11 نتیجه برای افشار
ژیلا نقیبی هرات، ناهید جلالی، مهناز زرافشار، محمد عبادیانی، مژگان کاربخش،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده
استفاده از طب مکمل و جایگزین که در بسیاری از ملل برخاسته از فرهنگ بومی و تاریخی آنهاست، در دنیا افزایش یافته است اما از مکتب طب سنتی ایران علیرغم غنی بودن و کارآیی بسیار، بهعنوان یک مکتب طبی مستقل در میان مکاتب طب مکمل نامی برده نشده و حتی در بسیاری از منابع نیز از آن بهعنوان طب عربی یاد شده است، ضمن اینکه در میان جامعهی پزشکی ایرانی نیز ناشناخته میباشد. شناخت طب سنتی ایران از سوی پزشکان برای احیا و بازشناسی آن در جامعهی پزشکی ایران و جهان و نیز به جهت ارائهی مشاورهی صحیح به بیماران لازم و ضروری است. تا کنون مشخص نشده که دانشجویان و دستیاران پزشکی چه دیدگاهی نسبت به طب سنتی ایران داشته و آیا زمینهی آموزش طب سنتی در میان محصلین پزشکی کلاسیک وجود دارد یا خیر. در این مطالعهی مقدماتی، ما آگاهی، باور و علاقهمندی تعدادی از دانشجویان سال پنجم پزشکی و دستیاران سال اول مراجعهکننده به skill lab دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در نیمسال دوم 1386 را نسبت به طب سنتی ایران و روشهای درمانی شایع آن شامل گیاهدرمانی، فصد، حجامت و زالودرمانی را سنجیده و مقایسه کردیم. نتایح نشان دادند که بیشتر افراد شرکتکننده در مطالعه ازمبانی طب سنتی و روشهای درمانی آن اطلاعی ندارند، آن را بهکار نمیبرند و به بیماران نیز توصیه نمیکنند، اما نیمی به یاد گیری آن اظهار تمایل کرده و به آن باور دارند. دانشجویان در مقایسه با دستیاران اطلاع بیشتر و استفادهی بیشتری از روشهای درمانی طب سنتی ایران داشتند. پیشنهاد میشود برای شناخت بیشتر و بهرهگیری از میراث طبی بهجا مانده از حکمای بزرگ کشور، مباحثی از طب سنتی ایران در دروس معمول پزشکی گنجانده شود تا شناخت آن در جامعهی ایرانی، زمینهساز شناخت جهانی آن گردد.
محمدرضا لشکری زاده، فرزانه جهان بخش، میترا ثمره فکری، بهرام پورسیدی، محمود آقایی افشار، مصطفی شکوهی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
افشای تشخیص سرطان میتواند بر جنبههای مختلف زندگی بیماران سرطانی تأثیرگذار باشد. این مطالعه برای تعیین تمایل بیماران مبتلا به سرطان به دانستن تشخیص بیماری و نحوهی اطلاع از آن انجام شده است. این پژوهش توصیفی روی 385 بیمار مبتلا به سرطان در بیمارستانهای افضلیپور، شفا و باهنر شهر کرمان در فاصلهی زمانی سالهای 89-1388 انجام گرفته است. بهمنظور انجام پژوهش، بیماران سرطانی طبق معیارهای پذیرش، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود که بعد از توجیه آزمودنیها، پرسشنامهها توزیع شد و بلافاصله بعد از تکمیل جمعآوری شدند. از بین 385 بیمار مبتلا به سرطان 155 (40 درصد) نفر از بیماری خود خبر داشند. در بین بیمارانی که از تشخیص بیماری خود خبر داشتند در خصوص تمایل آنها در رابطه با نحوهی اطلاع یافتن از بیماری خود پرسشگری بهعمل آمد که
1/89 درصد از آنها تمایل به دانستن تشخیص بیماری خود داشتند. تقریباً تمام بیماران متمایل بودند که از سیر و پیشآگهی بیماری و عوارض درمان آگاهی داشته باشند. از میان اطلاعات دموگرافیک بیماران تنها متغیر معنیدار، جنسیت بود و مردان بیش از زنها مایل به دانستن تشخیص بیماریشان بودند (
P<0/05). نتایج این پژوهش نشان داد که اکثر بیماران مبتلا به سرطان ترجیح میدهند از تشخیص و پیشآگهی بیماری و عوارض درمان مطلع باشند، در حالی که بیشتر بیماران از تشخیص بیماری خود مطلع نبودند.
لیلا افشار، علیرضا باقری،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده
بازخوانی روایی در اخلاق روش و رویکردی است که در آن با استفاده از داستان یا وقایع نقل شده و اجزای تشکیلدهندهی آن، از جمله شخصیتهایی که درآن به ایفای نقش میپردازند، به آموزش مفاهیم و قواعد اخلاقی پرداخته میشود. از این شیوه در اخلاق پزشکی مدرن هم برای آموزش مفاهیم و هم برای حل تعارضات اخلاقی استفاده میشود. برای آموزش اخلاق، توجه به پرورش احساس اخلاقی فرد در کنار استدلال عقلانی او مورد توجه بوده تا بدینوسیله انگیزهی خیر و خوبی در فرد ایجاد شود و حساسیت اخلاقی او تقویت گردد. بدین ترتیب، فرد بهنوعی خود آگاهی دستیافته و با قرار دادن خود در جایگاه دیگران در معرض تجربیاتی قرار میگیرد که در حالت عادی آن تجربیات در حیطهی آگاهی او نبودهاند. چنین شیوه مواجههای گرچه نه در آموزش اخلاق پزشکی، اما در آموزش اخلاق به شکل عام آن، در تاریخ ادبیات ایران نیز سابقه دارد. بسیاری از متون کهن فارسی همچون مثنوی مولوی، مثالهای زنده و بارزی از ذکر نکات اخلاقی در دل داستانها هستند. در این روش هم میتوان از داستان زندگی بیمار و تجربهی او از بیماری بهعنوان مثالی مناسب برای آموزش مفاهیم اخلاق پزشکی استفاده کرد و هم میتوان با کمک شیوههای نقد ادبی به تحلیل چالشهای اخلاقی پرداخت و بدینوسیله با بازسازی مفهوم و مبانی اخلاق پزشکی، پارادایم متفاوتی را در مقابل اصولگرایی قرار داد. این مقاله ضمن تأکید بر ضرورت استفاده از این روش در آموزش اخلاق پزشکی به کاربرد آن در کمک به تصمیمسازی اخلاقی میپردازد.
سید ضیاالدین تابعی، لیلا افشار، فرزاد محمودیان،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
اتخاذ بسیاری از تصمیمات در اخلاق پزشکی بهویژه در ملاحظات اخلاقی آغاز و پایان حیات به تعریف ما از انسان و جایگاه اخلاقی او بستگی دارد. برای شخص انگاشتن فردی از گونهی انسانی ملاکهای گوناگونی مطرح شده است، از جمله : زمان لقاح، لانهگزینی در رحم، تکامل سیستم حسی و عصبی، حرکت جنین در رحم مادر، تولد و آگاهی و خود آگاهی. بر همین اساس، زمان تبدیل موجود انسانی به شخص در دیدگاههای مختلف متفاوت است. در باور ادیان ابراهیمی انسان علاوه بر ابعاد جسمانی دارای جنبههای روحانی نیز است و با استناد به همین امر میتوان شأن اخلاقی او را تعریف کرد. در این دیدگاه شخصانگاری موجود انسانی همزمان با روحدار شدن او معنا مییابد. اما روح و نحوهی ولوج آن به بدن پدیدهای غیرمادی است. این سخن به معنای نفی تأثیر و ارتباط این پدیده یا تقارن آن با برخی آثار مادی و جسمانی در انسان نیست. پس، این احتمال وجود دارد که به جهت ارتباط تنگاتنگ روح با بدن، بتوان بروز تحولاتی در جسم را مشخص کرد که از طریق آنها بتوان زمان ولوج روح را حدس زد یا چنین ادعا کرد که برای روحدار شدن جنین رسیدن به حد خاصی از تکامل جسمانی لازم است. در این راستا امکان طرح این پرسش فراهم میآید که گرچه رویکرد فقه اسلامی به مسألهی ولوج روح و تعیین زمان حدود 120 روزگی جنین برای وقوع چنین امری، رویکردی عملگرایانه و با توجه به اهمیت حیات انسان در دین اسلام است، اما آیا میتوان پس از آنکه جنین از لحاظ فیزیکی کامل شد او را برای پذیرش روح آماده دانست و از آن زمان او را شخص انسانی بهحساب آورد و به تبع آن کلیهی آثار و تبعات اخلاقی مترتب بر شخص را بر او وارد دانست؟
سید ضیاءالدین تابعی، لیلا افشار،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
خداوند، در ابتدای کتاب تدوینی خویش برای خواندن کتاب تکوینی او که در واقع همان آموزش انسان است، از پایهی اسم خویش تعلیم را آغاز میکند. «بسم الله الرحمن الرحیم» بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم الف: حضرت حق از طریق الوهیت که جامع صفات جلالی و جمالی است، همهی موجودات بهخصوص انسان واله و شیدای علم، قدرت، حیات، اراده و کلام خود قرار میدهد. لذا استاد میبایست قبل از شروع تعلیم و تربیت از نظر علم، قدرت بیان، کلام نافذ آمادگی کامل داشته باشد. ضمناً زمینهی پذیرش دانشجو را بهنحو مطلوب آماده نماید. برای پذیرش ذهن دانشجو علاوه بر تسلط علمی، قدرت بیان، کلام نافذ با نیت خالص خود رحمت عام خود را به دانشجو القا نماید که دانشجو از یکطرف احساس خضوع و خشوع علمی در برابر استاد و از طرف دیگر به رحمت عام او مطمئن باشد. بعد از پایان تدریس با اوصاف فوق میبایست 70 درصد دانشجویان 70 درصد مطالب را یاد گرفته باشند. سپس استاد باید با دانشجویان رفتارهای زیر را داشته باشد:الف) دانشجویان فوقالعاده ساعی را مشمول محبت خاص قرار داده و بهعبارت دیگر شاگردپروری مخصوص آغاز کند.ب) عذر تقصیر دانشجویان با خطای مختصر را که خود معترف بهخطا هستند، بپذیرد و آنها را در سلک دانشجویان گروه الف قرار دهد.ج) دانشجویان با خطای فاحش را برای بار اول و دوم مورد عفو قرار داده تا از این طریق متنبّه گردند. بدینوسیله راه ورود این دانشجویان از طریق رأفت به جرگه اول را فراهم میآورد. د) گروه اندکی از دانشجویان که با تمام مراحل فوق، کماکان به خطای خویش ادامه میدهند، استاد باید عزت و شوکت خود را به آنها نشان داده تا سرانجام اینگونه دانشجویان نیز تائب گردند. ویژگیهای فوق بر اساس اینکه حضرت حق تواب الرحیم، عَفُورالرحیم، رئوف الرحیم، عزیزالرحیم است، بیان گردید
لیلا افشار، سودابه جولایی، خورشید وسکویی، علیرضا باقری،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
تلاش برای ارائهی مراقبتهای سلامتی مبتنی بر اصول اخلاقی بدون در نظر گرفتن آرا و نظرات کلیهی دستاندرکاران نظام سلامت ممکن نیست. پرستاران بهعنوان یکی از اجزاء این نظام و با توجه به نقش کلیدی که بهطور مداوم در مواجهه با بیمار ایفا میکنند در معرض تصمیمگیریهای اخلاقی قرار دارند. اتخاذ چنین تصمیماتی بدون دانش کافی از یکسو منجر به عدم تأمین نیازهای گیرندگان خدمات خواهد شد و از سوی دیگر ارائهکنندگان خدمات از جمله پرستاران را دچار استرس و تنیدگی اخلاقی خواهد کرد. از آنجا که تلاش در جهت تقویت مبانی اخلاقی نظام سلامت باید با در نظر گرفتن نیازها و انتظارات مخاطبان این حوزه باشد ضروری است که به تدوین اولویتها با روشی علمی در این خصوص توجه شود. در این مطالعه ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی نسخهی پیشنهادی موضوعات اخلاقی در حوزهی پرستاری تدوین و در قالب پرسشنامهای حاوی بیست موضوع مطرح شده برای پرستاران بیمارستانهای آموزشی و سازمان تأمین اجتماعی در سراسر کشور ارسال شد و بر این اساس اولویتهای اخلاق پرستاری از دیدگاه آنان تعیین شد.
بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش ده اولویت اول اخلاق پرستاری از دیدگاه پرستاران به ترتیب عبارت بودند از: ارزشهای اخلاقی در پرستاری، آموزش اخلاق پرستاری، اخلاق در مدیریت پرستاری، حقوق ارائهدهندگان خدمات سلامت (پرستاران)، رابطهی پرستار با بیمار و خانوادهی او، حقوق گیرندگان خدمات سلامت (بیماران)، تصمیمگیریهای اخلاقی در پرستاری، حقیقتگویی و رازداری، اخلاق در آموزش پرستاری و در نهایت رابطهی پرستار با همکاران.
علی واشقانی فراهانی، مجید ملکی، رضا گل پیرا، هومن بخشنده، مجتبی پارسا، مهناز مایل افشار، سیما کاشانیان فرد، شیوا خالق پرست، محسن رضایی، سید احمد رضایی،
دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
در طی دو دههی اخیر، تعاریف پروفشنالیسم به مرور تکامل یافته و ابزارهای متعددی برای سنجش آن طراحی و به اجرا گذاشته شده است. هدف از این مطالعه ارزیابی میزان رعایت پروفشنالیسم از دیدگاه پزشکان، پرستاران و بیماران با استفاده از پرسشنامه در یک بیمارستان تخصصی بوده است. از بین 8 شاخص تعهد حرفهای بالاترین نمره به ارتقای توانمندی حرفهای و رازداری اختصاص یافت. در مورد 2 شاخص «ارتقا توانمندی» و «رازداری بیمار» بین نظر بیماران و نظر گروه پرستار و پزشک اختلاف معنیداری مشاهده شد (P<0.0001). این اختلاف برای 3 محور «حفظ رابطهی مناسب با بیماران»، «بهبود دسترسی به خدمات» و «توزیع عادلانهی منابع محدود» بین گروه پرستاران با بیماران و پزشکان معنیدار بود.در 3 محور «تولید دانش»، «اعتماد از طریق مدیریت تعارضات منافع» و «مسؤولیتهای حرفهای» تنها اختلاف بین گروه پرستاران و بیماران معنیدار بود (P<0.0001). با توجه به اختلافات معنیدار آماری بین گروه پرستاران و 2 گروه دیگر، بهنظر میرسد نظرات گروه پرستاری با شناخت عمقیتر و تماس طولانیتری که از عملکرد پزشکان دارند، در زمینهی ارتقا توانمندی حرفهای پزشکان منطقیتر باشد.
مجتبی فاضل، الهام افشاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
عبارت «آکادمیک موبینگ» را شاید بتوان به معنای ترور شخصیت یا آزار روانی همکاران در محیط آکادمیک تعبیر کرد. بنابر گزارشها، افراد، بهطوری شایع، میتوانند در محیطهای کاری مختلف، ازجمله در محیط آکادمیک، از سوی همکاران خود هدف رفتارهای منفی، مانند تهمتزدن، تحقیرکردن، سوءاستفادهی احساسی و سایر رفتارهای مشابه، قرار گیرند. وجود اینگونه رفتارها در محیط آکادمیک، میتواند علاوه بر ایجاد مشکلات فردی، مانند کاهش رضایت شغلی، افزایش استرس شغلی و بروز اختلالاتی چون: افسردگی و اضطراب برای کارکنان، کلیت سازمان را نیز در رسیدن به اهداف خود با مشکلات جدی روبهرو کند. نارضایتی شغلی، موجب کاهش تلاش اعضای هیئت علمی در انجام فعالیتهای علمی و آموزشی میشود که صرفِنظر از عواقب غیرمستقیم برای جامعه، اولین نتیجهی مستقیم آن، کاهش کیفیت و کمیت خدمات آموزشی ارائهشده به دانشجویان خواهد بود. از آنجا که اولین قدم در برخورد ساختارمند با هر معضل اجتماعی، ازجمله پدیدهی مذکور، ایجاد شناخت از ماهیت و ویژگیهای آن ناهنجاری است، در این مقاله، به معرفی پدیدهی آکادمیک موبینگ و ویژگیهای آن پرداخته و دربارهی راهکارهای موجود در پیشگیری و برخورد با آن بحث خواهد شد.
لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
شواهد متعدد نشان میدهند، در عمل هر روزهی پزشکی و در سالهای پس از فراغت از تحصیل رسمی، شکافها و نقصانهایی را از جنسهای متفاوت میتوان یافت. این موضوع را که نهادهای ملی و بینالمللی پزشکی گزارش کردهاند، میتوان ناتوانی در عمل مبتنی بر بهترین شواهد در زمان ارائهی مراقبت نامید. چنین پدیدهای با تمام پیچیدگی خود، محصول تعامل میان عوامل متعدد ازجمله: اطلاعات اندک، ارتباط نامناسب با بیمار، بیتوجهی به درک او از موضوع بیماری و راههای درمان و بهدنبال آن، پیروی او از دستورات پزشکی و سایر عوامل محیطی و اجتماعی است. بخشی عمده از این شکاف، ناشی از رفتار بالینگران و آن چیزی است که آن را رفتار حرفهای و پایبندی به اصول اخلاقی حرفه مینامیم؛ ازاینرو، همزمان با گسترش برنامههای آموزش مداوم جامعهی پزشکی برای حوزههای دانشی و مهارتهای عملی برای دستیابی به مراقبت مناسب و مؤثر از بیماران، نیازمند توجه به رشد و توسعهی حرفهای و اخلاق حرفهای در میان ارائهکنندگان خدمات سلامت و در قالب برنامههای آموزش مداوم بهصورتی مؤثر هستیم. این مقاله، به چالشهای مطرحشده در آموزش اخلاق حرفهای از دریچهی برنامههای آموزش مداوم پرداخته و در این مسیر، ضمن پرداختن به شکاف موجود میان دانش و عمل، بایدها و نبایدهای طراحی برنامههای آموزش مداوم در حوزهی اخلاق حرفهای را طرح کرده است.
فرزانه سلیمانی، لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، واکسیناسیون بار بیماریهای عفونی را بسیار کاهش داده است؛ بااینحال، نرخ اندک بیماری، به معنی نبودِ نظارت مداوم بر تهدید شیوع نیست. وجود افراد غیرایمن میتواند هر منطقهای را در معرض خطر شیوع احتمالی بیماری قرار دهد. این مطالعهی مروری، با هدف ارائهی بینشی دربارهی چالشهای اخلاقی امتناع والدین از واکسیناسیون اجباری کودکان و شناسایی شکافهای دانش در این حوزه برای تحقیقات بیشتر در کشور انجام گرفت. نخست، جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed و ScienceDirect انجام شد. مجموعهی نهایی، شامل 35 مقالهی دانشگاهی، ۱ کتاب و ۱ پایاننامهی کارشناسی ارشد بود. جنبشهای ضد واکسن در ایران نیز، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، در سالهای اخیر (بهخصوص بعد از واکسیناسیون علیه بیماری کووید ۱۹) رشد کرده است. این جنبشها عمدتاً به دلایلی ازجمله: مکتب فکری و اعتقادات مذهبی، سواد بهداشتی ضعیف، نداشتن اعتماد به نظامهای بهداشتی، تجربیات شخصی یا اجتماعی به مخالفت با واکسیناسیون میپردازند. از دیرباز، واکسیناسیون اجباری اغلب به دلیل نگرانیهای اخلاقی دربارهی اجبار، محل بحث بوده است. یکی از عمدهترین چالشهای اخلاقی، تقابل اتونومی والدین با سلامت عمومی است. میزان احترام به اتونومی والدین، یکی از موضوعات کلیدی در اخلاق واکسیناسیون است. مسائلی همچون: اطلاعات نادرست یا اندک یا درک نامناسب اطلاعات میتواند اتونومی والدین را محدود کند. از طرفی، دولت نیز وظیفه و منافعی در محافظت از کودک در برابر آسیب دارد و میتواند در موقعیتهایی که کودک در معرض خطر قرار میگیرد، اتونومی والدین را به چالش بکشد. بهعنوان نتیجهگیری کلی میتوان بیان کرد که میزان اتونومی والدین در مداخلات برنامهریزیشده همانند واکسیناسیون، بستگی به نسبت بین منفعت و بار آن مداخله دارد (با درنظرگرفتن اصول سودرسانی و ضرررساندن)؛ هرچقدر میزان منفعت بیشتر باشد، اتونومی والدین کمتر تعیینکننده است و بالعکس. در مطالعات متعددی که به این موضوع پرداختهاند، راهکارهایی همچون: آموزش عمومی، آموزش والدین امتناعکننده از واکسن و ارائهی اطلاعات مبتنی بر شواهد، دراختیارگذاشتن منابع معتبر برای جستوجو و مطالعه، شناسایی اثرات کنترلگر بر اتونومی والدین، انجامدادن ویزیتهای مکرر و در نهایت، استفاده از سیاستهای منفی، همچون: اعمال قانون و جریمه و منع ورود به مهدکودکها و مدارس پیشنهاد شده است.
میترا بهرامی، محدثه شایگان جمال، مریم افشاری، امید نجم روشن،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
اخلاق در پژوهش، شاخهای از اخلاق حرفهای است و به آن دسته از اصول اخلاقی که پژوهش را از آغاز تا پایان کار هدایت میکنند، میپردازد. نادیدهگرفتن مسائل اخلاقی در پژوهش گاهی بدون تعمد و صرفاً به سبب بیاطلاعی از اخلاق حرفهای پژوهشگری صورت میپذیرد؛ بنابراین، مطالعهی حاضر با هدف تعیین عوامل تسهیلگر و بازدارنده بر رعایت اخلاق در تحقیقاتِ دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفت. جامعهی هدف، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود و ۲۹ دانشجو در مصاحبههای نیمهساختاریافته شرکت کردند. شرکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از روش Diekelmann و همکاران انجام شد. برای اعتبارسنجی دادهها، از روش استراوس و کوربین استفاده شد. عوامل مؤثر بر رعایت اخلاق در پژوهش، شامل دو بخش عوامل فردی و شخصیتی (دقیقبودن و اخلاقمداربودن دانشجو و استادان و داشتن اطلاعات کافی دربارهی اخلاق در پژوهش) و عوامل محیطی (اطلاعرسانی و آشنایی با روش تحقیق، نحوهی برخورد استادان با دانشجو، محرمانهبودن اطلاعات، سختگیری استادان، داشتن چهارچوب مشخص از طرف دانشگاه، رعایت حق دانشجو و وضع قوانین بازدارنده) است. تقویت عوامل تسهیلگر و پیشگیری از عوامل بازدارنده در رعایت اخلاق در پژوهش، به تلاش مشترک دانشجویان و استادان و دانشگاه نیاز دارد. دانشجویان باید دقت و آگاهی کافی را در خود توسعه دهند و استادان باید بهعنوان الگوی اخلاقی عمل کنند. مسئولان در دانشگاهها باید چهارچوبهای مشخصی برای رعایت اخلاق تدوین و ارائه کنند و همه افراد درگیر در امر پژوهش باید به عملیکردن آن پایبند باشند.