سید عبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
بسیاری از دانشمندانی که دربارهی کرامت انسانی کار میکنند، کرامت انسانی را ذاتی و برآمده از نهاد مردم میدانند. همچنین، همگان بر این باورند که کرامت انسانی دارای هستی بیرونی، جدا از هستی مردم نیست. بر این پایه، ناگزیریم کرامت را اعتباری و پیمانی یا انتزاعی و برگرفته بدانیم. دریافت شهودی و پایدار کرامت، هرچند که از سوی همه پذیرفته نیست، دست کم نگاه باورداران را از اعتباری بودن کرامت دور کرده است. بیشتر گمان میشود که کرامت پیمانی، نپذیرفتن کرامت ذاتی است؛ در حالی که این برداشت، نادرست و برآمده از لغزش اندیشه و نبود ریزبینی در شناخت است. نگارنده در تلاش است تا نخست اعتبار یا انتزاع بودن کرامت را بررسی کند و با نگاه به ارزشی بودن مفهوم کرامت و دلالت آن بر باید و نبایدهای اخلاقی و استناد بر نشدنی بودن انتزاع چنین موضوعات از اعیان خارجی، رای بر اعتباری بودن مفهوم کرامت بدهد. نویسنده با نگاه به ضرورت بودن اعتبارگری برای هر اعتبار، به جستوجوی پیمانگزار یا منشأ اعتبار کرامت میپردازد. آنگاه اعتبارات ارزشی درونزاد را بیارزش و نامعتبر دانسته، هستومندان بیرونی نااندیش یا کهترینه را نیز بی صلاحیت و ناتوان از پیمانگزاری کرامت و مهتری میشمارد. در پاسخ به چگونگی پایداری و دریافت ذاتی کرامت اعتباری نیز، نیاز به پایداری پیمانگزار را به میان میکشد. در پایان نیز آن هستی پایدار اندیشمند مهتر از مردمِ و به مردم مهتری بخش را خداوند دانسته، دریافت شهودی کرامت اعتباری را نیز برآمده از پیوند آفرینشی و همسویی و همپیمانی نهاد مردم با او میداند.
سید عبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده
از فرازهایی که در جستار کرامت انسانی باید پرداخته شود، ملاک یا سنجهی آن است. سخن آن است که چه چیز انسان را سزاوار چنین گرامیداشتی کرده است؟ مردم چه ویژگی دارد که دیگر جانوران ندارند و از این رو گرامیتر از آنان است؟ اگرچه دانش زیستشناسی نیز بر جدایی گونهها تلاش میکند و از این نگاه در پژوهشهای انسانی نیز شایان نگریستن است، در پژوهشهای کرامت در جستوجوی آندسته از جداییها هستیم که دگرگونی چیستاری با دیگر جانداران بسازد و بتواند پایهای برای پیوند کرامت شود. در این راه، دگریهای ریختشناسی، تودهای و ساختار ژنتیکی نمیتواند دارای چنین ویژگی باشد و رفتارها نیز بازگشت به اندیشهی مردم دارد. این جستوجو دانشمندان را به شناسهی انسان بر پایهی خرد رسانید. نگاه نویسندگان بر آن است که خرد نیز نمیتواند پایهی کرامت باشد. اندازهای از هوش و خرد در دیگر جانداران و دستگاهها هست و نمیتواند سازندهی جدایی چیستاری شود. همچنین، خرد میتواند در جایگاه ابزاری برای بهتر زیستن، همانند دیگر تواناییها شمرده شود. در نگاه نویسندگان، توان گزینش یا اختیار، ویژگی جداگر مردم از دیگر جانوران است که رفتارهای آنها تنها بر پایهی ساختار آفرینشی یا نیاز برپا میشود. این گزینش چون به برگزیدن آزادانهی چیزهایی میانجامد که خوب و بد، زشت و زیبا و مفاهیم ارزشی از آنها بر میآید، میتوانند به مردم نسبت ارزشی هماهنگ با خود را بپیوندند. از این رو، گزینش، زمینهی کرامت را آفریده و گونهی گزینش، ارزش هماهنگ با خود را به گزیننده خواهد بخشید.