4 نتیجه برای برخورداری
زهرا عسگری، محمدحسین حیدری، رمضان برخورداری، بهنوش استکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
فلسفهی پزشکی، یکی از حوزههای زیربنایی در اخلاق و تاریخ پزشکی به شمار میرود. این فلسفه، به لحاظ قدمت، سابقهای طولانی دارد و وضع فعلی آن حاصل تحولاتی است که در طول تاریخ، بر اثر رویدادهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی، در آن ایجاد شده است. یکی از مهمترین بازتابهای این تحول، در تعیین اهداف و مأموریتهای آموزش پزشکی در دورههای مختلف بوده است. در پژوهش حاضر، دو نگرش از مهمترین نگرشهای فلسفی به پزشکی، با هدف بررسی امکانها و حدود هریک در آموزش عمومی، آموزش تخصصی و درمان، با روش توصیفیتحلیلی مقایسه میشود. این دو رویکرد عبارتاند از: فلسفهی «زیستپزشکی» و فلسفهی «انسانگرایانه» که یکی صرفاً، مبتنی بر سازوکارهای زیستشناختی انسان است و دیگری، رویکردی مبتنی بر تمامیت اوست. نتایج پژوهش نشان میدهد آموزش پزشکی، در نتیجهی رویکرد زیستپزشکی، بر آموزش تخصصی متمرکز است و طبابت در آن، بهصورت رابطهای پدرسالارانه انجام میشود؛ درصورتیکه در رویکرد انسانگرایانه، آموزش عمومی، در کنار آموزش تخصصی، قرار میگیرد و بر تمامیت انسان تأکید میشود که در نتیجهی آن، طبابت، بهصورت رابطهای مشارکتی بین پزشک و بیمار محقق میگردد.
عصمتالسادات هاشمی، معصومه برخورداری شریفآباد، محمدمهدی سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
ترک خدمت و دیسترس اخلاقی، یکی از چالشهای مطرحشده در سیستمهای بهداشتیدرمانی محسوب میشود. رهبران پرستاری، از عوامل اثرگذار بر افکار و رفتارهای پرستاران، در محیطهای سازمانی هستند. هدف از انجام این پژوهش تعیین ارتباط رهبری اخلاقی، دیسترس اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران شاغل بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1399 بود. این پژوهش از نوع توصیفیهمبستگی بود. تعداد 130 نفر به روش نمونهگیری طبقهای، از سه بیمارستان وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک، رهبری اخلاقی در پرستاری، دیسترس اخلاقی و تمایل به ترک خدمت گردآوری شد؛ سپس با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی توسط نرمافزار SPSS نسخهی 16 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد رهبری اخلاقی و تمام مؤلفههای آن در سطح مطلوب و دیسترس اخلاقی و تمایل به ترک خدمت در سطح متوسط قرار داشتند. نتایج حاکی از آن بود که بین رهبری اخلاقی و تمامی ابعاد آن با دیسترس اخلاقی و قصد ترک خدمت همبستگی منفی معنیداری وجود دارد. همچنین بین متغیر قصد ترک خدمت و دیسترس اخلاقی همبستگی مثبت معنیداری مشاهده شد. با توجه به رابطهی معنادار بین رهبری اخلاقی و دیسترس اخلاقی و قصد ترک خدمت میتوان گفت مدیران پرستاری با اتخاذ این نوع رویکرد رهبری، میتوانند دیسترس اخلاقی و قصد ترک خدمت را در پرستاران کاهش دهند.
معصومه برخورداریشریفآباد، سیده زهرا کاکا تفتی، پرنیا باستانی، فریده محمودی هاشمی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای ارائه مراقبت های اخلاقی موثر ، نیاز به حساسیت اخلاقی دارند. از آنجاییکه معنویت بخش جدایی ناپذیر از اخلاق است و هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که بر عملکرد وی تأثیر می گذارد، این مطالعه با هدف تعیین نقش هوش معنوی در میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. این پژوهش، یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در سال 1400 انجام شد. جامعه هدف را دانشجویان پرستاری شاغل به تحصیل در نیمسال اول 1401-1400 در شهر یزد بودند که 153 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های هوش معنوی کینگ، حساسیت اخلاقی لوتزن استفاده شد. روایی و پایایی ابزار ها در تحقیقات پیشین تعیین شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، توزیع فراوانی) و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین حساسیت اخلاقی (46/10±24/64) و میانگین هوش معنوی دانشجویان پرستاری (13/34±90/53) و در حد متوسط قرار داشت. ارتباط آماری معناداری بین هوش معنوی و حساسیت اخلاقی مشاهده نشد (245/0 = P). لذا نیاز است برای درک بهتر و عمیقتر، مطالعاتی جهت بررسی عوامل میانجی که ممکن است بر این متغیرها تأثیرگذار باشد، انجام شود
محمدمهدی پژاوند، معصومه برخورداری شریف آباد، خدیجه نصیریانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
شناسایی راهکار مقابلهای مؤثر برای دیسترس اخلاقی، بهعنوان پدیدهای مهم و شایع در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه، ضروری به نظر میرسد. مدل دانش تا عمل، با هدف شناسایی روشهای مؤثر برای پیادهسازی شواهد در عمل بالینی است. مطالعهی حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخلهی مبتنی بر مدل دانش تا عمل، بر دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بود و پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژهی بیمارستان نمازی شهر شیراز، جامعهی آماری آن را تشکیل دادند. تعداد صد پرستار واجد شرایط، بهشیوهی در دسترس انتخاب شدند؛ سپس، بهطورتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله، مدل دانش تا عمل اجرا شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی دیسترس اخلاقی هامریک، قبل و یک ماه بعد از مداخله، توسط هر دو گروه گردآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS 19 تحلیل شد. بر اساس یافتهها، هر دو گروه، قبل از مداخله، از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی و میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی یکسان بودند. بعد از مداخله، میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی در گروه مداخله، در بعد فراوانی (0/34±2/12) و در بعد شدت (0/46±2/32) در مقایسه با گروه کنترل بعد فـراوانی: (0/43 ± 2/510) ، بعد شدت: (0/55±2/57) بهطور معناداری کاهش یافته بود (0/001>p). یـافتهها نشان داد، اجرای مدل دانش تا عمل، موجب کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه میشود؛ لذا اجراکردن این مدل، برای ارتقاء کیفیت مراقبت، به مدیران پرستاری پیشنهاد میشود.