جستجو در مقالات منتشر شده



ابراهیم فلاحتی، موسی علوی، محسن شهریاری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اگرچه تعارض اخلاقی، مسأله‌ای درونی و فردی است، به‌شدت از عوامل و متغیرهای محیطی اثر می‌پذیرد. این مفهوم موقعیتی را توصیف می‌کند که در آن، تفاوت و تناقض ارزش‌های اخلاقی بین خود مراقبتکنندگان یا بین مراقبتکنندگان و بیماران به وجود می‌آید؛ تفاوت و تناقض‌هایی درباره‌ی اینکه چه اقدامی از نظر اخلاقی درست است یا بهعنوان موقعیتی با وظایف و تعهدات نامشخص، تعریف شده است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر پرستاری انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای مرسوم انجام شد. بیست‌وهفت پرستار شاغل در بخش‌های مختلف بالینی ازجمله اورژانس، مراقبت‌های ویژه، داخلی و جراحی، شرکت‌کنندگانِ در این مرحله بودند. داده‌ها پس از اخذ رضایت‌نامه‌ی آگاهانه‌ی کتبی، از طریق مصاحبه‌های فردی نیمه‌ساختاریافته‌ی عمیق به دست آمد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA نسخه‌ی ۲۰ بر اساس رویکرد گرانهایم و لوندمن انجام شد. به‌منظور افزایش صحت و استحکام داده‌ها، از چهار معیار اعتبارپذیری، تأییدپذیری، اعتمادپذیری و انتقال‌پذیری پیشنهادشده‌ی لینکلن و گوبا استفاده شد. اختلال تصمیم‌گیری در بستر مراقبت، یکی از سه طبقه‌ی پدیدارشده در این مطالعه بود. در این باره، عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر مراقبت پرستاری، شامل ارتباط مختل‌شده، بی‌عدالتی درک‌شده، سیستم مدیریتی ناکارآمد، پزشک‌سالاری، تضاد منافع، نابسامانی قانونی، جو اخلاقی منفی و منابع ناکافی شناسایی شدند. پرستاران به‌عنوان مدافعان اصلی بیماران، همواره در این مسیر در معرض انواع تعارضات اخلاقی قرار دارند. نتایج این مطالعه می‌تواند اختلالات تصمیم‌گیری در بستر مراقبت را، به‌عنوان مسأله و مشکلی حائز اهمیت برای سیاست‌گذاران سیستم سلامت مطرح کند؛ کاهش این تعارض‌ها می‌تواند باعث ارتقاء کیفیت مراقبت‌های پرستاری شود.

محدثه محسن پور، امیر ذکاء، فهیمه امانی، الهام چارقچیان خراسانی، سیدجواد حسینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

چنانچه جوامع، آمادگی لازم را برای مقابله با نیازهای روبه‌رشد سالمندان و پاسخ‌گویی به تبعات پدیده‌ی سالمندی نداشته باشند، با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهند شد. یکی از چالش‌های مهم مرتبط با سالمندی جمعیت در کشورها، موضوع تهیه و تأمین خدمات سلامت برای سالمندان و تأمین مخارج بهداشتی و درمانی است. نقش فعالانه‌ی سالمندان در جست‌وجوی خدمات و تبعیت از مراقبت‌های پیشگیرانه می‌تواند در کاهش هزینه‌های مراقبت بسیار اثرگذار باشد. هدف اصلی مطالعه‌ی حاضر، تبیین تجربه‌ی زیسته‌ی سالمندان از عوامل مؤثر بر مراجعه به مراکز بهداشتی شهر مشهد برای خدمات مراقبت سلامت بود. این پژوهش، مطالعه‌ای کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. از لیست سالمندان تحت پوشش مرکز بهداشت‌های شهر مشهد، به‌صورت مبتنی بر هدف، تعدادی از سالمندانی که به‌طور منظم برای دریافت خدمات مراجعه می‌کردند و سالمندانی که اصلاً در دو سال اخیر مراجعه نداشتند، به شرکت در مصاحبه دعوت شدند؛ سپس، نمونه‌گیری گلوله برفی تا اشباع داده‌ها ادامه یافت. در نهایت، هجده سالمند در مطالعه شرکت کردند. مصاحبه‌ها با سؤالات باز شروع و با سؤالات پیگیر ادامه یافت و متن مصاحبه‌ها دست‌نویس، سپس با روش تحلیل محتوای صوری به رویکرد برنارد تحلیل شد. سالمندان کمبود حس کرامت را، یکی از موانع مهم در مراجعه به مراکز بهداشت بیان کردند. این درون‌مایه شامل دو زیرطبقه‌ی نقض کرامت درک‌شده و نقض کرامت مشاهده‌شده بود. القای احساس بی‌ارزش‌بودن سالمندان، به‌عنوان موضوعی فرهنگی در جامعه بیان شد. مناسب‌نبودن فضای فیزیکی برای محدودیت‌های سالمندان، غیررسمی‌بودن فضا و رفتار مراقبان سلامت، معطلی زیاد در مرکز، کثیفی و شلوغی مراکز بهداشت، بی‌برنامگی برای نوبت‌دهی به مراجعان، به‌وجود‌آمدن اختلالات اینترنتی و نرم‌افزاری که سبب طولانی‌شدن فرایند مراقبت سلامت می‌شود، مشترک‌بودن فضای انتظار برای سالمندان و نوزادان و جوانان و کمبود صندلی از دلایلی بودند که بر احساس کرامت سالمندان در زمان مراجعه به مرکز بهداشت تأثیر داشت. شرکت‌کنندگان بر کمبود احساس کرامت در دریافت خدمات و ابراز احساس بی‌ارزشی تأکید کردند که با یافته‌های سایر مطالعات که بر اهمیت کرامت در محیط‌های بهداشتی تأکید می‌کنند، همخوانی دارد. تصور سالمندان از اینکه خدمات بهداشتی بیشتر بر فرایندهای اداری تمرکز دارند تا مراقبت‌های مبتنی بر بیمار، ممکن است آن‌ها را از جست‌وجوی خدمات پیشگیرانه بازدارد. این یافته نیاز به تغییر فرهنگ در سیستم‌های بهداشتی را برای اولویت‌دادن به کرامت و احترام به بیماران سالمند نشان می‌دهد و محیطی حمایتی را ترویج می‌کند که مراقبت‌های پیشگیرانه را تشویق کند.

مریم کاشانی، منصوره اشلقی فراهانی، فاطمه گلستان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

بخش مراقبت‌های بهداشتی، به‌ویژه واحدهای مراقبت‌های ویژه (ICU)، با مشکلات اخلاقی پیچیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند که منجر به ناراحتی اخلاقی در میان پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه می‌شود. این ناراحتی هم بر رفاه و هم بر رضایت شغلی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. محققان با درک این موضوع، به برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، به‌عنوان راه‌حل‌های بالقوه پرداخته‌اند. هدف این بررسی محدوده، ترکیب جامع ادبیات موجود درباره‌ی این برنامه‌ها و اثربخشی آن‌ها در کاهش ناراحتی اخلاقی در بین پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است. جست‌وجوی دقیق در پایگاه‌های اطلاعاتی   PubMedو    Scopus  و   CINAHL ، با استفاده از کلماتی کلیدی مانند توانمندسازی اخلاقی، پریشانی اخلاقی و پرستاران واحد مراقبت‌های ویژه انجام شد. پانزده مقاله با معیارهای ورود به مطالعه، ازجمله: انتشار بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ و تمرکز بر برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. بررسی محدوده نشان داد، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، در کاهش پریشانی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه، پیامدهای مثبتی داشت. این برنامه‌ها، شامل کارگاه‌های آموزشی، بحث‌های مبتنی بر نمونه، تمرین‌های تأملی و شبیه‌سازی‌های ایفای نقش با هدف تقویت استدلال اخلاقی، تصمیم‌گیری اخلاقی و انعطاف‌پذیری اخلاقی انجام شد. مشارکت در این برنامه‌ها، به‌طور مداوم، با کاهش شایان توجه ناراحتی اخلاقی مرتبط است. پرستاران افزایش اعتمادبه‌نفس در راهیابی معضلات اخلاقی، تصمیم‌گیری صحیح و دفاع از حقوق بیماران را گزارش کردند؛ علاوه‌براین، برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، حس عاملیت اخلاقی را تقویت کرد و پرستاران را برای رسیدگی مؤثر به چالش‌های اخلاقی توانمند کرد. اجرای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی می‌تواند پریشانی اخلاقی را کاهش و رفاه و رضایت شغلی پرستاران را افزایش دهد. رهبران و مربیان پرستار، در همکاری با کمیته‌های اخلاقی برای طراحی مداخلات مناسب، ادغام آن‌ها در جهت‌گیری‌های پرستاری جدید و آموزش مداوم نقش اساسی دارند. ایجاد یک محیط کاری حمایتی و مساعد برای گفت‌وگوی باز و بازتاب اخلاقی، ضروری است. حمایت مستمر از طریق جلسات پیگیری، راهنمایی و گفت‌وگو، مزایای برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی را حفظ می‌کند. خدمات مشاوره‌ی اخلاقی و همکاری بین‌حرفه‌ای، بیشتر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه یاری می‌رساند. پریشانی اخلاقی، چالشی مهم برای پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه است که بر رفاه و کیفیت مراقبت از بیمار نیز تأثیر می‌گذارد. برنامه‌های توانمندسازی اخلاقی، راهی امیدوارکننده برای کاهش این ناراحتی و افزایش تصمیم‌گیری اخلاقی ارائه می‌دهد. اجرا، همراه با یک محیط کاری حمایتی، می‌تواند به‌شکلی چشمگیر به رفاه اخلاقی پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه کمک کند؛ بااین‌حال، تحقیقات بیشتر برای آشکارکردن اثرات بلندمدت و پیامدهای گسترده‌تر توانمندسازی اخلاقی در محیط بخش مراقبت‌های ویژه ضروری است.

نسرین رسول زاده، عباس عباس زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین ابعاد عملکرد پرستاران، میزان پایبندی آنان به اصول اخلاق حرفه‌ای است که می‌تواند متأثر از سلامت معنوی پرستاران باشد. توجه بیشتر به مسائل معنوی، مانند ایمان، هدف‌داربودن در زندگی و پایبندی اخلاقی موجب کاهش اضطراب و عوارض ناشی از آن می‌شود. جنبه‌های معنوی زندگی باعث می‌شود، فرد در برابر کمبودها و مشکلات، بردباری بیشتر و در ارتباط با افراد دیگر جامعه نیز، رفتار مناسب داشته باشد. دستیابی به اطلاعات سلامتی پرستاران برای پیگیری وضعیت سلامتی، مستلزم داشتن اطلاعات صحیح و برخط است؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین مؤلفه‌های معنویت سامانه‌ی پایش سلامت پرستاران انجام شد. این پژوهش در دو مرحله انجام شد. مرحله‌ی اول با رویکرد تحلیل محتوا، با ۲۵ مشارکت‌کننده و در مرحله‌ی دوم، با استفاده از رویکرد دلفی در چهار نوبت و با ۵۱ نفر مشارکت‌کننده انجام گرفت. روش نمونه‌گیری، مبتنی بر هدف بود و پرستاران و دیگر متخصصان، مشارکت‌کنندگان در این پژوهش بودند. روش جمع‌آوری اطلاعات در مرحله‌ی اول، با استفاده از مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته و سؤالات هدایت‌کننده درباره‌ی پایش سلامت پرستاران بود. در مرحله‌ی دوم، از پرسش‌نامه با سؤالات بازپاسخ استفاده شد که در چهار نوبت در اختیار مشارکت‌کنندگان قرار داده شد. پس از دریافت پاسخ‌ها، گویه‌هایی که بیش از ۷۵درصد متخصصان درباره‌ی آن توافق داشته‌اند، عبارات نهایی ساختار اطلاعات سامانه‌ی پایش سلامت را تشکیل دادند. بخش‌های کیفی با استفاده از آنالیز محتوای هدایت‌شده، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مرحله‌ی اول در بخش کیفی، پس از بررسی اظهارات مشارکت‌کنندگان، طبقه‌ی آرامش معنوی در طبقه‌ی اصلی استواری در ستون‌های پایش سلامت منتج شد. مشارکت‌کنندگان، اعتقاد به خدا و خدمت به انسان‌ها را موجب برقراری آرامش در خود می‌دانستند. همه‌ی مشارکت‌کنندگان، نیاز به بررسی سلامت معنوی را در پایش سلامت، امری ضروری نمی‌دانستند. در اظهارات آن‌ها، رفتار مذهبی و سلامت معنوی با یکدیگر، یکسان تصور می‌شد و آن را مقوله‌ای درونی می‌پنداشتند؛ چراکه در بستری فرهنگی‌مذهبی زندگی می‌کنند. نتایج مرحله‌ی دوم در بخش دلفی نشان داد، متخصصان توافق جمعی داشتند که بررسی سلامت معنوی پرستاران ضرورت دارد؛ اگرچه پرستاران بررسی سلامت معنوی و ایجاد آن را در سامانه ضروری نمی‌دانستند؛ لیکن به نظر می‌رسد، اگر پرستاران از سلامت معنوی خود غفلت کنند، در شناسایی نیازهای معنوی و انجام‌دادن مراقبت معنوی لازم برای بیماران با مشکل مواجه می‌شوند؛ لذا پیشنهاد می‌شود، در پیاده‌سازی و اجرای سامانه‌ی پایش سلامت، مؤلفه‌ی بررسی سلامت معنوی پرستاران با توجه به فرهنگ ایرانی مدنظر قرار گیرد تا کاربران بتوانند سلامت معنوی خود را ارزشیابی کنند.

مصطفی قاسم پور، عباس داداش زاده، مجید پورعبدالله، فضه حسینی لیلاب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، یکی از ویژگی‌های حیاتی برای کارکنان اورژانس پیش‌بیمارستانی است که بر روی فرایندهای تصمیم‌گیری اخلاقی آن‌ها و مراقبتی که در مواقع اضطراری و اغلب پیچیده، به بیماران ارائه می‌دهند، اثر می‌گذارد. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی افراد در شناسایی معضلات اخلاقی و درک پیامدهای آن‌ها تعریف می‌شود. حساسیت اخلاقی می‌تواند کارکنان را قادر سازد تا در چالش‌هایی مانند منابع محدود و وضعیت حاد بیمار، سریع و مستقل تصمیم‌گیری کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی سطح حساسیت اخلاقی در بین تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی (EMTs) و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن، طراحی و انجام شد. این مطالعه‌ی مقطعی در سال 1402، با شرکت 245 نفر از تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی (EMTs) که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شده بودند، انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی حساسیت اخلاقی (MSQ) جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های هم‌بستگی و تحلیل رگرسیون، تجزیه و تحلیل شدند. این مطالعه نشان داد، میانگین نمره‌ی حساسیت اخلاقی در بین شرکت‌کنندگان (39.45±7.13) در سطح متوسط تا بالا قرار داشت؛ همچنین نتایج نشان داد، بین حساسیت اخلاقی و برخی مشخصات فردی‌اجتماعی و حرفه‌ای، با سابقه‌ی کار، به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده، هم‌بستگی معنی‌داری وجود دارد (P<0.001). تجزیه و تحلیل رگرسیون، تجربه‌ی کاری (B=0.08 , P<0.001)  را به‌عنوان یک پیش‌بینی قوی برجسته کرد که نشان می‌دهد، افزایش مواجهه با چالش‌های بالینی و اخلاقی در طول زمان، حساسیت اخلاقی را افزایش می‌دهد. بهبود حساسیت اخلاقی در بین کارکنان اورژانس پیش‌بیمارستانی، گامی حیاتی به‌منظور افزایش توانایی آن‌ها در شناسایی چالش‌های اخلاقی پیچیده و ارائه‌ی مراقبت‌های باکیفیت برای بیمار است. با توجه به نیازهای منحصربه‌فرد کارکنان در موقعیت‌های اضطراری، مانند زمان محدود برای تصمیم‌گیری، محدودیت منابع و نیاز به اقدام فوری، تجهیز آنان به ابزارهایی برای تشخیص و رسیدگی به معضلات اخلاقی ضروری است. اجرای برنامه‌های آموزشی جامع، با تمرکز بر آگاهی اخلاقی و استدلال اخلاقی، می‌تواند تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی را برای تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و همدلانه‌تر توانمندتر کند؛ علاوه‌براین، پرورش فرهنگ سازمانی حمایتی که عملکرد اخلاقی را در اولویت قرار می‌دهد و آموزش مداوم را ارائه می‌دهد، می‌تواند اعتماد و شایستگی آن‌ها را در مدیریت موقعیت‌های حساس اخلاقی بیشتر تقویت کند.

شبنم رسول پور، رضا نعمت الهی ملکی، ندا تقی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اتانازی، به‌عنوان پایان‌دادن عمدی به زندگی بیمار برای تسکین درد و رنج طاقت‌فرسا، چالش‌های اخلاقی و قانونی و عاطفی پیچیده‌ای را برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی، به‌ویژه پرستاران ایجاد می‌کند. پرستاران در مراقبت‌های پایان زندگی، نقشی محوری ایفا می‌کنند؛ ازاین‌رو، نگرش آن‌ها درباره‌ی اتانازی، برای درک پیامدهای آن در عمل بالینی ضروری است. هدف این بررسی، ترکیب ادبیات موجود پیرامون نگرش‌های پرستاران درباره‌ی اتانازی، برای شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و زمینه‌هایی است که به کاوش بیشتر نیاز دارند. این مطالعه با استفاده از دستورالعمل PRISMA 2020 بدون محدودیت زمانی (تا دسامبر۲۰۲۴) انجام شد. مقالات واجد شرایط پس از جست‌وجو در پایگاه‌های مختلف  Google Scholar و Scopus و Web of Science و PubMed و Science Direct و Embase با استفاده از کلمات کلیدی OR , AND انتخاب شدند. راهبرد جست‌وجو شامل ادراکات، نگرش‌ها، پرستار و اتانازی بود. دو بازبین (SR و NT) استخراج داده‌ها و ارزیابی ریسک سوگیری را به‌طور مستقل انجام دادند. مطالعات با  ابزار ارزیابی برای مطالعات مقطعی (ابزار AXIS)  ارزیابی شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه در مرور وارد شدند. این بررسی نشان داد، نگرش پرستاران به اتانازی، بسته به چهارچوب‌های قانونی، هنجارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و ارزش‌های شخصی بسیار متفاوت است. در کشورهایی مانند بلژیک و هلند که اتانازی قانونی است، پرستاران اغلب پذیرش و تمایل بیشتری برای مشارکت در این فرایند را گزارش می‌دهند و بر نقش خود در تضمین استقلال و کرامت بیمار تأکید می‌کنند. برعکس، در مناطقی که اتانازی غیرقانونی است، پرستاران اغلب نگرانی‌های اخلاقی، ناراحتی اخلاقی و بی‌میلی برای حمایت از این عمل را ابراز می‌کنند. موضوعات رایج، شامل نیاز به دستورالعمل‌های روشن، آموزش اخلاقی و نظام‌های حمایت عاطفی برای پرستارانی است که با موقعیت‌های مربوط به اتانازی سروکار دارند. نگرش پرستاران درباره‌ی اتانازی، تحت تأثیر یک تعامل پیچیده از عوامل فرهنگی و قانونی و شخصی است؛ درحالی‌که برخی پرستاران، اتانازی را گسترش مراقبت دلسوزانه می‌بینند، برخی دیگر، با دوراهی‌های اخلاقی و درگیری حرفه‌ای مواجه می‌شوند. این امر، نیاز به چهارچوب‌های اخلاقی قوی، آموزش‌های تخصصی و منابع حمایتی را برای کمک به پرستاران در جهت‌یابی چالش‌های مرتبط با اتانازی در عمل خود برجسته می‌کند.

فرزانه مختاری، فاطمه طالبیان، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

کودک‌انگاری (Infantilization) الگویی رفتاری است که در آن یک فرد صاحب‌اختیار با یک فرد سالمند، همانند یک کودک برخورد می‌کند. این الگوی رفتاری، شامل اَشکالی مختلف ازقبیل به‌کارگیری واژگان نامناسب یا اغراق‌آمیز است؛ به‌طوری‌که طی آن شأن و منزلت اجتماعی سالمند رعایت نمی‌شود. اخلاق شامل شاخه‌ای از فلسفه، با ارزش‌های مربوط به رفتار درست در مقابل رفتار نادرست انسانی است. در این مقاله مفهوم کودک‌انگاری سالمند، با هدف ایجاد آشنایی بیشتر با این مفهوم و به‌تبع آن اجتناب از چنین رفتارهایی، تحلیل شده است. این مطالعه‌ی تحلیل مفهوم، با استفاده از رویکرد هشت‌مرحله‌ای واکر و آوانت انجام شد. ابتدا، کاوش در پایگاه‌های داده‌ای فارسی Magiran و SID و انگلیسی PubMed, Scopus, Web of Science و موتور جست‌وجوگر Google Scholar بدون محدودیت زمانی صورت گرفت. برای جست‌وجوی شواهد، از واژه‌های فارسی کودک‌انگاری و سالمند و واژه‌های انگلیسی Infantilization, Elderspeak, Elderly, Older People استفاده شد. پس از بررسی متن کامل هفت مقاله‌ی منتخب، ویژگی‌ها (Attribute)، پیشایندها (Antecedents) و پسایندهای (Consequence) مربوط به مفهوم کودک‌انگاری سالمند استخراج گردید. پیشایندهای مفهوم کودک‌انگاری سالمند، شامل وجود اختلال عملکردی و ناتوانی‌های مشاهده‌پذیر، اختلال شناختی، سن بالای هفتاد سال، ویژگی‌های غیرمرتبط با سن، مانند تحصیلات کمتر، پیشینه‌ی حرفه‌ای با اعتبار کمتر و ارائه‌ی خدمات از سوی یک مراقب جوان‌تر است. کودک‌انگاری در ارتباط با مبتلایان به دلیریوم و همچنین افرادی که مدت‌زمان طولانی‌تری در مراکز درمانی اقامت دارند، بیشتر دیده می‌شود. در جنبه‌ی محیطی، استفاده از دکور کودکانه در محل نگهداری سالمندان و در حوزه‌ی فعالیتی، مشارکت‌ندادن‌ سالمندان در تصمیم‌گیری، آرایش نامناسب زنان سالمند، ازبین‌بردن حریم خصوصی و استقلال، توبیخ، تنبیه و حبس، سرکوب بیان جنسی، بازی‌های کودکانه و استفاده از نام مستعار برای سالمند مثال‌هایی از این حوزه‌ها هستند. حوزه‌ی زبانی نیز، استفاده از اصطلاحات کودکانه و جملات کوتاه، دستور زبان ساده، صدای آهسته یا بلند و اغراق‌آمیز، خطاب‌کردن با نام کوچک، بدون اجازه‌ی آن‌ها را دربرمی‌گیرد. از پسایندهای کودک‌انگاری سالمند می‌توان به تأثیرات منفی بر رفتار، رفاه، هویت شخصی، شکل‌گیری رابطه و تعامل اجتماعی، ناتوانی در انتزاع، توانایی محدود در حل مشکلات، ایجاد احساسات منفی درباره‌ی عزت نفس و احتمال افزایش مقاومت در برابر مراقبت در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اشاره کرد. تشویق خودمختاری، یک تعهد اخلاقی در مراقبت از سالمندان در تمامی مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمت محسوب می‌شود. بروز رفتارهای کودک‌انگارانه در قبال سالمندان، نتیجه‌ی اتخاذ یک رویکرد غیرشخص‌محور در مراقبت است. لازم است، برای جلوگیری از بروز آن، خدمات مربوط به سالمندی، مناسب سن ارائه شود؛ حتی اگر سالمندان از ناتوانی‌های جسمی و شناختی رنج می‌برند.
 

فاطمه استبصاری، مائده مرادپور ایوکی، محدثه مختاریان دلویی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اصطلاح تبعیض ناشی از سن، با وجود اینکه در قرنهای متمادی، کشورها، زمینهها و فرهنگهای گوناگون وجود داشته، همچنان اصطلاحی نسبتاً جدید است و هنوز در هر فرهنگی وجود ندارد. سن‌گرایی شامل کلیشه‌ها‌ (چگونه فکر میکنیم)، تعصب (چگونه احساس میکنیم) و تبعیض (چگونه عمل میکنیم) نسبت به مردم بر اساس سن آنهاست. هدف از مطالعه، بررسی مفهوم سن‌گرایی (تبعیض ناشی از سن) سالمندان در متون علمی بود. هدف  مطالعه مروری حاضر بررسی متون جهت شناخت مفهوم پدیده‌ی سنگرایی (Ageism) در سالمندان بود. بدینمنظور، از طریق جست‌وجو در پایگاههای داده‌ی PubMed Scopus, Web of Sciences, Embase, با استفاده از کلمات کلیدی Ageism, Older, Elder, Aging, Discrimination مقالات منتشرشده در بازه‌ی زمانی 10 ساله (2014 تا 2024) بررسی شدند. در مرحله‌ی اول، 18945 خلاصه مقاله‌ی انگلیسی بازیابی شدند. دو محقق، مقالات را در دو مرحله بررسی کردند. با بررسی اولیه‌ی عنوان و چکیده‌ی مقالات، 77 مقاله‌ی مرتبط با موضوع انتخاب شدند. در مرحله‌ی دوم، پس از بررسی تمام متن مقالات، 34 مقاله‌ی انگلیسی به دست آمد که بعد از ارزیابی کیفیت مقالات، از بین آن‌ها، در نهایت 17 مقاله تأیید شدند. یافته‌ها در بخش‌های تعریف سن‌گرایی، حیطه‌های سن‌گرایی، انواع سن‌گرایی، تأثیرات سن‌گرایی، عوامل تعیین‌کننده‌ی سن‌گرایی، راهکارها و پیشنهادات سازمان جهانی بهداشت برای کاهش سن‌گرایی دستهبندی شدند. سن‌گرایی از کیفیت زندگی افراد مسن می‌کاهد و انزوای اجتماعی و تنهایی آن‌ها را افزایش می‌دهد. سن‌گرایی عواقب جدی و گسترده‌ای برای سلامتی مردم و رفاه و حقوق بشر دارد. سن‌گرایی برای افراد مسن، با طول عمر کوتاه‌تر، سلامت جسمی و روانی ضعیف‌تر، بهبودی آهسته‌تر از ناتوانی و کاهش شناختی همراه است. با توجه به یافته‌های مطالعه‌ی حاضر، استفاده از سیاست‌ها و قوانین، مداخلات آموزشی از مقطع ابتدایی تا دانشگاه، مداخلات آموزشی رسمی و غیررسمی و همچنین سرمایه‌گذاری در مداخلات تماس بین‌نسلی، برای کاهش سن‌گرایی توصیه می‌شود.

آیدن فیضی، امیرعلی سهیلی، سمیرا چایبخش، فیدان شبانی، شیوا خالق‌پرست،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دستورالعمل‌های ‌پیشرو، اسنادی قانونی هستند که به افراد امکان می‌دهند، ترجیحات مراقبت‌های بهداشتی خود را برای زمانی که توانایی تصمیم‌گیری را از دست می‌دهند، مشخص کنند. دستورالعمل‌های ‌پیشرو، نقشی مهم در حفظ استقلال بیماران ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه در بیماری‌های مزمن، مانند نارسایی قلبی که با وخامت تدریجی و بحران‌های ‌بهداشتی پیش‌بینی‌ناپذیر همراه است. این مرور نظام‌مند با رعایت دستورالعمل‌های PRISMA انجام‌ شد و  مطالعات تا مارس ۲۰۲۴، برای بررسی ترجیحات بیماران  HF درباره‌ی درمان‌های نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی و تصمیمات پایان ‌عمر تحلیل شدند. کلیدواژه‌های دستورالعمل‌های ‌پیشرو، برنامه‌ریزی ‌مراقبت ‌پیشرفته، نارسایی‌قلبی و تصمیم‌گیری ‌پایان ‌عمر در پایگاه‌های داده‌ی PubMed, Scopus , Web of Science جست‌وجو شدند. معیارهای ورود، شامل مطالعات اصلی و دارای‌ متن ‌کامل درباره‌ی بیماران HF بالای هجده سال بود؛ درحالی‌که معیارهای‌ حذف، محتواهای غیرپژوهشی و مقالات دسترسی‌ناپذیر را شامل می‌شد. این مرور شامل ۲۵ مطالعه بود که با استفاده از ابزار NIH از نظر کیفیت، ارزیابی و متغیرهایی مانند عوامل‌ جمعیتی، تصمیم‌گیری‌ نیابتی و ترجیحات‌ درمانی تحلیل ‌شدند. مطالعات متعددی که در این مطالعه گنجانده شده‌اند، سطوح پایین آگاهی را درباره‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو، در میان بیماران نارسایی قلبی برجسته می‌کنند. نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو در مطالعات‌ گوناگون، متفاوت ‌است که به تفاوت‌های‌ فرهنگی مربوط می‌شود. داده‌ها نشان‌ داد، ترجیحات برای تصمیم‌گیری ‌نیابتی، بیشتر به ‌سمت اعضای خانواده است تا پزشکان. بنا بر یافته‌های جواهری (۲۰۱۶)، آموزش‌ ویدیویی بر ترجیحات، بسیار اثر می‌گذارد؛ در واقع، بیمارانی که یک ویدیو را تماشا ‌می‌کنند، در مقایسه با افرادی که اطلاعات شفاهی دریافت می‌کنند، به احیای قلبی‌ریوی یا لوله‌گذاری کمتر تمایل دارند. فرمیگا (۲۰۰۴) بینش‌هایی را درباره‌ی اولویت‌های گسترده‌تر بیماران، مانند حفظ خودکنترلی و بهینه‌سازی روابط با عزیزان ارائه ‌کرد. این یافته‌ها بر نیاز به همسویی مداخلات‌ پزشکی با اهداف کل‌نگر بیماران، به‌جای تمرکز صرف بر نتایج‌ بالینی تأکید کرده‌اند. در مجموع ۴۰۹۱ شرکت‌کننده با میانگین سنی 68/22 سال بررسی شدند. مطالعات، ترجیحاتی متنوع را درباره‌ی درمان‌های‌ نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی نشان ‌دادند. حدود 53/73% از بیماران، مداخلات نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی را ترجیح‌ دادند؛ درحالی‌که 48/37% از آنان با احیای قلبی‌ریوی مخالف‌ بودند. بیماران نارسایی قلبی، ترجیحاتی متنوع برای مراقبت‌های ‌پایان ‌عمر نشان می‌دهند که از عوامل فرهنگی و فردی اثر می‌پذیرند. با وجود اهمیت دستورالعمل‌های ‌پیشرو در هماهنگی مراقبت‌ها با ارزش‌های ‌بیمار، شکاف‌هایی چشمگیر در آگاهی و ثبت این ترجیحات باقی‌ مانده ‌است. ابزارهای آموزشی هدفمند، بهبود ارتباطات و رویکردهای متناسب با فرهنگ بیمار ضروری‌ هستند تا نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو را بهبود ‌بخشند و مراقبت‌های ‌بیمارمحور را تضمین ‌کنند. مطالعات‌ آینده باید بر توسعه و اجرای ابزارهای استاندارد تسهیل‌کننده‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو متمرکز شوند.

علی اصغر پیشداد، سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تحولات علمی و فناوری‌های نوین در حوزه‌ی بهداشت و درمان، مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و پزشکی از راه دور، فرصت‌های بی‌نظیری برای ارتقاء کیفیت مراقبت فراهم کرده‌اند. این فناوری‌ها به پزشکان و بیماران امکان داده‌اند تا در زمینه‌های مختلف، ازجمله: تشخیص و درمان و نظارت بر بیماران به روش‌هایی سریع‌تر و دقیق‌تر دست یابند؛ بااین‌حال، این روش‌ها چالش‌های اخلاقی جدیدی را نیز به وجود آورده‌اند که نیازمند تحلیل دقیق و ایجاد راهکارهای مناسب است. برای انجام‌دادن این مطالعه‌ی مرور دامنه‌ای، با هدف بررسی و تبیین جنبه‌های مختلف مراقبت مدرن، از چهارچوب Arksey & O'Malley  استفاده شد. مراحل اصلی این مطالعه شامل موارد زیر بود:
۱. تعیین سؤالات پژوهش: سؤالات اصلی این مرور عبارت بودند از:
مراقبت مدرن چیست و چه جنبه‌هایی دارد؟
چه عوامل و شواهدی در طراحی و ارائه‌ی مراقبت مدرن اثرگذارند؟
چه چالش‌هایی در ارتباط با مراقبت مدرن وجود دارد؟
راهکارهای مناسب برای این منعطف‌کردن چالش‌ها چیست؟
۲. توسعه‌ی راهکار جست‌وجو: برای یافتن مطالعات مرتبط، کلماتی کلیدی مانند Modern Care، Contemporary Healthcare، Innovative Care و Advanced Patient Care  در پایگاه‌های اطلاعاتی علمی معتبر شامل PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar  بررسی شدند. راهکار جست‌وجو شامل ترکیبی از کلمات کلیدی، اصطلاحات Boolean بود.
۳. انتخاب مطالعات: معیار ورود شامل مقالات مرتبط با مراقبت مدرن، چالش‌ها، راهبردها یا نوآوری‌های مراقبتی بود که در ده سال اخیر، به زبان انگلیسی یا فارسی منتشر شده‌اند. معیار خروج شامل مطالعاتی بود که صرفاً بر مراقبت‌های سنتی تمرکز داشتند یا امکان دسترسی کامل به متن اصلی آن‌ها نبود. انتخاب اولیه بر اساس عناوین و چکیده‌ها انجام شد و سپس مقالات کامل بررسی قرار شدند.
۴. استخراج و تحلیل داده‌ها: داده‌های کلیدی شامل مشخصات مطالعه (سال و مکان)، تعریف مراقبت مدرن، حوزه‌های تمرکز و یافته‌های اصلی با استفاده از فرم‌های استاندارد استخراج شد. تحلیل داده‌ها به‌صورت کیفی انجام شد.
یافته‌ها در سه سطح انواع فناوری پیشرفته و کاربردی در مراقبت، چالش‌های اخلاقی در فناوری مدرن و راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالش‌های اخلاقی طبقه‌بندی شده است.
فناوری‌های پیشرفته و کاربردی در مراقبت عبارت‌اند از:
الف. هوش: الگوریتم‌های هوش مصنوعی به تحلیل داده‌های پیچیده، تشخیص الگوها و پیش‌بینی نتایج درمان کمک می‌کنند. این فناوری در تصویربرداری پزشکی، تجزیه و تحلیل داده‌های ژنتیکی و پیش‌بینی وضعیت بیماران کاربرد فراوان دارد.
ب. اینترنت اشیا (IoT) در بهداشت و درمان: استفاده از دستگاه‌های متصل به اینترنت برای نظارت بر بیماران و دریافت داده‌ها به‌صورت لحظه‌ای از کاربردهای مهم اینترنت اشیاست. این فناوری در مانیتورینگ از راه دور و مدیریت بیماری‌های مزمن به کار می‌رود.
ج. پرینت سه‌بعدی و پزشکی بازساختی: از این فناوری برای ساخت پروتزها، مدل‌های جراحی و حتی بافت‌های زنده استفاده می‌شود و امکان درمان بهتر بیماران را فراهم می‌آورد.
د. پزشکی از راه دور (Telemedicine): پزشکی از راه دور، برای بیماران امکان دسترسی به خدمات پزشکی را، در نقاط دورافتاده و حتی در منزل فراهم می‌آورد و با کاهش نیاز به مراجعه‌ی حضوری، راحتی بیماران را افزایش می‌دهد.
چالش‌های اخلاقی در مراقبت مدرن نیز عبارت‌اند از:
الف. حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌ها: فناوری‌های مدرن در مراقبت بهداشتی، به‌ویژه اینترنت اشیا و هوش مصنوعی، نیازمند جمع‌آوری و تحلیل حجمی عظیم از داده‌های حساس بیماران هستند. این مسأله می‌تواند حریم خصوصی افراد را به خطر بیندازد و زمینه‌ساز دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی شود. استفاده از سیستم‌های امنیتی پیشرفته، رمزگذاری داده‌ها و همچنین رعایت مقررات حریم خصوصی مانند مقررات حفاظت از داده‌های عمومی (GDPR) از راهکارهای حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌هاست.
ب. تصمیم‌گیری خودکار توسط هوش مصنوعی: برخی از سیستم‌های هوش مصنوعی قادر به پیشنهاددادن روش درمانی و حتی تصمیم‌گیری درباره‌ی آن هستند؛ اما این تصمیم‌ها همواره بدون دخالت انسان نیستند. چنین سیستمی ممکن است با بی‌توجهی به جوانب انسانی و احساسی، تصمیماتی بگیرد که از نظر اخلاقی نادرست باشند. نظارت پزشکان متخصص و درنظرگرفتن جنبه‌های انسانی، می‌تواند تضمینی برای به‌کارگیری تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی باشد.
ج. مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی: در صورت وقوع اشتباهات در تصمیم‌گیری یا خطاهای فناوری، مسئولیت این اتفاق بر عهده‌ی کیست؟ این سؤال، یکی از چالش‌های اصلی در استفاده از فناوری‌های مدرن است. آیا مسئولیت بر عهده‌ی تیم پزشکی است یا تولیدکنندگان فناوری؟ تنظیم دستورالعمل‌هایی واضح درباره‌ی مسئولیت‌ها و نظارت بر کاربرد فناوری‌های نوین و تعریف چهارچوب‌های قانونی برای پاسخ‌گویی، می‌تواند راهکاری مناسب برای حل این چالش‌ها باشد.
د. عدالت در دسترسی به خدمات پیشرفته: بهره‌مندی از مراقبت‌های مدرن ممکن است برای همه‌ی افراد در دسترس نباشد؛ به‌ویژه در مناطق کم‌درآمد یا کشورهای درحال‌توسعه. این مسأله می‌تواند به نابرابری‌های درمانی و اجتماعی منجر شود. برنامه‌ریزی برای دسترسی برابر و ارائه‌ی تسهیلاتی برای جوامع کم‌درآمد تا همگان بتوانند از این خدمات بهره‌مند شوند، به اجرای این برابری یاری می‌رساند.
ه. استفاده از داده‌های ژنتیکی و پزشکی شخصی‌سازی‌شده: فناوری‌های مدرن امکان شناسایی خصوصیات ژنتیکی افراد و ارائه‌ی درمان‌های شخصی‌سازی‌شده را فراهم کرده‌اند؛ اما این امر می‌تواند به تبعیض ژنتیکی یا نقض حریم خصوصی افراد منجر شود؛ ازاین‌رو، تعیین قوانین سخت‌گیرانه و پایبندی به اصول اخلاقی در استفاده از داده‌های ژنتیکی می‌تواند از این پیامد‌ها جلوگیری کند.
و. تغییر نقش پزشکان و اعتماد بیمار: با ورود فناوری‌های خودکار به حوزه‌ی پزشکی، نقش پزشکان به‌عنوان تصمیم‌گیرندگان اصلی ممکن است کم‌رنگ شود و این می‌تواند بر اعتماد بیماران به مراقبت‌های پزشکی اثر بگذارد. تأکید بر حفظ نقش انسانی در فرایند درمان و تضمین اینکه پزشکان به‌عنوان متخصصان اصلی در کنار فناوری‌ها عمل می‌کنند، از چنین آسیب‌هایی می‌کاهد.
راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالش‌های اخلاقی نیز عبارت‌اند از:
الف. آموزش و توانمندسازی تیم‌های پزشکی و بیماران: آشنایی با فناوری‌های نوین و پیامدهای اخلاقی آن‌ها می‌تواند به تیم‌های درمانی کمک کند تا تصمیم‌های اخلاقی‌تری بگیرند؛ همچنین، بیماران باید به حقوق و حریم خصوصی خود در استفاده از این فناوری‌ها آگاه شوند.
ب. تدوین قوانین و مقررات مناسب: تنظیم مقررات جامع و دقیق که به رعایت اصول اخلاقی و حفاظت از حریم خصوصی بیماران کمک کند، می‌تواند چالش‌های زیادی را کاهش دهد. این قوانین باید شفاف و اجراشدنی باشند.
ج. مشارکت بین‌المللی و تبادل دانش: توسعه‌ی استانداردهای جهانی و اشتراک تجارب کشورها در استفاده از فناوری‌های پزشکی می‌تواند به ایجاد راهکارهای بهتر برای حل چالش‌های اخلاقی کمک کند.
د. ایجاد کمیته‌های اخلاقی و نظارتی: کمیته‌های اخلاقی در مراکز درمانی و تحقیقاتی می‌توانند به ارزیابی و مدیریت چالش‌های اخلاقی کمک کنند؛ همچنین، نظارت دقیق بر کاربرد فناوری‌های نوین در حوزه‌ی سلامت ضروری است.
ه. بررسی پیامدهای طولانی‌مدت فناوری‌ها: استفاده از روش‌های مدرن در مراقبت بهداشتی، نیازمند تحلیل دقیق پیامدهای طولانی‌مدت آن‌هاست؛ بنابراین، انجام‌دادن مطالعات گسترده و پیگیری اثرات این فناوری‌ها می‌تواند در بهبود تصمیم‌گیری‌ها مؤثر باشد.
فناوری‌های مدرن مراقبت بهداشتی، قابلیت‌های بسیاری برای بهبود کیفیت زندگی افراد ایجاد کرده‌اند؛ اما چالش‌های اخلاقی جدیدی نیز با خود به همراه آورده‌اند. برای مواجهه با این چالش‌ها، لازم است که اصول اخلاقی در کنار نوآوری‌های علمی قرار گیرد و برنامه‌ریزی دقیقی برای مواجهه با مسائل ایجاد شود. این مقاله نشان می‌دهد، با تدوین قوانین جامع، آموزش و آگاهی‌بخشی و حفظ نقش انسانی در فرایندهای درمانی می‌توان به کاهش این چالش‌ها و افزایش اعتماد بیماران به مراقبت‌های مدرن کمک کرد.

سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

جمعیت سالمندان، به‌سرعت در حال افزایش است؛ در نتیجه، نیاز به خدمات اورژانسی برای این گروه سنی نیز، رو به رشد است. سالمندان به دلیل وضعیت جسمانی و روانی خاص خود، هنگام دریافت خدمات اورژانسی، در معرض مسائل اخلاقی و چالش‌های متعدد قرار می‌گیرند. اهمیت این مسائل به این دلیل است که وضعیت جسمانی و روحی آن‌ها می‌تواند مانع از استقلال در تصمیم‌گیری و دستیابی به رضایت آگاهانه شود. هدف این مقاله، بررسی چالش‌های اخلاقی مرتبط با مراقبت از سالمندان در اورژانس و ارائه‌ی پیشنهاداتی برای بهبود این مراقبت است. این مقاله‌ی مروری‌نقلی‌آموزشی، با استفاده از منابع و مقالات معتبر بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ به بررسی و تحلیل چالش‌های اخلاقی در مراقبت از سالمندان در اورژانس پرداخته است. منابع با جست‌وجوی واژگان کلیدی اخلاق پزشکی، مراقبت از سالمندان و اورژانس در پایگاه‌های داده‌ی علمی معتبر مانند  PubMedو Scopus وGoogle Scholar  استخراج شدند. حفظ استقلال سالمند، رضایت آگاهانه، حفظ حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات، تصمیم‌گیری در پایان زندگی، رعایت عدالت و انصاف و صداقت، حمایت روانی و عاطفی، شفقت و همدلی، رعایت اصول حرفه‌ای آموزش و آگاهی، ارتباط مؤثر با خانواده، مدیریت درد و راحتی بیمار، از چالش‌های اخلاقی مراقبت از سالمندان در اورژانس هستند. کشورهای توسعه‌یافته از دیرباز با مسأله‌ی سالمندی مواجه بوده‌اند؛ اما در سال‌های اخیر نرخ رشد سالمندی در کشورهای درحال‌توسعه نیز شتاب بیشتری گرفته است. این کشورها به دلیل نداشتن زیرساخت‌های کافی و تغییرات سریع جمعیتی، با چالش‌های بزرگی در مراقبت از سالمندان مواجه می‌شوند. چالش‌های اخلاقی در مراقبت از بیماران سالمند در اورژانس، از مهم‌ترین مسائلی است که تیم‌های درمانی با آن روبه‌رو هستند. این چالش‌ها به دلیل حساسیت جسمی و روحی سالمندان، پیچیدگی‌های درمانی و نیاز به تصمیم‌گیری سریع، تشدید می‌شوند. رعایت این اصول در کنار آموزش مداوم مراقبان، می‌تواند کیفیت مراقبت از سالمندان را در مواقع اورژانسی بهبود بخشد و از بروز صدمات جسمی و روانی به آنان جلوگیری کند؛ بنابراین، مراقبت از سالمندان، علاوه بر دانش و مهارت، به رعایت اصول اخلاقی و رفتار انسانی نیز نیاز دارد. با پایبندی به این اصول، می‌توان علاوه بر ارائه‌ی مراقبت‌های مؤثر، حس اعتماد و آرامش را در سالمندان ایجاد کرد. آموزش و آگاهی‌بخشی به تیم‌های درمانی، تقویت ارتباط با خانواده و نمایندگان قانونی، استفاده از دستورالعمل‌های استاندارد اخلاقی، تشویق سالمندان به تهیه‌ی وصیت‌نامه‌ی پزشکی، استفاده از ارزیابی‌های روان‌شناختی و فیزیکی، برخی از راهکارهای پیشنهادی هستند.

نفیسه رضائی، رشا اطلسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اخلاق هوش مصنوعی، مجموعه‌ای از اصول و استانداردهایی است که متخصصان و کاربران در طراحی و استفاده از هوش مصنوعی به آن‌ها توجه می‌کنند و احترام به حریم کاربران، امنیت و عدالت در استفاده از هوش مصنوعی را در بر می‌گیرد. هدف از این پژوهش، تحلیل علم‌سنجی مطالعات انجام‌شده در این حوزه، تا زمان کنونی و یافتن ویژگی‌ها و موضوعات ترند در آن‌ها بوده است؛ ازاین‌رو، نخست، با استفاده از سرعنوان‌های موضوعی پزشکی مش (MESH) که هوش مصنوعی و اخلاق بودند، در پایگاه PubMed جست‌وجو صورت گرفت؛ سپس، تمام مدارک نمایه‌شده از ابتدا تا تاریخ اول سپتامبر ۲۰۲۴، بازیابی و ذخیره شدند. در مرحله‌ی بعد، تحلیل علم‌سنجی و مصورسازی داده‌ها با استفاده از برنامه‌ی R انجام گرفت و نتایج در قالب جدول‌ها و نمودار‌ها و نقشه‌های علمی، ارائه شدند. 534 مدرک از سال 1986 تا 2024 در این حوزه وجود داشت که بیشترینِ آن‌ها (n=70)، در سال 2024 منتشر شده بودند. مجله‌ی The American Journal of Bioethics بیشترین مطالعه را در این زمینه منتشر کرده بود (n=30) و Melissa D McCradden ) از گروه اخلاق زیستی دانشگاه تورنتو کانادا( با پنج مقاله، پرکارترین نویسنده در این حوزه بوده است. University of Oxford با ۲۴ مقاله و Stanford University School of Medicine با ۲۱ مقاله، به‌ترتیب، بیشترین مقاله را در این حوزه، منتشر کرده بودند؛ همچنین، ایالات متحده آمریکا (n=236)، آلمان (n=91) و فرانسه (n=52) به‌ترتیب، فعال‌ترین کشورها در حوزه‌ی اخلاق و هوش مصنوعی بوده‌اند. Research Personnel، Informed Consent / Ethics و Artificial Intelligence / Ethics /Trends هر سه، بیشترین ترند موضوعی در سال ۲۰۲۴ بوده‌اند و در سال ۲۰۲۳ نیز Privacy Biomedical Research, و Education, Medical به‌ترتیب، بیشترین ترند موضوعی، در این حوزه بوده‌اند. در طی سال‌های اخیر، تولیدات علمی حوزه‌ی اخلاق و هوش مصنوعی، رشد صعودی داشته‌اند. به نظر می‌رسد این رشد، بهمنظور توسعه‌ی روزافزون طراحی و نیز کاربرد هوش مصنوعی در حوزه‌های مختلف علمی و نیز زندگی روزمره است؛ ازاین‌رو، توجه به جنبه‌های مختلف اخلاقی و نکات مهم نوظهور در این حوزه و نیز افزایش همکاری‌های بین‌المللی در پژوهش و آموزش، می‌تواند به استفاده‌ی مؤثرتر از هوش مصنوعی و چالش‌های کمتر در این حوزه منجر شود.
 

عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروه‌هایی متنوع از متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را دربرمی‌گیرد که به‌منظور ارائه‌ی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت می‌کنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالش‌های اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژه‌های اخلاق، چالش‌های اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جست‌و‌جو در پایگاه‌های اطلاعاتی  Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسی‌زبان وارد مطالعه شدند. چالش‌های اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارت‌اند از:
الف. محدودیت‌های درونی (نداشتن اعتمادبه‌نفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیت‌های خارجی (همکاری‌نکردن، ساختارهای سلسله‌مراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاست‌های محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیت‌های بالینی (درمان بی‌فایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبت‌های پایان عمر و تصمیم‌گیری درباره‌ی درمان، استفاده از محدودکننده‌های فیزیکی).
شناخت چالش‌های اخلاقی بخش مراقبت ویژه می‌تواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم می‌کند.

پوریا صمدزاده شهری، رضا محمدپورهدکی، زهرا دلیر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده هستند، باید برای ارائه‌ی مراقبت مناسب و حرفه‌ای، در کنار شایستگی‌های بالینی، شایستگی‌های اخلاقی هم داشته باشند. حساسیت اخلاقی، معیاری ضروری برای صلاحیت حرفه‌ای پرستاران است که آن‌ها موقعیت‌های اخلاقی را به‌عنوان حامیان بیمار با حساسیت درک کنند؛ لذا، برای ارائه‌ی مراقبت باکیفیت باید حساسیت اخلاقی از ابتدای آموزش پرستاری مدِّنظر قرار گیرد. این مطالعه، با هدف بررسی ویژگی‌ها و تأثیر مداخلات آموزشی در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. در این مرور نظام‌مند، مقالات منتشرشده، با استفاده از واژگان کلیدی فارسی و انگلیسی در پایگاه‌های اطلاعاتی بین‌المللی شامل PubMed و Web of Science و Scopus، همچنین پایگاه‌های فارسی‌زبانِ SID و Magiran از ابتدا تا اکتبر۲۰۲۴ بازیابی شدند. اخلاق، حساسیت اخلاقی، دانشجویان پرستاری، Moral Sensitivity،Ethical Sensitivity ،Nursing Students  از کلمات کلیدی جست‌وجو بودند. در جست‌وجوی اولیه، در مجموع ۲۳۲۱ مقاله یافت شد. مراجع برای هر مطالعه، به‌صورت دستی نیز بررسی شد. با توجه به معیارهای ورود، مطالعات تجربی و نیمه‌تجربی منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی که بر مداخلات مؤثر در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان کارشناسی پرستاری تمرکز داشتند، مطالعه و تحلیل شدند. در نهایت، شش مقاله به‌طور کامل مطالعه و داده‌های مربوطه استخراج شدند. دو محقق، به‌طور مستقل، استخراج داده‌ها و ارزیابی کیفیت را بر اساس چک‌لیست مؤسسه‌ی جوانا بریگز (JBI) انجام دادند. در مجموع، ۱۹۰ دانشجوی پرستاری در شش مطالعه‌ی منتخب وارد این مطالعه شدند که ۶۰درصد از آنان در گروه مداخله بودند. شش مداخله‌ی آموزشی، شامل دو مطالعه‌ی کارگاه اخلاق پرستاری و کارگاه اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، برنامه‌ی آموزشی انگیزشی اخلاقی، کارگاه اخلاق روایت مجازی و یادگیری بر اساس مشکل بود؛ اما کارگاه آموزشی اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، در مدیریت حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری مؤثر نبود. شواهد نشان‌دهنده‌ی اثرات مثبت مداخلات آموزشی بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری، اندک اما دلگرم‌کننده بود. این مرور، مطالعاتی متفاوت را در آموزش اخلاق و ایجاد حساسیت اخلاقی شناسایی کرد. یافته‌ها می‌توانند برای توسعه‌ی آمادگی و قابلیت‌های دانشجویان در تشخیص و همچنین واکنش مناسب به موقعیت‌های کاری مشکل‌ساز اخلاقی، به کار گرفته شوند؛ بااین‌حال، نیاز به مطالعات بیشتر برای تأیید اثربخشی این مداخلات بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری وجود دارد.

سپیده قویدل، ساجده قاآنی، سیده قدسیه بحرینی طوسی، محدثه محسن پور،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دیسترس اخلاقی، یکی از موضوعات شایع مطرح‌شده در زمینه‌ی اخلاق پزشکی است و به حالتی اطلاق می‌شود که فرد در آن، علی‌رغم داشتن آگاهی و توانایی برای عملکرد اخلاقی، متأثر از وضعیت موجود، از انجام‌دادن عمل صحیح اخلاقی ناتوان است. شجاعت اخلاقی نیز، فضیلتی ضروری برای عملکرد باوجدان همه‌ی ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، به‌ویژه پرستاران و دانشجویان پرستاری است و به نحوه‌ی انجام‌دادن مراقبت پرستاری کمک می‌کند؛ ازاین‌رو، برخورداری چشمگیر از این فضیلت، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در عصر حاضر، با افزایش آگاهی مددجویان، تغییر در نیازهای سلامتی افراد، عدالت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامتی، دیسترس اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری در سازمان‌های ارائه‌دهنده‌ی خدمات افزایش یافته است؛ لذا، این پژوهش توصیفی‌مقطعی، با هدف ارتباط بین شجاعت اخلاقی و دیسترس اخلاقی پرستاران، در سال 1403 در مشهد انجام شد. جامعه‌ی آماری این مطالعه، چهل نفر از دانشجویان دختر و پسرِ ترم سوم پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند. داده‌ها با استفاده از دو پرسش‌نامه‌ی دیسترس اخلاقی Corley و شجاعت اخلاقیSekerka  و همکاران جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 و با آزمون‌های آمار توصیفی و هم‌بستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، بیشتر دانشجویان (2/51درصد) زن و 6/36درصد از آنان، مرد بودند. میانگین سن دانشجویان شرکت‌کننده در پژوهش 14/21 بود. 6/75درصد از شرکت‌کنندگان، مجرد و 9/4درصد از آنان متأهل بودند (0/055 - = r ,  0/05 میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی 10/81 ± 75/34 دامنه‌ی ۱۲ تا ۱۶) و میانگین نمرات شجاعت اخلاقی 9/33 ± 85  (دامنه‌ی ۶۰ تا ۱۰۳) بوده است. ازآنجاکه بین دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی ارتباط غیرمعنی‌دار منفی وجود دارد، برگزاری کارگاه‌های انگیزش اخلاقی و برنامه‌های آموزشی، به‌منظور کاهش دیسترس اخلاقی و افزایش شجاعت اخلاقی دانشجویان پرستارانی پیشنهاد می‌شود؛ همچنین، ارتباط غیرمعنی‌دار ممکن است، با حجم نمونه‌ی کم، ارتباط داشته باشد؛ بنابراین توصیه می‌شود پژوهش با تعداد نمونه‌ی بیشتر تکرار شود.

نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

طب‌ روایتی، الگویی تحول‌آفرین در حوزه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به شمار می‌رود که بر اهمیت داستان‌های بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربه‌فرد است که از تجربیات و زمینه‌های فرهنگی او شکل گرفته است و می‌تواند تأثیری چشمگیر بر رابطه‌ی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااین‌حال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسی‌های جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان می‌کند؛ جایی که ابعاد روانی‌احساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته می‌شود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود درباره‌ی کاربرد طب‌ روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنی‌سازی عملکرد بالینی- چهارچوب‌های آموزشی بررسی می‌کند. در این مرور نظام‌مند، راهکار جست‌وجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژه‌های طب‌ روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادل‌های فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاه‌های بین‌المللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگ‌ایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبان‌های انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال ‌نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلاف‌نظر‌ها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA  تنظیم ‌شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آن‌ها در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروه‌های مختلف را نشان ‌داد. این گروه‌ها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگی‌های پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دسته‌بندی شد. اولاً، این رویکرد به‌طور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزش‌های طب‌ روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعه‌ای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارت‌های حرفه‌ای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات ‌روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ به‌طوری‌که در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و به‌طور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمی‌درمانی را نشان ‌دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری ‌روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینش‌های جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روان‌شناختی تأیید می‌کند. برنامه‌های آموزشی مبتنی بر روایات، نه‌تنها کیفیت انسانی مراقبت را غنی‌تر می‌کنند، بلکه به‌طور در خور ‌توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا داده‌اند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، به‌عنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائه‌دهندگان مراقبت شکل ‌گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.

علی اکبری، علیرضا آرمان، علیرضا نیکبخت نصرآبادی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

شجاعت اخلاقی برای پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه  (ICU)در رویارویی با چالش‌های اخلاقی و حمایت از بیماران، حیاتی است؛ با این‌حال، عوامل اثرگذار بر بروز این ویژگی، به‌خوبی درک نشده‌اند. این مرور به شناسایی پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی شجاعت اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه پرداخته و بینش‌هایی برای بهبود تصمیم‌گیری اخلاقی و مراقبت از بیماران در محیط‌های بحرانی ارائه داده است. این مطالعه بر اساس اصول مرور نظام‌مند کاکرین و دستورالعمل‌های PRISMA انجام شده است. با استفاده از کلیدواژه‌های انگلیسی و فارسی مرتبط با شجاعت اخلاقی، پرستاران بخش مراقبت ویژه و پیش‌بینی‌کننده‌ها در پایگاه‌های داده‌ی بین‌المللی PubMed Scopus, و Web of Science جست‌وجویی جامع انجام گرفت و منابع خاکستری از طریق Google Scholar بررسی شدند. هیچ محدودیت زمانی برای جست‌وجو اعمال نشد. معیارهای ورود، شامل مطالعات مشاهده‌ای متمرکز بر پیش‌بینی‌کننده‌های شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU بود. معیارهای خروج، شامل مقالات تکراری، مرورها، کارآزمایی‌های بالینی، دیدگاه‌ها و مقالات فاقد داده‌های اولیه یا روش‌شناسی شفاف بود. دو نویسنده، غربالگری و استخراج داده‌ها را به‌صورت مستقل انجام دادند و اختلافات از طریق توافق با نویسنده‌ی سوم حل شد. برای ارزیابی کیفیت از مقیاس نیوکاسل‌اتاوا (NOS) استفاده شد و داده‌های مطالعات انتخاب‌شده به‌صورت نظام‌مند در یک جدول استخراج سازمان‌دهی شدند. در مجموع، ۱۳۶ مقاله شناسایی شد که پس از غربالگری، ۲۴ مطالعه‌ی مشاهده‌ای شامل ۴ مطالعه‌ی مقطعی و ۸ مطالعه‌ی کوهورت انتخاب شدند. این مطالعات، عوامل کلیدی اثرگذار را بر شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU  شناسایی کردند که شامل سن، جنسیت، تجربه‌ی حرفه‌ای، آموزش اخلاقی و حمایت محیط کار بود. پرستاران مسن‌تر و زنان، تمایل بیشتری به بروز شجاعت اخلاقی داشتند؛ همچنین، پرستارانی که تجربه‌ی کاری بیشتری داشتند و آموزش رسمی اخلاقی دریافت کرده بودند، توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌های اخلاقی نشان دادند؛ علاوه‌براین، محیط کار حمایتی و باورهای اخلاقی شخصی در تشویق پرستاران به حمایت از بیماران و مقابله با رفتارهای غیراخلاقی، نقشی مهم ایفا کردند. این یافته‌ها، اهمیت عوامل فردی و سازمانی را در تقویت شجاعت اخلاقی برجسته می‌کند. این مرور نشان می‌دهد، سن، جنسیت، تجربه، آموزش اخلاقی و حمایت محیط کار از پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU  هستند و اهمیت عوامل فردی و سازمانی را در ارتقاء رفتار اخلاقی نشان می‌دهد.

جلال سعیدپور، علیرضا حاجی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در قرن حاضر، کشور ایران یکی از سریع‌ترین کشورهای جهان در زمینه‌ی رشد سالمندی جمعیت است و پیش‌بینی می‌شود، بیش از ۲۰درصد از کل جمعیت کشور، در سال ۱۴۲۰ سالمند باشند. ازآنجاکه سالمندان، مصرف‌کنندگان اصلی خدمات سلامت هستند، پرداختن به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به این قشر جمعیتی، حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مرور شواهد مربوط به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان در ایران انجام شد. مطالعه‌ی حاضر از نوع مرور حیطه‌ای بود که با استفاده از پروتکل شش‌مرحله‌ای و Arksey و O'Malley انجام شد. برای شناسایی شواهد مرتبط، در پایگاه های داده ای انگلیسی زبان Web of Science ، PubMed , Scopus و فارسی زبان SID , Magiran , Iran Medex , Google Scholar بدون محدودیت زمانی  جست‌وجو انجام گرفت. بعد از غربالگری و انتخاب مطالعات، پژوهشگران از فرم استخراج داده برای شناسایی و دسته‌بندی نتایج استفاده کردند. روش تحلیل روایتی برای تحلیل داده‌ها به کار گرفته شد. از بین ۶۷۳ مطالعه‌ی شناسایی‌‌شده، ۱۷ مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. خدمات همه‌جانبه‌ی پیشگیری، تشخیصی، درمانی و توان‌بخشی به سالمندان، باید مبتنی بر اصول و ارزش‌های انسانی‌اسلامی مقبول جامعه ارائه شود. حفظ شأن و کرامت سالمندان در تمامی مواقع، رعایت اخلاق در تعامل با سالمندان، خودمختاری و استقلال سالمندان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط، توجه به اصول عدالت و سودمندی در مداخلات درمانی، همدلی و خوش‌رویی در بین ارائه‌دهندگان، اطمینان از محرمانگی و رازداری و حفاظت از اطلاعات، توجه به حریم خصوصی، کسب رضایت آگاهانه در مراکز سلامت، توجه به آموزه‌های دینی و اسلامی در مراقبت از سالمندان، مسئولیت‌ نهادهای دولتی و غیردولتی در جلوگیری از انگ و تبعیض بین سالمندان، انجام‌دادن اقدامات درمانی بهنگام و اخلاق‌محور، پایبندی ارائه‌دهندگان به کار تیمی و رفتار علمی و حرفه‌ای، حمایت از سالمندان به‌عنوان قشر جمعیتی آسیب‌پذیر در اولویت‌بندی خدمات، جلوگیری از تعارض منافع در مراقبت‌های سالمندان و استفاده از خدمات سلامت ایمن، مقرون‌به‌صرفه، معتبر و مبتنی بر شواهد برای سالمندان، از مهم‌ترین ملاحظات اخلاقی لازم برای ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان هستند. با توجه به قطعی‌بودن سالمندی در ایران، باید در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان، به ملاحظات اخلاقی شناسایی‌شده در پژوهش حاضر، توجه شود؛ بنابراین، توصیه می‌شود، سیاست‌گذاران و مدیران و ارائه‌دهندگان، اقداماتی را در سطوح وزارت بهداشت، دانشـگاه‌های علوم پزشکی و مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامت به سالمندان به‌منظور ترویج اصول و ارزش‌های انسانی‌ اسلامی  انجام دهند.

ماهرخ کشوری، نگار فرج زاده، محسن شهریاری، محمد آزادمنش، علی اصغر جمالی نسب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

از جمله نقش‌های استادان و مربیان پرستاری، انتقال هنجارهای جامعه، فراهم‌کردن تجربه‌های فرهنگی، شکل‌دادن به رفتار و عقاید و نگرش‌های دانشجویان و پرورش فضایل اخلاقی در آنان است. استادان، یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر شخصیت اخلاقی دانشجویان هستند؛ لذا، ضروری است به این موضوع توجهی ویژه شود. هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های اخلاقی در دانشکده‌ی پرستاری و مامایی از دیدگاه استادان است. در این بررسی که از نوع کیفی است و به شیوه‌ی تحلیل محتوا انجام شده، ۲۳ استاد در مدت هشت ماه، به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف در دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بررسی شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با استفاده از آنالیز محتوای کیفی قراردادی تجزیه ‌و تحلیل گردیدند. تجزیه‌ی مستمر و مقایسه‌ای داده‌ها نشان داد، ادراک استادان از چالش‌های اخلاقی، در سه طبقه‌ی اصلی وجود تبعیض و بی‌عدالتی، تعهد حرفه‌ای پایین و رفتار غیرحرفه‌ای قرار گرفته است. تبعیض و بی‌عدالتی، شامل سه زیرطبقه‌ی وجود تفاوت در اجرای قوانین بین دانشکده‌ها و گروه‌ها، پرداخت‌های ناعادلانه‌ی مالی و توزیع ناعادلانه‌ی واحدها و امتیازات بود؛ اما طبقه‌ی تعهد حرفه‌ای، پایین‌تر از دو زیرطبقه‌ی کم‌فروشی آموزشی و رعایت‌نکردن قوانین از سوی استادان تشکیل شده بود. رفتار غیرحرفه‌ای نیز، شامل دو زیرطبقه‌ی رقابت ناسالم بین استادان و ارزشیابی نامناسب دانشجویان بود. تجارب استادان در این مطالعه نشان داد، آنان با چالش‌هایی گسترده مواجه هستند که چالش‌های اخلاقی یکی از موضوعاتی است که بر عملکرد و انگیزه‌ی آنان اثر می‌گذارد. با توجه ‌به نقش مهم استادان در آموزش مسائل اخلاقی یا مشارکت فعال در حل چالش‌های اخلاقی، مدیران و مسئولان باید به این عوامل چالش‌برانگیز توجه کرده و با تعدیل آن‌ها به بهبود وضعیت کمک کنند.

هما صادقی اول شهر، کوثر علیزاده، لیلا امینی، شیما حقانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

برقراری ارتباط مؤثر با بیمار، علاوه بر اینکه جزئی مهم از حرفهایگرایی و رفتار حرفهای محسوب میشود و جلب اعتماد بیشتر جامعه به حِرَف سلامت را در پی دارد، تأثیری بسزا در دستیابی به اهداف مراقبتی و درمانی نیز خواهد داشت. نظر به اهمیت تأکید بر روش‌های فعال و دانشجومحور در یادگیری و اهمیت بازاندیشی در آموزش، مطالعه‌ی حاضر با هدف ارزیابی اثر بازاندیشی هدایتشده بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی نیمهتجربی یکگروهی همراه با پیشآزمون و پسآزمون و محیط پژوهش دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. پنجاه دانشجوی سالهای دوم تا چهارم کارشناسی مامایی و پرستاری، بهشکل داوطلبی و بر اساس فراخوان در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامه‌ی مشخصات فردی و پرسشنامه‌ی مهارتهای ارتباط با بیمار جواهر و همکاران بود. مداخله شامل برگزاری چهار جلسه کلاس آموزشی با رویکرد تعاملی نوددقیقهای (هفتهای یک بار)، بهصورت آنلاین و در بستر گوگلمیت بود. دو جلسه‌ی اول به آموزش مؤلفههای حرفهگرایی با تأکید بر مهارتهای ارتباط با بیمار و آموزش و تمرین بازاندیشی و دو جلسه‌ی بعد به ارائه‌ی سناریو و پخش فیلم و ارائه‌ی فرصتهایی برای بازاندیشی و بهاشتراکگذاری تجارب دانشجویان و جمعبندی اختصاص یافت. دادههای حاصل از مطالعه، پس از ورود به نرمافزار SPSS نسخه‌ی ۲۴ با استفاده از تستهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد، نمره‌ی مربوط به مهارت‌های ارتباطی بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه بعد، نسبت به قبل از مداخله، تغییری مثبت داشته؛ ولی این تغییر معنادار نبوده است. نتایج تحلیل‌های آماری درباره‌ی حیطههای مهارتهای ارتباطی نشان داد، حیطه‌ی شروع آگاهانه قبل از آموزش بهطور معناداری پایینتر از بلافاصله پس از آموزش (0/005 = P) و یک ماه بعد از‌آن (0/011 = P) بود و در حیطه‌ی پذیرش غیرمشروط مددجو، مقایسه‌ی دو به دو نشان داد، مهارتهای ارتباطی در این حیطه قبل از مداخله بهطور معناداری، کمتر از یک ماه بعد بود (0/02 =P). با توجه به یافته‌های این پژوهش، برای اظهارنظر درباره‌ی تأثیر بازاندیشی هدایت‌شده در ارتقاء مهارت‌های ارتباطی دانشجویان پرستاری و مامایی، کماکان به پژوهش‌های بیشتری نیاز است.


صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb