19 نتیجه برای ابراهیمی
احترام ابراهیمی، مرجان مردانی حموله، هایده حیدری، محمد محبوبی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
یکی از مهمترین شرایط برای عملکرد مؤثر سازمانها، فراهم بودن عامل انسانی است. در این میان، حمایت اجتماعی یک عامل روانشناختی مهم در محیط کار میباشد که بر عملکرد نیروی انسانی تاثیرگذار است. لذا این مطالعه با هدف تعیین حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی در میان کارکنان بیمارستان انجام شد. در این مطالعهی مقطعی، 120 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان به روش نمونهگیری در دسترس جهت بررسی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای مشخصات فردی و حمایت اجتماعی که محقق ساخته بود، انجام شد. روایی ابزار با استفاده از روایی محتوا و پایایی آن با روش بازآزمایی اخذ شدند و در نهایت دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون مجذورکای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد، حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی از سوی همکاران با میانگین نمرهی 9/0 ± 34/3 بیشتر از حمایت اجتماعی درک شده در همین بعد از سوی مدیران با میانگین نمره 88/0± 58/2 بوده است. همچنین، بین حمایت اجتماعی در بعد پشتیبانی عاطفی با مشخصات فردی مثل سن و سابقهی کار مطابق آزمون Chi-square دو رابطهی معنیدار آماری وجود داشت (P<0/05). با توجه به آنکه حمایت اجتماعی از کارکنان بیمارستان برای عملکرد مؤثر سازمانی الزامی است، مدیران بیمارستانها میتوانند از طریق تحکیم روابط خود با کارکنان بر افزایش کارایی آنها مؤثر باشند.
مرجان مردانی حموله، احترام ابراهیمی، مهرداد مستغاثی، ترانه تقوی لاریجانی،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
توجه به عدالت سازمانی برای کارکنان بیمارستانها حائز اهمیت فراوان است و از سوی دیگر استرس شغلی میتواند سلامت آنها را به مخاطره اندازد. این مطالعه با هدف تعیین رابطهی بین عدالت سازمانی و استرس شغلی در کارکنان یک بیمارستان منتخب دولتی در شهر اصفهان انجام شده است. در این مطالعه همبستگی، نمونه شامل 150 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان بود. نمونهگیری به روش در دسترس در 3 ماه اول سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه عدالت سازمانی و پرسشنامه استرس شغلی بودند. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. مطابق یافتهها، میزان استرس شغلی کارکنان بهترتیب 12 درصد (18 نفر) در سطح شدید، 4/39 درصد (59 نفر) در سطح خفیف و 6/48 درصد (73 نفر) در سطح متوسط بوده است. همچنین، نتایج تحقیق نشان داد بین عدالت سازمانی در حیطهی عدالت تعاملی با استرس شغلی رابطهی منفی و معنیدار وجود داشته است (18/0r=- و 03/0P=). با توجه به یافتهها توجه به مفهوم عدالت سازمانی جهت کاهش میزان استرس شغلی کارکنان بیمارستانها ضروری است.
حسین ابراهیمی، عبدالحسن کاظمی، محمد اصغری جعفرآبادی، آرزو آزرم،
دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده
یکی از پدیدههای مهم در اخلاق پرستاری، تنش اخلاقی است. تنش اخلاقی که پرستاران از آن رنج میبرند، یکی از شدیدترین مشکلات روانشناختی است. هدف این مطالعه تعیین تنش اخلاقی از دیدگاه پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی شمال غرب ایران است. این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است که در آن 418 نفر از پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی در شمالغرب کشور در سال 1391 به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای شرکت نمودند برای جمع آوری دادهها از مقیاس استاندارد تنش اخلاقی (MDS) با روایی بالا استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل نتایج از روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه) استفاده شد.میانگین تنش اخلاقی کلی پرستاران مراکز آموزشی - درمانی شمال غرب کشور 49/148 (انحراف معیار = 93/32) بود و 222 نفر (53 درصد) از پرستاران تنش اخلاقی در سطح شدید داشتند. در بین سه استان، استان زنجان با میانگین 46/152 (انحراف معیار 88/35)، بالاترین میزان تنش اخلاقی و در بین بخشها، بخش مراقبتهای ویژه با میانگین 72/152 (انحراف معیار 36/33) بالاترین میزان تنش اخلاقی را داشت. از بین متغیرهای مشخصات فردی - اجتماعی پرستاران، استان محل خدمت (01/0P<)، تحصیلات (05/0 P<)، نوع نوبت کاری(05/0P<) و وضعیت شغلی (05/0P <) با میزان تنش اخلاقی ارتباط معنیداری داشت.با توجه به تنش اخلاقی بالا در حرفهی پرستاری، مقابله با تنش اخلاقی توجه زیادی میطلبد. انجام مطالعاتی در مورد عوامل مؤثر و پیشگوییکنندهی تنش اخلاقی در بخشهای مختلف و آموزش در مورد راهکارهای مقابله با آن ضروری است.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده
رازداری یکی از ارکان اجتنابناپذیر تاریخچهی روابط پزشک و بیمار است. درک نادرست از این اصل نهتنها میتواند به قداست حرفهی پزشکی آسیب بزند، بلکه بر کیفیت رابطهی درمانی و در سطحی وسیعتر، بر سلامت عموم جامعه نیز تأثیرگذار باشد. زیربنای این تأثیرگذاری نیز آسیبی است که به حس اطمینان و اعتماد بیماران وارد میشود. مکاتب فلسفی غرب اساساً موافق مطلوبیت اصل رازداری هستند. چنانکه آموزههای اسلام نیز توصیههای عام و بعضاً خاصی در باب اهمیت رازداری و کتمان اسرار از افراد ناشایست دارد. در مجموع، علیرغم اجماعی که در خصوص اهمیت اصل رازداری وجود دارد، برخی اصرار بر آن را در هر شرایطی مجاز نمیدانند. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن معرفی نقش و اهمیت رازداری در حرفهی پزشکی، دلایل مطلقگرایان و نسبیگرایان در باب رازداری مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.مطلقگرایان معتقدند که مطلوبیت ذاتی رازداری در مواردی که اجرای این اصل نتیجهی مطلوبی ندارد تخصیص نمیخورد؛ بلکه اشتباه افراد در انتخاب نکردن اصلی که در آن شرایط نسبت به اصل رازداری اولویت بالاتری داشته است، این تخصیص ظاهری را القاء میکند. بهعلاوه، بسیاری از مطلقگرایان باور دارند که شکستن این اصل در عمل نیز بهدلیل عوارض بلندمدت، مهم و غالباً نهفته و پنهان، مجاز نیست. عدم یا تأخیر در مراجعه به پزشک، پرهیز یا خودداری بیمار از ارائهی اطلاعات ضروری بعضی از مهمترین این عوارض هستند. در کل، با عنایت به تأیید شواهد تجربی و عقلی، پایبندی به اطلاق در رازداری، پسندیدهتر مینماید. اما بر خلاف مطلقگرایان، قائلین به نسبی بودن رازداری، در موارد خاصی، پایداری بر اصل رازداری را جائز نشمرده و آن موارد را از این اصل استثناء میکنند. از مهمترین دلایل به اشتباه افتادن افراد در گرایش به رازداری نسبی، میتوان به مواردی همچون تعجیل در حصول نتیجهی دلخواه، ضعف در مهارتهای ارتباطی، ناآگاهی از عواقب و خودرأیی اشاره کرد.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 7، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1393 )
چکیده
حسین ابراهیمی، عفت صادقیان، نعیمه سیدفاطمی، عیسی محمدی،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
استقلال بیمار از عناصر اصلی مراقبت فردگرا، بیمارمحور و اخلاقی است. چالشهای استقلال بیمار وابسته به فرهنگ بوده و در ایران روشن نیست؛ لذا، این مطالعه بهمنظور کشف چالشهای استقلال بیمار در بالین انجام شد. این مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی و روش آنالیز محتوای مرسوم در سال 1392 با مشارکت 13 بیمار، 7 پرستار و 1 پزشک بر اساس نمونهگیری هدفمند انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای جامع و مشاهده در یک دورهی 10 ماهه از مراکز آموزشی - درمانی تبریز و همدان جمعآوری شدند. یافتهها از طریق تحلیل محتوای کیفی و به روش استقرایی و با کمک نرمافزار MAXQDA10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.از مجموع مصاحبههای 21 مشارکتکننده 394 کد اولیه استخراج شدند. کدهای اولیه بر اساس تشابه و تفاوتهایشان طبقهبندی شده و 15 زیرطبقه را ایجاد کرد که با مرور بیشتر و مقایسهی زیرطبقات، 3 طبقه که بیانگر چالشهای استقلال بیمار در بالین بودند، شناسایی و براساس ماهیتشان بهصورت مفهومی و انتزاعی نامگذاری شدند. این طبقات شامل 1) عوامل درونفردی، 2) ارتباطات غیر مؤثر و 3) بیکفایتی سازمان بودند. یافتههای این مطالعه چالشهای فردی، اجتماعی و سازمانی استقلال بیمار را نشان داد که تیم درمان، مدیران و برنامهریزان سلامتی باید به این عوامل توجه کرده و با تعدیل آنها به بهبود استقلال بیمار کمک کنند.
شاهین رئیس نژادیان، صدیقه ابراهیمی، شیوا همتی،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
داروسازان، بهعنوان اعضای جامعه بهطور کل و همچنین، بهعنوان اعضای کادر سلامت، در بسیاری از فعالیتهایی شرکت دارند که میتواند ایشان را در معرض چالشهای اخلاقی قرار دهد. آنها در حین انجام کار خود ممکن است با مشکلات و مسائلی روبهرو شوند که آیا آنچه انجام دادهاند، درست، مناسب و قانونی است یا نه؟ این مطالعه به بررسی چالشهای اخلاقی از دیدگاه داروسازان داروخانه و اساتید دانشکدهی داروسازی شیراز میپردازد و جنبهی تفسیری و فرایندهای استدلالی آنها از پدیدههای اجتماعی مانند مسائل اخلاقی و تصمیمگیری اخلاقی برای مقابله با چنین مشکلاتی در داروخانهها و در تعاملات بین داروساز با افرادی که با آنها رابطه دارد را مورد بررسی قرار میدهد. پژوهش حاضر یک مطالعه با رویکرد کیفی، از نوع تحلیل محتواست. شرکتکنندگان 20 نفر از داروسازان از جامعهی آماری داروسازان شاغل به کار در داروخانههای شهر شیراز و اساتید دانشکدهی داروسازی بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند و با نمونه گیری مبتنی بر هدف جمعآوری و تا اشباع دادهها ادامه یافت.. تجزیه و تحلیل دادهها با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه با شرکتکنندگان در مطالعه، به استخراج شش مقوله شامل درک داروسازان از مفاهیم کلیدی اخلاق، وظایف و تجربیات داروسازان، روابط با سایر کادر سلامت، داروخانه بهعنوان یک مکان اقتصادی، تفاوت رعایت اخلاق در داروسازی با پزشکی و پرستاری از دیدگاه داروسازان و چگونگی پاسخ عملی داروسازان در مواجهه با مشکلات اخلاقی، منتج شد. هر کدام از این مقولهها، نیز به زیر مقولههای مربوط به موارد خاص چالشهای اخلاقی در محیط کار، خوشهبندی شد. آگاهی از مسائل اخلاقی و دستورالعملهای حرفهای، یک بخش اساسی در آموزش ارائهدهندگان خدمات سلامت است. اهداف گسترده از آموزش اخلاق رسمی در افراد حرفهای، بالا بردن آگاهی آنها از مسائل اخلاقی و دستورالعملهای حرفهای و ارائهی یک ساختار برای ارزیابی مشکلات اخلاقی و تصمیمگیری مناسب و قابل توجیه است. یافتههای این مطالعه نشاندهندهی نیاز به ایجاد دستورالعملهای حرفهای و کدهای اخلاقی برای تجربیات داروخانهای در راستای پوشش دادن همهی مسائل اخلاقی است
لیلی کیوانلو، طیبه رحیمی پردنجانی، علی محمدزاده ابراهیمی،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
طرح پژوهش همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری بود و نمونهی پژوهش شامل 203 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار بودند که با استفاده از روش نمونهگیری سرشماری انتخاب شدند. شرکتکنندگان در این پژوهش پرسشنامههای اخلاق کار اسلامی، رضایت شغلی، تعهد سازمانی و انگیزش درونی را تکمیل نمودند. روایی و پایایی همهی پرسشنامهها قابل قبول گزارش شده است. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری (SEM) براساس نرم افزارAMOS- 21 و SPSS- 19 انجام گرفت. جهت آزمودن اثرات واسطهای از روش Bootstrap در برنامهی ماکرو آزمون Preacher & Hayes استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازندگی خوبی برخوردار است. اخلاق کار اسلامی اثر مستقیمی بر رضایت شغلی و تعهدسازمانی دارد. همچنین، اثر واسطهای انگیزش درونی در رابطهی بین اخلاق کار اسلامی و رضایت شغلی و اخلاق کار اسلامی و تعهدسازمانی مورد تأیید قرار گرفت. سازمانها میتوانند با تکیه بر اخلاق کار اسلامی و نیز آموزش به کارکنان و سرپرستان برای تقویت انگیزش درونی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان را ارتقاء بخشند.
مجتبی پارسا، باقر لاریجانی، کیارش آرامش، سحرناز نجات، اکبر فتوحی، میر سعید یکانی نژاد، نجات ا.. ابراهیمیان،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
پرداختهای غیر رسمی یا زیرمیزی پدیدهای است که اهمیت اخلاقی ویژهای دارد و بهنظر میرسد در برخی از تخصصهای پزشکی رایج باشد. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و عوامل موثر بر آن انجام شده است. این پژوهش مطالعهای مقطعی است که بین پزشکان متخصص عمدتاً جراح با تخصصهای مختلف شرکتکننده در کنگرهها و برنامههای آموزش مداوم توسط پرسشنامه در سال 1392 و قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت انجام شده است. در این تحقیق 257 پرسشنامه وارد مطالعه شد. شیوع دریافت زیرمیزی در بین پزشکان مورد مطالعه که امکان دریافت زیرمیزی را داشتند نسبتاً زیاد (63/8 درصد) بود. پزشکان شاغل در بخش خصوصی و نیز پزشکان شاغل در شهر تهران و کسانی که نگرش مثبت به زیرمیزی داشتند بیشتر زیرمیزی دریافت میکردند. به باور پرسش شوندگان، شایعترین علت، تعرفههای غیر واقعی و شایعترین پیامد، بالا رفتن هزینههای بیماران بود. متأسفانه، بیش از نیمی از پزشکان یا اعتقاد به غیراخلاقی نبودن زیرمیزی نداشتند یا نظر قاطعی نسبت به اینکه این عمل غیراخلاقی است ندادند. با توجه به رابطهی مستقیم بین نگرش پزشکان و دریافت زیرمیزی بهنظر میرسد در زمینهی نشان دادن قبح زیرمیزی به پزشکان نیاز به آموزش وجود دارد. علت شیوع کمتر زیرمیزی در بخش دولتی شاید نظارت بیشتر در این بخش باشد. بهنظر میرسد با وضع راهنمای اخلاقی در جهت نشان دادن قبح دریافت زیرمیزی بین پزشکان و اصلاح ساختارهای نظام سلامت از جمله واقعی نمودن تعرفهها بتوان تا حدود زیادی از بروز این پدیده جلوگیری کرد.
صدیقه ابراهیمی، نسرین علی نژاد،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
امروزه بهعلت پررنگترشدن کرامت و شأن انسانی و افزایش آگاهی بیماران، روشهای سنتی آموزش اخلاق پزشکی نمیتواند جوابگوی نیاز افراد در زمینهی رعایت اخلاق پزشکی باشد. در این پژوهش مقطعی، تأثیر کارگاههای آموزشی اخلاق پزشکی، بر میزان یادگیری و تغییر دیدگاه چهل نفر از دانشجویان پزشکی سال چهارم، بررسی شد. در ابتدا و انتهای کارگاه اخلاق، پرسشنامهی سنجش اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی، خودارزیابی از نظر رفتار اخلاقی و خودارزیابی کلی برای بررسی میزان اخلاق حرفهای ارائه شد. نتایج حاصل از بررسی این پرسشنامهها نشان داد میانگین نمرهی دانشجویان در زمینهی میزان اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی (پرسشنامهی شمارهی ۱) بعد از کارگاه، بیشتر از قبل از آن بوده است (۰۰۲/۰=p) و از نظر آماری، تفاوتی معنادار میان این دو مرحله وجود دارد؛ ولی دربارهی خودارزیابی رفتار اخلاقی (۶۴/۰=p) و خودارزیابی کلی میزان رعایت اخلاق حرفهای (۴۸/۰=p)، بین میانگین نمرهی دانشجویان، قبل و بعد از کارگاه، تفاوت آماری معناداری دیده نشد. آنچه از تحلیل لاگبوکها به دست آمد، بیانگر آن بود که موضوعاتی همچون: رازداری، رضایت آگاهانه و شرایط ارائهی خبر بد، برای دانشجویان بهخوبی تفهیم شده و موضوعاتی مانند همدلی با بیمار، احترام به وضعیت روحی او، برخورد با بیمار ایدزی، آگاهساختن بیمار از بیماری و سیر درمان و قبول اشتباه از سمت پزشک یا پرسنل و عذرخواهی از بیمار، بهطور ناقص، در کانون توجه دانشجویان بوده است. آموزش اخلاق فقط در کارگاه اخلاق، آن هم تنها در شروع مقطع بالینی کافی نیست؛ بلکه باید، بهصورت فعال، در بیمارستان و بر بالین بیمار نیز آموزش داده شود.
معصومه حسنلو، آرزو آزرم، پروانه اسدی، آذر آوازه، میترا حجت انصاری، حسین ابراهیمی، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
موقعیتهای اخلاقی تنشزا یکی از مسائل و معضلات حرفهی پرستاری به شمار میرود که باعث اختلال در شایستگی، کاربرد همزمان دانش، مهارت، نگرشها و ارزشها در امر مراقبت از بیمار میشود. ازآنجاکه پرستاران در بالین به سبب ماهیت کاری خود بهخصوص در بخش مراقبتهای ویژه و روان بیشتر با موارد تنیدگی اخلاقی مواجهه دارند، این مطالعه بهمنظور تحلیل و بررسی ارتباط بین سه بعد تنیدگی اخلاقی اجرا شد. در این مطالعهی توصیفیهمبستگی تعداد ۵۴۵ پرستار مراکز آموزشیدرمانی تبریز با استفاده از روش سرشماری در سال ۹۳-۱۳۹۲ انتخاب شدند. پرسشنامهی دیسترس اخلاقی MDS (Moral Distress scale) بین شرکتکنندگان توزیع و طی نه ماه پرسشنامهها جمعآوری شدند. برای تحلیل دادهها SPSS V13، آمار توصیفی، آزمون کایدو و ضریب همبستگی تاو کندال استفاده شد. طبق یافتهها، میانگین دیسترس اخلاقی ۶/۲۹±۸۹/۱۴۱ (در محدودهی متوسط) بود. آزمون کایدو نشاندهندهی ارتباط بین ابعاد تنییدگی اخلاقی (رابطهی بین نادیدهانگاشتن بیمار، قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای) بود (۰/۰۵>P). بر حسب آزمون تاو کندال بییک نیز بین ابعاد تنییدگی اخلاقی، ارتباط مستقیم و معنادار مشاهده شد (۰/۰۵>P). در بررسی رابطهی بین تنییدگی اخلاقی با مشخصات دموگرافیک سطح تحصیلات ارتباط معنیداری نشان داد (۰/۰۵>P). با توجه به ارتباط مستقیم و معنادار سه بعد نادیدهانگاشتن بیمار، قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای، تنییدگی اخلاقی بهعنوان عامل تشدیدکننده یا تعدیلکننده، هر یک از این عوامل را تحت تأثیر قرار میدهد و در چرخهی مراقبت از بیمار نقشی مهم دارد؛ بنابراین توصیه میشود برنامهریزان و متولیان حوزهی سلامت در سطح کلان، برای توجه و حمایت بیشتر پرستار از بیمار، افزایش قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای با افزایش تعداد پرستاران و سایر برنامههای کنترلکننده، برنامههای مناسبی طراحی و اجرا کنند.
رقیه زارع، صدیقه ابراهیمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
درگیرکردن کودکان در تصمیمگیریهای درمانی مربوط به آنها، تواناییهایشان را ارتقا میبخشد. عواملی مانند توانایی استدلال، تجربههای قبلی کودکان در ارتباط با موضوع و همچنین، اطلاعات، شناخت و درک کلی آنها از موضوع، بر تواناییهایشان در تصمیمگیری اثر میگذارند. قوانین کنونی رضایت آگاهانه در کودکان، به تصمیمگیرندگان جایگزین اجازه میدهد تا به جای آنان تصمیم بگیرند. هدف ما از این مطالعه، بررسی وضعیت کنونی اخذ رضایت آگاهانه از کودکان، به منظور ارائهی رهنمودهایی مناسب در این زمینه بود. در این مطالعهی کیفی، شرکتکنندگان به صورت نمونهگیری هدفمند، انتخاب شدند. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته با سؤالات باز، جمعآوری شد و کدگذاری و طبقهبندی بر اساس تکنیک تحلیل مقایسهای مداوم صورت گرفت. شرکتکنندگان، شامل شش کودک بستری، پانزده نفر از والدین کودکان و چهار پزشک کودکان بودند. سه مقولهی کلی، شامل «فرهنگ رضایت»، «وضعیت محیط درمانی» و «جهان کودک» از دادهها استخراج شد. والدین و کودکان دربارهی هدف از اخذ رضایت و مفهوم آن درکی روشن ندارند. جنسیت کودکان در فرایند اخذ رضایت رسمی در محیطهای درمانی، چندان اثرگذار نیست. وضعیت موجود، باعث ایجاد تعادل معیوب در انتظارات والدین به اعمالِنظر در تصمیمات درمانی، بسندهکردن پزشکان به دادن اطلاعات حیاتی و رفتار با کودک، بیتوجه به میزان قدرت تشخیص او، شده است. این تعادل معیوب میتواند در عین حفظ ثبات ظاهری، موجب ناپایداری و آسیب به ﺷﺄن اﻧﺴﺎﻧﻲ و استقلال والدین و کودک، هدررفتن منابع، کماعتمادشدن جامعه به پزشکان و رشدنیافتن قدرت تصمیمگیری در کودکان شود.
محمدحسین عسگردون، سپهر عزیزی، آذین ابراهیمی، محمدحسین احمدیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
تعاریفی متعدد از بیهودگی در پزشکی ارائه شده است. بیهودگی در پزشکی در مراقبت از بیمار، به حالتی گفته میشود که در آن هر نوع مداخلهای، اعم از اقداماتی که به قصد تشخیص، پیشگیری، درمان، توانبخشی یا سایر اهداف پزشکی به انجام میرسند، فایدهای برای آن بیمار نداشته باشد. این مطالعهی مروریتحلیلی، با هدف افزایش درک پزشکان و دیگر ارائهدهندگان خدمات سلامت از مسألهی بیهودگی در طب مکمل و جایگزین، انجام شد. طی جستوجوی گسترده، بیش از هزار مقاله یافت شد که با بررسی عنوان و خلاصهی آنها، پژوهشهای نامرتبط حذف و متن ۲۱۹ مقاله، کامل خوانده شد. در نهایت نیز، ۱۱۸ مقاله، برای مرور، انتخاب و مطالعه شدند. نتیجهگیری دربارهی پسندیدهبودن اخلاقی ارائهی درمانی بیهوده در طب مکمل، بنا بر رویکردهای گوناگون متفاوت است؛ بنا بر رویکرد وظیفهگرایی و اصل عدالت از رویکرد اصولگرایی، هیچکس مجاز به کاربست درمانهای بیهوده نیست؛ درحالیکه در رویکرد موردی و اصل اتونومی بیمار، چنین نظری پذیرفتهشده نیست . بر اساس رویکرد سودگرایی، تنها، درمانهای مبتنی بر شواهد را میتوان از لحاظ اخلاقی بررسی کرد و آن دسته از درمانهای مکمل که بیهودهبودنشان نشان داده شده است، باید منع شوند و ارائهدهندگان خدمات مراقبت سلامت، نباید آنها را به بیماران ارائه دهند؛ چراکه نوعی کلاهبرداری و فریب بیمار است. پیشنهاد میشود در زمینهی روشنسازی مرز میان اثر پلاسبو و نوسبو و بیهودگی مطالعاتی بیشتر انجام گیرد.
صدیقه ابراهیمی، رضا محمدی، سیدضیاءالدین تابعی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
جشن روپوش سفید، بهصورت پدیدهای در آموزش پزشکی، نمادی برای تأکیدکردن بر دانشجویان پزشکی برای اخلاقگرایی در حرفهی پزشکی است. این جشن، بهعنوان یکی از اولین آمادهسازیهای لازم برای ورود دانشجویان پزشکی به مقطع بالینی، دانسته شده است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر جشن روپوش سفید بر اخلاق حرفهای و آشنایی دانشجویان با شرح وظایف حرفهای ایشان برای حضور در بخشهای بالینی است. پژوهش حاضر، مطالعهای کیفی در زمینهی نظر دانشجویان دربارهی جشن روپوش است و طبق نمونهگیری مبتنی بر هدف، انجام شده است. جامعهی آماری، شامل دانشجویان پزشکی سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در سال ۱۳۹۴، بود. جمعآوری اطلاعات، به روش مصاحبهی نیمهساختاریافته، همراه با سؤالات تشریحی انجام شد و تا رسیدن به مرحلهی اشباع، ادامه پیدا کرد. دادهها نیز، با روش تحلیل محتوا، با توجه به دستورالعملها، تجزیه و تحلیل شد. بیشتر شرکتکنندگان در این مطالعه، برگزاری مراسم قبل از ورود به بیمارستان را رویدادی مهم برای ایجاد آمادگی دانشجویان برای ورود به مقطع بالینی دانستند. مهمترین آثار مثبت جشن بر دانشجویان، افزایش تعهد و مسئولیتپذیری، بهبود آمادگی برای برخورد با بیمار، افزایش انگیزه و اعتمادبهنفس در آنها و آشنایی با برخی اصول ابتدایی اخلاق حرفهای است. جشن روپوش سفید، میتواند موجب افزایش آشنایی دانشجویان با وظایف حرفهای و انگیزهی ایشان شود؛ ولی تحقیقات و مطالعاتی بیشتر برای شناخت دقیقتر نقاط قوت و ضعف و کاستیها نیاز است.
صدیقه ابراهیمی، زهرا همتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
خطای پزشکی یکی از مباحث بسیار مهم اخلاقی و حقوقی است که گاه در انجامدادن مهارتهای حرفهای کارکنان تیم مراقبت درمانی و سلامت رخ میدهد. با توجه به ضرورت افشای خطای پزشکی و نبود حمایتهای فردی و سازمانی کافی در این زمینه، در این مطالعه به بررسی راهکارهای تسهیل افشای خطا و همچنین افزایش انواع تمهیدات حمایتی از دیدگاه دستیاران پرداخته شده است. این مطالعه از نوع توصیفیمقطعی با جامعهی آماری شامل همهی دستیاران رشتههای تخصصی دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۲۴۸ نفر به دست آمد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامهی محققساخته (با روایی و پایایی مطلوب) جمعآوری و با نرمافزار آماری SPSS و آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل شد. در این مطالعه افزایش امکانات حمایتی در جهت افشای خطای پزشکی (میانگین 4.38) مهمترین و افزایش قانونمندی و شفافسازی فعالیتها در محیط درمانی (میانگین 4.32) دومین عامل مؤثر بر ارتقای افشای خطای پزشکی ذکر شد. همچنین، بیمهی مسئولیت پزشکی (میانگین 4.80) بیشترین اهمیت را در میان تمهیدات حمایتی داشت. ترس از عواقب حقوقی و قضایی مهمترین عامل مؤثر بر کتمان خطا و داشتن وکیل مجرب و فرهنگسازی در رسانههای عمومی بهعنوان راه برونرفت از آن اعلام شد. در مطالعهی حاضر اگرچه اغلب دستیاران با افشای خطای پزشکی موافق بودند، ایجاد یک سیستم حمایتی را ضروری دانستند. با توجه به عملکرد تیمی در درمان بیماران، حمایتها باید از تمامی اعضای گروه صورت گیرد.
دکتر صدیقه ابراهیمی، آزاده محمدرضایی، امید آسمانی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
خطاهای پزشکی دربارهی کودکان، میتواند متفاوت با بزرگسالان باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نوع و فراوانی خطاهای پزشکی در گروه کودکان و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه دستیاران اطفال، است. این پژوهش توصیفی، تحلیلی و مقطعی، در سال 1395، با پرسشنامهای محققساخته انجام شد. پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، نسخهی نهایی آن با هفده سؤال در شش بخش مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهد بیشترین میانگین وزنی، مربوط به فراوانی خطای «تشخیص یا تأخیر در تشخیص بیماری» (6/8)، «انتخاب دوز مناسب دارو» (3/8) و «انتخاب نوع داروی مناسب» (2/8) بوده است. دستیاران فوق تخصصی (6/12) و اتندینگ اطفال (1/12)، با بیشترین میانگین وزنی، بالاترین نقش را در پیشگیری و تشخیص خطا داشتهاند. بیشترین میانگین وزنی خطا (11) مربوط به پزشکان عمومی شهری و کمترین آن (1/6)، مربوط به اتندینگ گروه اطفال بوده است. اکثر دستیاران، بیشترین میزان احتمال وقوع خطا را از 2تا8 بامداد و بیشترین خطاها را مربوط به سال اول دستیاری اعلام کردهاند. بیشترین میزان اشتباهات صورتگرفته، در گروه کودکان (6/70درصد) و بعد از آن، گروه نوزادان (4/29 درصد) بیان شده است. بازسازی و تقویت نقش آموزشی و نظارتی دستیاران فوق تخصصی و اساتید کودکان، با هدف تشخیص و پیشگیری از خطاها، در بیمارستانهای آموزشی لازم به نظر میرسد. برگزاری دورههای آموزشی هدفمند و کنترل بهینهی عوامل مؤثر در بروز خطا، ازجمله بار کاری، خستگی، کمتجربگی و...، از وظایف مدیران و مسئولان آموزشی و اجرایی خواهد بود.
امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را دربارهی کیفیت رضایت آگاهانه و چالشهای آن در محیطهای آموزشیدرمانی بررسی میکند. پانزده مصاحبهی انجامشده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونهگیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافتهها، با استفاده از نرمافزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقهی مرکزی، دستهبندی و ارائه شدند. مقولههای اصلی استخراجشده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقشآفرینیهای بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالشهای اخذ رضایت» و «عوامل تسهیلکننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقولهها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافینبودن توضیحات ارائهشده به بیماران، امضای رضایتنامه بدون خواندهشدن، کمرنگبودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهمترین چالشهای بیانشدهاند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و بهدنبال آن، بهکارگیری مؤلفههای آموزش، قانونگذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.
امید آسمانی، زهرا جوادی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در رابطه با چگونگی تصمیمگیری دربارهی افشای خطای پزشکی دیگران، بررسی دیدگاه پزشکان خصوصاً در بخشهای آموزشی، میتواند به بهبود شرایط برخورد با خطای پزشکی با هدف تحقق حقوق بیماران کمک نماید. این پژوهش توصیفیمقطعی به کمک پرسشنامهی محققساخته پس از تعیین روایی صوری و محتوایی و تأیید پایایی درونی و بیرونی، انجام شد. دیدگاه چهل استاد و 112 دستیار از رشتههای تخصصی مختلف دربارهی تمایل به افشای خطا، عوامل مؤثر در افشای خطا، نتایج افشا و عوامل مؤثر در کاهش خطاهای پزشکی گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 21 انجام شد. اختلاف میانگین نمرهی اساتید (3/1±2/15) و دستیاران (05/2±56/12) در بعد «تمایل به ابراز خطای پزشکی دیگران» و اختلاف میانگین نمرهی اساتید (677/0±55/7) و دستیاران (01/2±09/9) در بعد «تمایل به عدم افشای خطای پزشکی» معنادار بود. شرکتکنندگان بهترین مرجع برای مدیریت و رسیدگی به خطاهای پزشکی را استاد مسئول بخش و بهترین شیوهی اعلام خطای پزشکی را از طریق پزشک ارشد در حضور پزشک خطاکننده میدانستند. پزشکان عمومی سطح شهر، پرستاران و دستیاران سال اول، بیشترین فراوانی انجام خطا را داشتند. از نتایج بهدستآمده میتوان برای برنامهریزی جهت ارتقاء حقوق بیماران و اصلاح دیدگاه و روش برخورد تیم درمان با خطای پزشکی همکاران به شکل حقمدار و حمایتی استفاده کرد. زمینهسازیهای فرهنگی و قانونی و اجتماعی با هدف فراهمشدن امکان اظهار خطای پزشکی به شکل علمی و مهارتی از رسالتهای مراکز آموزشیدرمانی خواهد بود.
نحله زارعی فرد، صدیقه ابراهیمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
اخلاق و دانش پزشکی، از اجزای جداییناپذیرِ برنامههای آموزشی رشتهی پزشکی هستند. تشریح عملی بدن انسان، بهعنوان یک روش آموزشی ارجح در مراحل اولیهی آموزش پزشکی، فرصتی مناسب برای کاشت بذر هنجارهای اخلاق پزشکی در ذهن پزشکان آینده است. هدف از این مطالعهی مروری، بررسی رخدادهای غیراخلاقی در تاریخچهی علم تشریح و تحولات اخلاقی بعدی در تشریح بدن انسان، بهمنظور تأکید بر حفظ ارزشهای اخلاقی بدن اهداکنندگان در سالن تشریح است. برای یافتن مستندات مرتبط، مقالات چاپشده بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ در پایگاههای دادهی اسکوپوس، پابمد، گوگل اسکالر و ریسرچ گیت، با کلمات کلیدی مربوط، جستوجو و ارزیابی شدند. بررسیها نشان میدهد، در گذشته، تشریح بدن انسان بر روی اجساد مجرمان اعدامشده یا با روشهای غیرقانونی انجام میشد و تا اوایل دههی ۱۹۶۰ اصل اخلاقی احترام به خودمختاری نادیده گرفته میشد؛ اما از قرن بیستم به بعد، بحث استفاده از اجساد اهدایی با کسب رضایت آگاهانه به میان آمد و باعث شد دانشگاهها در قرن بیستویکم از این منبع در امر آموزش استفاده کنند و بدینترتیب، راهحلی مقبول برای پُر کردن خلأهای اخلاقی تشریح فراهم شود. تبیین استانداردهای مربوط به ملاحظات اخلاقی اجساد اهدایی، برای دانشجویان پزشکی ضروری است. بدن انسان، بهعنوان یک منبع علمی ارزشمند، شایستهی برخورد محترمانه در چهارچوب مرزهای اخلاقی و بر اساس دستورالعملها و قوانین است. رعایت بالاترین استانداردهای اخلاقی لازم، در مؤسسات آموزشی برای اطمینانبخشیدن به اهداکنندگان دربارهی تصمیم خود ضروری است.