جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای برومند

محمدعلی برومند، فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده

چالش اصلی پیوند عضو، کمبود عضو پیوندی می‌باشد. بر اساس قانون اهدای عضو، علاوه بر رضایت بیمار، رضایت خانواده برای اهدای عضو پس از مرگ مغزی ضروری است. در این مقاله دیدگاه مردم تهران در مورد اهدای عضو عزیزانشان در صورتی که دچار مرگ مغزی شوند بررسی شده است.در این مطالعه‌ی مقطعی متغیرهای مورد بررسی از طریق مصاحبه‌ی تلفنی گردآوری شد. نمونه‌گیری به روش شماره‌گیری تصادفی در شهر تهران و انتخاب تصادفی فرد مصاحبه شونده از میان افراد بالای 18 سال حاضر در منازل یا مغازه‌ها صورت گرفت. 706 نفر از مردم تهران در بازه‌ی زمانی اسفند 1388 تا آبان 1389 وارد مطالعه شدند.میزان پاسخ گویی 51 درصد بود. 3/83 درصد افراد (688n= ) موافق اهدای عضو عزیزانشان در صورتی که کارت اهدا داشته باشند و دچار مرگ مغزی شوند، بودند و 3/62 درصد آن‌ها (440n= ) اجازه از خانواده برای استفاده از عضو پیوندی در فردی که دچار مرگ مغزی شده و کارت اهدا دارد را لازم نمی­دانستند. بین رضایت به اهدای عضو عزیزان و مرگ دانستن مرگ مغزی (011/0(P= و برگشت‌ناپذیر دانستن آن (028/0 (P =رابطه‌ی مستقیم معنی‌دار دیده شد.لازم است آموزش همگانی برای اصلاح باورهای غلط مردم در خصوص مرگ مغزی و تسهیل و ترویج اعلام تصمیم به اهدای عضو پس از مرگ مغزی در یکی از کارت‌های معمول همگانی مثل گواهینامه‌ی رانندگی انجام شود تا خانواده‌ها راحت‌تر بتوانند در موقعیت مرگ مغزی عزیزانشان در رابطه با اهدای اعضای آن‌ها تصمیم‌ بگیرند.


محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

محمد راسخ، شیرین برومند،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

روش‌های نوین درمان ناباروری، در کنار نتایج دلخواه، گاه، پیامدهایی نامطلوب نیز در پی دارند. بارداری چندقلویی، یکی از آن پیامدهاست که سلامت مادر و حیات جنین را در معرض خطر قرار می‌دهد. کاهش جنین، به معنای حذف یک یا چند جنین، به منظور حفظ بارداری و نیز، برخی اقدامات پیشگیرانه، مانند انتقال تعداد کمتر جنین به رحم مادر در هر دوره‌ی لقاح خارج رحمی، از راهکارهای مقابله با این پیامد نامطلوب است. در برخی نظام‌های حقوقی، ضمن اجازه‌ی کاهش جنین، مقرراتی دقیق درباره‌ی تعداد جنین‌های انتقالی وضع شده‌اند. در ایران، در نبود مقررات، دستورالعمل یا قوانین هماهنگ در این حوزه، مطالعه‌ی حقوقی تطبیقی کاهش جنین در کشورهایی که سابقه‌ای در مواجهه‌ی حقوقی با این موضوع دارند، پیش روی قانون‌گذاران و سیاست‌گذاران حوزه‌ی درمان، افقی را آشکار خواهد کرد تا رویکردی مناسب برای این مسأله اتخاذ کنند. به نظر می‌رسد جواز کاهش جنین، مقررات محدودکننده‌ی تعداد جنین‌های انتقالی و پوشش بیمه‌ای مناسب، بیانگر نظام مطلوب حقوقی در زمینه‌ی کاهش جنین باشند.

فرهاد رشنوپور، محسن بهرام نژاد، عباس برومند اعلم، باقر علی عادلفر،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

جندی‌ شاپور یکی از دیرپاترین مراکز علمی و آموزشی در ایران بوده است. حوزه ه­ای مدنی و فکری که از عهد شاپور اول ساسانی سربرآورد و به تدریج مرکزی علمی، خصوصا در زمینه پزشکی در آن پدیدار گشت. سامان و شکوه مرکز علمی و شهر جندی ­شاپور با پدیده مهاجرت نخبگان رومی (سریانی- نسطوری) همبستگی عمیقی داشته است. بنابراین علت شناسی و تبیین این مهاجرت­ ها بر شکل ­گیری، حیات و تداوم آن مرکز علمی قابل توجه و مطالعه است. در نوشتار حاضر کوشش شده است تا از منظر جامعه­شناسی تاریخی به بررسی ابعاد این مساله، باتکیه بر نظریه جاذبه و دافعه اورت­لی پرداخته شود. بر این اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ­ای در تلاش است با کاربست این نظریه به تحلیل سه دوره مهاجرت نخبگان از روم به جندی ­شاپور بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد­ که آیا با استفاده از نظریه "جاذبه و دافعه" می­ توان این مهاجرت ­ها را تبیین کرد؟ یافته­ های پژوهش بیانگر آن است که در هر سه دوره مهاجرت عمده نخبگان رومی به جندی­ شاپور، دافعه ­های رومی در مقابل جاذبه­های ساسانی در مساله اقامت و مهاجرت نخبگان بسیار تاثیرگذار بوده است. همچنین مذهب عامل اصلی در همگرایی و­ واگرایی نخبگان در مساله مهاجرت از روم به ایران بوده است. شهر جندی شاپور از زمان احداث ویژگی­ های علمی و فرهنگی سریانی_مسیحی خاصی را در خود پرورش داده بود. بر بنیان نظریه مهاجرتی اورت­لی، این خصوصیات، موانع مداخله گر منفی و معضل مسافت و فاصله را در مهاجرت نخبگان، از روم به جندی­شاپور را از میان برده یا کم اهمیت کرده بود. همچنین مهاجرت های نخبگان از روم به جندی ­شاپور در تداوم حیات و سرزندگی شهر و مرکز علمی جندی­ شاپور بسیار تاثیرگذار بوده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb