جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای امینی

ابراهیم امینی،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده


میلاد امینی، محمدهادی موسوی، سید محسن محمدنژاد،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده

یکی از موارد مندرجه در حقوق جدید بیماران، مبحث رضایت آگاهانه در اعمال پزشکی است که در طی چند دهه‌ی گذشته موضوع و محور اصلی بحث‌های اخلاق پزشکی را به خود اختصاص داده است. رضایت آگاهانه ازجمله کلیدی‌ترین مفاهیم مطرح اخلاق پزشکی و حقوق بیمار در جهان بوده به‌نحوی که حضور واقعی آن قبل از انجام فعالیت‌های تشخیصی و درمانی، منتج به نتایج مثبت اخلاقی و بالینی خواهد شد.

پژوهش حاضر، از نوع توصیفی- تحلیلی بوده است. داده‌ها  با استفاده از پرسشنامه­ای که بر اساس کدهای بین‌المللی اخلاق پزشکی و رضایت آگاهانه و با استفاده از مقالات و کتب متعدد داخلی و خارجی طراحی گردید، از 80 بیمار بستری جمع‌آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تحلیل گردیدند.

نتایج حاصله نشان می‌دهند که میزان مشارکت بیماران در تصمیم‌گیری‌های بالینی در حد متوسط بوده است. میزان فهم و درک بیماران از اطلاعات ارائه شده به آن‌ها، میزان اطلاعات (مطلع بودن) بیماران در هنگام تصمیم‌گیری و رضایت دادن و در مجموع میزان آگاهانه بودن رضایت کسب شده از بیماران بستری در بیمارستان‌های منتخب همگی در سطح نامطلوب و نامناسب قرار داشتند. هم‌چنین وضعیت و میزان آگاهانه بودن رضایت کسب شده از بیماران بر حسب وضعیت تأهل، تحصیلات بیماران و بخش‌های بستری اختلاف معنی‌دار نشان دادند.

یافته‌های  پژوهش نشان‌دهنده‌ی وضعیت نامناسب و پایین آگاهانه بودن رضایت کسب شده از بیماران در بیمارستان‌های مورد مطالعه بود. هم‌چنین مشخص گردید که فرایند، نحوه و شیوه‌های  کسب رضایت آگاهانه می‌بایست بر اساس شرایط مکانی و زمانی تغییرات اساسی داشته باشد تا انشاءالله روند اخلاقی خدمت‌رسانی در بخش بهداشت پررنگ‌تر گردد. لذا در پایان در این مطالعه پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت کسب رضایت آگاهانه، بر اساس یافته‌های  پژوهش ارائه گردیده است.


سیمین مهدی پور، افسر فرود، محمدرضا امینی،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده

پیشرفت‌های اخیر در کلون‌سازی، امیدهایی را در درمان بیماری‌ها و حل برخی مشکلات دیگر مرتبط با سلامتی ایجاد کرده است. اما این تکنولوژی با سؤالات اجتماعی، حقوقی، اخلاقی، مذهبی  و غیره همراه است که واکنش‌های مختلفی را در سطح جهانی موجب شده است. تعدادی از کشورها قوانینی را در زمینه‌ی کلون‌سازی تصویب کرده‌اند و برخی،  قانون مشخصی ندارند.  بسیاری از کشورها و سازمان ها، به دلایل مختلف از جمله نگرانی‌های اخلاقی مخالفت شدیدی با کلون‌سازی زایشی، و برخی حتی با کلون‌سازی تحقیقی، نشان داده‌اند. تعدادی، به نتایج مثبت کلون‌سازی پرداخته، و نظر موافق دارند. نظر غالب، طرفداری از کلون‌سازی سلول‌ها و بافت‌ها به دلایل درمانی و مخالفت با کلون‌سازی زایشی است. به‌طور کلی کلون‌سازی، یک پیشرفت مهم در ژنتیک و زیست فناوری است که می‌تواند نجات دهنده و از سویی مخرب باشد. لذا تصمیم‌گیران باید ازجنبه‌های مثبت آن برای ارتقای سلامتی انسان بهره برند و با قوانین مناسب، از مشکلات اخلاقی و اجتماعی احتمالی، پیشگیری کنند. در این مقاله نظرات گروه‌های موافق و مخالف در زمینه‌ی کلون‌سازی را ارائه کرده، و به‌طور اجمالی به موضع کشورها و سازمان‌ها درزمینه‌ی کلون‌سازی انسان می‌پردازیم.


طیبه جلالی، فریبا برهانی، حسن اسماعیل‌پور، مهدی علی اسماعیلی، محمد امینی‌زاده، محدثه معتمدجهرمی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

امروزه تعهد سازمانی به‌عنوان یک مفهوم جهانی در مدیریت منابع انسانی و توسعه‌ی سازمانی در کانون توجه قرار گرفته است. بی‌تردید نداشتن احساس تعهد و تعهد سطح پایین، برای فرد و سازمان پیامدهای منفی به همراه دارد. یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر تعهد سازمانی، جو اخلاقی سازمان است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین جو اخلاقی و تعهد سازمانی تکنیسین‌های فوریت پزشکی شاغل در دانشگاه علوم پزشکی کرمان است. این مطالعه از نوع توصیفی‌تحلیلی است. نمونه‌ی مورد مطالعه ۱۰۳ نفر از تکنسین‌های شاغل در اورژانس پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان بودند. همچنین ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسش‌نامه‌ی خصوصیات دموگرافیک، پرسش‌نامه‌ی جو اخلاقی و پرسش‌نامه‌ی تعهد سازمانی بوده است. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های همبستگی پیرسون، تی زوج و آمار توصیفی در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۱۶ تجزیه و تحلیل شده است. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که به‌طور کلی بین جو اخلاقی با تعهد سازمانی کارکنان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (۰۱/۰p=، ۳۹/۰R=). همچنین بین جو اخلاقی «حرفهگرایی»، «نوعدوستی»، «مقرراتی» و «مستقل» با تعهد سازمانی نیز رابطه‌ی مثبت و معنادار وجود دارد (۰۱/۰p=). نتایج این مطالعه می‌تواند به مدیران و محققان برای بهبود تعهد سازمانی کمک نماید. مدیران می‌توانند با ارائه‌ی راهکارهایی ازجمله آموزش و برنامه‌ریزی برای نهادینه‌کردن اخلاق در سازمان، به بهبود جو اخلاقی و در نتیجه تعهد سازمانی کارکنانشان کمک نمایند.
 


محمد امینی‌زاده، منصور عرب، رقیه مهدی‌پور،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

پرستاران در بخش‌های مراقبت‌های ویژه با مسائل اخلاقی گوناگونی مواجه می‌شوند که در آنان تنش اخلاقی ایجاد می‌کنند. پرستاران برای عملکرد صحیح اخلاقی، در شرایط تنش اخلاقی به شجاعت اخلاقی نیاز دارند؛ لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط شجاعت اخلاقی و تنش اخلاقی در پرستاران صورت گرفت. این پژوهش توصیفی‌تحلیلی از نوع همبستگی بود که در آن ۳۱۰ نفر از پرستاران بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌های آموزشی شهر کرمان به روش سرشماری انتخاب شدند. همچنین برای جمع‌آوری داده‌ها، از ابزار شجاعت اخلاقی Sekerka و تنش اخلاقی Corley استفاده شد. داده‌ها نیز با آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۴ تجزیه و تحلیل شدند. میانگین نمره‌ی شجاعت اخلاقی پرستاران ۶۷/۹±۷۱/۴۲و بیشترین شجاعت اخلاقی در بُعد عامل اخلاقی بود. میانگین نمره‌ی تنش اخلاقی ۲۱/۱۸±۰۳/۵۶و بیشترین تنش اخلاقی در بعد خطاها بود. بین شجاعت اخلاقی و تنش اخلاقی رابطه‌ی معنی‌دار و منفی وجود داشت (۰۰۳/۰ =p، ۱۶۶/۰- =R). شجاعت اخلاقی براساس سمت، نوع بخش، وضعیت تأهل و تنش اخلاقی فقط در نوع بخش متفاوت بود. نتایج مطالعه حاکی از ارتباط معنی‌دار و منفی بین شجاعت اخلاقی و تنش اخلاقی است. تقویت شجاعت اخلاقی پرستاران، در کنترل و کاهش تنش اخلاقی نقشی مهم دارد؛ لذا پرستاران می‌توانند با تقویت شجاعت اخلاقی، از تنش اخلاقی خود بکاهند و در مقابل، کیفیت مراقبت از بیماران را افزایش دهند.
امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اعتماد مهم‌ترین عنصر برقراری روابط بین‌فردی است و به‌خصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا می‌کند‌. برای شناخت و اندازه‌گیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آن‌ها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و می‌‌توانند گویه‌های لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعه‌ای کتابخانه‌ای عوامل شناخته‌شده‌ای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر می‌گذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسب‌شده در طی مصاحبه‌ها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبط‌بودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخص‌های نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان می‌دهد روایی محتوای مقیاس تأیید ‌شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراج‌شده طی این تحقیق است و می‌توانند به‌عنوان گویه‌های ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
 

معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفه‌ای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی  مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه  و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامه‌های آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است.  پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب‌نظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشته‌های علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش  براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج  که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل  بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی،  بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی  نظر سنجی  شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده  از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج  مطالعه بیانگر ضرورت  ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ،  مهارت  محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و  بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.

هما صادقی اول شهر، کوثر علیزاده، لیلا امینی، شیما حقانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

برقراری ارتباط مؤثر با بیمار، علاوه بر اینکه جزئی مهم از حرفهایگرایی و رفتار حرفهای محسوب میشود و جلب اعتماد بیشتر جامعه به حِرَف سلامت را در پی دارد، تأثیری بسزا در دستیابی به اهداف مراقبتی و درمانی نیز خواهد داشت. نظر به اهمیت تأکید بر روش‌های فعال و دانشجومحور در یادگیری و اهمیت بازاندیشی در آموزش، مطالعه‌ی حاضر با هدف ارزیابی اثر بازاندیشی هدایتشده بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی نیمهتجربی یکگروهی همراه با پیشآزمون و پسآزمون و محیط پژوهش دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. پنجاه دانشجوی سالهای دوم تا چهارم کارشناسی مامایی و پرستاری، بهشکل داوطلبی و بر اساس فراخوان در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامه‌ی مشخصات فردی و پرسشنامه‌ی مهارتهای ارتباط با بیمار جواهر و همکاران بود. مداخله شامل برگزاری چهار جلسه کلاس آموزشی با رویکرد تعاملی نوددقیقهای (هفتهای یک بار)، بهصورت آنلاین و در بستر گوگلمیت بود. دو جلسه‌ی اول به آموزش مؤلفههای حرفهگرایی با تأکید بر مهارتهای ارتباط با بیمار و آموزش و تمرین بازاندیشی و دو جلسه‌ی بعد به ارائه‌ی سناریو و پخش فیلم و ارائه‌ی فرصتهایی برای بازاندیشی و بهاشتراکگذاری تجارب دانشجویان و جمعبندی اختصاص یافت. دادههای حاصل از مطالعه، پس از ورود به نرمافزار SPSS نسخه‌ی ۲۴ با استفاده از تستهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد، نمره‌ی مربوط به مهارت‌های ارتباطی بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه بعد، نسبت به قبل از مداخله، تغییری مثبت داشته؛ ولی این تغییر معنادار نبوده است. نتایج تحلیل‌های آماری درباره‌ی حیطههای مهارتهای ارتباطی نشان داد، حیطه‌ی شروع آگاهانه قبل از آموزش بهطور معناداری پایینتر از بلافاصله پس از آموزش (0/005 = P) و یک ماه بعد از‌آن (0/011 = P) بود و در حیطه‌ی پذیرش غیرمشروط مددجو، مقایسه‌ی دو به دو نشان داد، مهارتهای ارتباطی در این حیطه قبل از مداخله بهطور معناداری، کمتر از یک ماه بعد بود (0/02 =P). با توجه به یافته‌های این پژوهش، برای اظهارنظر درباره‌ی تأثیر بازاندیشی هدایت‌شده در ارتقاء مهارت‌های ارتباطی دانشجویان پرستاری و مامایی، کماکان به پژوهش‌های بیشتری نیاز است.

راحله سموعی، فرزانه محمدی سفید دشتی، نرگس مشکینه، مصطفی امینی رارانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

رعایت اصول اخلاق در پژوهش توسط پژوهشگران، در ارائه‌ی یافته‌های مبتنی بر شواهد و کاربردی و متعاقب آن، حل مسائل جامعه و توسعه‌ی دانش، نقش زیربنایی دارد؛ بااین‌حال، با وجود کارگاه‌های آموزشی متعدد برگزارشده و آگاهی‌افزایی، همواره شاهد برخی عملکردهای غیراخلاقی در حوزه‌ی پژوهش هستیم؛ ازاین‌رو، شناسایی عوامل مرتبط برای برنامه‌ریزی‌های کاربردی و پیشگیرانه ضروری است. در این زمینه مطالعه با هدف شناسایی تعیین‌گرهای روانی‌اجتماعی مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در انجام و انتشار آثار پژوهشی انجام شد. مطالعه با رویکرد کیفی و تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. ۲۹ عضو هیئت ‌علمی و پژوهشگر از دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در رشته و تخصص‌های مختلف، به‌صورت هدفمند و با انجام مصاحبه نیمه‌ساختاریافته در مطالعه شرکت کردند. برای طبقه‌بندی داده‌ها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای ارزیابی داده‌ها از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. ۱۳۶ کد، ۲۰ طبقه‌ی فرعی و ۴ طبقه‌ی اصلی، حاصل تحلیل داده‌ها بود. عوامل مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حین انجام‌دادن و انتشار آثار پژوهشی در مصاحبه با پژوهشگران که در قالب طبقه‌های فرعی نمایان شدند، عبارت بودند از: «قوانین»، «یادگیری اجتماعی»، «دانش و سواد» و «ویژگی‌های روان‌شناختی». طبق یافته‌های این مطالعه، عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حوزه‌ی پژوهش، حاصل تعامل عوامل اجتماعی، فردی، شخصیتی و قانون‌گذاری است. برخی عوامل، مثل ویژگی‌های شخصیتی، دیرپا و مقاوم و فردی هستند؛ درحالی‌که عوامل اجتماعی، گسترده و رایج و عمومی‌ترند. سیاست‌گذاران و مدیران مرتبط با حوزه‌ی پژوهش می‌توانند با به‌کارگیری روش‌های آموزشی و فرهنگ‌سازی و تغییر رفتار، برای بهبود عملکرد اخلاقی پژوهشگران و اخلاق‌محوری در حوزه‌ی پژوهش اقدام کنند.

امین آرمان، مینا مبشر، محمد امینی زاده،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

تصمیم‌گیری درباره‌ی ادامه‌دادن یا قطع‌کردن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات برای بیماران انتهایی که از نظر پزشکی معالجه‌ناشدنی‌‌اند، از چالش‌برانگیزترین موضوعات در نظام سلامت است. وصیت پزشکی بیمار، یکی از راهکارهایی است که در این باره، در دنیا مطرح شده است. بیمار در موقعیتی که هنوز ظرفیت تصمیم‌گیری دارد، نظرات خود را درباره‌ی نحوه‌ی ادامه‌دادن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات ثبت می‌کند. ثبت وصیت پزشکی، به لحاظ اخلاقی می‌تواند با دیدگاه اصول‌گرایی، احترام به حق استقلال فردی بیمار و ارزیابی منافع و مضرات ارائه‌ی این خدمات، توجیه‌پذیر باشد؛ لیکن همواره اعتقادات و باورهای مذهبی بیماران و وابستگان و درمانگران بر این موضوع اثرگذار است. از منظر دین مبین اسلام، حفظ حیات انسان، مبنای بسیاری از تصمیم‌سازی‌ها درباره‌ی این‌ موضوع است. قواعد فقهی و حقوقی متعددی، همچون: قاعده‌ی تسلیط و اذن در تصرف، قواعد نهی از القاء در مهلکه، حرمت قتل نفس، قاعده‌ی لاضرر و قاعده‌ی وجوب دفع ضرر از یک طرف و توجه به مفهوم حیات غیرمستقرّه در ماده‌ی ۳۷۲ قانون مجازات اسلامی و قواعد حرج و لاضرر و نیز توجه به قاعده‌ی حرمت امور لغو و لعبی از طرف دیگر، می‌تواند به تصمیم‌هایی متفاوت درباره‌ی ادامه‌دادن یا قطع‌کردن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات بینجامد؛ بااین‌حال، با توجه به انواع وصیت در فقه اسلامی، طبق عقد صلح، ثبت درخواست بیمار برای چگونگی ادامه‌دادن درمان امکان‌پذیر است. این مطالعه نشان داد، کاربرد وصیت پزشکی در نظام سلامت ایران نیازمند واکاوی دقیق‌تر مبانی اخلاقی و حقوقی و شرعی است.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb