جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای بهنام منش

شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده

اساساً وقتی سخن از ارزش و جایگاه اخلاقی می‌‌شود، فرض بر این است که انسان عضو بی‌رقیب جامعه‌ی اخلاقی (moral community) محسوب شده و به تبع آن، بهره‌مند از پاره‌ای امتیازات و در عین حال ملزم به رعایت و انجام برخی امور نسبت به خود و هم نوع خود. از جمله مسایلی که به‌ویژه از سه دهه‌ی گذشته تا کنون در عرصه‌ی اخلاق بحث برانگیز بوده، این است که مرز و بوم جامعه‌ی اخلاقی در حال گسترش است. اگر زمانی نظرغالب این بود که انسان، تنها عضو مطلق این نهاد است، امروزه رشته‌های جدید اخلاق هم‌چون اخلاق حیوانات، سعی در رد این سنت دیر پا داشته و دیگر انسان و موضوعات مرتبط به او به تنهایی مطرح نبوده و حیوانات نیز به‌عنوان عضو جامعه‌ی اخلاقی حضور دارند. روش مطالعه به‌صورت تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانه‌ای) بوده است و سعی شده تا با مطالعه‌ی مقالات فلسفی گوناگون در زمینه‌ی اخلاق حیوانات و بررسی کدهای رفتاری مختص اخلاق حیوانات، بتوان آشکار نمود که جایگاه حیوانات در عرصه‌ی اخلاق در کجا قرار داشته و بر اساس چه ملاکی می‌توان آن‌ها را مشمول ملاحظات اخلاقی به‌حساب آورد. از آن‌جا که حیوانات ذی ادراک شناخته شده‌اند و قابلیت درک تجارب مثبت و منفی را دارند، امروزه به‌عنوان ساکنان سرزمین اخلاق به رسمیت شناخته شده‌اند و انسان نسبت به کیفیت و دامنه‌ی رفتار خویش در برابر آنان مسؤول است.
شیما بهنام منش،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

با وجود پیشرفت‌های اخیر، حفظ باروری زنان در مقایسه با مردان دشوار‌تر است. چرا که اساساً اقدام به این امر خواه از طریق منجمد‌سازی تخمک یا بافت تخمدان عملی تهاجمی محسوب می‌شود که صرف‌نظر از مرحله‌ی مقدماتی آن در فرایند انجماد تخمک که منوط بر تحریک تخمک‌گذاری است خود این اقدامات می‌تواند منتج به خطرات بسیاری شده و به تبع آن چالش‌های اخلاقی بسیاری را مطرح کند. انجماد تخمک به‌دلیل میزان بالای آب در بافت آن و هم‌چنین میزان پایین نفوذ‌پذیری غشای آن و هم‌چنین آسیب‌پذیری بیش‌تر آن نسبت به عدم وجود اکسیژن تا به حال چندان با موفقیت بالایی همراه نبوده است. از این رو، انجام آن در خانم‌های مبتلا به سرطان به‌دلیل وجود علت پزشکی و ضرورت اجتناب از آثار غیر قابل جبران شیمی‌درمانی بر توان باروری، با وجود کارکرد کم آن تنها راه برای بیماران بالغی است که دارای همسر یا شریک جنسی نبوده و هم‌چنین متقاضی اهدای اسپرم نیز برای ایجاد جنین نیستند. هم‌چنین، انجماد بافت تخمدان و در نهایت بالغ‌سازی فولیکول‌های منجمد‌شده تنها راه حفظ باروری دختران نابالغ مبتلا به سرطان است که خود می‌تواند به شیوه‌ی اتوگرفت یا زنو گرفت انجام شود، مخاطرات و چالش­های اخلاقی بسیاری را به همراه دارد. چرا که در روش اول احتمال بازگشت سلول‌های سرطانی و در دومی احتمال انتقال ویروس از بدن حیوان مورد استفاده به بدن فرد بهبود یافته وجود دارد. از این رو، می‌توان دامنه‌ی وسیعی از مسائل اخلاقی را ترسیم نمود.

 نکته‌ی دیگر آن­که با وجود توضیحات فوق انجماد تخمک در زنان سالم که مجرد بوده و کاندید اهدای جنین نیز نیستند با محدودیت‌های اخلاقی بیش‌تری مواجه است. چرا که علت پزشکی که بتواند توجیه‌کننده‌ی انجام این امر با وجود همه‌ی مخاطراتش باشد بر عکس حالت فوق وجود نداشته و بسیاری آن را مغایر با اولین اصل اخلاق پزشکی، عدم آسیب رساندن، دانسته‌اند. از سویی دیگر برخی دیگر انجام آن را مترادف با اعمال اصل دیگر اخلاق پزشکی یعنی اصل عدالت دانسته و بر این عقیده‌اند که انجماد تخمک در بانوان سالم بی‌عدالتی بیولوژیکی میان زن و مرد از نظر سنی برای فرزند دار شدن را مرتفع می‌کند و هم‌چنین زمینه‌ی طرح و حفظ استقلال و آزادی تولیدمثلی و حق حفظ باروری و در نهایت حق داشتن خانواده را که مورد تأیید اکثریت اسناد حقوق بشری است فراهم می‌کند. در حال حاضر، بنا بر جدیدترین گزارش‌ها از انجمن آمریکایی پزشکی، تولید مثل و هم‌چنین انجمن اروپایی تولید مثل، ایمن‌ترین راه برای حفظ باروری زنان، اهدای جنین است که متأسفانه برای زنان مجرد یا دختران نابالغ امکان‌پذیر نیست. از این‌رو، انجماد تخمک یا بافت تخمدانی در صورت رعایت فاکتورهای پزشکی هم‌چون سن و وضعیت پیشروی بیماری و زمان باقی‌مانده برای اقدام جهت حفظ باروری و هم‌چنین تقاضای آگاهانه‌ی بیمار و اعمال ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، حداقل در سطحی محدود با ارزیابی صحیح مخاطرات و نتایج مثبت حاصل از آن به‌نظر برای بیماران سرطانی با قطعیت بیش‌تری مواجه بوده و برای زنان سالم نیز از دیدگاه فلاسفه‌ی لیبرال و کسانی که قائل بر استقلال تولید مثلی هستند موجه است.


شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی، شایان بهنام منش،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده

تأمین باروری عبارت از روش‌هایی است که با حفظ توان فعلی فرد در باروری، نوید داشتن فرزندی با ارتباط ژنتیکی در آینده را می‌دهد. امروزه این روش‌ها با استقبال بسیاری مواجه شده‌اند. تا آن‌جا که، می‌توان موارد کاربردشان را به دو قسمت پزشکی و اجتماعی تقسیم نمود. در گروه اول، بیمار به‌دلیل بیماری یا به تبع روش درمانی در خطر از دست دادن باروری است. در حالی که، در حالت دوم متقاضی تأمین باروری با وجود سلامتی، به دلایل اجتماعی و شخصی در حال حاضر قصد و امکان فرزنددار شدن را ندارد. با توجه به آن‌که روش‌های تأمین باروری بدواً نسبت به بدن تهاجمی هستند، سؤالات و انتقادات اخلاقی بسیاری پیرامون استفاده‌ی آن‌ها در مورد افراد بیمار و هم‌چنین، تعمیم آن به بانوان سالمی که تنها به‌دلیل بالا رفتن سن تمایل به استفاده از آن‌ها دارند مطرح‌شده است. در این مقاله هدف آن است تا با اتخاذ روشی تحلیلی و توصیفی و مطالعه‌ی کتب و مقالات اخلاقی و دستور‌العمل‌های بین‌المللی معتبر پاسخی مناسب به این سؤالات داده شود. در حال حاضر، انجام روش‌های تأمین باروری در موارد ضرورت پزشکی مورد تأیید همگان بوده و منطبق با اصل سودرسانی دانسته شده است. در موارد اجتماعی نیز با وجود مخالفت‌هایی که انجام آن را مغایر با اصل ضررنرساندن دانسته‌اند، بسیاری از فمنیست‌ها و قائلان بر خودآیینی تولیدمثلی زنان انجام آن را با رعایت شرایطی اخلاقی هم‌چون رعایت رضایت آگاهانه پذیرفته‌اند.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb