جستجو در مقالات منتشر شده


30 نتیجه برای حسینی

مینا حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده

یکی از مواردی که به‌نحو بارزی بر روی رفتار مصرف‌کننده و چگونگی انتخاب او اثر می‌گذارد، بحث تبلیغات و بازاریابی است. این مسأله در خصوص تولیدات دارویی و بهداشتی اهمیت دو چندانی دارد؛ زیرا تبلیغات این تولیدات مستقیماً با سلامت مصرف‌کنندگان در ارتباط است. امروزه با ظهور فناوری‌های جدید و راحت شدن کار بنگاه‌های اقتصادی در مورد تبلیغات کالاهایشان، مصرف‌کننده‌ی نامطلع در معرض خطر بیش‌تری قرار دارد. نظام حقوقی ما در این زمینه قوانین به روز و کارآمدی نداشته و موادی از قوانین پزشکی و دارویی که به امر تبلیغات می‌پردازند، مبهم، قدیمی و بدون توجه به تحولات روز دنیا در علوم پزشکی و داروسازی، تبلیغات و حقوق مصرف‌کننده هستند. یکی از مهم‌ترین راه‌های حمایت از سلامت مصرف‌کنندگان، قانونمند کردن تبلیغات و بازاریابی تولیدات دارویی و بهداشتی در کنار ترویج اخلاق حرفه‌ای در تجارت این تولیدات است. با گسترش اخلاق حرفه‌ای، ریسک تولید پایین آمده و رضایت مصرف‌کننده افزایش می‌یابد. مسؤولیت اخلاقی در کنار مسؤولیت حقوقی و کیفری می‌تواند موجبات حمایت از منافع مادی و معنوی مصرف‌کننده را فراهم آورده و صاحب حرفه را در جهت حفظ بازار یاری نماید. در این مقاله تلاش شده است که پس از تبیین حقوق مصرف‌کنندگان تولیدات دارویی و بهداشتی و امکان تضییع این حقوق در جریان تبلیغات و بازاریابی، راهکارهای حقوقی و اخلاقی در جهت حمایت از این قشر با مطالعه و تحلیل منابع قانونی در نظام حقوقی ایران مورد بررسی قرار گیرد.


کاظم خدادوست، سید فاضل حسینی، محمد علی محجل شجا،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده

مهم‌ترین بحران زندگی اجتماعی انسان در دوران مختلف تاریخ بشر، مسأله‌ی اخلاق و نحوه‌ی سلوک انسان در جامعه با هم‌نوعان خود بوده است. هرچه زندگی انسان پیچیده‌تر می‌شود، مسأله‌ی اخلاق هم شکل پیچیده‌تری به خود گرفته و تعریف اخلاقی روابط انسان‌ها در جامعه مشکل‌تر و تشخیص مصادیق اخلاقی از غیراخلاقی دشوارتر می‌گردد. در جامعه‌ی پزشکی بحث اخلاق به‌دلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و حتی مباحث اخلاق پزشکی با عنوان medical ethics مباحث علمی بسیار جدی و گسترده‌ای را به خود اختصاص داده است. علت تأکید بر اهمیت اخلاق پزشکی اساساً به این خاطر است که مسائل آن فراتر از اخلاق عمومی است. درعرصه‌ی پزشکی این حکم صادق است که اساساً حرکت طب بر محور اخلاق بوده و پایه‌های آن بر مبانی اخلاقی استوار است. لذا در این مقــاله سعی می‌شود دیدگاه مربوط به موضوع اخلاق پزشکی در ایران باستان و دوره‌ی اسلامی، نقش و اهمیت آن در جهت برخورد انسانی، شرافتمندانه و احترام‌آمیز مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اهمیت و نقش اساسی علم اخلاق در حرفه‌ی پزشکی، باید اذعان داشت که در گذشته، شناخت و معرفت نسبت به حقایق در میان حکیمان محکم‌تر و افزون بر داشتن درجات بالای علمی، از منزلتی روحانی نیز بهره‏مند بودند. به همین نسبت نیز التزام آنان به اخلاق و معنویات کامل‌تر بوده و در حفظ ارزش‏های اخلاقی بسیار می‏کوشیدند و همانند پیشوایان دینی، الگویی شایسته بوده و مردم را به نیکی و نجابت، راهنمایی می‏کردند. افعال اخلاقی، اساسی‌ترین راه وصول به این مقصد هستند و رعایت معیارهای اخلاقی در پزشکی بسان خلعتی خواهد بود که پوشیدن آن زیبنده‌ی قامت همگی اطباست.
شیما سادات آقا حسینی، فرحناز عبداله زاده، ایرج اسودی کرمانی، آزاد رحمانی،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده

آگاه نمودن بیماران مبتلا به سرطان از تشخیص بیماری خود یکی از چالش‌های اصلی در مراقبت از این بیماران است. این نگرانی وجود دارد که آگاهی از تشخیص باعث از بین رفتن امید این بیماران شود. در زمینه‌ی بررسی رابطه‌ی آگاهی از تشخیص با امید در بیماران مبتلا به سرطان مطالعه‌ای در ایران انجام نشده است. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی رابطه‌ی آگاهی از تشخیص بیماری با امید در بیماران مبتلا به سرطان است. این مطالعه‌ی توصیفی- مقایسه‌ای در سال 1388 در مرکز آموزشی - درمانی شهید قاضی طباطبایی تبریز انجام گرفت. نمونه‌ی پژوهش عبارت بود از 150 بیمار که از تشخیص قطعی سرطان خود آگاه بودند و 150 بیمار که از تشخیص قطعی بیماری خود آگاه نبودند. این بیماران با روش در دسترس انتخاب شدند. امید بیماران با استفاده از Heart Hope Index بررسی شد. دامنه‌ی نمره‌ی این پرسشنامه بین 12 تا 48 است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. مشخص شد که امید بیماران آگاه از تشخیص سرطان 42/6±61/37 و امید بیماران ناآگاه از تشخیص 10/7±16/37 است. بین سطح امید بیماران دو گروه تفاوت آماری معنی‌داری وجود نداشت (57/0=P). این نتایج می‌تواند نشان‌دهنده‌ی این باشد که اطلاع از تشخیص سرطان تأثیری بر سطح امید بیماران ندارد. هرچند که تأیید این یافته به مطالعات بیش‌تری نیاز دارد.
مجید حسن پور، محمدعلی حسینی، مسعود فلاحی خشکناب، عباس عباس زاده،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده

تصمیم‌گیری برای مددجویان حین ارائه‌ی خدمات بالینی از مسائل مهم پرستاران در انجام وظایف است. پرستاران در جهت رضایت‌مندی مددجویان ملزم به رعایت موازین اخلاقی در تصمیم‌ها هستند. هدف این مطالعه تعیین تأثیر آموزش اصول اخلاق حرفه‌ای بر حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری پرستاران است.
در مطالعه‌ای نیمه تجربی 80 پرستار تأمین اجتماعی با روش هدفمند انتخاب و با تخصیص تصادفی در دو گروه 40 نفری مداخله و شاهد قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ی حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری بود که اعتبار آن از روش اعتبار محتوا و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ و همسانی درونی (83/0) تعیین شد. ابتدا حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری دو گروه بررسی شد. سپس گارگاه آموزشی اخلاق پرستاری طی چهار جلسه سه ساعته یک هفته در میان، به‌صورت متوالی برای گروه مداخله اجرا شد و پس از طی آموزش مجدداً پرسشنامه توسط دو گروه تکمیل و داده‌ها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.      
بین میانگین حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری‌های پرستاران دو گروه مداخله و شاهد قبل از مداخله اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد. اما این اختلاف پس از مداخله معنی‌دار بود (P = 0.001). هم‌چنین در گروه مداخله بین میانگین حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری قبل و بعد از مداخله اختلاف معنی‌دار مشاهده شد (P = 0.001).
طبق نتایج این بررسی آموزش اصول اخلاق پرستاری بر حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری‌های پرستاران تأثیر مثبت دارد. بنابراین، پیشنهاد می‌شود این برنامه‌ی آموزشی جهت کادر درمانی و دانشجویان پرستاری اجرا شود.


امیر اشکان نصیری پور، محمد علی حسینی، حسن فضایلی راد، عباس کامیابی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده

بررسی علل شکایت از کادر درمانی و تلاش در جهت کاهش آن گامی جهت رضایت هر چه بیش‌تر بیماران و کارکنان پزشکی می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی رابطه‌ی علل شکایت بیماران علیه پزشکان با رأی صادره متعاقب آن از سوی سازمان نظام پزشکی کرمان بود. این پژوهش از نوع مقطعی (توصیفی - تحلیلی) بود که با بررسی 205 پرونده‌ی مربوط به شکایت از پزشکان در سازمان نظام پزشکی کرمان طی سال‌های 88-1383 انجام شد.
بیش‌ترین علت شکایت (2/73 درصد) سهل‌انگاری و عدم رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و بعد از آن 3/9 درصد به‌دلیل اخذ وجه یا مال خارج از ضوابط قانونی بود. بیش‌ترین رأی صادره شامل 7/31 درصد برائت و بعد از آن 9 /22 درصد موقوفی و منع تعقیب بود. بیش‌ترین شکایت از چشم پزشکان بود و در بین بیمارستان‌ها، بیمارستان‌های خصوصی بیش‌ترین شکایت را داشتند. بین علت شکایت و رأی صادره ( 706/53 = c2 و 001/0(P< ، هم‌چنین بین علت شکایت و تخصص پزشکان رابطه‌ی معنی‌دار وجود داشت (270/49= c2و 026/0 (P =، ولی بین رأی صادره و نوع بیمارستان رابطه‌ی معنی‌داری مشاهده نشد.
با توجه به علل شکایات، رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و کاهش روابط مالی پزشک و بیمار می‌تواند در کاهش شکایت بیماران از پزشکان مؤثر باشد. اکثر شکایاتی که در اغلب موارد منجر به رأی برائت، موقوفی و منع تعقیب شده بود، بی‌‌مورد بوده و توجیه مناسب بیمار در مورد عوارض و ریسک بیماری قبل از درمان و بهبود مناسبات پزشک- بیمار در مهار این معضل راه‌گشاست.


اکرم سادات سادات حسینی، زهره ونکی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده

پرستاران همواره با پیش فرض‌های فرهنگی متعددی در مورد اثر جنسیت در پرستاری و این‌که آن را شغلی زنانه می‌دانند روبه‌رو هستند. این امر نقش پرستار را در ارائه‌ی خدمات سلامتی و مراقبت تحت تأثیر قرار داده است و برای شاغلان این حرفه وظایفی را تعریف و ایجاد کرده است که شاید همه‌ی آن‌ها مورد پسند پرستاران نباشد. لذا، در این تحقیق با اطلاعاتی که از مطالعه‌ی منابع اسنادی گردآوری شده‌اند تاریخچه و اثرات جنسیت را در پرستاری بررسی کرده‌ایم. به‌نظر می‌رسد پرستاری همواره تحت تأثیر دیدگاه جنسیتی قرار داشته است؛ نفوذ این امر از ادبیات به‌کار رفته برای پرستاران تا دیدگاه جامعه نسبت به پرستاران مرد و ارتباطات درون و برون حرفه‌ای و حتی دانش پرستاری و ارائه‌ی خدمات پرستاری را تحت تأثیر قرار داده است و پرستاران ناگزیر تحت تأثیر این دیدگاه به ارائه‌ی خدمات خود می‌پردازند. با وجود برخی دیدگاه‌‌ها که اثرات جنسیت در پرستاری را نفی می‌کنند، به‌نظر می‌رسد حذف دیدگاه جنسیتی در پرستاری به نفع حرفه‌ی پرستاری نیست زیرا پرستاری را از روح واقعی خود دور می‌سازد و در ضمن زنان را نیز از عرصه‌ای که برای نشان دادن توانایی‌های روحی و احساسی آن‌ها در جامعه مهیا شده است محروم می‌سازد. بنابراین، پرستاری در همه‌ی ابعاد خود تحت تأثیر تفکر جنسیتی قرار دارد و این تفکر در صورت هدایت صحیح نه تنها سبب عقب‌ماندگی این حرفه نمی‌شود، بلکه در نهایت سبب پیشرفت و ارتقای آن خواهد شد.


اکرم السادات سادات حسینی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده

تحقیق بر روی کودکان موضوعی پیچیده و حساس با جنبه‌های خاص است، لذا راهنماهای خاص خود را دارد و چون همواره نیاز به بازنگری طرح‌ها و دستورالعمل‌ها وجود دارد، مطالعه‌ی حاضر با هدف نقد اخلاقی راهنمای کشوری اخلاق در پژوهش بر روی کودکان  با روش جست‌وجوی کتابخانه‌ای انجام شد. در بحث دریافت رضایت آگاهانه از کودکان در مقاطع مختلف سنی با توجه به مطالعات اخیر نیاز به بازنگری و تهیه‌ی دستورالعمل‌های خاص برای هر مقطع سنی وجود دارد. اصل ممنوعیت تشویق مالی در تحقیق بر روی کودکان، دیدگاه‌های موافق و مخالف خود را دارد که ممنوعیت آن را زیر سوال می‌برد. از مباحثی که در کدهای اخلاقی مطرح است اصل سودمندی و عدم ضرر تحقیق برای کودکان است که دیدگاه فلسفی حاکم بر آن در مواردی تحقیقات بر روی کودکان را با چالش‌های بزرگی روبه‌رو ساخته است. به‌طوری که تحقیقات بر روی کودکان به‌صورت تحقیقاتی بی‌کیفیت درآمده است و محققان اغلب، حتی در موارد ضروری از تحقیق بر روی کودکان طفره می‌روند. در مبحث اطلاع‌رسانی و رازداری نیز امروزه مباحث متعددی در مورد توجه به سن کودک وجود دارد و این دستورالعمل‌ها باید با  توجه به سن کودک تغییر نماید. لذا پیشنهاد می‌شود راهنمای اخلاقی موجود درجهت ارتقا مباحث اخلاقی آن مورد بازنگری قرار گیرد و با توجه به تجربه‌ی گذشته در این مسیر از گروه‌های تخصصی حقوقی، کلامی، فلسفی و اخلاقی نیز هم‌چون گذشته کمک گرفته شود.


احد فرامرز قراملکی، سیده مریم حسینی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

اخلاق ارتباط دو سویه با آموزش دارد. اولاً آموزش نیازمند اخلاق است و یکی از رسالت‌‌های آن ترویج اخلاق است. اخلاقِ آموزش برحسب تصوری که از آموزش داریم تعریف می‌شود: اخلاق تدریس که آموزش را در یاددهی منحصر می‌کند اما اخلاقِ آموزش آن را به منزله‌ی فرایند تعاملی یاددهی و یادگیری طرح می‌کند. اخلاق آموزش در این تصور بر مسؤولیت‌‌های اخلاقی عناصر دارای نقش در فرایند یاددهی و یادگیری در محیط سیصد و شصت درجه‌ی آموزش اعم از مسؤولیت اخلاقی مؤسسه‌‌های آموزشی (مانند گروه، دانشکده و دانشگاه) و مسؤولیت‌‌های اخلاقی اشخاص حقیقی مانند استادان و دانشجویان، تأکید می‌کند. رعایت اخلاق در آموزشِ حرفه‌ی پزشکی باعث افزایش اثربخشی و سهولت در فرایند یاددهی-یادگیری و نیز امنیت روانی در یادگیرندگان می‌شود. به‌دلیل پژوهش‌محور بودن نظام‌‌های آموزشی این مسؤولیت‌‌ها شامل روابط حرفه‌ای بین استاد راهنما، مشاور و دانشجو نیز می‌شود. مسؤولیت‌‌های اخلاقی در آموزش را می‌توان بر حسب رهیافت اخلاق حقوق‌محور براساس وظایف اخلاقی در قبال حقوق افراد تدوین کرد. پای‌بندی به اخلاق در امر مقدس آموزشِ حرفه‌ی پزشکی یک وظیفه‌ی اخلاقی است. ثانیاً، اخلاق در ترویج و تحقق یافتن در محیط حرفه‌ای محتاج آموزش مؤثر و نظام‌مند است. امروزه، اخلاق آموزش در مفهوم تربیت منش اخلاقی در همه‌ی حرفه‌‌ها به‌ویژه حرفه‌ی پزشکی اهمیت یافته است. ترویج و تحقق اخلاق در محیط عینی حرفه‌ی پزشکی، چه در رهیافت سازمانی مانند اخلاقِ بیمارستان و مراکز درمان و چه در رهیافت فردی در مناسبات گروه درمان و بیمار محتاج اصول، مبانی، فرایند‌ها و فنونی است که باید با رهیافت علمی به‌دست آیند. تولید و توسعه‌ی مدیریت و برنامه‌ریزی آموزش اخلاق پزشکی برای ترویج اخلاق در حرفه‌ی پزشکی ضروری است. در مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی دو مسأله‌ی عمده وجود دارد: اثربخشی و کارایی. آموزش اخلاق در حرفه‌ی پزشکی شامل آموزش آشکار و رسمی برای دانشجویان پزشکی و آموزش‌‌های غیرمستقیم برای حرفه‌مند‌های پزشکی می‌شود. مهم‌ترین مسأله در آموزشِ اخلاق افزایش کارایی و اثربخشی آن در هر دو محیط یادشده است. اگر در آموزش اخلاق فرایندها، مبانی و فنون اثربخش و کارا باشد، بهره‌وری افزایش یافته و موجب توسعه و تعالی آموزش می‌شود، و اگر چنین نباشد، ممکن است ترویج بداخلاقی را درپی داشته باشد. در این مقاله اصول افزایش اثربخشی و کارایی را به تفصیل می‌آوریم.
سیده دلسوز حسینی، ارکان حسامی، کژال حسامی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

آموزش فرایند پیچید‌ه‌ای است که تحت تأثیر عوامل و متغیر‌های متعددی قرار دارد و از عمده‌ترین وظایف استاد محسوب می‌شود. اگرچه شرایط و امکانات آموزشی یکی از عوامل مؤثر بر جریان یادگیری است، ولی بدون شک نیروی انسانی و به‌خصوص مدرس، به‌عنوان یک عنصر بنیادین و اساسی در این فرایند، یکی از مهم‌ترین عوامل تشکیل‌دهنده‌ی محیط‌‌های آموزشی است که در تحقق اهداف آموزشی نقشی مؤثر دارد. در فرایند تدریس تنها علم و مهارت معلم نیست که مؤثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر فراگیران تأثیر می‌گذارد. هدف از این مطالعه مقایسه‌ی خصوصیات یک مدرس خوب از دیدگاه دو گروه از دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه کردستان وعلوم پزشکی کردستان است. این پژوهش یک مطالعه‌ی توصیفی است که بر روی 136 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان (پرستاری، مامایی، اتاق عمل و علوم آزمایشگاهی) و 100 نفر دانشجویان دانشگاه کردستان (علوم تربیتی، مدیریت بازرگانی، تربیت بدنی و کشاورزی) در سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری داده‌‌ها پرسشنامه بود که که شامل مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه‌ی سنجش دیدگاه دانشجویان بود. در این مطالعه دیدگاه دانشجویان نسبت به‌خصوصیات یک مدرس خوب، در 4 حیطه‌ی مختلف بررسی شد که در آن حیطه مقررات آموزشی با 6 سؤال، حیطه‌ی علمی آموزشی با 14 سؤال، حیطه‌ی نظارت و ارزیابی با 4 سؤال و حیطه‌ی اخلاقی و رفتاری با 15 سؤال ارزیابی شد. پاسخ‌ها براساس معیار 4 حالته لیکرت سنجیده شد و برای هر سؤال، شرکت‌کنندگان یکی از گزینه‌‌های پاسخ ( کم/ متوسط/ زیاد/ بسیار زیاد) را انتخاب کردند. نمونه‌گیری به روش تصادفی انجام شد و دانشجویان در صورت تمایل به همکاری انتخاب شدند. یافته‌‌ها با استفاده از نسخه‌ی 17SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و از جداول فراوانی، میانگین و انحراف معیاراستفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که میانگین سن شرکت‌کنندگان 35/2± 6/22 سال (38-18 سال) بود. 80 درصد شرکت‌کنندگان دانشجویان دختر و بقیه پسر بودند. دانشجویان رشته‌‌های علوم تربیتی (1/25 درصد) و مامایی (9/20 درصد) بیش‌ترین تعداد پاسخ دهندگان را تشکیل می دادند. اکثر دانشجویان شرکت‌کننده در مقطع کارشناسی (4/83 درصد) و بقیه کارشناسی ارشد بودند. هم‌چنین، اکثر آنان در سال دوم (6/39 درصد) مشغول به تحصیل بودند. بیش‌تر شرکت‌کنندگان مجرد (1/94 درصد) و ساکن خوابگاه (4/82 درصد) بودند. در مقایسه، دیدگاه هر دو گروه مورد مطالعه (دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه کردستان) میانگین امتیازات به‌دست آمده نشان داد که در حیطه‌ی مقررات آموزشی، از نظر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی در دسترس بودن استاد (88/0±33/3) و برعکس از دیدگاه دانشجویان دانشگاه کردستان حضور استاد در جلسه امتحانی (8/0±3) مهم‌ترین ویژگی بود اما حضور و غیاب کلاسی از نظر هر دو گروه کم اهمیت‌ترین (6/0±45/2) خصوصیت گزارش شده بود. در حیطه‌ی علمی آموزشی نظرات هر دو گروه مشابه بود به این صورت که تسلط علمی استاد بیش‌ترین میانگین (7/0±32/3) و معرفی منابع لاتین کم‌ترین میانگین (96/0±42/2) را داشت. در حیطه‌ی نظارت و ارزیابی نیز نظرات مشابهی گزارش شده بود و طرح سؤال امتحانی متناسب با کیفیت کلاس و طرح سؤال در هر جلسه به ترتیب بیش‌ترین و کم‌ترین میانگین را در هر دو گروه به خود اختصاص داده بودند (87/0±04/3 و 94/0±38/2 به ترتیب). در حیطه‌ی اخلاقی رفتاری نظرات دو گروه متفاوت بود. به این صورت که احترام گذاشتن به دانشجو (69/0±58/3) مهم‌ترین ویژگی و شوخ‌طبعی استاد (87/0±15/3) کم اهمیت‌ترین ویژگی یک مدرس خوب از دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی بود، در حالی‌که در همین حیطه دانشجویان دانشگاه کردستان مودب بودن استاد (7/0±27/3) و اعتقادات مذهبی استاد (9/0±28/2) را به ترتیب به‌عنوان مهم‌ترین و کم اهمیت‌ترین ویژگی استاد خوب گزارش کردند. بر اساس یافته‌‌های پژوهش می‌توان به این نتیجه رسید که علاوه بر توانایی علمی و تخصصی، تمامی ابعاد تدریس از جمله در دسترس بودن، حضور استاد در جلسه‌ی امتحانی، توجه به کیفیت سؤال امتحانی متناسب با مطالب درسی ارائه شده و رعایت ادب و احترام در نظر فراگیران از اهمیت ویژ‌ه‌ای برخوردار است و یک مدرس خوب فردی است که در سایر حیطه‌‌ها و ابعاد هم از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد. به‌طوری که دانشجویان دانشگاه‌های مختلف، دیدگاه‌های مشترکی در این زمینه دارند. با این امید که نتایج تحقیق بتواند در رسیدن به هدف‌‌های آموزشی مؤثر باشد.
طاهره بلوچی بیدختی، حمیدرضا تولیده‌ای، علی فتحی، مهدی حسینی، صدیقه گوهری بهاری،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده

تصمیم‌گیری برای مددجویان حین ارائه‌ی خدمات بالینی از مسائل مهم پرستاران در انجام وظایف است. مذهب یکی از عوامل اخلاقی تأثیر‌گذار بر عملکرد و تصمیم‌گیری پرستاران است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین جهت‌گیری مذهبی و حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری پرستاران است. در این مطالعه‌ی تحلیلی- مقطعی ، تعداد 170 نفر از پرستاران بیمارستان‌های شهرستان گناباد به روش سرشماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های جهت‌گیری مذهبی Allport و حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری جمع‌آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی 16 استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین جهت‌گیری مذهبی درونی 65/4±39/36 ، میانگین جهت‌گیری مذهبی بیرونی 89/6±77/33 و میانگین مربوط به حساسیت اخلاقی1/14±21/ 159 است. آزمون آماری همبستگی پیرسون نشان داد که جهت‌گیری مذهبی درونی با حساسیت اخلاقی رابطه‌ی مستقیم و معنی‌داری دارد (17/0r=، 01/0P=)؛ ولی جهت‌گیری مذهبی بیرونی با حساسیت اخلاقی رابطه‌ی معنی‌داری ندارد (01/0- r=، 86/0P=).با توجه به یافته‌های این پژوهش مبنی بر ارتباط بین جهت‌گیری معنوی درونی و حساسیت اخلاقی در تصمیم‌گیری و اهمیت پیامد‌های اعتقادی پرستاران، آشناسازی بیش‌تر این قشر تأثیرگذار بر سلامت جامعه با اخلاق و معنویت از طرف مسؤولان برنامه‌ریز ضروری به‌نظر می‌رسد.
مینا حسینی،
دوره 9، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1395 )
چکیده

صنعت داروسازی در هر نظام اقتصادی نقش مهمی ایفا می‌کند. این صنعت اگرچه واجد ویژگی‌های اقتصادی خاصی است اما مانند هر بخش اقتصادی دیگری، تولید و توزیع محصولات دارویی، تابع قواعد حقوق رقابت است. مقررات ناظر به رویه‌های ضد رقابتی یک‌جانبه مانند قیمت‌گذاری تبعیض‌آمیز، قیمت‌گذاری تهاجمی، سوءاستفاده از موقعیت مسلط، احتکار و استنکاف از معامله در کنار رویه‌های ضد رقابتی جمعی مانند تبانی، قواعد مهمی از حقوق رقابت هستند که در صنعت داروسازی نیز قابلیت اعمال دارند.

اگرچه وجود قوانین و مقررات رقابتی برای فعالیت در صنعت داروسازی ضروری است اما رعایت اخلاق داروسازی می‌تواند از ارتکاب رویه‌های ضد رقابتی جلوگیری نموده و به‌عنوان عامل بازدارنده نقش مؤثری داشته باشد. این مقاله ضمن بررسی اعمال قواعد حقوق رقابت در صنعت داروسازی، رفتارهای ضد رقابتی در این صنعت را معرفی می‌کند. بررسی نقش شورای رقابت در نظارت بر صنعت داروسازی و نقش اخلاق حرفه‌ای در ممانعت از نقض حقوق رقابت در این حوزه ازجمله مواردی است که در این مقاله بر آن‌ها تمرکز شده است.


زهرا رفیعی، علیرضا بی باک، سمیه حسینی، فرزان عضدی، فائزه جهان‌پور‌،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده

اخلاق حرفه­ای، مقوله­ای چالش­‌برانگیز در حرفه­ی پرستاری است. از آن­جا که پرستاران بزرگ­ترین گروه ارائه‌کننده­ی خدمت در سیستم درمانی هستند و تأثیر به‌سزایی بر کیفیت مراقبت بهداشتی- درمانی دارند، رعایت معیارهای اخلاق در عملکرد پرستاری از سایر موارد مراقبت حساس‌تر و مهم‌تر می‌باشد. مطالعه­ی حاضر با هدف تعیین میزان رعایت اخلاق حرفه­ای در عملکرد پرستاری از دیدگاه بیماران بستری در بیمارستان‌­های آموزشی بوشهر در سال 1394  صورت پذیرفت. پژوهش حاضر یک مطالعه­ی توصیفی–   تحلیلی از نوع مقطعی بر روی 208 نفر از بیماران بستری در بیمارستان‌های آموزشی شهر بوشهر است که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده بودند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ای شامل ویژگی‌های جمعیت­شناختی و سؤالات مربوط به اخلاق حرفه‌ای بود. اعتبار و اعتماد علمی ابزار گردآوری داده‌‌ها مورد تأیید قرار گرفته بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با آزمون‌های توصیفی، آزمون T– test و ANOVA و ضریب همبستگی Pearson، توسط نرم­افزار SPSS نسخه‌ی 18 انجام شد. نتایج نشان داد که بیماران، وضعیت عملکرد رعایت اخلاق حرفه‌ای پرستاران را 6/94 درصد، در حد خوب و 4/4درصد، متوسط و 1 درصد، ضعیف ارزیابی نمودند. ارتباط معنی‌داری بین متغیرهای مستقل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، بخش بستری و سابقه‌ی بستری با رعایت اخلاق حرفه‌ای دیده نشد. این بررسی نشان داد که از نظر بیماران، رعایت اخلاق حرفه‌ای در حد خوبی توسط پرستاران انجام شده است و بیماران نسبت به رعایت اخلاق حرفه‌ای نظر مساعد و رضایت­بخش داشتند. تداوم آموزش‌ها و هم‌چنین، انجام پژوهش‌های دیگر با حجم نمونه‌های بیش‌تر در این حیطه، جهت ارتقای کیفیت رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای پیشنهاد می‌شود.


منصوره اشقلی فراهانی، تهمینه صالحی، زهرا عرب عامری، فاطمه حاجی بابایی، آغا فاطمه حسینی، فاطمه غفاری،
دوره 9، شماره 4 - ( آبان ماه 1395 )
چکیده

همدلی، شرطی ضروری برای مراقبت‌ پرستاری موثر است. یک رابطه همدلانه بین پرستار و بیمار به نتایج مثبت درمانی منتهی می¬شود و در محیط¬های آموزشی و درمانی موجب افزایش سازگاری دانشجویان پرستاری شده و حساسیت اخلاقی آنان را تحت تاثیر قرار می¬دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین همدلی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با مشخصات دموگرافیک آن¬ها در سال 1393-1392 انجام شد. مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بود که در آن به روش تصادفی طبقه‌ای، 320 دانشجوی سال اول تا چهارم مقطع کارشناسی پرستاری شرکت کردند. داده¬ها با استفاده از پرسشنامه همدلی جفرسون ویژه دانشجویان پرستاری جمع-آوری شدند و سپس با استفاده از نرم¬افزار SPSS نسخه 18، آزمون¬های آماری تی¬تست مستقل، آنالیز واریانس یک¬طرفه و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. میانگین نمره همدلی دانشجویان 11±103 بود و با افزایش سال ‌تحصیلی، نمره همدلی نیز افزایش ‌یافت. ارتباط معنی¬دار آماری بین جنس و همدلی وجود داشت و دانشجویانی که دوره ارتباط موثر را نگذرانده بودند، نمره همدلی بیشتری کسب کردند. به علاوه، با افزایش سن، نمره همدلی افزایش یافت و دانشجویان ‌مجرد و ‌شاغل، نمره‌ همدلی بالاتری نسبت به دانشجویان متاهل و غیر شاغل به دست آوردند. ارتباط معنی¬داری بین نمره همدلی با علاقه مندی به رشته پرستاری، محل سکونت و معدل دانشجویان به دست نیامد. از آن جایی که ضعف ارتباطات بین فردی و پایین بودن احساس همدلی از موانع حساسیت اخلاقی است، تقویت همدلی از طریق آموزش می تواند به ارتقای اخلاق حرفه ای در دانشجویان پرستاری منجر شود. با توجه به ارتباط همدلی با سنوات تحصیلی دانشجویان در مطالعه حاضر، پیشنهاد می شود دانشکده ها از ترم های اول، دانشجویان را با اهمیت همدلی و چگونگی به کارگیری این مهارت در مراقبت از مددجویان آشنا سازند. همچنین در آموزش دانشجویان مذکر، به تقویت همدلی آنان با مددجویان توجه بیشتری صورت پذیرد.


سیدعبدالرحیم حسینی، محمد جعفر صادق پور، نقی آقازاده،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده

فقیهان امامیه از آغاز تا کنون در کتب خویش به مسئولیت پزشکان توجه داشته اند. ایشان صور مختلفی در خصوص این مسأله مطرح کرده  و در بیشتر موارد حکم به ثبوت ضمان نموده اند. اما در خصوص حالتی که پزشکی ماهر، مباشرتاً به معالجه بیماری می‌پردازد و بدون اینکه مرتکب تقصیری شود، تلف یا نقص عضو حاصل می آید، بر یک رأی نیستند. برخی در صورت مأذون بودن پزشک از سوی بیمار یا ولی او به عدم تحقق ضمان فتوا داده اند و بسیاری نیز معتقد به ضمانت پزشک چه در صورت اخذ اذن و چه درصورت عدم اخذ آن میباشند. بدیهی است که این دو دیدگاه، در گستره¬ی دانش فقه مفهوم می یابند، اما به‌نظر میرسد که در حوزه اخلاق بحث های پیرامون آن همچنان ضروری است. در بررسی این اختلافات و برای صحت قضاوت در خصوص آنها، بایستی لزوماً به سیر کلی سامان یافتن این دو نظریه در طول تاریخ فقه شیعه عنایت داشت. از همین رهگذر و با تکیه بر سیر تطوری فقه امامیه در قبال مسئولیت پزشک، این نتیجه حاصل می آید که قانونگذار در ماده ی 495 قانون مجازات اسلامی مصوب 92، با تأثیرپذیری از هر دو دیدگاه فوق الذکر، در صدد برآمده تا علاوه بر گزینش نظریه ی غیرمشهور عدم تحقق ضمان، با دیدگاه مشهور نیز همراه گردد که موجب شده موضعی بینابین در این زمینه اختیار نماید و بدینوسیله زمینه ی ابتلای ماده مذکور به ابهام و تهافت را فراهم آورد.  


سیده افروز حسینی، فریده الهی‌منش، نمامعلی آزادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

رضایت بیماران از مراکز درمانی، یکی از شاخص‌های مهم کیفیت مراقبت و ارائه‌ی خدمات درمانی است. توجه به سطح رضایت مراجعان، در برنامه‌ریزی‌های مدیریتی در نظام‌‌های خدمات سلامتی، نقشی مؤثر ایفا می‌کند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائه‌شده در بیمارستان شهیدبهشتی شهرستان قروه، در سال ۱۳۹۴ بود. این پژوهش از نوع مقطعی: توصیفیتحلیلی بود. جامعه‌ی آماری ۳۸۴ بیمار بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، در یک مرحله، از بخش‌های مختلف بیمارستان انتخاب شدند. رضایت بیماران، به کمک پرسش‌نامه که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، بررسی شد. اطلاعات به‌دست‌آمده، با نرم‌افزار آماری SPSS20 و t-test تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین رضایت بیماران، از بین بخش‌ها، مربوط به بخش اورژانس و کمترین میزان رضایت، مربوط به بخش آی‌سی‌یو بود. رضایت کلی از خدمات بهداشتی‌درمانی بیمارستان شهیدبهشتی قروه ۷۲ درصد بود. در این مطالعه، میزان رضایت با محل زندگی، رابطه‌ی معنی‌دار داشت؛ ولی درباره‌ی دیگر عوامل اثرگذار بر انتظارات بیماران، رابطه‌ی معنی‌دار مشاهده نشد. با توجه به پیشرفت‌های چشمگیر نظام سلامت در سال‌های اخیر، رضایت بیماران از سطحی پذیرفتنی برخوردار بوده است؛ البته باید مشکلات و ضعف‌ها در حوزه‌ی خدمات درمانی را نیز در نظر داشت و برای رفع نارضایتی‌ها و بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده تلاش‌ کرد.

احسان علی اکبری بابوکانی، امین امیرحسینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

یکی از مسائلی که امروزه در نظام اخلاقی و فقه امامیه از مسائل مستحدثه به شمار می‌رود، باروری پس از مرگ است که اگر بتوان آن را با استناد به اطلاق و عموم ادله‌ی مشروعیت تلقیح مصنوعی مشروع دانست، آثار بسیاری را به دنبال دارد. این موضوع ازجمله موضوعات اختلافی بین فقها و علمای اخلاق محسوب می‌شود. بدین‌منظور، با بررسی ادلّهی موجود و با رویکردی اخلاقی به موضوع مزبور، می‌توان باروری پس از مرگ را مشروع دانست؛ ازاین‌رو، در مقاله‌ی حاضر با مبنای مشروعیت این باروری، به بررسی آثار آن میپردازیم. هرچند زوایای این روش از منظر علم پزشکی واکاوی شده و با ابهام و ایراد اساسی مواجه نیست، از نقطه‌نظر اخلاقی و فقهی با پیچیدگی‌ها و ابهاماتی روبه‌روست که نیازمند پاسخ‌گویی مناسب با توجّه به مقتضیات فعلی جوامع بشری است؛ لذا موضع مزبور، از حیث کاربردی نیز مقوله‌ای شایان توجه است. طبعاً ازآنجایی‌که علم فقه عهده‌دار برقراری نظم عمومی و سامان‌دادن به مناسبات خصوصی افراد است، پردازش علمی موضوع مذکور ضروری به نظر می‌رسد. در این پژوهش، به تبیین رویکرد اخلاق حسنه و فقه امامیه به آثار باروری پس از مرگ نظیر مالکیت بر گامت بر اساس عنصر رضایت (صریح یا ضمنی)، حضانت (مبتنی بر اصول هم‌بستگی خانوادگی و رعایت مصالح طفل) و وصیت (اعلام رضایت و وصیت تملیکی گامت منجمدشده از سوی صاحب گامت) میپردازیم.
 

فریبا سهیلی، آزاده طاهری، سیمین حسینیان، رقیه نوری پورلیاولی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در پژوهش حاضر، مقایسه‌ای میان‌فرهنگی بین دانشجویان ایران و انگلستان، برای شناسایی تأثیرات احتمالی فرهنگ بر همدلی پزشک با بیمار و بررسی رابطه‌ی‌ میان همدلی و ترتیب تولد در خانواده، صورت گرفت. پژوهش پیش رو از نوع هم‌بستگی و مقایسه‌ای است. جامعه‌ی آماری پژوهش، شامل همه‌ی دانشجویان پزشکی مشغول به تحصیل دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی لندن و شفیلد بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 182 دانشجو، شامل 88 دانشجو از ایران و 94 دانشجو از انگلیس، به پرسش‌نامه‌ی مقیاس همدلی با بیمار، در دانشجویان ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامتی جفرسون و پرسش‌نامه‌ی مشخصات جمعیت‌شناختی محقق‌ساخته پاسخ دادند. برای دستیابی به یافته‌های پژوهش، شاخص‌های توصیفی و استنباطی (T استودنت، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه) به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که همدلی پزشک با بیمار در دانشجویان ایرانی به‌طوری معنادار بالاتر از دانشجویان انگلیسی است (P<0.01)؛ همچنین، میان ترتیب تولد و همدلی پزشک با بیمار، ارتباطی معنادار وجود دارد  .(P<0.05)نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که در متغیر همدلی، مراقبت همدلانه و خود را به ‌جای بیمار نهادن دانشجویان ایرانی، بیشتر از دانشجویان انگلیسی است؛ اما در مؤلفه‌ی اتخاذ دیدگاه، میان دانشجویان دو کشور، تفاوتی دیده نشد. براساس نتایج این پژوهش، می‌توان به اهمیت تفاوت‌های فرهنگی و عوامل خانوادگی، همچون ترتیب تولد بر عوامل شخصیتی، مانند توانایی پزشک در همدلی با بیماران، پی برد.
 

مینا حسینی، حانیه اکبری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

شبکه‌های اجتماعی در جوامع انسانی امروز نقشی پررنگ ایفا می‌کنند. اینستاگرام به‌عنوان یکی از اثرگذارترین شبکه‌ها در کنار کارکردهای دیگر، به محلی برای بازاریابی و تبلیغات بنگاه‌های اقتصادی تبدیل شده است. تبلیغات در اینستاگرام با سایر اشکال تبلیغات متفاوت است. بازارمحوربودن این شبکه، باعث میشود چالشهای اخلاقی و حقوقی بسیاری پیرامون روابط صاحب حرفه و مصرفکنندگان به وجود آید. کالاها (مانند داروها و شبه‌داروها) و خدمات سلامت‌محور (مانند پزشکی، دندان‌پزشکی و داروسازی) با سلامت مصرفکنندگان در ارتباط هستند و هرگونه سهل‌انگاری صاحب حرفه در این خصوص می‌تواند به سلامت جسم و روان بیمار آسیبهای جدی وارد کند.این مقاله با مروری بر منابع کتابخانهای و اینترنتی و بررسی تحول رابطهی صاحب حرفه و مصرف‌کننده، به مطالعهی اخلاق بازاریابی اینستاگرامی و مسألهی سلامت پرداخته و حمایت حقوقی از سلامت مصرف‌کنندگان کالاها و خدمات سلامت‌محور را در اینستاگرام با روشی تحلیلی‌توصیفی مطالعه کرده است. نتایج حاصل از این مقاله نشان میدهد نقض حقوق مصرفکنندگان در اینستاگرام می‌تواند چهار نوع مسئولیت (کیفری، حقوقی، انتظامی و اخلاقی) را برای ناقضان به دنبال داشته باشد و در این خصوص، حمایت قانونگذار و نهادهای مسئول به منظور افزایش کیفیت این حمایت ضروری است.
 

سید عبدالرحیم حسینی، داود زارعیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

شاید مناسب‌ترین ترجمه‌ی ارائه‌شده از اتانازی «قتل ترحم‌آمیز» یا «قتل دلسوزانه» باشد. قتل ترحم‌آمیز با توجه به وجود عناصر محقق جرم، مباشرت در قتل عمد است و رضایت بیمار، تأثیری در ماهیت عمل مجرمانه و مسئولیت کیفری سلب‌کننده‌ی حیات ندارد. یکی ازمسائل مرتبط با قتل ترحم‌آمیز، بررسی حکم ترک فعل از سوی کسی است که تعهد و وظیفه‌ی مراقبت از شخص و نجات او را دارد که با نوع ایجابی قتل ترحم‌آمیز مرتبط است و میان صورت‌ها و شرایط مختلف آن باید تفاوت قائل شد. اطلاق ادله‌ی اولیه‌ی احکام، دلالت بر آن دارد که تکالیف اعم از حرجی و غیرحرجی لازم الاتیان است؛ اما با توجه به قواعد ناظر به نفی عسر و حرج، التزام به همین احکام در موارد و مصادیق حرجی فی‌الجمله منتفی است. مفاد این قواعد شامل تکالیف الزامی در جهت ترک نیز می‌شود. بااین‌حال، به عقیده‌ی فقها، توسعه‌ی کلی ندارد. قتل ترحم‌آمیز با بعضی از فروع فقهی که تحت شرایطی بر جواز خودکشی دلالت دارند تنظیر گردیده و قاعده‌ی تسلیط و احسان را گمان برده‌اند به ضمّ قواعد نفی عسر و حرج، به اثبات فرضیه‌ی جواز این نوع قتل کمک می‌کنند، حال آنکه چنین نیست. در نسبت‌سنجی قواعد عسر و حرج با قاعده‌ی لاضرر و این دو با ادله‌ی حرمت، قتل عمد اثبات می‌گردد که قواعد مذکور، توان حکومت بر ادله‌ی اولیه‌ی حرمت سلب نفس محترمه را ندارند؛ بنابراین قتل ترحم‌آمیز به‌هیچ‌وجه مورد ترخیص نیست.

حسین فصیحی، سیدمحمد حسینی سورکی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

فناوری‌های مربوط به حوزه‌ی پزشکی و ژنتیک، به‌ویژه مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، همانند دیگر فناوری‌های نوظهور، در دهه‌های اخیر رشد و پیشرفتی چشمگیر و برکاتی خیره‌کننده داشته و موجب توفیق‌های بسیاری در حوزه‌ی پیشگیری از ناهنجاری‌ها و درمان بیماری‌ها شده است؛ با این همه و به‌رغم کامیابی ‌برخی تلاش‌ها در زمینه‌ی به‌نژادی و پیشرفت‌های امیدآفرین و شعف‌انگیز در این حوزه، افق‌های مبهم به‌کارگیری مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، به‌ویژه احتمال بهره‌گیری‌های غیرمسئولانه و منفعت‌جویانه از فناوری‌هایی از این دست، دغدغه‌برانگیز و نگران‌کننده بوده است. از همین رو، برخی با تأکید بر ملاحظات اخلاقی ناظر به فناوری‌های زیستی‌پزشکی، به‌ویژه مهندسی ژنتیک، جواز اخلاقی و به‌مصلحت‌‌بودن بهره‌گیری از مهندسی ژنتیک، با هدف به‌نژادی و بهبود نسل و نژاد انسانی را محل تردید و تأمل دانسته‌اند و یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناخوشایند و ناگوار به‌نژادی را نقض عدالت/ عدالت اجتماعی یا تشدید بی‌عدالتی و نابرابری به حساب آورده‌اند. در این پژوهش ضمن اشاره‌ای گذرا به معنا و گونه‌های به‌نژادی و سویه‌های اخلاقی آن، با تبیین و تحلیل ملاحظات اخلاقی به‌نژادی، روشن می‌شود که با اتخاذ تصمیم‌های بخردانه و اندیشیدن برخی تمهیدات می‌توان از بروز نابرابری‌های ناشی از به‌نژادی جلوگیری کرد یا آن‌ها را به حداقل رساند.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb