26 نتیجه برای حیدری
مرجان مردانی حموله، هایده حیدری،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده
در عدالت سازمانی مطرح میشود که باید با چه شیوههایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند بهصورت عادلانه با آنها رفتار شده است و شامل حیطههای عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی است. رفتار مدنی سازمانی نیز رفتاری است که به قصد کمک به همکاران یا سازمان بهوسیلهی یک فرد انجام میگیرد. لذا با توجه به اهمیت این دو متغیر، هدف این پژوهش تعیین رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در کارکنان بیمارستان میباشد.
این مطالعه از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعهی پژوهش شامل کلیهی کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان و نمونهی تحقیق شامل 180 نفر از این کارکنان میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال 1387 انتخاب شدهاند. اطلاعات از طریق پرسشنامههای روا و پایا شدهی عدالت سازمانی و رفتار مدنی سازمانی جمعآوری شده و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها نشان دادند که عدالت سازمانی و اجزای آن با رفتار مدنی سازمانی و اجزای آن همبستگی مثبت معنیدار دارد و فرضیهی پژوهش مورد پذیرش قرار گرفت. لذا از آنجا که رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در این پژوهش به خوبی مشخص شده است، کاربرد عدالت سازمانی و نحوهی بهکارگیری آن، جهت افزایش رفتار مدنی سازمانی کارکنان، الزامی است.
آرزو ابن احمدی، نسترن حیدری،
دوره 3، شماره 2 - ( فروردین ماه 1389 )
چکیده
در طی 50 سال اخیر نقش ارتباطات در ارائهی خدمات سلامت بهطور جدی مورد بحث قرار گرفته است و کسب مهارتهای ارتباطی صحیح بین پزشک و بیمار نقش بهسزایی در ارائهی سلامت و احقاق حقوق اخلاقی و قانونی بیمار دارد. هدف اصلی این مقاله مروری بر مطالعات و شواهد موجود جهت تسهیل انتقال اخبار ناگوار است بهنوعی که بتوان در نهایت راهکاری مناسب در این راستا ارائه داد.
منابع برای این مطالعهی مروری از طریق جستوجو در سایتهای ScienceDirect, Ovid, Springer, Scopus, ProQuest,
Pub Med, Google scholar و بهکار بردن کلمات کلیدی «اخبار ناگوار»، «ارتباطات» و «راهکار» با محدود کردن به مقالات و دستورالعملهای انگلیسی چاپ شده از سال 1961 تهیه گردید.
تمام مقالات چاپ شده توصیفی و تحلیلی اعم از مشاهدهای و مداخلهای تجربی، نیمهتجربی و غیرتجربی که بهنحوی از انحاء با انتقال اخبار ناگوار در ارتباط بودند وارد مطالعه گردید؛ بدین صورت که آخرین و معتبرترین راهکارها و توصیهها بررسی، تقسیمبندی، جمعبندی و در نهایت بهترین توصیهها در تسهیل انتقال اخبار ناگوار ارائه گردید.
گرچه بسیاری از مقالات در عنوان خود اطلاعاتی در خصوص انتقال اخبار ناگوار داشته و بحثهای زیادی در انتقال این اخبار را ارائه دادهاند، اما سعی گردید موارد تکراری و مشترک در مدلهای مختلف را شناسایی و در نهایت توصیههای مشترک را بهعنوان راهکاری مناسب در تسهیل انتقال اخبار ناگوار ارائه دهیم. پیشنهاد میگردد که تحقیقات مداخلهای بیشتری در این راستا انجام پذیرد تا بهصورت مؤثرتری به بررسی مداخلات در رویکردهای تعاملی ارتباط پزشکان با بیماران در هنگام انتقال اخبار ناگوار بپردازد.
سید حسن عادلی، اکرم حیدری،
دوره 3، شماره 4 - ( مهرماه 1389 )
چکیده
اکرم حیدری، فریبا اصغری، سید حسن عادلی،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
یکی از رسالتهای کمیتههای اخلاق در پژوهش دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، محافظت آزمودنیهای انسانی از خطرات ناشی از انجام تحقیقات است. به منظور اطمینان از رعایت اصول اخلاقی در طول انجام پروژه، نظارت مداوم امری ضروری است. این امر در بسیاری از کشورها با دقت فراوان انجام میگیرد، ولی متأسفانه در ایران بسیاری از کمیتههای اخلاق آن چنان که باید، به این مهم نپرداخته و غیر از بررسی اولیه پروتکل-ها و ارائهی گزارشات دورهای توسط محقق، مکانیسم فعالی را جهت انجام این مسؤولیت بهکار نمیگیرند. در این مقاله نویسندگان در مدلی که جهت پایش انواع طرحهای پژوهشی اعم از کمی و کیفی که بر روی نمونههای انسانی اجرا میشود ارائه مینمایند، ابتدا مسؤولیتهای کمیته و محقق را تبیین نموده، سپس بهنحوهی انجام پایش، به دو صورت بررسی در جلسات کمیته و پایش سریع میپردازند. تعیین نوع و سطح پایش در خصوص پروژههای تحقیقاتی با در نظر گرفتن میزان خطری که متوجه آزمودنیها میگردد، صورت میگیرد.
محمدرضا حیدری، منیره انوشه، تقی آزادارمکی، عیسی محمدی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده
مرحلهی احتضار بیماران جزء رویدادهای دردناک و از دشوارترین تجارب برای پرستاران بهحساب میآید. مراقبت از بیماران محتضر با رعایت موازین فرهنگی او و خانواده، یکی از وظایف حرفهای پرستاران است و شناخت و تبیین تجارب روزمرهی پرستاران در مراقبت فرهنگی از بیماران محتضر در تعیین و تعریف استانداردهای مراقبتی مربوطه کمککننده و مفید خواهد بود. بهدلیل کمبود چنین مطالعاتی این پژوهش با هدف تبیین تجارب پرستاران در مراقبت فرهنگی از بیماران محتضر صورت گرفت.
پژوهش حاضر مطالعهای کیفی با روش تحلیل محتوا است. 18 پرستار بالینی شاغل در بیمارستانهای آموزشی تهران در سال 89-1388، به روش نمونهگیری هدفمند در مطالعه شرکت و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند چهره به چهره جمعآوری گردید. محتوای مصاحبهها نسخهبرداری و با روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها در دو درونمایهی مواجههی فرهنگی و مهارت فرهنگی دستهبندی شدند. درونمایهی مواجههی فرهنگی دارای دو درونمایهی فرعی درک حضور خانواده و درک فرهنگ سوگواری است. درونمایهی مهارت فرهنگی دارای 3 درونمایهی فرعی زمینهسازی برای اطلاع دادن، تسهیل مواجهه با مرگ و تسلی به خانواده است.
با توجه به یافتههای این مطالعه، لازم است پرستاران از موازین فرهنگی بیمار محتضر و خانوادهی او اطلاع و نسبت به آن حساسیت داشته باشند تا بتوانند انتظارات آنان را بهنحو احترامآمیزی برآورده کنند که این خود گام مهمی در اصلاح و ارتقاء عملکرد پرستاران و توسعهی حرفهای میباشد.
زهرا سادات منظری، عیسی محمدی، عباس حیدری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، محمدجعفر مدبر عزیزی، ابراهیم خالقی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده
هدف از این مطالعه کشف و بررسی درک و معنای مرگ مغزی در خانوادهی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو هنگام مواجهه و اطلاع از تشخیص مرگ مغزی بیمارشان میباشد.
این تحقیق مطالعهای کیفی با رویکرد تحلیل محتوی است. فرایند جمعآوری دادهها مشتمل بر 38 مصاحبهی بدون ساختار و عمیق با 26 خانوادهی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو همراه با یادداشتهای عرصه است. نمونهگیری بهصورت هدفمند از تیرماه 1387 آغاز و تا مرحلهی اشباع - آذر 1389- ادامه یافت. تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گرفت.
تحلیل دادهها منجر به استخراج 17طبقه و 4 درونمایه شد که بیانگر تجارب و درک خانواده از مفهوم مرگ مغزی هنگام اطلاع از تشخیص آن است و شامل: تضاد و کشمکش درونی، پردهی درون بر واقعیت بیرون، حس فقدان و سوگ قریبالوقوع، تسلیم و پذیرش است.
یافتهها نشان میدهد مواجه شدن با تشخیص مرگ مغزی برای خانواده بهمعنی وارد شدن در فضایی پر از چالش، تضاد و ابهام میباشد که با بروز عواطف غمافزای سوگ و بعضا واکنشهای روانشناختی دفاعی نیز پیچیدهتر میشود. توصیه میشود دستاندرکاران درخواست اهدای عضو ابتدا فضا و زمینهی لازم برای درک و پذیرش واقعیت مرگ مغزی را برای خانواده فراهم ساخته و سپس با درنظر گرفتن تجربه و برداشتهای خانواده از این موقعیت پیچیده و توجه به حل تعارضات و ابهامات درونی آنها، به درخواست اهدای عضو بپردازند.
احترام ابراهیمی، مرجان مردانی حموله، هایده حیدری، محمد محبوبی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
یکی از مهمترین شرایط برای عملکرد مؤثر سازمانها، فراهم بودن عامل انسانی است. در این میان، حمایت اجتماعی یک عامل روانشناختی مهم در محیط کار میباشد که بر عملکرد نیروی انسانی تاثیرگذار است. لذا این مطالعه با هدف تعیین حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی در میان کارکنان بیمارستان انجام شد. در این مطالعهی مقطعی، 120 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان به روش نمونهگیری در دسترس جهت بررسی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای مشخصات فردی و حمایت اجتماعی که محقق ساخته بود، انجام شد. روایی ابزار با استفاده از روایی محتوا و پایایی آن با روش بازآزمایی اخذ شدند و در نهایت دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون مجذورکای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد، حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی از سوی همکاران با میانگین نمرهی 9/0 ± 34/3 بیشتر از حمایت اجتماعی درک شده در همین بعد از سوی مدیران با میانگین نمره 88/0± 58/2 بوده است. همچنین، بین حمایت اجتماعی در بعد پشتیبانی عاطفی با مشخصات فردی مثل سن و سابقهی کار مطابق آزمون Chi-square دو رابطهی معنیدار آماری وجود داشت (P<0/05). با توجه به آنکه حمایت اجتماعی از کارکنان بیمارستان برای عملکرد مؤثر سازمانی الزامی است، مدیران بیمارستانها میتوانند از طریق تحکیم روابط خود با کارکنان بر افزایش کارایی آنها مؤثر باشند.
علی احسان حیدری، حسین کشاورز، محمد نوری سپهر،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده
از زمان شکلگیری علم پزشکی، اخلاق جزیی لاینفک از آن بهشمار میآمده است؛ ازاینرو انتظار میرود ابنسینا پزشک سرآمد و مؤلف کتاب
قانون در طب با اخلاق پزشکی مأنوس بوده و در این عرصه، مبانی و اصول اخلاقی را مطرح کرده باشد. به منظور دستیابی به اطلاعات لازم در خصوص مبانی اخلاق پزشکی در کتاب قانون در طب این موضوع، در سه محور عملکرد پزشکی ابنسینا، پژوهشها و نگرش فلسفی وی به اسلام و اصول اخلاقی آن مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات این مقاله از جستوجوی جلدهای مختلف کتاب قانون و کتب و مقالات گوناگون نگاشتهشده در زمینهی اخلاق در پزشکی و ابنسینا بهدست آمده است. در این کتاب ابن سینا اولین شرط لازم برای طبابت را آگاهی و تسلط پزشک برعلم طب و بخشهای مختلف آن، اعم از تشخیص، درمان، پیشآگهی، پیشگیری و توانبخشی بیان کرده است تا از این طریق، آسیب و ضرری به بیمار نرسد. از نکات اخلاقی دیگر که در تألیف کتاب قانون مشهود است، استفاده از منابع علمی و اطلاعات موثق مختلف با ذکر منابع است. از سوی دیگر، این طبیب با اعتقاد قلبی به موازین اخلاقی و شرعی اسلام، در قبال حکیم مطلق و بندگان وی از جمله بیماران، احساس تعهد و مسؤولیت میکرده است. علیرغم عدم اختصاص بخشی از کتاب
قانون به اخلاق پزشکی، متن و محتوای آن، سرشار از توصیههای اخلاقی و مطالبی است که انسان را محور اصلی فعالیتهای پزشکی قرار داده است.
سیده فاطمه موسوی نیا، حجت صفار حیدری،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
در دین مبین اسلام تربیت بر تعلیم ارجحیت دارد و بنابراین، مبحث اخلاق در آموزش بسیار حائز اهمیت است. و از طرفی دیگر از این منظر وجود اسوه و الگو در تمامی حوزههای زندگی انسان نقش محوری را ایفا میکند، بالاخص درحوزهی اخلاق و آموزش که از ارکان اصلی در جهت دهی صحیح تربیتی محسوب میشود و نیاز به الگوهای عملی دراین زمینه غیر قابل انکار است.
در تربیت اسلامی نقش و رسالت معلم منحصر به فرد است و سفارشات اکیدی در خصوص ویژگیهای اخلاقی، اهمیت جایگاه و نقش و خطیر بودن وظیفهای که بر عهده دارد شده است و احادیث و روایات و نظریات فراوانی در این باب وجود دارد. از همین رو، در آیات و روایات و همچنین در دیدگاه اندیشمندان اسلامی نقش معلم بهعنوان الگوی اخلاق در امر آموزش مطرح شده و جایگاه ویژهای دارد. در نهادهای آموزشی نقشهای فراوانی وجود دارد و افراد زیادی دستاندرکار در تعلیم و تربیت هستند اما در این میان نقش معلم جلوهای خاص دارد و این بهدلیل ارتباط نزدیک و رودررویی است که معلم در جریان آموزش با شاگردان برقرار میسازد.
معلم تنها یک آموزگار برای انتقال معلومات علمی و دانش نیست بلکه الگویی بانفوذ است که نمیتواند نسبت به اصول اخلاقی خویش بیتفاوت باشد، چون محدودهی اخلاقیاتش فراتر از خود اوست و در واقع اخلاق و عمل معلم در جریان آموزش به مراتب بیشتر از سخن و کلامش بر شاگردان اثر خواهد داشت. از همین رو، در بسیاری از موارد شاگردان در شخصیتپذیری خود نقش معلم را بسیار مؤثر میدانند.
اینجاست که الگوسازی از معلم در درون شاگرد اتفاق میافتد و شاگرد او را سرلوحهی خویش قرار داده و از او سرمشق میگیرد. با توجه به این مطالب میتوان گفت که از دیدگاه اسلام رابطهی معلم با شاگرد یک رابطهی معنوی است، چون معلم با روح و جان کودک در ارتباط است یک معلم با پایبند بودن به اصول و ضوابط اخلاق در جریان و روند آموزشی که بر عهدهی اوست میتواند بزرگترین خدمت را به جامعهی خویش عرضه کند. در این مقاله ما سه هدف را مد نظر قراردادهایم:
الف) وجود الگوی اخلاقی در آموزش از دیدگاه اسلام جه لزوم و اهمیتی دارد؟
ب) چرا در اسلام معلم یک الگوی اخلاقی محسوب میشود و ویژگیهای اخلاقی یک معلم بهعنوان یک الگوی اخلاق در امر آموزش چیست؟
ج) از منظر اسلام چگونه معلم با دارا بودن این ویژگیهای اخلاقی در آموزش میتواند بر روند آموزش تأثیرگذار باشد؟
در این مقاله با بهکارگیری روش کتابخانهای و مراجعه به آیات و روایات و تفحص در دیدگاه اندیشمندان و متفکران اسلامی و بر پایهی روش تحقیق تحلیلی استنتاجی برای نیل به اهداف سه گانه مذکور خواهیم کوشید.
فاطمه شیرازی، شیوا حیدری، مهناز سنجری،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
آموزش الکترونیکی و آموزش مجازی یکی از بخشهای آموزشی است که امروزه بیشترین رشد را در صنعت آموزش به خود اختصاص داده است. این در حالی است که با استفادهی روزافزون از تکنولوژیهای ارتباطی جدید، اهمیت توجه و بحث در رابطه با مسائل اخلاقی نیز افزایش مییابد. اگر چه که یادگیری الکترونیکی منجر به راحتی و آزادی فراگیران در دسترسی و مدیریت اطلاعات میشود، این امر منجر به مسائل اخلاقی جدیدی در رابطه با اقدامات یادگیری اخلاقی، تمامیت فردی و مسؤولیت و جوابگویی میشود. امروزه بیش از 200 نوع محصول یادگیری الکترونیکی در سراسر دنیا موجود است که برخی از طریق پرداخت هزینه و برخی بهصورت رایگان در دسترس کاربران هستند. وجه شباهت این محصولات در این است که تمامی این محصولات شامل 3 جزء اصلی هستند که عبارتند از تکنولوژی، فرایندها و افراد (آموزشدهنده و آموزشگیرنده). هر یک از این اجزاء میتوانند مسائل اخلاقی خاص خود را ایجاد کنند که در این میان مهمترین مسائل اخلاقی مربوط به دو جزء افراد و فرایندهاست. از جمله مسائل اخلاقی مربوط به تکنولوژی میتوان به انواع سیستمهای مدیریت یادگیری و داده (LMS, CMS)، فناوری رمزگزاری و تصدیق دادهها، نظارت از راه دور و امنیت شبکه اشاره کرد. با این وجود، تکنولوژی به تنهایی نمیتواند در ایجاد جو اخلاقی یادگیری کمککننده باشد. ازجمله مهمترین مسائل اخلاقی مربوط به فرایندها و آموزشدهندگان یادگیری الکترونیکی میتوان به طراحی نامناسب آرایش دوره و دروس، مدیریت نامناسب منابع، عدم توجه و ارتباط مناسب با فراگیران و در کل کیفیت نامناسب آموزش اشاره کرد. در متون مختلف به مسائل اخلاقی زیادی در رابطه با فراگیران یادگیری الکترونیکی اشاره شده که برخی از آنها عبارتند از: تقلب، سرقت ادبی، تعدی به حقوق دیگران و جاسوسی در فضای مجازی. در روش آموزش اینترنتی تقلب بسیار راحتتر از آموزش چهره به چهره است. در این روش فراگیران میتوانند مجموعهای از اطلاعات را از طریق تقلب جمعآوری کنند و در تکالیف، پروژهها و مقالات خود بهکار برند. برخی از انگیزههای مربوط به تقلب و عدم رعایت مسائل اخلاقی در یادگیری الکترونیک شبیه آموزش چهره به چهره است که شامل: فشار برای کسب نمره، اضطراب محیط امتحان، کمبود دانش، خصوصیات فردی و شخصیتی و اختلال رشد استدلال اخلاقی است.
با وجود مطرح شدن مسائل اخلاقی مختلف در روشهای یادگیری و آموزش الکترونیکی، راهکارهای مؤثر و کمککنندهای نیز در این زمینه وجود دارند که در هر یک از ابعاد ذکر شده میتوان از آنها کمک گرفت. اگرچه آموزش و یادگیری الکترونیکی تحولات شگرفی را در زمینهی آموزش ایجاد کرده است، منجر به ایجاد مسائل جدیدی در حیطهی اخلاق و مسؤولیتپذیری نیز شده است. بنابراین، برای مدنظر قرار دادن و حل این مشکلات باید به کلیهی ابعاد یادگیری الکترونیکی از جمله سیستمهای مدیریت یادگیری، کیفیت محتوا و روشهای اجرا و مدیریت آموزش توجه ویژهای مبذول داشت.
محمدرضا حیدری، رضا نوروز زاده، ویدا شفیع پور، معصومه کرم پور،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
فضای اخلاقی حاکم بر بیمارستانها از عوامل رشد اخلاقی و تأثیرگذار بر کیفیت ارائهی مراقبت است. این مطالعه با هدف تعیین درک پرستاران از فضای اخلاقی محیط کار و ارتباط آن با برخی از عوامل مرتبط صورت گرفت.
این مطالعهی توصیفی - مقطعی بر روی 168 پرستار شاغل در یکی از بیمارستانهای آموزشی دانشگاه شاهد در سال 1393 و به روش سرشماری انجام گرفت. ابزار جمعآوری دادهها مشتمل بر دو بخش، ویژگیهای فردی- اجتماعی و پرسشنامهی فضای اخلاقی محیط بیمارستانی Olson، بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که درک پرستاران از فضای اخلاقی حاکم بر این بیمارستان آموزشی، فضای مثبتی بوده است. بهطوری که بیشترین نمرهی فضای اخلاقی مربوط به حیطهی مدیران (04/1±56/4) و کمترین نمره مربوط به حیطهی بیماران 47/0±87/2 بود. همچنین، بین میانگین حیطههای پرسشنامه با برخی از ویژگیهای فردی - اجتماعی اختلاف معنیداری وجود نداشت. هرچند نتایج کسب شده، نشاندهندهی نظر مساعد پرستاران نسبت به فضای اخلاقی حاکم بر بیمارستان و درکی مثبت و مطلوب است اما برای رسیدن به سطح ایدهال، بهتر است مسؤولان بهدنبال تدوین راهکارهایی متناسب با دیدگاه پرسنل باشند.
حکیمه اسکندری سبزی، مریم حیدری، شهرزاد نظارات، مهسا موسوی، محمد امین حریزاوی، عاطفه زاهدی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
اخلاق در مراقبت، هستهی مرکزی ارزشهای پرستاری است و مفهومی مبنایی در حرفهی پرستاری بهشمار میرود و از آنجا که نوع نگرش نسبت به آن میتواند کیفیت مراقبت از بیمار را تحت تأثیر قرار دهد، این پژوهش توصیفی-تحلیلی با هدف تعیین نگرش دانشجویان پرستاری نسبت به کدهای اخلاق پرستاری، التزام به اخلاق در مراقبت و عدم صداقت علمی طی نمونهگیری سرشماری میان 150 دانشجوی پرستاری دانشکدهی علوم پزشکی آبادان در سال 1395 انجام شدهاست. پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسشنامهی طراحیشده توسط McCrink در سه بخش: 1) اطلاعات دموگرافیک 2) نگرش نسبت به کدهای اخلاق، التزام به اخلاق و رفتارهای خنثی کننده، 3) نگرش نسبت به عدم صداقت علمی توسط دانشجویان تکمیل شد. آمار توصیفی، آزمون Chi-Square و ضریب همبستگی Pearson در نرمافزار SPSS نسخهی 21 جهت آنالیز دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین نگرش مثبت دانشجویان نسبت به کدهای اخلاق پرستاری و التزام به اخلاق در مراقبت بود و بیشترین نگرش منفی نسبت به رفتارهای خنثیکننده بود. کمتر از نیمی از شرکتکنندگان نسبت به عدم صداقت علمی نگرش منفی داشتند و حدود 40 درصد از دانشجویان وجود عدم صداقت علمی در همکلاسیها را گزارش کردند. کدهای اخلاق که از ارزشهای اخلاقی در کلاس درس و بالین است باید بهعنوان اجزا اصلی برنامههای آموزشی مورد توجه قرار گیرد و از بدو ورود آموزش داده
سعید رهایی، فاطمه حیدری،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
بیماران مبتلا به یک بیماری پیشرفته، پیشرونده و لاعلاج یا صعبالعلاج، بهتدریج در وضعیتی قرار میگیرند که اقدامات درمانی، نتیجهای در بهبود وضعیت و تجدید سلامتی آنها ندارد و بهتدریج، در آستانهی مرگ قرار میگیرند. در این دوران، مراقبتهایی به بیمار ارائه میشود که به مراقبتهای پایان حیات معروفاند. این مراقبتها شامل درمانهای طولانیکننده و نگهدارندهی حیات بیمار و مراقبتهای تسکینی میشوند. درمانهای نگهدارندهی حیات، زندگی بیمار را معمولاً، قدری طولانیتر میکنند؛ اما رنجی بسیار بر او تحمیل میشود؛ درحالیکه، در مراقبتهای تسکینی، بیمار احتمالاً مدتی کوتاهتر زنده میماند؛ اما کمتر رنج میکشد. اکنون این سؤال مطرح است که آیا بیمار میتواند بین این دو شیوه، یکی را برگزیند؟ بیشتر فقها با توجه به قاعدهی «لزوم حفظ نفس»، معتقدند بیمار نمیتواند شیوهی نخست یعنی درمانهای نگهدارندهی حیات را رد کند. این مقاله ابتدا به بررسی ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس پرداخته و با تبیین دیدگاه فقها دربارهی انتخاب میان این مراقبتها، اثبات میکند علیرغم پذیرفتن قاعدهی لزوم حفظ نفس، این قاعده محکوم به ادلهی «لاضرر و لاحرج» بوده و همچنین، بهواسطهی قاعدهی «سلطنت» تخصیصپذیر است؛ هرچند میتوان قائل شد که با توجه به ادلهی قاعدهی لزوم حفظ نفس، بیمارانی که در این مرحله قرار میگیرند، تخصصاً از موضوع قاعده خارجاند.
زهرا عسگری، محمدحسین حیدری، رمضان برخورداری، بهنوش استکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
فلسفهی پزشکی، یکی از حوزههای زیربنایی در اخلاق و تاریخ پزشکی به شمار میرود. این فلسفه، به لحاظ قدمت، سابقهای طولانی دارد و وضع فعلی آن حاصل تحولاتی است که در طول تاریخ، بر اثر رویدادهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی، در آن ایجاد شده است. یکی از مهمترین بازتابهای این تحول، در تعیین اهداف و مأموریتهای آموزش پزشکی در دورههای مختلف بوده است. در پژوهش حاضر، دو نگرش از مهمترین نگرشهای فلسفی به پزشکی، با هدف بررسی امکانها و حدود هریک در آموزش عمومی، آموزش تخصصی و درمان، با روش توصیفیتحلیلی مقایسه میشود. این دو رویکرد عبارتاند از: فلسفهی «زیستپزشکی» و فلسفهی «انسانگرایانه» که یکی صرفاً، مبتنی بر سازوکارهای زیستشناختی انسان است و دیگری، رویکردی مبتنی بر تمامیت اوست. نتایج پژوهش نشان میدهد آموزش پزشکی، در نتیجهی رویکرد زیستپزشکی، بر آموزش تخصصی متمرکز است و طبابت در آن، بهصورت رابطهای پدرسالارانه انجام میشود؛ درصورتیکه در رویکرد انسانگرایانه، آموزش عمومی، در کنار آموزش تخصصی، قرار میگیرد و بر تمامیت انسان تأکید میشود که در نتیجهی آن، طبابت، بهصورت رابطهای مشارکتی بین پزشک و بیمار محقق میگردد.
سلیمان حیدری، سمیه بیاتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
عصر قاجار در تاریخ پزشکی ایران بعد از اسلام، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در آن عصر بهتدریج پزشکان از طب سینایی فاصله گرفتند و تلاش کردند از طب نوین غربی استفاده کنند. یکی از نکات حائز اهمیت دربارهی پزشکی عصر قاجار، تأثیرپذیری آن از باورها و اعتقادات عامیانه است. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفیتحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوهی کتابخانهای درصدد پاسخ به این سؤال است که تأثیرپذیری طبابت از باورها و اعتقادات عامیانه، در پزشکی و درمان عصر قاجار چه پیامدهایی داشته است؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که مهمترین پیامد اثرگذاری این باورها، پذیرفتهنشدن طبابت و درمان به شکل نوین توسط بسیاری از مردم بوده است؛ چنانکه ترجیح میدادهاند بهجای استفاده از داروها و سبکهای درمانی نوین، طبق باورهای عامیانه درمان شوند.
غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
تصور رایج آن است که «مراقبت از سلامت»، مفهومی قدیمی است که بشر، همواره، با آن درگیر بوده و بیمارستان، بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای مرتبط با این موضوع، در طول تمدن بشری، به کار درمان انسانها میپرداخته است؛ اما مطالعات تاریخی نشان میدهند که در دورهی پیشامدرن، بیمارستان محلی برای درمان بیماران نبوده؛ بلکه کارکردی همچون نوانخانه برای فقرا و بیماران داشته است. در این مقاله میکوشیم تا دلایل این موضوع را از دو وجه بررسی کنیم؛ ابتدا، به بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی میپردازیم که سبب چنین کارکردی برای بیمارستان در قرون وسطای میانه شد؛ سپس نشان میدهیم که از وجه پزشکی نیز، شیوهی درمان بیماران در آن زمان، مبتنی بر پزشکی اخلاطی و ردهبندی بود که نهتنها بیمارستان را محلی برای درمان نمیدانست، بلکه حتی آن را مانع درمان بیماری تلقی میکرد؛ ازاینرو، بیمارستان، بهعنوان نوانخانهای برای سالمندان، ازکارافتادگان و معلولان جنگی بود.
سلیمان حیدری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در تاریخ ایران بعد از اسلام، خاندان برمکی یکی از خاندانهای مهم در زمینهسازی برای انتقال میراث علمی عصر باستان، ازجمله دانش پزشکی، به دورهی اسلامی است. این خاندان، از ابتدای عصر عباسیان، در ساختار نظام سیاسی نفوذ کرد و پس از کسب قدرت سیاسیاقتصادی و حمایت از مترجمان و مؤلفان آثار طبی، زمینهی انتقال بخشی بزرگ از میراث طبی عصر باستان به دورهی اسلامی را فراهم کرد. مسألهی اصلی پژوهش پیشِ روی، بررسی نقش خاندان برمکی در زمینهسازی برای انتقال میراث طبی از ابتدای قدرتگیری این خاندان تا قتل جعفر برمکی است. بنابر یافتههای پژوهش علاقهمندی خاندان برمکی به میراث طبی عصر باستان، همراهی خلفای عباسی و حمایت مادی خلفا و برامکه از مترجمان و نویسندگان آثار طبی، نقشی مهم در انتقال میراث طبی عصر باستان به دورهی اسلامی داشته است.
فریبا اسدی، مریم دنیایی، مصطفی کریمزاده، مهدی حیدری،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
بهکارگیری اصول اخلاق حرفهای از سوی پرستاران، موجب ایجاد محیط اجتماعی و روانی مناسب برای بیماران میشود. هدف از این مطالعه، تعیین میزان آگاهی پرستاران، از اصول اخلاق حرفهای و موانع رعایت آن در بیمارستانهای دولتی استان خراسان جنوبی، در سال 1398، بود. پژوهش حاضر، مطالعهای توصیفیمقطعی است که روی 230 نفر از پرستاران استان خراسان جنوبی، به روش نمونهگیری چندمرحلهای، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، فهرست اطلاعات فردی و پرسشنامهی موانع رعایت معیارهای اخلاق حرفهای و آگاهی از اصول اخلاق حرفهای بود. اطلاعات، توسط نرمافزار spss، نسخهی ۲۲ و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه، میانگین سنی شرکتکنندگان، 73/5± 34/32 به دست آمد. میانگین نمرهی آگاهی شرکتکنندگان، در سطحی متوسط قرار داشت و حیطهی محیطی، اولین مانع رعایت اخلاق حرفهای از دیدگاه پرستاران بود. نتایج نشان داد مهمترین موانع رعایت اخلاق حرفهای، بهترتیب، تأمیننشدن نیازهای پایه، توقعات نابهجای بیماران و همراهانشان و کمبود پرسنل پرستاری است. با توجه به اینکه آگاهی پرستاران از اصول اخلاق حرفهای در سطحی متوسط است، برگزاری کارگاههای اخلاق حرفهای، رفع موانع محیطی و فراهمکردن وضعیت مطلوب برای پرستاران، ازجمله، بهبود وضعیت بخشها و افزایش نیرو و برآوردن انتظارات آنها در زمینههای مختلف، مانند استراحت کافی، مکفیبودن درآمد و تدوین شیفتهای مناسب، توصیه میشود.
سلیمان حیدری، بنفشه ضرابی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
یکی از بیماریهای عفونی که در عصر پهلوی اول (1304تا1320ش)، در استان فارس، شیوعی گسترده داشت، بیماری آبله بود. این بیماری در اوایل سلسلهی پهلوی در شهرهای استان فارس شیوع یافت و اپیدمی آن در سال 1318ش به اوج رسید. برای کنترل بیماری، اقداماتی مهم، ازجمله آبلهکوبی انجام شد. آبلهکوبها با ایجاد پستهای ثابت و سیار و با روش استفاده از تزریق مایع آبلهی بدن فرد بیمار یا مایع آبلهی حیوانی به مبتلایان، سعی در کنترل بیماری داشتند. علیرغم تلاشهای ادارههای محلی در امر آبلهکوبی، موانع و مشکلاتی متعدد، برای کاهش و ریشهکنکردن بیماری وجود داشت. این پژوهش درصدد است با تکیه بر اسناد منتشرنشده در سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران و نیز آرشیو روزنامههای محلی و با استفاده از روش توصیفیتحلیلی به بررسی شیوع بیماری آبله در فارس و روند آبلهکوبی برای مقابله با آن، در دورهی پهلوی اول بپردازد. یافتههای پژوهش نشان داد، علیرغم همهگیری گستردهی آبله و مرگومیر فراوان در فارس، در دورهی پهلوی اول، روند آبلهکوبی به شکلی مطلوب پیش رفت و دولت موفق شد با استفاده از امکانات موجود و روشهای رایج، به کنترل این بیماری در مناطق مختلف فارس بسیار کمک کند.
غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در دوره پیشامدرن تنجیم رویه ارتباط اجسام سماوی با زندگیها و رویدادهای روی زمین و سنت حاصل از آن بوده است. وجهی از تنجیم مبتنی بر دانش نجوم و محاسبات ریاضی بود و وجه دیگر آن به طالع بینی میپرداخت. میتوان از دو نوع تنجیم سخن گفت: تنجیم طبیعی و تنجیم احکامی. تنجیم طبیعی در زمان خود بخشی از فرایند تبیین رویدادها و پیشبینی آنها بود. درحالیکه تنجیم احکامی به طالع بینی و پیشبینی تقدیر و سرنوشت افراد و جنگها، رخ دادن بیماریها میپرداخت. اما نکته قابل تأمل این است که بسیاری از دانشها در دوره پیشامدرن از نتایج تنجیم استفاده میکردند. بهطوریکه فهم دانشهای مرتبط با آبوهوا، کشاورزی و پزشکی در عصر پیشامدرن بدون فهم تنجیم کامل نیست. در این مقاله میکوشیم در بخش نخست بهطور اجمال تنجیم و اقسام آن را بیان کنیم و برخی از ویژگیهای تنجیم پزشکی را بهعنوان بخشی از تنجیم طبیعی برشماریم. در بخش دوم به بررسی چگونگی تأثیر تنجیم بر نظریههای پزشکی بقراط و جالینوس در یونان باستان بپردازیم و نشان میدهیم تنجیم پزشکی در نزد آنان بخشی از فرایند طبیعی تبیین بیماریها و روشهای درمان و پیشگیری از آنها بوده است.