6 نتیجه برای کوچ
محمد ملکوتیان، لاله راننده کلانکش،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: موادهیومیک در آب شرب با کلرین واکنش داده و تشکیل ترکیبات سرطان زا می نمایند. از میان روش های مختلف برای جداسازی اسیدهیومیک از آب های سطحی، فرایند جذب در زمره روش های است که به علت اقتصادی و ساده بودن توجهات زیادی را بخود جلب کرده است.این تحقیق با هدف بررس کارائی نانوذرات سیلیکون در جذب اسیدهیومیک موجود در آب انجام گرفت. روش بررسی: مطالعه تجربی است که بر روی نمونه سنتتیک و سپس بر روی نمونه واقعی آب خام تصفیه خانه زرینه رود تبریز انجام گرفت. نمونه برداری بروش نمونه برداری لحظه ای انجام گرفت .پس از تعیین کیفیت شیمیایی و میانگین اسیدهیومیک نمونه خام، اثر pH، مقدار جاذب و زمان های مختلف بر روی حذف اسیدهیومیک مورد بررسی قرار گرفت. شرایط بهینه هریک از پارامتر تعیین گردید. بمنظور درک بهتر فرایند جذب، ایزوترم ها و سینتیک جذب بررسی شد. غلظت اسید هیومیک و TOC بترتیب با استفاده از اسپکتروفتومتر Schimadzu/UV-1800,made (in japan) در طول موج 254 nm و دستگاه TOC متر SHIMADZU مدل TOC-VCSH اندازه گیری شد. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار spss و آماره رگرسیون استفاده شد. یافته ها: بیشترین درصد حذف اسید هیومیک در pH=4، و زمان ماند 10 min و کاربرد مقدارجاذب 0/25 g/L برای محلول های سنتتیک و واقعی به ترتیب با راندمان 88/4 % و 81/8 % بدست آمد. نتایج نشان داد، جذب اسیدهیومیک از ایزوترم فروندلیچ وسرعت آن از سینتیک درجه دوم بترتیب با ضریب همبستگی 0/8172 و 0/9936 پیروی می کند. نتیجه گیری: گرچه میزان حذف در محلول های واقعی با محلول های سنتتیک بعلت تداخل عوامل مداخله گر در آب های طبیعی کمتر بود ولی در مجموع با توجه به درصد بالای حذف اسیدهیومیک در شرایط بهینه می توان روش مذکور را بعنوان یکی از روش های کارآمد برای حذف اسیدهیومیک مطرح نمود.
اکبر شهبازی، مریم فلک زاده، فرامرز شاهین، شهلا فرهزاد بروجنی، اسکندر محرابی،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: حوادث به عنوان دومین علت معلولیت ها و یکی از مشکلاتی است که می توانند سبب اختلالات جسمی و روحی - روانی و در موارد شدیدتر منجر به مرگ گردد پس ابتدا باید خطرات را شناسایی نمود تا بتوانیم بر اساس آن راه مقابله و حذف خطر را پیشنهاد کنیم بنابراین این طرح به منظور بررسی فراوانی و نوع حوادث در بین قوم عشایر انجام شد. روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی است که در نیمسال اول سال در استان چهارمحال بختیاری بر روی 534 نفر عشایر صورت گرفته است. برای جمعآوری دادهها از شیوه مصاحبه استفاده شد که بر اساس چک لیستی که از پیش تعیین شده بود داده ها جمع آوری شد و در نهایت دادهها توسط آمار توصیفی و با استفاده از نرم افزار 19 SPSS v. مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: براساس نتایج حاصل از این پژوهش، از 534 فرد عشایر، 144 نفر مونث (26/97%) و 390 نفر مذکر (73/03%) بود و میانگین سنی آنها به ترتیب 24/1226/32 محاسبه شد؛ این افراد در محل زندگی یا هنگام کوچ معمولا دچار 18 نوع حوادث می شوند که بیشترین فراوانی را آسیبهای ناشی از فرو رفتن خار و خورده سنگهای برنده در اندامها هنگام فعالیت (46/62%) و کمترین فراوانی را آسیبهای ناشی از وقوع صاعقه (0/19%)و برق گرفتگی به وسیله دکلهای برق (0/19%) داشته است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که بین جنس، فصلهای سال، محل ییلاق و میزان حوادث رابطه معنیداری وجود داشت (0/002≥ P) اما رابطه معنیداری بین ایل و طایفههای مختلف این مطالعه و میزان حوادث وجود نداشت. نتیجهگیری: حوادث همانند بسیاری از بیماریها قابل پیشگیری است و این خود مستلزم توسعه آگاهی عشایر نسبت به رعایت اصول ایمنی در هنگام کوچ و اسکان آنها است پس به نظر می رسد که برای حفظ جامعه عشایری و کاهش آسیبهای ناشی از این حوادث باید برنامه ریزی هر چه بهتر توسط مراکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی کشور در پاسخگویی علمی به این حوادث صورت گیرد.
نوشین راستکاری، فائزه ایزدپناه، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزن یکی از آلایندههای اصلی در آلودگی هوا بوده که گستردهترین ترکیب شیمیایی است که هم در فرایندهای طبیعی و هم در فرایندهای انسانی کاربرد دارد. مواجهه بنزن موجب خطرناکترین عوارض نامطلوب بهداشتی زیادی بخصوص سرطان خون میگردد. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان مواجهه کارگران پمپ بنزین با بنزن از طریق اندازهگیری بنزن هوای تنفسی و شاخص زیستی ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار است. مواد و روشها: این مطالعه از نوع مطالعات مقطعی بوده که در تابستان سال 93 انجام شد. 40 پرسنل شاغل در پمپ بنزینها (گروه مواجهه یافته با بنزن) و 40 نفر از افراد عادی جامعه به عنوان گروه کنترل (گروه مواجهه نیافته با بنزن) در این مطالعه شرکت نمودند. نمونههای ادرار قبل و بعد از شیفت کاری جمعآوری گردید. به منظور تعیین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در نمونههای ادرار از تکنیک کروماتوگرافی مایع (HPLC) مجهز به ردیاب diode array استفاده گردید. در انتهای شیفت کاری بنزن جذب شده بر روی کارتریج توسط کربن دی سولفید استخراج و توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به دتکتور جرمی تعیین مقدار گردید. یافتهها: میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه کارگران پمپ بنزین برابر با ppm 1/93±5/90 بود که به صورت معناداری از میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه مواجهه نیافته (ppm 0/744±1/15) بالاتر است. میانگین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار کارگران پمپ بنزین µg/L 19/47±64/75 بدست آمد که به صورت معناداری با غلظت ادراری این ترکیب در افراد مواجهه نیافته µg/L) 13/67±47/10) متفاوت بود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که همبستگی مناسبی (0/581=r) میان غلظت ادراری ترانس، ترانس- موکونیک اسید و غلظت بنزن هوای تنفسی وجود دارد. افراد شاغل در پمپ های بنزین در معرض مواجهه با غلظتهای بالای بنزن بوده و در این گروه از افراد، تماس از طریق استنشاق اصلی ترین مسیر مواجهه است.
محدثه بنار، علیرضا مصداقی نیا، کاظم ندافی، محمدصادق حسنوند،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: رادن یک گاز رادیواکتیو، بیبو است. گاز رادن با انتشار پرتو آلفا و چسبیدن به ذرات گرد و غبار موجود در هوا میتواند باعث ایجاد سرطان ریه شود. این مطالعه به اندازه گیری غلظت رادن در هوای داخل منازل مسکونی و اماکن عمومی شهر فیروزکوه و مقایسه مقادیر موجود با رهنمودها و استانداردهای توصیه شده بین المللی پرداخته است.
روش بررسی: جهت اندازه گیری غلظت گاز رادن از روش اندازه گیری غیرفعال و دتکتورهای CR-39 استفاده گردید. دتکتورها به مدت سه ماه در داخل منازل و اماکن عمومی سطح شهر جایگذاری گردیدند. بعد از طی این مدت، دتکتورها جمع آوری شدند و در آزمایشگاه، در محلول سود N 6/25 در دمای °C 85 به مدت h 4 قرار داده شدند و پس از آماده سازی با استفاده از دستگاه اسکن اتوماتیک و روشهای آماری مناسب، غلظت گاز رادن تعیین شد.
یافتهها: نتایج مطالعه بیانگر این است که میانگین غلظت گاز رادن در منازل مسکونی و اماکن عمومی به ترتیب 137/74 و Bq/m3 110/17 بوده است. مقایسه نتایج حاصل با رهنمود سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد که 76/3 درصد از منازل و 66/7 درصد از اماکن دارای غلظت بیش از مقدار رهنمودی (Bq/m3100) بودهاند.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه میتواند برای تهیه نقشه ملی گاز رادن در سطح کشور مورد استفاده قرار گیرد.
حسین کمانی، محمدصادق حسنوند، عبدالعلی خمری، صادق حقیقت،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا یکی از مهمترین عوامل خطر محیطی است که مواجهه با آن میتواند سبب اثرات حاد و مزمن متعددی بر سلامت انسان شود. بسیاری از مناطق کشور ایران، بخصوص استانهای غربی، جنوبی و جنوب شرقی کشور سال هاست که با پدیده گردوغبار درگیر هستند. بررسیهای مربوط به فراوانی روزهای گرد و غباری کشور نشان میدهد که چالههای مرکزی ایران و شهرهای زابل و زاهدان بیشترین روزهای گرد و غباری را دارند. تحقیق حاضر جهت تعیین غلظت ذرات معلق با قطر آئرودینامیکی µm 2/5 و کمتر (PM2.5) براساس فصول و ماههای مختلف سال در شهر زاهدان است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی و مقطعی بود که طی تیرماه 1397 الی تیرماه 1398 در شهر زاهدان انجام شد. نمونه ها هر 6 روز 1 بار در طول یک دوره 24 ساعته و همچنین در روزهای گرد و غباری، با استفاده از دستگاه نمونه بردار هوا مدل Air Sampler PQ200/BGI جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج بهدست آمده نشان میدهد که میانگین غلظت PM2.5 در شهر زاهدان در طول مدت زمان این مطالعه معادل µg/m3 36/86 بوده است. همچنین مقدار حداکثر و حداقل غلظت روزانه PM2.5 در طول مدت نمونه برداری بهترتیب 130/8 و µg/m3 4/75 اندازه گیری شد.
نتیجهگیری: میانگین غلظت های PM2.5 در 3 ماهه فصل تابستان، در حدود 88 درصد موارد بالاتر از حدود رهنمود 24 ساعته سازمان جهانی بهداشت (µg/m3 25) بود که این امر بیانگر این است که ذرات معلق هوا بهعنوان یک تهدیدکننده جدی سلامت برای افراد ساکن آن مناطق است و ضرورت اجرای اقداماتی جهت کاهش این عامل خطر به وضوح نمایان است.
زهرا خدارحمی، محسن حیدری، غلامرضا موسوی، سکینه شکوهیان،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون تعداد ذرات گرد و غباری که ممکن است روزانه در ساختمان های مسکونی ترسیب یابد مورد توجه قرار نگرفته است، درحالیکه این نوع آلودگی ممکن است بر سلامت انسان اثر سوء داشته باشد و همچنین در توصیف کیفیت هوای داخل کاربرد داشته باشد. اهداف این مطالعه برآورد نرخ عددی ترسیب ذرات گرد و غبار در ساختمانهای مسکونی در تهران و تحلیل تغییرات در نرخ ترسیب در شرایط مختلف بودند.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 42 نمونه ترسیبی گرد و غبار از ساختمانهای مسکونی تهران در دو دوره در فصول بهار (گرم) و پاییز (سرد) جمعآوری شدند. برای نمونه برداری، ظروف پتری دیش در داخل ساختمانهای مسکونی (پذیرایی، اتاق خواب یا آشپزخانه) به مدت 45 روز قرار داده شد. ذرات ترسیب شده بر روی سطوح پتری دیشها مستقیماً و بدون هیچگونه تداخل با استفاده از یک استریومیکروسکوپ شمارش شدند. دادههای به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای Excel، Origin و SPSS آنالیز شدند.
یافتهها: میانگین نرخ ترسیب ذرات در کل دوره نمونه برداری برابر PN/m2/day 106×1/34 ± 106×9/23 بود. میانگین نرخ ترسیب در فصل گرم (PN/m2/day 107×1/10) بطور قابل توجهی بیشتر از فصل سرد (PN/m2/day 106×7/46) بود (0/001>p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که روزانه تعداد قابل توجهی از ذرات گرد و غبار در ساختمانهای مسکونی ترسیب مییابد. نرخ عددی بالای ترسیب همراه با تغییرات آن در شرایط مختلف بیانگر ضرورت توجه بیشتر به این شاخص آلودگی ذرات گرد و غبار در ساختمانهای مسکونی است.