جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای شاخص آلودگی

فرامرز مجیدی، یونس خسروی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از کنترل صدای محیطی، بهبود مدیریت آن در جامعه است، چرا که صدای ناشی از ترافیک می­ تواند بر روی نواحی مسکونی مجاور تاثیر بگذارد. مدیریت صحیح برنامه­ ریزی شده صدا می­ تواند این مؤلفه مهم و مضر را که یکی از فشارهای شهرنشینی بر سلامت مردم است حذف نماید. اما قبل از برنامه ­ریزی جهت کاهش صدا شهری لازم است که مراکز شلوغ شناسایی شوند. به این جهت در این تحقیق سعی شده است تا شاخص­ های مهم صدا در نواحی شلوغ مرکزی شهر زنجان اندازه­ گیری شود.   

روش بررسی: مطالعه حاضر در بخش مرکزی شهر زنجان که عمدتا دارای ترافیک سنگین است انجام شده است. بدین منظور تراز صوت معادل (Leq)، تراز روز-شب(Ldn) ، تراز روز-عصر-شب (Lden)، شاخص آلودگی صوتی (NPL) و شاخص صوتی ترافیک (TNI) در 20 ایستگاه در دو بازه زمانی زمستان 1390 و بهار 1391 اندازه ­گیری شد. اندازه­ گیری­ ها در خیابان­ های اصلی این ناحیه با استفاده از دستور العمل­ های توصیه شده توسط EPA انجام و نهایتا نتایج تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ­ها: نتایج نشان داد که تغییرات ساعتی کاملا تابعی از میزان عادات جابجایی مردم و همچنین بار ترافیکی در مناطق تجاری شهر زنجان است. همچنین مشخص گردید که میزان تجاوز از تراز استاندارد محیطی 55dB، با استفاده از تخمین شاخص  Lden برای 100 % ایستگاه­ های اندازه­ گیری وجود دارد. مقادیر شاخص ترافیکی Lden نیز برای 67 % ایستگاه‌ها- زمان­ های اندازه گیری، بیشتر از 74dB و برای 100 % ایستگاه‌ها  در محدوده ساعتی عصرها، بیش از 74dB است. شاخص NP در 78 % ایستگاه‌ها- زمان­ های اندازه­ گیری، بیش از 80dB بوده است که دلالت بر ایجاد ناراحتی صوتی در بیشتر ایستگاه ­ها و زمان­ ها دارد.

نتیجه‌گیری: استفاده از نقشه­ های صوتی و شاخص های TNI وNPL می ­تواند به برنامه کنترل هوشمند ترافیک شهری کمک کند؛ زیرا این نقشه­ ها به خوبی می­ توانند عادات جابجایی مردم در زمان­ ها و مکان­ های مختلف شهر را به تصویر بکشند. 


ندا سیستانی، مظاهر معین الدینی، نعمت اله خراسانی، امیرحسین حمیدیان، محمدصالح علی طالشی، رخساره عظیمی یانچشمه،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه شهری و صنعتی موجب افزایش میزان غلظت فلزات سنگین در محیط‌زیست شده‌اند. هدف از این تحقیق ارزیابی اثر مجتمع‌های فولاد کرمان بر آلودگی خاک پیرامون آن به فلزات سنگین صورت گرفت.    

روش بررسی: این مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی- تحلیلی بود. فلزات سنگین 60 نمونه خاک سطحی (عمق cm 15-0) مجاور دو مجتمع فولاد با دستگاه طیف‌سنج جذب اتمی شعله‌ای (AAS) آنالیز شدند. شاخص­های منشایابی و تعیین درجه آلودگی شامل شاخص‌های فاکتور غنی‌سازی (EF) و درصد آن، زمین انباشت (Igeo)، فاکتور آلودگی (Cf)، درجه آلودگی (Cd) و درجه اصلاح شده آلودگی (mCd) برای ارزیابی سطح آلودگی خاک محاسبه شدند.  

یافته‌ها: میانگین غلظت فلزات سنگین نیکل، روی، آهن، سرب، کروم و کادمیوم به ترتیب 9/98، 54/38، 15063/33، 20/86، 3/54 و mg/kg 0/038 بودند. ترتیب فلزات سنگین براساس میانگین شاخص‌های EF عبارت است از سرب>روی> کادمیوم >آهن >نیکل>کروم. شاخص Cf نیز نشان داد که 90 درصد نمونه‌ها دارای آلودگی متوسط تا قابل توجه با عنصر سرب هستند. نتایج درصد فاکتور غنی‌شدگی (EF)، غنای عنصر آهن (68/18 درصد) را نشان داد. مقادیر میانگین شاخص Cd و mCd به ترتیب 2/90 و 0/48 بود که درجه پایین آلودگی خاک‌ها را نشان داد.         

نتیجه‌گیری: در این مطالعه غلظت سرب و کادمیم بیشتر تحت تاثیر مجتمع‌های فولاد بوده و غلظت سایر عناصر تحت تاثیر منابع طبیعی و انسانی است. مجتمع‌های فولاد بایستی در کاهش انتشار آلاینده‌ها به محیط اطرافشان برنامه‌ریزی نمایند.


سهراب مظلومی، عباس اسماعیلی ساری، نادر بهرامی فر، مظاهر معین الدینی،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: گرد و غبار خیابانی یکی از منابع مهم ورود ذرات معلق و فلزات سنگین همراه آنها به اتمسفر است. این مطالعه با هدف بررسی میزان آلودگی فلزات سنگین در گرد و غبار خیابانی شهر تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیکی آنها انجام شد.   
روش بررسی: نمونه برداری از گرد و غبار خیابانی در شرق و غرب تهران انجام و پس از آماده‌سازی نمونه‌ها، غلظت فلزات سنگین بوسیله دستگاه ICP-MS اندازه­ گیری شد. میزان آلودگی فلزات سنگین گرد و غبار خیابانی با استفاده از شاخص زمین انباشتگی، شاخص آلودگی، شاخص آلودگی تجمعی، فاکتور غنی­ شدگی و شاخص ریسک اکولوژیک ارزیابی شد.
یافته‌ها: شاخص‌ها نشان دادند گرد و غبار خیابانی هر دو منطقه مورد مطالعه از نظر عناصر Li، Al، Ti، V، Cr، Mn، Fe، Ni، Sr و Ba غیرآلوده بوده و منشاء این عناصر عمدتا منابع طبیعی است اما عناصر Cd، Cu، As، Zn، Sn و Pb آلودگی متوسط تا بالایی نشان دادند. این عناصر در هر دو منطقه درجه غنی شدگی بسیار بالا تا شدیدا بالا داشتند و منشا آنها عمدتا منابع آنترپوژنیک است. شاخص ریسک اکولوژیک برای منطقه شرق ریسک اکولوژیکی متوسط و برای منطقه غرب ریسک اکولوژیکی پایین نشان داد.
نتیجه‌گیری: بالاتر بودن میزان Pb در منطقه نمونه برداری شرق باعث شده است که این منطقه ریسک اکولوژیکی بالاتری نشان دهد. لذا گرد و غبار خیابانی در این منطقه از نظر آلودگی به فلزات سنگین بهویژه Pb و منابع ورود آن به محیط باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
 

زهره نجاتی جهرمی، حمیدرضا ناصری، محمد نخعی، فرشاد علیجانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آبیاری زمین‌های کشاورزی با فاضلاب تصفیه شده در بخش عمده‌ای از دشت ورامین، تمرکز جمعیتی در مناطق شهری قسمت میانی دشت، و وجود صنایع، خطر بالفعل آلودگی فلزات سنگین آب‌های زیرزمینی دشت ورامین را افزایش داده است. از این رو در تحقیق حاضر، غلظت فلزات سنگین با هدف ارزیابی خطر آلودگی آب‌های زیرزمینی دشت ورامین از نظر قابلیت مصرف شرب بررسی شده است.
روش بررسی: تعداد 78 نمونه آب زیرزمینی جمع آوری و غلظت یون‌های فلزی Cu، Pb، Zn، Cr، Cd، Fe، Co، و Mn اندازه گیری شد. آنالیز همبستگی دو متغیره برای توصیف ارتباط بین پارامترهای هیدروشیمی در منطقه ورامین به‌کار برده شده است. شاخص ارزیابی فلزات سنگین (Heavy Metal Evaluation Index or (HEI)) و شاخص آلودگی فلزات سنگین (Heavy Metal Pollution Index (HPI)) آب زیرزمینی به منظور تعیین قابلیت مصرف شرب در دشت ورامین تعیین گردید.
یافتهها: غلظت میانگین کادمیم در دورههای خشک و تر به ترتیب برابر 5/7 و g/Lµ 8 و غلظت میانگین سرب آب‌های زیرزمینی دشت ورامین برابر g/Lµ 12/5 که بیشتر از مقدار مجاز شرب هستند. تحلیل همبستگی پیرسون (Pearson correlation analysis) داده‌های کیفی نمونه‌های آب زیرزمینی دشت ورامین، همبستگی قوی در میان برخی از جفت فلزات سنگین همانند Pb و Co با Cd، Cu و Mn را نشان می‌دهد که نمایانگر منابع مشترک آلودگی، وابستگی متقابل و رفتار یکسان در طول حرکت آن فلزات در محیط آبخوان است. نتایج به‌دست آمده از بررسی شاخص‌های ارزیابی فلزات سنگین (HEI) و شاخص آلودگی فلزات سنگین (HPI) موید آن است که آلودگی آبخوان ورامین نسبت به فلزات سنگین در اکثر بخش‌ها خطرناک نیست، اما در بخش‌هایی تغییرات شدید در غلظت برخی فلزات قابل مشاهده است.
نتیجه‌گیری: احتمالا با توجه به تداوم منشاهای آلودگی در دشت ورامین، می‌توان انتظار داشت که در دراز مدت خطر آلودگی آب‌های زیرزمینی نسبت به فلزات سنگین ادامه یابد. لذا می‌بایست در خصوص آب برگشتی کشاورزی، دفع اصولی فاضلاب‌های صنعتی و خانگی، و همچنین کیفیت پساب منتقل شده از تهران به دشت اقدامات احیاء کننده به‌عمل آید.
 

فائزه جعفری، نسرین حسن زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تحقیقات نشان داده­ اند که ارزیابی سمیت و خطر بوم­ شناسی انواع آلاینده­ ها از جمله فلزات سنگین با استفاده از شاخص ­های اختصاصی، در ارزیابی بوم­ شناسی بوم­ سازگان­ های آبی ضروری است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر بوم­ شناسی حضور فلزات سنگین ( Pb, Zn, Cu, Cdو As) در آب تالاب انزلی با استفاده از شاخص اختصاصی آلودگی فلزات سنگین (HPI) انجام گرفت.
روش بررسی: 43 نمونه­ آب از قسمت­ های شرقی، غربی و مرکزی تالاب انزلی برداشت شد و پس از انتقال به آزمایشگاه، مراحل آماده سازی با روش ASTM method صورت گرفت و غلظت عناصر نیز با دستگاه طیف­ سنجی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-AES) تعیین شد. با توجه به غلظت فلزات سنگین در نمونه­های آب، شاخص (HPI) محاسبه شد. نتایج شاخص HPI در سه طبقه کم­ ­خطر (< ۱۵)، متوسط (۱۵-30)، و پر­خطر (> ۳۰) طبقه‌بندی شد.
یافته­ ها: ارزش عددی شاخص HPI، در محدوده 59/3-3/23 با میانگین 27/97 تعیین شد که این میانگین نشان ­دهنده سطح آلودگی متوسط فلزات سنگین در تالاب انزلی است. شاخص HPI در قسمت شرقی تالاب انزلی و منطقه پیربازار، آلودگی شدید و خطر بوم­شناسی فلزات سنگین و در منطقه آب­ کنار وضعیت مطلوب بوم­ شناسی را نشان داد.
نتیجه‌گیری: اگر چه مقدار میانگین HPI در کل تالاب انزلی در حد متوسط است اما در برخی ایستگاه ­ها، خصوصا در شرق تالاب، مقدار HPI وقوع خطرات بوم­ شناسی در تالاب، در صورت عدم کنترل ورود آلاینده­ ها را در آینده نشان می­ دهد. بنابراین نظارت بر منابع ورود این آلاینده­ ها و کنترل خطرات بوم­ شناسی آنها ضروری است.

محمد قلی زاده، امید حیدری،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش فاضلاب تصفیه نشده و توسعه ناپایدار کشاورزی در حریم رودخانه‌ها موجب کاهش کیفیت آب‌های سطحی شده است. هدف از این مطالعه بررسی تعیین کیفیت آب با شاخص‌های کیفی NSFWQI، IRWQISC و شاخص آلودگی Liou و مقایسه آنها با استانداردهای جهانی و پهنه بنـدی مـسیر رودخانـه گرگان‌رود بـا اسـتفاده از نرم افزار GIS است.
روش بررسی: در این مطالعه 5 ایستگاه نمونه‌برداری براساس معیارهای استاندارد شامل نوع کاربری اراضی، دسترسی و پراکندگی در امتداد رودخانه انتخاب گردید. 12 پارامتر کیفی آب شامل اکسیژن محلول، کلیفرم مدفوعی، pH، اکسیژن خواهی بیوشیمیایی، اکسیژن خواهی شیمیایی، درجه حرارت، فسفات آلی، نیترات، آمونیوم، کدورت، کل مواد جامد محلول و هدایت الکتریکی در طول رودخانه به مدت یک سال از خرداد ماه 1397 تا اردیبهشت 1398 با استفاده از روش استاندارد در آزمایشگاه اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: مقدار فسفات و کدورت از ایستگاه 2 به سمت پایین‌ دست رودخانه افزایش یافته که به علت وجود زه آب‌های کشاورزی و فاضلاب شهری است. اختلاف معنی‌داری در مقادیر BOD، کلیفرم مدفوعی و نیترات با مقادیر استاندارد وجود دارد. نتایج شاخص‌های کیفیت آب بیانگر تاثیرات بسیار زیاد خروجی فاضلاب‌های شهری و زباله‌های انسانی در حریم رودخانه است. بالاترین وضعیت کیفی مربوط به ایستگاه 1 (75، کیفیت خوب) که دسترسی کمتری برای توسعه فعالیت‌های انسانی وجود داشت، بود. براساس انطباق نتایج شاخص‌ها با واقعیت زمینی، نتایج شاخص کیفی آب‌های سطحی ایران به‌دلیل بهره‌گیری از متغیر‌های کیفی بیشتر و تطابق کامل‌تر، عملکرد بهتری نشان داد.
نتیجه‌گیری: وجود فاضلاب‌های شهری و زه‌آب‌های کشاورزی در محدوده شهر گنبدکاووس مهمترین دلایل کاهش کیفیت آب (طبقه کیفی بد) است. در این راستا، توجه به مدیریت جامع منابع آبی و ارزیابی اثرات محیط زیستی باید مورد توجه باشد.

هوشنگ قمرنیا، میثم پالاش، زلیخا پالاش،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش بهره ­وری از آب­ های سطحی، توسعه ناپایدار کشاورزی در حریم رودخانه ­ها و فاضلاب­ های انسانی موجب کاهش کیفیت این منابع آبی شده است. لذا بررسی میزان آلودگی و منابع آن جهت برنامه ­ریزی­ های منطقه ­ای امری بسیار ضروری است. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت آب رودخانه گلین با استفاده­­ از شاخص کیفیت آب (WQI) و شاخص آلودگی رودخانه (Liou) است.
روش بررسی: نمونه­ برداری از آب رودخانه گلین در ایستگاه روستای نجار طی یک دوره­ یک ­ساله از اردیبهشت 1398 تا فروردین 1399 به ­منظور بررسی کیفیت آب براساس شاخص ­­های WQI و Liou انجام شد.
یافته­ ها: کیفیت آب طبق شاخص Liou طی پژوهش در ایستگاه نمونه­ برداری در ماه ­های شهریور و اسفند در رده خوب و در سایر ماه­ ها در رده اندکی آلوده قرار گرفت. طبق نتایج شاخص WQI کیفیت آب در ماه­ های شهریور و اسفند به ­ترتیب با مقادیر 47/82 و 49/74 در رده توصیفی عالی قرار داشتند ولی در سایر ماه ­ها در رده خوب قرار گرفت. در ماه ­های شهریور و اسفند به ­دلیل میزان کمتر BOD5 متأثر از کاهش فعالیت­ های کشاورزی کیفیت آب نسبت به سایر ماه ­ها بهبود یافت و هر دو شاخص نیز این تغییرات کیفی را نمایان ساختند.
نتیجه­ گیری: به­ علت عدم شرایط پایدار در کیفیت آب متأثر از تغییرات فصلی و خروج آن از رده آب­ های با کیفیت عالی طبق نتایج شاخص WQI و همچنین اندکی آلودگی آب براساس شاخص Liou، استفاده مستقیم از آب رودخانه گلین به­ منظور شرب توصیه نمی­ گردد و بدین منظور باید تصفیه متداول صورت گیرد و ارزیابی­ های دقیق و مستمر کیفیت آب در رودخانه گلین ضروری است.
 

حسن ملوندی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ذرات گردوغبار در محیط های شهری معمولاً آلوده به فلزات سنگین است و این آلاینده ها برای سلامتی انسان ­ها و به‌خصوص کودکان نگران کننده است. یکی از محیط­ هایی که باعث مواجهه کودکان با ذرات گردوغبار می­ شود، مدارس است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، تعیین غلظت فلزات سنگین و ارزیابی خطر سلامتی فلزات سنگین در گردوغبار مدارس شهر مشهد است.
روش بررسی: نمونه‌های گردوغبار از 27 مدرسه در پاییز 1401 با استفاده از یک برس قلم مویی جمع آوری شد. با استفاده از پلاسمای جفت شده القایی غلظت فلزات تعیین و با استفاده از شاخص ­های زمین انباشتگی (Igeo)، فاکتور آلودگی (CF)، شاخص بار آلودگی (PLI)، شاخص غنی شدگی (EF)، خطر زیست محیطی بالقوه (PERI) و شاخص ­های خطر سلامت مانند  HQو HI سطوح آلودگی برآورد گردید.
یافته ­ها: میانگین غلظت عناصر Co، Fe، Ca ، Al، Pb و Ba به ترتیب 9/63، 18538/58، 84017/79، 11270/42، 32/07 و µg/g 111/56 بودند. مقادیر شاخص ­های Igeo بین 3/69- تا 1/51 و CF بین 0/16  تا 4/26 بودند. نتایج شاخص ­های آلودگی نشان داد که اکثر عناصر مورد مطالعه در طبقات اول آنها یعنی درجه آلودگی ناچیز یا کم قرار داشتند. مقادیر شاخص  های HQ و HI نیز کمتر از 1 بودند.
نتیجه‌گیری: به ­طور کلی می­ توان بیان کرد که غلظت های عناصر مورد مطالعه، نگران کننده نبود و در مجموع در سطوح غیر آلوده قرار داشتند و همچنین خطری بالقوه برای سلامتی به­ واسطه مواجهه با عناصر مورد مطالعه وجود نداشت.
 

سیده شعله حسینی، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، سحر رضایان،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: گردوغبار خیابانی به ‏عنوان منبع و مخزن انواع آلاینده ‏ها، شناساگر مناسبی برای ارزیابی آلودگی اتمسفر محسوب می‌شود. از این‌رو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و سمیت محیطی عناصر آرسنیک، روی، سرب، کادمیم و مس در گردوغبار خیابانی شهر همدان در سال 1402 انجام یافت.
روش بررسی: در مجموع 108 نمونه گردوغبار خیابانی از 12 مکان نمونه برداری منتخب با کاربری‌های مسکونی، تجاری و صنعتی طی سه فصل بهار، تابستان و پاییز با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی ‌شده برداشته شد و محتوی عناصر در آنها با روش ICP-OES خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص‏ های PI، IPI و mERM-Q محاسبه شد.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر (mg/kg) گردوغبار برای آرسنیک، روی، کادمیم و مس به ‏ترتیب برابر با  5/79، 405، 0/758 و 84/8 مربوط به کاربری صنعتی و فصل پاییز و برای سرب نیز با 110 مربوط به مناطق تجاری و فصل پاییز بود. نتایج محاسبه شاخص PI نشان داد که سطح آلودگی عناصر آرسنیک، روی، سرب، کادمیم و مس "متوسط" تا "خیلی زیاد" بوده است. میانگین مقادیر شاخص‌ IPI نیز در دامنه 2/52 تا 3/90 متغیر و بیانگر شرایط آلودگی "زیاد" در همه مکان‏ ها و فصول بود. از طرفی، مقادیر میانگین mERM-Q در نمونه ‏های گردوغبار برابر با 0/299 و بیانگر 21 درصد احتمال سمیت بود.
نتیجه ‏گیری: تاثیر فعالیت‌های انسانی، تغییرات فصلی و نوسانات منابع انتشار بر آلودگی عناصر بالقوه سمی گردوغبار خیابانی شهر همدان قابل ‏توجه بوده است؛ لذا، شناسایی و کنترل منابع انتشار عناصر به‏ ویژه در مناطق با سطوح آلودگی بیشتر به ‏منظور حفظ سلامت اکوسیستم شهری و شهروندان توصیه می‌شود.
 

سهیل سبحان اردکانی، نیره السادات حسینی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی پیامدهای محیط‌زیستی و بهداشتی مرتبط با عناصر بالقوه سمی در حفظ کیفیت بوم ‏سامانه شهری، سلامت عمومی و ارتقای توسعه پایدار شهری نقش کلیدی دارد. لذا، این پژوهش با هدف ارزیابی ریسک‌های محیط‌زیستی و سلامت عناصر آرسنیک، سرب، کادمیم و نیکل در خاک سطحی شهر همدان در سال 1401 انجام شد.
روش بررسی: در مجموع 135 نمونه خاک سطحی از عمق  cm0-20 از کاربری‌های مسکونی، تجاری و صنعتی برداشت و محتوی عناصر در آن‌ها با استفاده از ICP-OES خوانده شد. مقادیر شاخص ‏های آلودگی و یکپارچه آلودگی نمرو برای تعیین سطح آلودگی محاسبه شدند. همچنین، از مدل ارزیابی ریسک سلامت برای ارزیابی ریسک‌های غیرسرطان‏زا و سرطان‏زا استفاده شد.
یافته‏ ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آرسنیک، کادمیم و نیکل به ‏ترتیب با 6/91، 0/306 و mg/kg 23/9 مربوط به کاربری صنعتی و برای عنصر سرب با mg/kg 31/2 مربوط به نمونه‌های کاربری تجاری بود. مقادیر شاخص آلودگی نشان داد که سطح آلودگی همه عناصر در محدوده "کم" تا "زیاد" بوده است. از طرفی، میانگین مقادیر شاخص نمرو برابر با 2/62، شرایط آلودگی "متوسط" خاک را نمایندگی می‌کند. به‌علاوه، مقادیر میانگین شاخص‌های مخاطره سلامت و ریسک سـرطان‌زایی کل عناصر برای هر دو گروه سنی کودک و بزرگسال به‌ترتیب نشان‌دهنده عدم بروز ریسک غیرسرطان‌زایی قابل‌‌توجه و سطوح ریسک سرطان‌زایی متوسط بودند.
نتیجه گیری: از آنجا که مشخص شد فعالیت‌های صنعتی و ترافیک نقش مهمی در آلودگی خاک شهر همدان دارند؛ لذا، پایش دوره‌ای خاک، کاهش انتشار عناصر از منابع صنعتی و بهبود سیاست‌های مدیریت حمل‌و‌نقل به‌منظور حفظ سلامت زیست‌بوم شهری و شهروندان توصیه می‌شود.

 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb