23 نتیجه برای اصغری
علی جعفریان، علیرضا پارساپور، امیرحسن حاجترخانی، فریبا اصغری، سیدحسن امامی رضوی، علیرضا یلدا،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده
یکی از مهمترین تنشهای شغلی که هر پزشک در حرفهی خویش میتواند با آن مواجه شود شکایت بیمار است. هدف از این مطالعه بررسی شکایات وارده از پزشکان و دندانپزشکان به سازمان نظامپزشکی تهران بزرگ در سالهای 70، 75 و 80 از جهت تعداد، پراکندگی و عوامل ایجاد آن است.
این مطالعه بهصورت توصیفی و گذشتهنگر و با تکمیل فرم حاوی اطلاعات مورد نظر صورت گرفته است. تکمیل فرم با مطالعهی پرونده توسط یکنفر کارشناس امین سازمان نظامپزشکی در سالهای 81 و 82 صورت گرفته و اطلاعات بهدست آمده پس از طبقهبندی تجزیه و تحلیل شده است.
در مجموع این سه سال، 832 شکایت از پزشکان و دندانپزشکان طرح شده بود. شکایات بهعمل آمده از پزشکان در سالهای 75 و 80 به نسبت سال 70 بیش از دو برابر افزایش داشته است. 1/83 درصد پزشکان و دندانپزشکان تهران که طرف شکایت بودند بر اساس نتایج مندرج در پرونده تا زمان انجام مطالعه محکوم نشدهاند و از نظر سازمان نظام پزشکی قصوری نداشتهاند. شایعترین علل طرح شکایت از دیدگاه شکایتکنندگان بهترتیب خطای درمانی(38 درصد)، بیتوجهی(2/30 درصد)، مسائل مالی(4/25 درصد)، و عدم تبحر پزشک(7/17 درصد) بوده است. بر اساس این مطالعه، با افزایش سابقهی کاری پزشکان و داشتن تجربهی بیش از 15 تا 20 سال از آمار شکایات از آنها کاشته میشود؛ بهطوری که بیشترین آمار شکایات برای پزشکان میانسال با تجربهی 10 تا 20 سال بوده است.
بیشتر پزشکان و دندانپزشکان تهران که از آنان شکایت شده است، از نظر کارشناسان نظام پزشکی قصوری مرتکب نشدهاند و قسمت عمدهای از شکایتها مربوط به نتیجهی تعامل نامناسب میان پزشک و بیمار بوده است. رفتار مبتنی بر تعهدات حرفهای پزشک در برابر بیمار میتواند مانع وقوع بخش عمدهای از شکایتها شود.
علیرضا باقری، فریبا اصغری، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 2 - ( فروردین ماه 1389 )
چکیده
به منظور تربیت افرادی که توانایی آموزش، نقد، بررسی و پژوهش در حوزهی اخلاق پزشکی و بهطور اعم اخلاق زیستی را داشته باشند دورههای کوتاه و بلند مدت متفاوتی در دانشگاههای سراسر دنیا ارائه گردیده است. بهطوری که هم اینک در بعضی از کشورها دورههای آموزش کوتاه مدت اخلاق پزشکی نظیر Master of Public Health (MPH) اخلاق پزشکی جایگاه ویژهای در پاسخ به نیاز تربیت نیروهای کارآمد در این زمینه یافته است. در ایران دورهی MPH همزمان با تأسیس دانشکدهی بهداشت در سال 1342 راهاندازی شد و تا کنون اصلاحات قابل توجهی در برنامهی درسی آن ایجاد شده است. هم اینک تعداد زیادی از پزشکان با گذراندن این دوره مشغول ارائهی خدمت در نظام سلامت میباشند. با توجه به اینکه این دوره میتواند بستر مناسبی برای تربیت نیروهای کارآمد در زمینهی اخلاق پزشکی باشد، دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1384 مصمم گردید تا در برنامهی کوتاه مدت خود در اقدامی زود بازده به برگزاری دورهی MPH اخلاق پزشکی اقدام نماید. در ارزیابی که از برگزاری 4 دوره MPH اخلاق پزشکی حاصل گردیده است میتوان ادعا نمود که این دوره توانسته است افرادی را در این حوزه جذب نموده و آموزش داده بهطوری که هم اکنون هر یک در حیطهی فعالیت خود پاسخگوی بخشی از نیازهای اخلاقی در حوزهی پزشکی و سلامت در کشور میباشند.
اکرم حیدری، فریبا اصغری، سید حسن عادلی،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
یکی از رسالتهای کمیتههای اخلاق در پژوهش دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، محافظت آزمودنیهای انسانی از خطرات ناشی از انجام تحقیقات است. به منظور اطمینان از رعایت اصول اخلاقی در طول انجام پروژه، نظارت مداوم امری ضروری است. این امر در بسیاری از کشورها با دقت فراوان انجام میگیرد، ولی متأسفانه در ایران بسیاری از کمیتههای اخلاق آن چنان که باید، به این مهم نپرداخته و غیر از بررسی اولیه پروتکل-ها و ارائهی گزارشات دورهای توسط محقق، مکانیسم فعالی را جهت انجام این مسؤولیت بهکار نمیگیرند. در این مقاله نویسندگان در مدلی که جهت پایش انواع طرحهای پژوهشی اعم از کمی و کیفی که بر روی نمونههای انسانی اجرا میشود ارائه مینمایند، ابتدا مسؤولیتهای کمیته و محقق را تبیین نموده، سپس بهنحوهی انجام پایش، به دو صورت بررسی در جلسات کمیته و پایش سریع میپردازند. تعیین نوع و سطح پایش در خصوص پروژههای تحقیقاتی با در نظر گرفتن میزان خطری که متوجه آزمودنیها میگردد، صورت میگیرد.
حسین درگاهی، رضا صفدری، سعید اصغریان،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
نخستین گام در راه مبارزه با پیشگیری و کنترل یک پدیدهی اجتماعی، شناسایی صحیح و کامل این پدیده است. طراحی نظام اطلاعات سوء مصرف مواد با هدف تبدیل دادهها به اطلاعات و دانش جهت پیشگیری و کنترل اعتیاد سهم بسزایی دارد، اما طراحی و اجرای آن دارای چالشها و مشکلاتی است که پیامدهای نامناسب و ناگواری را برای سوء مصرفکنندگان مواد فراهم میآورد. لذا، این مقاله با هدف مطالعهی چالشهای اخلاق پزشکی در نظام اطلاعات سوء مصرف مواد تهیه و تدوین شده است.
پژوهش حاضر یک مطالعهی مروری است. اطلاعات مورد نیاز از طریق موتورهای جستوجوگر Medline ، Ovid ، Elsevier، Google، PubMed ، مرکز اطلاعات و آمار نیروی انتظامی، وزارت بهداشت، ستاد مبارزه با مواد مخدر، سازمان بهزیستی و مرکز مطالعات ملی اعتیاد جمعآوری شده و مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
نظام اطلاعات سوء مصرف مواد دارای چالشها و مشکلات حقوقی و اخلاقی متعددی هستند که در صورت بروز این مشکلات، سوء مصرفکنندگان رغبتی به دریافت خدمات مشاورهای و درمانی و انجام مطالعات اپیدمیولوژیکی از خود نشان نمیدهند.
سازمان جهانی بهداشت چارچوب خاصی را برای پاسخگویی نظام اطلاعات سلامت در هشت حیطه از جمله رعایت شأن و کرامت انسانی، رازداری و محرمانگی ارائه کرده است. طراحان و برنامهریزان نظام اطلاعات سوء مصرف مواد قبل از طراحی باید قوانین و مقررات و دستورالعملهای لازم را به منظور شفافسازی و تعیین وضعیت حقوقی، تضمین اصل محرمانگی و رازداری اطلاعات تهیه و تدوین نمایند.
فاطمه هاشمی، عیرضا نیکبخت نصر آبادی، فریبا اصغری،
دوره 4، شماره 2 - ( فروردین ماه 1390 )
چکیده
گزارش خطاهای حرفهای برای ارتقای امنیت بیمار نه تنها در بیمارستان که در مراکز سرپایی مراقبت نیز امری اساسی و یک فعالیت ضروری محسوب میگردد. متأسفانه، پرستاران نیز مانند بسیاری از پرسنل تیم پزشکی بیشتر اشتباهات و خطاهای کاری خود را گزارش نمیکنند. هدف مطالعهی حاضر تبیین عوامل مرتبط با گزارش خطاهای پرستاری از طریق کشف تجربیات پرستاران بالینی و مدیران پرستاری در خصوص این موضوع بود.
این پژوهش مطالعهای کیفی است که با مشارکت 115 پرستار شاغل در بیمارستانها و درمانگاههای تخصصی دانشگاههای علوم پزشکی تهران و شیراز انجام پذیرفته است. اطلاعات به کمک بحث گروهی نیمهسازمان یافته در 17 جلسه جمعآوری و سپس بر اساس رویکرد تحلیل محتوای قراردادی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. طبقات اصلی پدیدار شده در این مطالعه عبارت بودند از: الف) نگرش کلی پرستاران نسبت به خطاهای کاری، ب) موانع گزارش خطاهای پرستاری و ج) انگیزانندههای گزارش خطا.
گزارش خطاها، اطلاعات فوق العاده گرانبهایی را برای پیشگیری از بروز خطاهای بعدی و ارتقاء ایمنی بیماران فراهم مینماید. در مجموع، با توجه به موانع و انگیزانندههای گزارش خطاهای پرستاری لازم است که قوانین و مقرراتی در این زمینه وضع شود و در آن قوانین نحوهی گزارشدهی خطا و عناصر تشکیل دهندهی آن از جمله خود خطا بهطور واضح تعریف و تعیین گردند.
کمیل میرزایی، علیرضا میلانی فر، فریبا اصغری،
دوره 4، شماره 2 - ( فروردین ماه 1390 )
چکیده
تصمیمگیری توسط فرد جایگزین در بیماران فاقد اهلیت بر اساس اصل اخلاقی «احترام به خودمختاری» بنا نهاده شده است. با افزایش خدمات سلامت پیشرفته نیاز به تصمیمگیری در مورد بیماران فاقد اهلیت در ارائهی این خدمات بیشتر گردیده و معمولاً تیم درمانی بدون اطلاع از ترجیح بیمار از یکی از اعضا خانواده میخواهند تا بهجای بیمار تصمیمگیری کند. این مطالعه جهت بررسی خواست و ترجیح بیماران در مورد فرد تصمیمگیرندهی جایگزین و عوامل موثر در این ترجیح اجرا شد.
مطالعه از نوع بررسی مقطعی (cross sectional) بوده و نمونهها بهصورت تصادفی از مراجعین بالای 18 سال (83 -18 سال) به درمانگاه چشم بیمارستان فارابی تهران انتخاب شدند. پرسش نامهها بهصورت مصاحبهای تکمیل گردید.
با 200 نفر بیمار مصاحبه شد که در سنین 83-18 سال قرار داشتند 52 درصد (105 نفر) مرد و73 درصد (77 نفر) متأهل بودند. همسر در میان متأهلین تنها در 51 درصد موارد بهعنوان تصمیمگیرندهی جایگزین انتخاب شد. در میان مجردان بیشترین فرد جایگزین بهعنوان تصمیمگیرنده در پسران، پدر بود که در 36 درصد (9 نفر) موارد انتخاب شد در حالی که تنها 6/5 درصد از دختران (1 نفر) پدر را انتخاب کردند و بیشترین فراوانی انتخاب در دختران مجرد مربوط به انتخاب دیگران 3/33 درصد (6 نفر) بود.
اکثر بیماران (5/93 درصد) تمایل داشتند در زمان بستری از آنها در مورد فرد تصمیمگیرندهی جایگزین سؤال شود.
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که کسانی که اغلب بهعنوان تصمیمگیرندهی جایگزین در تصمیمات درمانی بیمار مورد مشورت قرار میگیرند، تفاوت قابل توجهی با کسانی که بیماران بهعنوان فرد تصمیمگیرندهی جایگزین انتخاب میکنند دارند. پیشنهاد میشود انتخاب فرد تصمیمگیرندهی جایگزین به خود بیماران در زمان هوشیاریشان سپرده شود.
سیده مژگان قلندرپور، فریبا اصغری، احمد کاویانی، ماهرخ دائمی،
دوره 4، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1390 )
چکیده
اظهار خطای پزشکی از جمله وظایف حرفهای پزشکان است که متأسفانه با چالشهای متعددی روبهرو است. این مطالعه به هدف بررسی نگرش اساتید و دستیاران جراحی به ابراز خطای پزشکی و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است.
در این مطالعهی مقطعی توصیفی- تحلیلی، پرسشنامهی خودایفایی به صورت حضوری در اختیار تمام اساتید و دستیاران جراحی عمومی بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار گرفت. میزان پاسخدهی1/84 درصد (53 نفراز63 نفر) بود.
به ترتیب 6/39 درصد و 1/49 درصد پزشکان متمایل به ابراز خطای مینور و ماژور بودند و از دیدگاه افراد ترس از شکایت قانونی از سوی بیمار (7/71 درصد) مهمترین مانع ابراز خطا بود. تنها 7/16 درصد (8 نفر) آخرین خطای پزشکی خود را به بیمارشان ابراز کرده بودند که 25 درصد موارد اظهار خطا ( 2 نفر)، شکایت قانونی بیمار را در پی داشت.
تفاوتی آشکار میان میزان تمایل پزشکان به ابراز خطا و آنچه در واقع در طبابت ایشان روی میدهد، وجود دارد که عمدهترین عامل ایجاد آن از دیدگاه خود ایشان، ترس از شکایت قانونی بیمار است. از طرفی دیگر با توجه به نیازمندی اکثر پزشکان به دریافت آموزشهای مقتضی پیرامون موضوع خطای پزشکی و مهارتهای ارتباطی، بهنظر میرسد که ایجاد تغییراتی در نظام مدیریت خطا به منظور حمایت حرفهای از پزشکان در مواقع بروز خطا و ارائهی آموزشهای لازم پیرامون اصول اخلاقی و مهارت تعامل با بیمار بتواند در برطرف کردن این تعارض مفید و مؤثر واقع گردد.
مریم عباسی نژاد، علی جعفریان، فریبا اصغری، علیرضا پارساپور، محمدرضا ظفرقندی،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
یکی از تظاهرات رعایت حق اتونومی بیماران در عمل اخذ رضایت آگاهانه قبل از هر اقدام تهاجمی است. در حال حاضر در ایران، فرایند اخذ رضایت آگاهانه پیش از اقدامات جراحی، محدود به امضای یک برگه است و این برگه اغلب اطلاعات اختصاصی هر عمل جراحی را تشریح نمیکند و فرصت کافی برای مطالعهی آن به بیماران داده نمیشود. نویسندگان برای اصلاح این رویه برگههای اطلاعات اختصاصی را برای هر یک از انواع عمل جراحی تدوین کردهاند که با هدف بررسی اثر بخشی ارائهی این برگهها به بیماران در ارتقاء دانش و رضایتمندی آنها این مطالعه اجرا شد. به 110 نفر از بیمارانی که جهت انجام جراحیهای الکتیو، در بخشهای جراحی 1 و 3 و 4 و 5 بیمارستان امام خمینی (ره) و جراحی 3 بیمارستان سینا بستری شده بودند، پیش از انجام عمل جراحی، برگههایی حاوی اطلاعات اختصاصی پیرامون عملهای جراحی مختلف ارائه شد و نحوهی استفاده از آن به عهدهی خود بیمار گذاشته شد؛ سپس بعد از عمل جراحی و در نزدیکترین زمان ممکن به ترخیص، با استفاده از پرسشنامهی شفاهی، با آنان مصاحبه به عمل آمد. در مقطع زمانی دیگری با 110 بیمار دیگر مشابه از نظر شرایط مکانی و بیماری بدون دادن برگهی حاوی اطلاعات، بعد از عمل جراحی، و در نزدیک ترین زمان ممکن به ترخیص، مصاحبه شد. پرسشنامه شامل سؤالات تشریحی پیرامون آگاهی آنان از بیماریشان و عمل جراحی مورد نظر بود و نیز از میزان رضایت آنها از اطلاعاتی که در اختیارشان قرار گرفته بود سؤال شد.
میانگین نمرهی آگاهی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 8/48 درصد، و در بیماران گروه کنترل، معادل 6/44 درصد از 100 درصد بود. ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی عمل جراحی به بیماران گروه مداخله، تأثیر معنیداری بر آگاهی کلی بیماران نداشت (140/0 P=) و فقط آگاهی آنان را نسبت به عوارض جانبی عمل جراحی خود بالا برد (001/0< P). همچنین، رضایتمندی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 2/60، و در بیماران گروه کنترل، معادل 4/56 از 100 بود و ارائهی برگههای اطلاعات تأثیر معنیداری بر رضایتمندی کلی بیماران نداشته (166/0 P= ) و رضایتمندی آنان را فقط در مورد اطلاعاتی که در خصوص دورهی نقاهت پس از عمل جراحی در اختیارشان گذارده شده بود، افزایش داد (033/0 P=). با توجه به اینکه ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی موضوع این مطالعه، در مجموع نمیتواند به تنهایی باعث افزایش آگاهی و رضایتمندی بیماران شود، پیشنهاد میشود که پزشکان در روند اخذ رضایت از بیماران، به ارائهی یک برگه بسنده نکرده و وقت کافی جهت توضیح پیرامون نوع بیماری و جنبههای مختلف آن به بیماران اختصاص دهند.
علیرضا پارساپور، فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 1 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق در پژوهش) 1390 )
چکیده
عرصهی پژوهشهای پزشکی به موازات رشد دانش پزشکی وسعت خیرهکنندهای داشته و به موازات این رشد با چالشهای جدید و جدی متعددی روبهرو شده است. کارآزماییهای بالینی از جمله مهمترین حوزههای پژوهش در عرصهی علوم پزشکی و همچنین پرچالشترین این حوزهها از نظر ملاحظات اخلاقی است.استفاده از داوطلب سالم در کارآزماییهای دارویی امری اساسی و ضروری است، موضعی که با ملاحظات اخلاقی متعدد و جدی اخلاقی روبهروست. اگرچه مسائل اخلاقی بهرهگیری از داوطلب سالم تنها به مطالعات مداخلهای بهطور عام و کارآزمایی بالینی بهطور خاص محدود نیست، در این نوشتار تلاش شده است با تمرکز بر این نوع از پژوهشهای پزشکی ضمن مروری بر اهمیت موضوع و سیر تاریخی آن، مهمترین چالشها و ضرورتهای اخلاقی در چهار محور رضایت آگاهانه، انتخاب منصفانهی سوژه، جلب همکاری داوطلبان و ارزیابی سود و زیان مورد بررسی قرار گیرد.بهنظر میرسد معیار خطر زندگی روزمره بهعنوان میزان قابل پذیرش خطر در پژوهشهای مداخلهای معیاری مبهم و در بسیاری از موارد غیر عملی است. پیشنهاد نویسندگان مقاله، استاندارد معقول بهعنوان معیار مد نظر کمیتهی اخلاق در پژوهش است. بر این اساس، این کمیته بهعنوان هیأت منصفه به نمایندگی از جامعه قابلیت پذیرش عمومی و معقول بودن میزان خطر مطالعه را بررسی میکند.
محمدعلی برومند، فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
چالش اصلی پیوند عضو، کمبود عضو پیوندی میباشد. بر اساس قانون اهدای عضو، علاوه بر رضایت بیمار، رضایت خانواده برای اهدای عضو پس از مرگ مغزی ضروری است. در این مقاله دیدگاه مردم تهران در مورد اهدای عضو عزیزانشان در صورتی که دچار مرگ مغزی شوند بررسی شده است.در
این مطالعهی مقطعی متغیرهای مورد بررسی از طریق مصاحبهی تلفنی گردآوری شد. نمونهگیری به روش شمارهگیری تصادفی در شهر تهران و انتخاب تصادفی فرد مصاحبه شونده از میان افراد بالای 18 سال حاضر در منازل یا مغازهها صورت گرفت. 706 نفر از مردم تهران در بازهی زمانی اسفند 1388 تا آبان 1389 وارد مطالعه شدند.میزان پاسخ گویی 51 درصد بود. 3/83 درصد افراد (688n= ) موافق اهدای عضو عزیزانشان در صورتی که کارت اهدا داشته باشند و دچار مرگ مغزی شوند، بودند و 3/62 درصد آنها (440n= ) اجازه از خانواده برای استفاده از عضو پیوندی در فردی که دچار مرگ مغزی شده و کارت اهدا دارد را لازم نمیدانستند. بین رضایت به اهدای عضو عزیزان و مرگ دانستن مرگ مغزی (011/0(
P= و برگشتناپذیر دانستن آن (028/0 (
P =رابطهی مستقیم معنیدار دیده شد.لازم است آموزش همگانی برای اصلاح باورهای غلط مردم در خصوص مرگ مغزی و تسهیل و ترویج اعلام تصمیم به اهدای عضو پس از مرگ مغزی در یکی از کارتهای معمول همگانی مثل گواهینامهی رانندگی انجام شود تا خانوادهها راحتتر بتوانند در موقعیت مرگ مغزی عزیزانشان در رابطه با اهدای اعضای آنها تصمیم بگیرند.
فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
صد سال پیش شکلگیری ایدهی یوژنیک موجب رواج عقیمسازی گروههای آسیبپذیر شد و بهدنبال اقبال به رعایت حق اتونومی افراد و حفاظت از حقوق گروههای آسیبپذیر بهخصوص عقب ماندگان ذهنی، عقیمسازی این دسته افراد عملی مذموم شمرده شد.
امروزه مطالعات، درخواست نگرانی بخش قابل توجهی از والدین کودکان دچار عقبماندگی ذهنی از بارداری آنها و درخواست برای عقیمسازی آنها به شیوهی قطعی را نشان میدهند. در تصمیمات درمانی برای افراد دچار عقبماندگی ذهنی با توجه به آنکه خود فرد ظرفیت لازم برای تصمیمگیری را ندارد، والدین او موظف به تصمیمگیری بر اساس بهترین مصالح سلامت وی هستند اما نکتهی مهم این است که بررسی شود که آیا آنها در درخواست عقیمسازی منافع فرزندشان را درنظر دارند یا راحتتر شدن نگهداری و مراقبت از آنها توسط خودشان دلیل درخواست آنهاست. در شرایطی که فرد دچار عقبماندگی ذهنی ظرفیت تصمیمگیری برای باروری ندارد، نمیتواند رضایت معتبری برای ازدواج بدهد و نمیتواند از عهدهی مراقبتهای بارداری و بزرگ کردن کودک برآید. میتوان علاوه بر مراقبتهایی که باید برای پیشگیری از سوء استفادهی جنسی برای آنها اعمال میشود عقیمسازی آنها بهعنوان انتخابی برای مراقبت از صدماتی که بارداری ناخواسته برای آنها ممکن است ایجاد کند محسوب شود. هرچند در حال حاضر ضوابط عقیمسازی دائمی اجازهی آن را تحت شرایطی برای افراد ازدواج کرده مشخص کرده است اما اگر عقیمسازی در جهت بهترین منافع فرد با ناتوانی ذهنی است باید امکان این شیوه از تأمین منافع سلامتی آنها برایشان فراهم باشد. تدوین ضوابطی برای حصول اطمینان از اینکه درخواست والدین در جهت بهترین منافع فرزند است و اطمینان از اینکه شیوهی کم خطرتر دیگری نمیتواند او را از خطر بارداری محافظت کند ضروری بهنظر میرسد. هرچند این اقدام میتواند برای والدین فرصتی ایجاد کند تا بهجای علاج واقعه پس از وقوع حاملگیهای ناخواسته در فرزندشان این گزینه را برای حفاظت از فرزندشان پیش رو داشته باشند اما به هیچ روی نباید بهعنوان اولین گزینه برای حمایت و حفاظت از آنها درنظر گرفته شود و بررسی موارد درخواست در کمیتهی اخلاق بالینی آشنا با موضوع میتواند از سوءاستفادههای احتمالی از این اقدام جلوگیری کند.
حبیبه یکه تاز، فریبا اصغری، مهدی فرخ نیا،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
آموزش پزشکی و تربیت دانشجویان بهعنوان نسل فردای پزشکان جامعه دارای اهمیت فوق العادهای است. یکی از مهمترین اجزای آموزش پزشکی، آموزش بالینی است که در این دوره دانشجویان مهارتهای لازم برای طبابت در آینده را کسب میکنند. از اساسیترین مسائل در آموزش بالینی، اخلاق پزشکی است. در سالیان اخیر دانشگاههای علوم پزشکی کشور تلاشهای گستردهای در جهت آموزش اخلاق پزشکی به دانشجویان داشته و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینه صورت گرفته است. بهنظر میرسد برای نهادینه شدن و کاربردی کردن این آموزشها لازم است راهنمای اخلاقی حقوق بیمار در آموزش پزشکی تدوین شود.
در این مطالعه با بررسی جامع متون، مقالات و راهنماهای مرتبط با رعایت حقوق بیمار در مراکز آموزشی، پیش نویس اولیه راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی تدوین شد. سپس پیش نویس اولیه در گروههای ذینفع شامل بیماران، اساتید بالینی، دانشجویان مقاطع مختلف بالینی و کارشناسان اخلاق پزشکی به بحث گذاشته و نظرات گروهها گردآوری و طبقهبندی شد. در مرحلهی آخر پیش نویس اولیه و نظرات جمعآوری شده، در جلسهی هم اندیشی با حضور نمایندگانی از گروههای ذینفع ارائه و با اعمال تغییرات، متن نهایی راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی- درمانی تدوین شد.
حسین ابراهیمی، عبدالحسن کاظمی، محمد اصغری جعفرآبادی، آرزو آزرم،
دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده
یکی از پدیدههای مهم در اخلاق پرستاری، تنش اخلاقی است. تنش اخلاقی که پرستاران از آن رنج میبرند، یکی از شدیدترین مشکلات روانشناختی است. هدف این مطالعه تعیین تنش اخلاقی از دیدگاه پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی شمال غرب ایران است. این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است که در آن 418 نفر از پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی در شمالغرب کشور در سال 1391 به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای شرکت نمودند برای جمع آوری دادهها از مقیاس استاندارد تنش اخلاقی (MDS) با روایی بالا استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل نتایج از روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه) استفاده شد.میانگین تنش اخلاقی کلی پرستاران مراکز آموزشی - درمانی شمال غرب کشور 49/148 (انحراف معیار = 93/32) بود و 222 نفر (53 درصد) از پرستاران تنش اخلاقی در سطح شدید داشتند. در بین سه استان، استان زنجان با میانگین 46/152 (انحراف معیار 88/35)، بالاترین میزان تنش اخلاقی و در بین بخشها، بخش مراقبتهای ویژه با میانگین 72/152 (انحراف معیار 36/33) بالاترین میزان تنش اخلاقی را داشت. از بین متغیرهای مشخصات فردی - اجتماعی پرستاران، استان محل خدمت (01/0P<)، تحصیلات (05/0 P<)، نوع نوبت کاری(05/0P<) و وضعیت شغلی (05/0P <) با میزان تنش اخلاقی ارتباط معنیداری داشت.با توجه به تنش اخلاقی بالا در حرفهی پرستاری، مقابله با تنش اخلاقی توجه زیادی میطلبد. انجام مطالعاتی در مورد عوامل مؤثر و پیشگوییکنندهی تنش اخلاقی در بخشهای مختلف و آموزش در مورد راهکارهای مقابله با آن ضروری است.
نوید ابوالفتح زاده، سحرناز نجات، فریبا اصغری،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در جوامع مختلف نمیتوان از یک ابزار و محتوای واحد استفاده کرد. در مطالعهی حاضر برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در ایران، یک پرسشنامهی بومی با محتوای منطبق بر اصول اخلاقی و ارزشهای حرفهای پزشکی و فرهنگ و قوانین اخلاق پزشکی کشورمان تدوین شده است. برای تدوین سؤالات از سناریوهای ارزیابی رفتار حرفهای منتشر شده در مقالات و کتابها، راهنمای رفتار حرفهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و لاگبوکهای دورهی درسی اخلاق پزشکی دانشجویان دانشکدهی پزشکی استفاده شده است. 7 مورد سؤالات اولیه در مطالعهی پایلوت از نظر شفافیت و مناسب بودن بررسی شدند. سپس 38 سؤال اولیه در اختیار 7 نفر از اساتید خبره و 4 نفر از دانشجویان پزشکی خبره در زمینهی اخلاق پزشکی برای ارزیابی محتوا قرار داده شد که همگی در مورد تمامی سؤالات نظر دادند. در مجموع پایایی 35 سؤال به روش آزمون مجدد ارزیابی شد که سؤالات در طی دو مرحله و با فاصله 2 هفته در اختیار 30 نفر از دانشجویان پزشکی قرار گرفت. در مرحلهی ارزیابی پایایی 24 سؤال بهعنوان سؤالات نهایی تعیین شدند. میانهی شاخصهای همبستگی ICC (Intraclass Correlation Coefficient) و Spearman و Kappa برای سؤالات نهایی شده به ترتیب 81/0، 65/0 و 53/0 محاسبه شد. همچنین، شاخص آلفای کرونباخ 67/0 بود. پرسشنامهی نهایی شامل 24 سؤال با محتوای بالینی است که هر کدام یک چالش اخلاقی را مطرح کرده است. ابزار طراحی شده میتواند بهعنوان یک ابزار پژوهشی روا و پایا جهت بررسی سیر تغییرات حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در مقاطع مختلف تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد. ارزیابی اثربخشی اصلاحات کوریکولوم آموزشی در موضوع اخلاق پزشکی میتواند مورد استفادهی دیگر چنین ابزاری باشد. ابزار طراحیشده در این مطالعه نخستین ابزار بومی برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در ایران است.
شهریار شهاب، ناهید رژه، ملیحه نصیری، روح اله اصغری راد،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
ارتباط صحیح و همدلی بین دندانپزشکان و بیماران یکی از دغدغههای برنامهریزان آموزش و گیرندگان خدمات دندانپزشکی است. هدف از مطالعهی حاضر بررسی میزان همدلی در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران در سال 1393 با بیماران بود. در این مطالعهی توصیفی - مقطعی، بر اساس فرمول تعیین حجم نمونهی تصادفی با فرمول مورگان تعداد 410 نفر از دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای شهر تهران بهطور تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات، از پرسشنامهی جمعآوری اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی همدلی (واکنشهای میان فردی) استفاده شد. اطلاعات شرکتکنندگان وارد نرمافزار کامپیوتری SPSS ویرایش 16 شد. تجزیه و تحلیل با استفاده از آزمونهای Independent T-Test، آنالیز واریانس یکطرفه و ضرایب همبستگی انجام شد. میانگین نمرات همدلی دانشجویان دندانپزشکی (03/1± 06/53) و بالاترین میزان مربوط به بعد تخیل (65/4 ± 41/14) بود. از بین مشخصات جمعیتشناختی سن، جنسیت و مقطع تحصیلی با همدلی رابطهی معنیداری داشت (P<0.001). میزان همدلی افراد متأهل در سنین و مقاطع تحصیلی بالاتر بیشتر بارز بود. اما با دانشگاه محل تحصیل رابطهی معنیداری مشاهده نشد. میزان همدلی در دانشجویان دندانپزشکی دورهی عمومی با شرایط قابل انتظار تفاوت دارد. برنامهریزی آموزشی برای تقویت فضای همدلی بین دانشجویان و بیماران ضروری بهنظر میرسد
شهرام صمدی، محمد صادق خباز، فریبا اصغری، امید نبویان، قاسمعلی خراسانی، جلیل مکارم،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه، بررسی علل شکایات مردمی از پزشکان و پرسنل مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) و دستیابی به راهکاری مناسب جهت کاهش این شکایات است. جهت اجرای آن، از فرم ثبت شکایات مردمی موجود در واحد حاکمیت بالینی مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) استفاده شد که در آن سن و جنس شاکیان، میزان سواد، بخش مربوطه، نوع شکایت و... درج شده است. اطلاعات مربوطه از فروردین 1391 تا اسفند 1392 استخراج شد. از 309 مورد شکایت ثبت شده، 174 مورد در سال 1391 و 135 مورد در سال 1392 ثبت شده بود. شاکیان با میانگین سن 5/50 سال و بیشتر مرد بودند. 6/69 درصد از شاکیان میزان سواد دیپلم یا کمتر داشتند. بیشترین میزان شکایت از بخش اورژانس با 2/16 درصد ثبت شده بود. 5/48 درصد شکایات از پزشکان و 7/22 درصد آن از پرستاران بود. در 5/62 درصد از موارد، شخص شکایت شونده مورد برائت قرار گرفته و در 34 درصد از موارد محکوم شده است. مهمترین علل شکایت، عدم رضایت از خدمات درمانی با 1/40 درصد و برخورد نامناسب با 6/36 درصد بودند. در کل، مهمترین علت شکایت از پزشکان، عدم رضایت از خدمات درمانی و شایعترین علت شکایت در کادر بیمارستانی به استثنا پزشکان، برخورد نامناسب بود. از این رو، با تأکید بیشتر بر آموزش مستمر دانشجویان و دستیاران درجهت افزایش دانش و مهارتهای علمی و فنی، ارائهی اطلاعات کافی به بیمار قبل از انجام فرآیندهای تشخیصی یا درمانی، ارتقای سطح فنی و تجهیزاتی مراکز درمانی، آموزش جامعه و بالا بردن سطح آگاهی مردم از روند درمان، ارائهی توضیحات لازم حین درمان، اخذ رضایت آگاهانه و برائت، انتخاب صحیح افراد کادر درمان، قرار دادن افراد در محل مناسب و برگزاری کارگاه مهارتهای ارتباطی، میتوان شکایات را کاهش داد.
معصومه حسنلو، آرزو آزرم، پروانه اسدی، آذر آوازه، میترا حجت انصاری، حسین ابراهیمی، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
موقعیتهای اخلاقی تنشزا یکی از مسائل و معضلات حرفهی پرستاری به شمار میرود که باعث اختلال در شایستگی، کاربرد همزمان دانش، مهارت، نگرشها و ارزشها در امر مراقبت از بیمار میشود. ازآنجاکه پرستاران در بالین به سبب ماهیت کاری خود بهخصوص در بخش مراقبتهای ویژه و روان بیشتر با موارد تنیدگی اخلاقی مواجهه دارند، این مطالعه بهمنظور تحلیل و بررسی ارتباط بین سه بعد تنیدگی اخلاقی اجرا شد. در این مطالعهی توصیفیهمبستگی تعداد ۵۴۵ پرستار مراکز آموزشیدرمانی تبریز با استفاده از روش سرشماری در سال ۹۳-۱۳۹۲ انتخاب شدند. پرسشنامهی دیسترس اخلاقی MDS (Moral Distress scale) بین شرکتکنندگان توزیع و طی نه ماه پرسشنامهها جمعآوری شدند. برای تحلیل دادهها SPSS V13، آمار توصیفی، آزمون کایدو و ضریب همبستگی تاو کندال استفاده شد. طبق یافتهها، میانگین دیسترس اخلاقی ۶/۲۹±۸۹/۱۴۱ (در محدودهی متوسط) بود. آزمون کایدو نشاندهندهی ارتباط بین ابعاد تنییدگی اخلاقی (رابطهی بین نادیدهانگاشتن بیمار، قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای) بود (۰/۰۵>P). بر حسب آزمون تاو کندال بییک نیز بین ابعاد تنییدگی اخلاقی، ارتباط مستقیم و معنادار مشاهده شد (۰/۰۵>P). در بررسی رابطهی بین تنییدگی اخلاقی با مشخصات دموگرافیک سطح تحصیلات ارتباط معنیداری نشان داد (۰/۰۵>P). با توجه به ارتباط مستقیم و معنادار سه بعد نادیدهانگاشتن بیمار، قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای، تنییدگی اخلاقی بهعنوان عامل تشدیدکننده یا تعدیلکننده، هر یک از این عوامل را تحت تأثیر قرار میدهد و در چرخهی مراقبت از بیمار نقشی مهم دارد؛ بنابراین توصیه میشود برنامهریزان و متولیان حوزهی سلامت در سطح کلان، برای توجه و حمایت بیشتر پرستار از بیمار، افزایش قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای با افزایش تعداد پرستاران و سایر برنامههای کنترلکننده، برنامههای مناسبی طراحی و اجرا کنند.
علی لباف، فریبا اصغری، طلایه میرکریمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
اعتماد بیمار به پزشک، از ارکان مهم یک رابطهی درمانی است و از نظر پذیرش و پیگیری درمان بسیار اهمیت دارد. اعتماد بیمار به پزشک اورژانس، با توجه به شرایط متفاوت مراجعهی بیمار و ناممکنبودن انتخاب پزشک از پیش، با اعتماد به سایر پزشکان تفاوت دارد. در این پژوهش کیفی تلاش شده است تا از طریق مصاحبه با بیماران مراجعهکننده به اورژانس، مؤلفههای تشکیلدهندهی اعتماد به پزشک اورژانس شناسایی شود. برای رسیدن به این هدف، با ۲۷ بیمار که سابقهی بستری در اورژانس بیمارستان امامخمینی(ره) را داشتند در قالب گروههای متمرکز سه تا ششنفره (نوزده بیمار) و مصاحبهی انفرادی (هشت بیمار) مصاحبه شد. گفتوگوها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت و سه محقق، همزمان با روند مصاحبهها، گفتوگوهای انجامشده را تحلیل و طبقهبندی کردند. مؤلفههای اعتماد بیمار به پزشک اورژانس به دو دستهی اصلی عوامل مرتبط با پزشک اورژانس (رفتار حرفهای، مهارت بالینی و ویژگیهای فردی) و عوامل غیرمرتبط با پزشک اورژانس (باور قبلی بیماران، عوامل مرتبط با بیمارستان و عوامل مرتبط با بیمار) تقسیمبندی شد. به نظر میرسد بسیاری از مؤلفههای اعتماد به پزشک اورژانس مانند عوامل مرتبط به خود پزشک، با سایر پزشکان مشترک است؛ البته اعتماد به پزشک اورژانس در مقایسه با سایر پزشکان، تحت تأثیر شرایط محیطی، بهویژه عوامل مرتبط با بیمارستان قرار میگیرد و بهتر است در قالب یک مجموعه، و نه صرفاً اعتماد فرد به فرد بررسی شود.
فریبا اصغری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
چکیده ندارد
نسرین سیستانیپور، محمدجواد اصغری ابراهیمآباد، فائزه صلایانی، مجید معینیزاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پزشکی حرفهای است که در آن هوش هیجانی و اخلاقی، در بهبود کیفیت مراقبتهای پزشکی از بیماران، سلامت روان و افزایش رضایت شغلی نقشی مؤثر دارد. هدف از این پژوهش، بررسی هوش هیجانی و هوش اخلاقی در پزشکان مختلف بود. روش تحقیق، توصیفی بود. جامعهی آماری این پژوهش را همهی پزشکان شهر مشهد در سال 1398 تشکیل میدادند که از میان آنها نمونهای به تعداد 213 پزشک، به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامهها را تکمیل کردند. برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامهی هوش هیجانی بار-آن و هوش اخلاقی لنیک و کیل استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (آنوا) و آزمون تی مستقل بهره گرفتیم. نتایج تحقیق نشان داد پزشکان زن، متأهل، بالاتر از شصت سال و با سابقهی شغلی سی سال یا بیشتر، از هوش هیجانی بیشتری برخوردار هستند؛ همچنین نتایج، حاکی از آن بود که پزشکان بالاتر از شصت سال و با سابقهی شغلی سی سال هوش اخلاقی بالاتری دارند؛ بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که آموزش و گزینش دانشجویان پزشکی و پزشکان بر مبنای سنجش هوش هیجانی و اخلاقی میتواند موجب شود آنها در مواجهه با بحرانها و شرایط دشوار بهتر بتوانند مشکلات را حلوفصل کنند و مقاومتر باشند.