ‏گیری آرسنیک است، صورت پذیرفت. همچنین جهت ارزیابی عوامل موثر بر غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی دشت سیرجان از روش تحلیل سیستم ‏های ارضی استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان می ‏­دهد که میزان آرسنیک در تمام نمونه‏ ها بالاتر از رهنمود ارائه شده سازمان جهانی بهداشت است به طوریکه میزان این عنصر در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی بین µg/L 30 تا  µg/L390 تغییر می ‏کند. نتایج نشان می دهد که با توجه به آنالیز ارتفاعی حوضه سیرجان حداکثر غلظت آرسنیک مربوط به قسمت ­هایی از عمیق ­ترین نقاط حوضه است. مقدار آرسنیک نمونه شماره 9 که در پست ‏ترین قسمت حوضه گرفته شده، به میزان µg/L 390 است. به همین علت ماندگاری آب در این قسمت از حوضه افزایش یافته و به تبع آن شدت جریان کاهش می‏ یابد در نتیجه طبق قانون اثر تجمعی این فرآیند می ‏تواند منجر به افزایش غلظت آرسنیک گردد.
نتیجهگیری: ارزیابی روند تغییرات غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی حاکی از آن است که غلظت این عنصر یک روند افزایشی بالایی داشته است. طبق نتایج، قرارگیری منطقه مورد مطالعه در مرکز فرآیندهای هیدروترمال و ژئوترمال (کمربند کانه ‏زایی مس در ایران)، اثر تجمعی و تاثیر pH بر جذب و واجذب عنصر آرسنیک، از مهمترین عوامل موثر بر افزایش میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان هستند.
 

عادل شیخان، غلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: شاخص کیفیت هوا (AQI) در توصیف کیفیت هوای آزاد اثر متقابل آلاینده‌های متعدد را در نظر نمی‌گیرد، درحالیکه غلظت و خطر بهداشتی بالای یک آلاینده ممکن است اثر دیگر آلاینده‌ها را تشدید کند. هدف اصلی این مطالعه توصیف کیفیت هوای آزاد اراک با در نظر گرفتن اثرات تجمعی و خطر‌های بهداشتی آلاینده‌های معیار هوا است.
روش بررسی: در این مطالعه، کیفیت هوای آزاد شهر اراک در سال 1401 بر اساس غلظت‌های آلاینده‌های معیار در زمان‌های متوسط گیری مناسب بررسی شد. علاوه براین، AQI، شاخص تجمعی کیفیت هوا (AAQI) و شاخص کیفیت هوای مبتنی بر خطر بهداشتی (HAQI) محاسبه شدند.
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که غلظت‌های 1 ساعته NO2 و SO2، غلظت‌های 24 ساعته PM10 و PM2.5 به ترتیب در 0/05، 0/2، 12/1 و 35/5 درصد از موارد معتبر ثبت شده فراتر از استاندارد بود. مقادیر AQI، AAQI و HAQI به ترتیب در 54/4، 77/3 و 56/2 درصد از ساعات بیش از 100 بود. PM2.5 در بیش از 99 درصد موارد آلاینده مسئول بود.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که AAQI و HAQI نسبت به AQI کیفیت هوا را آلوده‌تر توصیف کردند. توصیف سختگیرانه‌تر کیفیت هوا توسط AAQI و HAQI ممکن است منجر به افزایش اتخاذ اقدامات پیشگیرانه در متولیان و عموم مردم شود. لذا توصیه می‌شود تصمیم گیران در حوزه پایش کیفیت هوا در ایران این شاخص را مورد توجه قرار دهند.
 

مهین غلامی، سراج بیتا، مصطفی غفاری،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین با ورود به دریا و تجمع در بدن آبزیان به یکی از نگرانی ­ها برای محیط زیست و سلامت انسان تبدیل شده اند­. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی تجمع فلزات کادمیوم، سرب، کروم، روی، مس و نیکل در بافت کبد، آبشش و عضله ماهی زمین کن دم نواری انجام شد.
روش بررسی: 36 عدد ماهی از جایگاه ­های تخلیه صید سواحل مکران تهیه و در داخل جعبه ­های یونولیتی محتوی یخ به آزمایشگاه منتقل شدند. پس از خشک کردن و هضم نمونه­ ها توسط اسید نیتریک، میزان فلزات سنگین با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه­ گیری شد و برای مقایسه غلظت فلزات سنگین مورد مطالعه از آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه (Two-way ANOVA) و تست توکی (Tukey's test) در نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که به جز سرب بیشترین غلظت فلزات مورد مطالعه در بافت کبد ثبت شد. طبق نتایج، روی با میانگین mg/kg 27/66 بیشترین و کادمیوم با میانگین mg/kg 0/029 کمترین میزان را داشت، به طوری که از نظر غلظت روی تفاوت معنی‌داری بین مناطق چابهار، گواتر و کنارک با سایر مناطق مشاهده شد (0/05<p). تجزیه و تحلیل خطر سلامت فلزات سنگین نشان داد که به جز سرب و نیکل در ماهیان زمین کن دم نواری منطقه چابهار، غلظت سایر فلزات برای مصرف انسان در مقایسه با استانداردهای جهانی WHO، FDA، UKMAFF، NHMRC و FAO کمتر است.
نتیجه ­گیری: طبق نتایج کبد به عنوان محل اصلی تجمع فلزات سنگین در ماهی زمین کن دم نواری عمل می­ کند. نتایج حاکی از آن است که سرب و نیکل در برخی از مناطق بالاتر از حد مجاز هستند و ممکن است سلامت مصرف کنندگان را به خطر بیاندازد. این یافته ­ها ضرورت نظارت بیشتر بر آلاینده­ های دریایی در سواحل مکران را نشان می­ دهد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb