باقر لاریجانی، مینا مبشر،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
آرزو ابن احمدی، نسترن حیدری،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
در طی 50 سال اخیر نقش ارتباطات در ارائهی خدمات سلامت بهطور جدی مورد بحث قرار گرفته است و کسب مهارتهای ارتباطی صحیح بین پزشک و بیمار نقش بهسزایی در ارائهی سلامت و احقاق حقوق اخلاقی و قانونی بیمار دارد. هدف اصلی این مقاله مروری بر مطالعات و شواهد موجود جهت تسهیل انتقال اخبار ناگوار است بهنوعی که بتوان در نهایت راهکاری مناسب در این راستا ارائه داد.
منابع برای این مطالعهی مروری از طریق جستوجو در سایتهای ScienceDirect, Ovid, Springer, Scopus, ProQuest,
Pub Med, Google scholar و بهکار بردن کلمات کلیدی «اخبار ناگوار»، «ارتباطات» و «راهکار» با محدود کردن به مقالات و دستورالعملهای انگلیسی چاپ شده از سال 1961 تهیه گردید.
تمام مقالات چاپ شده توصیفی و تحلیلی اعم از مشاهدهای و مداخلهای تجربی، نیمهتجربی و غیرتجربی که بهنحوی از انحاء با انتقال اخبار ناگوار در ارتباط بودند وارد مطالعه گردید؛ بدین صورت که آخرین و معتبرترین راهکارها و توصیهها بررسی، تقسیمبندی، جمعبندی و در نهایت بهترین توصیهها در تسهیل انتقال اخبار ناگوار ارائه گردید.
گرچه بسیاری از مقالات در عنوان خود اطلاعاتی در خصوص انتقال اخبار ناگوار داشته و بحثهای زیادی در انتقال این اخبار را ارائه دادهاند، اما سعی گردید موارد تکراری و مشترک در مدلهای مختلف را شناسایی و در نهایت توصیههای مشترک را بهعنوان راهکاری مناسب در تسهیل انتقال اخبار ناگوار ارائه دهیم. پیشنهاد میگردد که تحقیقات مداخلهای بیشتری در این راستا انجام پذیرد تا بهصورت مؤثرتری به بررسی مداخلات در رویکردهای تعاملی ارتباط پزشکان با بیماران در هنگام انتقال اخبار ناگوار بپردازد.
محمد جواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
از آنجا که سقط جنین یک مسألهی اخلاقی بسیار جدی است و عمدتاً، بحث راجع به آن شامل بحثهای سیاسی و حقوقی میشود، برآنیم تا پرسشهای جدیتر و بنیادیتری را که اکثراً پرسشهای اخلاقی هستند مورد بررسی قرار دهیم؛ چرا که به آنها توجه چندانی نشده است؛ سپس، با استفاده از نظریهی وظیفهگرایی و نقد نظریهی مقابل آن، یعنی غایتگرایی، پاسخی مناسب و معقول به این پرسشها بدهیم. با استفاده از تفاسیر وظیفه-گرایانه و غایتگرایانه، میتوان به راهحل مناسبی برای مسائل اخلاق پزشکی، از جمله مسألهی سقطجنین دست یافت. اما اینکه بر اساس کدامیک از این تفاسیر باید عمل نمود و از میان راهحلهای پیشنهادی وظیفهگرایی و غایتگرایی، کدامیک برای مسألهی سقط جنین مناسبتر و معقولتر می-نماید، چیزی است که بستگی به موقعیت و شرایط خاصی دارد که پزشک یا پزشکان در آن قرار گرفتهاند. اما بهنظر میرسد که از میان این تفاسیر و راهحلها، نظریهی اثر دوگانه که اساساً نظریهای وظیفهگرایانه است، راهحل مناسب و معقولی باشد.
علیرضا باقری، فریبا اصغری، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
به منظور تربیت افرادی که توانایی آموزش، نقد، بررسی و پژوهش در حوزهی اخلاق پزشکی و بهطور اعم اخلاق زیستی را داشته باشند دورههای کوتاه و بلند مدت متفاوتی در دانشگاههای سراسر دنیا ارائه گردیده است. بهطوری که هم اینک در بعضی از کشورها دورههای آموزش کوتاه مدت اخلاق پزشکی نظیر Master of Public Health (MPH) اخلاق پزشکی جایگاه ویژهای در پاسخ به نیاز تربیت نیروهای کارآمد در این زمینه یافته است. در ایران دورهی MPH همزمان با تأسیس دانشکدهی بهداشت در سال 1342 راهاندازی شد و تا کنون اصلاحات قابل توجهی در برنامهی درسی آن ایجاد شده است. هم اینک تعداد زیادی از پزشکان با گذراندن این دوره مشغول ارائهی خدمت در نظام سلامت میباشند. با توجه به اینکه این دوره میتواند بستر مناسبی برای تربیت نیروهای کارآمد در زمینهی اخلاق پزشکی باشد، دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1384 مصمم گردید تا در برنامهی کوتاه مدت خود در اقدامی زود بازده به برگزاری دورهی MPH اخلاق پزشکی اقدام نماید. در ارزیابی که از برگزاری 4 دوره MPH اخلاق پزشکی حاصل گردیده است میتوان ادعا نمود که این دوره توانسته است افرادی را در این حوزه جذب نموده و آموزش داده بهطوری که هم اکنون هر یک در حیطهی فعالیت خود پاسخگوی بخشی از نیازهای اخلاقی در حوزهی پزشکی و سلامت در کشور میباشند.
عبدالحسن کاظمی، علیرضا پور سلیمانی، علی فخاری، کاظم مداین،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
از نظر مبانی اخلاق پزشکی، مطلع شدن بیمار از شرایط بیماری خود جزو حقوق اولیهی بیماران محسوب میشود ولی تصمیمگیری در مورد بیان حقایق مربوط به وضعیت سلامتی و ناخوشی بیمار به خود وی یا اطرافیان ذیحق بیمار، عملاً با محدودیتهای متعددی روبهرو میشود. در این بررسی با استفاده از منابع تخصصی و مساعدت اساتید صاحبنظر اخلاق زیستی - پزشکی، پرسشی پایا و معتبر در ارتباط با مسائل حرفهای شایع در مورد حقیقتگویی و بیان حقایق بیماری به بیمار تنظیم گردید و نظرات 200 نفر از شاغلان پزشکی در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد این پرسش جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل نظرات جمعآوری شده نشان میدهد که برای بیان حقایق بیماری به بیمار در بیشتر زمینههایی که تصور ضرری برای بیمار یا مصالح عمومی وی وجود داشت، پزشکان مورد سؤال، برای بیمار «حق ندانستن» را بر «حق دانستن» اولی تشخیص میدادند و اجمالاً بر این نکته اذعان داشتند که خلأ آموزش رسمی در این زمینه در نظام آموزش پزشکی، احساس میشود.
مواجهه با مسائل تلخ مربوط به بیماری و نحوهی بیان این حقایق به بیمار و اطرافیانش نقش تعیینکنندهای در روابط پزشک و بیمار یا اساساً پزشک و جامعه ایفا میکند و با توجه بهنظرات پزشکان شاغل در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در این مورد، بهعنوان نمونهای از جامعهی پزشکی کشور، بررسی حاضر میتواند زمینهساز تحقیقات بیشتر در این زمینه و نگرش نوین به مسائل اخلاق پزشکی در نظام آموزش پزشکی کشور باشد.
عطااله پور عباسی، میثم توکلی بینا،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
طی دهههای اخیر شاهد گسترش روزافزون رشتههای دانشگاهی مرتبط با موضوع اخلاق زیستی در دانشگاههای جهان و ایران بودهایم. تربیت متخصصان اخلاق، در حال حاضر، برای بسیاری از دانشگاهها و مراکز علمی پژوهشی یک اولویت اساسی محسوب میشود. با توجه به نیاز روزافزون به دانشآموختگان این حوزه، برخی دانشگاههای معتبر جهان اقدام به برپایی دورههای آموزش در سطوح کارشناسی ارشد بهصورت مجازی نمودهاند. جستوجوی برخی از این مراکز دانشگاهی و بررسی مشخصات کلی این دورهها طی این مطالعه صورت گرفته است.
چندین دانشگاه در کشور آمریکا، دانشگاه ملی استرالیا و دانشگاه منچستر انگلستان از جمله مراکزی هستند که بهعنوان ارائه کنندگان دورههای مجازی کارشناسی ارشد اخلاق زیستی در این مقاله مورد اشاره قرار گرفتهاند. در نهایت، یک برنامهی درسی پیشنهادی برای دورهی مجازی کارشناسی ارشد اخلاق زیستی در کشور ارائه میگردد.
باید اذعان نمود که آموزش مجازی، بهعنوان ابزار مناسبی جهت انتقال دانش و تجربه در عصر فناوری اطلاعات، در حوزهی اخلاق زیستی نیز همانند بسیاری دیگر از رشتههای دانشگاهی میتواند تحولآفرین باشد.
محمد رحمتی، علی اکبر فرحزادی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
مرگ مغزی از موضوعات مبتلابه در جامعهی ما میباشد و ممکن است با مفاهیم دیگری چون کما و بعضی موقعیتهای زیستی شبیه مرگ اشتباه شود. جهت بررسی وضعیت حقوقی فرد مبتلا به مرگ مغزی لازم است احراز کنیم که فرد مبتلا به مرگ مغزی مرده است یا زنده؟ و شرایط مرگ بیولوژیک بر وی صدق میکند یا خیر؟ یا به معنای دقیقتر احکام فقهی مترتب بر فرد میت بر وی هم جاری میشود یا خیر؟ سؤالاتی چند پیرامون موضوع مطرح است که بر اهمیت موضوع هم از نقطه نظر فقهی و هم حقوقی میافزاید و جواب به تمام این سؤالات باز میگردد به تعریفی که از مرگ مغزی داریم، و اینکه آیا مرگ مغزی را مصداق جداشدن روح از جسم میدانیم یا خیر؟
تحقیقات بسیاری پیرامون موضوع شده است، و حتی در حقوق بسیاری از کشورها و ادیان از جمله مسیحیت و یهود سالهاست مطرح و رفع ابهام شده است ولی در ایران هنوز فرد مبتلا به مرگ مغزی را زنده میپندارند, که جای دارد مانند بسیاری از کشورهای مترقی از لحاظ پزشکی (انگلیس، آلمان، فرانسه و آمریکا)، مرگ مغزی را مرگ قطعی و آن را در کشور قانونی نمایند. نگارنده سعی در بررسی موضوع از منظر فقه و حقوق و رفع ابهام از آن داشته است.
عبدالحسن کاظمی، مصطفی کاظمی، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، نجات فیض اللهی، صدیار عطالو، محمود مسعودی نیا،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
در متون دینی و در همهی فرهنگها، پایان زندگی با سختیهای ناشناخته و اضطراب توصیف شده است. مرگ مرحلهی انتقالی تجربه نشدهای است که انسان پیوندهای خود را با جهان مأنوس خود میگسلد و در عالمی اسرارآمیز گام میگذارد که در فرهنگ اسلامی برای گذر از این مرحله توصیههایی وجود دارد.
در حوزهی اخلاق پزشکی در مورد بیماران مشرف به موت و احساس درماندگی آنان مباحث عدیدهای وجود دارد و مراقبتهای پایان حیات، تسکین درد، مدیریت محیط و لحظات احتضار بیمار، مرگ در آرامش، تسکین آلام اطرافیان بیمار مشرف به موت و... در عرصهی اخلاق پزشکی نه تنها توصیه میگردد؛ بلکه حتی قسمتی از حقوق بیمار و وظایف کادر پزشکی است.
مفهوم مراقبتهای پایان حیات، افزایش کیفیت زندگی بیمار مشرف به موت است، ولی پروتکلهای کنترل و تسکین درد، برنامههای بالینی و کیفیت مراقبت استاندارد در همهی جوامع یکسان نیستند. اجرای این پروتکلها مفهوم توجه به تمامیت جسمانی و هویتی بیمار و جایگزینی فرهنگ بیمارمحوری بهجای فرهنگ بیماری محوری مرسوم را در خود دارد.
داغدیدگی اطرافیان بیمار پس از مرگ وی با سوگ و سوگواری در سه مرحلهی اجتناب، مواجهه و سازگاری ظاهر میشود. سوگواری نحوهی ابراز افکار و احساسات داغدیدگان است و مدیریت عالمانهی سوگ از بروز ناهنجاریها و احیاناً آسیبهای اجتماعی ناشی از فقدان بیمار فوت شده جلوگیری مینماید و هدف این نوشتار نیز بررسی بعضی از ابعاد این موضوع با رویکرد به اخلاق پزشکی است.
فاطمه طرف،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
مهندسی ژنتیک سلول های نطفه ای، نوعی روش درمان و بهسازی ژن در گستره دانش مهندسی ژنتیک است که با هدف اصلاحات قابل توارث در نسل های متوالی به انجام میرسد. مطابق با مبانی علمی، رویان یکی از اصلی ترین سوژه های پژوهشی و عملیاتی این مهندسی محسوب می شود. بنابراین، نتایج حاصل از پژوهش های علمی این مهندسی در صورتی که سوژهی انسانی را در دستورکار خود قرار داده باشند، ارتباط تنگاتنگی با مبانی فقهی و حقوقی مرتبط با رویان انسان پیدا خواهند نمود. مقاله حاضر کوششی است برای ارائهی تحلیلی نو در خصوص شأن رویان انسان و نوع روابط والدین با آن که بهطور خاص بر فناوری مهندسی ژنتیک سلولهای نطفهای انسان متمرکز شده است. در این راستا کوشش شده است تا با اتکا بر ایدهای که رویان را فاقد روح انسانی میداند به طرحریزی تحلیلی نوین در خصوص ماهیت آن نائل آییم؛ تحلیلی که در بادی امر با چالشها و سؤالاتی روبهرو خواهد شد که در ورطهی رویارویی با آنها جز به مدد پالایش و تدقیق موفق نخواهد بود. در چارچوب پژوهش حاضر جنین پیش از دمیدهشدن روح، جزئی از اموال مشترک والدین خود تلقی شده است. بنابراین، هستهی مرکزی این مقاله به طرح ایدهی مملوکیت و مالیت رویان پرداخته و در نهایت به ترسیم حدود و ثغور آن اقدام شده است. در تحلیل مورد نظر نگارنده، مالیت داشتن نشانهی ارزش و منفعت ذاتی چیزی (در اینجا رویان) است و هرگز مستلزم رابطهی مستقیم بین ارزش آن چیز با قابلیت داد و ستد در بازار نخواهد بود. به علاوه بازخوانی و توجه کافی به مفاد قاعدهی تسلیط در خصوص حدود مالکیت والدین بر رویان گامی اساسی در تنقیح و دفاع از این دیدگاه جدید است که در این پژوهش به آن اشاره شده است. بر این اساس، تسلط مالک بر اموال خود که در قاعدهی تسلیط بیان و تشریح میشود، محملی برای انواع تصرفات و مداخلات سلیقهای و بیحد و حصر مالک در اموال خود نخواهد بود.
منصوره مدنی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمانی که پزشک تشخیص دهد درمان بیمار نتیجهای در پی ندارد، موظف است که از درمان بیمار پرهیز کند ولی این کار با مشکلات جدی و پرتنشی همراه است. در مقالهی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه و بهمنظور تسهیل در امر تصمیمگیری اخلاقی درمانگران، تلاش شده است که ضمن تشریح اشکال بالینی متفاوت اقدامات درمانی بیهوده، ابعاد نظری و عملی این مسأله مورد بررسی قرار گیرد. یکی از این مشکلات، ابهامات موجود در تعریف بیهودگی است. مشکل بعدی تعیین ملاکهای عملی و قضاوت در انتساب عنوان بیهودگی به یک درمان خاص است. این ابهام تاحدودی ناشی از تفاوت دیدگاهها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزشهای پزشک و بیمار و اختلاف سلیقه دربارهی کسی است که در نهایت حق تصمیمگیری دارد؛ همچنین، ممکن است مرتبط با مسائل مالی و انگیزه های غیراخلاقی باشد. تزاحمات عملی، مانند تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار و مسألهی تقدس حیات، بهویژه در دیدگاههای مذهبی نیز بخش دیگری از این مشکلات را تشکیل میدهد. برای درمان بیهوده تعاریف متعددی ارائه شده است که هریک درصدد مشخص کردن مرزی بودهاند که بتوان در ورای آن درمان را بیهوده دانست، اما صرفنظر از اینکه چه تعریفی پذیرفته شود، بررسیها نشان میدهد که تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار است که اغلب ناشی از بیاعتمادی و مشکلات عاطفی است و برای حل آن نیاز به درایت پزشک و در موارد اندکی نیز دخالت قانون است. مشکل جدی دیگر که بیشتر در زمینهی مراقبتهای پایان حیات در دیدگاههای مذهبی پیش میآید و ارتباط نزدیکی با اتانازی غیرفعال دارد، ضرورت حفظ نفس است. در این مورد با اولویت دادن به موضوعات مهمتری چون محدودیت بودجهی سلامت، میتوان به قواعد عملی و راهگشا دست یافت.
احمد ایزدی، الهام ایمانی، زهرا خادمی، فریبا اسدی نوقابی ، نینا حاجیزاده، فاطمه نقیزاده،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
پرستاران در عمل با مسائل اخلاقی چالشبرانگیزی مواجه میشوند و این امر تصمیمگیری را برای آنها سخت میکند. هدف از این مطالعه تعیین میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیمگیریهای بالینی و همبستگی آن با رفتار مراقبتی آنها در بخشهای مراقبتهای ویژهی بیمارستانهای آموزشی - درمانی بندرعباس در سال 1391 است. این پژوهش مطالعهای توصیفی - تحلیلی است و همهی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبتهای ویژه نمونههای آن هستند. پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و زمینهای، پرسشنامهی استاندارد حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیمگیری و پرسشنامهی رفتار مراقبتی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شدند. اطلاعات با نرمافزار SPSS16 و آمار توصیفی و آزمونهای من ویتنی یو، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی پرستاران90/6 ± 15/70 با حداکثر امتیاز 96 و حداقل امتیاز 49 بود و 6/85 درصد حساسیت اخلاقی متوسط داشتند. میانگین نمرهی رفتار مراقبتی پرستاران 62/10 ± 90/108 با حداکثر نمرهی 120 و حداقل نمرهی 69 محاسبه شد. همبستگی معنیداری بین نمرهی حساسیت اخلاقی و نمرهی رفتار مراقبتی وجود نداشت اما هر دو نمره با بخش محل کار رابطهی معنیدار داشتند. بعد میزان احترام به استقلال مددجو با سابقهی شرکت در سمینار یا کارگاه اخلاق پزشکی ارتباط معنیدار داشت. میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در این پژوهش در حد متوسط بود و با رفتار مراقبتی آنها همبستگی معنیداری نداشت. از آنجا که پرستاران در امر مراقبت از بیمار با موقعیتهای جدی برخورد میکنند که نیاز به تواناییهای اخلاقی در تصمیمگیری و عملکرد مناسب دارد، لازم است نسبت به مسائل اخلاقی مربوط به حرفهی خود حساس و آشنا باشند.
عباس عباس زاده، نوذر نخعی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
یکی از موضوعات شایع در حرفهی پرستاری دیسترس اخلاقی است که روز به روز بیشتر مورد توجه پژوهشگران این حرفه قرار میگیرد. دیسترس اخلاقی پدیدهای است که میتواند تأثیرات زیادی را بر پرستاران، بیماران و سیستمهای بهداشتی داشته باشد. یکی از اثرات مهم و قابل توجه آن تأثیر بر تمایل پرستاران برای باقیماندن در حرفهشان است. لذا مطالعهی توصیفی – تحلیلی حاضر با هدف تعیین ارتباط دیسترس اخلاقی با تمایل به باقیماندن در حرفه در پرستاران انجام گرفته است. واحدهای پژوهش پرستاران بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند بودند که به روش سرشماری و مطابق با معیارهای ورود انتخاب شدند. اطلاعات مورد نظر توسط پرسشنامهی 22 سؤالی که شامل اطلاعات دموگرافیک، دیسترس اخلاقی Corley و تمایل به باقیماندن در حرفه Need جمعآوری شد. روایی و پایایی این پرسشنامه پس از ترجمه از زبان انگلیسی توسط محقق مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که بین دیسترس اخلاقی و تمایل به باقیماندن در حرفه در پرستاران مورد بررسی رابطهی معنیداری وجود ندارد ( P >0/05 ). میزان دیسترس اخلاقی نیز در پرستاران در حد متوسط گزارش شد (6/0 SD= ، 25/2 mean= ). با توجه به سطح دیسترس اخلاقی در پرستاران و پیشگیری از پیامدهای احتمالی آن باید استراتژیها و راهکارهایی به منظور آشنایی پرستاران با دیسترس اخلاقی و عوامل زمینهساز آن در نظر گرفته شود تا بتوان در جهت کاهش هر چه بیشتر این پدیدهی اخلاقی مؤثرتر عمل کرد.
نازآفرین قاسم زاده، نازیلا نیک روان فرد، محمد حسین رحیمی راد، سارا موسوی پور، فاطمه فرامرزی رزینی ،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
با توجه به توسعه و گسترش روزافزون پژوهش در علوم پزشکی و استفاده از آزمودنیهای انسانی در طرحهای تحقیقاتی، لزوم اجرای پژوهش براساس معیارها و اصول اخلاقی از اهمیت بالایی برخوردار شده است. در این مطالعه میزان پایبندی مجریان طرحهای تحقیقاتی به شاخصهای اخلاق در پژوهش بر اساس مفاد بیانیههای معتبر ملی و بینالمللی در طرحنامههای تحقیقاتی مصوب دانشگاه علوم پزشکی ارومیه از سال 1382 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه بهصورت توصیفی گذشتهنگر برروی 324 طرحنامهی تحقیقاتی مصوب انجام شد. اطلاعات از طریق چک لیستهایی که با استفاده از پرسشنامههای استاندارد کمیتهی اخلاق در پژوهش سازمان بهداشت جهانی (WHO/ERC) و سایر مطالعات مرتبط تهیه شده بود استخراج و توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که بهطور کلی در 277 طرح (5/85 درصد) و در 6/96 درصد کارآزماییهای بالینی، بخش ملاحظات اخلاقی در طرحنامهها مورد توجه قرار گرفته و تکمیل شده بود. آزمودنیها در 4/68 درصد موارد از شرکت در مطالعه آگاه میشدند و در 8/66 درصد موارد کسب رضایت آگاهانه پیشبینی شده بود که 9/50 درصد آن کتبی بود. اخذ رضایت آگاهانه در میان کارآزماییهای بالینی 80 درصد بود که 5/85 درصد آنها بهصورت کتبی بودند. از بین 60 کارآزمایی بالینی، 38 طرح (3/63 درصد) به کمیتهی اخلاق در پژوهش ارجاع و تأییدیهی کمیتهی اخلاق داشتند. رعایت اصول اخلاق در پژوهش در این مطالعه نسبت به مطالعات مشابه پیشین مورد توجه و دقت بیشتری قرار گرفته است که بهنظر میرسد این امر ناشی از تأسیس و فعالیت کمیتههای منطقهای اخلاق از سال 82 به بعد باشد. اما برای نزدیک کردن این نتایج به استانداردهای موجود، برگزاری کارگاههای آموزشی برای پژوهشگران و نظارت دقیق تر کمیتههای اخلاق بهویژه در کارآزمایی های بالینی و مطالعات حیوانی سودمند خواهد بود.
محمداسماعیل انصاری، محمد شاکر اردکانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
اخلاق کاری در سالیان اخیر بهدنبال شکست شرکتهای بزرگ و بحرانهای غرب اهمیت بسیاری پیدا کرده است. هدف اصلی مطالعه، بررسی رابطهی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی و ابعاد سهگانه آن شامل تعهد عاطفی، مستمر، و هنجاری است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- همبستگی در سال 1389 انجام شده است. در این مطالعه نمونهی آماری به حجم 159 نفر از کارکنان دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش تصادفی طبقهای انتخاب و استفاده شده است. برای جمعآوری دادهها برای شاخص اخلاق کار اسلامی از پرسشنامهی 17 آیتمی Ali و برای شاخص تعهد سازمانی و ابعاد آن از پرسشنامهی استاندارد 24 آیتمی Meyer و Allen استفاده شده است. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS از طریق ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل عاملی چند بعدی بودن تعهد سازمانی را اثبات کرده است و همچنین، نتایج تجزیه و تحلیل همبستگی و رگرسیون رابطهی مثبت و مستقیمی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی کل و ابعاد سهگانه را نشان میدهد. متغیرهای جمعیتشناختی تأثیری بر اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی نداشته است. با توجه به نتایج تحقیق، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشتر یا بهدلیل پیوند عاطفی به سازمان یا بهدلیل نداشتن فرصتهای شغلی بهتر در خارج از سازمان به سازمان متعهداند که این نتایج باید مورد توجه مدیران قرار بگیرد و نشان میدهد که کارکنان بیمیل به ترک سازمان برای یافتن شغلی بهتر با شرایط بهتر نیستند. با توجه به رابطهی میان اخلاق کار اسلامی و ابعاد تعهد به مدیران دانشگاه توصیه میشود که با ارائهی کدهای اخلاقی و توسعهی اصول اخلاق کار اسلامی تعهد سازمانی را در سازمان افزایش دهند.
صبریه خزنی، مرضیه شایستهفرد، منصوره سعیدالذاکرین، بهمن چراغیان،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
شناخت و آگاهی از جو اخلاقی وچگونگی درک آن در محیط کاری میتواند به پرستاران و مدیران در شناسایی و اجرای مکانیسمهایی جهت تغییر، ارتقاء و اداره جو اخلاقی کمک کند. این مطالعه با هدف مقایسهی درک پرستاران از جو اخلاق سازمانی واقعی و ایدهال در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه جندیشاپور اهواز انجام شد. این تحقیق توصیفی مقطعی، بر روی 558 نفر از پرستاران بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز که با روش نمونهگیری تصادفی منظم انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای مشتمل بر 2 بخش ویژگیهای دموگرافیک، پرسشنامهی جو اخلاقی واقعی و پرسشنامهی جو اخلاقی ایدهال بود. پرسشنامهی جو اخلاقی بر اساس نسخهی فارسی پرسشنامهی جو اخلاقی Olson ، بوده است که در 5 حیطه (مدیران، همکاران، پزشکان، بیماران، بیمارستان) جو اخلاقی را در محیط بیمارستان بررسی میکند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی آزمون t-test مستقل و آنالیز واریانس استفاده شد. یافتهها نشان داد که جو اخلاقی واقعی حاکم بر بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز جو مثبتی بوده است (66/3= میانگین). همچنین، جو اخلاقی ایدهال پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، جوی مثبت بوده است (7/4=میانگین). تفاوت معنیداری بین میانگین نمرات درک پرستاران از جو اخلاقی واقعی و ایدهال وجود داشته است( P <0.05 ). سمت و سابقهی کار پرستاران ارتباط معنیداری با میزان درک پرستاران از جو اخلاقی واقعی داشته است( P < 0.05 ). در تحقیق حاضر، جو اخلاقی موجود جو مثبتی بوده است. اما با جو اخلاقی ایدهال پرستاران فاصله دارد. بنابراین، مدیران باید جو اخلاقی موجود را حفظ و از طرفی استراتژیهایی جهت ارتقاء جو اخلاقی بهکار گیرند.
سعیده سعیدی تهرانی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً برغربالگری و تشخیص برخی بیماریهای شناختهشدهی ارثی متمرکز بود. بعد از تکمیل پروژهی ژنوم انسان، مطالعات به تشخیص و درمان بیماریهای غیرواگیر و سلامت عمومی پرداخت؛ سپس در شکل جدید فناوریهای ژنتیک علاوه بر تشخیص و درمان بیماریهای ژنتیکی، تولید داروهای نوترکیب، تقویت ژنتیکی، ایجاد ارگانیسمهای تغییریافتهی ژنتیکی و استفاده از آن مدنظر قرار گرفت. موجودات تراریخته، نقطهی عطف این قبیل نوآوریها است. این موجودات دارای ترکیبات ژنتیک متفاوت هستند که توسط علم بیوتکنولوژی ایجاد شدهاند. در سالهای اخیر، استفاده از این فرآوردهها بهخصوص در زمینهی مسائل کشاورزی و دامداری رایج شده است. در دنیای امروز به دلیل کمبود منابع برای رهایی از فقر و گرسنگی، بشر ناگزیر به استفاده از فناوری در مصارف گوناگون شده است. تغییرات ژنتیکی باعث افزایش تولیدات کشاورزی، دامداری، برخی از داروها، واکسن و مصارف گوناگون میشود. علیرغم سودهایی که مهندسی ژنتیک و تولید این موجودات میتوانند برای انسان داشته باشند، این تغییرات ممکن است خطراتی نیز داشته باشند و از طرفی ممکن است نگرانیهای اخلاقی در ارتباط با کاربرد این فناوری وجود داشته باشد. در این مطالعهی مروری سعی شده است که مباحث اخلاقی پیرامون استفاده از این فناوری مطرح شوند و از منظر چهار اصل اخلاق زیستی مورد واکاوی قرار گیرند. برای این منظور، ابتدا کلیدواژهها در منابع علمی جستوجو و پس ازطبقهبندی و دستهبندی اطلاعات، ملاحظات اخلاقی از منظر چهار اصل اخلاق زیستی واکاوی شد. در بخش نتایج، ابتدا در رابطه با سود و خیری که این محصولات برای مردم جهان دارد و کمکی که به حفظ منابع محدود در زمینههای مختلف دارند اشاره میشود و سپس، آسیبهایی که ممکن است در زمینههای مختلف وارد کنند مورد اشاره قرار میگیرند، ملاحظات مربوط به تولید انبوه و مصرف عمومی آن توسط مردم از قبیل احترام به اتونومی افراد، اطلاعرسانی کافی مبنی بر فواید و مضرات این محصولات، نوع برچسبگذاری آنها پرداخته میشود و در پایان به بحث عدالت و ارزیابی کلی فواید و زیانها و میزان هزینه اثربخشی آن در جامعه میپردازد.
قاسم احمدی، علی الهامی، رضا باقیزاده، حسین مرادی، محمود مطهرینیا،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میانرشتهای است که گسترهی آن سلامت عمومی را در بر میگیرد و سلامت مفهومی کلی است که شامل ابعاد جسمی، معنوی، شناختی و اخلاقی میشود. در این میان «سلامت اخلاقی»، بهعنوان یکی از مصادیق اخلاق پزشکی در نظر گرفته شده که در این پژوهش با روش تحلیل محتوایی بین اسلام و فمینیسم در تأثیر جنسیت در اخلاق بررسی میشود. تأثیر یا عدم تأثیر جنسیت در اخلاق، مهمترین اختلاف اسلام با فمینیسم است. روح این اختلاف در مبانی معرفتشناختی دو دیدگاه آشکار میشود: اسلام خداوند و فمینیسم بشر را تعیینکنندهی اخلاق و رفتارهای اخلاقی میداند. در اسلام، جنسیت در اخلاق و چگونگی رفتارهای اخلاقی اثرگذار است و موجب تفاوت رفتارهای اخلاقی بین زن و مرد میشود؛ اما در دیدگاه فمینیسم، جنسیت در رفتارهای اخلاقی اثر نمیگذارد؛ آنان با قائلشدن به تشابه زن و مرد در حوزهی رفتارهای اخلاقی، نقشهای جنسیتی اخلاقی را که نظام آفرینش بر عهدهی هر یک از آنان نهاده، نادیده گرفته و با طرح همسانی جنسیتی زنان و مردان به اخلاق «دوجنسیتی» (Bigender) رو آورده است. این نگرش علاوه بر آسیبرساندن به سلامت اخلاقی، پیامدهایی غیراخلاقی نیز در پی داشته است. نوشتار حاضر سعی دارد ضمن ارزیابی نحلههای مختلف فمینیستی، به تبیین دیدگاه اسلام و پیامدهای دیدگاه فمینیسم در موضوع تأثیر جنسیت در اخلاق بپردازد.
محمد راسخ، فاطمه دومانلو، سهیلا انصاریپور،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
جامعهی علمی، به اتفاق، مهمترین علت افزایش حاملگیهای چندقلویی در دهههای اخیر را گسترش استفاده از فناوریهای کمکباروری میدانند. تلاش برای پیشگیری از عوارض شدید و خطرناکِ حاملگی چندقلویی برای مادر و جنین، به ابداع روش کاهش جنین انجامید؛ فرایندی برای کاستن از تعداد جنینها در طول دوران بارداری. کاهش جنین بهطورکلی، یکی از این اهداف را دنبال میکند: الف. حفظ بارداری، پیشگیری و کاستن از عوارض و خطرات بارداری چندقلویی برای مادر و جنینهای باقیمانده (کاهش به دلیل تعداد زیاد جنینها)؛ ب. ازبینبردن جنین یا جنینهایی که به نوعی ناهنجاری مبتلا هستند (کاهش گزینشی جنین)؛ ج. صرفاً جلوگیری از تولد چندقلوها در شرایطی که خطر چشمگیری مادر و جنینها را تهدید نمیکند (کاهش دلبخواهی جنین). داوری اخلاقی دربارهی تکنیک کاهش جنین، بسته به اینکه با کدام هدف انجام شود، متفاوت خواهد بود؛ اما آنچه در بسیاری از موارد، انجامدادن کاهش جنین را از لحاظ اخلاقی توجیه میکند، «ضرورت»های پزشکی است. در این پژوهش پس از توضیح اقسامی که برشمردیم، هر یک را، جداگانه، در بوتهی داوری اخلاقی خواهیم نهاد. در پایان، با توجه به دشواری تصمیمگیری در این باره، خطراتِ عمل کاهش جنین و پیامدهای روانی آن برای پدر و مادر، توصیه میکنیم با مهار بارداری چندقلویی، تا حد امکان، از عمل کاهش جنین پرهیز شود.
امیرحسین مردانی، علیرضا پارساپور، احسان شمسی گوشکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تولیدات علمی حوزهی اخلاق زیستپزشکی بر مبنای مقالههای فارسی انتشاریافته در مجلههای ایران پرداخته است. نتایج نشان دادند که پژوهشگران، طی سالهای 1382 تا 1396، درمجموع، ۱۲۳۸ مقالهی فارسی در این زمینه منتشر کردهاند. متوسط نرخ رشد سالیانهی انتشار مقالهها، 17/23 درصد است، اما این رشد از سال 1392 سیر نزولی یافته است. نرخ استنادپذیری مقالهها (0/4 به ازای هر مقاله) حکایت از اثرگذاری اندک آنها دارد. دانشگاههای علوم پزشکی شهیدبهشتی و علوم پزشکی تهران، بهترتیب، با انتشار ۳۶ درصد و ۳۳ درصد، بیشترین سهم را در انتشار مقالهها داشتهاند. پژوهشهای اخلاق زیستپزشکی، در قالب مقالههای فارسی، بهصورت میانرشتهای عمل کرده و پژوهشگرانی از رشتههای علوم پزشکی، پرستاری و حقوق، بیشترین نقش را در تألیف و انتشار آنها داشتهاند. موضوعات اخلاق پزشکی، آموزش پزشکی و اخلاق اسلامی، بهترتیب، موضوعات پرتکرار در مقالههای فارسیاند. تنها ۲۲ درصد از این مقالهها، بهصورت مستقیم، به حمایت مالی دانشگاهها و مراکز پژوهشی اشاره کردهاند.