جستجو در مقالات منتشر شده


581 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

سمیه مرغوب خواجه، حمیدرضا خاکدوست، جمال رضایی اوریمی، زهرا آقابیگلویی، اعظم خسروی، محمدحسین اسدی، سیدامیرحسین لطیفی، مهدی صالحی، سیدعبدالله محمودی، مهشید مافی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1404 )
چکیده

بررسی تولیدات علمی در حوزه علوم انسانی، نقش مهمی در توسعه علمی و فرهنگی جامعه دارد. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی مقالات مرتبط با موضوع تاریخ پزشکی در مجلات علوم انسانی ایران در بازه زمانی 1380 تا 1400 ه.ش است. پژوهش کاربردی حاضر با رویکرد توصیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی انجام شده است. بر اساس یافته‌های صورت گرفته 40 مجله و 256 مقاله در موضوعات مختلف مرتبط با تاریخ پزشکی شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های حاضر حاکی از روند افزایشی کمّی تولیدات علمی در حوزه تاریخ پزشکی طی دو دهه اخیر است. بیشترین گرایش موضوعی مربوط به حوزههای "سلامت، بهداشت و تغذیه" و "مفاهیم پزشکی، انواع بیماریها و روشهای درمانی" بوده است. مجله «تاریخ علم» پُرکارترین نشریه بود. اغلب مقالات به زبان فارسی و با تمرکز بر دوره‌های اسلامی و قاجاریه نگارش شده و کلیدواژه‌های "ایران"، "رضا شاه" و "قحطی" پرتکرارترین بودند. با در نظر گرفتن نتایج به دست آمده مشاهده می شود که پژوهشگران به موضوعاتی همچون: پزشکی در سفرنامه‌ها، اخلاق پزشکی، پزشکی زنان و دامپزشکی و همچنین به دوره‌های تاریخی آل بویه، سلجوقی، زندیه، افشاریه و دوران معاصر انقلاب اسلامی توجه کمتری داشته‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد تولیدات علمی تاریخ پزشکی در ایران با تمرکز بر دورههای اسلامی و قاجار و موضوعات سلامت، الگوی بومیِ درحال تکاملی را شکل داده است، اما نیاز به توجه به دورههای مغفول و رویکردهای بین رشته‌ای احساس می‌شود.
 
آفای حمید رضا کوهستانی، خانم نیره باغچقی، آقای مهدی بیرجندی، آقای هادی احمدی، خانم سارا افرازنده،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1404 )
چکیده

حساسیت اخلاقی به عنوان زیربنای اخلاق پرستاری از ابتدای آموزش پرستاری باید مدنظر قرار گیرد و پیش‌بینی می‌شود متغیرهای فردی مانند شفقت ورزی به خود و هوش هیجانی با حساسیت اخلاقی مرتبط باشند. این مطالعه توصیفی-همبستگی با هدف بررسی ارزش پیش‌بینی کنندگی شفقت ورزی به خود و هوش هیجانی بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۲۶۳ نفر از دانشجویان پرستاری بود که به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های استاندارد شفقت ورزی به خود رایس، هوش هیجانی برادبری و گریوز و حساسیت اخلاقی لوتزن بودند. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم‌افزار SPSS نسخه ۱۹ تحلیل شدند. نتایج مطالعه نشان داد که بین حساسیت اخلاقی با هوش هیجانی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد) 37/0=,r 01/0(p<. بین حساسیت اخلاقی و خود شفقت ورزی ارتباط معناداری مشاهده نشد (44/0=,r 05/0(p>. تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام‌به‌گام نیز نشان داد هوش هیجانی به‌عنوان متغیر پیش‌بین، 13 درصد از واریانس حساسیت اخلاقی را تبیین می‌کند (001/0>p)، درحالی‌که خود شفقت ورزی سهم معنی‌داری در پیش‌بینی حساسیت اخلاقی ندارد (05/0<p). مهم‌ترین نتیجه این بود که هوش هیجانی می‌تواند پیش‌بینی‌کننده حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری باشد؛ بنابراین توصیه می‌شود آموزش هوش هیجانی در برنامه درسی گنجانده شود و روش‌های آموزشی مؤثر مورد بررسی قرار گیرند.
محمدرضا نظری، علی بهرام طجری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1404 )
چکیده

مسئله سقط جنین به عنوان یکی از چالش برانگیزترین مباحث اخلاق زیستی، نیازمند بررسی عمیق مبانی فلسفی و دینی است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر متون فلسفه اسلامی کوشیده است بنیان هایی فلسفی برای شأنیت بخشی به جنین را بررسی نماید. پرسش اصلی این پژوهش این است که از منظر فلسفه اسلامی آیا جنین دارای شأن اخلاقی است و با توجه به پذیرش نفس ناطقه و حرکت جوهری چه دلایلی برای اثبات این ادعا می­تواند وجود داشته باشد.
یافته های این پژوهش نشان می دهد که در لابلای کلمات فلاسفه مسلمان استدلال هایی همانند ذات نوعی انسان، استعداد تکاملی، هبه بودن حیات و استمرار وجودی را می توان یافت که نتیجه آن شأنیت داشتن جنین خواهد بود. این پژوهش با تحلیل آرای فیلسوفان مسلمان و بافت فلسفی آنها سعی کرده خوانشی نظام مند از ادله فلسفه اسلامی در دفاع از حقوق جنین را ارائه دهد.
دکتر احسان شمسی گوشکی، مریم مدبر، دکتر علیرضا پارساپور، مریم سادات موسوی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1404 )
چکیده

دستورالعمل های حرفه ای مانند آیین‌نامه‌ انتظامی سازمان نظام پزشکی ایران به عنوان چارچوبی برای تنظیم رفتار حرفه‌ای حرفه مندان سلامت، در تضمین استانداردهای اخلاقی و حرفه ای خدمات پزشکی نقش حیاتی دارند. این پژوهش با هدف بررسی تحولات تاریخی و محتوایی آیین‌نامه‌ انتظامی نظام پزشکی ایران  از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۹۰ انجام شد. این آیین نامه اولین سند دارای پشتوانه قانونی و ضمانت اجرایی است که در پزشکی مدرن ایران برخی استانداردهای اخلاق حرفه ای پزشکی را به شکلی نسبتا نظامند معرفی و رعایت آنها را بر پایه اختیارات مندرج در قانون تشکیل سازمان نظام پزشکی الزام می کند.  روش پژوهش، تحلیل محتوای تاریخی و تطبیقی اسناد و آیین‌نامه‌هاست که تغییرات ساختاری، محتوایی و نظارتی آن‌ها را مورد ارزیابی قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این آیین نامه پنج بار مورد بازنگری قرارگرفته است. محتوای آیین‌نامه‌ در طول زمان از زبان فضیلت‌محور و تأکید بر ارزش‌های اخلاقی  دور شده و رویکردی  حقوقی و قانونی با محوریت قصور و تقصیر پزشکی به خود گرفته است . تغییرات دیگر شامل  توسعه دامنه شمول از پزشکان به همه حرفه مندان، تغییر در نگاه به رابطه پزشک–بیمار، کاهش تمرکز بر فضائل اخلاقی و پررنگ شدن جنبه های بروکراتیک، اداری و دیوانسالارانه است. این تحولات منعکس‌کننده تغییرات اجتماعی، حقوقی و حرفه‌ای در ایران هستند و مطالعه آن می‌تواند به درک بهتر روند تطور این مقررات و زمینه ساز بازنگری و بهبود آیین نامه ها باشد.
 
دکتر علریضا قربانی، دکتر زهرا عابدینی، دکتر حمیده یزدی مقدم،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1404 )
چکیده

برنامه درسی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق اهداف آموزش است. برنامه درسی پنهان اشاره به جو عاطفی و شرایطی نانوشته­ای دارد که بیشترین تاثیر بر ارزش‌ها و عواطف مخاطبان در رشته­های علوم پزشکی بویژه در رشته پرستاری دارد. این مطالعه کیفی با هدف تبیین برنامه درسی پنهان در آموزش اخلاق حرفه‌ای در پرستاری با رویکرد گراندد تئوری انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند آغاز و به‌صورت نمونه‌گیری نظری از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق با 14 مشارکت‌کننده (دانشجو، پرستار و استاد)، مشاهده و یادداشت در عرصه تا مرحله اشباع نظری ادامه ‌یافت. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش کوربین و اشتراوس 2008 انجام گردید. تحلیل داده‌ها نشان داد که دغدغه اصلی مشارکت‌کنندگان “ناکارآمدی در مدیریت تعاملات به‌دنبال ضعف در ارتباطات و مهارت‌های فردی پرستاران” است که راهبرد‌های اساسی آنها در مواجهه با این نگرانی "توانمندی حرفه­ای اساتید در الگو بودن برای فراگیران"، "معرفی پرستاران نمونه و الگوسازی" و"لزوم ارتقا مهارت­های حرفه­ای برای مراقبت بیمار" می‌باشند. پیامد این راهبردها “ارتقا رضایتمندی پرستار از مراقبت مبتنی بر اخلاق حرفه­ای"، "زمینه­های ارتقای رفتارهای حرفه­ای در بالین" و "توسعه مراقبت مبتنی بر نیاز بیماران" بود. “ ارتقای مراقبت پرستاری مبتنی بر رعایت اخلاق حرفه‌ای" به‌عنوان متغیر اصلی مطالعه استخراج گردید. این نتایج می­تواند برای تدوین و توسعه برنامه درسی پنهان در آموزش اخلاق حرفه‌ای پرستاری بکار گرفته شود؛ به‌طوریکه توجه به عوامل فردی، محیطی و نقش اساتید در آموزش اخلاق حرفه‌ای می‌تواند مبنای طراحی مداخلات هدفمند برای بهبود تعاملات بالینی و کاهش شکاف بین تئوری و عمل در محیط بالین قرار گیرد.
دکتر محسن مسعودیان، دکتر عبدالرسول فروتن،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1404 )
چکیده

این پژوهش با هدف بازخوانی بدن و تجربۀ بیماری در متون تاریخی پزشکی، به تحلیل جامعه‌شناختی خلاصهالتجارب، اثر برجستۀ بهاءالدولۀ رازی، می‌پردازد. مطالعۀ حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و بهره‌گیری از چارچوب نظری جامعه‌شناسی پزشکی، شامل نظریۀ نقش بیمار، تعامل نمادین، تضاد اجتماعی و رویکرد اکوسوشیال، نشان می‌دهد که تجربۀ بیماری و بازنمایی بدن در اواخر عهد تیموری تا اوایل صفوی، پدیده‌ای صرفاً زیستی نبوده و محصولی پیچیده از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیطی است. یافته‌ها بیانگر آن است که بدن نه‌تنها واقعیت فیزیولوژیک، بلکه یک «متن اجتماعی» است که سبک زندگی، طبقۀ اجتماعی، رژیم غذایی، جنسیت و تنوع قومی در آن درج شده است. در خلاصهالتجارب، برای مثال، صحرانشینان و برزگران به‌دلیل سبک زندگی سخت و تغذیۀ پرانرژی، بدنی مقاوم دارند، درحالی‌که شهرنشینان و اشراف، به‌سبب کم‌تحرکی و رژیم غذایی لطیف، بیشتر در معرض بیماری‌های مزمن هستند. زنان در متن حاشیه‌ای و محدود بازنمایی شده و تجربۀ بیماری آن‌ها تحت تأثیر محدودیت‌های اجتماعی و خشونت است. نظام پزشکی دوره، با وجود سلسله‌مراتب اجتماعی، حق درمان نسبی برای همۀ اقشار قائل است و اپیدمی‌ها، سیاست‌های شهری و اقدامات پیشگیرانه، پیوند زیست‌سیاست، محیط و سلامت عمومی را نشان می‌دهند. افزون بر این، تلفیق طب سنتی، خرافه و تنوع قومی پزشکان، تجربۀ بیماری را به فرایندی چندلایه، اجتماعی و فرهنگی تبدیل کرده است. مطالعۀ این متن، امکان فهم تاریخی، اجتماعی و فرهنگی بدن و بیماری و تعامل میان پزشکی، ادبیات و جامعه را فراهم می‌آورد.
 
کیارش آرامش،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

منظور از رازداری، مخفی ماندن هویت و مشخصات اهدا کننده گامت یا رویان از سایرین، از جمله از فرزند حاصل از آن گامت یا رویان، و نیز مخفی ماندن هویت و مشخصات دریافت کنندگان گامت یا رویان از فرد یا افراد اهدا کننده است. در این مقاله، پرسش از رازداری در قالب دو پرسش صورت بندی شده است: 1- از دیدگاه اخلاقی آیا اطلاعات مربوط به هویت اهداکنندگان و دریافت کنندگان گامت و رویان باید توسط مراکزی ثبت و نگهداری شود تا درزمانی  در آینده برای افرادی که صاحب حق دسترسی شناخته می شوند، آشکارسازی گردد؟ 2- آیا دریافت کنندگان گامت یا رویان اهدایی از نظر اخلاقی موظفند که به فرزند حاصله اطلاع دهند که برای به دنیا آمدن آن فرزند از گامت یا رویان اهدایی استفاده شده است؟ در این مقاله، نگارنده به بررسی و احتجاج به سود این دو پاسخ به پرسش های فوق پرداخته است: در مورد پرسش اول، ثبت و نگهداری اطلاعات مربوط به هویت اهداکنندگان و دریافت کنندگان گامت و رویان در مراکزمربوطه و آشکار سازی آنها درزمانی مناسب برای فرزند(ان) حاصله از نظر اخلاقی درست و الزامی است. در این رابطه هم چنین به مانعی اشاره شده است که تا زمان برطرف نشدن آن، اجرای این باید اخلاقی را می توان به تعویق انداخت.در رابطه با پرسش دوم،  مخفی داشتن هویت و مشخصات اهداکننده(های) گامت یا رویان از فرزند حاصل از آن، از نظر اخلاقی نادرست است و در نتیجه اخلاق حکم می کند که نسب زیست شناختی فرزند آتی، به شیوه و در زمانی مناسب برای او آشکارسازی شود. در این مقاله از سه دیدگاه برای بررسی مدعیات پیش گفته اقامه برهان شده است: نخست از دیدگاه فریضه گرا (Deontological) و سپس از دیدگاه فایده گرا (Utilitarianistic) و در نهایت از دیدگاه اصول گرا (Principalistic) .


حسن فرسام،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

داروسازی همانند پزشکی از آغاز با تندرستی و رفاه مردم و جامعه در ارتباط بوده و معیارهای اخلاقی خود را داشته است.  در چند دهه گذشته، داروسازی به‌ویژه در خدمات دارویی از نسخه‌پیچی ساده به رابطه داروساز با بیمار و نظام مراقبت از سلامت تغییر یافته است.  در حال حاضر، فلسفه خدمات داروسازی بر این شالوده است که داروساز فردی است که دانش و مهارت خود را با رعایت موازین اخلاقی در آگاه ساختن بیمار و ارائه مشورت علمی به او درباره داروها به‌کار می‌گیرد.  با گسترش علوم و پیدایش افق‌های نوین در شیوه‌های درمانی، دارورسانی و خدمات دارویی مفاهیم نوینی مانند حرفه‌گرایی و اخلاق حرفه‌ای نیز بیش‌تر مورد توجه قرار گرفته است.  در این راستا مسائلی مانند حقوق بیمار، خودمختاری و رضایت بیمار، رابطه تجارت و سوداگری با خدمات دارویی، کیفیت، ایمنی و کارآیی داروها، مسائل اخلاقی فراگیر و ویژه در خدمات دارویی، انحصار‌طلبی علمی و آسیب‌های احتمالی نهفته در آن و ... از اهمیت بیش‌تری برخوردار هستند.  بنابر آن‌چه گفته شد، لازم است درباره آسیب‌شناسی عملکرد اخلاقی در خدمات دارویی نیز سخن گفته شود.  تاکنون، در ایران کم‌تر مطالعه‌ای درباره‌ چالش‌های اخلاقی انجام گرفته است.  از این نظر جا دارد در کنار انبوهی از مطالبی که در مورد اخلاق داروسازی گفته شده است، به عواملی که اخلاق را به چالش می‌کشد هم نظری انتقادی شود.  در این راستا لازم است عواملی مانند دانش و مهارت ناکافی در زمینه کاربرد داروها، ناآشنایی به علوم اجتماعی و رفتاری، نگاه سنتی به خدمات دارویی، نارسایی قوانین و مقررات، سیاست‌های دارویی نامتوازن، مسائل فرهنگی و اجتماعی، ناتوانمندی انجمن‌های حرفه‌ای، عرضه داروهای نوین، سوداگری‌های تجارت دارو، قرص‌های جنسی، و از همه مهم‌تر مسائل اقتصادی مورد مطالعه قرار گیرد.  نادیده گرفتن این عوامل می‌تواند زیان‌های بسیاری از این راه به تندرستی جامعه و مردم و شأن و اعتبار و ارزش حرفه‌ داروسازی وارد سازد و به‌جای ایجاد روابط درست با بیمار و نظام مراقبت از تندرستی داوری‌های ناخوشایندی به بار آورد. 


فرزانه امین پور،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

پیشرفت های علمی عصر حاضر در زمینه دسترسی، پردازش، ذخیره و انتقال اطلاعات به طور چشم گیری موجب توسعه فناوری‌های گوناگون اطلاعاتی شده و اطلاعات را به سمبل عصر حاضر مبدل کرده است. کاربرد گسترده فناوری های اطلاعات و ارتباطات در زندگی اجتماعی بشر به شکل گیری جوامع اطلاعاتی منجر گشته که در آن تأکید اصلی بر روی سیستم های کامپیوتری و شبکه های اطلاعاتی است. در حال حاضر، فناوری های گوناگون اطلاع رسانی پزشکی بخش مهمی از زیرساختار سلامت جامعه را تشکیل می دهند. این فناوری ها بر ایجاد و کاربرد روش ها و سیستم هایی برای گردآوری، پردازش و تفسیر داده های بیمار به کمک اطلاعات حاصل از پژوهش های علمی پرداخته و از طریق کاهش محدودیت های زمانی و مکانی موجب افزایش امکان دسترسی مردم به خدمات پزشکی، ارتقا کیفیت مراقبت از بیمار و کاهش هزینه های این خدمات می شوند. از دیگر سو، رعایت اصول اخلاقی در پزشکی موضوع مهمی است که از دیرباز مورد توجه خاص مدیران سیستم های بهداشتی و درمانی بوده است. توسعه روزافزون فناوری های دیجیتالی و کاربرد آن ها در حوزه علوم پزشکی با وجود دارا بودن مزایای بی شمار، مدیران این سیستم ها را که در جوامع اطلاعاتی با فناوری های گوناگون اطلاع رسانی پزشکی و هم چنین اطلاعات و سوابق بیماران سر و کار دارند،  با چالش های جدیدی روبه رو ساخته که اغلب در نتیجه تقابل یا عدم رعایت اصول اخلاقی در پزشکی نوین ایجاد می شوند. رعایت اخلاق پزشکی در جوامع اطلاعاتی و توجه به چهار اصل مهم مطرح در آن یعنی سودمندی، اختیار، صداقت و عدالت در جریان کاربرد فناوری های اطلاع رسانی پزشکی برای مقابله با این چالش ها کاملا ضروری است. طرح و بررسی چالش های اخلاقی در زمینه تولید، دسترسی، اشاعه، ذخیره سازی و استفاده از اطلاعات بیمار در محیط های الکترونیکی و تدوین راهکارهای مناسب و عملی می‌تواند به رعایت اخلاق پزشکی و حمایت از اصول سودمندی، مساوات، عدالت، اختیار و احترام به آزادی های فردی در جوامع اطلاعاتی رو به رشد کمک نماید.


مینا مبشر، نوذر نخعی، ساره گروسی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: جو اخلاقی (فرهنگ سازمانی) یک سازمان، آن گونه که توسط کارکنانش درک می شود، بر تجربه های اخلاقی، رضایت شغلی و نوع مراقبت تأثیرمی گذارد. لذا بر آن شدیم تا جو اخلاقی بیمارستان های آموزشی شهر کرمان را بر اساس نظرات پرسنل پرستاری ارزیابی کنیم.

روش کار: یک پرسشنامه 26 سؤالی که روایی محتوایی آن با توجه به بررسی متون مورد تأیید بوده و پایایی آن نیز در حد قابل قبولی بود (آلفا کرونباخ 92/0)، به فارسی ترجمه شد. پرسشنامه بین یک نمونه متوالی متشکل از 350 پرستار که در چهار بیمارستان آموزشی شهر کرمان کار می کردند توزیع شد. 302 نفر این پرسشنامه را تکمیل نمودند. تمام پرسشنامه ها بدون نام بود.

بحث و نتیجه گیری: بیش تر افراد (76%) موًنث بودند. میانگین سنی افراد  (5/ 8±)4/ 32 بود. پاسخ به عبارت "همیشه" بیش از همه در جواب گویه "مسوؤلم کسی است  که می توانم به او اعتماد کنم" و کمتر از همه در پاسخ به گویه "در این بیمارستان پرستاران به خوبی حمایت شده و به آن ها احترام گذاشته می شود" دیده شد. از بین 5 حیطه تشکیل دهنده پرسشنامه،  بیش ترین نمره مربوط به مدیران (پرستاری) و  کم ترین نمره مربوط به بیمارستان بود. تفاوت معنی داری در مجموع نمرات پرسشنامه بر حسب متغیرهای زمینه ای ( سن، جنس، میزان تحصیلات، وضعیت  استخدامی و بیمارستان ها) وجود نداشت. با توجه به تأثیر قابل توجه فرهنگ سازمانی  بر عملکرد پرستاران، به نظر می رسد که بعضی جنبه های فرهنگ سازمانی بیمارستان های آموزشی به ویژه در مواردی که مربوط به پزشکان و مدیران سطح بالا است، نیاز به ارتقا دارند.


محسن سوایی، عبدالحمید چوهدری، شهربانو شهبازی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده


مصطفی قانعی، بیتا مسگرپور، سید حسن سعادت، علیرضا پارساپور، فاطمه بامدادی، امین محمودرباطی، علیرضا کرامتی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر یکی از مشکلات عمده در زمینه اخلاق پژوهش به ویژه در تحقیقات علوم پزشکی، چگونگی اجرایی کردن کدهای اخلاقی و التزام محققان به اجرا کردن آن می­باشد. به منظور اجرایی کردن کدهای اخلاقی، در این مقاله سعی شد جزئیات فعالیت های هر یک از عناصر دخیل در مراحل مختلف تحقیق ، به صورت تفصیلی پیشنهاد شود.

روش­ کار: جهت تدوین دستورالعمل­های لازم برای اجرایی کردن کدهای اخلاق پزشکی در حیطه­های مختلف مدیریتی و اجرایی در دانشگاه­ها و مراکز تحقیقاتی علوم پزشکی،  یک کارگاه 2 روزه با حضور شرکت کنندگانی از دانشگاه­های علوم پزشکی تیپ 1، 9 دانشگاه دارای مراکز تحقیقاتی، انستیتو پاستور، شبکه­های تحقیقاتی  مولکولی و سلول­های بنیادی و در نهایت اعضای  کمیته کشوری اخلاق در پژوهش ترتیب داده شد.

بحث و نتیجه گیری: اعضای شرکت کننده با توجه به نوع تخصص و حوزه مدیریتی به 5 کار گروه تقسیم شده، نسبت به تدوین  شرح وظایف اقدام کردند. این 5 کار گروه شامل: 1) شرح وظایف کمیته اخلاق در پژوهش در دانشگاه­ها، 2) شرح وظایف معاونان و مدیران پژوهشی دانشگاه­ها و مراکز تحقیقاتی علوم پزشکی، 3) شرح وظایف اساتید راهنما، مجری طرح، مدیر و معاون پژوهشی گروه و شورای پژوهشی گروه، 4) شرح وظایف کمیته روابط بین‌الملل دانشگاه­ها و 5) شرح وظایف کمیته انتشارات بودند. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق پزشکی و دخالت عوامل محیطی، جامعه شناختی، فرهنگ بومی هر منطقه و امکانات اجرایی موجود، اجرایی کردن کدها نیازمند همکاری جمعی و عزم ملی محققین، دست اندرکاران امر پژوهش و مدیریت کلان کشور می­باشد.


علیرضا اسماعیل آبادی، امیر باستانی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هفتاد سال از نخستین آزمایش لوبوتومی بر بیماران اعصاب و روان می گذرد. این آزمایش در آغاز، بهبود شرایط بیماران روان پریش، مجرمان جنسی، اسکیزوفرنی و مانند آن را دنبال می کرد، ولی با گذشت روزگار، آثار زیان بار آن جلوه گر شد. به این ترتیب با طرح انتقادات گسترده، دامنه آن محدود گردید، به گونه ای که امروزه در مواردی دارو درمانی و در موارد محدودی هم شیوه های جدید تر اعمال جراحی نظیر (Capsulotomy) و (Cingulotomy) تجویز می شود. در گذشته، پزشکان و متخصصان در برخی از اعمال جراحی لوبوتومی بدون توجه به رضایت یا عدم رضایت بیماران به درمان، صرفاً با استناد به لزوم رعایت مصلحت بیمار یا جامعه، آنان را تحت جراحی های بسیار خطرناک قرار می دادند که در مواردی، اقامه دعاوی را به دنبال داشت تا این که در برخی  کشورها مانند کانادا، قانون گذار با وضع مقررات خاصی در این موضوع مداخله کرد و به دنبال آن، مخالفت ها در گرفت و مباحث جنجال برانگیزی هم در حوزه حقوق و اخلاق پزشکی مطرح گردید.   

روش کار: برای نگارش این مقاله، از کتاب ها و مقالات مرتبط در این زمینه استفاده شد. مقالات مرتبط از طریق جست وجو با استفاده از کلمات کلیدی لوبوتومی، اجبار به درمان مجرمین و اخلاق یافت شد.

بحث و نتیجه گیری: مطالعه چند پرونده معروف مربوط به جراحی لوبوتومی  روشن می سازد که این درمان آثار زیان باری به دنبال داشته، اخلاق پزشکی  و حقوق، چنین درمانی را  با رضایت و یا حتی بدون رضایت و تنها به استناد رعایت مصلحت  جامعه و بیمار روا نمی دانند.


علی پایا،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

درباره جنبه های نظری بحث کرامت انسانی و ابعاد گوناگون شبکه معنایی آن و به خصوص آنچه که به آموزه های اخلاقی در این زمینه مربوط می شود، نکات زیادی از سوی فلاسفه اخلاق و دست اندرکاران اخلاق پزشکی مطرح شده است. نگاهی به آثار انتشار یافته در این زمینه آشکار می سازد که بسیاری از نویسندگانی که در این قلمرو به اظهار نظر پرداخته اند به طور عمده از منظر متعارف استدلال های فلسفی متکی بر حقوق یا عدالت، استدلال های کلامی متکی بر آموزه های دینی، اخلاقیات متکی بر اصالت مصداق particularism ، یا پراگماتیسم بحث درباره مسأله حرمت و کرامت اشخاص را به پیش برده اند. در مقاله حاضر کوشش می شود با استفاده از دیدگاه های برخی از فیلسوفان تحلیلی معاصر از منظری تازه و غیر متعارف به مسأله توجه شود. استدلال اصلی مقاله بر مفهوم محوری "ارزش حیات" استوار است. همه کسانی که در خصوص تحقیقات در حوزه سلول های بنیادی و مسأله مجاز بودن یا عدم وجود جواز اخلاقی برای پژوهش در مورد رویان های اولیه موضعی اتخاذ می کنند، یا کسانی که در زمینه اخلاقی بودن یا نبودن سقط جنین اظهار نظر می کنند یا آنان که می کوشند برای مسأله دشوار نحوه تخصیص منابع محدود درمانی راه حل مناسبی پیشنهاد کنند، دست کم به نحو شهودی باور دارند که حیات یک ارگانیزم انسانی، در هر شکلی، دارای ارزش ذاتی است، ولو آنکه این ارگانیزم در حالت کاملا تحول نیافته و در مرحله تخمک تازه لقاح یافته یا رویانی باشد که آماده جای گذاری در رحم است، یا جنینی که سیستم مغز و اعصابش شکل گرفته، یا انسان بالغی که در حیات اجتماعی خود دچار سقوط اخلاقی شده است. این اندیشه که برخی چیزها یا رویداد ها به خودی خود ارزشمندهستند- یعنی ما به آن ها برای خودشان احترام می گذاریم نه از این بابت که به علائق یا منافع ما خدمت می کنند- بخشی آشنا از تجربه های ماست. چنین باوری به تدریج از طریق تجربه های مستمر ما در زیست- محیط برای ما حالت "شهودی" پیدا کرده است. حال اگر با نظر ثانوی و از روی رویت در این باور شهودی دقیق شویم به جنبه های تازه ای از معانی پنهان آن پی می بریم. به عنوان نمونه به این نکته توجه می کنیم که از باورِ"ارزش داشتن حیات انسانی به نحو ذاتی" نمی توان چنین نتیجه گرفت که باید تا آن جا که ممکن است حیات انسانی را تکثیر کرد. درست به عکس، شهود دیگری از مجموعه شهود های ما، به ما می گوید که دست کم در برخی از نقاط جهان بهتر است شمار کم تری افراد زندگی کنند نه شمار بیش تری. به این ترتیب این پرسش مطرح می شود که اگر ارزش ذاتی داشتن حیات انسانی لزوما به معنی مستحسن بودن تکثیر آن نیست در این صورت چگونه ممکن است که این نکته واجد ارزش و اهمیت ذاتی باشد  که حیات آدمی، همین که ظاهر شد، ادامه پیدا کند؟ مقاله می کوشد با تکیه بر ابزار فلسفه تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان میان دو مفهوم به ظاهر متعارض "ارزش ذاتی حیات" و "اخلاقی بودن قربانی کردن حیات تحت شرایط خاص" آشتی برقرار کرد.
حمیدرضا ادهمی، دلارام صدرایی شاملو،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده


علی کاظمیان،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

در برخورد با بیمار ترمینال، مسائل متعدد اخلاقی در حیطه‌ی اخلاق پزشکی مطرح می‌گردد. از جمله‌ی این مسائل، مسأله‌ی اطلاع دادن به بیمار ترمینال درباره‌ی بیماری خود و کسب نظر او راجع به اقدامات حمایتی و درمانی، شروع و قطع درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات و بالاخره بحث اتانازی است. با توجه به این‌که در فرهنگ‌های مختلف دیدگاه پزشکان و مردم نسبت به مسائل اخلاقی می‌تواند کاملاً متفاوت باشد, برخورد با مسائل اخلاقی بیماران ترمینال احتیاج به بررسی نظرات پزشکان و مردم در زمینه‌ی خاص فرهنگی جامعه دارد. با توجه به این‌که در ایران مطالعه‌ای برای بررسی نظر پزشکان نسبت به مسائل بیماران ترمینال انجام نشده بود، مطالعه‌ی حاضر سعی در روشن کردن دیدگاه پزشکان ایرانی نسبت به مسأله‌ی بیماران ترمینال دارد.

در این مطالعه با بیست پزشک متخصص در گروه‌های تخصصی نفرولوژی, هماتولوژی, بیهوشی, نورولوژی, جراحی عمومی, جراحی اعصاب و رادیوتراپی که بیش‌تر در حیطه‌ی کاری خود با بیماران ترمینال مواجه بودند  مصاحبه‌ی عمیق انجام داده و  نظر آن‌ها را راجع به بیماران ترمینال جویا شدیم. سپس نظرات آن‌ها جمع‌بندی‌ و سعی در نتیجه‌گیری شد.

بر مبنای مصاحبه‌هایی که انجام شده است مشخص شد که متخصصان مورد سؤال واقع شده، گرچه تعریف واحدی از بیماری ترمینال نداشته و بعضاً تعاریف آن‌ها با تعاریف کتب اخلاق پزشکی مغایرت دارد, ولی به‌نظر آن‌ها در اطلاع‌رسانی و تصمیم‌گیری راجع به بیمار ترمینال، مهم‌ترین عامل تأثیرگذار خانواده بوده و تمایلات پزشک و تشخیص او برای انجام یا قطع اقدامات حیات بخش نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. این طرز برخورد با بیمار ترمینال گرچه با اتونومی بیمار, مطابق آن‌چه در ادبیات غربی اخلاق پزشکی نامیده می‌شود مغایرت دارد,  در یک مدل اخلاقی که عمدتاً در جوامع شرقی دنبال می‌گردد می‌گنجد. به‌نظر می‌رسد در این روش برخورد، بیش‌تر تبعات قانونی اقدام و تعامل با بازماندگان فرد بیمار و اصول سودرسانی و عدم ضرررسانی مورد توجه بوده و اصل اتونومی از اهمیت کم‌تری برخوردار باشد. با قبول این روش برخورد، دیگر جایی برای مطرح کردن روش مراقبت پیشرو advanced care management باقی نمی‌ماند.


علیرضا اسماعیل آبادی، حمیده یزدی مقدم، امیر باستانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

فناوری شبیه‌سازی، امید به آرزوی دیرین بشر برای جاودانه زیستن را تقویت کرد و به‌دنبال آن، بحث‌های متفاوتی درباره‌ی  جواز و عدم جواز این فناوری پدیدار شد. این فناوری که با حوزه‌های متفاوتی مانند اخلاق، حقوق و دین مرتبط است، همه‌ی این حوزه‌ها را با پرسش‌هایی روبه‌رو ساخته است و اندیشمندان هر حوزه تلاش کرده‌اند تا پاسخی مناسب دهند؛ گروهی آن را به‌شدت محکوم کرده، گروهی پذیرفته و بالاخره گروهی هم به راهی میانه رفته‌اند.  با توجه به این نگرش‌ها می‌توان قانون‌گذاری‌های متفاوتی را مشاهده کرد.
بررسی دیدگاه‌های متفاوت نشان می‌دهد که ترس از نقض کرامت انسانی و آسیب‌ها و پیامدهای خطرناک ناشی از شبیه‌سازی و مانند آن ‌که رنگ اخلاقی به خود دارند و به قلمرو حقوق هم راه یافته‌اند، مهم‌ترین نکاتی هستند که مد نظر مخالفان قرار گرفته‌اند.


سید محمد جواد مرتضوی، محمد علی سجادی، زهرا هاشمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

پزشکی مدرن و روش‌‌های امروزی بهداشت و توسعه‌ی سلامت تا حد زیادی مدیون آموزه‌های پیامبر اکرم (ص) و دانشمندان بزرگ اسلامی است، اما متأسفانه قسمت اعظم این خدمات هم‌چنان برای مردم دنیا ناشناخته باقی مانده است. برای مثال، خدمات حکما و اندیشمندان مسلمانی هم‌چون ابن سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و الزهراوی موجب پیدایش پیشرفت‌‌‌های شگرفی در علوم مختلف پزشکی گردید که چندین قرن به منزله‌ی موتور محرکی برای گسترش مرزهای دانش پزشکی در اروپا عمل نمود. الطب النبوی (طب پیامبر) مجموعه‌ای از دستورات پزشکی است که توسط مسلمین به‌عنوان یک جایگزین برای سیستم پزشکی یونانی (منشأ گرفته از طب جالینوس Galen ) مورد استفاده قرار گرفته است. در حقیقت، نگارندگان طب النبی افراد مذهبی و غیر پزشکی بودند که با استفاده از آیات قرآن و شیوه‌ی زندگی رسول اکرم (ص) این دستورات را جمع‌آوری نموده بودند. اگر چه طب النبی در ابتدا به‌عنوان یک جایگزین برای طب یونانی مطرح شده بود، اما بعدها بزرگانی نظیر الذهبی (Adh-Dhahabi  ) کوشیدند تا طب عربی- اسلامی را با طب یونانی ممزوج نمایند. از این رو، این دسته از اندیشمندان مسلمان تعالیم بقراط (Hippocrates) و جالینوس (Galen) را نیز علاوه بر پزشکان مسلمان مورد استناد قرار داده‌اند. اما از سوی دیگر تقریباً تمام روش‌‌‌های درمانی پیشنهاد شده توسط اندیشمندانی هم‌چون جلال الدینی السبوطی (متوفی 1505 میلادی) بر اساس دانش پزشکی در زمان رسول اکرم(ص)، که از قرآن کریم، سنت حضرت رسول، احادیث روایت‌شده از ایشان و روش‌‌‌های درمانی رایج در جوامع اسلامی اولیه منشأ گرفته بود، است. با توجه به شواهد موجود، استفاده از ویژگی‌‌‌های درمانی حنا، زیتون و مسواک از جمله اقدامات درمانی در طب النبی است که به‌خوبی مستند‌ سازی شده‌اند. این درحالی است که برخی دانشمندان غربی کوشیده‌اند تا از اساس و بنیان منکر توجه اسلام به پزشکی و مقوله‌ی سلامت گردند. نقطه‌ی اوج این دیدگاه افراطی و غیر علمی در نوشته‌های مانفرد اولمان (Manfred Ullman ) دیده می‌شود. وی در کتاب خود تحت عنوان «طب اسلامی» اشاره می‌کند که ظهور حضرت رسول اکرم (ص) موجب بروز هیچ تغییری در وضعیت پزشکی نشد و در قرآن نیز با وجود آن‌که پرسش‌‌‌های بسیاری در مورد زندگی انسان بیان گردیده و قوانین زیادی مطرح شده است، در هیچ کجای آن نه به پزشک اشاره‌ای شده است و نه به دانش پزشکی. روشن است که مطابق مستند‌ات انکارناپذیر، این اظهارنظرهای ناآگاهانه یا مغرضانه تا چه حد از حقیقت دور است. اظهار نظرهایی نظیر آن‌چه اولمان در خصوص اسلام و پزشکی و نقش مسلمین در توسعه‌ی دانش پزشکی اظهار داشته است، در نوشته‌های بسیاری از دیگر نویسندگان دنیای غرب نیز وجود دارد. در این نوشتار کوشش شده است تا علاوه بر تشریح نقش پزشکی نبوی در پیشرفت دانش پزشکی، ریشه‌های تلاش غرب برای نادیده انگاشتن  نقش اسلام و پزشکان مسلمان در توسعه‌ی دانش پزشکی مورد بحث قرار گیرند.


سید احمد فاطمی تبار، عباس منزوی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

حسن و قبح اخلاقی( ذاتی یا عقلی) دارای جایگاه ارزشمندی در علومی هم‌چون علم اخلاق است که  با نفی آن اخلاق نسبی می‌شود. در این مقاله به تعریف و نقد مفاهیم حسن و قبح می­پردازیم.

برای جمع­آوری منابع موجود از منابع معتبر کتب اسلامی و کتب موجود در کتابخانه‌ی موزه‌ی ملی تاریخ علوم پزشکی تهران و موتورهای جست‌وجوگر سایت­هایی مانند Google ، Iran Medex ،Yahoo استفاده شد.

با بررسی متون، معانی متفاوتی برای حسن و قبح به‌دست می‌آیند که عبارتند از: «سازگاری و ناسازگاری باطبع»،  «موافقت با اغراض و مصالح»، «کمال و نقص نفسانی»، «تفسیر حسن و قبح به مدح و ذم» و «کشش‌های فطری». طبع انسانی به دو نوع حیوانی و والا قابل تقسیم است. طبع حیوانی انسان نمی­تواند ملاک بازشناسی فعل اخلاقی باشد، ولی انسان‌ها در قلمرو تمایلات روحانی مشترک هستند. با تعریف طبع والا حسن و من علوی قابل اثبات نیست، مگر آن‌که حسن آن را بدیهی بدانیم. اغراض نیز به اغراض شخصی، اغراض نوعی و اغراض مطلوب قابل تقسیم‌اند. اغراض شخصی مایه‌ی هرج و مرج نظام اخلاقی می­شوند. اغراض نوعی می­توانند پشتوانه‌ی اخلاق باشند، ولی چون تحسین و تقبیح مربوط به ذات عمل نیست، نمی­توان این نظریه را جزء حسن و قبح ذاتی شمرد، بلکه بهتر است آن را حسن و قبح عقلایی یا عقلی غیرذاتی نامید. منظور از غایت مطلوب، قرب و بعد الهی است که لازمه‌ی آن نیت است تا کمال و معنویت تحقق یابد.  تعریف «کمال و نقص نفسانی» در حقیقت به همان نظریه‌ی «سازگاری با طبع والا» بازمی­گردد. از «تفسیر حسن و قبح به مدح و ذم»  که تنها وصف فعل اختیاری انسان است، تعبیرهای گوناگونی ارائه شده است که عبارتند از: «درستی مدح و ذم»، «حکم به مدح و ذم»، «شایسته‌ی مدح و ذم بودن»،‌ «خود مدح و ذم» و‌ «بناء عقلا بر مدح و ذم». کشش­ها یا دوری‌جویی‌های فطری نیز به همان نظریه‌ی «سازگاری با طبع والا» بازمی­گردند.

در تعریف حسن و قبح باید ملاک‌هایی که کاربرد کلامی و تا حد امکان اخلاقی دارند، مانند سازگاری با طبع والای انسانی، مایه‌ی کمال و نقص نفسانی، کشش‌های فطری و مصالح و اغراض نوعی مورد توجه باشند.


امیر مقامی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

در اسناد حقوقی اتانازی داوطلبانه، اعم از فعال و انفعالی، با حق بر درمان و حق حیات مرتبط است. به علاوه، آزادی انتخاب مسأله‌ای اساسی در بررسی اخلاقی اتانازی داوطلبانه است. لذا این پرسش اساسی مطرح است که آیا حقوق بشر توسط خود انسان قابل سلب است؟ پاسخ به  این پرسش بحثی در ماهیت حقوق بشر می‌طلبد. در اسناد حقوقی بین‌المللی تصریحی بر جواز اتانازی وجود ندارد، اما می‌توان به کلیت موضوع حق حیات اشاره کرد و این پرسش را مطرح نمود که آیا حق حیات با حق مرگ ملازمه دارد؟  دیوان اروپایی حقوق بشر معتقد است که ممنوعیت نقض حق حیات، مندرج در ماده‌ی 2 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، به روابط میان افراد با یکدیگر (علاوه بر دولت) نیز تسرّی می‌یابد. اما پرسش بی پاسخ این است که آیا دارنده‌ی حق می‌تواند از حق خود اعراض نماید؟! با تعهد مثبت دولت‌ها برای حمایت از حقوق بنیادین بشر، این انتخاب برای یک دولت مسؤول برای دفاع قابل استناد نخواهد بود. در واقع، قواعد حقوق بشری نیز قواعدی امری هستند؛ برای مثال، ماده‌ی 959 قانون مدنی ایران اشعار می‌دارد هیچ کس نمی‌تواند حقوق مدنی را از خود سلب نماید. به علاوه، از نظر مذهبی نیز خودکشی ممنوع است.

در نتیجه، با توجه به امری بودن قواعد حقوق بشر و حکم عقلی مبنی بر درمان بیماری و استناد بر لزوم استفاده از توان انسان، می‌توان مدعی شد حقوق بشر اتانازی داوطلبانه را تجویز نکرده و چه بسا منع نموده است. بنابراین، مبنای حقوقی یا واقعی برای حق انسان نسبت به خود به‌عنوان لایه‌ی سوم حقوق بشر وجود ندارد؛ به‌ویژه در مواردی که استفاده از سایر حقوق به حق بنیادینی چون حق حیات بستگی دارد. باوجود این، پرسش تازه این است که رابطه‌ی حقوق بشر (به‌ویژه حق حیات) با آزادی اراده و انتخاب چیست؟



صفحه 1 از 30    
اولین
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb