17 نتیجه برای امید
امید آسمانی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
پزشکی تلفیقی از علم و هنر است. یک پزشک خوب علاوه بر آگاهی از علوم پزشکی، باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد. کلید ارتباط کارآمد در رابطهی پزشک و بیمار، اعتماد است. خدشهدار شدن این اعتماد، منجر به برقراری یک رابطهی ناکارآمد و مبتنی بر نیاز صرف از طرف بیمار میگردد. برقراری یک رابطهی خوب بین پزشک و بیمار، نتایج درمانی مثبتی نیز در بر خواهد داشت. در دو دههی گذشته، تغییرات عمدهای در روابط پزشک و بیمار رخ داده است؛ بهگونهای که محوریت در تصمیمگیریهای پزشکی، به سمت بیمار و ارزشهای او متمایل شده است. در مراقبتهای بیمارمحور، پزشک، بیمار را بهعنوان انسانی مانند خودش، در نظر گرفته و طرز تلقیها، باورها و نگرانیهای او را در کنار تشخیص بالینی خود مد نظر قرار میدهد. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن ارائهی معرفی کوتاهی از مفهوم ارتباط پزشک - بیمار و چگونگی شکلگیری آن در بستر زمان، به معرفی و مقایسهی مدلهای مطرح در روابط پزشک - بیمار (مانند مدل پدرسالاری و ...) پرداخته شود و بارزترین نقاط قوت و ضعف هر یک از مدلهای ارتباطی معرفی گردد. در پایان، به تحلیل اجمالی مدل ارتباط پزشک - بیمار در مراکز درمانی ایران پرداخته شده و ضرورت تدوین یک مدل ارتباطی بر اساس ارزشهای اسلامی پیشنهاد گردیده است.
امید آسمانی، حکیمه پارسایی،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده
تولد نوزادی نارس یا دچار عیوب مادرزادی شدید و با پیشآگهی ضعیف، میتواند خانواده و جامعه را با چالشهای متعدد اخلاقی، اجتماعی، حقوقی و ... مواجه کند. غالب معیارهایی (ناتوانی، کیفیت زندگی و ...) که در تصمیمگیری برای مراقبت از این نوزادان، ملاک عمل قرار میگیرند، چندبعدی بوده و بهشدت بار اخلاقی دارند. در این مطالعه تلاش شده است تا ضمن معرفی دیدگاهها و چالشهای موجود در انطباق این معیارها با وضعیت نوزادان بهشدت بیمار، نقاط ضعف هر مفهوم نیز معرفی گردد. در پایان نیز دیدگاه کلی مکتب اسلام در رویارویی با چنین شرایطی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نقطهی پایان غالب مباحثات اخلاقی در رابطه با یک نوزاد بهشدت ناتوان، به چند سؤال بنیادی و بدون پاسخی قطعی در مورد مجاز بودن انسان برای تصمیمگیری در مورد زندگی و مرگ یک نوزاد، معیارهای تصمیمگیری و اعتبار آنها و غیره ختم میشود. به هر روی، با وجود نظریهپردازیهای دانشمندان مختلف، تاکنون تبیین همهجانبهای از معیارهای زندگی و مرگ، برای تصمیمگیریهای اخلاقی پایان حیات ارائه نشده است. آنچه مسلم است اینکه علم امروز بشر هنوز در حدی نیست که پاسخ مشخصی برای سؤالات کلیدی این موضوع داشته باشد. همچنین، نگارندگان تلاش کردهاند تا نشان دهند بر خلاف دیدگاههای غربی در آموزههای اسلامی تصمیمگیری در مورد حق حیات این نوزادان جایگاهی ندارد؛ چرا که میتواند نوعی حذف غیر مجاز صورت مسأله باشد؛ بلکه بحث پیرامون چگونگی حل منطقی و اخلاقی موضوعی است که باید متناسب با علم و امکانات روز و در محدودهی جواز الهی آن صورت بگیرد.
مسعود امید، میلاد نوری،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
در این مقاله در پی آنیم تا مفهومی از مفاهیم بنیادی پزشکی را مورد بررسی و پژوهش فلسفی قرار دهیم. معمولاً هدف از چنین مطالعاتی که در حوزهی مطالعات فلسفهی پزشکی جای میگیرند، ایجاد تصوری واضح و متمایز از اصول فلسفی پزشکی است تا عمل پزشک را بر اساس درکی روشن از بنیادهای دانش خویش تنظیم کند. در این مقاله مفهوم علیت در پزشکی را با رویکرد فلسفی و تحلیل تاریخی مورد ارزیابی قرار میدهیم و در پی آن هستیم تا محوریت چنین مفهومی را در تصمیمگیریهای بالینی به وضوح برسانیم. پزشکی بهعنوان یک شاخهی علمی دانشگاهی در پی فهم بیماریها و کشف علت آنها و رفع بیماری و برقراری سلامت فردی و اجتماعی است. بهطور کلی، در عالم پزشکی با چهار الگوی کلی (پارادایم) و معادل با آن، چهار تعریف و رویکرد درباب مفهوم علیت مواجهایم. همچنین، متناظر با پارادایمهای چهارگانه، با اندیشههای فلسفی فلاسفهی مدرن از عقلگرایان و تجربهگرایان و فلاسفهی پستمدرن مواجه هستیم.
پارادایم بقراطی با نمایندگانی چون بقراط، ابن سینا و جالینوس، نخستین پارادایم در دانش پزشکی بود که تفکر واقعگرایانه و عقلگرایانه-ای را در باب مفهوم علیت پیشفرض میگرفت. پارادایم زیستپزشکی با رویکردی شبیه به موضع پوزیتیویستهای منطقی علیت را مفهومی واقعی میداند که مصادیق آن نه از طریق عقل که از راه تجربه اثباتپذیر است. در درون این پارادایم رویکرد ابطالگرایانهی مکتب انتقادی بالینی مورد توجه ویژهای است که در آن علیت نه مفهومی واقعی و ضروری در خارج که مفهومی ذهنی و غیرقابل اثبات است که از طریق تجربهی تداعیهای مبتنی بر تقارن، تکرار و آمار بهدست میآید. در پارادایم پستمدرن - هرمنوتیکی بحث از علیت علمی و مباحث زیستی و مکانیکی جای خود را به بحث اخلاقی در باب انسانی که دارای شأن اخلاقی و فهمانی است میدهد و به این ترتیب بحث از علیت در حاشیه قرار گرفته و موضوعیت خود را از دست میدهد.
مهسا شکور، علیرضا یوسفی، لیلا بذرافکن، زهرا جوهری، صفورا طاهری، اطهر امید،
دوره 6، شماره 5 - ( آذر ماه 1392 )
چکیده
سقط جنین یکی از مباحث بحثبرانگیزی است که در تمام متون فلسفهی طب و اخلاق پزشکی از آن بهعنوان نمونهای از معضلات فلسفی و اخلاق پزشکی یاد شده است که فارغالتحصیلان علوم پزشکی ممکن است در مواجهه با آن تحت تأثیر شرایط مختلف یا وجدان خود تصمیماتی بگیرند و این در حالی است که لازم است در طول دوران تحصیل خود رشد اخلاقی لازم را برای مواجهه با این موضوعات یافته باشند تا بتوانند بهدرستی تصمیم بگیرند. آنچه در آموزش چگونگی مواجهه با سقط جنین مهم بهنظر میرسد، آموزش قانون، انواع توجیهات اخلاقی شرع، توجیهات اخلاقی افراد متقاضی سقط عمدی و فلسفههای اخلاقی در این رابطه است. برای آنکه کادر درمان بتواند تصمیم درستی بگیرد و مراجعهکنندهی خود را بهخوبی اداره کند باید با توجیهات اخلاقی از دیدگاه اشخاص متقاضی سقط که بسیار متنوع هستند، دلایل اخلاقی دین که در ادیان مختلف متفاوت هستند، مباحث قانونی و فلسفهی اخلاقی درست و غلط سقط عمدی آشنا باشد تا بتواند درستترین رفتار را در مقابله با درخواست سقط عمدی از خود بروز دهد که چه بسا مواردی وجود دارد که سقط از نظر فرد متقاضی و حتی درمانگر عملی اخلاقی است، حال آنکه از نظر شرع و فلسفهی اخلاق، اخلاقی نیست. بنابراین، شاید با آموزش ابعاد اخلاقی سقط در کنار قوانین شرعی و حقوقی به دانشجویان علوم پزشکی ضمانت بیشتری در حفظ سلامت روحی و جسمی بیماران بهدست آید.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده
رازداری یکی از ارکان اجتنابناپذیر تاریخچهی روابط پزشک و بیمار است. درک نادرست از این اصل نهتنها میتواند به قداست حرفهی پزشکی آسیب بزند، بلکه بر کیفیت رابطهی درمانی و در سطحی وسیعتر، بر سلامت عموم جامعه نیز تأثیرگذار باشد. زیربنای این تأثیرگذاری نیز آسیبی است که به حس اطمینان و اعتماد بیماران وارد میشود. مکاتب فلسفی غرب اساساً موافق مطلوبیت اصل رازداری هستند. چنانکه آموزههای اسلام نیز توصیههای عام و بعضاً خاصی در باب اهمیت رازداری و کتمان اسرار از افراد ناشایست دارد. در مجموع، علیرغم اجماعی که در خصوص اهمیت اصل رازداری وجود دارد، برخی اصرار بر آن را در هر شرایطی مجاز نمیدانند. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن معرفی نقش و اهمیت رازداری در حرفهی پزشکی، دلایل مطلقگرایان و نسبیگرایان در باب رازداری مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.مطلقگرایان معتقدند که مطلوبیت ذاتی رازداری در مواردی که اجرای این اصل نتیجهی مطلوبی ندارد تخصیص نمیخورد؛ بلکه اشتباه افراد در انتخاب نکردن اصلی که در آن شرایط نسبت به اصل رازداری اولویت بالاتری داشته است، این تخصیص ظاهری را القاء میکند. بهعلاوه، بسیاری از مطلقگرایان باور دارند که شکستن این اصل در عمل نیز بهدلیل عوارض بلندمدت، مهم و غالباً نهفته و پنهان، مجاز نیست. عدم یا تأخیر در مراجعه به پزشک، پرهیز یا خودداری بیمار از ارائهی اطلاعات ضروری بعضی از مهمترین این عوارض هستند. در کل، با عنایت به تأیید شواهد تجربی و عقلی، پایبندی به اطلاق در رازداری، پسندیدهتر مینماید. اما بر خلاف مطلقگرایان، قائلین به نسبی بودن رازداری، در موارد خاصی، پایداری بر اصل رازداری را جائز نشمرده و آن موارد را از این اصل استثناء میکنند. از مهمترین دلایل به اشتباه افتادن افراد در گرایش به رازداری نسبی، میتوان به مواردی همچون تعجیل در حصول نتیجهی دلخواه، ضعف در مهارتهای ارتباطی، ناآگاهی از عواقب و خودرأیی اشاره کرد.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 7، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1393 )
چکیده
شهرام صمدی، محمد صادق خباز، فریبا اصغری، امید نبویان، قاسمعلی خراسانی، جلیل مکارم،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه، بررسی علل شکایات مردمی از پزشکان و پرسنل مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) و دستیابی به راهکاری مناسب جهت کاهش این شکایات است. جهت اجرای آن، از فرم ثبت شکایات مردمی موجود در واحد حاکمیت بالینی مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) استفاده شد که در آن سن و جنس شاکیان، میزان سواد، بخش مربوطه، نوع شکایت و... درج شده است. اطلاعات مربوطه از فروردین 1391 تا اسفند 1392 استخراج شد. از 309 مورد شکایت ثبت شده، 174 مورد در سال 1391 و 135 مورد در سال 1392 ثبت شده بود. شاکیان با میانگین سن 5/50 سال و بیشتر مرد بودند. 6/69 درصد از شاکیان میزان سواد دیپلم یا کمتر داشتند. بیشترین میزان شکایت از بخش اورژانس با 2/16 درصد ثبت شده بود. 5/48 درصد شکایات از پزشکان و 7/22 درصد آن از پرستاران بود. در 5/62 درصد از موارد، شخص شکایت شونده مورد برائت قرار گرفته و در 34 درصد از موارد محکوم شده است. مهمترین علل شکایت، عدم رضایت از خدمات درمانی با 1/40 درصد و برخورد نامناسب با 6/36 درصد بودند. در کل، مهمترین علت شکایت از پزشکان، عدم رضایت از خدمات درمانی و شایعترین علت شکایت در کادر بیمارستانی به استثنا پزشکان، برخورد نامناسب بود. از این رو، با تأکید بیشتر بر آموزش مستمر دانشجویان و دستیاران درجهت افزایش دانش و مهارتهای علمی و فنی، ارائهی اطلاعات کافی به بیمار قبل از انجام فرآیندهای تشخیصی یا درمانی، ارتقای سطح فنی و تجهیزاتی مراکز درمانی، آموزش جامعه و بالا بردن سطح آگاهی مردم از روند درمان، ارائهی توضیحات لازم حین درمان، اخذ رضایت آگاهانه و برائت، انتخاب صحیح افراد کادر درمان، قرار دادن افراد در محل مناسب و برگزاری کارگاه مهارتهای ارتباطی، میتوان شکایات را کاهش داد.
کبری امیدفر،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
آزمایشگاههای تشخیص پزشکی، به عنوان یکی از ارائهدهندگان خدمات سلامت، در قبال نفس و جان گیرندگان خدمات (بیماران/ مراجعین) مسئولیتی ویژه دارند. با افزایش روز افزون تعداد و تنوع تستهای آزمایشگاهی در سالهای اخیر، نقش و جایگاه علوم آزمایشگاهی درشناسایی و ارزیابی علل ایجاد بیماریها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.انجام آزمایشهای پزشکی در کمال صحت، دقت، سرعت، وبا استفاده از روشهای روز دنیا و هم چنین توجه به حفظ حقوق، رعایت امانت و کرامت انسانی گیرندگان خدمات از جمله اولویتها و ضرورتهایی است که به موازات استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت، میتواند تاثیر بسزایی در افزایش رضایتمندی مراجعین داشته باشد و از ویژگیهای یک آزمایشگاه مطلوب به حساب می آید. در هر بعدی از اخلاق پزشکی، انجام دادن کار خوب و عدم انجام کار بد یک اصل مسلم است. در طب آزمایشگاه نیز همانند سطوح دیگر علوم پزشکی،پرسش های اخلاقی بسیاری وجود دارند که با پیشرفت تستهای تشخیصی و مولکولی افزایش پیدا می کنند. متخصصان آزمایشگاه، روزانه با چالش هایی مانند محرمانه بودن اطلاعات بیمار، وهم چنین مسائل مربوط به اخلاق در پژوهش، اخلاق حرفه ای و اخلاق کسب و کار روبه رو هستند.این مطالعه مروری،با گردآوری مباحث حائز اهمیت و رایج در حوزه ی اخلاق پزشکی در آزمایشگاه تشخیص طبی از منابع معتبر سعی در ارتقااطلاعات فعالان این حرفه داشته است، به این هدف که با به کارگیری این مطالب بتوان در ارائه خدمات بهتر آزمایشگاهی گامهای موثرتری برداشت.
مریم زاهدی، امید آسمانی، حسین محمودیان،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
در سالهای اخیر آمار سزارین در کشور افزایش چشمگیری داشته است. تیم درمان بهخصوص پزشکان متخصص بهعنوان قشری فرهیخته و مورد مشورت عموم جامعه، میتواند نقش مؤثری در کنترل منطقی آمار سزارین داشته باشد؛ این کنترل از نظر پزشکی، اقتصادی، ارتباط پزشک-بیمار و ... بار و ارزش اخلاقی دارد. در این راستا، در این مطالعه سعی شده است به تعیین آگاهی و نگرش دستیاران پزشکی نسبت به انجام سزارین انتخابی در مقایسه با زایمان طبیعی جهت تبیین میزان انطباق نگرش دستیاران با سیاست وزارت بهداشت پرداخته شود.
در این مطالعهی توصیفی- مقطعی، دستیاران رشتههای ماژور دانشکدهی پزشکی شیراز (داخلی، جراحی، زنان و زایمان، اطفال) توسط پرسشنامهای محققساخته، مورد مصاحبه قرار گرفتند؛ روایی صوری، محتوا و پایایی پرسشنامه بررسی و تـأیید شد. دادهها بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
ضریب آلفای کرونباخ 77/0 بود. 108 دستیار با میانگین سنی 89/32 در مطالعه شرکت داشتند، 53 نفر دارای سابقهی حداقل یکبار زایمان خود یا همسرشان با میانگین رضایت 5/9 و 3/6 از 10 برای زایمان طبیعی و سزارین بودند. میانگین امتیاز سؤالات آگاهی 5/3، نگرش 6/3 و عملکرد 3/3 از 5 بود. ارتباط متغیر جنسیت با بعد آگاهی و متغیر رشتهی تخصصی با ابعاد سهگانه و نوع زایمان با دو بعد نگرش و عملکرد معنیدار بود. بهنظر 3/34 درصد از دستیاران، «اجباری کردن آموزش همگانی مادران باردار» اولویت اول در کاهش آمار سزارین بود که با بعد آگاهی نیز ارتباط معنیدار داشت. آموزش مؤثر مادران در دوران بارداری از راهکارهای اصلی کاهش آمار سزارین است. با توجه به نقش و تأثیر اجتماعی آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان متخصص در انتخاب نوع زایمان توسط مادران باردار، ارتقای برنامههای آموزشی دورهی تخصصی در راستای تحقق سیاستهای جدید وزارت بهداشت، در جهت کاهش آمار سزارین ضرورت دارد.
نبی امیدی، حشمت اله عسگری، محمدرضا امیدی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
هرچند اخلاق در همهی مشاغل ضروری است، در حرفهی پرستاری ضرورت بیشتری دارد، چرا که رفتار معنوی و توام با مسؤولیت پرستاران با بیماران نقش مهمی در بهبود و بازگشت سلامتی آنان دارد. پرستاران بهعنوان یک گروه بزرگ و کارآمد در قلمرو علوم پزشکی، در تعامل با دیگران نیازمند برخورداری از اخلاق حرفهای هستند. پژوهش حاضر توصیفی - پیمایشی است که به بررسی رابطهی اخلاق حرفهای بر کارایی پرستاران میپردازد و جامعهی آماری آن همهی پرستاران شاغل در بیمارستان امام و مصطفی خمینی شهر ایلام است. با استفاده از فرمول Cochrane حجم نمونه 134 نفر بهدست آمد که 126 نفر پرسشنامههای اخلاق حرفهای و کارایی را تکمیل کردند. روایی پرسشنامه توسط اساتید تأیید و پایایی آن نیز از طریق آزمون آلفای کرونباخ اثبات شد و سپس به آزمون فرضیهی اصلی و هشت فرضیهی فرعی پرداخته شد. حجم نمونه شامل 89 نفر مرد و 37 نفر زن بود که 50 درصد آنان بین 20 تا 35 سال، 42 درصد بین 36 تا 50 سال و 6 درصد بین 51 تا 60 سال قرار داشتند؛ همچنین، سطح سواد 7 نفر دیپلم، 18 نفر فوق دیپلم، 42 نفر لیسانس و 59 نفر فوق لیسانس و بالاتر بودند. یافتههای این تحقیق نشان داد در سطح معناداری 002/0 بین اخلاق حرفهای و کارایی پرستارن همبستگی وجود دارد. نتیجهی آزمون همبستگی Pearson، ارتباط مولفههای مسؤولیتپذیری، صادقبودن، عدالت و انصاف، وفاداری، احترام به دیگران و احترام به ارزشها با کارایی پرستاران بیمارستان امام و مصطفی خمینی شهر ایلام را تأیید کرد. همچنین، بین مولفههای برتریجویی و همدردی با دیگران و کارایی پرستاران ارتباط معناداری یافت نشد. بین اخلاق حرفهای پرستاران و کارایی رابطهی معنادار وجود دارد و مدیران این دو بیمارستان میتوانند با آموزش مستمر اخلاق حرفهای و توسعه و ترویج مولفههای آن در بین پرستاران، کارایی آنان را در محیط کارشان افزایش دهند.
نبی امیدی، فاطمه نصرالهی، محمدرضا امیدی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
هوش هیجانی و تفکر انتقادی، عاملی مهم و مؤثر بر عملکرد حرفهای و سلامت روان حرفهمندان سلامت است؛ ازاینرو، در تحقیق حاضر، رابطهی بین هوش هیجانی و تفکر انتقادی بررسی شده است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعهی آماری این پژوهش، همهی پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشور، در سال 1395 و روش نمونهگیری، تصادفی بود. با استفاده از فرمول کوکران ، حجم نمونه 174 نفر به دست آمد. ابزار اصلی برای کسب دادهها، پرسشنامهی هوش هیجانی بار - اون و فرم مهارتهای تفکر انتقادی کالیفرنیا بود. استادان، روایی پرسشنامه را تأیید کردند و میزان پایایی، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامهی هوش هیجانی و تفکر انتقادی، بهترتیب 82/. و 79/0 به دست آمد. میانگین نمرات هوش هیجانی پرستاران شاغل در بیمارستانهای مطالعهشده، 0.78 ± 3.46 از پنج و میانگین نمرات تفکر انتقادی، 77/2 ± 66/22 از 34 به دست آمد (P<0.001)؛ همچنین، ضریب پیرسون، همبستگی معنادار همهی مؤلفههای هوش هیجانی با تفکر انتقادی را تأیید کرد. در بین مؤلفههای هوش هیجانی، مهارتهای اجتماعی بیشترین رابطهی مثبت و معنادار را با تفکر انتقادی داشت. بین هوش هیجانی و تفکر انتقادی پرستاران شاغل در بیمارستانهای مطالعهشده، رابطهی مثبت و معنادار دیده شد. بهعنوان یکی از معیارها، میتوان گفت گزینش دانشجویان و استخدام پرستاران بر مبنای سنجش هوش هیجانی و تفکر انتقادی، باعث بهبود عملکرد آنان خواهد شد.
دکتر صدیقه ابراهیمی، آزاده محمدرضایی، امید آسمانی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
خطاهای پزشکی دربارهی کودکان، میتواند متفاوت با بزرگسالان باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نوع و فراوانی خطاهای پزشکی در گروه کودکان و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه دستیاران اطفال، است. این پژوهش توصیفی، تحلیلی و مقطعی، در سال 1395، با پرسشنامهای محققساخته انجام شد. پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، نسخهی نهایی آن با هفده سؤال در شش بخش مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهد بیشترین میانگین وزنی، مربوط به فراوانی خطای «تشخیص یا تأخیر در تشخیص بیماری» (6/8)، «انتخاب دوز مناسب دارو» (3/8) و «انتخاب نوع داروی مناسب» (2/8) بوده است. دستیاران فوق تخصصی (6/12) و اتندینگ اطفال (1/12)، با بیشترین میانگین وزنی، بالاترین نقش را در پیشگیری و تشخیص خطا داشتهاند. بیشترین میانگین وزنی خطا (11) مربوط به پزشکان عمومی شهری و کمترین آن (1/6)، مربوط به اتندینگ گروه اطفال بوده است. اکثر دستیاران، بیشترین میزان احتمال وقوع خطا را از 2تا8 بامداد و بیشترین خطاها را مربوط به سال اول دستیاری اعلام کردهاند. بیشترین میزان اشتباهات صورتگرفته، در گروه کودکان (6/70درصد) و بعد از آن، گروه نوزادان (4/29 درصد) بیان شده است. بازسازی و تقویت نقش آموزشی و نظارتی دستیاران فوق تخصصی و اساتید کودکان، با هدف تشخیص و پیشگیری از خطاها، در بیمارستانهای آموزشی لازم به نظر میرسد. برگزاری دورههای آموزشی هدفمند و کنترل بهینهی عوامل مؤثر در بروز خطا، ازجمله بار کاری، خستگی، کمتجربگی و...، از وظایف مدیران و مسئولان آموزشی و اجرایی خواهد بود.
امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را دربارهی کیفیت رضایت آگاهانه و چالشهای آن در محیطهای آموزشیدرمانی بررسی میکند. پانزده مصاحبهی انجامشده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونهگیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافتهها، با استفاده از نرمافزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقهی مرکزی، دستهبندی و ارائه شدند. مقولههای اصلی استخراجشده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقشآفرینیهای بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالشهای اخذ رضایت» و «عوامل تسهیلکننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقولهها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافینبودن توضیحات ارائهشده به بیماران، امضای رضایتنامه بدون خواندهشدن، کمرنگبودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهمترین چالشهای بیانشدهاند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و بهدنبال آن، بهکارگیری مؤلفههای آموزش، قانونگذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.
سعید نظری توکلی، محمدرضا حاجی اسماعیلی، امیدوار رضایی میرقائد، سعیده ناطقینیا،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
بررسی میزان سازگاری فرایند پذیرش بیمار با موازین اخلاقیحرفهای، نقشی بسزا در کاهش رخنههای رفتاری کادر درمانی و افزایش رضایتمندی بیماران دارد؛ ازاینرو، بر آن هستیم تا با واکاوی فرایند پذیرش بیمار در بخش آیسییو و شناسایی رخنههای عملکردی کارکنان آن، زمینهی تعالی هرچه بیشتر خدمترسانی در آن را فراهم کنیم. پژوهش حاضر، مطالعهای کیفی است که با مصاحبهی عمیق با 28 نفر از کارکنان بخش آیسییو جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان، در بازهی زمانی زمستان 1396 انجام شده است. اطلاعات مورد نظر، جمعآوری و دادهها با کدگذاری باز، گزینشی و محوری تحلیل شدهاند. پژوهش حاضر نشان میدهد که شش مقولهی «بهکارگیری افراد فاقد صلاحیت حرفهای کافی»، «اثرگذاری سلیقههای شخصی در روابط حرفهای»، «انتظارهای غیرمنطقی»، «نداشتن مهارتهای ارتباطی»، «بیتوجهی به امکان پذیرش بیمار جدید» و «فعالیت در دیگر مراکز درمانی»، وضعیت عملکردی کارکنان بخش آیسییو جراحی مغز و اعصاب را توضیح میدهند. از مجموع آنچه گذشت، چنین به دست میآید که «نبود حساسیت اخلاقی نسبت به حرفه و اهمیت آن» در کارکنان بخش آیسییو، بهعنوان پدیدهی مرکزی ناشی از نادیدهانگاری اهمیت تدوین فرایندهای شفاف برای فعالیتهای مختلف در بخش آیسییو و نداشتن تربیت حرفهای کارکنان است. این امر سبب میشود تا برخی از کارکنان بخش آیسییو بکوشند از اجرای موازین تعریفشده، چشمپوشی و بهشکل غیررسمی و سلیقهای، رفتارشان را تنظیم کنند که مهمترین پیامد آن، کاهش کیفیت خدمات درمانی و مراقبتی در آن بخش است. گفتنی است این ارزیابی را نمیتوان به همهی کارکنان این بخش تعمیم داد.
امید آسمانی، زهرا جوادی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در رابطه با چگونگی تصمیمگیری دربارهی افشای خطای پزشکی دیگران، بررسی دیدگاه پزشکان خصوصاً در بخشهای آموزشی، میتواند به بهبود شرایط برخورد با خطای پزشکی با هدف تحقق حقوق بیماران کمک نماید. این پژوهش توصیفیمقطعی به کمک پرسشنامهی محققساخته پس از تعیین روایی صوری و محتوایی و تأیید پایایی درونی و بیرونی، انجام شد. دیدگاه چهل استاد و 112 دستیار از رشتههای تخصصی مختلف دربارهی تمایل به افشای خطا، عوامل مؤثر در افشای خطا، نتایج افشا و عوامل مؤثر در کاهش خطاهای پزشکی گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 21 انجام شد. اختلاف میانگین نمرهی اساتید (3/1±2/15) و دستیاران (05/2±56/12) در بعد «تمایل به ابراز خطای پزشکی دیگران» و اختلاف میانگین نمرهی اساتید (677/0±55/7) و دستیاران (01/2±09/9) در بعد «تمایل به عدم افشای خطای پزشکی» معنادار بود. شرکتکنندگان بهترین مرجع برای مدیریت و رسیدگی به خطاهای پزشکی را استاد مسئول بخش و بهترین شیوهی اعلام خطای پزشکی را از طریق پزشک ارشد در حضور پزشک خطاکننده میدانستند. پزشکان عمومی سطح شهر، پرستاران و دستیاران سال اول، بیشترین فراوانی انجام خطا را داشتند. از نتایج بهدستآمده میتوان برای برنامهریزی جهت ارتقاء حقوق بیماران و اصلاح دیدگاه و روش برخورد تیم درمان با خطای پزشکی همکاران به شکل حقمدار و حمایتی استفاده کرد. زمینهسازیهای فرهنگی و قانونی و اجتماعی با هدف فراهمشدن امکان اظهار خطای پزشکی به شکل علمی و مهارتی از رسالتهای مراکز آموزشیدرمانی خواهد بود.
احسان امیری اردکانی، مجید نیمروزی، نجمه ساسانی، امید آسمانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این نامه به سردبیر و فاقد چکیده است.
میترا بهرامی، محدثه شایگان جمال، مریم افشاری، امید نجم روشن،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
اخلاق در پژوهش، شاخهای از اخلاق حرفهای است و به آن دسته از اصول اخلاقی که پژوهش را از آغاز تا پایان کار هدایت میکنند، میپردازد. نادیدهگرفتن مسائل اخلاقی در پژوهش گاهی بدون تعمد و صرفاً به سبب بیاطلاعی از اخلاق حرفهای پژوهشگری صورت میپذیرد؛ بنابراین، مطالعهی حاضر با هدف تعیین عوامل تسهیلگر و بازدارنده بر رعایت اخلاق در تحقیقاتِ دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفت. جامعهی هدف، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود و ۲۹ دانشجو در مصاحبههای نیمهساختاریافته شرکت کردند. شرکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از روش Diekelmann و همکاران انجام شد. برای اعتبارسنجی دادهها، از روش استراوس و کوربین استفاده شد. عوامل مؤثر بر رعایت اخلاق در پژوهش، شامل دو بخش عوامل فردی و شخصیتی (دقیقبودن و اخلاقمداربودن دانشجو و استادان و داشتن اطلاعات کافی دربارهی اخلاق در پژوهش) و عوامل محیطی (اطلاعرسانی و آشنایی با روش تحقیق، نحوهی برخورد استادان با دانشجو، محرمانهبودن اطلاعات، سختگیری استادان، داشتن چهارچوب مشخص از طرف دانشگاه، رعایت حق دانشجو و وضع قوانین بازدارنده) است. تقویت عوامل تسهیلگر و پیشگیری از عوامل بازدارنده در رعایت اخلاق در پژوهش، به تلاش مشترک دانشجویان و استادان و دانشگاه نیاز دارد. دانشجویان باید دقت و آگاهی کافی را در خود توسعه دهند و استادان باید بهعنوان الگوی اخلاقی عمل کنند. مسئولان در دانشگاهها باید چهارچوبهای مشخصی برای رعایت اخلاق تدوین و ارائه کنند و همه افراد درگیر در امر پژوهش باید به عملیکردن آن پایبند باشند.