مژگان داداشی، رویا اندرز حبیبی، عطیه حبیبی مقدم، مژگان جیلانی،
دوره 3، شماره 5 - ( (ویژه نامه حقوق بیمار) 1389 )
چکیده
امروزه محترم شمردن حقوق اساسی بیماران بهعنوان افراد بشر ضروری است و گاها بهدلیل ناآگاهی، مشغلهی کاری و بیتوجهی از سوی کادر درمانی، حقوق بیمار نادیده انگاشته میشود. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهشی در جهت تعیین میزان رضایتمندی بیماران از رعایت منشور حقوق بیمار در افراد مراجعهکننده به مراکز درمانی خصوصی تحت پوشش شبکهی بهداشت و درمان شهرستان ری در سال 1389 انجام شد.
این پژوهش یک مطالعهی توصیفی- تحلیلی بود که بر روی 155 نفر مراجعهکننده به درمانگاههای خصوصی منتخب تحت پوشش شبکهی بهداشت و درمان شهرستان ری انجام شد. در این مطالعه حیطههای اجتماعی، درمانی و اخلاقی منشور حقوق بیمار در جامعه پژوهش بر حسب جنس و سطح تحصیلات مورد بررسی قرار گرفته و میزان رضایتمندی از آن در هر یک از بندهای منشور حقوق بیمار مد نظر قرار گرفت.
نتایج نشان داد میزان رضایتمندی بیماران از رعایت منشور حقوق بیمار در جامعه مورد پژوهش 2/65 درصد بوده است. شکایت از خدمات در 4/28 درصد و جبران خسارت درمانی در 6/40 درصد موارد رعایت گردید. آگاهی از عوارض و خصوصیات دارویی در 4/48 درصد، اطلاع از فرآیند ارجاع در 6/40 درصد، آگاهی از میزان تعرفهها در 53 درصد موارد مشاهده گردید. اطلاع از نام و سمت ارائهدهندهی خدمت تنها در 2/45 درصد، آزادی انتخاب شرکت در پژوهش تنها در 7/38 درصد از موارد رعایت شد. اختلاف معنیداری از نظر میزان رضایتمندی از رعایت منشور حقوق بیمار بین جامعهی زنان و مردان (65/0 = P) و نیز بر حسب سطوح تحصیلات افراد (72/0 =P) وجود نداشت.
یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد در درمانگاههای خصوصی مورد پژوهش اکثر بندهای منشور حقوق بیمار (15 بند از 23 بند) رعایت میگردد. در موارد عدم اطلاع بیماران از عوارض داروها، عدم آشنایی با نام و سمت ارائهدهندگان خدمت، عدم آگاهی از فرآیند ارجاع، عدم اطلاع از میزان تعرفههای خدمات درمانی نیاز به افزایش آگاهی و آموزش به ارائهدهندگان خدمات درمانی وجود دارد.
معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفهای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامههای آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است. پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحبنظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشتههای علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی، بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی نظر سنجی شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج مطالعه بیانگر ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ، مهارت محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.