جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای خرمشهر

زهره صادقی حسنوند، محمد صادق سخاوتجو، رویا ذکاوتی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: انتقال میکروارگانیسم های بیماری زا از طریق هوا برای سلامت جامعه بسیار خطرناک است. یکی از مسائل مهم که در حال حاضر اکثر بیمارستان ها با آن در ارتباط هستند افزایش عفونت های بیمارستانی است. بیوآئروسل ها با گستره وسیعی از اثرات بهداشتی شامل بیماری های واگیر، اثرات سمی حاد و آلرژی و عفونت های بیمارستانی مرتبط است و می تواند سلامت پرسنل شاغل و افراد بستری در بیمارستان ها و همراهان آن ها را تهدید نماید. با توجه به اینکه میزان عفونت های بیمارستانی با تراکم و نوع بیوآئروسل ها رابطه مستقیمی دارد، بیابراین تعیین نوع و چگونگی پراکندگی و وفور میکروارگانیسم ها که هدف اصلی مطالعه نیز بوده، دارای اهمیت است. روش بررسی: روش مطالعه در این پژوهش از نوع توصیفی-مقطعی است که در آن 7 بخش بیمارستان ولیعصر خرمشهر به طور تصادفی انتخاب شدند که شامل بخش های ( داخلی، آزمایشگاه نوزادان و اطفال، ccu، جراخی مردان، زنان و زایمان، اتاق عمل) و همچنین مخیط بیرون بیمارستان بود که مورد بررسی قرار گرفتند. از 240 نمونه گرفته شده با استفاده از دستورالعمل استاندارد NIOSH و روش آندرسون با دبی L/min 28/3 رد مدت زمان min 2 برروی محیط کشت های مانیتول سالتاگار، نوتریت آگار EMB، آگار و بلاد آگار، سابارزدکستروز آگار 200 نمونه هوا رشد نمودند. بعد از نمونه برداری نمونه ها بلافاصله به آزمایشگاه منتقل شد و به مدت 48 h در انکوباتور°C 37 و دمای آزمایش°C 22-27 قرار گرفتند و سپس شمارش و بررسی شدند. در نهایت تراکم میکروارگانیسم ها بر حسب تعداد کلنی بر مترمکعب هوا (CFU/m3) تعیین گردید. یافته ها: بیشترین میانگین غلظت آلودگی در فصل بهار با غلظت 238/51 CFU/m3  و در پاییز با غلظت CFU/m3 167/02 مربوط به بخش عفونی و کمترین میانگین آلودگی مربوط به ccu بود که در دو فصل بهار و پاییز هیچ گونه کلنی قارچی در آن رشد نکرد. علی رغم اسریلیزاسیون محیط، بیشترین درصد قارچ های مشاهده شده در هوای بیمارستان در فصل بهار شامل آسپرژیلوس نایجر با 42/45% و در فصل پاییز مخمر با 44/26% بود. همچنین در فصل بهار استافیلوکوکوس اپیدرمیتیس با 25/93% و باسیل گرم مثبت با 20/59 % بیشترین درصد باکتری های شناسایی شده در نمونه های هوا بودند. نتیجه گیری: از یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که غلظت آلودگی بیوآئروسل ها از نظر کمی در هوای بخش های مختلف بیمارستان به جز در بخش ccu بیش از حد توصیه شده و مطالعات مشابه است و از نظر جنس های شناسایی شده، مشابه دیگر مطالعات است. بنابراین توصیه میشود برای کاهش میزان مواجه با بیوآئروسل های بیماری زای محیطی می بایست کنترل تردد افراد، استفاده از شیوه ها و مواد گندزدایی مناسب جهت ضدعفونی کردن بخش ها، ایجاد سیستم های تهویه استاندارد و مناسب در دستور کار بیمارستان ها و مراکز درمانی طراحی و اجرا گردد.

محمد مهدی امین، مجید گیاهی، مرجان منصوریان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: پرکلرات به عنوان یک آلاینده نوپدید، موجب توجه بیشتر افراد و سازمان‌ها به آن شده است. وجود پرکلرات در بدن انسان می‌تواند منجر به تنظیم نامناسب متابولیسم در بزرگسالان شود. علاوه بر این به دلیل ممانعت از جذب ید روی غده تیروئید باعث مشکلات رفتاری و عصبی در نوزادان و کودکان می‌شود. سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا مقدار µg/L 15 را به عنوان رهنمود ارائه کرده است. با توجه به منابع احتمالی و بالقوه حضور پرکلرات در محیط زیست منطقه مورد مطالعه و خصوصیات منحصر به فرد این آلاینده نظیر حلالیت فوق العاده در آب، تحرک بالا در خاک، و پایداری در محیط زیست، وضعیت آلودگی پرکلرات و تعیین پرکلرات در خاک سطحی، آب سطحی و آب شرب در منطقه مورد مطالعه (شهرستان خرمشهر) مورد بررسی قرار گرفت.

روش‌ بررسی: نمونه‌برداری از خاک و آب در طی اسفند 91 تا فروردین 92 صورت گرفت. نمونه‌های خاک به صورت ترکیبی و نمونه‌های آب (سطحی و شرب) به صورت تصادفی از سطح منطقه مورد مطالعه جمع‌آوری شدند. تجزیه و تحلیل نمونه‌ها پس از جمع‌آوری و پردازش با استفاده از کروماتوگرافی یونی مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه 15 نمونه خاک سطحی و 22 نمونه آب شرب و سطحی برای آنالیز پرکلرات مورد آزمایش قرار گرفت.  

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که تمامی نمونه‌های خاک سطحی و آب جمع‌آوری شده از منطقه آلوده به پرکلرات بود و بالاتر از حد استاندارد هستند. محدوده غلظت پرکلرات در آب‌های سطحی و شرب به ترتیب  µg/L 5800 -1400 و µg/L  5900-700 و در خاک‌های سطحی  mg/kg 107/9-3/3 تشخیص داده شد.

نتیجه‌گیری: میزان پرکلرات سنجش شده در خاک سطحی، آب سطحی و شرب در منطقه مورد مطالعه بیشتر از استانداردهای توصیه شده است و به همین دلیل تهدیدی برای سلامت مصرف‌کنندگان است.


فاطمه رضایی، میثم رستگاری مهر، عطا شاکری،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود منابع آب موجب مورد توجه قرار گرفتن زهاب­ ها جهت مصرف مجدد در قالب طرح ­های شورورزی شده است. در این پژوهش امکان استفاده از زهاب تولیدی مجتمع­ های کشت و صنعت وارده به تالاب خرمشهر شورورزی صرفا از نقطه نظر ارزیابی آفت­ کش­ های مورد استفاده در منطقه مورد مطالعه بررسی شد.
روش بررسی: در مجموع ده نمونه آب، چهار نمونه رسوب، دو نمونه گیاه (ریشه و اندام هوایی) و دو نمونه ماهی (کبد و ماهیچه) برداشت و توسط کروماتوگرافی گازی طیف سنج جرمی (GC-MS) تجزیه و به منظور ارزیابی خطر اکولوژیکی، واحد سمیت (TU) و ضریب خطر (RQ) محاسبه شدند.
یافته ­ها: گلیفوسات و آمترین در تمام نمونه­ ها غلظت زیر حد آشکارسازی و 2.4.D، متریبوزین و آترازین غلظت قابل تشخیص در نمونه­ ها داشتند، که از این بین فقط ضریب خطر مربوط به متریبوزین، خطر اکولوژیکی متوسطی را نشان داد. با این وجود نسبت به مقادیر استاندارد ارائه شده توسط سازمان­ های محیط زیستی، مقادیر کمتری داشتند. از طرفی متریبوزین و آترازین غلظت بالایی در ساقه و برگ نیزارهای منطقه داشتند که می­ تواند بیانگر نقش پالاینده این گیاه برای آب و رسوب از ترکیبات نام ­برده باشد.
نتیجه­ گیری: استفاده مجدد از زهاب مجتمع­ های کشت و صنعت امیرکبیر و میرزاکوچک خان در راستای اجرای طرح شورورزی از نقطه نظر آلودگی به آفت­ کش­ های مورد مطالعه مشکل خاصی ایجاد نمی ­کند. این امر با توجه به غلظت­ های ناچیز ترکیبات موردنظر در کبد و زیر حد آشکارسازی در ماهیچه ماهی تایید می­ شود. با این وجود انجام مطالعات بیشتر جهت ارزیابی کیفی زهاب به انواع آلودگی­ های دیگر نیز ضروری به نظر می­ رسد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb