لاله سلیمانیزاده، سکینه میری، فرزانه سلیمانیزاده، نیلوفر ظفرنیا، مریم عسکریزاده ماهانی، مصطفی جوادی،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
اسکیزوفرنی بهعنوان یکی از شدیدترین بیماریهای روانی، اختلالاتی در عملکرد شغلی و اجتماعی به همراه دارد که فشار زیادی بر بیمار، خانواده و ارائهدهندگان خدمات وارد میکند. در درمان این بیماری، طیف وسیعی از مشکلات و چالشهای اخلاقی پیش روی متخصصان وجود دارد. هدف از این مقاله شرح اجزای رضایت آگاهانه و کسب توانایی تصمیمگیری جهت درمان و همچنین روشهایی برای ارتقاء توانایی این بیماران در ارائهی رضایت آگاهانه است. مراقبت از بیماران روانی با چالشهای اخلاقی زیادی همراه است و در این بیماران، توجه به اصول اخلاقی مانند احترام به استقلال، سودمند بودن، صداقت و عدالت ضروری است. کسب رضایت آگاهانه از بیماران اسکیزوفرن چالشهای اخلاقی فراوانی بهدنبال دارد؛ در عین حال میتواند بهعنوان یک محافظ قانونی، ارتباط بین بیمار و متخصص را بهبود بخشد. همچنین، در شفافسازی انتخابها، ارزشها، اولویتها و تصمیمگیری مستقل و آزادانهی بیماران در درمان بیماری کمک کند و این رضایت در مواردی مانند تستهای تشخیصی، بستری شدن یا قطع یک دارو در ارتباط بین روانپزشک و بیمار کاربرد دارد که باید در جهت سودرسانی به بیمار باشد.
روانپزشکان در ارائهی مراقبتها به دلیل ماهیت بیماریهای روانی با چالشهای اخلاقی فراوانی روبهرو میشوند. درک این موارد از نظر اخلاقی در حیطهی عملکرد بالینی، به روانپزشکان کمک میکند تا در فعالیتهای روزمرهی بالینی به روش محترمانه و مبتنی بر اعتماد خدمات خود را به بیماران روانی ارائه کنند که در نهایت به ارائهی بهتر مراقبت بالینی منجر میشود.
محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقهای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالشهای آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقهای تاریخی دارد اما بهتازگی نمودی بیشتر یافته، «بینتیجهبودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیینشدهی خود برسد، بینتیجه خواهد بود. این موضوع در اواخر دههی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژهی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجهی مطلوب و آن «نتیجه»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادلهایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابهجا» از آن جملهاند. این مقاله در جستوجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر میرسد میتوان جایگزین این واژهی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بینتیجه» است.