جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای بهنام

فرزاد محمودیان، حسین یوسفی‌منش، مهدی بهنام، محسن کرمی،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده

از دیرباز عمل «اتانازی» یا «قتل ترحم‌آمیز» در تاریخ زندگی بشر مطرح بوده است. پایان دادن به درد و رنج بیماران، با مشارکت عوامل درمان، مورد بحث و گفت‌وگوهای فراوانی بوده است و گروه بسیاری با استدلال و استنادهای عقلی، فرهنگی، دینی و حرفه‌ای به شدت با آن مخالفت نموده‌اند و در مقابل گروه محدودی نیز از انجام اتانازی حمایت کرده‌اند و با آن موافق بوده‌اند.

تحقیق و بررسی دیدگاه‌های هر دو گروه، توان درک واقعی و صحیح را قدرت می‌دهد و تصمیم‌گیری‌های منطقی را برای اراده و انتخاب‌های اخلاقی و حرفه‌ای آسان می‌گرداند.

رعایت استقلال فردی و حق انتخاب، کاهش درد و رنج و حفظ شأن و ارزش فرد از جمله دلایل موافقان اتانازی است و تقدس حیات، عدم قطعیت کلینیکی و امکان بهبودی، امکان سوء استفاده و تخریب رابطه‌ی پزشک و بیمار بخشی از دلایل مخالفان اتانازی است.

از جمع‌بندی و بررسی نظرات و دیدگاه‌های هر دو گروه به‌نظر می‌رسد اتانازی از ابعاد مختلف عقلی، حرفه‌ای، اجتماعی و فرهنگی نمی‌تواند رفتاری قابل قبول، منطقی و پسندیده باشد و توسعه، افزایش و قانونی نمودن آن، آسیب‌ها و آفت‌های زیادی را از جهات و زوایای مختلف به همراه دارد، بنابراین رفتاری غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی به‌شمار می‌آید.


شیما بهنام‌منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین کارکردهایی که در همانندسازی حیوانات، به‌ویژه به روش انتقال هسته‌ی سلول بالغ، برشمرده شده است، موضوع تکثیر حیوانات دارای خصایص ممتاز ژنتیکی یا حیوانات دستکاری شده‌ی ژنتیکی برای تولید مواد غذایی با کیفیت بالاتر و در مقیاسی وسیع­تر است. به همین دلیل، امروزه، کشورهای پیشرفته به‌ویژه آمریکا ادعا کرده‌اند که در آینده­ای نه چندان دور، مواد غذایی حاصل از حیوانات همانندسازی شده‌ی زراعی در دسترس مصرف‌کنندگان قرار خواهد گرفت.این امر باعث بروز نگرانی‌های بسیاری در جوامع مختلف، به‌ویژه در میان اخلاق‌گرایان، شده است. نقطه‌ی مشترک تمامی این نگرانی‌ها خطرات احتمالی همراه با مصرف این مواد غذایی بر روی سلامت انسان است. در این راستا، این انتقادات به‌طور خاص در چهارچوب اخلاق غذا و اصول آن و هم‌چنین اصل احتیاط مطرح شده است.از آن­جا که ماهیت این مقاله مروری - تحلیلی است، براساس روش تحلیلی - توصیفی و با بررسی اسناد موجود درباره‌ی مواد غذایی حاصل از حیوانات همانندسازی شده، سعی شده است تا ضمن ارائه‌ی تصویری کلی از اخلاق غذا و اصول آن، انتقادات اخلاقی مطرح شده درباره‌ی این موضوع بررسی شود.در حال حاضر، عرضه‌ی این محصولات به‌دلیل عدم وجود قطعیت­های علمی لازم و هم‌چنین طرح ابهامات بسیار پیرامون عواقب احتمالی بلندمدت آن بر سلامت انسان، مغایر با اصل احتیاط و اصول اخلاق غذاست و از نظر اخلاقی موجه نمی‌باشد.


شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده

اساساً وقتی سخن از ارزش و جایگاه اخلاقی می‌‌شود، فرض بر این است که انسان عضو بی‌رقیب جامعه‌ی اخلاقی (moral community) محسوب شده و به تبع آن، بهره‌مند از پاره‌ای امتیازات و در عین حال ملزم به رعایت و انجام برخی امور نسبت به خود و هم نوع خود. از جمله مسایلی که به‌ویژه از سه دهه‌ی گذشته تا کنون در عرصه‌ی اخلاق بحث برانگیز بوده، این است که مرز و بوم جامعه‌ی اخلاقی در حال گسترش است. اگر زمانی نظرغالب این بود که انسان، تنها عضو مطلق این نهاد است، امروزه رشته‌های جدید اخلاق هم‌چون اخلاق حیوانات، سعی در رد این سنت دیر پا داشته و دیگر انسان و موضوعات مرتبط به او به تنهایی مطرح نبوده و حیوانات نیز به‌عنوان عضو جامعه‌ی اخلاقی حضور دارند. روش مطالعه به‌صورت تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانه‌ای) بوده است و سعی شده تا با مطالعه‌ی مقالات فلسفی گوناگون در زمینه‌ی اخلاق حیوانات و بررسی کدهای رفتاری مختص اخلاق حیوانات، بتوان آشکار نمود که جایگاه حیوانات در عرصه‌ی اخلاق در کجا قرار داشته و بر اساس چه ملاکی می‌توان آن‌ها را مشمول ملاحظات اخلاقی به‌حساب آورد. از آن‌جا که حیوانات ذی ادراک شناخته شده‌اند و قابلیت درک تجارب مثبت و منفی را دارند، امروزه به‌عنوان ساکنان سرزمین اخلاق به رسمیت شناخته شده‌اند و انسان نسبت به کیفیت و دامنه‌ی رفتار خویش در برابر آنان مسؤول است.
شیما بهنام منش،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

با وجود پیشرفت‌های اخیر، حفظ باروری زنان در مقایسه با مردان دشوار‌تر است. چرا که اساساً اقدام به این امر خواه از طریق منجمد‌سازی تخمک یا بافت تخمدان عملی تهاجمی محسوب می‌شود که صرف‌نظر از مرحله‌ی مقدماتی آن در فرایند انجماد تخمک که منوط بر تحریک تخمک‌گذاری است خود این اقدامات می‌تواند منتج به خطرات بسیاری شده و به تبع آن چالش‌های اخلاقی بسیاری را مطرح کند. انجماد تخمک به‌دلیل میزان بالای آب در بافت آن و هم‌چنین میزان پایین نفوذ‌پذیری غشای آن و هم‌چنین آسیب‌پذیری بیش‌تر آن نسبت به عدم وجود اکسیژن تا به حال چندان با موفقیت بالایی همراه نبوده است. از این رو، انجام آن در خانم‌های مبتلا به سرطان به‌دلیل وجود علت پزشکی و ضرورت اجتناب از آثار غیر قابل جبران شیمی‌درمانی بر توان باروری، با وجود کارکرد کم آن تنها راه برای بیماران بالغی است که دارای همسر یا شریک جنسی نبوده و هم‌چنین متقاضی اهدای اسپرم نیز برای ایجاد جنین نیستند. هم‌چنین، انجماد بافت تخمدان و در نهایت بالغ‌سازی فولیکول‌های منجمد‌شده تنها راه حفظ باروری دختران نابالغ مبتلا به سرطان است که خود می‌تواند به شیوه‌ی اتوگرفت یا زنو گرفت انجام شود، مخاطرات و چالش­های اخلاقی بسیاری را به همراه دارد. چرا که در روش اول احتمال بازگشت سلول‌های سرطانی و در دومی احتمال انتقال ویروس از بدن حیوان مورد استفاده به بدن فرد بهبود یافته وجود دارد. از این رو، می‌توان دامنه‌ی وسیعی از مسائل اخلاقی را ترسیم نمود.

 نکته‌ی دیگر آن­که با وجود توضیحات فوق انجماد تخمک در زنان سالم که مجرد بوده و کاندید اهدای جنین نیز نیستند با محدودیت‌های اخلاقی بیش‌تری مواجه است. چرا که علت پزشکی که بتواند توجیه‌کننده‌ی انجام این امر با وجود همه‌ی مخاطراتش باشد بر عکس حالت فوق وجود نداشته و بسیاری آن را مغایر با اولین اصل اخلاق پزشکی، عدم آسیب رساندن، دانسته‌اند. از سویی دیگر برخی دیگر انجام آن را مترادف با اعمال اصل دیگر اخلاق پزشکی یعنی اصل عدالت دانسته و بر این عقیده‌اند که انجماد تخمک در بانوان سالم بی‌عدالتی بیولوژیکی میان زن و مرد از نظر سنی برای فرزند دار شدن را مرتفع می‌کند و هم‌چنین زمینه‌ی طرح و حفظ استقلال و آزادی تولیدمثلی و حق حفظ باروری و در نهایت حق داشتن خانواده را که مورد تأیید اکثریت اسناد حقوق بشری است فراهم می‌کند. در حال حاضر، بنا بر جدیدترین گزارش‌ها از انجمن آمریکایی پزشکی، تولید مثل و هم‌چنین انجمن اروپایی تولید مثل، ایمن‌ترین راه برای حفظ باروری زنان، اهدای جنین است که متأسفانه برای زنان مجرد یا دختران نابالغ امکان‌پذیر نیست. از این‌رو، انجماد تخمک یا بافت تخمدانی در صورت رعایت فاکتورهای پزشکی هم‌چون سن و وضعیت پیشروی بیماری و زمان باقی‌مانده برای اقدام جهت حفظ باروری و هم‌چنین تقاضای آگاهانه‌ی بیمار و اعمال ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، حداقل در سطحی محدود با ارزیابی صحیح مخاطرات و نتایج مثبت حاصل از آن به‌نظر برای بیماران سرطانی با قطعیت بیش‌تری مواجه بوده و برای زنان سالم نیز از دیدگاه فلاسفه‌ی لیبرال و کسانی که قائل بر استقلال تولید مثلی هستند موجه است.


سید محمد آذین، شیما بهنام‌منش،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

حمل جایگزین ساده به‌عنوان یک روش کمک‌باروری مدتی است در کشور ما مورد استفاده قرار می‌گیرد و مراکز درمان ناباروری چندی است هر یک به صلاحدید خود به‌نحوی این فرایند را هدایت و اجرا می‌کنند. قانون نیز به روال همیشگی‌اش در برابر توسعه‌ی شتاب‌آلود پزشکی، کم‌تحرک و کند می‌نماید. ناگزیر قرارداد باید خلأ موجود را پر کند. نخستین پرسش‌ها در خصوص چند و چون قرارداد، پیرامون سه محور طرح می‌شود: این قرارداد چه نام دارد؟ این عقد را در کدام دسته و رسته می‌توان طبقه‌بندی کرد؟ چه کسانی در انعقاد این پیمان نقش دارند؟ پاسخ به این سه پرسش را که به ترتیب به‌عنوان ماهیت و طرف‌های قرارداد حمل جایگزین می‌پردازد، می‌توان در بخش نخست این مقاله دریافت.
پس از آگاهی از عنوان مناسب، ماهیت و طرف‌های قرارداد حمل جایگزین، باید به بررسی اصلی‌ترین مفاد آن - که همان تعهدات متقابل طرف‌های عقد است- پرداخت. سر آن نیست تا اهمیت قانون در روابط اجتماعی خرد شمرده شود. اما بی‌حکمت نبوده که گفته اند قرارداد، قانون رابطه‌ی طرف‌های عقد است. این جایگاه هنگامی که در موضوعی با فقدان مقررات موضوعه مواجهیم بس رفیع و یگانه می‌شود. حمل جایگزین نیز از آن دسته موضوعات است. این نوشته قصد دارد در بخش دوم، با در نظر گرفتن ویژگی‌های فرایند حمل جایگزین و اوضاع و احوال خاص جامعه‌ی ایرانی و با استفاده از منابع و نمونه‌های خارجی، تصویری نسبتاً جامع از تعهدات متقابل حامل و والدین ژنتیک را که ضرورت دارد در قرارداد منعکس شود، به‌دست دهد.


شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی، شایان بهنام منش،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده

تأمین باروری عبارت از روش‌هایی است که با حفظ توان فعلی فرد در باروری، نوید داشتن فرزندی با ارتباط ژنتیکی در آینده را می‌دهد. امروزه این روش‌ها با استقبال بسیاری مواجه شده‌اند. تا آن‌جا که، می‌توان موارد کاربردشان را به دو قسمت پزشکی و اجتماعی تقسیم نمود. در گروه اول، بیمار به‌دلیل بیماری یا به تبع روش درمانی در خطر از دست دادن باروری است. در حالی که، در حالت دوم متقاضی تأمین باروری با وجود سلامتی، به دلایل اجتماعی و شخصی در حال حاضر قصد و امکان فرزنددار شدن را ندارد. با توجه به آن‌که روش‌های تأمین باروری بدواً نسبت به بدن تهاجمی هستند، سؤالات و انتقادات اخلاقی بسیاری پیرامون استفاده‌ی آن‌ها در مورد افراد بیمار و هم‌چنین، تعمیم آن به بانوان سالمی که تنها به‌دلیل بالا رفتن سن تمایل به استفاده از آن‌ها دارند مطرح‌شده است. در این مقاله هدف آن است تا با اتخاذ روشی تحلیلی و توصیفی و مطالعه‌ی کتب و مقالات اخلاقی و دستور‌العمل‌های بین‌المللی معتبر پاسخی مناسب به این سؤالات داده شود. در حال حاضر، انجام روش‌های تأمین باروری در موارد ضرورت پزشکی مورد تأیید همگان بوده و منطبق با اصل سودرسانی دانسته شده است. در موارد اجتماعی نیز با وجود مخالفت‌هایی که انجام آن را مغایر با اصل ضررنرساندن دانسته‌اند، بسیاری از فمنیست‌ها و قائلان بر خودآیینی تولیدمثلی زنان انجام آن را با رعایت شرایطی اخلاقی هم‌چون رعایت رضایت آگاهانه پذیرفته‌اند.
اعظم راستی، رضا بهنام‌فر، جواد توکلی بزاز،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

Direct-to-consumer genetic testing تست‌های تجاری ژنتیک هستند که به‌طور مستقیم در اختیار متقاضیان قرار گرفته و اطلاعات ژنتیک افراد را بدون دخالت سیستم‌های بهداشتی و بیمه‌ای در اختیار آنان قرار می‌دهد. اینگونه تستها می توانند در رابطه با مدیریت و نظارت بر سلامت افراد کمک­کننده باشند، اما مسائل اخلاقی و قانونی اینگونه آزمایش‌ها کاملأ نوپا و نیازمند توجه و مطالعه‌ی ویژه است. مقاله‌ی حاضر به بررسی چالش‌های این‌گونه آزمایش‌ها از طریق تحلیل اطلاعاتی که به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده، پرداخته است. به نظر می­رسد با گسترش دامنه چنین آزمایش‌‌هایی نیاز به آموزش پیرامون این‌گونه تست‌ها،  ایجاد یک زیرساخت مناسب برای ارائه‌ی آنها و شکل‌‌گرفتن سیستم‌های قانونگذار و نظارتی و طراحی چارچوبی که شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی DTC-GT در قالب آن فعالیت کنند،از همیشه مهم‌تر به نظر می‌رسد.

بهنام قنبرپور،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

عقل سلیم، حسب قواعدی مانند لاضرر و لاضرار، وجوب دفع ضرر محتمل، نفی حرج و حرمت القاء در تهلکه، دفع ضرر از خود را عقلاً و شرعاً، واجب می‌داند؛ خواه، ضرر، یقینی و خواه، احتمالی باشد؛ از سوی دیگر، در تعالیم اخلاق اسلامی، مفاهیمی چون: ایثار، مواسات، تعاون بر بِرّ، صبر، احسان و حفظ کرامت انسانی، جلوه‌گری می‌کند. پرسش طرح‌شده آن است که آیا پزشکان و مراقبان، به استناد آیه‌ی شریفه‌ی «لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه»، مجاز به ترک مأموریت خود در درمان و تیمار بیماران بیماری‌های مسری، مانند کرونا، خواهند بود؟ پژوهش حاضر که به روش تحلیلی و توصیفی، سامان یافته است، به منظور جمع بین اصول اخلاقی مراقبت از بیماران بیماری‌های واگیر، از سویی و قواعد مربوط به حفظ جان خویش از تهلکه و دفع ضرر و حرج از خود، از سوی دیگر، ترک بیمار را در این مواقع برنمی‌تابد و آن را خلاف کرامت انسانی تلقی می‌کند؛ لذا، شایسته است پزشکان و پرستاران، جدا از وظایف شغلی، ضمن تقویت روحیه‌ی ایثار و مواسات در خود، به استناد قواعد آمره در نظام پزشکی و اصول اخلاقی حاکم بر قواعد فقهی، با رعایت دقیق و کامل دستورالعمل‌های بهداشتی، حسب مفاد قاعده‌ی «المیسور لایترک بالمعسور»، ضمن صیانت از سلامتی خویش، به مراقبت و درمان بیماران مبتلا به کرونا مبادرت ورزند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb