20 نتیجه برای احمدی
غلامرضا محمودی شن، فاطمه الحانی، فضل اله احمدی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
اخلاق
بخش تفکیکناپذیر زندگی حرفهای پرستاران است و به سبک زندگی آنها معنی و جهت میدهد. پرستاران در تماس مداوم با مددجویان، همکاران و سیستم کار میباشند. پس، باید سایهی اخلاق بهطور مستمر بر رفتارهای آنها گسترده باشد. بنابراین، مورد توجه قراردادن ابعاد اخلاقی در این حرفه ضرورت دارد، زیرا عدم ساختارمندی و بیتوجهی به این بعد از سبک زندگی آنها، آسیبهای جبران ناپذیری را برخودشان، بیماران و سایر افراد مرتبط وارد مینماید. لذا مطالعهی حاضر با هدف انتزاع ابعاد مختلف اخلاق در قلمرو سبک زندگی کاری پرستاران و براساس تجربهی خود آنان طراحی گردید.
این مطالعهی کیفی، از نوع تحلیل محتوا و با مشارکت 20 پرستار بود که با روش نمونهگیری هدفمند و با تنوع سن، سابقهی کار، نوع بخش، سمت و جنسیت انتخاب شدند و با مصاحبهی عمیق و بدون ساختار جمعآوری اطلاعات گردید. شیوهی تجزیه و تحلیل دادهها، تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی بود. مقبولیت و عینیت دادهها با تلفیق در جمعآوری دادهها، تنوع مشارکتکنندگان تحقیق، مرور و بازنگری مکرر دادهها، بازبینی مشارکتکنندگان تحقیق و دو نفر همکاران تحقیق بهطور مکرر انجام شد. مشارکتکنندگان تحقیق20 نفر بودند که 15 نفر زن، 5 نفر مرد، اکثریت (9 نفر) در محدودهی سنی 25تا 34 سال، دارای سه تا 29 سال سابقهی کار و در مجموع اکثریت در بخشهای متنوع بالینی کار کرده بودند. دادههای تحقیق شامل، متن مصاحبهها که بهصورت واحدهای معنی تقسیم، و سپس با فشرده سازی، خلاصه شدند؛ و با شیوهی استقرایی طبقات فرعی استخراج، و نهایتاً طبقات اصلی یا تمهای نهایی انتزاع شد. یافتههای نهایی تحقیق شامل پنج تم (درونمایه) یعنی مسؤولیتپذیری، روابط عاطفی- روانی، معیارهای ارزشی - اخلاقی، تقابل کار- زندگی - تصمیمگیری و عدالت و انصاف بود، که هرکدام حاوی طبقات فرعی متعددی بودند.
اخلاق در سبک زندگی پرستاران منشأ بروز رفتارهایی میگردد که بیماران آسیب نبینند و سایهی اخلاق بر تمام ابعاد کاری پرستاران گسترده است. اصول اخلاقی باید بهگونهای اعمال گردد که خود پرستاران نیز آسیب نبینند. و از آنجایی که تحقیقات کیفی قادر به استخراج مضامین پنهان اخلاقی میباشند؛ پیشنهاد میگردد تحقیقات با این رویکرد مبتنی بر نیازها و شرایط خاص، در حوزههای مختلف این حرفه، تداوم یابد.
آرزو ابن احمدی، نسترن حیدری،
دوره 3، شماره 2 - ( فروردین ماه 1389 )
چکیده
در طی 50 سال اخیر نقش ارتباطات در ارائهی خدمات سلامت بهطور جدی مورد بحث قرار گرفته است و کسب مهارتهای ارتباطی صحیح بین پزشک و بیمار نقش بهسزایی در ارائهی سلامت و احقاق حقوق اخلاقی و قانونی بیمار دارد. هدف اصلی این مقاله مروری بر مطالعات و شواهد موجود جهت تسهیل انتقال اخبار ناگوار است بهنوعی که بتوان در نهایت راهکاری مناسب در این راستا ارائه داد.
منابع برای این مطالعهی مروری از طریق جستوجو در سایتهای ScienceDirect, Ovid, Springer, Scopus, ProQuest,
Pub Med, Google scholar و بهکار بردن کلمات کلیدی «اخبار ناگوار»، «ارتباطات» و «راهکار» با محدود کردن به مقالات و دستورالعملهای انگلیسی چاپ شده از سال 1961 تهیه گردید.
تمام مقالات چاپ شده توصیفی و تحلیلی اعم از مشاهدهای و مداخلهای تجربی، نیمهتجربی و غیرتجربی که بهنحوی از انحاء با انتقال اخبار ناگوار در ارتباط بودند وارد مطالعه گردید؛ بدین صورت که آخرین و معتبرترین راهکارها و توصیهها بررسی، تقسیمبندی، جمعبندی و در نهایت بهترین توصیهها در تسهیل انتقال اخبار ناگوار ارائه گردید.
گرچه بسیاری از مقالات در عنوان خود اطلاعاتی در خصوص انتقال اخبار ناگوار داشته و بحثهای زیادی در انتقال این اخبار را ارائه دادهاند، اما سعی گردید موارد تکراری و مشترک در مدلهای مختلف را شناسایی و در نهایت توصیههای مشترک را بهعنوان راهکاری مناسب در تسهیل انتقال اخبار ناگوار ارائه دهیم. پیشنهاد میگردد که تحقیقات مداخلهای بیشتری در این راستا انجام پذیرد تا بهصورت مؤثرتری به بررسی مداخلات در رویکردهای تعاملی ارتباط پزشکان با بیماران در هنگام انتقال اخبار ناگوار بپردازد.
زهرا ملازم، فضلاله احمدی، عیسی محمدی، شهرام بلندپرواز،
دوره 3، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1389 )
چکیده
جوهرهی عملکرد بالینی پرستاری تأمین آسودگی و سلامتی بیماران است که از طریق توجه به نیازهای جسمی، روحی و معنوی آنها فراهم میشود. بیماری و عمل جراحی بهعنوان عوامل تهدیدکنندهی زندگی یا ناتوان کننده، نیازهای متعددی را در بیماران بهوجود میآورند. درک مفهوم حضور از دیدگاه این بیماران از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که مسؤولیت اصلی پرستاران شناخت نیازهای مراقبتی بیماران و رفع آنهاست لذا این مطالعه با هدف تبیین دیدگاه بیماران جراحی عمومی دربارهی حضور پرستار صورت گرفت.
این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده است. 7 بیمار و 5 همراه بیمار با استفاده از نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. با استفاده از مصاحبهی نیمه ساختار یافته، دادهها جمعآوری و به روش تجزیه و تحلیل محتوایی، تحلیل شدند. کلیهی مصاحبهها ضبط و پیاده شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
از آنالیز دادهها سه مضمون اصلی «حضور پرستار عامل احساس امنیت روانی»، «حضور پرستار عاملی برای دریافت اطلاعات مورد لزوم» و «حضور پرستار عاملی برای تشخیص و برآورده شدن بهموقع نیازها» که حاصل دیدگاه بیماران بود، استخراج شد.
یافتههای این مطالعه آگاهی پرستاران را برای برخورد با نیازهای بیماران افزایش میدهد. همچنین مدیران و مربیان پرستاری خواهند توانست با اتکا بر بصیرتی مبتنی بر یافتههای علمی، اخلاقی، فعالیتهای مدیریتی و آموزشی خود را به گونهای طراحی و اجرا کنند که شرایط لازم برای تحقق حضور مراقبتی دانشجویان و پرستاران فراهم آید.
حسین حبیب زاده، فضل الله احمدی، زهره ونکی،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
هدف اصلی و غایی حرفهی پرستاری تأمین سلامت و بهبودی بشریت است. تحقق این امر، نه تنها از طریق مراقبتهای علمی، بلکه با استفاده از روشهای اخلاقی و ارتباط صحیح با مددجو امکانپذیر است. شناسایی عوامل اخلاقی مؤثر بر عملکرد حرفهای پرستاران در ایران و دخالت دادن آنها در برنامهریزیهای استراتژیک، در نهایت برسرعت حرکت پرستاری ایران در طیف حرفهای شدن، خواهد افزود.
روش مطالعهی کیفی برای تحقیق انتخاب شد. از آنجا که عملکرد حرفهای دارای ماهیتی چند بعدی و متأثر از عوامل مختلف فردی و اجتماعی از جمله مسائل اخلاقی است، محقق از روش آنالیز محتوا به منظور بررسی این عوامل استفاده کرد.
چهار درونمایهی اصلی از دادهها استخراج گردید که نشانگر عوامل اخلاقی تأثیرگذار بر عملکرد حرفهای در پرستاری ایران بود. این مضامین عبارت بودند از: «هویت اخلاقی حرفه»، «معنویت و ارزشهای اسلامی»، «تدوین کدهای اخلاقی حرفه» و «رعایت منشور حقوق بیمار».
برای عملکرد اخلاقی در پرستاری حرفهای، نیاز است که پرستاران در درجهی اول، ابعاد و مسائل اخلاقی را در حرفهی خود شناخته و سپس حساسیت اخلاقی را در تمام ارتباطات و مداخلات پرستار - بیمار اجرا کنند.
مژگان رهنما، مسعود فلاحی خشکناب، سادات سید باقر مداح، فضلاله احمدی،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده
مراقبت معنوی شامل کمک به انجام اعمال مذهبی و فعالیتهایی است که موجب حمایت و راحتی اشخاصی میشوند که شدیداً بیمارند و در جستوجوی معنی و اتصال به ماوراء میباشند. این مراقبت یک بخش ضروری، حیاتی و جنبهای منحصر به فرد از مراقبت بوده و به سؤالاتی اساسی، نظیر معنای زندگی، درد، رنج و مرگ پاسخ میدهد. هدف از این مقاله شناسایی ادراک بیماران مبتلا به سرطان از مراقبت معنوی است. مطالعهی حاضر با رویکرد کیفی با استفاده از تحلیل محتوی بهروش مرسوم برای آنالیز دادهها انجام شده است. نمونهگیری به روش آسان و در دسترس با انتخاب 17 بیمار و خانوادههایشان، مراجعه کننده به یکی از بیمارستانهای تهران و مرکز خیریهی بهنام دهشپور انجام شد. روش جمعآوری دادهها مصاحبهی نیمهساختار یافته بود. مصاحبههای ضبط شده کلمه به کلمه پیاده گردید. برای کاهش دادهها، نامگذاری دادهها، بهدست آوردن کدهای تحلیلی و در نهایت تشخیص موضوعات از روش تحلیل محتوی استفاده شد. یافتههای حاصل از تحلیل دادهها بهدستهبندیهای زیر ختم گردید: خصایص و وظایف پرستار با رویکرد معنوی در دو حیطهی مذهبی و غیرمذهبی، مراقبت با رویکرد معنوی در دو حیطهی مذهبی و غیرمذهبی (روحی- روانی، ارتباطی، عملکردی) و موانع مراقبت معنوی. بر اساس یافتهها تمامی نیازهای معنوی مراقبتی مشارکتکنندگان توسط پرستاران برطرف نمیگردد. بهطوری که، خصوصیات و عملکرد پرستاران با انتظارات بیماران و خانوادههایشان از یک پرستار با رویکرد معنوی کاملاً تطبیق نداشته و شرایط حاکم بر بخش نیز برای این امر مناسب نیست. در پایان با توجه به نتایج پیشنهاداتی برای بهبود ارائهی این مراقبتها مطرح گردید.
طاهره مقدس، مریم مؤمنی، مژگان بقایی، شهرام احمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران رو به مرگ دارند. پرستاران بهخاطر ماهیت شغلی خود بیش از سایر افراد با بیماران رو به مرگ و تقاضای آنان برای انجام اتانازی مواجه میشوند؛ با این وجود، مطالب کمی در مورد نگرش پرستاران در مورد اتانازی شناخته شده است. هدف از مطالعهی حاضر تعیین نگرش پرستاران بخشهای ویژه در مورد اتانازی است در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 91 پرستار شاغل در بخش مراقبتهای ویژه واقع در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در مطالعه شرکت کردند. نگرش پرستاران در مورد اتانازی بهوسیلهی Euthanasia Attitude Scale ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری (T-test) و ANOVA و مدلهای تعمیمیافتهی خطی بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 16 تجزیه و تحلیل شدند.اکثر پرستاران (5/83 درصد) نسبت به اتانازی نگرش منفی داشتند و با آن موافق نبودند. در تجزیه و تحلیل تکمتغیری، هیچ ارتباط آماری معنیداری بین عوامل فردی و نگرش پرستاران یافت نشد. در حالیکه در تجزیه و تحلیل رگرسیونی سن (029/0 P<) و وضعیت استخدام (004/0 P <) بهطور معنیداری با نگرش پرستاران در مورد اتانازی مرتبط بودند. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که اکثر پرستاران اتانازی را تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمیدانند. با وجود مشاهدهی ارتباط معنیدار مستقیم آماری بین نگرش پرستاران با سن کمتر نمونهها و وضعیت استخدام رسمی آنان، نتیجهگیری دقیقتر نیازمند بررسی سایر متغیرهای مداخلهگر نظیر آگاهی و عملکرد و نقش پرستاران خواهد بود.
محمدامین بهرامی، مریم اصمی، آزاده فاتحپناه، عارفه دهقانی تفتی، غلامرضا احمدی تهرانی،
دوره 5، شماره 6 - ( آذر ماه 1391 )
چکیده
هوش اخلاقی عبارت است از توانایی تشخیص درست از غلط، انتخاب درست و در نهایت رفتار مبتنی بر اخلاق. هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسهی سطح هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود. پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سالهای 90-1389 انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشکدههای بهداشت و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود که تعداد 100 نفر از آنها به روش تصادفی طبقهبندی شده، نمونهگیری و وارد پژوهش شدند. دادههای مورد نیاز توسط پرسشنامهی معتبر Lennick و Kiel جمعآوری و با بهکارگیری نرمافزار SPSS نسخهی 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافتههای پژوهش اعضای هیأت علمی و کارکنان در 3 مؤلفهی درستکاری، بخشش و مسؤولیتپذیری دارای وضعیت خیلی خوب بودند. در مؤلفهی دلسوزی نیز اعضای هیأت علمی و کارکنان، بهترتیب دارای وضعیت خیلی خوب و خوب بودند. متغیر سن رابطهی معنیدار آماری با سطح هوش اخلاقی داشت (
P=0.04)، بهطوری که با افزایش سن، میانگین امتیاز هوش اخلاقی افراد کمتر از 50 سال افزایش یافته و در افراد بالای 50 سال مجدداً کاهش یافته است. سایر متغیرهای دموگرافیک (جنس، مدرک تحصیلی، سمت، سابقهی کار، سابقه مدیریت و دو شغله بودن) نیز رابطهی معنیداری با سطح هوش اخلاقی نداشتند. سطح مطلوب هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان میتواند منجر به ایفای مؤثر نقش دانشگاه در توسعهی اخلاقی دانشجویان گردد. در عین حال میتوان از طریق رهیافتهایی نظیر تشویق رفتار مبتنی بر اخلاق، وضعیت موجود را ارتقاء داد.
مریم مالمیر، داریوش فرهود، محمد خان احمدی،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
ژنتیک اجتماعی زمینهای پژوهشی - کاربردی است و بر آن است نقش متغیرهای ژنتیکی را در تعاملات و جبرگرایی ساختار اجتماع که گونهها را تحت تأثیر قرار میدهد، بررسی کند. ژنتیک اجتماعی گسترهای از خدمات، از تشخیص اختلالات مادرزادی و ژنتیکی، مشاورهی ژنتیکی، پیشگیری و غربالگری تا سیاستگذاریهای کلان در این زمینه را در بر میگیرد. نقطهی هدف ژنتیک اجتماعی، جوامع است و پزشکان جامعهنگر با توجه به ویژگیهای خاص هر جامعه به اولویتبندی در ژنتیک پزشکی اقدام میکنند. در این بین باید اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی را نیز در نظر بگیرند. از این رو، هدف از بررسی حاضر، بررسی اولویتبندی ژنتیک اجتماعی در جامعهی ایران است.
با توجه به بررسیهای انجامشده، اولویتهای خدمات ژنتیک اجتماعی در ایران با استفاده از چندین بعد قابل ارزیابی است. این ابعاد بهترتیب دربرگیرندهی مواردی دربارهی شدت و نوع بیماری، امکان تشخیص، پیشگیری و درمان، شیوعشناسی، نگرش به بیماری، مسائل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، و دیگر موارد هستند. برای تحقق فعالیتهای ژنتیک اجتماعی، باید علاوه بر توجه به اولویتهای ذکرشده، 4 اصل اخلاقی در ژنتیک پزشکی (خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری) مورد توجه خاص قرار گیرند
سید آریا حجازی، علیرضا مشیراحمدی، گلناز ثابتیان، نازیلا بدیعیان موسوی،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده
یکی از موضوعات مهمی که دیرزمانی است مباحث بسیاری را در حوزه های اخلاق، حقوق و فقه به خود اختصاص داده است و نظرات و دیدگاههای مختلف و گاه متضاد را معطوف به خود کرده است، موضوع اتانازی است. تقابل اندیشهها و نظرات ارائه شده در ارتباط با این موضوع، موجب شده است تا قانون گذاران برخی کشورها، به صراحت اتانازی را مورد پذیرش قرار دهند، در مقابل، قانون گذاران بعضی کشورها، صراحتاً این موضوع را رد کرده و نسبت به جرم انگاری آن اقدام نمودهاند. دیدگاه انفعالی یا خنثی را میتوان دیدگاه کشورهای گروه سوم دانست که قبول یا رد اتانازی در این کشورها محدود به نظرات حقوقدانان بوده اما بازتاب و انعکاسی در قوانین ندارد. ایران را باید در زمره کشورهای دسته اخیر به حساب آورد. در این مقاله برآنیم تا به بررسی اتانازی بر اساس ماده 372 قانون مجازات اسلامی ایران، بپردازیم.
شمسا احمدیان، جمیله مختاری،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
توسعهی نقش پرستار در پاسخ به چالش سیستم سلامت در برقراری تعادل بین منابع و تقاضای بهداشتی جامعه ایجاد شده است. هدف این مطالعهی مروری، بررسی سیر تکاملی توسعهی نقش پرستار و چالشهای تجربه شدهی متعاقب آن در عرصهی جهانی است.
در این مطالعه جستوجو در منابع الکترونیک با کلید واژههای انگلیسی "نقش پرستار" و "توسعهی نقش" بهصورت ترکیبی و مجزا، تا سال 2015 انجام شد. اطلاعات لازم از مقالاتی که با موضوع ارتباط بیشتری داشتند استخراج شد. بر اساس نتایج، دو رویکرد مطرح در توسعهی نقش پرستار توصیف شد. Extension که مربوط به پیشروی در قلمرو و وظایف سنتی پزشکان بوده است و Expansion که دلالت بر انبساط نقش پرستار در درون مرزهای آموزش پرستاری، تئوری و عمل دارد. در بسیاری از کشورها متعاقب اجرای این رویکردها علیرغم کمبودی که وجود داشته و بهدلیل افزایش حجم کار پرستاران، ضرورت استفاده از کارکنان با مهارت پایینتر مطرح شده و به تبع آن چالشهای متعدد و قابل توجهی نیز تجربه شده است.
توسعهی نقش پرستار در ایران پیشرفت قابل توجهی نداشته است؛ با این حال، بهدلیل کمبود نیروی پرستاری، واگذاری کار پرستاران به ردههای پایینتر مطرح و مورد بحث واقع شده است. در کشور ما زیر ساختهایی همچون صدور مجوز صلاحیت حرفهای و تصمیمگیری بر مبنای دادههای فراگیر از پایش تأثیر تغییرات انجام شده بر کیفیت مراقبتها فراهم نیست. بنابراین، از نظر اخلاقی، تصمیمگیری در مورد اجرای هر نوع تغییر در حرفهی پرستاری مطابق با الگوی سایر کشورها که زمینهی کاری و فرهنگ سازمانی متفاوتی نیز دارند باید با در نظر گرفتن زمینهی کاری و همهی ابعاد حرفهای و بسیار دوراندیشانه انجام پذیرد.
قاسم احمدی، علی الهامی، رضا باقیزاده، حسین مرادی، محمود مطهرینیا،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میانرشتهای است که گسترهی آن سلامت عمومی را در بر میگیرد و سلامت مفهومی کلی است که شامل ابعاد جسمی، معنوی، شناختی و اخلاقی میشود. در این میان «سلامت اخلاقی»، بهعنوان یکی از مصادیق اخلاق پزشکی در نظر گرفته شده که در این پژوهش با روش تحلیل محتوایی بین اسلام و فمینیسم در تأثیر جنسیت در اخلاق بررسی میشود. تأثیر یا عدم تأثیر جنسیت در اخلاق، مهمترین اختلاف اسلام با فمینیسم است. روح این اختلاف در مبانی معرفتشناختی دو دیدگاه آشکار میشود: اسلام خداوند و فمینیسم بشر را تعیینکنندهی اخلاق و رفتارهای اخلاقی میداند. در اسلام، جنسیت در اخلاق و چگونگی رفتارهای اخلاقی اثرگذار است و موجب تفاوت رفتارهای اخلاقی بین زن و مرد میشود؛ اما در دیدگاه فمینیسم، جنسیت در رفتارهای اخلاقی اثر نمیگذارد؛ آنان با قائلشدن به تشابه زن و مرد در حوزهی رفتارهای اخلاقی، نقشهای جنسیتی اخلاقی را که نظام آفرینش بر عهدهی هر یک از آنان نهاده، نادیده گرفته و با طرح همسانی جنسیتی زنان و مردان به اخلاق «دوجنسیتی» (Bigender) رو آورده است. این نگرش علاوه بر آسیبرساندن به سلامت اخلاقی، پیامدهایی غیراخلاقی نیز در پی داشته است. نوشتار حاضر سعی دارد ضمن ارزیابی نحلههای مختلف فمینیستی، به تبیین دیدگاه اسلام و پیامدهای دیدگاه فمینیسم در موضوع تأثیر جنسیت در اخلاق بپردازد.
معصومه خواجه احمدی، فائزه جهانپور،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
حفظ حریم شخصی یکی از اساسیترین حقوق بیماران است که برگرفته از لزوم احترام به شأن و منزلت انسانی است. با توجه به اینکه دانشجویان امروز پرستاران فردا هستند که در زمان تحصیل و پس از آن با بیماران در تعامل و ارتباط مستقیم خواهند بود، بررسی عملکرد آنها در خصوص رعایت حریم شخصی بیماران امری ضروری است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد حفظ حریم شخصی بیماران در دانشجویان کارآموز و کارورز پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر صورت پذیرفته است. این پژوهش یک مطالعهی توصیفی و مقطعی است. ۲۸۳ نفر از دانشجویان پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر دارای ویژگی ورود به مطالعه بهصورت تمامشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهی روایی و پایاییشدهی حریم شخصی حیدری (۱۳۷۹) بود. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک نرمافزار spss 23 و با بهکارگیری آزمونهای تی تست و آنوا انجام شد. نتایج مطالعه نشان داد که میانگین نمرهی حفظ حریم شخصی بیمار ۹۷/۱۱±۴۲/۹۰ بود. عملکرد دانشجویان در بعد فضای شخصی، قلمرو انسانی و بهطور کلی حریم شخصی بیمار خوب بود. بین میانگین عملکرد دانشجویان کارآموز و کارورز در بعد قلمرو انسانی 002/0 p-value= و حفظ حریم شخصی بیمار تفاوت آماری معناداری وجود داشت (018/0 p-value=). بین فاکتورهای جمعیتشناختی مقطع تحصیلی، قومیت و شغل دانشجویان با حفظ حریم شخصی بیمار نیز تفاوت آماری معنیدار بود. ازآنجاکه عملکرد دانشجویان در خصوص رعایت حریم شخصی بیماران در حد خوب بود، مسئولان و استادان بالینی باید برای حفظ وضعیت موجود، برنامهریزی و اقدامات لازم را مدنظر قرار دهند.
مرجان مردانی حموله، معصومه احمدی، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
همدلی، یکی از پیششرطهای اساسی پرستاری برای مراقبت مؤثر از بیمار است. از طرفی، معنویت نیز یک جزء مهم در روابط پرستار و بیمار به شمار میآید. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط همدلی با نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری بود. در این مطالعهی توصیفی و همبستگی، نمونهها ۲۷۲ نفر از دانشجویان پرستاری در سه دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران بودند که در سال ۱۳۹۶ به روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند. دادهها با استفاده از فرم مشخصات جمعیتشناختی و ابزارهای روا و پایاشدهی همدلی و نگرش معنوی گردآوری، سپس با بهرهگیری از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و آزمون آنالیز واریانس) تحلیل شدند. میانگین نمرهی همدلی دانشجویان 982/106±65/14 بود که از میانهی نمرهی ابزار (۶۰)، بالاتر بود. همچنین، میانگین نمرهی نگرش معنوی آنان 79/115± 8/15 بود که از میانهی نمرهی ابزار (۸۶)، بیشتر گزارش شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، بین همدلی و نگرش معنوی، همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد (۰/۰01 ,p=۲۶۵ /۰r=). افزونبراین، در میان مشخصات فردی، بین همدلی با جنس، سال تحصیلی، معدل، علاقه به رشته و وضعیت اشتغال، ارتباط معنادار وجود داشت (۰/05p<)؛ بهعلاوه، بین نگرش معنوی با علاقه به رشته و وضعیت اشتغال نیز ارتباط معنادار به دست آمد (۰/05p<). نتایج پژوهش نیز، از این فرضیه که میان همدلی و نگرش معنوی ارتباط وجود دارد، حمایت میکند. ازآنجاکه بین همدلی و نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری ارتباط معنادار وجود داشت، به نظر میرسد با ارتقای نگرش معنوی دانشجویان پرستاری، همدلی آنان نیز افزایش مییابد.
فائزه عزتی آراستهپور، حسین علی احمدی جشفقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفتهای اخیر در حوزهی دیجیتال و نفوذ آن در بخش سلامت، به توسعهی فناوریهای سلامت دیجیتال منجر شده است. توسعهی این نوع از فناوریها، علاوه بر مزایایی چون: کاهش هزینههای مراقبت پزشکی و افزایش کیفیت مراقبت از بیماران، چالشهای جدید اخلاقی را به ادبیات حوزهی پزشکی وارد کرده است. در این پژوهش با استفاده از مرور ادبیات، ۲۵ مقاله در زمینهی چالشهای اخلاقی در فناوریهای سلامت دیجیتال به تفکیک فناوریهای مبتنی بر تلفن همراه، پروندههای سلامت الکترونیک، پزشکی از راه دور، سلامت الکترونیک، فناوریهای پوشیدنی و کلانداده بررسی شد. چالشهای حفظ حریم خصوصی به دلیل ایجاد منابع عظیم داده در این نوع فناوریها، نحوهی تأمین عدالت دسترسی، چالشهای تعیین مسئولیت اعضای جراحی و فنی در فناوریهای پزشکی از راه دور، تغییر نقش بیمار به دلیل توسعهی این نوع فناوریها، چالشهای مربوط به مالکیت دادهها و میزان دسترسی بیمار به دادههای خام، چالش ایجاد تعادل بین حفظ حریم خصوصی اطلاعات بیماران و اشتراکگذاری دادهها در پیشبرد علم و سلامت جامعه در کلان دادهها و تضمین کیفیت اطلاعات بهداشتی ارائهشده، ازجمله چالشهای اخلاقی یافتشده در مقالات بررسیشده در حوزهی سلامت دیجیتال است. این بررسیها میتواند در شناخت هر چه بهتر چالشها و در نتیجه تدوین دستورالعملهای اخلاقی، قبل از توسعه و بهکارگیری این نوع فناوریها ثمربخش باشد.
محمدحسین عسگردون، سپهر عزیزی، آذین ابراهیمی، محمدحسین احمدیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
تعاریفی متعدد از بیهودگی در پزشکی ارائه شده است. بیهودگی در پزشکی در مراقبت از بیمار، به حالتی گفته میشود که در آن هر نوع مداخلهای، اعم از اقداماتی که به قصد تشخیص، پیشگیری، درمان، توانبخشی یا سایر اهداف پزشکی به انجام میرسند، فایدهای برای آن بیمار نداشته باشد. این مطالعهی مروریتحلیلی، با هدف افزایش درک پزشکان و دیگر ارائهدهندگان خدمات سلامت از مسألهی بیهودگی در طب مکمل و جایگزین، انجام شد. طی جستوجوی گسترده، بیش از هزار مقاله یافت شد که با بررسی عنوان و خلاصهی آنها، پژوهشهای نامرتبط حذف و متن ۲۱۹ مقاله، کامل خوانده شد. در نهایت نیز، ۱۱۸ مقاله، برای مرور، انتخاب و مطالعه شدند. نتیجهگیری دربارهی پسندیدهبودن اخلاقی ارائهی درمانی بیهوده در طب مکمل، بنا بر رویکردهای گوناگون متفاوت است؛ بنا بر رویکرد وظیفهگرایی و اصل عدالت از رویکرد اصولگرایی، هیچکس مجاز به کاربست درمانهای بیهوده نیست؛ درحالیکه در رویکرد موردی و اصل اتونومی بیمار، چنین نظری پذیرفتهشده نیست . بر اساس رویکرد سودگرایی، تنها، درمانهای مبتنی بر شواهد را میتوان از لحاظ اخلاقی بررسی کرد و آن دسته از درمانهای مکمل که بیهودهبودنشان نشان داده شده است، باید منع شوند و ارائهدهندگان خدمات مراقبت سلامت، نباید آنها را به بیماران ارائه دهند؛ چراکه نوعی کلاهبرداری و فریب بیمار است. پیشنهاد میشود در زمینهی روشنسازی مرز میان اثر پلاسبو و نوسبو و بیهودگی مطالعاتی بیشتر انجام گیرد.
علیرضا مشیراحمدی، عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
احتمال بروز خطا و ایجاد آسیب در فعالیتهای پزشکی وجود دارد؛ موضوعی که میتواند زمینهساز طرح شکایت از پزشک شود. پس از مفتوحشدن چنین پروندههایی، با توجه به جنبهی تخصصی این امور، لازم است تا برای اخذ نظر کارشناسی اقدام گردد. سازمان پزشکی قانونی، یکی از مراجعی است که در این زمینه، نقشی اساسی دارد؛ بنابراین، اطلاع از معیارهایی که از نظر کارشناسان این سازمان، در محکومیت کادر درمانی حائز اهمیت تلقی میشود، علاوه بر آگاهیبخشی به پزشکان، میتواند در کاهش میزان تقصیرات شغلی این رشته نیز، تأثیری بسزا داشته باشد. مطالعهی پیشِ رو، به لحاظ هدف، کاربردی، از نظر شیوهی تجزیه و تحلیل، توصیفیتحلیلی و به لحاظ جمعآوری دادهها، اسنادی و کتابخانهای است. تلاش پزشکان، این است که با تشخیص صحیح بیماری و انتخاب فرایندی مناسب و علمی، به درمان بیماران بپردارند و ضمن کاستن از آلام و دردها، سلامتی را به آنان بازگردانند؛ اما همیشه، نمیتوان به چنین هدفی نایل شد؛ چهبسا پزشک در هر یک از مراحل تشخیص، انتخاب درمان و انجام آن، مرتکب اشتباه شود؛ لذا، اگرچه از هیچ پزشکی انتظار نمیرود که نتیجهای خاص را برای بیمار تضمین کند و الزاماً، به درمان قطعی بیماری نایل آید، از ایشان این توقع وجود دارد که در مداوای بیماران، مطابق استانداردهای متعارف رفتار کنند و در این زمینه، مرتکب بیاحتیاطی و بیمبالاتی نشوند. با دقت در استدلالهای منعکس در پروندههای قصور پزشکی، میتوان شاخصهای مؤثر محکومیت پزشکان را در دو دستهی اقدامات پیشا و پسادرمانی طبقهبندی کرد. شاخص پیشادرمانی شامل مجموعهاشتباهاتی است که مرتبط با تشخیص بیماری یا انتخاب نوع درمان است.
عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، علیرضا مشیراحمدی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
صاحبان حِرَف پزشکی میکوشند خدمات درمانی را بهصورت کارآمد، مطلوب و باکیفیت به بیماران ارائه دهند؛ بااینحال، درمانهای پزشکی، مصون از خطا و اشتباه نیستند؛ بنابراین، حدوث آسیب متعاقب درمانهای پزشکی، امری اجتنابناپذیر است؛ موضوعی که میتواند منتهی به شکایت علیه کادر درمان شود. با بهجریانافتادن پروندههای اینچنینی، اخذ نظریهی کارشناسی ضرورت مییابد؛ ازهمینرو، وقوف به شاخصهای مؤثر در محکومیت، ضمن اثربخشی در تقلیل رفتارهای آسیبزا، میتواند در افزایش بینش کادر درمان نیز، مفید باشد. مداقه در پروندههای تخلفات پزشکی، گویای آن است که شاخصهای محکومیت، در دو دستهی پیشا و پسادرمانی جای میگیرند. خطاهای حادثشده پس از ورود به اجرای مراحل درمان، گویای معیار پسادرمانی است. نقص در خاتمهی فرایند درمان، انجامندادن اقدامات درمانی در محل مناسب، عدم تناسب یا اشتباه در روش بهکاررفته و تقصیر یا اشتباه فاحش، اهم موارد مسئولیتزای مرتبط با این شاخص است. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوهی توصیفیتحلیلی و با استناد به نظریات کارشناسی نوشتهشده در پروندههای قصور و تقصیر پزشکی، معیارهای مؤثر در محکومیت کارکنان درمانی را بررسی کند.
محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
پزشکی تدافعی، انجامدادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجامدادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزهی محافظت از خود در برابر شکایتها یا تنشهایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام میدهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداختکنندهی هزینهی درمانی مانند سازمانهای بیمهگر میشود که میتواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهرهوری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائهی پیشنهاداتی برای مدیریت اینگونه رفتارها و پیشگیری از آنها، شامل سه دستهی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتیسازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافتههای منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظاممند منابع و مطالعهی کیفی با روش برگزاری مصاحبههای نیمهساختاریافته تنظیم شدهاند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کردهاند.
هدایت جعفری، فاطمه احمدی، مبینا عابدین پور،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
خستگی شفقت به حالت خستگی فیزیکی و عاطفی اطلاق میشود که متخصصان مراقبتهای بهداشتی، به دلیل قرارگرفتن طولانیمدت در معرض استرسهای شغلی و عوارض عاطفی مراقبت از دیگران تجربه میکنند. مراقبت دلسوزانه برای نتایج بالینی بهتر بیمار ضروری است؛ اما، در طول ارائهی مراقبتهای بهداشتی میتواند با عوامل متعدد به خطر بیفتد. این مطالعه به بررسی عناصر مؤثر بر خستگی شفقت در پرستاران بخش مراقبت ویژه میپردازد. این بررسی نظاممند با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی SID, Magiran Irandoc, Iranmedex, Civilica, Science Direct, Web of Science, Embase, PubMed, Scopus, ProQuest, و Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای خستگی شفقت، مراقبتهای ویژه، پرستاران، رضایت از شفقت و فرسودگی انجام شد. پس از حذف نمونههای تکراری، ابتدا مطالعات بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند؛ سپس، کیفیت آنها، با استفاده از چکلیست ارزیابی انتقادی برای مطالعات مقطعیتحلیلی ارزیابی شد. در نهایت، ۲۳ مطالعهی انجامگرفته در بازهی زمانی ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ وارد این مرور نظاممند (سنتزکیفی) شدند. تعداد کل شرکتکنندگان در تمام مطالعاتی که در این مرور بررسی شدند، ۵۸۲۰ نفر بود. این بررسی نشان داد، عناصر ساختاری محل کار و ویژگیهای جمعیتشناختی پرستاران، مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، ملیت، سطح تحصیلات، تابآوری، طول شیفت، سابقهی کار در بخش مراقبت ویژه، محل کار، سمت در واحد و نسبت پرستار به بیمار، علل و پیشبینیکنندههای خستگی شفقت هستند. رهبری و حمایت اداری در محیط بالینی و راهبردهای مقابلهای بهکارگرفتهشده بهوسیلهی پرستاران، عواملی بودند که تأثیر خستگی شفقت را در میان پرستاران مراقبتهای ویژه کاهش دادند. این بررسی نظاممند، با برجستهکردن تأثیر شایان توجه خستگی شفقت بر پرستاران نشان داد، هم محیط کار و هم عوامل جمعیتشناختی، در بروز خستگی شفقت نقشی مهم دارند. یافتهها بر اهمیت رهبری حمایتی و همچنین راهبردهای مقابلهای مؤثر، در کاهش اثرات خستگی از شفقت در میان پرستاران مراقبتهای ویژه تأکید میکند. با پرداختن به این عوامل، سازمانهای مراقبتهای بهداشتی میتوانند رضایت شفقت را افزایش داده و فرسودگی شغلی را کاهش دهند؛ این اصلاحات، در نهایت، به بهبود مراقبت از بیمار و پیامدهای بالینی منجر میشوند.
رضا عبداللهی، آیناز باقرزادی، میرحسین احمدی، یوسف احمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
یکی از عواملی که به نظر میرسد بر خستگی از شفقت در پرستاران نقش دارد و موجب تعدیل آن میشود، حمایت سازمانی است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین حمایت سازمانی و خستگی ناشی از شفقت در پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، مطالعهای توصیفیتحلیلی است. جامعهی پژوهشی این پژوهش، تمامی پرستاران بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشیدرمانی شهر ارومیه، در سال 1403 بودند. تعداد 150 پرستار بر اساس معیارهای ورود به مطالعه و به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش، از سه پرسشنامهی مشخصات دموگرافیک، حمایت سازمانی آیزنبرگر و خستگی شفقت فیگلی، برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. دادهها نیز با نرمافزار spss15 تحلیل شدند. (0.45- = r و 0.05 >P) نتایج نشان داد، بین حمایت سازمانی و خستگی از شفقت، ارتباط معکوس و معنیدار وجود دارد. میانگین نمرهی حمایت سازمانی در پرستاران بخشهای اورژانس، 54/0± 13/21 بود؛ همچنین، میانگین نمرهی خستگی شفقت 54/8 ± 73/27 ، رضایت شفقت 81/1 ± 73/38 و استرس ترومای ثانویه 82/4 ± 45/28 بود. میانگین نمرهی کل پرسشنامهی کیفیت کاری پرستاران 32/4 ± 93/31 بود. با توجه به نتایج مطالعهی حاضر و تأثیر حمایت سازمانی در کاهش خستگی از شفقت در پرستاران، مدیران و سیاستگذاران پرستاری باید با انجامدادن اقداماتی مانند بهبود اوضاع کاری و توجه به نیازهای پرستاران، زمینه را برای ارتقاء حمایت سازمانی از آنها فراهم آورند تا موجب کاهش و تعدیل خستگی از شفقت در پرستاران شوند.