فرشته آیین، فاطمه الحانی، عیسی محمدی، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 3، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1388 )
چکیده
وقتی کودکی در بیمارستان بستری میشود اعضای خانواده نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. با تأکید روزافزون بر مراقبت خانوادهمحور در بخشهای کودکان، ارائهی مراقبت پرستاری بهگونهای که نیازهای کودکان و خانوادهها را برآورده سازد بیش از پیش ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین نیازهای مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن در مدت بستری در بیمارستان از دیدگاه آنان انجام گرفته است.
این مطالعه یک مطالعهی کیفی از نوع آنالیز درون مایهای استقرایی 6 مرحلهای بود. شرکتکنندگان در پژوهش را 23 مادر دارای کودک مبتلا به بیماری مزمن بستری در بخش تشکیل میدادند. اطلاعات با استفاده از مصاحبههای عمیق چهره به چهره جمعآوری شد.
آنالیز درونمایهای دادهها نهایتاً 7 طبقهی مفهومی از نیازهای مادران در مدت بستری کودک را آشکار ساخت. این 7 طبقهی مفهومی عبارت بودند از: نیاز به دریافت مراقبت جسمی، نیاز به درک شرایط مادر، نیاز به اطلاعرسانی مفید و بهموقع، نیاز به مشارکت در تصمیمات مراقبتی، نیاز به امید، نیاز به اطمینان از مراقبت و نیاز به دریافت حمایت بر اساس یافتهها. میتوان نتیجه گرفت برنامهریزی مراقبتی مطلوب به منظور تأمین نیازهای همه جانبهی کودک و خانواده که اساس مراقبت خانوادهمحور را تشکیل میدهد بایستی بهگونهای صورت گیرد که در کنار تأمین نیازهای کودک بهعنوان مددجوی اصلی در سیستم مراقبت بهداشتی، تلاش نماید تا نیازهای مادران شامل نیاز به دریافت مراقبت جسمی، نیاز به درک شرایط مادر، نیاز به اطلاعرسانی مفید و بهموقع، نیاز به مشارکت در تصمیمات مراقبتی، نیاز به امید، نیاز به اطمینان از مراقبت و نیاز به دریافت حمایت را نیز برآورده نماید.
مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
همهگیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشتههای علوم پزشکی فرصتها و چالشهایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش میتوانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداختهاند، انجام شد. این مطالعه مقایسهای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوتهای دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابقها رفع شود. پانلی از متخصصین یافتهها را تایید کردند. فرصتهای و چالشهای ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دستهبندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راههای ارتباطی با دانشجویان و شرکتکنندگان در تحقیق و توسعه و آمادهسازی زیرساختهای الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهتها و تفاوتهای فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهشهای بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که میتواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.