سعید چنگیزی آشتیانی، محسن شمسی، کبری کبیری نیا،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
رازی را یکی از بنیانگذاران شیوهی نوین در آموزش علوم پزشکی میدانند. وی از جمله پیشگامانی است که استفاده از روش یادگیری بر اساس حل مشکل Problem-Based Learning) ) را در موقعیتهای بالینی بهکار برده است . امروزه اکثر دانشگاههای دنیا در پی یافتن روشهای آموزشی هستند که بتوانند موجب گسترش و ارتقاء ظرفیتهای تصمیمگیری بالینی و یادگیری مداوم و خودمحور دانشجویان گردند. در پژوهش حاضر نیز به بررسی نقش رازی در تکوین آموزش پزشکی نوین پرداخته شده است.
در این مقاله سعی شده است از طریق دسترسی به منابع معتبر در قالب یک مقالهی توصیفی نقش و تأثیرگذاری رازی در تکوین آموزش پزشکی نوین مورد بررسی قرار گیرد. برای این کار با استفاده از کلیدواژههای مناسب و جستوجوی الکترونیکی و دستی در منابع معتبر، اطلاعات گردآوری و به سؤال محوری پژوهش پاسخ داده شده است.
بر اساس نتایج مطالعات مرور شده آنچه از تألیفات و نظریات و روشهای تدریس رازی در علوم پزشکی یافت شده است با موازین پزشکی نوین همخوانی دارد و بسیاری از این اصول از جمله توجه رازی به استفاده از یادگیری بر اساس حل مسأله، گرفتن تاریخچهی خانوادگی از بیمار، توجه به تماسهای شغلی بیمار، انجام معاینهی سیستماتیک، توجه به گزارشات موردی بیماریها، توجه به طب اورژانس یا فوریتهای پزشکی، توجه به معیارهای اخلاقی در پزشکی، تلفیق علم و عمل در پزشکی و توجه به عوارض مصرف خود سرانهی داروها امروزه بهصورت کاربردی در آموزش پزشکی گنجانده شده است.
با توجه به در دسترس بودن منابع و نظریات ارزشمند رازی در علوم پزشکی میتوان این نظریات را بهکار بست و سیر تکوینی آموزش پزشکی نوین را ارتقاء بخشید.
فرشته آهنگری،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
پیشینهی هزاران سالهی آیین پزشکی در ایران با رجوع به متون زرتشتی مستند میگردد؛ هر چند اغلب بر این گمانند یونانیان و بالاخص بقراط، علم پزشکی را قانونمند نمودند، بایستهی آگاهی است که تمدنهای قدیمیتر از یونان چون بابل، آشور، کلده، مصر، و هند، پیشروان آیین و اخلاق پزشکی بودهاند و استوارتر از همهی اسناد تاریخی، قوانین مربوط به پزشکان نگاشته شده در سنگ نبشتهی حمورابی حاکی از تقدم دیگر تمدنها در نظم و نسق آیین پزشکی است. در ایران باستان، قوانین متقن پزشکی وجود داشته و علم پزشکی همگام با تمدن آن روزگاران، رشتههای مختلف و دستاوردهای متفاوتی داشته است که از طریق جنگها و رفت و آمدهای ایرانیان و یونانیان به تمدن یونان منتقل و به نام آنها شهره گردید. در مقالهی حاضر با مراجعه به اسناد و متون تاریخی، پیشینهی پزشکی در ایران و کیفیت آغاز تعامل پزشکان ایرانی و یونانی مورد تفحص قرار گرفته است.
کاظم خدادوست، سید فاضل حسینی، محمد علی محجل شجا،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
مهمترین بحران زندگی اجتماعی انسان در دوران مختلف تاریخ بشر، مسألهی اخلاق و نحوهی سلوک انسان در جامعه با همنوعان خود بوده است. هرچه زندگی انسان پیچیدهتر میشود، مسألهی اخلاق هم شکل پیچیدهتری به خود گرفته و تعریف اخلاقی روابط انسانها در جامعه مشکلتر و تشخیص مصادیق اخلاقی از غیراخلاقی دشوارتر میگردد. در جامعهی پزشکی بحث اخلاق بهدلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژهای برخوردار است و حتی مباحث اخلاق پزشکی با عنوان medical ethics مباحث علمی بسیار جدی و گستردهای را به خود اختصاص داده است. علت تأکید بر اهمیت اخلاق پزشکی اساساً به این خاطر است که مسائل آن فراتر از اخلاق عمومی است. درعرصهی پزشکی این حکم صادق است که اساساً حرکت طب بر محور اخلاق بوده و پایههای آن بر مبانی اخلاقی استوار است. لذا در این مقــاله سعی میشود دیدگاه مربوط به موضوع اخلاق پزشکی در ایران باستان و دورهی اسلامی، نقش و اهمیت آن در جهت برخورد انسانی، شرافتمندانه و احترامآمیز مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت و نقش اساسی علم اخلاق در حرفهی پزشکی، باید اذعان داشت که در گذشته، شناخت و معرفت نسبت به حقایق در میان حکیمان محکمتر و افزون بر داشتن درجات بالای علمی، از منزلتی روحانی نیز بهرهمند بودند. به همین نسبت نیز التزام آنان به اخلاق و معنویات کاملتر بوده و در حفظ ارزشهای اخلاقی بسیار میکوشیدند و همانند پیشوایان دینی، الگویی شایسته بوده و مردم را به نیکی و نجابت، راهنمایی میکردند. افعال اخلاقی، اساسیترین راه وصول به این مقصد هستند و رعایت معیارهای اخلاقی در پزشکی بسان خلعتی خواهد بود که پوشیدن آن زیبندهی قامت همگی اطباست.
فاطمه کراچیان ثانی، عباسعلی سلطانی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
در یکی از قدیمیترین قوانین - قانون حمورابی- که در حوزهی پزشکی وجود دارد در مورد وظایف و مسؤولیتهای پزشک سخن رانده، و در برابر سهل انگاریهای وی مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته است. البته در کتب دینی بر طبق ضرورت به این مهم پرداخته شده است. در این میان اوستا به پزشک و وظایفی که بر عهده دارد توجه خاص داشته بهگونهای که یکی از منابع الهام قوانین پزشکی آن زمان بوده است. در آنجا بیان شده که طبیب از طبقهی روحانی انتخاب میگشته، و جراح باید سه مرتبه بر روی غیرزرتشتی مؤمن به اهورا مزدا عمل نماید، اگر این سه عمل توفیق نیافت دیگر حق جراحی و درمان ندارد. اما اگر کامیاب گردید میتواند بدون ترس بر روی پیروان اهورامزدا عمل جراحی نماید. در این مقاله برآن هستیم تا با واکاوی متون کهن ایرانی، به بیان قوانین و مسائل اخلاقی که در آن زمان برای پزشک رایج بوده و حقوق و تکالیف وی بپردازیم.
لیلا نیکویی نژاد،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
همسانسازی بهویژه همسانسازی انسانی، جدیدترین فناوری عصر حاضر است که به «بحث قرن» معروف شده است. این تکنیک از زمان ظهور به علت مسائل اخلاقی آن دلمشغولیهای فراوانی را در سراسر دنیا برای صاحبان اندیشه ایجاد کرده است. صدمات فیزیکی حاصل از دستکاری تخمدان زنان، هسته و جنین، امکان آسیبهای روحی و روانی، بیماریهای ناعلاج و پیری زودرس، نگرانیهای موجود در این رابطه است که ضرورت تحقیق و پژوهش را ایجاب میکند. برای رسیدن به مبنای دقیق فلسفی جهت رفع نگرانیهای موجود و پایان دادن به نزاع مابین دانشمندان علوم طبیعی و علوم انسانی در مورد این فناوری، لازم است که با نگاه عمیق و فلسفی انسان را مورد پژوهش و تحقیق بیشتری قرار داد.
در نگارش حاضر با عنوان «فناوری همسانسازی انسانی با نگاه به مبانی انسانشناختی کانت»، ابتدا آرا و اندیشههای فلسفی کانت دربارهی انسان مورد بررسی قرار گرفته است، به تحلیل آرا و اندیشههای انسان-شناختی او پرداختیم، سپس با توجه به اینکه در اندیشهی کانت انسان از عقل، اختیار و خودقانونمندی برخوردار است همچنین از جایگاه والای کرامت انسانی و غایت فینفسه نیز برخوردار میشود، بنابراین نتیجه گرفتیم که فناوری همسانسازی انسانی با مبانی انسانشناختی کانت تعارض پیدا میکند و همینطور براساس انسانشناختی کانت فناوری همسانسازی انسانی اعم از درمانی و تولیدمثلی را باید ممنوع اعلام کرد.
حسین جباری بیرامی، فریبا بخشیان، غلامرضا باطنی، محمد علی محجل شجاع، فریدون عباس نژاد، مجید خلیلی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
در عصر تسلط خرافات و تعصبات بر علم پزشکی (قرون وسطی) و شیوع همهگیریهای وحشتناک طاعون، آبله، سل و جذام در اروپا و رکود در علم طب، خردمندانی چون رازی و ابن سینا دوران طلایی تاریخ پزشکی را رقم زدند. اما حملات ویرانگر مغول به ایران بسیاری از نظامهای اجتماعی را نابود کرد و در حوزهی طب نیز جادوگری و خرافهپرستی را گسترش داد. در آن زمان، خواجه رشیدالدین همدانی، وزیر ایلخانی، تلاش بسیاری کرد تا از انحطاط طب ایرانی - اسلامی جلوگیری نماید. الگوی مدیریت سلامت وی در بیمارستان رشیدی با تئوریهای این زمان برابری میکند و برای مدیران حوزهی سلامت آموزههای مهمی دارد.
این مطالعه با هدف معرفی موفقیتهای فوق برای استفاده در نظام سلامت کشور انجام شده است. این مطالعهی «تحلیلی - اسنادی» مستندات تاریخی تجربهی موفق مدیریت سلامت در بیمارستان رشیدی را در چارچوب نگرش مدیریت نظاممند تجزیه و تحلیل مینماید. مستندات اجرا شدهی بیمارستان رشیدی در کارکردهای نظام سلامت (تولیت، تولید منابع، ارائهی خدمات و تأمین مالی) همراه با نوآوریهایی چون کار تیمی، تمام وقت بودن پزشکان، مطلوبیت نظام مالی، اقتصاد سلامت، تأمین مالی پایدار، بیمهی همگانی، مراقبت در منزل و جداسازی بیماران عفونی، همه با اصول و ارزشهای حاکم بر ارائهی خدمات و استراتژیهای جاری اصلاحات نظام سلامت هم راستا بوده است و تا حدود زیادی با مستندات سازمانهای جهانی و صاحبنظران اصلاحات در سه دههی اخیر همخوانی دارد.
تجربهی مدیریت بیمارستان رشیدی که با ارزشهای دینی و فرهنگی و یافتههای علمی روز مطابقت دارد میتواند بهعنوان الگوی عملی مورد استفادهی مدیران سطوح عالی نظام سلامت کشور قرار گیرد.
محدثه معینی فر،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
مقالهی حاضر، بهطور موردی، بهدنبال بررسی دیدگاههای دو آیین دین مسیحیت یعنی ارتدوکس و پروتستان دربارهی موضوع شبیهسازی و بررسی دلایل هر یک از این گروهها در ممنوعیت یا عدم ممنوعیت آن است. هر دو آیین، شبیهسازی اعم از مولد و درمانی، را ممنوع اعلام کرده و دلایلی نیز برای نظر خویش اقامه نمودهاند. تنها فرقهی لیبرال از آیین پروتستان است که شبیهسازی درمانی را جایز دانسته و در مورد شبیه-سازی مولد هم نظر صریح و بیپردهای را اعلام نکرده است. در یک جمعبندی کلی، باید اذعان نمود که هرچند نمیتوان با استناد به تمامی این دلایل شبیهسازی مولد را ممنوع دانست، اما شبیهسازی درمانی با استناد به همان دلیل حفاظت از حق حیات ممنوع است و اتخاذ چنین استراتژیای از دیدگاه این دو آیین، نشاندهندهی انسجام درونی در آموزههای دین مسیحیت نسبت به هر دو نوع شبیهسازی است، زیرا هر دو گونه را ممنوع شمرده است.
شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
اساساً وقتی سخن از ارزش و جایگاه اخلاقی میشود، فرض بر این است که انسان عضو بیرقیب جامعهی اخلاقی (moral community) محسوب شده و به تبع آن، بهرهمند از پارهای امتیازات و در عین حال ملزم به رعایت و انجام برخی امور نسبت به خود و هم نوع خود.
از جمله مسایلی که بهویژه از سه دههی گذشته تا کنون در عرصهی اخلاق بحث برانگیز بوده، این است که مرز و بوم جامعهی اخلاقی در حال گسترش است. اگر زمانی نظرغالب این بود که انسان، تنها عضو مطلق این نهاد است، امروزه رشتههای جدید اخلاق همچون اخلاق حیوانات، سعی در رد این سنت دیر پا داشته و دیگر انسان و موضوعات مرتبط به او به تنهایی مطرح نبوده و حیوانات نیز بهعنوان عضو جامعهی اخلاقی حضور دارند.
روش مطالعه بهصورت تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانهای) بوده است و سعی شده تا با مطالعهی مقالات فلسفی گوناگون در زمینهی اخلاق حیوانات و بررسی کدهای رفتاری مختص اخلاق حیوانات، بتوان آشکار نمود که جایگاه حیوانات در عرصهی اخلاق در کجا قرار داشته و بر اساس چه ملاکی میتوان آنها را مشمول ملاحظات اخلاقی بهحساب آورد.
از آنجا که حیوانات ذی ادراک شناخته شدهاند و قابلیت درک تجارب مثبت و منفی را دارند، امروزه بهعنوان ساکنان سرزمین اخلاق به رسمیت شناخته شدهاند و انسان نسبت به کیفیت و دامنهی رفتار خویش در برابر آنان مسؤول است.
مسعود کثیری،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
مسعود کثیری، آرزو بیرامی،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
کتاب «درسنامهی متون پارسی طب سنتی ایران» نام مجموعهای است که در سال 1390، در قالب طرحی پژوهشی و با همکاری حدود سی نفر از دستیاران رشتهی طب سنتی، زیر نظر دکتر محسن ناصری، جهت استفادهی درسی دانشجویان این رشته، تدوین شده است. بررسی محتوای کتاب نشانگر این موضوع است که اثر حاضر نتوانسته است در مجموع به اهداف و انتظارات موجود در مقدمهی کتاب پاسخ دهد و از این لحاظ دارای نواقصی اساسی است که امیدواریم در چاپ های آینده مرتفع شود.
این پژوهش تلاش کرده است تا در قالب یک نقد علمی و از منظر طب سنتی، به بررسی و نقد کتاب، در دو بخش عناصر بیرون از متن شامل نقد نویسنده و انتشارات و عناصر درون متن شامل نقد محتوای کتاب از جمله عنوان، پیشگفتار، فهرست و متن بپردازد. همچنین، در بخش پایانی سعی بر این بوده است تا از دریچهی تاریخ پزشکی به بررسی برخی لغزشهای تاریخی کتاب پرداخته شود.
محمد خواجه دلویی، زهرا موفقی، مهدیه پوریزدان پناه،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
آموزش اخلاق پزشکی در حقیقت ایجاد فرهنگ رفتاری، باورها و هویت حرفهای میباشد و یکی از محورهای اساسیآموزش پزشکی است. مطالعهی حاضر اثربخشی کوریکولوم اخلاق پزشکی و بهترین شیوهی اجرا را از دیدگاه کارورزان مورد بررسی قرار داده است. این مطالعه توصیفی - مقطعی در تیرماه سال 1391 انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای 10 سؤالی بود که در گروه اخلاق دانشکدهی پزشکی مشهد تدوین شد. روایی ابزار به روش محتوا و پایایی آن به روش همبستگی درونی (72/0=α) تأیید شد و با مراجعهی حضوری به بخشهای بالینی در اختیار کلیهی کارورزان قرار گرفت. اطلاعات بهوسیلهی نرم افزار SPSS تجزیه و با استفاده از آمار توصیفی و شاخص مرکزی نما گزارش شد. 71 کارورز (60 درصد) به پرسشنامه پاسخ دادند که 54 درصد آنها خانم، 55 درصد کارورز سال دوم بودند. نمای دادهها در خصوص میزان تحقق پیامدهای قابل انتظار از درس اخلاق پزشکی یعنی میزان دستیابی کارورزان به اهداف، میزان تناسب درس با نیازهای بالینی و تخمین کلی از مفید بودن درس در طبقهی کم و در پاسخ به چالشزایی موقعیتهای اخلاقی بالینی در طبقهی زیاد قرار گرفت. در پاسخ به مناسبترین روش انتقال دانش، نگرش و مهارتهای اخلاق پزشکی، بحث گروهی (38 درصد) برای آموزش مقدمات اخلاق پزشکی و بحث در مورد Case و ارائهی راهحل در مرحلهی کارآموزی (70 درصد)، نما را تشکیل داد. مناسبترین روش ارزشیابی دانشجو آزمون کتبی با ارائهی Case، و ارزشیابی عملکرد در بخش معرفی شد. مطالعهی حاضر اثربخشی درس اخلاق پزشکی را کم و تقاضای کارورزان را برای ارائهی کاربردی این درس نشان داد. بهنظر میرسد که ارائهی این درس نیازمند تغییرات بنیادین است.
علی اکبر جعفری، فاطمه علیان امینآبادی، زهرا حسین هاشمی دهقی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
علی افضل قاطع قزوینی از پزشکان حاذق و دانشمند دورهی صفویه است که در بررسی تاریخ پزشکی آن دوره، کمترین توجه به شخصیت و فعالیتهای پزشکی او شده است. در مجموعه آثار قزوینی، سه اثر علمی در حوزهی طبی وجود دارد که میتواند در بررسی تاریخ پزشکی صفویه مورد توجه قرار گیرد.بر این اساس، مقالهی حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی ضمن بررسی زندگی علی افضل قزوینی، رسالهی فواید الافضلیه را معرفی میکند. این رساله، دائرهالمعارفی است حاوی مطالب متنوع و لازم برای پزشکان دوره صفوی که آنها را از مراجعه به دیگر منابع بینیاز می کرده است. بر این اساس، مهمترین سؤال پژوهش این است که: رسالهی طبی فواید الافضلیه دارای چه مشخصات و ویژگیهایی است که آن را بهعنوان اثری مهم در پزشکی دورهی صفویه قرار میدهد؟ بررسی زندگی علی افضل قزوینی و واکاوی محتوای رسالهی فواید الافضلیه نشان میدهد این رساله، حجیمترین رسالهی پزشکی عصر صفوی است که حاوی اطلاعات ضروری مورد نیاز پزشکان بوده است. لذا برای بررسی پزشکی دورهی صفویه توجه به رسالهی طبی فواید الافضلیه بسیار ضروری است.
سمانه السادات ملک ثابت، حمید کاویانی پویا، محمدحسن نجفی، اعظم سیامک دستجردی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
امروزه، رایحهدرمانی بهعنوان یکی از روشهای طب مکمل بسیار پرکاربرد است. مطالعهی تاریخ پزشکی نشان از سابقهی تاریخی این روش درمانی در تمدنهای باستانی از جمله تمدن باستانی ایران بهعنوان یکی از قدیمیترین روشهای ضدعفونی و درمانی دارد.
در این مقالهی مروری سعی شد با مطالعهی متون مذهبی و آثار مکتوب باقیمانده از ایران باستان که بیشتر به زبان پهلوی هستند و در تاریخ ایران شواهدی مبنی بر استفاده از این روش درمانی ارائه شدهاست، به این پرسش که رایحهدرمانی چه جایگاهی در پزشکی ایران باستان دارد پاسخ داده شود.
طبق باورهای ایرانیان، بیماری فراوردهای اهریمنی بود و اهریمن و دیوان گناک مینو در ایجاد بیماری عامل اصلی بهشمار میرفتند که یکی از ویژگیهای این موجودات پلید، بوی بد و پلشتی آنها بود. بر این اساس، ایرانیان نیز با توسل به گیاهان و رعایت برخی اصول بهداشتی سعی در زدودن بیماریها داشتند. آنها بهدلیل اینکه عوامل انتقال بیماری را پلشتیها و بوی بد و هوای نامطبوع میدانستند، با توجه به آموزهای دینی که نیروهای اهورایی را خوشبوی میپنداشت، در همگامی با نیروهای اهورایی از رایحهی خوش استفاده کرده و از مواد و گیاهان و چوبهای خوشبو به گونههای مختلف برای از بین بردن عوامل بیماری (در پیشگیری) و درمان برخی بیماریهای جسمی و روانی بهره میبردند.
مسعود کثیری،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
نزدیک به پنج قرن حکومت اشکانیان بر ایران، دورهای طولانی از تاریخ را در برمیگیرد که از جنبههای مختلف مورد بحث و مناقشهی مورخین است. شاید به سختی بتوان دورهایی را در تاریخ ایران بهلحاظ قلّت منابع و کمی آثار فرهنگی، معادل دوران اشکانیان دانست. از طرفی، 500 سال حکومت نسبتاً آرام بر این پهنهی وسیع، مستلزم وجود نوعی تمدن پیشرفته و استقرار زیرساختهای اساسی تمدنی است که از جملهی آنان دارا بودن سطح بالای بهداشت و درمان است. تنوع اقوام مختلف در ایران و وجود راههای بازرگانی فراوان بههمراه سطح بالای مبادلات تجاری بین شرق و غرب، خود دلیل دیگری بر وجود نوعی فرهنگ پویا در این امپراطوری است.
در خصوص شیوههای بهداشت و درمان ایران آن زمان، اطلاعات و اظهارنظرهای مورخین بسیار محدود و ناچیز است. یکی از دلایل این ضعف اطلاعاتی، عدم استفاده از روشهای جدید تاریخنگاری برای پرکردن شکافهای ناشی از عدم وجود اسناد و مدارک تاریخی است. این نوشتار با استفاده از روش استدلال و منطق تاریخی، بهدنبال این است تا با تحلیل وضعیت سیاسی و فرهنگی حاکم بر دنیای آن روز، بهدنبال فهمیدن نوع نگرش و عملکرد جامعهی اشکانی نسبت به مقولهی بهداشت و درمان و همچنین، یافتن دلایل عدموجود مظاهر آن در گفتههای مورخین و پژوهشهای علمی باشد.
مریم ثقفی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
جغرافیا و نجوم از جمله کهنترین و متداولترین علوم سنتی بهشمار میآیند که از قدیمترین دوران تا روزگار معاصر تداوم یافته و پیوستگی آنها با دانش طب همواره مورد توجه بوده است. این پیوستگی در نجوم، مشتمل بر تقویمهای نجومی و پیشبینی زمان سعد و نحس برای درمان بیماریها و در بستر جغرافیایی، شامل ارتباط سلامت و بیماری انسان با عوامل محیطی بوده است که در گذر زمان رو به تکامل نهاد و به صورت شاخه جغرافیای پزشکی نمود یافت.
در جستار حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهکارگیری متون تاریخی و تقویمهای نجومی، نقش عبدالغفار نجمالملک، منجمباشی دربار ناصری و معلم جغرافیا و نجوم مدرن دارالفنون در تحول علوم مذکور مورد ارزیابی قرار میگیرد. مقاله حاضر ضمن پاسخگفتن به این مساله، میکوشد تا علل توفیق نجمالملک در تحول دانش جغرافیا و عدم موفقیت وی در دگرگونسازی تقویمهای سنتی عهد قاجار را بررسی کند.
حمید حاجیان پور، زینب کریمی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زن بهعنوان شخصیتی که مظهر محبت است و در ذات خویش مراقبت را بهصورت فطری دارا است، در جنگهای عصر پیامبر (ص) زن وارد یکی از سختترین و شاید بتوان گفت مردانهترین عرصههای اجتماع، یعنی میادین نبرد، شد. حضور زنان در جنگهای عصر پیامبر (ص) با اجازهی حضرت پیامبر (ص) بود و بدینصورت که ایشان گروههایی از زنان را در جنگها برای مراقبتهای پزشکی و امدادی با خویش همراه میکردند. اهمیت مسأله در شناخت هر چه بیشتر نقش بانوان مسلمان در زمینههای اجتماعی مانند میدانهای جنگ است. پژوهش حاضر درصدد دستیابی به این اهداف است: نقش و عملکرد پزشکی و درمانی زنان در جنگهای عصر پیامبر (ص)، و تشریح فعالیتهای درمانی زنان در جنگهای حضرت محمد (ص) و معرفی زنان فعال این حوزه.
مطالعهی حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی از طریق گردآوری فیشهای تحقیقاتی از منابع کتابخانهای انجام شده است. در زمینهی یافتههای این تحقیق میتوان گفت: زنان در جنگهای صدر اسلام حضور چشمگیر داشتهاند. این امر با اجازهی رسولالله (ص) بوده است و شواهد و قراین آن در تاریخ موجود است. حضور زنان به سبب کمبود نیروی مردانه برای نبرد نبوده است، بلکه به جهت قابلیتهای آنان درانجام امور پزشکی و درمانی بوده است و در این زمینه نیز عملکردی موفق داشتهاند.
زهرا کرمی، مسعود کثیری،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
یکی از معضلات اصلی که تا اوائل قرن بیستم، جامعهی ایران را تهدید میکرد و علیرغم گذشت قرنها از شروع تمدن ایرانی، باعث شد جمعیت کشور از حدود شش ملیون نفر تجاوز نکند، شیوع بیماریهای همهگیر و عفونی و مرگ و میر ناشی از آن بود. از دوران شروع حکومت قاجارها، پادشاهان و حاکمان به فکر کنترل بیماریهای همهگیر افتادند و تلاش نمودند با بهکارگیری روشهای مدرن، مانند انجام واکسیناسیون علیه برخی بیماریها نظیر آبله، جلوی مرگ و میر ناشی از بیماریها را بگیرند.
در سال 1919 میلادی، شاهزاده فیروز میرزا نصرتالدوله، بهعنوان رئیس هیأت اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس، برگزیده شد. دکتر محمدخان معتمد، پزشک شخصی فرمانفرما، یکی از اعضای این هیأت بود و هنگامی که در پاریس بودند، فیروز میرزا را به دیدن مؤسسهی پاستور برد. نصرتالدوله تحت تأثیر فعالیتهای این مؤسسه قرار گرفت و مصمم به تأسیس مؤسسهی مشابهی در ایران شد.
نتایج این پژوهش که بر پایهی اسناد و شواهد کتبی برجای مانده از آن دوران انجام شده است، نشان میدهد که تأسیس این مؤسسه، آثار و تبعات فراوانی در ایران بر جای گذارد و در کنار سایر اقدامات صحی دولت، ضمن تغییر در الگوی سلامت عمومی و جغرافیای پزشکی بیماریهای واگیر در ایران، باعث کنترل بسیاری از بیماریها شد.
مسعود کثیری،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده
هجوم مغولان در سال 614 ق/1217م. به غرب و حضور پر رنگ آن ها در مسند حکومت ایران، آثار و پیامدهای فراوانی را به جای گذاشت که برخی از آن ها تا زمان حاضر هم قابل احصاء و پیگیری است. تأثیری که مغولان در ایجاد باورهای فرهنگی جدید در بین مردم ایران گذاشتند، از جمله تأثیری که در ایجاد روحیه ملی گرایی و رهایی از نفوذ معنوی خلافت بغداد، بر جای گذاشتند، غیر قابل انکار است. از طرفی ورود اقوام نیمه وحشی مغول به شهرهای ایران و سپس یکجانشینی آنان، آثاری را در عرصه فرهنگ عمومی مردم برجای گذاشت که از جمله تأثیر عقاید خرافی و باورهای عامیانه آنان بر طب و طبابت بود. این تأثیر تا به حدی بود که شالوده برخی از باورهای طب عامیانه امروز ما را هم در بر گرفته است.
نتایج پژوهش پیش رو که با بررسی برخی از اعتقادات طبی مغولان و مقایسه آن با طب عامیانه دوران قاجار به دست آمده است، نشان می دهد اگر چه طب سنتی ما به دلیل داشتن منابع مکتوب و برخورداری از ویژگی های یک مکتب توانست به حیات بی رمق خود ادامه دهد؛ اما طب عامیانه یا فلکلوریک ما که منبعث از سنت های شفاهی مردم عادی کوچه و بازار است، به شدت تحت تأثیر عقاید خرافی مغولان قرار گرفت و بعینه می توان رگه های تقدیرگرایی و پیچیده شدن در لفافه مذهب را که از جمله ویژگی های طب مغولان است، در آن مشاهده نمود.
حمید کاویانی پویا،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
مدارک باستانشناسی و اسناد مختلف تاریخی نشانگر آن است که چینیان آگاهی مسلمی از سرزمینهای فراسوی کوههای باختر و بهویژه ایران داشتهاند و برای ایرانزمین بهدلیل قرارگرفتن در یک موقعیت استراتژیک، بهعنوان پل ارتباطی چین و ملل غربی، جایگاه خاص و معتبری را قائل بودهاند. زیرا افزون بر کالاها و محصولاتی که از طریق ایران به شرق وارد میشد، برخی دستاوردهای علمی و حتی مفاهیم دینی از طریق قلمرو ایران و ایرانیان به چین منتقل میشد. بدینسان و با توجه به این نقش سوقالجیشی ایران باید اندیشید که ایرانیان چه سهمی در انتقال برخی ادیان ایرانی و انیرانی به چین برعهده داشتند؟ و مهمتر اینکه پیروان و آموزههای این ادیان در انتقال دستاوردهای طبی و تبادلات سنتهای پزشکی و دارویی ایرانیان به چین چه نقش و عملکردی را ایفا کردند؟ با بررسی منابع کتابخانهای و یافتههای باستانشناسی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی میتوان بدین نکته دست یافت که تبادلات گستردهی تجاری بین ایران و چین، موجب انتقال آموزههای دینی از ایران به شرق شده و در این بین ایرانیان بهعنوان دارندگان ادیان ایرانی (مزدیسنی و مانوی) و مبلغان برخی ادیان انیرانی (مسیحی و کلیمی)، هم زمینهساز رسوخ و شیوع ادیان مهمی در چین بودند و هم موجب انتقال دستاوردهای پزشکی، دارویی و باورهای بهداشتی به چین شدند و در اعتلای پزشکی چینی نقش مهمی داشتند.
سید مجتبی موسوی بزاز، جعفر شکری، صادق شکری،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
امروزه، مشکلات فراروی طب رایج در ایران موجب اقبال عمومی به طب سنتی ایرانی شده که اصطلاح طب اسلامی نیز به موازات آن مطرح شده است. گرچه موافقان، طب اسلامی را دارای مبانی و اصول، ایدئولوژی، علوم پایه و منابع محکمی میدانند، تصویر علمی و روشنی از آن ارائه نشده است و دستکم در آثار پژوهشی در دسترس، همچنان مبهم است. مطالعهی حاضر بهشکل مروری-توصیفی و کتابخانهای انجام شده است. پایگاههای آی اس آی، پاب مد، آی اس دی، گوگل اسکولار، مگیران و اس آی دی بهمنظور شناخت این مبانی، جستوجو شد. دو نفر جستوجوی مستقل انجام دادند و حاصل را در جلسهای مشترک تجزیه و تحلیل کردند. ارزیابی کیفی توسط متخصص پزشکی اجتماعی انجام شد. وابستگی نویسندگان به مراکز علمی مصوب از شاخصهای گزینش منابع جهت ورود به مطالعه بود. مبانی طب اسلامی با نگاهی به رابطهی علم و دین مرور شد. شش دیدگاه شامل تایید، رد، اولویت بخشی یا ترکیبی قابل بیان بود. برای این منظور، مضامین طبی در حوزهی آیات و روایات و طب رایج با نگاه به طبقهبندیهای رابطهی علم و دین تعریف شد. برای بیان مفاهیم علم دینی و طب اسلامی بهترتیب از نظرات علامه جوادی آملی و مهدی اصفهانی استفاده شده است که در حال حاضر از جایگاه و بنیاد استدلالی متینتری برخوردارند؛ ایشان ضمن اعتقاد به لزوم اتصال وحیانی، از رئالیسم انتقادی نیز بهره گرفتهاند و شرط تحقق علم اسلامی را هویت درونی اسلامی آن علم میدانند و معتقد به روایی دیگر لوازمات و پیامدهای آن هستند