8 نتیجه برای اصفهانی
محمدمهدی اصفهانی،
دوره 2، شماره 1 - ( فروردین ماه 1388 )
چکیده
زهرا پارساپور، محمدمهدی اصفهانی،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده
پیش و پس از تألیف کفایه الطب در تاریخ تمدن ایران کتب متعدد و ارزشمندی در زمینهی علم طب تألیف و نگاشته شده است که هر یک به نوبهی خود از اهمیت خاصی برخوردار است. اما در این میان کفایه الطب دارای ویژگیهایی است که موجب شده است از قرن ششم تا حدود یک قرن پیش جایگاه خود را در طب سنتی ایران حفظ نماید و مورد توجه باشد. این ویژگیها عبارتند از:
الف) نظم در ارائهی مطالب و سهولت دسترسی به اطلاعات مورد نظر
ب) ایجاز و اختصار
ج) مستند بودن اطلاعات و ذکر نام اطبا و بزرگانی که از آنها نقل قول شده است.
د) جمع نمودن آرای پزشکان و حکمای برجستهی پارسی، یونانی، رومی، تازی و هندی بهطوری که این اثر را به گنجینهی ارزشمند طبی آن روزگار تبدیل نموده است.
در این مقاله نخست با توجه به مستندات تاریخی و نیز اطلاعاتی که حبیش در آثار مختلف خود دربارهی تألیفاتش در اختیار ما قرار داده است به معرفی او و تعدادی از آثارش میپردازیم. سپس ساختار کفایه الطب و چگونگی ارائهی مطالب در سه بخش اصلی آن را توصیف مینماییم و در پایان ارزشها و امتیازات این اثر را بیان خواهیم نمود.
محمد جواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 3، شماره 2 - ( فروردین ماه 1389 )
چکیده
از آنجا که سقط جنین یک مسألهی اخلاقی بسیار جدی است و عمدتاً، بحث راجع به آن شامل بحثهای سیاسی و حقوقی میشود، برآنیم تا پرسشهای جدیتر و بنیادیتری را که اکثراً پرسشهای اخلاقی هستند مورد بررسی قرار دهیم؛ چرا که به آنها توجه چندانی نشده است؛ سپس، با استفاده از نظریهی وظیفهگرایی و نقد نظریهی مقابل آن، یعنی غایتگرایی، پاسخی مناسب و معقول به این پرسشها بدهیم. با استفاده از تفاسیر وظیفه-گرایانه و غایتگرایانه، میتوان به راهحل مناسبی برای مسائل اخلاق پزشکی، از جمله مسألهی سقطجنین دست یافت. اما اینکه بر اساس کدامیک از این تفاسیر باید عمل نمود و از میان راهحلهای پیشنهادی وظیفهگرایی و غایتگرایی، کدامیک برای مسألهی سقط جنین مناسبتر و معقولتر می-نماید، چیزی است که بستگی به موقعیت و شرایط خاصی دارد که پزشک یا پزشکان در آن قرار گرفتهاند. اما بهنظر میرسد که از میان این تفاسیر و راهحلها، نظریهی اثر دوگانه که اساساً نظریهای وظیفهگرایانه است، راهحل مناسب و معقولی باشد.
عادل ساریخانی، مهدی خاقانی اصفهانی،
دوره 4، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1389 )
چکیده
در واکاوی اخلاقی اتانازی، چالش بنیادی، تقابل دو دیدگاه است: تعارض حق حیات به مثابهی یکی از آرمانهای اومانیسم، با ممنوعیت نقض کرامت انسانی در اندیشهی اخلاقی. اتانازی ناقض این کرامت است. تأمل در حدود جواز دخالت انسان در حیات خویش نیازمند تحلیلی چندوجهی است که نسلهای حقوق بشر را در بستر درک عمیق از فلسفههای معاصر (بهویژه پسانوگرایی، به لحاظ تقویت ریشههای اتانازی) هدایت کند.
امکانسنجی قابلیت اسقاط حق حیات از دید حقوق طبیعی، وضعی و پسانوگرا، تحلیل مبانی ادلهی مخدوش موافقان اتانازی را میسر میسازد. کاوش در نسبت این مسائل با نسل چهارم حقوق بشر - «حق بر رعایت اخلاق زیستی» - حمایت از اتانازی را با چالش حذف «انسان بهعنوان سرمایهی اجتماعی» نیز مواجه میکند.
این نوشتار، نگرانیها بابت تفوق رویکرد مدیریتی - که با تخصیص گزینشی منابع درمانی به بیماران، اتانازی را رشد میدهد - دورنمای ضدبشری اتانازی را به تصویر میکشد و اذهان اخلاقی- حقوقی را به تشریک مساعی برای تحدید جهانیسازی مشروعیت اتانازی دعوت میکند.
محمدجواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 4، شماره 4 - ( تیر ماه 1390 )
چکیده
مکتب وظیفهگرایی یکی از مکاتب اصلی مطرح در فلسفهی اخلاق پزشکی است که میتوان با بررسی و شناخت دقیق آن، راه حلهای بیشتری در مورد چالشهایی که اخلاق پزشکی با آن روبهرو است، بهدست آورد. در فلسفهی اخلاق، وظیفهگرایی به آن دسته از نظریاتی اطلاق میشود که مطابق آنها ملاک درستی و نادرستی عمل، قطع نظر از میزان سود و بهطور کلی نتایج و پیامدهای آن منوط به خود عمل و ویژگیهای آن است؛ بهعبارت دیگر، وظیفهگرایان معتقدند که انجام افعال اخلاقی، قطع نظر از نتایجی که به بار میآورند، برای انسان الزامی است و این الزام در خود افعال قرار دارد و نه اینکه مترتب بر فعل و مؤخر از آن باشد (مانند غایتگرایی). غایتگرا همواره به نتایج فعل خویش و وظیفهگرا همواره به وظیفهی خود میاندیشد. در این مقاله برآنیم تا با نظر اجمالی بر وظیفهگرایی و دو شاخهی اصلی آن، وظیفهگرایی عملنگر و وظیفهگرایی قاعدهنگر، به نقد و ارزیابی آنها بپردازیم. در فلسفهی اخلاق، بهطور کلی، نظریات وظیفهگرایانه به مراتب کمتر از نظریات غایتگرایانه مورد انتقاد قرار گرفتهاند، چرا که نقد اینگونه نظریات دشوارتر از نقد نظریات غایتگرایانه است.
بهزاد شمس اصفهانی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
ارتقای عملکرد اخلاقی از هدفهای اصلی برای فراگیران (یادگیرندهها) همهی علوم است چه پزشکی و چه سایر علوم، چه در سطح فردی چه جامعه، چه در سطح یک کلاس درس کوچک چه درسطح نوع بشر یعنی کلاس پیامبران و انسان. هدف اصلی این ارتقای عملکرد دستیابی به اخلاق متعالی است که موجب سعادت بشر است. خداوند علیم و رحیم راه رسیدن به این غایت (سعادت) را روی آوردن بهسوی دین حنیف (متعادل) میداند (سورهی روم آیهی 30). همچنین، اقامهی وجه برای دین را امری فطری و خلق شده با خلقت آدم بیان میفرماید (دنبالهی همان آیه). تربیت براساس فطرت امری بسیار مهم و رویکردی مؤثر برای یادگیری است (شهید مطهری). مجموعه تحقیقات و شفافسازی هر چه بیشتر پیرامون این مباحث (بهرهگیری از مبانی فطری در آموزش) بهخصوص در علوم پزشکی میتواند موجب برداشتن گامهای بزرگ برای تعالی اخلاق در علوم پزشکی شود، موضوعی که این روزها پرداختن به آن بسیار ضروریتر شده است. تحقیق حاضر گام کوچکی در این زمینه است که هدف آن ارادهی بازتاب ذهنی دانشجویان پزشکی پیرامون بهرهگیری از آموزههای دینی در تقویت فرایند آموزش بهویژه در حوزهی اخلاق است.در طی دو جلسهی کلاس در کلیات اخلاق در آموزش پزشکی که به روش یادگیری فعال و از طریق مطرح کردن سه سؤال برگزار شد، از دانشجویان خواسته شد که قبل از ارائهی محتوای درس با پاسخ کوتاه به این سه سؤال، نظر خود را بنویسید. سه سؤال عبارت بودند از: 1- باتوجه به آیهی 31 سورهی مائده که قتل یا احیای یک نفر را به منزلهی قتل یا احیای جمیعی میداند، خواسته شد که اهمیت و حساسیت علم پزشکی را بنویسند. 2 - باتوجه به امانت بودن سلامت فرد در دست پزشک و تیم او و اینکه شافی اصلی براساس متون دین خداوند است و با تجلی این صفت در ظرف وجودی خود، ما میتوانیم دست شفای خداوند بشویم، از دانشجویان خواسته شد که ویژگیهای یادگیرندهی علوم پزشکی را در این رابطه بیان کنند. 3- موضوع پاسخگویی به جامعه و شاخص اصلی آن که عدالت است (که در دین اسلام بسیار مورد تأکید است) از آنها خواسته شد در این رابطه، ویژگی تیم پزشکی پاسخگو را بنویسند. سپس نتایج استخراج و با ارجاع آن به کارشنان دینی و آموزش پزشکی تحلیل شد.اکثر قریب به اتفاق دانشجویان در مورد سه سؤال فوق (بیش از 70 در صد) عبارات و اظهارنظرهایی را مطرح کردن که در حوزهی معارف دینی و اخلاق موضوعیت داشت. بهعبارت دیگر، قبل از شروع محتوای آموزشی کلاس پیشزمینههای ذهنی دانشجویان بیانگر دینمداری ذهن آنها بود. این نعمت بزرگ فطری در دانشجویان مسؤولیت ما متولیان آموزش (اساتید و مدیران و ...) را بسیار سنگین میکند، بهویژه اینکه مدت نسبتاً طولانی از حساسترین مقطع سنی آنها در مدت یادگیری رسمیشان را شامل میشود. بهرهگیری از این نعمت بزرگ الهی و فطری (دینمداری) از یکطرف و زمینههای روبه رشد مفاسد بهویژه اجتماعی از طرف دیگر و رشد تکنولوژی و هزینههای مرتبط با علوم سلامت از جهت دیگر، وسیع و مهمتر شدن حوزهی اخلاق در این علوم را موجب شده است که برای تقویت بنیادهای اخلاقی در این علوم، ضرورت تکیه کردن بر مبانی فطری و قوی الهی در فرایندهای آموزشی را میطلبد بهویژه اینکه این نهادهای الهی در دانشجویان زنده است.
محمد مهدی اصفهانی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
در نظام حکیمانهی آفرینش که انسان به زیور عقل، کرامت ذاتی و مسؤولیتپذیری مفتخر و به هدایت فطرت و تعلیمات انبیاء الهی و اوصیاء راستین آنها، راه مستقیم رستگاری از کژراهههای گمراهی به او نمایانده شده است، از شأنی ویژه بهعنوان غایت مقصود آفرینش و اشرف مخلوقات برخوردار است که پاسداشت این جایگاه در گروی اندیشه و عمل شایسته و در مسیر تعالی همسو با هدایت مستقیم و غیرمستقیم پروردگار حرکت کردن و در صراط هدایت تا بیکرانههای خشنودی و قرب آفریدگار بیچون پیش رفتن است و چنین جایگاه و راست راهی را از پیام حدیث قدسی خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی بهروشنی میتوان دریافت.
وجوب حفظ جان آدمی و تهیهی مقدمات تحقق این واجب بزرگ، وجوب عینی و کفایی فراهم ساختن آموزش و خدمات شایسته، کارآمد و منطقی پزشکی را برای نظام مدیریت کشور و مردم در پی دارد، مسؤولیتی که خود بهگونهای از مصادیق بارز احیاء نفس، بسیار با اهمیت و برخوردار از قداست و بایستگی و البته با پاداش متناسب با منزلت این تلاش ستوده و کار خدایی است. دستیابی به ساختاری شایسته برای تأمین سلامت به مفهوم جامع و اسلامی آن همزمان با بهرهگیری از میراث گرانقدر ملتی با فرهنگ و با سابقهی دیرین تمدنی و همنوا با رشد شتابان دانش بشری مستلزم بازیابی راهکارها و تأکید بر اصولی است که ریشه در فرهنگ وحی (ثقل اکبر) و تبیین ثقل اصغر، دو یادگار جاویدان اعطاء شده به پیامبر اکرم (ص) دارد. با چنین پشتوانهای که استوارترین رفتارهای اخلاقی و خداپروایی را چه در خلوت و چه در جلوت با اعتقاد به نظارت مستمر خدای خبیر حکیم بهمنصهی ظهور میرساند و دانش و تجربه را به خدمت انسانها و همسو با حرکت کمالجویانه تا افقهای دوردست تکامل مادی و بیکرانهای بالندگی معنوی بهکار میگیرد دستیابی به ساختار کمال مطلوب در سامانهای جامع، پیشرو، کارآمد و انسانی و اخلاقی و قابل اعتماد، دور از انتظار نیست.
بر این پایه، با جستوجو در آموزههای دینی و تجربیات فرهنگ ملی، به اصولی بنیادین و متعالی میتوان دست یافت که بهنظر میرسد فطرت سلیم آدمیان در همهجا صرفنظر از تفاوتهای باورها به پذیرش آنها رویکردی مثبت نشان دهد، اگرچه آنچه را که در قالب این مقاله و در قالب اصول 14 گانهی یافت شده به طریق استقراء، ارائه میشود، باید گامی نخستین و گردآوریدهای آغازین در این مسیر متعالی تلقی کرد.
نیکزاد عیسیزاده، رضا سلیمی، محمدمهدی اصفهانی، محمود متوسل آرانی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
یکی از منابع مهم در طب سنتی اسلامی، روایات برجایمانده از معصومین علیهمالسلام است. اولین شرط برای بهرهگیری از این روایات، بهویژه در طب، فهم دقیق و درست آنهاست. وجود ویژگیهایی مانند دارابودن وجوه مختلف معنایی، اطلاق و تقیید، عمومیت و خصوصیت معنا، محکم و متشابه بودن، ناسخ و منسوخ بودن، از سویی و گذار روایات مذکور از دورانهای پرفرازونشیب تاریخی و درنتیجه، بروز آسیبهایی مختلف چون: تحریف معنوی و لفظی، نقل به معنا، ابهام، ایجاز، جعل و... در این روایات از سوی دیگر، فهم نظاممند و صحیح آنها را بر تحقق شرایطی خاص و بهکارگیری قواعد فهم، استوار ساخته است. استفاده از قراین متصل در فهم روایات طبی، بیشترین کاربرد را در میان قواعد فهم دارد. تحقیق حاضر با بررسی روایات مرتبط، قراین متصل به آنها را تحلیل و چگونگی بهکارگیری آنها در فهم این دسته از روایات را مطالعه کرده است.