10 نتیجه برای نوع مطالعه: گزارش مورد
ملیحه کدیور، مرجان مردانیحموله،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
بایستههای اخلاقی در زمینهی سرطانهای کودکان، یکی از مهمترین مسائل مطرح در خدمات پزشکی است. هدف این مطالعه، واکاوی این مسأله بود. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شده است. نمونهی معرفی شده، یک دختر 13 ساله است که 5 سال پیش برای وی تشخیص سرطان تخمدان چپ داده شده بود. بیمار اظهار کرد که از طرف خانواده، پزشکان و سایر کارکنان درمانی در جریان بیماری و نوع عمل جراحی قرار نگرفته است. همچنین، خانواده خبر بیماری فرزندشان را انکار میکردند. با این حال، بیمار برای سازگار شدن با شرایط پیش آمده تلاش میکرد. در نهایت، وی پس از شیمیدرمانی و جراحی بهبود یافت. یافتههای مطالعه نشان داد که کارکنان درمانی میتوانند در جهت سازگاری بهتر کودک مبتلا به سرطان و خانوادهی وی با در نظر داشتن بایستههای اخلاقی مرتبط با بیماری، همکاری کنند. این امر با فراهم کردن منابع حمایتی برای کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای ایشان میسر میشود
ملیحه کدیور، مرجان مردانی حموله، نسرین نژادسروری، محمد قرگزلو،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
نقص ایمنی توأم شدید یک نشانگان نقص ایمنی اولیه و ارثی است که با نقص شدید لنفوسیتهای T و نقص متغیر در شمار لنفوسیتهای B، نمایان میشود. هدف این مطالعه، ارزیابی جنبههای اخلاقی در مدیریت بالینی کودکان مبتلا به نقایص ایمنی ترکیبی شدید بود. مطالعهی حاضر بر اساس نمونهای واقعی در گراند راند ماهانهی اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شد. نمونهی معرفیشده، یک شیرخوار پسر با تشخیص نقص ایمنی توأم شدید بود. کودک 6 ماهه، سابقهی عفونتهای مکرر از اوایل شیرخوارگی و بستریهای مکرر در بیمارستان داشت. والدین او منسوب و از سطح پایین اجتماعی - اقتصادی جامعه بودند. وی فرزند چهارم خانواده بود که فرزند اول و دوم خانواده، دختر و سالم بودند. فرزند سوم خانواده پسری بود که با عفونتهای گسترده در پی واکسیناسیون در بدو تولد دچار مشکلات پیاپی شده و در نهایت فوت کرده بود. از سوی پزشک معالج، مسألهی پیوند مغز استخوان برای کودک معرفیشده مطرح شد، اما همسایهی کودک به والدین او، توصیه جهت مراجعه به فرد دعاگویی که بسیاری از او شفا گرفتهاند، کرده است.
درمان بهموقع مبتلایان به نقایص ایمنی توام شدید، باعث کاهش عوارض و بهبود کیفیت زندگی بیمار میشود. در این چارچوب انجام غربالگری و ارزیابیهای زودهنگام نوزادان، توجیه اخلاقی پیدا میکند. در عین حال، باید به جوانب اخلاقی موضوع، مانند بیتوجهی به معیارهای علمی ضرورت انجام تست، تحمیل هزینههای غیرمعقول به خانوادهی کودک، عدم ارائهی اطلاعات کافی و قابل درک به خانوادهی کودک و نادیده گرفتن رضایت آنان به انجام تست و ارائهی درمان، عدم دسترسی عادلانه به امکانات تشخیصی و درمانی و عدم توجه به خودمختاری کودک عنایت داشت. با این وجود، کارکنان عرصهی سلامت میتوانند در موارد خاص، خدمات درمانی و مراقبتی خود را با رویکردی اخلاقی و حمایتی و با در نظر داشتن تمام ابعاد جسمی و روانی برای مبتلایان به نقایص ایمنی و خانوادههای آنان اجرا کنند.
ملیحه کدیور، منصوره مدنی، مرجان مردانی حموله، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
نارسایی مزمن کلیوی وضعیتی تهدیدگر برای زندگی نوزادان است که خانوادههای آنان را نیز تهدید میکند. بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان تحت فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی زیادی قرار میگیرند. بنابراین، به خدمات تسکینی و حمایتی نیازمند میشوند. بهعلاوه، اخلاق نقش مهمی در مراقبت از این بیماران و خانوادههای آنان دارد. هدف این مطالعه، شناسایی رویکردی اخلاقی در زمینهی فراهمسازی خدمات طبی، تسکینی و حمایتی برای نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان است. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شدهاست. نمونهی معرفی شده، یک نوزاد پسر با تشخیص نارسایی کلیه بود که در ارزیابیهای انجام شده، هیدرونفروز دوطرفهی شدید و کیستهای متعدد کلیوی، همراه با کراتینین بالا یافت شد. در بررسیهای بعدی همچنان فیلتراسیون گلومرولی پایین و فشارخون بالا وجود داشت. پزشکان پس از انجام دیالیز صفاقی اولیه، تعبیه کاتتر دیالیز صفاقی مداوم سرپایی (Continuous ambulatory peritoneal dialysis: CAPD) را تحت عمل جراحی برای انجام دیالیز مستمر پیشنهاد دادند تا در صورت رسیدن شیرخوار به سن بالاتر، کاندید پیوند کلیه شود. اما والدین رضایت ندادند و بیمار را با رضایت شخصی ترخیص کردند که چند هفته بعد، نوزاد در منزل فوت کرد. بهنظر میرسد کارکنان درمانی نیازمند بهکارگیری راهبردهای کارآمد اخلاقی جهت ارائهی خدمات طبی، حمایتی و تسکینی به نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان هستند. این خدمات، علاوه بر خدمات تسکینی و مراقبتی جهت خانواده و بیمار، شامل حمایت روانی و یاری به خانوادهی بیمار در اتخاذ تصمیمی میشود که کمترین ضرر را عاید بیمار کند.
هاله حبیبی، مهراندخت نکاوند، سید محمد اکرمی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
بروز خطا در ارائه خدمات سلامت، پدید ه ای آسیب رسان و در بعضی موارد جبران ناپذیر است. خطاهای پزشکی تهدیدی برای رفاه و سلامتی بیمار بوده و تا حد ممکن نباید اتفاق بیفتند. بیشتر خطاهای پزشکی، صدمات کمی به انسان می زنند؛ اما بعضی از آن ها منجر به زیان های جبران ناپذیر می گردند. این گزارش به توصیف یک مورد خطای آزمایشگاهی در نتیجه آمنیوسنتز، طی بررسی ژنتیک در دوران بارداری، می پردازد که نتیجه نامفهوم و نامطلوب تست نگرانی و سر درگمی را برای مراجع و خانواده به همراه داشته است. توجیه نشدن کارکنان و پزشکان در مورد خطاهایی که مرتکب می شوند و رویکرد نامناسب در مواجهه با آن ها باعث ایجاد و تداوم فرآیندهای اشتباه می گردد. مطالعات نشان داده است که گزارش این قبیل موارد و همچنین تغییر رویکرد از سنتی به سیستمی در مواجهه با انواع خطاهای پزشکی می تواند در کاهش تکرار این گونه خطاها مؤثر باشد.
محمد نادر شریفی، پونه سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
یکی از موقعیتهای چالشبرانگیز در اقدامات درمانی، زمانی است که بیمار، بهطور جدی و مصرّانه، از درمانهای مدِّنظر پزشکان معالج، امتناع میکند. امتناع از درمان، به شرط آگاهانهبودن، حق بیمار است؛ اما اینکه چنین حقی تکلیفی اخلاقی را هم متوجه پزشک معالج میکند یا خیر، مسألهای است که در این مقاله، بهصورت موردی، در بیماری با تشخیص لوپوس سیستمیک، دربارهی آن بحث میشود. در این مقاله سعی شده است بر ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، با وجود امتناع بیمار از درمان، مروری اجمالی شود. در این گزارش، با توجه به سن بیمار، اینگونه میتوان نتیجه گرفت که هرچند بیمار ظرفیت تصمیمگیری دارد، ازآنجاکه سن او کمتر از سن قانونی است و صلاحیت تصمیمگیری ندارد، نمیتوان امتناع او را از درمان پذیرفت و باید بر اساس مصالح عالیهی او و با کسب نظر قیم قانونی واجد صلاحیت، دراین خصوص، با درنظرگرفتن جوانب علمی تصمیمگیری کرد.
ناهید خادمی، فریبا اصغری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
رازداری در افراد مبتلا به اچ آی وی یکی از ضروریات اخلاق پزشکی است که در چند دهه اخیر مورد توجه سیاستگزاران در حوزه سلامت قرار گرفته است. زیرا از یک سو باعث افزایش اعتماد بین بیماران و پزشکان میشود و از سوی دیگر باعث تشویق آنها به پایبندی به درمان و انجام مراقبتهای لازم در بیماران میگردد تا از انتقال بیماری به دیگران پیشگیری به عمل آید. با این همه رعایت رازداری در برخی موارد در تعارض با سودرسانی و حق بر سلامت سایر افراد قرار میگیرد و چالشهایی در عمل ایجاد خواهد کرد. ما با ارائه یک مورد بالینی به راهکار عملی این تعارض میپردازیم.
سیده نفیسه مومنی، مژگان علاءالدینی، شهرو اعتماد مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
دوراهه های تصمیم گیری مختلفی در طول دوره طبابت برای بالینـگران رخ می دهد که یکی از آنها مواجهه با خطای پزشکی است. حرفه مندان دندانپزشکی تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خطا را در ارائه خدمات سلامت به کمترین میزان خود برسانند و از ایجاد آسیب به بیماران جلوگیری کنند. اما با همه تمـهیداتی که اتخاذ می شود گاهی در طی تشخیص و درمان بیماری ها خطایی رخ می دهد که عوارض ناشی از آن غیر قابل برگشت است. در مدیریت چنین شرایطی، علاوه بر جستجوی دلیل وقوع خطا، مواجهه اخلاقی دندانپزشکان با بیمار بسیار اهمیت دارد. در این مقاله با استفاده از مدل تصمیم گیری اخلاقی فدراسیون جهانی دندانپزشکی، راهکاری برای مواجهه اخلاقی در مدیریت خطای تشخیصی در بررسی آسیب شناسی ضایعات پیشنهاد می شود.
کبری رشیدی، پونه سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
یکی از مهمترین حقوق بیمار، احترام به خودآیینی وی و مشارکت ایشان در فرایند تصمیمگیری درمانی خویش است؛ بهویژه بیمار مراجعهکننده به اورژانس که به دقت بیشتری برای تشخیصهای افتراقی منجر به ناخوشی و مرگ نیازمند است؛ اما مسأله زمانی ایجاد میشود که این حق با سهلانگاری نادیده گرفته شود و گاهی با وجود اینکه ماجرا ساده به نظر میرسد، مدیریت و کنترل آن دشوار باشد. دربارهی این موضوع در مقالهی حاضر، بهصورت نمونه، در بیماری با تشخیص درد شکمی حاد بحث خواهد شد؛ همچنین سعی شده است چگونگی بروز سهلانگاری، علل و پیامدهای ناشی از آن و راهکارهای مدیریت آن، بهطور اجمالی، مرور شود. نتایج این گزارش بر اهمیت مشارکت بیمار و اخذ رضایت آگاهانه از وی در تمام فرایند درمان (تشخیص، درمان، توانبخشی و پیشگیری) و حفظ حریم خصوصی و رازداری دربارهی تمام اطلاعات پزشکی و غیرپزشکی بیمار که به هر طریقی (شفاهی، کتبی، جزئی و حتی الکترونیکی) در اختیار کادر درمان قرار میگیرد، بهویژه در موارد حساس و انگزا تأکید دارد. به نظر میرسد آشکارسازی بهموقع، بررسی عوامل ایجادکننده، پیامدها، جبران خسارت وارده، افزایش صلاحیت فرهنگی کادر درمان، تدوین راهنماها و دستورالعملهای بومی مرتبط، وجود نظام کارآمد رسیدگی سیستمی با حمایت سازمانی، تقویت مهارتهای ارتباطی و کار تیمی در پیشگیری از بروز نمونههای مشابه، از راهکارهای مدیریت چنین سهلانگاریهایی باشند.
مجتبی پارسا، مریم مدبر، شیوا خالق پرست،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
در عصر حاضر، افزایش نگرانکنندهی میزان مبتلایان به بیماری آلزایمر، باعث توجه بیشتر به مباحث مربوط به مراقبت و تصمیمگیری جایگزین برای این گروه ویژه از جامعه شده است. چهار اصل اخلاقی «سودرسانی»، «ضررنرساندن»، «احترام به خودمختاری» و «عدالت» از اصول مبنایی هستند که در تصمیمگیریهای پزشکی، ملاک عمل قرار میگیرند. در این مقاله، یـک گزارش موردی از بیمار سالمند مبتلا به آلزایمر و مسائل اخلاقی مرتبط با تصمیمگیریهای درمانی در صورت نبود تصمیمگیرندهی جایگزین مطرح شده است. معمولاً در افراد فاقد ظرفیت تصمیمگیری، از تصمیمگیرندهی جایگزین و علاوه بر آن، در برخی از کشورها از راهنمای پیشینی مراقبت استفاده میشود. در صورت نبود آنها، کارکنان پزشکی میتوانند با درنظرگرفتن اصول اخلاقی پیشگفته، در جهت حصول بهترین منافع بیمار با لحاظکردن وضعیت فرهنگی و اجتماعی فرد، تصمیمگیری کنند.
مجتبی پارسا، سودابه مهدی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خشونت خانگی و سوءرفتار با زنان، بهخصوص خشونت شریک زندگی، یک مشکل بهداشت عمومی فراگیر است. خشونت خانگی با طیفی وسیع از مشکلات سلامتی جسمی و روانی همراه است و بر سلامت و رفاه فرد آسیبدیده تأثیر منفی میگذارد. زنانی که در معرض خشونت قرار میگیرند، برای کاهش پیامدهای منفی این خشونتها به کمک نیاز دارند؛ ازاینرو، نهادهای سلامت، در ارائهی مراقبت جامع سلامت به زنان خشونتدیده، نقشی مهم دارند. مواجههی پزشکان با زنانی که تحت خشونت خانگی قرار گرفتهاند، بهویژه در کشور ما که دستورالعمل اختصاصی در این زمینه وجود ندارد، چالشها و مسائلی اخلاقی را به همراه دارد. در این مقاله، با ارائهی یک نمونه، برخی از چالشها و مسائل اخلاقی مطرح در این زمینه بررسی شده است.