16 نتیجه برای رسوب
معصومه خسروی، نادر بهرامی فر، سید محمود قاسمپوری،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تالاب انزلی یکی از بوم سازگان مهم آبی در ایران است که در جنوب غربی دریای خزر قرار داشته و زیستگاه ماهیان، آبزیان و پرندگان با ارزشی است که از ابعاد اکولوژیک و اقتصادی درخور توجه اند. این تحقیق به پایش آلودگی برخی از فلزات سنگین در رسوب سطحی تالاب انزلی می پردازد.
روش بررسی: نمونه های رسوب از سه بخش شرقی، غربی و مرکزی تالاب جمع آوری شدند. در هر بخش سه ایستگاه انتخاب شد و در هر ایستگاه سه تکرار نمونه برداری انجام شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که بیشترین غلظت در منطقه شرقی تالاب مشاهده شد. میانگین غلظت فلزات سنگین در رسوب تالاب به ترتیب برای کادمیوم 023/157، سرب 646/3، جیوه 692/300 نانوگرم بر گرم وزن خشک و فلز روی 953/186، مس 452/44 میکروگرم بر گرم وزن خشک در منطقه شرق تالاب، به دست آمد. در این بررسی ترتیب غلظت فلزات مورد بررسی در نمونه های رسوب در هر سه منطقه به صورت زیر Zn>Cu>Hg>Cd>Pb به دست آمد.
نتیجه گیری: بیشترین غلظت فلزات در تمام نمونه در بخش شرقی تالاب بیانگر این است بیشترین آلودگی در بخش شرقی تالاب وجود دارد و این ناحیه متاثر از فعالیت های متنوع انسانی است.
زهرا باقری، علیرضا ریاحی بختیاری،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: این تحقیق در سال 1390 به منظور تعیین غلظت جیوه کل در رسوبات و بافت نرم دو گونه صدف دوکفهای Callista umbonella و Saccostrea cucullata در سواحل بندرعباس انجام شد. روش بررسی: در مجموع 67 نمونه صدف دوکفهای و 10 نمونه رسوب از دو ایستگاه ترمینال بندرعباس و پارک جهانگردی سورو جمعآوری شد. غلظت جیوه کل نمونهها با دستگاه پیشرفته آنالیز جیوه (Leco AMA 254) اندازهگیری شد. یافتهها: میانگین غلظت فلز جیوه در بافت نرم صدف دوکفهای S. cucullata در ایستگاه ترمینال بندرعباس و پارک جهانگردی سورو به ترتیب 145/58 و 151/13، برای صدف دوکفهای C. umbonella 34/5 و 63/95و رسوبات به ترتیب (ng/g dw) 30/28 و 20/55 بدست آمد. مقایسه میانگینها اختلاف معنیداری را بین بافت نرم دو گونه نشان داد (0/01>p). نتیجهگیری: با توجه به تجمع بالاتر جیوه در بافت نرم اویستر S. cucullata نسبت به کلم C. umbonella و درجه تغییرپذیری پایینتر بافت نرم این گونه نسبت به گونه C. umbonella و همچنین وجود همبستگی مثبت و معنیدار برای فلز جیوه بین بافت نرم صدفهای دوکفهای با رسوبات پیرامونی در مجموع میتوان نتیجه گرفت بافت نرم S. cucullata به عنوان پایشگر زیستی برای فلز جیوه در مناطق جزرومدی سواحل بندرعباس انتخاب گردد. در مقایسه با استاندارهای ایمنی غذا (FDA، EU Commission و NHMRC)، غلظت جیوه در اویسترها پایینتر از حد مجاز برای مصرف انسان بود.
رخساره عظیمی یانچشمه، علیرضا ریاحی بختیاری، ثمر مرتضوی،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی سال های اخیر، ورود آلاینده های نفتی بویژه هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای (PAHs) به تالاب انزلی، حیات موجودات آن را بشدت مورد تهدید قرار داده است. لذا مطالعه کنونی با هدف اندازه گیری و مقایسه غلظت ترکیبات PAH با شاخص های ارزیابی کیفی متعدد رسوب، به منظور ارزیابی سمیت اکولوژیک رسوبات سطحی تالاب انزلی و ارائه راهکار مدیریتی مناسب انجام شده است. روش بررسی: تعداد 22 نمونه رسوب سطحی بطور تصادفی جمع آوری، خشک و با بکارگیری روش سوکسله استخراج گردید. سپس طی دو مرحله کروماتوگرافی ستونی، ترکیباتPAH جداسازی و توسط دستگاه کروماتوگراف گازی با طیف سنج جرمی (GC-MS) مورد آنالیز قرار گرفتند. یافته ها: مجموع غلظت این ترکیبات در گسترهng/g 212 تا 2674 وزن خشک با میانگین ng/g 907 وزن خشک قرار گرفت. بیشترین غلظت ها از ایستگاه های واقع در مجاورت نواحی شهری با فعالیت های کشتیرانی، (1-3 و1-4) گزارش شد. در مقایسه با راهبرد های کیفی رسوب (SQGs) بکار رفته در این مطالعه، غلظت اغلب ترکیبات PAH در اکثریت ایستگاه ها در گستره پایین آثار بیولوژیکی مضر قرار گرفتند. تنها در ایستگاه های ناچیزی (1-3، 2-3 و 3-5) غلظت برخی ترکیبات PAH متجاوز از گستره پایین آثار بیولوژیکی مضر بدست آمد. نتیجه گیری: غلظت اغلب ترکیبات PAH در تالاب انزلی در مقایسه با راهبرد های کیفی رسوب استفاده شده در این مطالعه، به ندرت منجر به آثار مضر می شود. با این حال غلظت برخی از این ترکیبات، می تواند منجر به بروز آثار سمی حاد شوند. بنابراین مطالعات بیشتر شامل آزمون های مسمومیت و تجمع زیستی و بررسی ترکیب اجتماع کفزیان بخصوص در نواحی متجاوز از SQGs، به منظور مدیریت مناسب ضروری است.
علی اکبر بابایی، زهرا نظری خوراسگانی، الهام احمدپور، محسن حسین زاده،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آلکیل فنل پلی اتوکسیلاتها و مشتقات آنها از طریق دفع فاضلابها وارد محیطزیست شده و به علت خصوصیات ماندگاری در محیط زیست و سمیت و دارا بودن پتانسیل مختلکنندگی سیستم غدد درون ریز موجب نگرانی هستند. این مطالعه با هدف اندازهگیری نونیل فنل و نونیل فنل پلی اتوکسیلاتها در رسوبات رود کارون در دشت خوزستان انجام گردید. روش بررسی: در این مطالعه نمونهبرداری رسوبات رود کارون در دو فصل تر و خشک در ده ایستگاه هیدرومتری طبق روشهای استاندارد انجام گردید. نمونههای رسوب طبق روش استاندارد استخراج فاز جامد، آمادهسازی و غلظت ترکیبات مورد مطالعه با دستگاه HPLC-FLD سنجش گردید. یافتهها: طبق نتایج این مطالعه غلظت نونیل فنل و نونیل فنل پلی اتوکسیلاتها در رسوبات رود کارون به ترتیب 2/43-0/21 و &mug/g 0/91-0/18 بود. نتایج این مطالعه نشان داد که غلظت نونیل فنل در رسوبات رود کارون بیش از دیگر مشتقات آلکیل فنل اتوکسیلات است. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر تجمع آلایندههای مختلکننده سیستم غدد درون ریز در رسوبات رودخانه کارون بود. مقایسه میانگین دادهها نشان داد که بین غلظت این ترکیبات در ایستگاههای بالادست و پایین دست کلان شهر اهواز اختلاف معنیدار وجود دارد (0/05> pvalue).
مجتبی زمانی، نعمت الله خراسانی، علیرضا ریاحیبختیاری، کرامت الله رضایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه بهمنظور تعیین غلظت، منشا و شناسایی منابع ورودی پریلن و برخی ترکیبات PAH در رسوبات سطحی 3 منطقه قلمگوده (A)، سیاهکشیم (B) و تالاب مرکزی (C) واقع در تالاب انزلی انجام شد. روش بررسی: تعداد 22 نمونه رسوب (از هر 3 منطقه) و 2 نمونه خاک سطحی (فقط از منطقه A) در اردیبهشت سال 91 برداشته شد. نمونهبرداری از خاک بهمنظور اثبات وضعیت غلظت و منشا پریلن در رسوبات مورد بررسی، صورت گرفت. استخراج هیدروکربنهای آروماتیک حلقوی (PAH)، با استفاده از حلالهای آلی و 2 مرحله کروماتوگرافی ستونی و آنالیز این ترکیبات، با استفاده از دستگاه GC-MS انجام گرفت. همچنین از نسبتهای تشخیصی Ph/An، Flu/Pyr، Flu/Flu+Pyr، BaA/BaA+Chr و IP/IP+BghiP بهمنظور تعیین منشا ترکیبات PAH استفاده گردید. یافتهها: در تمامی نمونههای رسوب منشا پریلن طبیعی و منشا سایر ترکیبات PAH پتروژنیک بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH (به جز پریلن) در محدوده ng/g (dry weight) 560/05 تا 1051/93 و غلظت پریلن نیز بین ng/g (dry weight) 70/65 تا 204/41 بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH و پریلن در رسوبات منطقه A بهطور معنیداری بیشتر از 2 منطقه دیگر بدست آمد، در حالیکه هیچگونه رابطه معنیداری بین مقادیر نرمالایز شده ترکیبات PAH به TOC در بین رسوبات 3 منطقه مشاهده نشد. نتیجهگیری: با توجه به منشا پتروژنیک ترکیبات PAH در رسوبات سطحی تالاب میتوان تخلیه انواع فاضلابهای خانگی و صنعتی، فعالیتهای بندری و کشتیرانی، فعالیتهای استخراج، اکتشاف و پالایش نفت خام در مناطق فراساحلی و تردد قایقهای صیادی و گردشگری را بهعنوان منابع عمده ورود ترکیبات PAH مطرح نمود؛ اما تشخیص منشا طبیعی پریلن در نمونههای رسوب سطحی و خاک دلالت بر تولید این ترکیب در بخش خشکی بواسطه فعالیت موریانهها و قارچها روی مواد سلولزی و چوبی کف جنگل، چوبهای در حال فساد و باقیمانده فسیل آنها و انتقال به تالاب است.
عزیزاله بزی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مقاله، به بررسی غلظت فلزات سنگین نظیر کادمیوم، مس، سرب، روی، نیکل، کروم، آهن و منیزیم در رسوبات ساحلی خلیج چابهار پرداخته شده است. روش بررسی: بدین منظور پنج ایستگاه نمونهبرداری انتخاب و نمونهبرداری از رسوبات ساحلی و آبهای کم عمق در دو فصل تابستان و زمستان سال 1391 انجام شده است. یافته ها: نتایج بیانگر این است که غلظت فلزات سنگین در رسوبات بیشتر از آب است، هرچند غلظت فلزات در ایستگاه های مختلف در نمونه های رسوب و آب از یک روند کلی پیروی کرده است. تغییرات فصلی بر روی میزان غلظت فلزات تاثیرگذار است؛ به طوریکه در فصل زمستان غلظت برخی از فلزات سنگین مانند مس، سرب، روی، کادمیوم و نیکل بیشتر از فصل تابستان است. نتیجه گیری: به طور کلی غلظت فلزات سنگین در رسوبات منطقه مورد مطالعه از حدود استاندارد تعیین شده برای رسوبات کمتر مشاهده شده است و در بین ایستگاه های مختلف، ایستگاه های نزدیک و مرتبط با بنادر ماهیگیری غلظت بالاتری از فلزات را نشان دادند. نتایج نشان می دهد، اگرچه برخی فلزات منشاء طبیعی دارند، اما افزایش غلظت فلزات سنگین در منطقه مورد بررسی می تواند به تاثیر چشمگیر آلودگی ناشی از قایق های ماهیگیری نیز نسبت داده شود.
شهره علی دوست، نادر بهرامی فر، عباس اسماعیلی ساری،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: جیوه یک آلاینده با اهمیت جهانی است که به صورت گسترده در محیط زیست پراکنده شده است. پایش جیوه در محیط های آبی بویژه رسوبات، بدون سنجش جیوه آلی و سلنیوم نمی تواند به طور دقیق بیانگر وضعیت آلودگی جیوه در اکوسیستم های آبی باشد، لذا مطالعه حاضر به سنجش جیوه کل، جیوه آلی و سلنیوم و همچنین خاصیت آنتاگونیستی سلنیوم و همبستگی درصد کربن آلی با جیوه در رسوبات تالاب انزلی می پردازد.
روش بررسی: تعداد 40 نمونه رسوب سطحی از بخش های شرقی و غربی تالاب انزلی جمع آوری گردید و غلظت جیوه آلی و کل آنها با استفاده از دستگاه آنالیز جیوه پیشرفته اندازه گیری شد. همچنین غلظت سلنیوم در نمونه های رسوب با استفاده از دستگاه ICP-OES اندازه گیری گردید.
یافتهها: میانگین غلظت جیوه کل در شرق و غرب تالاب به ترتیب 109/53 و ng/g dw (dry weight) 68/39 بدست آمد، که این میانگین در رسوبات بخش شرقی تالاب به طور معنی داری بالاتر از بخش غربی بوده است (0/001>P). میانگین غلظت جیوه آلی در شرق و غرب تالاب به ترتیب برابر 34/91 و ng/g dw 28/84 بود که به لحاظ آماری تفاوت معنی داری نداشتند. این در حالی بود که، نسبت جیوه آلی به جیوه کل در دو منطقه مورد بررسی اختلاف معنی داری را نشان داد. میانگین غلظت سلنیوم در رسوبات شرق و غرب به ترتیب 156/25 و ng/g dw163/75 بودند و همبستگی منفی معنی داری بین میزان سلنیوم و جیوه آلی در رسوبات بخش غربی تالاب وجود داشت (0/05>P).
نتیجهگیری: میزان جیوه کل در رسوبات شرق و غرب تالاب انزلی نسبت به سایر مطالعات مناطق مختلف جهان پایین تر بوده است. در صورتی که درصد جیوه آلی در مناطق شرق و غرب تالاب انزلی به نسبت بالا بوده است. در نتیجه دسترسی زیستی جیوه در رسوب و سمیت آن برای آبزیان منطقه بالاتر خواهد بود. در این تحقیق با وجود بالا بودن نسبت مولی سلنیوم به جیوه کل، درصد جیوه آلی در منطقه نسبتا بالا بوده است. پیشنهاد میشود فرم های مختلف سلنیوم که در پیوند شدن با جیوه معدنی موثر هستند و همچنین میزان سلنیوم و جیوه در آبزیان منطقه اندازه گیری گردند.
حسن ملوندی، نسرین حسن زاده،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین بهراحتی در اکوسیستمهای آبی تجمع یافته و منجر به افزایش غلظتها در زنجیره غذایی میشوند، بهطوریکه تهدیدی جدی برای سلامت انسان، موجودات وابسته به آب و اکوسیستمهای آبی هستند. هدف از مطالعه حاضر تعیین غلظت فلزات سنگین در رسوبات سطحی رودخانه چشمه کیله، ارزیابی خطرات زیست محیطی و بومشناسی و تعیین درجه آلودگی عناصر مورد مطالعه بود.
روش بررسی: در این مطالعه 25 نمونه از رسوبات سطحی رودخانه چشمه کیله جمع آوری شد. محتوای فلزات سنگین نمونهها با استفاده از اسپکتروسکوپی نشری نوری پلاسمای جفت شده القایی سنجش شد. با توجه به محتوای فلزات سنگین نمونههای رسوب، شاخصهای خطر زیست محیطی و اکولوژیکی محاسبه شدند. همچنین آلودگی رودخانه با مقایسه مقادیر عناصر مورد مطالعه با مقادیر رهنمودهای کیفیت رسوب ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین غلظتهای کروم، منگنز، آهن، کبالت، نیکل، روی و آرسنیک به ترتیب 41/27، 356/35، 16756/32، 9/17، 11/87، 41/24 و µg/g 24/60 بودند. بر مبنای مقادیر شاخصهای CF و Igeo همه عناصر به استثنای آرسنیک درجه آلودگی اندک داشتند. همچنین شاخصهای Eir و RI نشاندهنده کمترین ریسک بوم شناسی بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که رسوبات سطحی رودخانه چشمه کیله در استان مازندران از نظر آرسنیک تا حدودی آلوده بود. با این حال، رسوبات این رودخانه از نقطه نظر محتوای فلزات کروم، منگنز، آهن، کبالت، نیکل و روی خوشبختانه کیفیت مناسبی داشت.
پریسا نوروزی فرد، ثمر مرتضوی، صدیقه اسد، نسرین حسن زاده،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: رسوبات دریایی مهمترین اجزای پایش سلامت بومسازگان های (اکوسیستم) آبی هستند. پژوهش حاضر با استفاده از شاخص های کیفیت رسوب به بررسی وضعیت آلودگی در بوم سازگان قشم و نیز ارزیابی میزان سمیت عناصر مورد بررسی برای موجودات زنده آن می پردازد.
روش بررسی: نمونهبرداری از رسوبات سطحی هفت ایستگاه در سواحل قشم انجام و نمونهها با ترکیبی از اسید نیتریک و پرکلریک هضم و غلظت فلزات با دستگاه جذب اتمی اندازهگیری شد.
یافته ها: نتایج شاخص های برآورد سمیت بوم شناختی نشان داد رسوبات دریاچه هامون و اسکله ذاکری از نظر زیستی سمیت زیادی دارند. نتایج شاخص برخه خطر اصلاح شده حاکی از بالا بودن شدت آلودگی برای فلزات مس و نیکل در اغلب ایستگاهها است که با نتایج شاخص آلودگی بالقوه در رابطه با فلز نیکل مطابقت دارد. همچنین نتایج شاخص آلودگی بالقوه و فاکتور آلودگی در مورد مقدار عنصر سرب مطابقت دارد. مطابق نتایج شاخص آلودگی دریاچه هامون و اسکله ذاکری به شدت آلوده و شاخص اصلاح شده آن نشاندهنده وضعیت آلوده در رمچاه، دریاچه هامون، اسکله ذاکری و جزایر ناز است. شاخص غنی شدگی نیز با آلودگی قابل توجه در رابطه با اغلب فلزات مویدی بر سایر شاخصهای مورد بررسی و آلودگی منطقه مورد مطالعه است.
نتیجه گیری: با توجه به بالاتر بودن غلظت عناصر از رهنمودهای کیفیت رسوب، وجود سمیت بالای رسوبات برای آبزیان این بومسازگان تایید می شود. ایستگاههای رمچاه، دریاچه هامون، اسکله ذاکری وضعیت آلودگی بالاتری داشتهاند و سمیت بالایی برای آبزیان نشان می دهد که فلزات مس، نیکل و در برخی موارد، سرب بیشترین سهم را در ایجاد آلودگی رسوبات منطقه دارند.
فاطمه باطنی، علی مهدی نیا، مهری سید هشترودی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش در زمینه ارزیابی خطر بوم شناختی گروه مهمی از آلایندهها بهنام هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای (PAHs) در رسوبات فراساحل استان بوشهر است که با هدف مدلسازی خطر سمیت این ترکیبات برای موجودات آبزی منطقه مورد مطالعه، انجام پذیرفته است.
روش بررسی: در مدل ارزیابی خطر استفاده شده در این مطالعه، در گام اول واحدهای سمیت و حلالیت PAHs با استفاده از مدلهای ارتباطات ساختاری-فعالیت کمی (QSAR) مدلسازی شد و در گام دوم غلظت ترکیبات در آب میان بافتی رسوبات بهعنوان نماینده جزء در دسترس زیستی این ترکیبات مورد محاسبه قرار گرفت. در نهایت مدل معرفی شده برای ارزیابی رسوبات فراساحل خلیج فارس مورد استفاده قرار گرفت. رسوبات منطقه در 7 خط عمود بر ساحل و در 19 ایستگاه بهمنظور ارزیابی خطر بومشناختی 21 ترکیب PAHs مورد مطالعه قرار گرفتند. استخراج و پاکسازی ترکیبات رسوبات با روش استخراج مایع تحت فشار (PLE) و ستون باز کروماتوگرافی انجام شد. ترکیبات با دستگاه GC-MS آنالیز شدند.
یافتهها: سمیت و حلالیت PAHs مدلسازی شد و مقدار همبستگی پیرسون برای دادههای پیشبینی شده در مدل و اندازهگیری شده بیش از 0/93 بهدست آمد. مقدار سمیت کل ترکیبات بهعنوان شاخص خطر معرفی گردید. بهکارگیری مدل برای منطقه مورد مطالعه، مقدار بیشینه و کمینه سمیت کل برای رسوبات را بهترتیب معادل 0/018 و 0/147 نشان داد. نتایج نشان داد که PAHs موجود در رسوبات هرچند نگرانی عمدهای را در این منطقه ایجاد نمیکند، اما ممکن است در سطوح مختلف زیر حد کشندگی بر موجودات کفزی اثرگذار باشد. نتایج بهکارگیری مدل ارزیابی خطر معرفی شده در این مطالعه برای ترکیبات غیر استخلافی PAHs اندازهگیری شده در منطقه نشان داد که رسوبات ساحل ایرانی خلیج فارس در محدوده استان بوشهر در محدوده کم خطر قرار دارند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان دهنده خطر پایین آلودگی رسوبات منطقه است. با فاصله از ساحل و تاسیسات نفتی-گازی منطقه، شاخص خطر کاهش نشان داد که بیانگر اثر زیاد فعالیتهای انسانی بر آلودگی محدوده مورد مطالعه است.
مهدی هادی، زهرا ابوسعیدی، حسن پاسالاری،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: رسوبگذاری و خورندگی باعث کاهش کیفیت آب و آسیب به تجهیزات لولهکشی در سیستمهای تامین آب میشوند. در این مطالعه تمایل به خورندگی یا رسوبگذاری منابع آب زیرزمینی شامل چشمه، قنات، چاههای عمیق و نیمهعمیق در مناطق روستایی کاشان طی سالهای 1381 تا 1392 مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: بر مبنای پارامترهای pH، دما، کلسیم، کربنات، بیکربنات، کل جامدات محلول، مقادیر شاخصهای پایداری آب شامل لانژلیر (LSI)، رایزنار (RSI)، پوکوریوس (PSI) و همچنین مقدار و روند شاخص کمی پتانسیل ترسیب کربنات کلسیم (CCPP) به تفکیک منابع آب تعیین و تحلیل شد.
یافتهها: مقدار متوسط شاخصهای LSI، RSI و PSI و CCPP به ترتیب برابر با 0/02±0/41، 0/03±6/99، 0/02±7/40و mg/L 2/44±21/41 تعیین شد. براساس شاخص CCPP مقدار پتانسیل رسوبگذاری چشمه، قنات، چاه عمیق و نیمهعمیق بهترتیب برابر با 3/16±17/23، 1/38±15/66، 11/22±41/23 و mg/L 4/46±23/15 است. از سال 1381 تا 1392 شاخص CCPP افزایش محسوسی داشته بهگونهای که بهطور میانگین mg/L 1/6 در سال افزایش یافته است.
نتیجهگیری: منابع آب منطقه رسوبگذار هستند به نحویکه این تمایل از بیشترین تا کمترین مربوط به چاههای عمیق، چاههای نیمهعمیق، چشمه و قنات است. مقدار تشکیل رسوب به ازای هر متر مکعب آب منطقه در حدود g 21 برآورد شد که شاید در افزایش رسوبات در جداره سیستمهای توزیع آب مشکل ساز باشد. مدیریت برداشت آب در منطقه همراه با کاهش مقدار TDS در منابع آب (شاید از طریق کنترل تخلیه زهآبهای کشاورزی)، در کاهش تمایل آب به رسوبگذاری موثر است.
امید لاهیجانی، میثم رستگاری مهر، عطا شاکری، مینا یگانه فر،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین بهویژه در محیط های آبی از مسائل مهم است. با توجه به تامین آب شرب شهر مهاباد از سد، و نیز فروش ماهی های صید شده در منطقه، غلظت فلزات سنگین در رسوبات رودخانه و سد مهاباد و خطر سلامت ناشی از مصرف ماهی های موجود در منطقه بررسی شد.
روش بررسی: نمونه برداری رسوب از 21 ایستگاه در رودخانه و سد مهاباد و 16 نمونه ماهی (دو گونهSander lucioperca و Abramis brama) انجام شد. نمونه ها بعد از آماده سازی به روش ICP-MS آنالیز شدند. برای تحلیل داده ها از ضریب غنی شدگی (EF)، شاخص خطر بوم شناختی (RI)، شاخص های ریسک سلامت، تحلیل مولفه اصلی (PCA) و آزمون Mann-Whitney استفاده شد.
یافتهها: مقادیر EF و RI فلزات سنگین در رسوب پایین بود اما بیشینه غلظت سرب، روی، مس، آرسنیک و منگنز بهترتیب به 36، 162، 74، 22/8 و mg/kg 3221 می رسد. این امر بهویژه در نمونه های مربوط به رودخانه و در پایین دست سد مشهود است. با این وجود تجمع فلزات سنگین در بافت ماهی ها موجب شده است که مقادیر خارج قسمت خطر کل (THQ) بهویژه برای آرسنیک (1/19)، و شاخص خطر (بیش از 1) و مقدار میزان مصرف روزانه (EDI) برای مس (1/64) در منطقه بالا باشد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که شرایط فیزیکوشیمیایی مناسب برای تحرک عناصر در رودخانه و سد مهاباد فراهم است. بنابراین نیاز به بررسی تحرک و زیست دسترس پذیری فلزات سنگین در رسوب منطقه و پایش مستمر غلظت فلزات سنگین در آب، رسوب و ماهی منطقه وجود دارد.
مینا یگانه فر، عطا شاکری، میثم رستگاری مهر، امید لاهیجانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی میکروپلاستیک در چند دهه گذشته با روند افزایشی، بهعنوان یک معضل عمده زیست محیطی در مقیاس جهانی محسوب می شود. سدها می توانند مخزنی مهم برای تجمع میکروپلاستیک ها باشند از اینرو در این مطالعه، وجود میکروپلاستیک ها در رسوبات سد طالقان و رودخانه بالادست آن به منظور: 1) تعیین وضعیت محلی آلودگی میکروپلاستیک و 2) تعیین فراوانی و ویژگی های میکروپلاستیک های شناسایی شده، مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: نمونه برداری از رسوبات در 15 ایستگاه در رودخانه بالادست و مخزن سد انجام شد. پس از آماده سازی نمونه ها از روش جداسازی براساس اختلاف چگالی برای جداسازی میکروپلاستیک ها از رسوب و برای شمارش تعداد میکروپلاستیک ها و بررسی خصوصیات آنها از استریو میکروسکوپ و SEM-EDX استفاده شده است.
یافته ها: براساس نتایج بهدست آمده بیشینه و کمینه تعداد ذرات میکروپلاستیک شمارش شده بهترتیب در محدوده شهر طالقان با 2050 ذره در g300 و مخزن سد با 478 ذره در g300 نمونه رسوب مشاهده شد. شکل، رنگ و اندازه غالب در ذرات شمارش شده بهترتیب چند وجهی، بی رنگ (شفاف) و μm 250-100 است.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد میزان تمرکز میکروپلاستیک ها در ایستگاه های نزدیک به مناطق شهری و روستایی بهدلیل ورود فاضلاب و رهاسازی انواع پسماندهای خانگی در آب، و همچنین در اسکله بهدلیل تردد بیشتر افراد محلی و گردشگران و ریختن زباله در نوار ساحلی دریاچه، بیشتر از سایر ایستگاه ها است.
مهسا جهانگیری راد، محمد رفیعی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: خوردگی و رسوبگذاری از جمله شاخصهای مهم در ارزیابی کیفی آب است. تحقیق حاضر با هدف بررسی علت رسوبگذاری در شبکه توزیع آب شهر سمنان صورت گرفت.
روش بررسی: بدین منظور از 5 نقطه (3 نقطه مخازن ذخیره و 2 نقطه شبکه توزیع) در دو نوبت نمونه برداشت گردید و جهت آنالیزهای فیزیکی-شیمیایی مورد آنالیز قرار گرفت. غلظت آنیونها و کاتیونهای رایج توسط دستگاه کروماتوگرافی یونی (IC) تعیین گردید. رسوب تشکیل شده در شبکه توزیع آب نیز جهت مطالعه ساختار و عناصر اصلی تشکیل دهنده آن توسط دستگاه طیفسنجی فلورسانس پرتوی ایکس (XRF) و طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی (ICP) مورد بررسی قرار گرفت. از شاخصهای پایداری نظیر لانژلیه، ریزناز و پتانسیل رسوب کربنات کلسیم جهت بررسی وضعیت خورندگی و رسوبگذاری آب استفاده گردید.
یافتهها: با توجه به نتایج بهدست آمده کیفیت اکثر نمونههای برداشت شده از لحاظ فیزیکی-شیمیایی در محدوده مجاز استاندارد 1053 ایران قرار دارد. نتایج همچنان نشان میدهد آب منطقه سختی بالایی دارد. غلظت منیزیم و سولفات نیز در یکی از مخازن بیش از حد مجاز بوده است. نتایج همچنین ساختار اصلی رسوب را کربنات کلسیم (کلسیت) و اکسید سیلیس نشان داد. براساس شاخص لانژلیه وضعیت آب رسوبگذار نشان داده شده است؛ همچنین به دلیل بالا بودن میزان سختی در آب و رسوب تشکیل یافته در شبکه توزیع نتایج بهدست آمده از شاخص پتانسیل رسوب کربنات کلسیم، آب را به شدت فوق اشباع از لحاظ کربنات کلسیم نشان میدهد. آنالیز تعادل آنیونی و کاتیونی آب نشان دهنده حضور سختی موقت بهصورت بی کربنات کلسیم و منیزیم و در مقادیر کمتر سولفات و کلراید منیزیم بهصورت سختی دائم است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست، به دلیل سختی کربناته بالا در آب و حضور سیلیس و کلسیت در رسوب جهت جلوگیری از تشکیل رسوب استفاده از فرایند سختی گیری با آهک در pH حدود 10 جهت حذف همزمان کلسیت و سیلیس محلول و کلوییدی توصیه میگردد.
آرزو خلیجیان، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، لیما طیبی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی خاک و رسوب به عناصر کمیاب و سمی با قابلیت ایجاد خطر برای سلامت انسان و محیط از مهمترین نگرانیهای امروزی دنیا هستند. بنابراین، این پژوهش با هدف ارزیابی مخاطره بومشناختی عناصر آرسنیک، کادمیم، نیکل و وانادیوم رسوبات سطحی ساحل خزرآباد ساری در سال 1398 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، پس از جمع آوری 36 نمونه رسوب از 12 سایت منتخب و آمادهسازی و هضم نمونهها در آزمایشگاه، غلظت عناصر به روش طیفسنجی نوری پلاسمای جفت شده القایی تعیین شدند. همچنین، نسبت به محاسبه شاخصهای خطرپذیری بالقوه بومشناختی (Eir) و خطرپذیری بالقوه بومشناختی تجمعی (RI) عناصر در نمونهها اقدام شد. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت عناصر آرسنیک، کادمیم، نیکل و وانادیوم (mg/kg) در نمونههای رسوب بهترتیب برابر با 12/7، 0/191، 35/0 و 31/9 بوده است. نتایج محاسبه شاخص Eir نشان داد که ریسک بومشناختی همه عناصر "کم" و میانگین مقادیر شاخص برای عناصر از ترتیب نزولی کادمیم > آرسنیک > نیکل > وانادیوم تبعیت کرده است. بهعلاوه، میانگین مقدار شاخص RI با 53/7، نشاندهنده "مخاطره بومشناختی کم" عناصر در نمونههای رسوب بود.
نتیجه گیری: هرچند میانگین مقادیر شاخص RI نشان داد که با توجه به مقادیر عناصر در رسوبات، در حال حاضر منطقه مورد مطالعه با ریسک بومشناختی مواجه نیست، ولی از آنجا که عناصر کادمیم و آرسنیک بهترتیب با 46/4 درصد و 45/4 درصد بیشترین سهم را در ایجاد ریسک بومشناختی داشتند، از اینرو، نسبت به شناسایی و مدیریت منابع تخلیه انواع آلایندههای آلی و معدنی و همچنین پایش دورهای نمونههای آب و رسوب که بهعنوان منبع ذخیره آلایندهها و بهتبع آن ایجاد مخاطرات محیطی برخوردارند، توصیه میشود.
فاطمه کاکویی دینکی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، عاطفه چمنی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و پالایش آلایندههای فلزی در بوم سازگانهای آبی به منظور برآورد، کنترل و کاهش سطح تهدیدات برای زیست مندان و انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی رسوبات سطحی و قابلیت پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی آهن، سرب و مس توسط اندام های هوایی و زمینی گونه های لویی (Typha Latifolia) و آب تره (Nasturtium microphyllum) مستقر در بوم سازگان آبی رودخانه لار در سال 1401 انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 48 نمونه گیاهی و 12 نمونه رسوب از چهار مکان نمونه برداری منتخب برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم اسیدی نمونه ها در آزمایشگاه، محتوی عناصر در آنها توسط روش طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص های آلودگی (PI)، شاخص بار آلودگی (PLI)، فاکتور تغلیظ زیستی (BCF)، تجمع زیستی (BAF) و فاکتور انتقال (TF) محاسبه شدند. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آهن، سرب و مس (mg/kg) در نمونه های رسوب به ترتیب برابر با 0/665±11/8، 0/030±0/915 و 0/026±0/710 و مربوط به مکان نمونهبرداری چهار و در اندام های گیاهی نیز به ترتیب برابر با 1/25±11/4، 0/180±0/578 و 0/095±0/298 و مربوط به ریشه لویی بود. مقادیر شاخص PI نشان داد که آلودگی عناصر آهن، سرب و مس در رسوب " کم" و میانگین مقادیر آن از ترتیب نزولی سرب > مس > آهن تبعیت کرده است. میانگین مقادیر شاخص PLI نیز در دامنه 0/003 تا 0/006 متغیر و بیانگر شرایط کیفی "فقدان آلودگی" در همه مکان های مورد مطالعه بود. از طرفی، گونه لویی دارای میانگین مقادیر BCF بزرگتر از 1 و TF کوچکتر از 1 برای عنصر آهن بود.
نتیجه گیری: با استناد به میانگین محتوی عناصر در بافتهای گیاهی و همچنین میانگین مقادیر محاسبه شده شاخص های BCF، BAF و TF برای عناصر می توان اذعان کرد که لویی، گونه ای مناسب برای تثبیت فلز آهن در رسوب است و به عنوان گونه بومی کارآمد برای پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی بهویژه آهن در بوم سازگانهای آبی آلوده قابل معرفی است.