محمد رفیع زاده، مهشاد نوروزی، اکرم هاشمی، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1404 )
چکیده
پزشکان به دلایل گوناگونی مانند ترس از شکایت قانونی و انگ بیسوادی از اعلام خطای خود خودداری میکنند. برای انجام یک رفتار حرفهای فرد باید علاوه بر دانش کافی، نگرش درستی در مورد رفتار مورد نظر داشته باشد. بنابراین، آگاهی از نگرش پزشکان در پیشگری از وقوع رفتار و عملکرد حرفهای آنان در شرایط مختلف مؤثر است. از اینرو، مطالعهای با هدف ارزیابی نگرش کارورزان نسبت به افشای خطای پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه به روش مقطعی-توصیفی انجام شد و شرکت کنندگان، تمامی کارورزان ورودی سال 1396 دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند. دادهها با استفاده از نسخهی فارسی پرسشنامه Medical Mistakes Survey جمعآوری و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از 186 شرکت کننده، 66% مرتکب خطای پزشکی شده بودند. تنها 21% از کارورزان به هنگام ارتکاب خطایی که عوارض تأثیرگذاری بر بیمار ندارد و پیامد نهایی مثبت است، خطای صورت گرفته را بهصورت کامل بیان میکردند. این در حالی است که در مواردی که خطای صورت گرفته عوارض شدیدی برای بیمار داشته است، 31% از شرکت کنندگان خطا را بهصورت کامل بیان میکردند.
نتیجه گیری: دادهها نشان داد که اکثر کارورزان از بیان کامل خطای خود سر باز میزنند. ترس از شکایت قانونی بیماران و همچنین دست کم گرفته شدن توسط بیماران دو علت عمده شرکت کنندگان برای امتناع از افشای خطا بود. بر این اساس، ضروری است با انجام مطالعات بیشتر جهت ارائهی راهکار و بهبود عملکرد پزشکان و سلامتی بیماران برنامهریزی شود.
جمال خانی جزنی، لیلا نیکویی نژاد، مریم علیجانی،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
حسین حبیب زاده، فضل الله احمدی، زهره ونکی،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
هدف اصلی و غایی حرفهی پرستاری تأمین سلامت و بهبودی بشریت است. تحقق این امر، نه تنها از طریق مراقبتهای علمی، بلکه با استفاده از روشهای اخلاقی و ارتباط صحیح با مددجو امکانپذیر است. شناسایی عوامل اخلاقی مؤثر بر عملکرد حرفهای پرستاران در ایران و دخالت دادن آنها در برنامهریزیهای استراتژیک، در نهایت برسرعت حرکت پرستاری ایران در طیف حرفهای شدن، خواهد افزود.
روش مطالعهی کیفی برای تحقیق انتخاب شد. از آنجا که عملکرد حرفهای دارای ماهیتی چند بعدی و متأثر از عوامل مختلف فردی و اجتماعی از جمله مسائل اخلاقی است، محقق از روش آنالیز محتوا به منظور بررسی این عوامل استفاده کرد.
چهار درونمایهی اصلی از دادهها استخراج گردید که نشانگر عوامل اخلاقی تأثیرگذار بر عملکرد حرفهای در پرستاری ایران بود. این مضامین عبارت بودند از: «هویت اخلاقی حرفه»، «معنویت و ارزشهای اسلامی»، «تدوین کدهای اخلاقی حرفه» و «رعایت منشور حقوق بیمار».
برای عملکرد اخلاقی در پرستاری حرفهای، نیاز است که پرستاران در درجهی اول، ابعاد و مسائل اخلاقی را در حرفهی خود شناخته و سپس حساسیت اخلاقی را در تمام ارتباطات و مداخلات پرستار - بیمار اجرا کنند.
اکرم حیدری، فریبا اصغری، سید حسن عادلی،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
یکی از رسالتهای کمیتههای اخلاق در پژوهش دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، محافظت آزمودنیهای انسانی از خطرات ناشی از انجام تحقیقات است. به منظور اطمینان از رعایت اصول اخلاقی در طول انجام پروژه، نظارت مداوم امری ضروری است. این امر در بسیاری از کشورها با دقت فراوان انجام میگیرد، ولی متأسفانه در ایران بسیاری از کمیتههای اخلاق آن چنان که باید، به این مهم نپرداخته و غیر از بررسی اولیه پروتکل-ها و ارائهی گزارشات دورهای توسط محقق، مکانیسم فعالی را جهت انجام این مسؤولیت بهکار نمیگیرند. در این مقاله نویسندگان در مدلی که جهت پایش انواع طرحهای پژوهشی اعم از کمی و کیفی که بر روی نمونههای انسانی اجرا میشود ارائه مینمایند، ابتدا مسؤولیتهای کمیته و محقق را تبیین نموده، سپس بهنحوهی انجام پایش، به دو صورت بررسی در جلسات کمیته و پایش سریع میپردازند. تعیین نوع و سطح پایش در خصوص پروژههای تحقیقاتی با در نظر گرفتن میزان خطری که متوجه آزمودنیها میگردد، صورت میگیرد.
شیما سادات آقا حسینی، فرحناز عبداله زاده، ایرج اسودی کرمانی، آزاد رحمانی،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
آگاه نمودن بیماران مبتلا به سرطان از تشخیص بیماری خود یکی از چالشهای اصلی در مراقبت از این بیماران است. این نگرانی وجود دارد که آگاهی از تشخیص باعث از بین رفتن امید این بیماران شود. در زمینهی بررسی رابطهی آگاهی از تشخیص با امید در بیماران مبتلا به سرطان مطالعهای در ایران انجام نشده است. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی رابطهی آگاهی از تشخیص بیماری با امید در بیماران مبتلا به سرطان است.
این مطالعهی توصیفی- مقایسهای در سال 1388 در مرکز آموزشی - درمانی شهید قاضی طباطبایی تبریز انجام گرفت. نمونهی پژوهش عبارت بود از 150 بیمار که از تشخیص قطعی سرطان خود آگاه بودند و 150 بیمار که از تشخیص قطعی بیماری خود آگاه نبودند. این بیماران با روش در دسترس انتخاب شدند. امید بیماران با استفاده از Heart Hope Index بررسی شد. دامنهی نمرهی این پرسشنامه بین 12 تا 48 است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
مشخص شد که امید بیماران آگاه از تشخیص سرطان 42/6±61/37 و امید بیماران ناآگاه از تشخیص 10/7±16/37 است. بین سطح امید بیماران دو گروه تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت (57/0=P).
این نتایج میتواند نشاندهندهی این باشد که اطلاع از تشخیص سرطان تأثیری بر سطح امید بیماران ندارد. هرچند که تأیید این یافته به مطالعات بیشتری نیاز دارد.
نسرین نژاد سروری، سید حسن امامی رضوی، باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
امروزه استفاده از سلولهای بنیادی، افق تازهای در علم پزشکی و درمان امراض صعبالعلاج باز کرده است. اما تولید و استفادهی درمانی و پژوهشی از سلولهای بنیادی، با مسائل اخلاقی زیادی چون: باروری و سقط جنین عمدی جهت تولید سلولهای بنیادی، استفادهی ابزاری از انسان و پایمال شدن شأن و احترام رویان انسان، سودجوییهای مالی احتمالی، ودیعه بودن جسم انسان، معضلات اخلاقی مرتبط با همانندسازی بهعنوان روشی جهت تولید سلول بنیادی، استثمار زنان جهت دریافت تخمک بیشتر، درمانهای بیمورد و اضافی با سلول بنیادی جهت سود جوییهای تجاری و پایمال شدن حقوق بیماران تحت تبلیغات واهی مرتبط با درمان با سلول بنیادی، همراه است. لذا، تدوین راهنمای اخلاقی متناسب با فرهنگ و باورهای دینی در کشور جهت ارتقاء اخلاقی فعالیتهای پژوهشی و درمانی پزشکان و پژوهشگران دراستفاده از این سلولها، مدنظر قرار گرفت.
در این مطالعه، ابتدا با استفاده از منابع اینترنتی، ضمن گردآوری و ترجمه راهنماهای اخلاقی معتبرجهانی پیرامون درمان و پژوهش با سلولهای بنیادی، اصول اخلاقی مشترک آنها استخراج گردید. سپس با مطالعهی منابع دینی و فقهی، مضامین مرتبط با این اصول جستوجو و نهایتاً پیشنویس اولیهی راهنمای اخلاقی ملی در درمان و پژوهش با سلول بنیادی با در نظر گرفتن فرهنگ اسلامی- ایرانی تدوین شد. سپس متن پیشنویس طی چند مرحله نظرخواهی از اساتید و صاحبنظران و بحث متمرکز گروهی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و اصلاحات لازم اعمال گردید. با اتمام مطالعه، راهنمای اخلاقی پیشنهادی در دو بخش عمومی و اختصاصی تهیه شد. راهنمای عمومی شامل منابع جایگزین رویان انسان جهت تهیه سلول بنیادی جنینی و راهنمای اختصاصی شامل دو بخش: راهنمای اخلاقی در پژوهشهای سلول بنیادی و راهنمای اخلاقی در درمان با سلول بنیادی میباشد. لازم است راهنمای پیشنهادی جهت تأیید نهایی در شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت - درمان و آموزش پزشکی مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت استفاده از سلولهای بنیادی در پژوهش و درمان، وجود راهنمای اخلاقی متناسب با فرهنگ بومی بسیار ضروری است. لذا لازم است مسائل اخلاقی مطرح، طی کارگاههای آموزشی برای اعضای کمیتههای اخلاق، پژوهشگران و درمانگران تبیین شوند. راهنمای اخلاقی نیز باید بهصورت دورهای مورد بازنگری و تجدید نظر قرار گیرد.
کمیل میرزایی، علیرضا میلانی فر، فریبا اصغری،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
تصمیمگیری توسط فرد جایگزین در بیماران فاقد اهلیت بر اساس اصل اخلاقی «احترام به خودمختاری» بنا نهاده شده است. با افزایش خدمات سلامت پیشرفته نیاز به تصمیمگیری در مورد بیماران فاقد اهلیت در ارائهی این خدمات بیشتر گردیده و معمولاً تیم درمانی بدون اطلاع از ترجیح بیمار از یکی از اعضا خانواده میخواهند تا بهجای بیمار تصمیمگیری کند. این مطالعه جهت بررسی خواست و ترجیح بیماران در مورد فرد تصمیمگیرندهی جایگزین و عوامل موثر در این ترجیح اجرا شد.
مطالعه از نوع بررسی مقطعی (cross sectional) بوده و نمونهها بهصورت تصادفی از مراجعین بالای 18 سال (83 -18 سال) به درمانگاه چشم بیمارستان فارابی تهران انتخاب شدند. پرسش نامهها بهصورت مصاحبهای تکمیل گردید.
با 200 نفر بیمار مصاحبه شد که در سنین 83-18 سال قرار داشتند 52 درصد (105 نفر) مرد و73 درصد (77 نفر) متأهل بودند. همسر در میان متأهلین تنها در 51 درصد موارد بهعنوان تصمیمگیرندهی جایگزین انتخاب شد. در میان مجردان بیشترین فرد جایگزین بهعنوان تصمیمگیرنده در پسران، پدر بود که در 36 درصد (9 نفر) موارد انتخاب شد در حالی که تنها 6/5 درصد از دختران (1 نفر) پدر را انتخاب کردند و بیشترین فراوانی انتخاب در دختران مجرد مربوط به انتخاب دیگران 3/33 درصد (6 نفر) بود.
اکثر بیماران (5/93 درصد) تمایل داشتند در زمان بستری از آنها در مورد فرد تصمیمگیرندهی جایگزین سؤال شود.
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که کسانی که اغلب بهعنوان تصمیمگیرندهی جایگزین در تصمیمات درمانی بیمار مورد مشورت قرار میگیرند، تفاوت قابل توجهی با کسانی که بیماران بهعنوان فرد تصمیمگیرندهی جایگزین انتخاب میکنند دارند. پیشنهاد میشود انتخاب فرد تصمیمگیرندهی جایگزین به خود بیماران در زمان هوشیاریشان سپرده شود.
محسن بهرامی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
در این مقاله، به بیان معانی متمایز «تعارض اخلاقی» (moral conflict) و «دوراههی اخلاقی» ((moral dilemma در دو سطح تشخیص و عمل به تکالیف اخلاقی توجه شده و به برخی موارد کاربرد تعارض در روانشناسی (تعارض انگیزهها و اهداف) و جامعهشناسی (تعارض نقشها و هنجارها) اشاره شده است. همچنین، مفاهیم و قیود بهکار رفته در دو راههی اخلاقی، بهویژه مفهوم «باید» و مفهوم «خلاف گریزناپذیر» مورد تحلیل منطقی قرار گرفته است. اگر در تعریف تعارض اخلاقی، مفهوم «باید» به «موجه بودن» و تکالیف به دلایل و ارزشهای سنجشپذیر و قابل قیاس تحویل شوند، بسیاری از تعارضات ظاهری قابل حل میشود و تنها در صورتی که ارزشهای مندرج در تکالیف را سنجشناپذیر و غیرقابل قیاس بدانیم تخلف اخلاقی گریزناپذیر خواهد بود. در این تحقیق روشن میشود که چرا و چگونه حامیان امکان تحقق تعارض اخلاقی، تحت تأثیر استدلالهای منطق تکلیف و انتقادهای منکرین واقعی بودن آن، به منظور تأمین ویژگیهای لازم برای یک تعارض واقعی، بهویژه قید خلاف گریز ناپذیر، تعاریف متنوعی از تعارض اخلاقی ارائه نمودهاند: تعریف طبیعی تعارض اخلاقی نشانگر وضعیتی است که در آن عامل خود را در برابر دو تکلیف اخلاقی میبیند در حالیکه نمیتواند یکی را بهخوبی دیگری انجام دهد؛ در تعریف فصلی، عامل مکلف به انجام یکی از دو کار است. در تعریف دو وجهی (مرکب از بایدها و نبایدها) عامل از جهتی باید کاری را انجام دهد و از جهت دیگر نباید همان کار را انجام دهد و در تعریف ناظر به منع، عامل نباید مرتکب هیچ یک از دو کار شود در حالی که گریزی از انجام یکی ندارد.
مرتضی خاقانی زاده، حسن ملکی، محمود عباسی، عباس عباس پور، مهدی مصری،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میان رشتهای است و طی 30 سال اخیر رشد فزایندهای داشته است و امروزه بهعنوان جزئی از برنامههای درسی دانشجویان در بسیاری از دانشکدههای پزشکی به شمار میرود. در ایران هرچند بهبود کیفیت آموزش پزشکی عمومی، مورد عنایت قرار گرفته است، در زمینهی آموزش اخلاق پزشکی هنوز اصلاحات مؤثری صورت نگرفته است. بهمنظور شناخت عمیقتر و واقعیتر مشکلات و چالشهای برنامهی درسی اخلاق پزشکی، با اساتید اخلاق پزشکی مصاحبه شد و تجارب آنان در این زمینه تبیین گردید. این مطالعه یک پژوهش کیفی است که دادههای آن از طریق مصاحبهی نیمهساختارمند با 14 نفر از اساتید اخلاق پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران در سال 1389 جمعآوری و با رویکرد تحلیل محتوای Mayring ، تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج این تحقیق بیانگر ضعفها و چالشهایی در برنامهی درسی اخلاق پزشکی است که تحت عنوان 5 درونمایه معرفی گردید: جامعیت اهداف، سازماندهی تلفیقی، تناسب محتوا، روش تدریس فعال، و نظام جامع ارزشیابی. ضعفها و چالشهای موجود در برنامهی درسی اخلاق پزشکی میتواند یک مانع مهم در ارتقا و رشد اخلاقی دانشجویان محسوب شود که با ارائهی راهکارها و مدلهای مناسب و جدید میتوان به توسعهی برنامهی درسی اخلاق پزشکی و آموزش آن کمک کرد.
مژگان اسدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
تهمورث بشیریه،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
اکرم ایزدی خواه، طاهره چنگیز، نیکو بمانی، ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
یکی از راههای گسترش اخلاق در سازمانها، تبیین رفتارهای پذیرفتهشدهی اخلاقی در موقعیتهای خاص، در قالب کدهای اخلاقی است که محتوای آن از توجه به تفاوتهای ایدئولوژیک و فرهنگی در جوامع مختلف متفاوت خواهد بود. تدوین کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی، بهعلت مسؤولیت همزمان آموزش و درمان، و تعارض احتمالی حاصل از آمیختگی این دو، ضروری است. این مطالعه به منظور تدوین کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی با رویکرد اسلامی - ایرانی انجام شد. این مطالعهی توسعهای در سه مرحله انجام شد. در مرحلهی اول متون داخلی و خارجی مرور و به روش تحلیل محتوا بررسی شد و بر مبنای مفاهیم استخراجشده، پیشنویس اولیهی کدهای اخلاقی برای آموزشدهندگان بالینی پزشکی آماده شد. در مرحلهی دوم با تشکیل جلسات بحث متمرکز و کسب نظر متخصصان، پیشنویس کدها اصلاح و در مرحلهی سوم توسط 24 نفر از صاحب نظران ملی اعتباریابی شد و ویراست سوم برای طرح در مراجع رسمی آماده شد.
حاصل این پژوهش 55 کد یا توصیهی اخلاقی است که تحت 18 موضوع (وجدان کاری، مسؤولیتپذیری، احترام به دیگران، تعالی علمی، احترام به آزادی دیگران، عدالت، سعهی صدر، پایبندی به احکام شرعی و احترام به آداب اسلامی، عفاف، جلب اعتماد، تواضع، قناعت، ارتباط با همکاران، توجه به بیمار، توجه به دانشجو، خوشخلقی، رازداری، و نظم) طبقهبندی شده است. استخراج مفاهیم و موضوعات اخلاقی از منابع غنی اسلامی - ایرانی، امکانپذیر بوده و زیربنای مناسبی برای تدوین کدهای اخلاقی در زمینهی آموزش پزشکی فراهم کرد. انتظار میرود این کدها بهدلیل تناسب با فرهنگ و اعتقادات ایرانیان بهتر پذیرفته شود و در صورت ایجاد زمینههای مناسب سازمانی، اجرای آن در محیطهای آموزشی ایران در مقایسه با استفاده از کدهای اخلاقی تدوین شده در دیگر کشورها با کمترین اشکال مواجه خواهد شود.
احمد ایزدی، اسمعیل محمدنژاد، سیده رقیه احسانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
حقیقتگویی به منزلهی ارائهی اطلاعات مناسب به بیمار جهت تصمیمگیری آگاهانه راجع به روند مراقبتی درمانی است. حقیقتگویی تمامی ابعاد مربوط به سلامت فردی را در بر میگیرد. بهدلیل کمبود مطالعات این پژوهش با هدف تبیین پدیدارشناسی حقیقتگویی براساس تجربیات پرستاران انجام شد. پژوهش حاضر کیفی و روش آن پدیدارشناسی است. در این روش تجربیات 14 پرستار بالینی شاغل در بیمارستان آموزشی شهر تهران در سال 91- 1390 با استفاده از مصاحبه جمعآوری شد. نمونهگیری بهصورت مبتنی بر هدف انجام شد و با استفاده از روش کلایزی دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتههای حاصل از تجارب پرستاران از حقیقتگویی با 12 زیر مفهوم و دو درون مایه اصلی پیامدهای تقویتکننده و موانع حقیقتگویی استخراج شد. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد پرستاران باید ضمن آگاهی از شرایط بیمار جهت تصمیمگیری، با شیوههای صحیح ارتباط و انتقال خبر بد آشنایی داشته باشند تا بتوانند بهترین مراقبت را به آنها ارائه دهند و این خود گامی در ارتقاء عملکرد پرستاران است.
سید محمود طباطبایی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
با گذشت بیش از نیم قرن از شروع نجات زندگی تعداد زیادی از بیماران با استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی بهوسیلهی انجام موفقیتآمیز اعمال جراحی متنوع و گاهی شگفتانگیز و همچنین نگارش کتابها، مقالهها و تشکیل جلسات و گردهماییهای محلی، منطقهای و بین المللی در ارتباط با این رویداد، هنوز بین اندیشمندان حوزههای مختلف همچون علوم پزشکی، دینی، اخلاقی و حقوقی دربارهی موارد متعددی از کلیات و جزییات نظری و عملی این موضوع، اتفاق رأی بهوجود نیامده است. اگرچه مسائلی از قبیل اقرار در وصیت نامه، اخذ رضایت در زمان حیات، جلب رضایت خانوادهی بیمار مبتلا به مرگ مغزی، نوع عضو مورد نیاز، رعایت موازین مذهبی، فرهنگی و عرفی و شان یا منزلت افراد و موارد متعدد دیگری در این حوزه مطرح شده و مورد بحث قرار گرفتهاند، اختلاف دیدگاه متخصصان و صاحبنظران بهویژه پزشکان و عالمان دین دربارهی تعیین زمان خروج روح از بدن و تعریفی از مرگ که متفق علیه باشد، مهمترین چالشی است که سایر جزییات را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، گروهی از پژوهشگران با مطرح کردن نیاز ضروری بیماران به استفاده از اندامهای اهدایی و عرف خاص گروهی از متخصصان پزشکی، سعی کردهاند که مرگ مغزی را همسان مرگ قطعی و بدن بدون روح معرفی کنند تا شاید چالشهای دینی، اخلاقی و حقوقی به حداقل ممکن کاهش بیابد و راه برای استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی هموارتر شود، اما برخی دیگر تلاش کردهاند تا به تعریف زمان مرگ قطعی و خروج روح از بدن بر اساس حقایق لغوی، شرعی و پزشکی و بدون توجه به اثبات یا نفی همسانی با مرگ مغزی و حکمی که بر مبنای آن تعریف مترتب خواهد شد، بپردازند و راهحل مشکلات نیازمندان به اندامهای پیوندی را از همزمان ساختن مرگ مغزی با خروج روح از بدن جدا کرده و صاحبنظران را به پیدا کردن راهحلهای دیگری ترغیب کنند. بهطور کلی، استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، ضرورت اجتماعی غیر قابل انکاری است که بدون نیاز به تغییر بنیادین معانی لغوی و فقهی از راههای متعددی همچون مطرح کردن «اضطرار»، «حیات غیر مستقره» و بهطور کلی «مسائل مستحدثه» قابل حل است. در این مقاله با مراجعه به منابع لغوی، فقهی و پزشکی و بررسی پژوهشهای پیشین، به بازخوانی تعاریفی از مرگ، روح و زمان خروج آن از بدن که در ارتباط با مرگ مغزی کاربرد عینی دارند، پرداخته خواهد شد و علیرغم تأیید استفاده از اندامهای مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، موضوع تغییر حقایق لغوی و شرعی برای تأمین مصالح و اهداف نوظهور مورد بحث قرار خواهد گرفت.
مرجان مردانی حموله، احترام ابراهیمی، مهرداد مستغاثی، ترانه تقوی لاریجانی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
توجه به عدالت سازمانی برای کارکنان بیمارستانها حائز اهمیت فراوان است و از سوی دیگر استرس شغلی میتواند سلامت آنها را به مخاطره اندازد. این مطالعه با هدف تعیین رابطهی بین عدالت سازمانی و استرس شغلی در کارکنان یک بیمارستان منتخب دولتی در شهر اصفهان انجام شده است. در این مطالعه همبستگی، نمونه شامل 150 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان بود. نمونهگیری به روش در دسترس در 3 ماه اول سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه عدالت سازمانی و پرسشنامه استرس شغلی بودند. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. مطابق یافتهها، میزان استرس شغلی کارکنان بهترتیب 12 درصد (18 نفر) در سطح شدید، 4/39 درصد (59 نفر) در سطح خفیف و 6/48 درصد (73 نفر) در سطح متوسط بوده است. همچنین، نتایج تحقیق نشان داد بین عدالت سازمانی در حیطهی عدالت تعاملی با استرس شغلی رابطهی منفی و معنیدار وجود داشته است (18/0r=- و 03/0P=). با توجه به یافتهها توجه به مفهوم عدالت سازمانی جهت کاهش میزان استرس شغلی کارکنان بیمارستانها ضروری است.
حنان حاجی محمودی، فرزانه زاهدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
عدالت از مبانی اساسی اخلاق در نظام سلامت محسوب میشود و برقراری آن در سطح کلان جامعه در گرو اتخاذ سیاستهای مناسب از سوی سیاستگذاران و متولیان سلامت است. در این میان، سیاستهای سلامت و نظامهای دریافت و پرداخت تأثیر بسیار مهمی بر کارآیی نظام سلامت و کنترل مطلوب هزینهها دارند. آنچه در این مقاله خواهد آمد مروری است بر نظامهای تأمین مالی و بازپرداخت به ارائهکنندگان خدمات که اثرات هر یک بر افزایش یا کاهش هزینهها ذکر شده است. همچنین، سیاستهای مالی در نظام سلامت کشور و چالشهای مرتبط با آن نیز به اختصار بیان خواهد شد.
واضح است که هیچیک از نظامهای دریافت و پرداخت هزینههای سلامت کامل و بدون نقص نیست و هر یک به نحوی خطر مالی را بهسوی گیرندگان یا ارائهکنندگان خدمت سوق خواهد داد. لذا از متولیان سلامت انتظار میرود با توجه به شرایط اجتماعی -اقتصادی، ترکیبی از بهترین گزینهها را در راستای پوشش هرچه بیشتر خدمات و برقراری عدالت در نظام سلامت انتخاب کنند. بدیهی است نظامهای دریافت و پرداخت کارآ و مثمرثمر در جامعه باید بهطور معقول و عادلانه حقوق همهی طرفها را لحاظ کنند. آنچه نظام فعلی کشور نشان میدهد درصد بالای سهم مردم در تأمین هزینههای سلامت است که باید با اتخاذ سیاستهای مناسب، در راستای کاهش آن تلاش شود. با توجه به روند پرشتاب اجراییشدن طرح پزشک خانواده در شهرهای بزرگ، این مقاله برای بسیاری از مدیران نظام سلامت، پزشکان و سایر همکاران مفید خواهد بود.
سید مهدی صالحی، فاطمه فرامرزی رزینی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
در فقه شیعه در باب مسؤولیت پزشک با عنوان «ضمان طبیب» دو نظریهی عمده مطرح است. اکثر فقها (مشهور) پزشک حاذق و ماهر را اگر چه مرتکب تقصیری نشده باشد، ضامن میدانند؛ در مقابل، اقلیت فقها (غیرمشهور) وی را ضامن نمیدانند که عمدهی دلیل آنها اصل برائت است. قانون مجازات اسلامی نیز به پیروی از نظر مشهور، مسؤولیت مطلق را پذیرفته است. این در حالی است که اصل برائت بهعلت دارا بودن مبانی دینی، اخلاقی و انطباق با سرشت انسانها بهعنوان یکی از اصول اساسی و بنیادین حقوق جزا پذیرفته شده و بهدلیل عنایت خاصی که دین مبین اسلام به آن مبذول داشته، در قانون اساسی کشور ما همچون قوانین اساسی و عادی دیگر ملل متمدن دنیا گنجانده شده است. همچنین، امروزه، با ابداع روشهای جدید درمانی و تخصصیشدن اعمال پزشکان برای جزء جزء بیماریهای مرتبط با جسم و روان افراد، ضمن حساستر شدن اعمال پزشکی، حوادث پزشکی نیز به تبع آن افزایش یافته و مفهوم تقصیر پزشکی جنبهی خاص به خود گرفته است که تأمل بر اصل برائت را ضروریتر میکند. از این رو، پژوهش حاضر برآن است با تکیه بر اندیشههای اندیشمندان حقوقی و تألیفات فقها و اصول و قواعد فقهی، اصل طلایی برائت را در مورد پزشکان که مظهر شفابخشی خدا هستند، بیش از پیش مورد توجه قرار دهد.
لیلی صفائیان، شیوا علوی، علیرضا عابد،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
تصمیمگیری اخلاقی در حرفهی پزشکی به اقتضای حرفهای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این اهمیت با پیشرفتهای اخیر در علوم پزشکی و طرح موضوعات اخلاقی جدید در اخلاق پزشکی نوین دوچندان شده و تصمیمگیری اخلاقی را با پیچیدگیهایی خاص توأم کرده است. در این مقاله برآنیم که در جهت نهادینهکردن تصمیمگیری اخلاقی در جامعهی پزشکی و ارائهی الگویی اسلامی، از دیدگاه امیرمؤمنان در نهجالبلاغه، به بسط مؤلفهی تصمیمگیری در مبحث اخلاق پزشکی بپردازیم. بدین منظور موضوع تصمیمگیری اخلاقی به روش کتابخانهای در کتب و مقالات فارسی و لاتین مورد بررسی قرار گرفت و مصادیق تصمیمگیری اخلاقی در طب و پزشکی نوین، مؤلفهها و عوامل مؤثر بر آن در نهجالبلاغه و تفاسیر مربوطه جستوجو و تحلیل شد. در کلام امام، مؤلفههای تصمیمگیری اخلاقی شامل دانش، بصیرت، توکل، مشورت، پایبندی به ارزشهای اخلاقی، واقعگرایی و بیطرفی، امانتداری، عدالتگرایی، حقمداری، انجام وظیفه، رازداری، محرم بودن، قانونمداری، نگرش توحیدی و توجه به کرامت انسانی هستند. همچنین، آفات تصمیمگیری اخلاقی از منظر نهجالبلاغه عبارتند از: ناتوانی در پیشبینی و ارزیابی پیامدهای احتمالی، شتابزدگی، غلبهی احساسات و منافع مادی. در آموزههای علوی، زمانی تصمیمگیری پزشک اخلاقی خواهد بود که رعایت عدالت، حقوق الهی و انسانی را در عملکرد حرفهای خود مد نظر قرار دهد و نگرش وی به کار و حرفه نه صرفاً وسیلهای جهت کسب منافع اقتصادی بلکه بهعنوان یک امانت باشد.
مسعود امید، میلاد نوری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
در این مقاله در پی آنیم تا مفهومی از مفاهیم بنیادی پزشکی را مورد بررسی و پژوهش فلسفی قرار دهیم. معمولاً هدف از چنین مطالعاتی که در حوزهی مطالعات فلسفهی پزشکی جای میگیرند، ایجاد تصوری واضح و متمایز از اصول فلسفی پزشکی است تا عمل پزشک را بر اساس درکی روشن از بنیادهای دانش خویش تنظیم کند. در این مقاله مفهوم علیت در پزشکی را با رویکرد فلسفی و تحلیل تاریخی مورد ارزیابی قرار میدهیم و در پی آن هستیم تا محوریت چنین مفهومی را در تصمیمگیریهای بالینی به وضوح برسانیم. پزشکی بهعنوان یک شاخهی علمی دانشگاهی در پی فهم بیماریها و کشف علت آنها و رفع بیماری و برقراری سلامت فردی و اجتماعی است. بهطور کلی، در عالم پزشکی با چهار الگوی کلی (پارادایم) و معادل با آن، چهار تعریف و رویکرد درباب مفهوم علیت مواجهایم. همچنین، متناظر با پارادایمهای چهارگانه، با اندیشههای فلسفی فلاسفهی مدرن از عقلگرایان و تجربهگرایان و فلاسفهی پستمدرن مواجه هستیم.
پارادایم بقراطی با نمایندگانی چون بقراط، ابن سینا و جالینوس، نخستین پارادایم در دانش پزشکی بود که تفکر واقعگرایانه و عقلگرایانه-ای را در باب مفهوم علیت پیشفرض میگرفت. پارادایم زیستپزشکی با رویکردی شبیه به موضع پوزیتیویستهای منطقی علیت را مفهومی واقعی میداند که مصادیق آن نه از طریق عقل که از راه تجربه اثباتپذیر است. در درون این پارادایم رویکرد ابطالگرایانهی مکتب انتقادی بالینی مورد توجه ویژهای است که در آن علیت نه مفهومی واقعی و ضروری در خارج که مفهومی ذهنی و غیرقابل اثبات است که از طریق تجربهی تداعیهای مبتنی بر تقارن، تکرار و آمار بهدست میآید. در پارادایم پستمدرن - هرمنوتیکی بحث از علیت علمی و مباحث زیستی و مکانیکی جای خود را به بحث اخلاقی در باب انسانی که دارای شأن اخلاقی و فهمانی است میدهد و به این ترتیب بحث از علیت در حاشیه قرار گرفته و موضوعیت خود را از دست میدهد.
محمدرضا امیر اسماعیلی، محمود نکوئی مقدم، عاطفه اسفندیاری، فاطمه رمضانی، هدایت سالاری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
در سالهای اخیر بحث رابطهی مالی پزشک و بیمار و مسائلی همچون پرداختهای غیررسمی بهعنوان کاری غیراخلاقی ولی جاری در بخش سلامت اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است که تهدیدی برای اعتبار حرفهی پزشکی محسوب میشود. این پرداختها در نقاط مختلف جهان میتواند علتهای خاص خود را داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی علل و چگونگی پرداختهای غیررسمی در بیمارستانهای شهر کرمان در سال 1390 بود. این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختارمند انجام شده است. مصاحبههای هدفمند با استفاده از یک نمونهی هدفمند متشکل از 45 نفر از بیماران، پزشکان و سیاستگذاران در شهرستان کرمان در ایران در سال 1390 انجام شد. این مطالعه با مجوز کمیتهی اخلاق پزشکی دانشگاه و تکمیل فرم رضایت از مصاحبهشوندگان انجام شد. در این مطالعه در خصوص دلایل پرداختهای غیررسمی از مصاحبه شوندگان سؤالاتی پرسیده شد و دادهها با استفاده از تحلیل محتوا مورد آنالیز قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که دلایل متعددی برای پرداختهای غیررسمی وجود دارد که شامل عوامل فرهنگی، عوامل مرتبط با کیفیت و عوامل قانونی است. دلایلی نیز برای دریافتهای غیررسمی توسط پزشکان کشف شد که شامل عوامل مربوط به تعرفهها، عوامل ساختاری، عوامل اخلاقی و همچنین نشان دادن مهارت و شایستگی ارائهکنندگان خدمات است. مطالعهی حاضر منتج به ارائهی دلایلی برای پرداختهای غیررسمی شد و اکثر دلایلی که کشف شد، شباهت زیادی با نتایج مطالعات سایر کشورهای جهان دارد؛ به این ترتیب که نشان داد که بودجهی ناکافی نظام سلامت و پرداختهای رسمی ناکافی به پزشکان، از مهمترین عوامل مرتبط با عرضه هستند که منجر به پرداختهای غیررسمی میشوند. اما با توجه به اینکه مطالعات کیفی معمولاً دلایل احتمالی را کشف میکنند، بنابراین، برای بیان قطعی علل به مطالعات بیشتر نیاز است.