5 نتیجه برای اترک
حسین اترک،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده
در رابطه با سقط جنین سه دیدگاه وجود دارد: موافقان آزادی سقط که عمدتاً به اولویت حقوق زن مانند حق تصمیمگیری برای تولید مثل، حق کنترل بر بدن خویش، اصل خود- تعیینی زن و عدم تشخص اخلاقی جنین اشاره میکنند؛ مخالفان آزادی سقط که به تشخص اخلاقی، انسانیت و حق حیات جنین توسل میجویند؛ میانهروها که جواز سقط را منوط به اموری چون عدم سلامت و نقص جنین، تأثیر بارداری زن بر سلامت خویش و خانواده و میزان مسؤولیت زن در بارداری منوط میکنند. دو مسأله محل نزاع است: اول، آیا جنین انسان است و از چه زمانی یک شخص اخلاقی دارای حقوق انسانی مانند حق حیات میشود. دوم، در تعارض حقوق زن و جنین، کدامیک اولویت و تقدم دارد؟ مخالفان سقط، جنین را از زمانهای اولیه رشد دارای تشخص و حقوق اخلاقی میدانند و تشخص اخلاقی را بر اساس رشد بیولوژیکی تفسیر میکنند. موافقان سقط، زمان تشخص را به مراحل متاخر تکامل جنین و حتی بعد از تولد موکول میکنند و رشد عقلی و روانی جنین را ملاک تشخص قرار میدهند. برخی نیز بر فرض انسانیت جنین حقوق مادر را مقدم بر حقوق جنین میپندارند. بهنظر نگارنده، مسألهی اصلی در سقط جنین حق حیات داشتن جنین و تعیین زمان انسان شدن آن است. حق حیات دائر مدار حیات است. جنین از زمانی که اعضای اصلی و رئیسه بدن کامل میشوند، یک انسان است و حق حیات دارد و سقط آن جایز نیست مگر برای حفظ جان مادر. قبل از این زمان، سقط مطلقاً جایز است چون جنین انسان نیست.
حسین اترک، شهلا اترک، مریم ملابخشی،
دوره 3، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1389 )
چکیده
مقالهی حاضر اشاره به روش اخلاقی حکمای اسلامی چون فارابی، ابنسینا، مسکویه، خواجه نصیر طوسی، نراقیها و دیگران دارد که در کتابهای اخلاقی خویش روش تهذیب نفس را با روشی طبی بیان کردهاند که متأثر از طب سنتی است. همانطور که در علم طب برای بدن دو حالت صحت و مرض وجود دارد و ملاک صحت، اعتدال مزاج و ملاک مرض، خروج از اعتدال است، در علم اخلاق نیز برای روح دو حالت صحت و مرض در نظر گرفته میشود که ملاک صحت و سلامت روح، اعتدال قوای نفس و ملاک مرض خروج از اعتدال به جانب افراط و تفریط است. از اعتدال قوای نفس فضایل اخلاقی و از افراط و تفریط آنها رذایل اخلاقی پدید میآید. همانطور که طبیب ابتدا با شرح حال گرفتن از مریض در صدد تشخیص بیماری، علل و اسباب آن بر میآید، عالم اخلاق نیز این مراحل را برای درمان مرض روحی طی میکند. همانطور که در طب مراحل مختلف معالجه از طریق غذا، دارو، پادزهر و جراحی وجود دارد، در اخلاق نیز این مراحل وجود دارد. همانطور که طبیب برای درمان بیماری دارویی را تجویز میکند که ضد بیماری است در اخلاق نیز برای درمان رذایل اخلاقی، عملی تجویز میشود که ضد آن رذایل است.
حسین اترک،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده
شبیه سازی انسان یکی از مسائل جدیدی است که جواز یا ممنوعیت آن به لحاظ اخلاقی و دینی مورد نزاع و اختلاف است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، پس از بیان مفهوم شبیهسازی و تاریخچهی مختصری از آن، به تبیین و تحلیل اصل غایات کانت پرداخته و سعی نموده است جواز یا ممنوعیت صورتهای مختلف شبیهسازی انسان را بر اساس تفسیرهای مختلف از اصل غایات روشن کند. بر اساس اصل غایات کانت، هر گونه رفتاری که باعث شود انسانیت دیگران بهعنوان وسیلهی صرف اخذ شود نه هدف و غایت، ممنوع و غیر اخلاقی است. تفاسیر مختلفی از غایت قرار دادن انسانیت شده است: اینکه در مورد انسانی بدون اطلاع و آگاهیاش کاری انجام ندهیم؛ به آزادی، اراده و استقلال او احترام بگذاریم؛ به سعادتمندی او کمک کنیم؛ به انسانیت دیگران احترام بگذاریم. نتیجه اینکه بر اساس اصل غایات کانت، هر نوع شبیهسازی که در آن انسانیت انسانها وسیلهای برای غایتی دیگر، ورای انسانیتشان اخذ شود ممنوع است. از اینرو، شبیهسازی برای تولید گروه زیادی از انسانهای همسان ژنتیکی برای استفاده در جنگ یا در زمان صلح برای انجام کارهای سخت و طاقتفرسا، تکثیر افراد نابغه و سرشناس علمی، سیاسی و نظامی و ...، تولید فرزندان ژنوتیپ دلخواه، جایگزین کردن همسر، فرزند یا بستگان تازه درگذشته، ممنوع است. اما آن نوع شبیهسازی که در آن انسانیت فرد تولیدشده هدف قرار گرفته و شبیهسازی به سعادت او و دیگر انسانها کمک میکند و استقلال و آزادی ارادهی انسان تولیدشده را محدود نمیکند و رضایت ضمنی او بر این کار قابل استنباط است، جایز است مانند شبیهسازی درمانی جهت تولید بافت و اعضای پیوندی و شبیهسازی برای کمک به زوجین نابارور و کمک به تولد نوزادان سالم بدون ژنهای معیوب.
حسین اترک،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده
حسین اترک، مریم ملابخشی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
یکی از مسائل مطرح در اخلاق پزشکی، مسألهی حقیقتگویی به بیمار است. امروزه، دیدگاه غالب در میان پزشکان، ضرورت حقیقتگویی به بیمار است و دروغگویی یا کتمان حقیقت جایز نیست. ولی بهنظر میرسد مطلق و بیقید و شرط دانستن اصل حقیقتگویی قابل قبول نباشد و گفتن هر حقیقتی به هر کسی و در هر شرایطی جایز نیست. گرچه اصل اول در اخلاق، حقیقتگویی است، در برخی شرایط نیز کتمان حقیقت و حتی دروغگویی جایز است. از نظر عقل و شرع، دروغگویی در موارد اکراه، اضطرار (که شامل دفع ضرر جانی، مالی و آبرویی از خود و دیگران است) و دَوَران امر بین دو محذور، جایز است. بهنظر نگارنده، در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان و جلب همکاری و کسب رضایت بیمار ضروری است و نیز در موقعیتی که حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، لاعلاجی بیماری و زمان نزدیک مرگ اوست، بیان حقیقت با وجود ضررهای احتمالی، ضروری است. اما در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان ضرورت ندارد و حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، چیزی غیر از زمان مرگ و لاعلاجی بیماری اوست، مانند حقایقی از قبیل سختی و خطرناکی بیماری، زنده نبودن همراهان بیمار در تصادف، مشکلاتی که در بیرون از بیمارستان برای بیمار یا خانوادهاش ایجاد شده، پیشآگهی احتمالی از مدت زمان زنده بودن بیمار و تشخیصهای احتمالی غیرقطعی، اگر بیان حقیقت برای بیمار ضرر داشته باشد، کتمان حقیقت و حتی دروغگویی از باب دفع ضرر جانی از بیمار جایز است.