جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای حقانی

سودابه جولایی، فاطمه حاجی بابایی، حمید پیروی، حمید حقانی،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده

خطاهای دارویی از عوامل تهدیدکننده‌ی امنیت بیماران است که تلاش برای شناسایی و پیشگیری از آن در سال­های اخیر مورد توجه زیادی قرار گرفته است. در طی این سال­ها، عواملی نظیر روند صعودی تولید داروهای متنوع احتمال بروز خطاهای دارویی را افزایش داده است. از سوی دیگر، بیماران بیش از پیش نسبت به حقوق خود آگاه هستند و دعاوی مرتبط با خطاهای دارویی بیش از گذشته در مراجع قانونی مورد رسیدگی قرار می­گیرند. هدف از انجام این مطالعه تعیین وقوع و گزارش خطاهای دارویی پرستاران و ارتباط آن‌ها با شرایط کاری در بیمارستان­های دانشگاه علوم پزشکی ایران بوده است.

این پژوهش، مطالعه­ای توصیفی - تحلیلی بود که بر روی 286 پرستار بخش­های داخلی، جراحی، ارتوپدی، زنان و زایمان کلیه‌ی بیمارستان­های عمومی که به روش نمونه­گیری چند مرحله­ای انتخاب شده بودند، انجام گردید. ابزار جمع­آوری اطلاعات پرسشنامه بود و تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون­های آماری کروسکال والیس و آنالیز واریانس یک­طرفه انجام شد.

میانگین خطاهای دارویی پرستاران در عرض سه ماه 5/19 مورد و میانگین گزارش خطا 3/1 مورد بود. وقوع خطاهای دارویی با شرایط کاری پرستاران از نظر آماری ارتباط معنی­داری داشت (0001/0P < )، ولی این ارتباط بین گزارش خطاها و شرایط کاری وجود نداشت (255/0P < ).

با توجه به ارتباط شرایط کاری با بروز خطاهای دارویی، به نظر می­رسد بررسی و شناخت کامل شرایط کاری پرستاران و تعدیل آن­ زمینه را برای کاهش خطاهای دارویی فراهم آورد. ایجاد سیستم کارآمد گزارش­دهی و ثبت خطا همراه با به حداقل رساندن موانع گزارش­دهی ممکن است موجب کاهش خطاهای دارویی گردد.


سودابه جولایی، حمیدرضا جلیلی، فروغ رفیعی، حمید حقانی،
دوره 4، شماره 4 - ( تیر ماه 1390 )
چکیده

پرستاران هر روزه در محیط کاری خود با انواع گوناگونی از تنش­های روحی روبه‌رو هستند. یکی از عوامل مؤثر بر تنش اخلاقی تجربه شده توسط پرستاران فضای اخلاقی حاکم بر محیط­های بالینی می­باشد. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین ارتباط میان تنش اخلاقی و فضای اخلاقی محیط کار پرستاران انجام گرفت.
مطالعه‌ی حاضر مقطعی از نوع همبستگی است که در آن 210 نفر از پرستاران شاغل در بخش‌های منتخب مراکز آموزشی - درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1388 انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌ی مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه‌ی تنش اخلاقی Corely و فضای اخلاقی Olson بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه‌ی 14 انجام گرفت.
یافته‌ها نشان داد که پرستاران مورد مطالعه‌ شدت متوسطی از تنش را تحمل می‌کردند، در حالی که فراوانی رویارویی با تنش‌ها از دید آن‌ها بالا نبوده است. بین تنش اخلاقی پرستاران مورد مطالعه و ارزیابی آن‌ها از فضای اخلاقی محیط کار ارتباط معنی‌داری وجود نداشت و از عوامل پنج‌گانه‌ی فضای اخلاقی فقط عامل مدیران (P≤0/04)  با فراوانی تنش و عامل بیماران P=0/001) ( با فراوانی و شدت تنش ارتباط معنی‌دار و معکوسی داشت.
نتایج این پژوهش گویای نیاز به توجه بیش‌تر مسئولان به مراکز آموزشی - درمانی جهت تهیه استراتژی‌های گوناگون برای اخلاقی‌تر کردن فضا‌های کاری می‌باشد تا پرستاران در محیط‌هایی به دور از تنش و با آرامش به ارائه‌ی خدمات مراقبتی به بیماران بپردازند.


مرجان مردانی حموله، معصومه ایرانشاهی، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده

در ادبیات پرستاری، پریشانی اخلاقی به‌عنوان یک مشکل اساسی شناخته شده است که پرستاران در کلیه‌ی سیستم­های مراقبتی با آن رو ­به ­رو هستند. پریشانی اخلاقی، یک­پارچگی حرفه­ی پرستاری و در نهایت کیفیت مراقبت از بیمار را تهدید می‌کند. هدف مطالعه‌ی حاضر، تعیین سطوح پریشانی اخلاقی کارکنان پرستاری شاغل در بیمارستان­های شهر ملایر بود. در این مطالعه­ی توصیفی- مقطعی، 195 نفر از کارکنان پرستاری شاغل در بیمارستان­های شهر ملایر در سال 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات به‌وسیله‌ی پرسشنامه‌ی استاندارد پریشانی اخلاقی گردآوری شدند. تحلیل داده­ها به‌وسیله‌ی آمار توصیفی و استنباطی (آزمون‌های Ch-square و Independent t-test) و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 18 انجام شد. یافته­ها نشان داد که 88 نفر (1/45%) از کارکنان پرستاری دارای پریشانی اخلاقی در سطح متوسط بودند و در درجات بعدی، سطوح پریشانی اخلاقی آنان در حد بالا (62نفر، 8/31%) و پایین (45 نفر، 1/23%) بودند. مهم­ترین عوامل ایجادکننده­­ی پریشانی اخلاقی برای کارکنان پرستاری شامل مراقبت و درمان غیر استاندارد به دلیل کمبود درمان­گر و مراقبت­دهنده (21/0±6/6)، اجرای دستورات پزشک برای آزمایش­ها، درمان­ها و مراقبت­های غیرضروری (12/0±6) و انجام هر اقدامی بدون شایستگی حرفه­ای انجام آن (22/0±9/5) بودند. هم­چنین، از میان مشخصات جمعیت­شناختی، بین تجربه­­ی پریشانی اخلاقی در کارکنان پرستاری با جنس (001/0P=)، بخش محل خدمت (01/0P=) و سابقه‌ی کار (001/0P=) آنان، ارتباط معنی‌دار آماری دیده شد. نتایج به­دست آمده از این مطالعه، گویای آن است که توجه به مقوله­ی پریشانی اخلاقی برای کارکنان پرستاری بسیار مهم است که این امر باید توسط متولیان حرفه­ی پرستاری، مدیران خدمات پرستاری و اساتید این رشته مدنظر قرار گیرد


شهریار درگاهی، مجتبی حقانی زمیدانی، حسین قمری کیوی، مصطفی قلاوند،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

رعایت اصول اخلاقی، بخشی از وظایف شغلی پرستاران محسوب می‌شود و برای اینکه مهارت‌های خود را براساس اصول اخلاقی حرفه‌ای ارائه کنند باید از اهمیت این موضوع در هنگام ارائه‌ی مراقبت‌های پرستاری آگاه باشند؛ ازاین‌رو نگارندگان پژوهش حاضر رابطه‌ی تعارض کار- خانواده و اخلاق کاری با نقش واسطه‌ای استرس شغلی را در پرستاران بررسی کرده‌اند. طرح این پژوهش، طرح مقطعی‌توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه‌ی نمونه‌ی پژوهش شامل تمام پرستاران زن و مرد شاغل در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های شهرستان گچساران در سال ۱۳۹۵و۱۳۹۶ بوده است. برای انتخاب گروه نمونه از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد که در مجموع ۱۵۰ پرستار به‌عنوان نمونه‌ی تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات نیز از پرسش‌نامه‌ی تعارض کار– خانواده، کارلسون و همکاران، پرسش‌نامه‌ی استاندارد اخلاق کاری گریگوری، سی. پتی و مقیاس تجدیدنظرشده‌ی استرس پرستاری فرنچ و همکاران استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد بین استرس شغلی با اخلاق کاری رابطه‌ی منفی و معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین، بین تعارض کار- خانواده با اخلاق کاری نیز رابطه‌ی منفی و معناداری برقرار است (05/0>P). به‌علاوه، بنابر نتایج پژوهش حاضر، متغیر استرس شغلی بین تعارض کار- خانواده و اخلاق کاری پرستاران نقش واسطه‌ای ایفا می‌کند. تعارض بین وظایف مربوط به خانواده و محیط کار می‌تواند بر عملکرد پرستاران اثرگذار باشد. با توجه به اینکه تعامل متقابل میان مسائل خانواده و کار و همچنین استرس شغلی پیش‌بینی‌کننده‌ی اخلاق کاری پرستاران است، با دادن آموزش‌هایی درباره‌ی مدیریت و بهبود کیفیت زناشویی و خانوادگی پرستاران و با آموزش مدیریت استرس به آنان، می‌توان پایبندی به اخلاق کاری را در آنان افزایش داد.
 
طلیعه خلیفی، نعیمه سیدفاطمی، مرجان مردانی‌حموله، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

سلامت معنوی، سبب رسیدن به کمال در زندگی می‌شود. وقتی سلامت معنوی به خطر افتد، فرد احساس می‌کند معنای زندگی‌اش را از دست‌ داده است. در حرفه‌ی پرستاری، خدمات مراقبتی و سلامت معنوی به یکدیگر مرتبط‌اند؛ بنابراین، ضروری است برای ارائه‌ی خدمات بهتر به بیماران، سلامت معنوی پرستاران ارتقا یابد. هدف تحقیق حاضر، تعیین تأثیر آموزش معنویت بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه‌ی نیمه‌تجربی، با مشارکت 76 دانشجوی کارشناسی پرستاری، در تهران، انجام شد. نمونه‌ها به‌ شیوه‌ی تصادفی ساده، انتخاب و با روش تخصیص تصادفی، به دو گروه ۳۸نفره‌ی آزمون و کنترل، تقسیم شدند. مداخله برای گروه آزمون، طی چهار هفته، هر هفته یک جلسه‌ی شصت‌دقیقه‌ای، انجام شد. گروه کنترل، مداخله‌ای دریافت نکرد. چهار هفته پس از مداخله، از هر دو گروه، پس‌آزمون گرفته شد و محتوای ارائه‌شده به گروه آزمون، به گروه کنترل نیز، داده شد. پرسش‌نامه‌ی تحقیق، مقیاس سلامت معنوی / پالوتزیان و الیسون بود. در تحلیل داده‌ها، آزمون تی مستقل، اختلافی معنادار را قبل از مداخله در نمره‌ی سلامت معنوی دو گروه، نشان نداد (0/62 P= و0/49- t=). در مرحله‌ی پس‌آزمون، میانگین نمره‌ی یادشده در گروه آزمون، در مقایسه با گروه کنترل، افزایش داشت (0/03 P<و 2/14-t= ). پس از مداخله، آزمون تی زوجی، بیانگر افزایشی معنادار در نمره‌ی سلامت معنوی دانشجویان گروه آزمون، بود (0/001 P< و 4/39- t=)؛ اما اختلافی در دانشجویان گروه کنترل در مراحل پیش و پس ‌آزمون، دیده نشد (0/79 P= و 0/25- t=). آموزش معنویت، بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری مؤثر بود؛ پیشنهاد می‌شود به آموزش معنویت به‌عنوان یکی از راهکارهای ارتقای سلامت معنوی دانشجویان توجه شود.

مرجان مردانی حموله، معصومه احمدی، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

همدلی، یکی از پیش‌شرط‌های اساسی پرستاری برای مراقبت مؤثر از بیمار است. از طرفی، معنویت نیز یک جزء مهم در روابط پرستار و بیمار به شمار می‌آید. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط همدلی با نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری بود. در این مطالعه‌ی توصیفی و همبستگی، نمونه‌ها ۲۷۲ نفر از دانشجویان پرستاری در سه دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران بودند که در سال ۱۳۹۶ به روش نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از فرم مشخصات جمعیت‌شناختی و ابزارهای روا و پایاشده‌ی همدلی و نگرش معنوی گردآوری، سپس با بهره‌گیری از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و آزمون آنالیز واریانس) تحلیل شدند. میانگین نمره‌ی همدلی دانشجویان 982/106±65/14 بود که از میانه‌ی‌ نمره‌ی ابزار (۶۰)، بالاتر بود. همچنین، میانگین نمره‌ی نگرش معنوی آنان 79/115± 8/15 بود که از میانه‌ی‌ نمره‌ی ابزار (۸۶)، بیشتر گزارش شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، بین همدلی و نگرش معنوی، همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد (۰/۰01 ,p=۲۶۵ /۰r=). افزون‌براین، در میان مشخصات فردی، بین همدلی با جنس، سال تحصیلی، معدل، علاقه به رشته و وضعیت اشتغال، ارتباط معنادار وجود داشت (۰/05p<)؛ به‌علاوه، بین نگرش معنوی با علاقه به رشته و وضعیت اشتغال نیز ارتباط معنادار به دست آمد (۰/05p<). نتایج پژوهش نیز، از این فرضیه که میان همدلی و نگرش معنوی ارتباط وجود دارد، حمایت می‌کند. ازآنجاکه بین همدلی و نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری ارتباط معنادار وجود داشت، به نظر می‌رسد با ارتقای نگرش معنوی دانشجویان پرستاری، همدلی آنان نیز افزایش می‌یابد.
 

هما صادقی اول شهر، کوثر علیزاده، لیلا امینی، شیما حقانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

برقراری ارتباط مؤثر با بیمار، علاوه بر اینکه جزئی مهم از حرفهایگرایی و رفتار حرفهای محسوب میشود و جلب اعتماد بیشتر جامعه به حِرَف سلامت را در پی دارد، تأثیری بسزا در دستیابی به اهداف مراقبتی و درمانی نیز خواهد داشت. نظر به اهمیت تأکید بر روش‌های فعال و دانشجومحور در یادگیری و اهمیت بازاندیشی در آموزش، مطالعه‌ی حاضر با هدف ارزیابی اثر بازاندیشی هدایتشده بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی نیمهتجربی یکگروهی همراه با پیشآزمون و پسآزمون و محیط پژوهش دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. پنجاه دانشجوی سالهای دوم تا چهارم کارشناسی مامایی و پرستاری، بهشکل داوطلبی و بر اساس فراخوان در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامه‌ی مشخصات فردی و پرسشنامه‌ی مهارتهای ارتباط با بیمار جواهر و همکاران بود. مداخله شامل برگزاری چهار جلسه کلاس آموزشی با رویکرد تعاملی نوددقیقهای (هفتهای یک بار)، بهصورت آنلاین و در بستر گوگلمیت بود. دو جلسه‌ی اول به آموزش مؤلفههای حرفهگرایی با تأکید بر مهارتهای ارتباط با بیمار و آموزش و تمرین بازاندیشی و دو جلسه‌ی بعد به ارائه‌ی سناریو و پخش فیلم و ارائه‌ی فرصتهایی برای بازاندیشی و بهاشتراکگذاری تجارب دانشجویان و جمعبندی اختصاص یافت. دادههای حاصل از مطالعه، پس از ورود به نرمافزار SPSS نسخه‌ی ۲۴ با استفاده از تستهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد، نمره‌ی مربوط به مهارت‌های ارتباطی بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه بعد، نسبت به قبل از مداخله، تغییری مثبت داشته؛ ولی این تغییر معنادار نبوده است. نتایج تحلیل‌های آماری درباره‌ی حیطههای مهارتهای ارتباطی نشان داد، حیطه‌ی شروع آگاهانه قبل از آموزش بهطور معناداری پایینتر از بلافاصله پس از آموزش (0/005 = P) و یک ماه بعد از‌آن (0/011 = P) بود و در حیطه‌ی پذیرش غیرمشروط مددجو، مقایسه‌ی دو به دو نشان داد، مهارتهای ارتباطی در این حیطه قبل از مداخله بهطور معناداری، کمتر از یک ماه بعد بود (0/02 =P). با توجه به یافته‌های این پژوهش، برای اظهارنظر درباره‌ی تأثیر بازاندیشی هدایت‌شده در ارتقاء مهارت‌های ارتباطی دانشجویان پرستاری و مامایی، کماکان به پژوهش‌های بیشتری نیاز است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb