13 نتیجه برای سرطان
رامین نبی زاده، شیوا صالحی شهیدی، مسعود یونسیان، کاظم ندافی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان بدخیم پوست همواره شایع ترین سرطان در ایران بوده است. تابش بیش ازحد پرتوفرابنفش خورشید مهم ترین ریسک فاکتور محیطی درایجاد این بدخیمی است. اهداف این مطالعه تعیین میزان تابش پرتوفرابنفش خورشید و میزان بروز انواع سرطان پوست در شهرستان های کشور و بررسی ارتباط توزیع جغرافیایی سرطان پوست با توزیع جغرافیایی میزان تابش پرتوفرابنفش درکشور است.
روش بررسی : این مطالعه از نوع اکولوژیک و دارای جنبه های توصیفی و تحلیلی است. تعداد 6921 مورد سرطان پوست در سال 1383 که در مرکز مدیریت بیماری ها ثبت شده بود بررسی و اطلاعات ماهواره ای شاخص تابش پرتو فرابنفش از طریق اینترنت دریافت شد. داده ها با استفاده از نرم افزار ArcGIS و SPSS تحلیل گردید.
یافته ها : میزان بروز کل موارد سرطان پوست در ایران برابر با 13/10 در صدهزار، بروز بدخیمی سلول بازال 53/7 ، بروز بدخیمی سلول سنگفرشی برابر با 79/1 و بروز ملانوم بدخیم 39/0 در صد هزار بود. میانگین شاخص تابش پرتو فرابنفش در کشور در طول ماه های سال از حداکثر 9 در تیرماه تا حداقل 3 در دی ماه متفاوت بود. همبستگی مورد انتظار بین توزیع بروز سرطان پوست در سطح شهرستان ها و توزیع جغرافیایی شاخص حهانی پرتو فرابنفش خورشید مشاهده نشد.
نتیجه گیری : سرطان پوست یک معضل بهداشت عمومی در ایران است. تحقیقات بیشتر در این ارتباط می تواند به بهبود ثبت سرطان پوست و شناخت بهتر تفاوت های فرهنگی، رفتاری و اقلیمی استان ها در ابتلا به این بدخیمی بیانجامد تا با استفاده از دانش به دست آمده امکان پیشگیری موثرتر از این شایع ترین نوع سرطان فراهم شود.
معین صفری، سلمان احمدی اسبچین، ندا سلطانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربن های نفتی یک دسته از آلاینده های خطرناک محیط هستند. در حال حاضر تجزیه زیستی آلاینده های نفتی یکی از کارآمدترین و مقرون به صرفه ترین روش ها در رفع آلودگی های نفتی از محیط است. هدف اصلی از این مطالعه بررسی توانایی سیانوباکتری Schizothrix vaginata ISC108 جهت تجزیه زیستی نفت خام و اثر نفت خام بر میزان رشد و مقدار کلروفیل و وزن خشک این سیانوباکتر است. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، سیانوباکتری Schizothrix vaginata ISC108 از کلکسیون ریز جلبک ها در پژوهشکده علوم پایه کاربردی جهاد دانشگاهی، دانشگاه شهید بهشتی (شهر تهران) تهیه شد. ابتدا خالص سازی این سیانوباکتری به روش پلیت آگار بر روی محیط کشت جامد BG11انجام شد. نرخ رشد، مقدار کلروفیل و وزن خشک این سیانوباکتری با استفاده از روش اسپکتوفتومتری اندازهگیری شد. میزان تجزیه نفت خام به روش آنالیز کروماتوگرافی گازی (GC) محاسبه شد. یافتهها: نتایج حاصل از اندازه گیری نرخ رشد سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata در تیمار یک درصد نفت خام و نمونه شاهد نشان داد که رشد این سیانوباکتری در حضور نفت خام به عنوان تنها منبع کربن تقریبا مشابه با نمونه شاهد افزایش می یابد. نتایج همچنین نشان داد که با افزایش غلظت نفت خام میزان وزن خشک سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata نسبت به نمونه شاهد افزایش و میزان کلروفیل در تیمار های مختلف نفت خام کاهش می یابد. میانگین تجزیه زیستی هیدرکربن های نفتی در تیمارهای روز 14 نسبت به نمونه شاهد به میزان 54/87 درصد و در روز 28 به مقدار 93/98 بود. نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص شد که سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata دارای پتانسیل بالایی در تجزیه زیستی نفت خام است. لذا از آنجایی که نفت یک فرآورده سمی برای سیستم های بیولوژیک و یکی از آلودهکنندههای اصلی اکوسیستم های زیستی است، نتایج حاصل بیانگر پتانسیل این سیانوباکتری برای استفاده از آن بهعنوان شاخصی جهت رفع آلودگیهای نفتی در مناطق آلوده است.
مریم زارع جدی، مسعود یونسیان، رضا احمدخانیها، هما کاشانی، نوشین راستکاری،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوامل آلودگی هوای محیط ترکیبات آلی فرار (VOCs) هستند. در بین گازهای غیر متان، ترکیبات آروماتیک مانند بنزن قرار دارند که به عنوان ترکیب قطعا سرطانزا برای انسان شناخته شده است (گروه 1). با توجه به مضرات مواجهه با بنزن و کاربرد گسترده آن در صنایع و مشاغل مختلف، هدف از انجام این مطالعه ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی مواجهه استنشاقی با بنزن در کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری شهر تهران است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سه مرحله به شرح ذیل انجام شد. در مرحله اول بنزن هوای استنشاقی در دو گروه از افراد جامعه شامل 1) کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری 2) افراد عادی بدون مواجهه شغلی به عنوان گروه کنترل اندازهگیری شد. مرحله دوم شامل براورد میزان مواجهه هر دو گروه شرکتکننده در مطالعه و در ادامه ارزیابی خطر نیمه کمی حاصل از این مواجهه بود. در مرحله سوم به منظور ارزیابی خطر کمی، خطر سرطان اضافی ناشی از مواجهه مزمن با بنزن در طول زندگی محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین غلظت بنزن در هوای استنشاقی کارگران شاغل در جایگاههای سوخت گیری حدود µg/m3 246/4±1527 و نزدیک به سطح مجاز بود (µg/m31600). در روش ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی، ضریب ریسک محاسبه شده برای این میزان مواجهه شغلی با بنزن برابر با 4/5 بود که در پنجمین سطح ریسک (محدوده بسیار خطرناک) قرار دارد. با براورد مواجهه مزمن کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری با بنزن مشخص گردید که خطر سرطان در افراد مواجهه یافته 27/5 برابر افراد عادی بدون مواجهه است و در ارزیابی احتمال خطر کمی ریسک سرطان اضافی مشخص گردید که از هر 1000 نفر 3 نفر از افراد شاغل در جایگاه سوختگیری شانس ابتلا به سرطان را دارند که این عدد بسیار بیشتر از خطر قابل قبول سرطانزایی (6-10: یک در یک میلیون نفر) است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که میزان مواجهه شغلی با بنزن بالا و در محدوده خطرناک قرار دارد و ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی نشان داد که ریسک ابتلا به سرطان در اثر مواجهه استنشاقی افراد شاغل در جایگاههای سوختگیری به طور بالقوه بسیار زیاد است (3000 برابر ریسک قابل قبول سرطانزایی). بنابراین انجام اقدامات کنترلی جهت کاهش مواجهه با این ماده شیمیایی خطرناک و سرطانزا الزامی است.
نوید قنواتی،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی خطر فلزات سنگین (سرب، روی، مس، کروم، کادمیوم، نیکل، وانادیوم، آرسنیک، کبالت و کروم) بر سلامت انسانی در گرد و غبار خیابانی شهر آبادان است.
روش بررسی: جهت نیل به این هدف تعداد 30 عدد نمونه گرد و غبار از پیاده رو خیابانهای اصلی آبادان برداشت شده و به روش طیف سنجی جفت شده پلاسمای القایی (ICP-OES) آنالیز گردید.
یافتهها: میانگین غلظت فلزات مورد مطالعه به ترتیب: Pb(59/13)، Zn (287/50)، Cu (112/97)، Cr (50/03)، Cd (0/52)، Ni (56/77)، V(35/83)، As(7/10) و Co(mg/kg) (7/53) است. همچنین براساس مقدار میانگین شاخص ریسک، نمونهها دارای ریسک متوسط هستند. خطر تجمعی غیرسرطانزایی کلیه فلزات سنگین در گرد و غبار خیابانی برای کودکان بیشتر از بزرگسالان است. که این امر نشان داد کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض خطر فلزات سنگین قرار دارند. در هر دو گروه سنی فلز کروم دارای بیشترین خطر سرطانزایی و فلز سرب کمترین خطر را دارد.
نتیجه گیری: نتایج بدست آمده از پتانسیل ریسک اکولوژیک و ریسک سلامت انسانی، نشان داد که منبع آلودگی فلزات مورد مطالعه فعالیت های انسانزاد از قبیل ترافیک، تاسیسات صنعتی و سوختن سوخت های فسیلی در منطقه مورد مطالعه است.
مریم مرادی باصری، حسین کمانی، سیدداود اشرفی، ادریس بذرافشان، فردوس کرد مصطفی پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: گرد و غبار خیابان یک عامل مهم آلودگی شهری است که حاوی ذرات معلق و فلزات سنگین هستند. با توجه به اینکه در حال حاضر، بیش از نیمی از جمعیت جهان در محیط شهری زندگی میکنند لذا این مطالعه با هدف ارزیابی ریسک غیر سرطانزایی ناشی از فلزات جیوه (Hg) و مس (Cu) در گرد و غبارهای سطحی خیابانهای شهر زاهدان انجام شد.
مواد و روشها: نمونهبرداری از گرد و غبار خیابانهای شهر زاهدان انجام شد و پس از آمادهسازی نمونهها، جهت تعیین غلظت فلزاتHg و Cu، نمونهها به دستگاه ICP-MS تزریق شد و با توجه به نتایج غلظت فلزات بهدست آمده، نسبت خطر) (HQ و شاخص خطر غیر سرطانزایی (HI) ناشی از فلزات فوق محاسبه شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که مقدار نسبت خطر جیوه و مس برای کودکان و بزرگسالان کمتر از یک است. به طور کلی نسبت خطر برای مس و جیوه برای بزرگسالان از روند >HQvapour HQingestion > HQdermal>HQinhalation و برای کودکان >HQingestion>HQdermal>HQinhalation HQvapour پیروی کرد. شاخص خطر غیر سرطانزایی (HI) برای کودکان و بزرگسالان کمتر از یک بود.
نتیجهگیری: مقادیر شاخص نسبت خطر نشان داد که برای کودکان، استنشاق بخارات جیوه مسیر اصلی مواجهه با فلز جیوه است در صورتیکه برای بزرگسالان، مسیر دهانی راه اصلی مواجهه با فلز جیوه و مس است. در حال حاضر مقدار شاخص خطر غیرسرطانزایی کمتر از سطح ایمن (1HI<) است.
هدیه حسنوند، نسرین دهقان، کاظم ندافی، محمدصادق حسنوند، رامین نبی زاده، ساسان فریدی، ذبیح الله یوسفی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: گاز رادن یکی از عوامل خطر محیطی در هوای داخل است که مواجهه با آن سبب افزایش ریسک سرطان ریه میشود و پس از سیگار دومین عامل سرطان ریه شناخته می شود. بنابراین هدف از این مطالعه اندازه گیری غلظت گاز رادن در منازل مسکونی و اماکن عمومی شهر نورآباد ممسنی و برآورد دوز موثر دریافتی ناشی از مواجهه با آن بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه 52 منزل مسکونی و 8 مکان عمومی جهت اندازهگیری غلظت گاز رادن هوای داخل مورد بررسی قرار گرفتند. اندازهگیری غلظت رادن هوای داخل به روش غیر فعال با استفاده از آشکارسازهای ردپای آلفا (CR-39) به مدت سه ماه انجام گرفت و پس از این مدت آشکارسازها برای شمارش تعداد ردپاها به آزمایشگاه ارسال شدند.
یافته ها: نتایج نشان میدهد، میانگین (± انحراف معیار) غلظت گاز رادن در هوای داخل منازل مسکونی و اماکن عمومی به ترتیب (14/7(±42/4 و ) Bq/m320/1(± 32/9 بود و در همه محل های نمونه برداری، غلظت رادن کمتر از مقادیر استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا و رهنمود سازمان جهانی بهداشت بوده است. همچنین دوز مؤثر دریافتی سالانه ناشی از گاز رادن در منازل مسکونی بهطور میانگین mSv 1/07 تخمین زده شد. ارزیابی نتایج بهدست آمده نشان می دهد که در مورد منازل مسکونی رابطه معنیداری میان نوع اتاق و تعداد طبقه با غلظت رادن وجود دارد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر این است که غلظت گاز رادن بهعنوان یک عامل خطر محیطی در محل های مورد بررسی کمتر از حدود اعلام شده در رهنمود سازمان جهانی بهداشت بوده و احتمالا نقش قابل ملاحظهای در ایجاد اثرات بهداشتی منتسب به آن ندارد.
احمد جنیدی جعفری، فاطمه قربانژاد، ایوب رستگار،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بشر همواره تحت تابش پرتوهای یونیزان قرار دارد که اثرات زیانباری میتواند داشته باشد. هدف این مطالعه ارزیابی میزان دوز گامای محیطی، تعیین دوز معادل موثر سالیانه، برآورد میزان خطر ابتلا اضافی به سرطان در شهر درگز است.
روش بررسی: تحقیق حاضر یک مطالعه مقطعی است که در تابستان و زمستان سال 1395 انجام شد. در این مطالعه به منظور تعیین میزان دوز پرتو گامای محیطی در فضای باز با استفاده از نقشه شهر، 5 ایستگاه (4 تا در امتداد چهار جهت جغرافیایی اصلی و یک ایستگاه در مرکز شهر) انتخاب گردید، و از یک دوزیمتر (از نوع آشکارساز گایگر مولر مدل STEP OD با حساسیتmSv/h) 2000 – 0) استفاده شد، که برای پایش پرتوهای گاما، بتا و ایکس طراحی شده است.
یافتهها: نتایج بهدست آمده نشان داد که بیشترین (nSv/h 12±147) و کمترین (nSv/h 11±113) مقدار آهنگ دوز پرتوهای گامای طبیعی بهترتیب مربوط به مرکز و غرب شهر بودند. دوز موثر سالیانه برای ساکنین شهر درگز در فضای باز mSv/yr 0/15 بهدست آمد، میانگین مقدار خطر ابتلا اضافی به سرطان 3-10× 0/6 برآورد گردید.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنیداری بین آهنگ دوز گاما در مرکز و اطراف شهر وجود دارد) 0/05(p≤.
پریسا فرهمندیان، عبدالله محمّدیان هفشجانی، عبدالمجید فدایی، رمضان صادقی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان در سراسر جهان است. کادمیم یکی از فلزهای سنگین بسیار پایدار و سمی است که قرارگرفتن در معرض آن ممکن است منجر به افزایش خطر سرطان پستان شود. هدف از این مطالعه، خلاصهسازی کمی شواهد موجود برای ارتباط بین مواجهه با کادمیم و خطر رخداد سرطان پستان با استفاده از روش مرور نظاممند و متاآنالیز است.
روش بررسی: در این پژوهش، مطالعات مشاهدهای که تا می ماه سال۲۰۲۲ ارتباط بین کادمیم و سرطان پستان را بررسی کرده و در بانکهای اطلاعاتی بینالمللی منتشر شده بودند، جستجو و بازیابی شدند. برای تعیین هتروژنسیتی از آزمونهای آماری I2 و Chi2، برای بررسی وجود تورش انتشار از نمودار قیفی و تست بگ و تست ایگر و برای تشخیص ریشه ناهمگنی ها از روش متارگرسیون و آنالیز حساسیت استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه مشاهده شد که نسبت به گروه پایه، خطر نسبی رخداد سرطان پستان در افراد مواجهه یافته/مواجهه با دوز بالاتر از سطح پایه کادمیم، برابر با (0/001≥ p؛ 1/14 – 1/06: CI 95 %)1/10 است، بنابراین بین مواجهه با کادمیم و یا دریافت سطح مواجهه بیش از اندازه پایه و ابتلا به سرطان پستان ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد. در بررسی احتمال رخداد تورش انتشار، نتیجه آزمون ایگر برابر با (0/001 ≤ p) و نتیجه آزمون بگ برابر با (0/099 = p) بود.
نتیجهگیری: براساس شواهد موجود؛ مواجهه با کادمیم منجر به افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان میگردد و این افزایش خطر از نظر آماری معنیدار است.
سودابه قدسی، مینا شیخ، فرزانه محمدی، مهناز نیک آئین،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای (PAHs) به دلیل اثرات مضر بر سلامتی، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت PAHs متصل به ذرات کوچکتر از µm 2/5 (PM2.5) و ارزیابی خطر بهداشتی ناشی از آنها انجام گرفت.
روش بررسی: 38 نمونه هوا با استفاده از دستگاه نمونه بردار ذرات همراه با ورودی جهت جداسازی PM2.5 از بخش مرکزی شهر اصفهان جمع آوری گردید. جهت آنالیز نمونه ها از دستگاه GC-MS استفاده شد. به منظور شناسایی منابع احتمالی PAHs از نسبت های مولکولی استفاده شد. همچنین ارزیابی خطر سرطانزایی و غیر سرطانزایی ترکیبات PAH برای دو گروه کودکان و افراد بزرگسال با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو انجام گرفت.
یافتهها: از میان 16ترکیب PAH اولویت دار، 7 ترکیب با محدوده میانگین غلظت ng/m3 8/17 - 0/003 شناسایی شدند. نسبتهای مولکولی نشان داد که منابع پایروژنیک، منابع عمده تولید کننده PAHs در هوا هستند. مقدار میانه خطر سرطانزایی برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب برابر با 8-10× 3/1 و 8-10× 5/99 برآورد شد. همچنین مقدار میانه خطر غیر سرطانزایی برای ترکیبات PAH، 1-10× 3/08 برآورد شد.
نتیجهگیری: نتایج برآورد ارزیابی خطر احتمالی نشان داد که غلظت موجود ترکیبات PAH متصل به ذرات ریز منجر به خطر قابل توجهی برای انسان های در معرض نمی شود. اما باتوجه به اینکه در این مطالعه صرفا ارزیابی خطر PAHs مرتبط با ذرات ریز بررسی گردید، لازم است ارزیابی خطر در مورد کل PAHs موجود در اتمسفر و در محل های بیشتری انجام پذیرد.
هادی نیک نژاد، احسان معنوی پور، موسی چشمی، وجیهه حسن زاده، رقیه عابدی سروستانی، فاطمه احمدی، مهرنوش ابطحی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی روغنهای گیاهی (VOs) به فلزات سنگین به دلیل پیامدهای بالقوه بر سلامت عمومی، یکی از نگرانیهای مهم در حوزه ایمنی مواد غذایی محسوب میشود. این پژوهش با هدف اندازهگیری غلظت فلزات سنگین (As, Pb, Cu, Fe) در انواع مختلف VOs و ارزیابی خطرات ناشی از مصرف آنها بر سلامت انسان انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، 72 نمونه روغن گیاهی از برندهای مختلف و از میان سه نوع روغن پرمصرف (کنجد، آفتابگردان و کلزا) بهصورت سیستماتیک از بازارهای شهر سبزوار جمعآوری شد. نمونههای روغن پس از وزنکشی دقیق، تحت هضم اسیدی با اسید نیتریک، اسید سولفوریک و H₂O₂ قرار گرفتند. محلولهای حاصل پس از فیلتراسیون، با استفاده از طیفسنج نشر اتمی با پلاسمای مایکروویو (MP-AES) برای تعیین غلظت فلزات سنگین ( Pb، As، Cu،Fe ) آنالیز شدند. کلیه مراحل مطابق با استانداردهای ملی ایران و در سه تکرار انجام شد. بهمنظور ارزیابی دقیقتر ریسکهای بهداشتی، ضریب خطر غیرسرطانزایی (HQ) و ریسک ابتلا به سرطان در طول عمر (LTCR) با روش شبیهسازی مونتکارلو (MCS) محاسبه شد. در مدل ارزیابی ریسک، میزان مصرف روزانه روغنهای گیاهی معادل kg/day 0/227 در نظر گرفته شد که بر اساس الگوی مصرف ملی در ایران تعیین گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان فلزات سنگین در VOs شامل Pb (mg/kg 0/058) در روغن کنجد، As (mg/kg 0/090) در روغن آفتابگردان و Cu و Fe (mg/kg 0/143 و 0/847) در روغن کلزا بود. شاخص خطر غیرسرطانزایی (THQ) برای Pb (0/146 = THQ)، Cu (0/022 = THQ) و Fe (0/01 = THQ) در محدوده ایمن قرار داشت، اما مقدار THQ مربوط بهAs (1/905 = THQ) در سطحی قابلتوجه گزارش شد. بررسی ریسک سرطانزایی نشان داد که مصرف این روغنها عمدتاً در محدوده ایمن قراردارد، اما ریسک ناشی از As حدود 100 برابر بیشتر از Pb تخمین زده شد.
نتیجهگیـری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که اگرچه میزان ریسک سرطانزایی مرتبط با مصرف VOs در سطح پایینی قرار دارد، اما لزوم پایش مستمر این محصولات، بهویژه از نظر آلایندههای فلزی، برای اطمینان از سلامت مصرفکنندگان، امری حیاتی محسوب میشود.
مهرداد سلامی، رضا سعیدی، احمدرضا یزدانبخش، مریم حیدری، آزیتا محققیان، مهرنوش ابطحی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: میوهها و سبزیجات با وجود ارزش تغذیهای بالا، ممکن است بهدلیل تجمع نیترات، سلامت عمومی را به خطر اندازند. این مطالعه با هدف ارزیابی ریسک بهداشتی ناشی از مواجهه غذایی با نیترات موجود در میوهها و سبزیجات عرضه شده در میادین میوه و ترهبار شهر ری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، نمونههای سیب، پرتقال، سیب زمینی، پیاز، گوجه و خیار گلخانهای و بوتهای به ترتیب به تعداد ۱۳، 12، ۲۲، ۱۸، ۲۴ و 32 مورد در پاییز و زمستان ۱۴۰۲ و بهار و تابستان ۱۴۰۳ جمعآوری و میزان نیترات آنها با روش اسپکتروفتومتری تعیین شد. شاخص مخاطره غیرسرطانزایی (HQ) بر اساس مقادیر نیترات محاسبه گردید. همچنین، با استفاده از دادههای GBD، سهم نیترات در بار بیماری سرطان کولورکتال از طریق شاخصهای YLD ،YLL و DALY برآورد شد.
یافتهها: میانگین غلظت نیترات بین محصولات تفاوت زیادی داشت؛ بیشترین در خیار بوتهای (294/06mg/kg) و کمترین مربوط به سیب (51/99mg/kg) بود. برخی محصولات از حد مجاز استاندارد ملی فراتر رفتند. بیشترین ریسک غیرسرطانزایی در سیبزمینی (میانگین 0/231) مشاهده شد. سیبزمینی بالاترین نرخ سرطان کولورکتال (2/02 در هر 100 هزار نفر)، بیشترین DALY (23/15) و مرگومیر ناشی از نیترات را داشت؛ میانگین DALY برای سیبزمینی، پیاز و خیار گلخانهای بهترتیب 107/38، 94/87 و 12/10 برآورد شد.
نتیجهگیری: برخی محصولات کشاورزی، بهویژه سیبزمینی و پیاز، منبع مهمی از مواجهه غذایی با نیتراتاند و میتوانند در افزایش خطر سرطان کولورکتال نقش داشته باشند؛ پایش و مدیریت مستمر در این زمینه ضروری است.
علی عسگری، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، مریم کیانی صدر،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: گردوغبار خیابانی بهعنوان منبع غیرنقطهای آلودگی عناصر بالقوه سمی، شاخص مهمی از مواجهه انسان با آلایندههای فلزی/شبهفلزی در مناطق شهری محسوب میشود. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و ریسک سلامت عناصر آرسنیک، سرب، کادمیم، کبالت و وانادیم گردوغبار خیابانی شهر کرمانشاه در سال 1402 انجام یافت.
روش بررسی: در این پژوهش، در مجموع 48 نمونه گردوغبار خیابانی از 16 مکان برداشت و پس از هضم اسیدی نمونه ها، غلظت عناصر در آنها توسط ICP-OES تعیین شد. همچنین، مقادیر شاخص های غنیشدگی (Enrichment Factor; EF)، آلودگی یکپارچه (Integrated Pollution Index; IPI) و جامع آلودگی نمرو (Nemerow Integrated Pollution Index; NIPI) محاسبه شدند. همچنین، ریسکهای سرطانزایی و غیرسرطانزایی ناشی از مواجهه با گردوغبار آلوده برآورد شدند.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آرسنیک، کادمیم، کبالت و وانادیم به ترتیب با 7/28، 0/729، 9/02 و mg/kg 8/78 مربوط به نمونههای گردوغبار کاربری صنعتی و برای عنصر سرب با mg/kg 101 مربوط به نمونههای کاربری تجاری و بیانگر تأثیر ورودیهای انسانی بهویژه با منشأ صنعتی و ترافیک بود. مقادیر شاخص EF نشاندهنده شرایط "بدون غنیشدگی" تا "غنیشدگی شدید" عناصر بود. همچنین، میانگین مقادیر IPI از 0/770 تا 2/04 متغیر و شرایط آلودگی "کم" تا "زیاد" در منطقه مورد مطالعه را نشان داد. میانگین مقادیر NIPI از 1/17 تا 1/68 متغیر و بیانگر شرایط آلودگی "کم" در منطقه مورد مطالعه بود. مقادیر میانگین شاخص خطر تجمعی غیرسرطانزایی (Hazard Index; HI) عناصر مورد مطالعه برای کودکان و بزرگسالان بهترتیب در طبقه "ریسک شدید" و "ریسک کم" و مقادیر میانگین شاخص ریسک سرطانزایی کل (Total Carcinogenic Risk; TCR) برای شهروندان نشاندهنده ریسک سرطانزایی زیاد بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آرسنیک و سرب از بیشترین سهم در ایجاد ریسکهای بهداشتی برخوردار بودند؛ لذا، نسبت به کنترل منابع انتشار این دو عنصر و پایش منظم و دوره ای نمونه های گردوغبار بهویژه در مناطقی با سطح آلودگی زیاد توصیه می شود.
حمیده اکبری، آیدا جسور، حسن رسولزاده، علی ظفرزاده، روژان فیضی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نگرانی های بهداشتی مرتبط با احتمال آلودگی شیر و محصولات لبنی به فلزات سنگین، هدف این مطالعه ارزیابی غلظت سرب، کادمیوم، مس، و روی در شیر خام و محصولات لبنی تهیه شده از آن به شیوه سنتی و ارزیابی ریسک مرتبط با آن بود.
روش بررسی: 30 نمونه شیر خام و محصولات لبنی شامل ماست، پنیر، و دوغ از ده مرکز تهیه و عرضه سنتی لبنیات در استان خوزستان جمع آوری شد. پس از هضم اسیدی، غلظت فلزات سنگین با استفاده از دستگاه پلاروگراف 797 اندازه گیری شد. Hazard Quotient (HQ) و Hazard Index (HI) برای محاسبه ریسک غیرسرطانزایی و Estimated Daily Intake (EDI) به عنوان شاخص ریسک سرطانزایی با بکارگیری شبیه سازی مونت کارلو محاسبه شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین غلظت سرب، کادمیوم، روی، و مس در لبنیات مورد مطالعه به ترتیب 0/0668، 0/0069، 30/0952، و mg/kg 1/8756 بود. مجموع غلظت فلزات سنگین در ماست، دوغ، و پنیر به ترتیب 134/08، 28/19، و 4/17 درصد بالاتر از مجموع فلزات در شیر خام بود. HI ناشی از مصرف محصولات لبنی مورد مطالعه 2-10×52/82 بود. EDI مرتبط با سرب و کادمیوم در محصولات لبنی به ترتیب در دامنه 4-10 و 8-10 بود.
نتیجهگیری: علیرغم نگرش عمومی به کیفیت بهتر محصولات لبنی سنتی، فرآیند سنتی تولید موجب افزایش چشمگیر غلظت برخی فلزات سنگین نسبت به شیر خام می شود. پایش فلزات سنگین در محصولات لبنی سنتی و تعریف برنامه کاهش آن توصیه می شود.