جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای اکرمی

ناهید خداکرمی، شراره جان نثاری،
دوره 2، شماره 1 - ( فروردین ماه 1388 )
چکیده

از حقوق زنان باردار و خانواده‌ی آنان است که از حق و حقوق خود آگاهی داشته باشند و با اطلاع کامل از مزایا و معایب هر روش درمانی در روند تصمیم‌گیری درمان و مراقبت خود نقش فعال داشته باشند.

مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی مادران باردار با منشور حقوق بیمار و زنان باردار و هم‌چنین مداخلات درمانی و مراقبتی طراحی و به اجرا در آمد.

در یک مطالعه‌ی مقطعی و آزمایشی 60 مادر 35-19 ساله که از زمان زایمان آن‌ها 1 تا 3 ماه گذشته بود و  جهت برخورداری از خدمات تنظیم خانواده یا بهداشت و سلامت کودک خود به  مراکز بهداشتی درمانی منتخب مراجعه نموده بودند مورد بررسی قرار گرفتند.

نتایج نشان داد که مادران در زمان خاتمه‌ی بارداری خود از نوع و چگونگی برنامه‌ی بهداشتی قبل و پس از اجرا آگاهی کافی نداشتند. گرچه کلیه‌ی شرکت‌کنندگان در این مطالعه و خانواده‌ی آنان رضایت خود را قبل از بستری اعلام نموده بودند، 83/6 درصد آنان اظهار نمودند اطلاعات کافی در حین اخذ رضایت در اختیار آنان قرار داده نشده است. 2/43 درصد زنان در زمان دریافت خدمات مراقبتی، سلامتی و بهداشتی حین و بعد از زایمان، احساس راحتی کامل داشتند. حدود 87 درصد زنان ابراز نمودند که هرگز در مورد مزایا و مضرات نوع زایمان اطلاعاتی دریافت نکرده بودند. 73 درصد زنان در طی بارداری 10 بار یا بیش‌تر سونوگرافی شده بودند و 93 درصد زنان بدون داشتن درد زایمان و در تاریخ تقریبی بستری شده بودند.

بسیاری از زنان باردار نه تنها مراقبت استاندارد و مناسب دریافت ننموده بودند، بلکه در مورد عوارض و مزایای مداخلات انجام شده (دارو، آزمایشات، سونوگرافی، اینداکشن، پروسه‌ی درمان و جراحی و. . . ) در طی بارداری و زایمان خود اطلاعات کافی  از تیم درمانی خود (پزشک، ماما، پرستار) دریافت نکرده  بودند.

به‌نظر می‌رسد که زنان باردار ایرانی از حقوق کامل خود در زمینه‌ی درمان و مراقبت‌های ضروری و استاندارد مطلع نبوده و در عملکرد تیم درمان نیز در اجرای پروتکل‌ها و مداخلات درمانی و مراقبتی منطبق با اصول اخلاقی و استاندارد فاصله‌ی معنی‌داری مشاهده می‌شود. مطالعات وسیع‌تر در  زمینه‌ی حقوق بهداشت باروری و اخلاق حرفه‌ای زنان و مامایی پیشنهاد می‌شود.


ناهید خداکرمی، صدیقه صدیق، سمیه هاشمی، مصطفی حمدیه، ربابه طاهری‌پناه،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده

گرچه مطالعات متعددی جوانب مختلف زندگی زوج‌های نابارور را نشان داده‌اند، اما هنوز حقوق اولیه آنان ناشناخته مانده است. این مقاله بر تجربه‌ی زندگی با ناباروری از بعد حقوقی و اخلاقی متمرکز شده است و هدف آن دسترسی به تجربیات زوج‌های نابارور در این زمینه است تا با درک عمیق چالش‌ها و مشکلاتی که زوج‌های نابارور با آن‌ها درگیر می‌باشند بتوان پیشنهاداتی را جهت احقاق حقوق آنان در برنامه‌های بهداشت باروری ارائه نمود.

این پژوهش مطالعه‌ای است کیفی و بر مبنای پدیدارشناسی به اجرا در آمد که در طی آن با یازده زوج نابارور که جهت درمان به مرکز تحقیقات باروری - ناباروری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مراجعه نموده بودند مصاحبه‌ی شفاهی انجام شد. گفت‌وگو‌ها با کسب اجازه از افراد ضبط شد و به روی کاغذ آمد و با استفاده از روش Colaizzi، جملات و عبارات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

از تدوین مصاحبه‌های انجام شده، چهار مضمون و دوازده زیر مضمون استخراج شد. نتایج نشان داد که ناباروری نه تنها بر روابط خانوادگی و اجتماعی زوج‌ها تأثیر قابل توجهی داشته است، بلکه یکی از دغدغه‌های جدی آنان روشن نبودن حق و حقوق آنان در نظام سلامت کشور و مشخص نبودن سازمان‌های حامی آنان، عدم پوشش بیمه‌ای خدمات درمانی ناباروری و نگرانی از واکنش سایر اعضای خانواده و جامعه به مشکل آن‌ها بود. زوج‌های نابارور خود را مستحق حمایت بیش‌تری از جانب خانواده، جامعه و دولت می‌دانند.

مضمون‌های استخراج شده مشخص نمود که ناباروری می‌تواند کلیه‌ی ابعاد زندگی زوج نابارور را تحت تأثیر قرار دهد و احساس نداشتن حمایت اجتماعی و اقتصادی در پروسه‌ی درمانی آنان را آزرده می‌سازد.


سید محمد اکرمی، امیر باستانی، زهرا اوسطی،
دوره 3، شماره 4 - ( مهرماه 1389 )
چکیده

سقط درمانی به ختم حاملگی قبل از قابلیت حیات جنین، برای حفظ سلامت مادر یا به دلیل بیماری­های جنینی اطلاق می­شود. قانون‌گذار ایرانی پس از طرح نظرات فقهی و حقوقی پیرامون جواز سقط جنین قبل از ولوج روح به علت بیماری­های خاص، سرانجام در سال 1384 سقط درمانی را قانونی شناخت.
جهت نقد و بررسی صدور مجوز سقط جنین در مقاله‌ی حاضر، کتب و مقالات فارسی و انگلیسی مرتبط با استفاده از کلمات کلیدی سقط جنین، سقط درمانی و خطای پزشکی بررسی شدند.
در این مقاله پس از پرداختن به تعاریف مربوط به سقط جنین، سقط درمانی و جواز یا حرمت سقط جنین قبل از ولوج روح به موردی اشاره می­شود که در یکی از مراکز پزشکی قانونی با وجود تشخیص غیر قطعی اختلال کروموزومی جنین در هفته‌ی شانزدهم بارداری مجوز سقط صادر شده است. ابعاد گوناگون این موضوع از حیث رخداد خطای پزشکی بررسی شده است.
سقط درمانی راهکاری است که قانون‌گذار برای پیشگیری از بروز مشکلات آتی برای مادر، جنین و یا اجتماع آن را مجاز شناخته است. از آنجا که قانون سقط درمانی و آیین‌نامه‌ی آن با در نظر گرفتن مبانی شرع مقدس و علوم روز پزشکی تهیه و تنظیم گردیده، ضروری است پزشکان و مقامات مجاز در صدور مجوز این عمل، اصول اخلاقی و حقوقی را با دقت ویژه­ای مراعات نمایند.


اصغر صفری فرد، سعید ریوندی، سید محمد اکرمی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده

به رغم پیشرفت علم و فن آوری، تاکنون بشر از ساخت ماده یا محلولی که بتواند کمبود ماده‌ی حیاتی خون را در بدن انسان جبران کند، عاجز مانده است. کمبود خون، جز از طریق انتقال خون به بدن انسان قابل جبران نیست و این ماده‌ی حیات‌بخش، از بدن فرد اهداکننده آن تأمین می‌گردد. ایمنی و سلامت آن بستگی به اطلاعاتی دارد که توسط فرد داوطلب اهدای خون بیان می‌شود و وظیفه‌ی اخلاقی حکم می‌کند که وی در ارائه‌ی این اطلاعات، نهایت صداقت را داشته باشد. از سوی دیگر، اهدا و دریافت خون، دارای مسائل اخلاقی و حقوقی ویژه‌ای است که باید مراعات گردد. بدین منظور در سال 1980، مجمع بین‌المللی انتقال خون در مونترال، آیین‌نامه‌ی اخلاقی اهدای خون را تصویب کرد. طبق مفاد این آیین‌نامه، بر دسترسی به خون عاری از خطر، رایگان بودن آن، عدم نیاز به جایگزینی خون اهدایی، رضایت آگاهانه‌ی دریافت‌کننده‌ی خون، حق عدم پذیرش خون توسط دریافت‌کننده و حق مطلع شدن از آسیب وارده به هنگام وقوع آن تأکید شده است. این نوشتار تلاش دارد تا با تکیه بر اصول اسلامی و قوانین کشور، به برخی نکات مهم مربوط به اصول اخلاق پزشکی اهدای خون بپردازد.


هاله حبیبی، مهراندخت نکاوند، سید محمد اکرمی،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده

بروز خطا در ارائه خدمات سلامت، پدید ه ای آسیب رسان و در بعضی موارد جبران ناپذیر است. خطاهای پزشکی تهدیدی برای رفاه و سلامتی بیمار بوده و تا حد ممکن نباید اتفاق بیفتند. بیشتر خطاهای پزشکی، صدمات کمی به انسان می زنند؛ اما بعضی از آن ها منجر به زیان های جبران ناپذیر می گردند. این گزارش به توصیف یک مورد خطای آزمایشگاهی در نتیجه آمنیوسنتز، طی بررسی ژنتیک در دوران بارداری، می پردازد که نتیجه نامفهوم و نامطلوب تست نگرانی و سر درگمی را برای مراجع و خانواده به همراه داشته است. توجیه نشدن کارکنان و پزشکان در مورد خطاهایی که مرتکب می شوند و رویکرد نامناسب در مواجهه با آن ها باعث ایجاد و تداوم فرآیندهای اشتباه می گردد. مطالعات نشان داده است که گزارش این قبیل موارد و همچنین تغییر رویکرد از سنتی به سیستمی در مواجهه با انواع خطاهای پزشکی می تواند در کاهش تکرار این گونه خطاها مؤثر باشد.


فروزان اکرمی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

سال‌هاست که پاسخ به سؤال احیاکردن یا نکردن نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، ذهن متخصصان مامایی، طب پیرامون تولد، طب پیرامون نوزادی و اخلاق پزشکی را به خود مشغول کرده است. برخلاف سایر مطالعات که به تبیین ارزش و حرمت حیات انسانی در دوران زندگی داخلِ‌‌رحمی پرداختهاند، در مطالعه‌ی حاضر، ما ضمن پذیرش فرض ارزش هر لحظه از حیات انسان و مراتب شأن انسانی وی از زمان لقاح، در تلاش برای پاسخ‌گویی به این سؤال بودیم که تصمیم درست درباره‌ی حمایت از حیات در نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری در پرتو آموزه‌های اخلاقی سنت اسلام چیست؟ این پژوهش چندروشی، در سه بخشِ مرور چهارچوب‌های اخلاقی ارائه‌شده برای حمایت از حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری، تبیین اصول اخلاق زیستی‌اسلامی بر اساس منابع مشترک اهل تسنن و شیعه و تحلیل و ارائه‌ی چهارچوب اخلاق زیستی انجام شده است. مطابق اصول اخلاقی سنت اسلام، برخلاف اخلاق زیست‌پزشکی سکولار، اول اینکه، باید برای حفظ و تداوم حیات نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیست‌پذیری صرف‌نظر از کیفیت آن تلاش کرد؛ دوم اینکه، هنگام تصمیم‌گیری بین مرگ و زندگی، آنچه در اولویت قرار دارد، خواست والدین نوزاد نیست، بلکه نجات جان نوزاد و حفظ حیات وی توسط پزشک و تیم درمانی است؛ اگرچه مشارکت والدین در تصمیم‌گیری ضرورت دارد؛ بااین‌حال، حفظ حیات یک مصلحت مطلق نیست و هدف از اقدامات حمایت از حیات، صرفاً طولانی‌ترکردن حیات نوزاد برای یک مدت‌زمان محدود نیست، بلکه این اقدامات باید متناسب با پیش‌آگهی و منفعت مورد انتظار، یعنی احتمال فراوان بقای نوزاد انجام شود. این امر مستلزم ارزیابی خطر برای هر نوزاد، با توجه به وضعیت بالینی اختصاصی وی و منابع و وضعیت منطقه‌ای است. استفاده از چهارچوب اخلاق زیستی پیشنهادی، برای تدوین یک راهنمای بالینی، شامل معیارهای دستهبندی نوزادان متولدشده در سنین حوالی زیستپذیری مبتنی بر وضعیت بالینی آنها، تصمیم اخلاقی برای مداخله بر اساس وضعیت بالینی، احتمال بقا و منابع موجود منطقهای توصیه میشود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb