6 نتیجه برای افروز
مهدی گلافروز ، هاجر صادقی، فاطمه قائدی، یاسر تبرایی، فریبا کیقبادی، فرزانه کیقبادی،
دوره 7، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1393 )
چکیده
با وجود اینکه خطا در عرصهی ارائهی خدمات سلامت، پدیدهای آسیبرسان و در بعضی مواقع غیر قابل جبران میباشد، هیچیک از افراد ارائهکنندهی خدمات بهداشتی از ارتکاب خطا مبرا نیستند. از آنجایی که هدف غایی حرفهی پرستاری تأمین بهبودی و سلامت بشریت است، ضرورت گزارش دادن خطاهای کاری جهت تحقق اهداف پرستاری مشخص میشود. اما موانع متعددی بر سر گزارشدهی خطاهای پرستاری وجود دارد که باید به شناسایی و رفع آنها پرداخت. لذا این مطالعه با هدف بررسی موانع مدیریتی و اخلاقی گزارش خطای کاری پرستاران، از دیدگاه آنها انجام گرفت.در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 201 پرستار شاغل در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر سبزوار با روش نمونهگیری در دسترس شرکت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهای دو قسمتی شامل مشخصات فردی و پرسشنامهی پژوهشگر ساخته موانع مدیریتی و اخلاقی به ترتیب با 13 و 27 سؤال بود. شاخص اعتبار محتوا و پایایی ابزار با روش همسانی درونی (80=α) و آزمون مجدد (84/0= r) اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از SPSS نسخهی 18 و با آزمونهای آماری توصیفی (فراوانی) و استنباطی (اسپیرمن) انجام شد. نتایج نشان داد که مهمترین مانع مدیریتی گزارش خطای پرستاری از دیدگاه آنان، به خطر افتادن موقعیت شغلی با 3/46 درصد و مهمترین مانع اخلاقی، عدم حمایت پزشک از پرستار مرتکب اشتباه با 2/55 درصد بود. احساس ناامنی در حیطه شغلی و ارتباطی بهویژه در ارتباط با پزشکان، میتواند تهدیدی برای گزارش خطاها و آسیبپذیری بیشتر سیستم مراقبتی از بیمار شود. لذا باید تدابیر مدیریتی و اخلاقی مناسبی در این راستا اتخاذ شود.
سیده افروز حسینی، فریده الهیمنش، نمامعلی آزادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
رضایت بیماران از مراکز درمانی، یکی از شاخصهای مهم کیفیت مراقبت و ارائهی خدمات درمانی است. توجه به سطح رضایت مراجعان، در برنامهریزیهای مدیریتی در نظامهای خدمات سلامتی، نقشی مؤثر ایفا میکند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائهشده در بیمارستان شهیدبهشتی شهرستان قروه، در سال ۱۳۹۴ بود. این پژوهش از نوع مقطعی: توصیفیتحلیلی بود. جامعهی آماری ۳۸۴ بیمار بود که به روش نمونهگیری خوشهای، در یک مرحله، از بخشهای مختلف بیمارستان انتخاب شدند. رضایت بیماران، به کمک پرسشنامه که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، بررسی شد. اطلاعات بهدستآمده، با نرمافزار آماری SPSS20 و t-test تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین رضایت بیماران، از بین بخشها، مربوط به بخش اورژانس و کمترین میزان رضایت، مربوط به بخش آیسییو بود. رضایت کلی از خدمات بهداشتیدرمانی بیمارستان شهیدبهشتی قروه ۷۲ درصد بود. در این مطالعه، میزان رضایت با محل زندگی، رابطهی معنیدار داشت؛ ولی دربارهی دیگر عوامل اثرگذار بر انتظارات بیماران، رابطهی معنیدار مشاهده نشد. با توجه به پیشرفتهای چشمگیر نظام سلامت در سالهای اخیر، رضایت بیماران از سطحی پذیرفتنی برخوردار بوده است؛ البته باید مشکلات و ضعفها در حوزهی خدمات درمانی را نیز در نظر داشت و برای رفع نارضایتیها و بهبود کیفیت خدمات ارائهشده تلاش کرد.
محمد خدایاری فرد، باقر غباری بناب، فرامرز سهرابی، عبدالله خرّمی مارکانی، عنایتالله زمانپور، رؤیا راقبیان، غلامعلی افروز، ولیالله فرزاد، نسرین محمودی، بهنوش زینعلی زاده، نرگس تنکمانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
هوش معنوی مجموعهای از قابلیتهای معنوی فردی است که به سازگاری و رفتار حل مسأله کمک میکند. هدف مطالعهی حاضر تعیین ابعاد نظری و تعیین روایی ساختاری مقیاس هوش معنوی مبتنی بر بافت فرهنگی و دینی در دانشجویان ایران بود. در این مطالعهی روششناختی تلفیقی، ابتدا با بررسی مقیاسهای موجود، 62 گویه انتخاب شد. در بخش کیفی با 67 نفر از دانشجویان مصاحبه شد و 42 گویهی دیگر مقیاس استخراج گردید. در بخش کمّی، برای تعیین روایی سازه از تحلیل عاملی استفاده شد. نمونههای پژوهش هزار نفر از دانشجویان بود که به شیوهی تصادفی طبقهای انتخاب شدند. کمیتهی اخلاق دانشگاه تهران، مجوز اخلاقی این پژوهش را صادر کرده است. با تحلیل عاملی، تعداد گویهها از 104 به 39 گویه کاهش یافت. از بین ده عامل مدل نظری، هفت عامل در مجموع 21/60 درصد از واریانس کل مقیاس را تبیین نمود. این هفت عامل، زیر عنوانهای فهم معنا و تأثیر امور دینی، درک و بسط حالات آگاهی و فراروندگی، درک پدیدهی متعالی در ورای موجودات هستی، تفکر انتقادی وجودی، توانایی تولید معنای شخصی، حل مسائل با استفاده از منابع معنوی و سازگاری معنوی در روابط بینفردی نامگذاری و طبقهبندی شدند. پایایی مقیاس بر اساس همسانی درونی گویهها بین 731/0 تا 906/0 و پایایی کل مقیاس 945/0 بود. مقیاس 39 گویهای هوش معنوی با ویژگیهای روانسنجی مطلوب و الگوی ساختار عاملی قابل قبول و مبتنی بر آموزههای دینی و فرهنگی ایران میتواند بهعنوان ابزاری روا و پایا در جامعهی دانشجویی ایران کاربرد داشته باشد.
افروز کرزبر، کبری رشیدی، رضوان مرادی، شیرین پیرزاد، مهدی بیرجندی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
توانمندی نگرش مثبت و عملکرد مناسب پرستاران در رویارویی با واقعهی مرگ، به میزانی زیاد، از اعتقادات مذهبی آنها اثر میپذیرد. یک متغیر مهم مذهبی، نوع جهتگیری مذهبی درونی (عملیکردن باورهای دینی در همهی رفتارها و اعمال) و بیرونی (استفادهی ابزاری از بهجاآوردن باورهای دینی، برای کسب منافع مادی) آنهاست. هدف این مطالعه، بررسی رابطهی جهتگیری مذهبی و نگرش به مرگ دانشجویان پرستاری بود. نوع پژوهش، مقطعیهمبستگی بود. 202 نفر دانشجوی پرستاری دانشکدههای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی لرستان، در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای مطالعه، شامل پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت و مقیاس استاندارد نگرش به مرگ (DAP-R) بودند. بعد از کسب رضایتنامهی کتبی، مشارکتکنندگان، پرسشنامهها را تکمیل کردند. دادهها، با نرمافزار SPSS 18 و آزمونهای آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شدند. مشخصات دموگرافیک مشارکتکنندگان عبارت بود از: 51.5 درصد زن، میانگین سنی 21.7 سال، 89.6 درصد مجرد، 95.5 درصد دانشجوی مقطع کارشناسی، 53 درصد مقیم خوابگاه، 94.6 درصد شیعه و 50.5 درصد دارای تجربهی دیدن مرگ. میانگین نمرهی جهتگیری مذهبی درونی، بیشتر از بیرونی و در دو جنس، یکسان بود. تفاوت میانگین نمرهی جهتگیری درونی با پذیرش فعالانهی مرگ، همبستگی مثبت (0.001P<) و با اجتناب از مرگ، همبستگی معکوس منفی معناداری داشت (0.17-/0.01p=). جهتگیری بیرونی، با ترس از مرگ و پذیرش با گریز، همبستگی مثبت معناداری نشان داد (0.001P<). تفاوت میانگین نمرهی هر دو جهتگیری مذهبی، برحسب جنسیت، وضعیت ﺗﺄهل و مذهب، معنادار نبود (0.001P>). بین ترس از مرگ و اجتناب از آن و پذیرش با گریز، برحسب جنسیت و از نظر پذیرش یا گریز با داشتن تجربهی دیدن مرگ، ارتباطی معنادار دیده شد (0.01p=). بین نگرش به مرگ و تجربهی مرگ خانواده، ارتباطی معنادار وجود نداشت (0.001p>). یافتهها نشان دادند که نوع جهتگیری مذهبی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با نگرش به مرگ و پذیرش یا گریز از آن، عاملی ﻣﺆثر بر سلامت افراد و کیفیت ارائهی مراقبت از بیماران محتضر، است.
عباس میرشکاری، افروز صمدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در وهلهی نخست تعریفی که از آزار جنسی به ذهن متبادر میشود، رفتاری توأم با قهر و غلبه است؛ اما آیا آزار جنسی تنها به این نوع از رفتار منحصر میشود؟ به نظر میرسد آزار جنسی را باید شامل طیفی گسترده از رفتارها بدانیم: طیفی که در یک سر آن تجاوز به عنف (بند ت مادهی ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی) و در سر دیگر آن، استفاده از واژگان توهینآمیز (مادهی 619 بخش تعزیرات) و توأم با مضمون جنسی قرار دارد؛ رفتارها یا گفتارهایی که در آنها، شخص به سبب جنسیتش، مورد آزار قرار میگیرد. این تعبیر، با روح حقوق مسئولیت مدنی و هدف آن که حمایت از حقوق زیاندیدگان است، سازگارتر است؛ بهعلاوه، نظام حقوقی ما را با حرکت سایر نظامهای حقوقی نیز هماهنگتر میکند. همچنین، هرچند آزار جنسی اغلب با نارضایتی بزهدیده و با قهر و غلبه صورت میپذیرد، گاه علیرغم اعلام رضایت شخص، چون رضایت به دلیل اکراه، غرور یا اضطرار معیوب بوده، در حکم عدم رضایت در نظر گرفته میشود. شخص بر اثر آزار جنسی، متحمل زیانهای مادی و معنوی میشود که بنا بر اصل لاضرر باید جبران گردد. در خصوص زیان مادی در نظام حقوقی ما، افزون بر دیه، دو ابزار دیگر یعنی ارشالبکاره در صورت ازبینرفتن بکارت و مهرالمثل بهعنوان عوض تمتع مرد وجود دارد. زیان معنوی نیز به موجب مواد ۱ و ۹ قانون مسئولیت مدنی و نیز، مادهی ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری، مطالبهکردنی خواهد بود. از آنجایی که شناخت بعد حقوقی این موضوع میتواند تا حد زیادی به پاسداشت اخلاق در این عرصه نیز منجر شود، در این مقاله افزون بر تعریف آزار جنسی، زیانهای ناشی از آن و شیوههای جبران خسارت نیز در حقوق ایران بررسی میشود.
سجاد نعمتی، داریوش رخافروز، نسرین الهی، محمدحسین حقیقیزاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
سنجش عملکرد بالینی دانشجویان پرستاری، بهعنوان منبعی برای تعیین نیازهای آموزشی و تصمیمگیری برای ایجاد تحول در محیطهای آموزشی و ارتقاء کیفیت آموزش، امری ضروری است. این مطالعه با هدف ارزشیابی رفتار حرفهای دانشجویان پرستاری در محیط بالینی، با ابزار ارزشیابی حرفهای در مقیاس کوچک (P-MEX) انجام شد. این مطالعهی توصیفیتحلیلی مقطعی با مشارکت 86 نفر از کارورزهای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال 1398 صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و فرم ارزشیابی P-MEX کروز بود. روایی و پایایی این ابزار از طریق سنجش بین مشاهدهگران انجام و با ضریب آلفای کرونباخ 76% تعیین شد. برای تحلیل دادهها از SPSS نسخهی 20 و آزمونهای آماری توصیفی، تیتست مستقل، آنالیز واریانس و آزمونهای تعقیبی Post Hoc استفاده گردید. در مجموع مهارتهای حرفهای، اکثر شرکتکنندگان در مرحلهی اول 51.2% در سطح متوسط و قابل انتظار و 48.8% بالاتر از حد انتظار و در مرحلهی دوم اکثراً 84.9% در سطح متوسط و در حد انتظار و 15.1% بالاتر از حد انتظار قرار گرفتند. در این پژوهش بر اساس نمرات ارزشیابی در طی دو مرحله، گرچه میانگین کل نمرات مهارتهای بالینی اکثر دانشجویان در محدودهی در حد انتظار از مقیاس لیکرت چهار درجهای قرار گرفت؛ اما نمرهی مهارتها در بخشهای ویژه پایینتر بود؛ لذا به منظور ارتقاء همهجانبهی مهارتهای حرفهای، تدوین برنامهریزیها و روشهای آموزشی مناسب در حیطهی رفتارهای حرفهای الزامی است.