جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای خانی

علی جعفریان، علیرضا پارساپور، امیرحسن حاج‌ترخانی، فریبا اصغری، سیدحسن امامی رضوی، علیرضا یلدا،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده

یکی از مهم‌‌ترین تنش‌های شغلی که هر پزشک در حرفه‌ی خویش می‌تواند با آن مواجه شود شکایت بیمار است. هدف از این مطالعه بررسی شکایات وارده از پزشکان و دندان‌پزشکان به سازمان نظام‌پزشکی تهران بزرگ در سال‌های 70، 75 و 80 از جهت تعداد، پراکندگی و عوامل ایجاد آن است.

‌این مطالعه به‌صورت توصیفی و گذشته‌نگر و با تکمیل فرم حاوی اطلاعات مورد نظر صورت گرفته است. تکمیل فرم با مطالعه‌ی پرونده توسط یک‌نفر کارشناس امین سازمان نظام‌پزشکی در سال‌های 81 و 82 صورت گرفته و اطلاعات به‌دست آمده پس از طبقه‌بندی تجزیه و تحلیل شده است.

در مجموع این سه سال، 832 شکایت از پزشکان و دندان‌پزشکان طرح شده بود. شکایات به‌عمل آمده از پزشکان در سال‌های 75 و 80 به نسبت سال 70 بیش از دو برابر افزایش داشته است. 1/83 درصد پزشکان و دندان‌پزشکان تهران که طرف شکایت بودند بر اساس نتایج مندرج در پرونده تا زمان انجام مطالعه محکوم نشده‌اند و از نظر سازمان نظام پزشکی قصوری نداشته‌اند. شایع‌ترین علل طرح شکایت از دیدگاه شکایت‌کنندگان به‌ترتیب خطای درمانی(38 درصد)، بی‌توجهی(2/30 درصد)، مسائل مالی(4/25 درصد)، و عدم تبحر پزشک(7/17 درصد) بوده است. بر اساس این مطالعه، با افزایش سابقه‌ی کاری پزشکان و داشتن تجربه‌ی بیش از 15 تا 20 سال از آمار شکایات از آن‌ها کاشته می‌شود؛ به‌طوری که  بیش‌ترین آمار شکایات برای پزشکان میان‌سال با تجربه‌ی 10 تا 20 سال بوده است.

بیش‌تر پزشکان و دندان‌پزشکان تهران که از آنان شکایت شده است، از نظر کارشناسان نظام پزشکی قصوری مرتکب نشده‌اند و قسمت عمده‌ای از شکایت‌ها مربوط به نتیجه‌ی تعامل نامناسب میان پزشک و بیمار بوده است. رفتار مبتنی بر تعهدات حرفه‌ای پزشک در برابر بیمار می‌تواند مانع وقوع بخش عمده‌ای از شکایت‌ها شود.


عادل ساریخانی،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده

امروزه به‌خاطر رشد امکانات رفاهی و بهداشتی و... سن زندگی انسان افزایش یافته است، به‌طوری که برخی از کشورها با انبوه جمعیت سالمندان مواجه هستند و از سوی دیگر بشر با امراض سخت و لاعلاجی درگیر است. به‌علاوه، انسان امروزی به کیفیت زندگی اهمیت فوق‌العاده‌ای  می‌دهد و در صورتی که نتواند از حد بالای لذت در زندگی بهره برد خواستار پایان دادن به زندگی همراه با درد و مشقت است.
به همین جهت قتل از روی ترحم تبدیل به یکی از موضوعات مهم حقوقی، پزشکی، اجتماعی و فلسفی جهان امروز شده است. این امر در برخی از کشورها به‌عنوان امری قانونی و مجاز با شرایطی خاص پذیرفته شده است. قتل از روی ترحم در آینده یکی از مسائل مهم بشری در عالم و به‌خصوص در کشورهای ارزش‌مدار و به‌ویژه در ممالک اسلامی خواهد بود.
لذا در این تحقیق ابعاد فقهی این مسأله به‌طور مختصر کاویده شده است. و باید گفت که علی‌الاصول اسلام با خودکشی یا کشتن دیگری به هر شکلی (مباشرت، معاونت، تسبیب) از نظر تکلیفی مخالف است و آن را فعلی حرام و ممنوع می‌داند ولی از جهت حکم وضعی در این‌باره بین فقها اختلاف نظر وجود دارد که به‌نظر می‌رسد سقوط قصاص و دیه از پشتوانه‌ی علمی بیش‌تری برخوردار است.


جمال خانی جزنی، لیلا نیکویی نژاد، مریم علیجانی،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده


عادل ساریخانی، مهدی خاقانی اصفهانی،
دوره 4، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1389 )
چکیده

در واکاوی اخلاقی اتانازی، چالش بنیادی، تقابل دو دیدگاه است: تعارض حق حیات به مثابه‌ی یکی از آرمان‌های اومانیسم، با ممنوعیت نقض کرامت انسانی در اندیشه‌ی اخلاقی. اتانازی ناقض این کرامت است. تأمل در حدود جواز دخالت انسان در حیات خویش نیازمند تحلیلی چندوجهی است که نسل‌های حقوق بشر را در بستر درک عمیق از فلسفه‌های معاصر (به‌ویژه پسانوگرایی، به لحاظ تقویت ریشه‌های اتانازی) هدایت کند.
امکان‌سنجی قابلیت اسقاط حق حیات از دید حقوق طبیعی، وضعی و پسانوگرا، تحلیل مبانی ادله‌ی مخدوش موافقان اتانازی را میسر می‌سازد. کاوش در نسبت این مسائل با نسل چهارم حقوق بشر - «حق بر رعایت اخلاق زیستی» - حمایت از اتانازی را با چالش حذف «انسان به‌عنوان سرمایه‌ی اجتماعی» نیز مواجه می‌کند.
این نوشتار، نگرانی‌ها بابت تفوق رویکرد مدیریتی - که با تخصیص گزینشی منابع درمانی به بیماران، اتانازی را رشد می‌دهد - دورنمای ضدبشری اتانازی را به تصویر می‌کشد و اذهان اخلاقی- حقوقی را به تشریک مساعی برای تحدید جهانی‌سازی مشروعیت اتانازی دعوت می‌کند.


مرتضی علیخانی، صابره بذرافشان،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

این مطالعه به منظور وارسی حوزه‌ی اخلاق در آموزش مجازی و تبیین معنا و اهمیت آن انجام پذیرفته است. فناوری اطلاعات نه تنها در شیوه‌ی افعال و اقدامات روزمره‌ی ما تأثیر می‌گذارد، بلکه علاوه بر آن تلقی ما از آن‌ها را نیز تغییر داده است. برخی از مفاهیمی که در حوزه‌ی فلسفه‌ی اخلاق و فلسفه‌ی سیاسی کاربردی خاص داشته‌اند با پیشرفت فناوری اطلاعات دچار چالش‌هایی شده‌اند که از آن جمله می‌توان به مفهوم مالکیت، مفهوم حریم خصوصی، مفهوم توزیع قدرت، مفهوم آزادی‌‌های اساسی و مفهوم مسؤولیت اخلاقی اشاره کرد. در این پژوهش حوزه‌‌های اخلاق، رشد اخلاقی، اخلاق کاربردی و فرا اخلاق مورد بررسی قرار گرفته و نظریه‌‌های پر نفوذ در خصوص اخلاق آموزش مجازی مورد مطالعه قرار گرفته و حوزه ی دقیق اخلاق در آموزش مجازی مشخص شده است. نتایج مطالعه‌ی کنونی در نهایت اهمیت اخلاق در آموزش مجازی را روشن ساخته و الگویی مناسب برای رعایت اخلاق در آموزش مجازی ارائه می‌دهد.
لطفعلی خانی، مظفر غفاری، منصور حقیقتیان،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده

سرمایه‌ی اجتماعی و نوع‌دوستی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ جامعه‌اند و می‌توانند نقش اساسی در رشد اخلاق حرفه‌ای پزشکان داشته باشند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط سرمایه‌ی اجتماعی و نوع‌دوستی با نگرش پزشکان به اخلاق حرفه‌ای بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه‌ی آماری این تحقیق شامل 322 نفر از پزشکان شاغل علوم پزشکی استان آذربایجان‌غربی در سال 1393 بودند که به روش خوشه‎ای چند مرحله‎ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌ی سرمایه‌ی ‌اجتماعی Onyx و Bullen و پرسش‌نامه‌ی نوع‌دوستی Carlo و همکاران و مقیاس اخلاق حرفه‌ای کرمپوریان و همکاران استفاده شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای نوع‌دوستی (238/0=r)، مؤلفه‌ی ساختاری (489/0=r)، مؤلفه‌ی ارتباطی (554/0=r) و مؤلفه‌ی شناختی (581/0=r) و نگرش پزشکان به اخلاق حرفه‌ای رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار وجود دارد (05/0>P). نتایج ضریب همبستگی چندمتغیری به روش Enter نشان داد مؤلفه‏های سرمایه‌ی ‌اجتماعی در تبیین متغیر نگرش پزشکان به اخلاق حرفه‌ای (457/0) سهم دارند. نتیجه‌ی حاصل از این تحقیق نشان داد که مؤلفه‌های سرمایه‌ی ‏اجتماعی در پیش‌بینی نگرش پزشکان نسبت به اخلاق حرفه‌ای مؤثرند. بنابراین، به‌نظر می‌رسد با افزایش میزان سرمایه‌ی ‏اجتماعی و نوع‏دوستی، نگرش به اخلاق حرفه‌ای در پزشکان بیش‌تر شود.
محمد زیرک، هادی حسنخانی، ناصر پریزاد،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده

حرفه‌ی پرستاری درصدد ارائه‌ی مراقبت‌های مبتنی بر شواهد و شایسته و به‌ویژه بر اساس اصول انسانی و اخلاقی است. ارائه‌ی مراقبت اخلاقی نیازمند برخورداری از سطح مناسبی از استدلال اخلاقی است. استدلال اخلاقی در سه سطح پیش‌عرفی، عرفی و پس‌عرفی دسته‌بندی می‌شود. در سطح پیش‌عرفی افراد بیش‌تر خودمحور بوده و اطاعت محض را برای جلوگیری از سرزنش ترجیح می‌دهند. در سطح عرفی افراد بیش‌تر از قوانین و اصول حاکم اجتماعی در تصمیم‌گیری‌های خود استفاده می‌‌کنند و در سطح پس‌عرفی افراد سعی دارند با توجه به اصول اخلاقی، اعمال و رفتار خود را هدایت کرده و برطبق این اصول تصمیمی انسانی و اخلاقی اتخاذ کنند. هدف این مطالعه‌ی مروری ارائه‌ی تحلیلی کلی درباره‌ی متون مرتبط با استدلال اخلاقی به منظور بررسی سطح استدلال اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری است. جست‌وجوی گسترده‌ای در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر بین‌المللی شامل ,Scopus Google scholar Science Direct, Pubmed, Proqust, Elsevier, برای مقاله‌هایی که بعد از سال 1980 تا انتهای 2014 میلادی منتشر شده‌اند و پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی Sid, Magiran, Iran medex برای مقاله‌هایی که بعد از سال 1365 تا پاییز 1393 منتشر شده‌اند انجام گرفت. از کلیدواژه‌های متنوعی هم‌چون «رشد اخلاقی، تکامل اخلاقی، استدلال اخلاقی، پرستار و دانشجوی پرستاری» برای جست‌وجوی منابع مرتبط استفاده شد. در مجموع، 35 مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج نشان داد که در اکثر مطالعات بررسی شده، دانشجویان پرستاری و پرستاران در سطح عرفی و پس‌عرفی استدلال می‌کنند و دانشجویان پرستاری از نظر اخلاقی در مقایسه با پرستاران در سطح بالاتری از پرستاران استدلال می‌کنند. مشخص شد که آموزش مفاهیم اخلاقی منجر به رشد استدلال اخلاقی می‌شود و بین تجارب بالینی و توانایی استدلال اخلاقی رابطه‌ی معکوسی وجود دارد.اگر چه در اکثر مطالعات، دانشجویان پرستاری و پرستاران در سطح عرفی و پس عرفی استدلال می‌کنند، هنوز برای مراقبت مطلوب و حرفه‌ای کافی نیست. بنابراین، ضروری است که اقدامات لازم مانند به‌سازی محیط‌های بالینی و آموزش مسائل اخلاقی برای ارتقا بیش‌تر توانایی استدلال اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری به‌کار بسته شود تا تصمیمات خود را بر اساس اصول اخلاقی و در سطح پس‌عرفی اتخاذ کنند.
زهرا نیکخواه فرخانی، فریبرز رحیم‌نیا، مصطفی کاظمی، علی شیرازی،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های رفتار اخلاقی پرستاران و ارائه‌ی مدل مربوطه، در شبکه‌ی خدمات درمانی دولتی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش آمیخته است. طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیخته‌ی اکتشافی است چراکه ابتدا روش کیفی انجام پذیرفته و سپس با توجه به نتایج به‌دست آمده روش کمی انجام می‌پذیرد. از آن‌جا که فرضیه‌های تئوری فضیلت‌محور بر روند انجام این پژوهش حاکم است، جامعه‌ی آماری در بخش کیفی کلیه‌ی پرستاران نمونه کشوری بیمارستان‌های دولتی شهر مشهد بودند که با توجه به کفایت داده‌ها 14 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل مصاحبه‌ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده و در نتیجه مدل اولیه‌ی رفتار اخلاقی در سه سطح استخراج شد. در سطح نخست، سه حوزه‌ی رفتار اخلاقی با بیماران، رفتار اخلاقی با همراهان بیمار و رفتار اخلاقی با گروه درمان قرار گرفت. در سطح دوم، 13 بعد و در سطح سوم، 51 مؤلفه (مضمون) انتزاع شد. سپس در قسمت کمی تحقیق جهت سنجش و برازش مدل، پرسشنامه‌ای در میان 176 نفر از پرستاران با سابقه‌ی بیمارستان‌های دولتی شهر مشهد توزیع شد. جهت تحلیل داده‌های بخش کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرم‌افزار AMOS بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی گویای آن بود که تمامی ابعاد و مؤلفه‌ها به‌جز مؤلفه-ی «آموزش بیمار» مورد تأیید قرارگرفتند. شاخص برازش تطبیقی مدل (CFI= Comparative Fit Index) نیز با استفاده از نرم‌افزار AMOS 9/0 برآورد شد که نشان از برازش مدل ارائه‌شده دارد. نتایج حاصل از این پژوهش می‌تواند راهنمای عمل مدیران ‌منابع‌ انسانی بیمارستان‌های دولتی باشد تا در بستری فضیلت‌مندانه به اشاعه‌ی فضایل اخلاقی پرستاران بکوشند.
اعظم محمودی، لطفعلی خانی، مظفر غفاری،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده

شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی از عوامل تاثیر گذار در ارتقای کیفیت خدمات پرستاری هستند و می توانند نقش اساسی در رعایت حقوق  بیماران داشته باشند. لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل پیش‌بینی رعایت حقوق بیماران توسط پرستاران براساس شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی انجام شد. روش پژوهش مطالعه ، همبستگی بوده و نمونه آماری شامل 300 نفر از پرستاران شاغل در علوم پزشکی استان آذربایجان غربی در سال 1395 بودند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش نامه شایستگی فرهنگی پرستاران Perng و Watson ، پرسش نامه مسئولیت پذیری Mergler و Shield، پرسش نامه محقق ساخته باورهای اخلاقی و مقیاس حقوق بیماران محمودی و همکاران استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و بوت استراپ از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 22  مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از برازش مدل بوده و اثر مستقیم متغیرهای شایستگی فرهنگی (11/0)، مسئولیت پذیری(57/0) و باورهای اخلاقی (24/0) بر روی نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران معنادار به دست آمد. اثرهای غیر مستقیم شایستگی فرهنگی(03/0)  و مسئولیت پذیری(02/0) با میانجی گری باورهای اخلاقی معنادار بودند. در مجموع 65 درصد از واریانس نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران از طریق مدل پژوهش تبیین شد. با توجه به اثر مستقیم و غیرمستقیم شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی بر میزان نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران، به نظر می‌رسد با تقویت باورهای اخلاقی می توان ارتباط شایستگی فرهنگی و مسئولیت پذیری را با نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق  بیماران افزایش داد.


محمد حسنی، افسانه عباسخانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

امروزه نقش رهبران معنوی تحریک کارکنان با به‌کارگیری چشم‌انداز معنوی و ایجاد زمینه‌های فرهنگی براساس ارزش‌های انسانی است تا کارکنانی توانمند پرورش دهند؛ از سوی دیگر، اخلاق حرفه‌ای نیز از متغیرهای است که بر فعالیت‌ها و عملکرد فردی و گروهی و نتایج سازمان تأثیری چشمگیر دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی بین رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری با نقش واسطه‌ای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امام­رضا(ع) در شهرستان ارومیه انجام گرفته است. طرح این پژوهش، طرح مقطعی توصیفی‌همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری است. جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل ۷۵۹ نفر از کارکنان که از بین آن‌ها ۲۴۰ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه ­های استاندارد استفاده شد. همچنین برای تحلیل فرضیه‌ها و بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین متغیرهای رهبری معنوی و اخلاق حرفه­ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی (51/0 =r، 42/0 =r، 01/0>P)، (75/0 =r، 36/0 =r، 01/0>P) کارکنان رابطه‌ای معنی‌دار وجود دارد. علاوه‌براین نتایج نشان داد که نقش واسطه‌ای یادگیری سازمانی در رابطه‌ی رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای با عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری (17/0 =β، 16/0 =, β 18/0 =β، 17/0 =β) تأیید می‌شود. با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که توجه به رهبری معنوی و اخلاق حرفه‌ای می‌تواند در افزایش عملکرد سازمانی و کیفیت زندگی کاری و همچنین ارتقای یادگیری سازمانی در بین کارکنان بیمارستان امام رضا(ع)، از اهمیتی چشمگیر برخوردار باشد.

فضه سلیمی، محمدباقر پارساپور، زهرا نیکخواه فرخانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

بیماری کرونا یک بحران جهانی است که سیستم های حکومتی را متأثر نموده است. گذار از بحران ها، نیازمند تدابیر بخردانه است. حکمرانی یک فرایند پیوسته است که از طریق آن منافع متضاد همساز می شود و اقدامات همکاری جویانه اتخاذ می گردد. مؤخرترین نظریه در این مفهوم، حکمرانی مطلوب است که مشخصاً در هنگامه بحران، میزان اهمیت آن دوچندان می گردد. حکمرانی خوب محصول مشارکت مطلوب سه نهاد حکومت، جامعه مدنی و بخش خصوصی است.  مؤلفه های حکمرانی مطلوب از دیدگاه بانک جهانی، سازمان ملل متحد و اندیشمندان این حوزه، متعدد است. ستاد ملی مبارزه با کرونا به دستور مقام معظم رهبری و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی اسفند ماه 1398 تشکیل گردید تا در خصوص مقابله با بیماری کووید-۱۹ از جمله اعلام تعطیلی‌ها و سایر تدابیر محدود کننده در موارد تخلف از دستورالعمل‌های بهداشتی تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی تلاش شده است تا ضمن تعیین حدود صلاحیت ستاد مذکور در قاعده گذاری، به تبیین مؤلفه های حکمرانی مطلوب در این دوران با توجه به مصوبات یگانه مقنن در این حوزه بپردازد. از دیدگاه نگارندگان، مصوبات ستاد ملی کرونا به عنوان یکی از شوراهای فرعی شورای عالی امنیت ملی، فراتر از قانون عادی است و از میان مؤلفه های موجود؛ کارایی و اثر بخشی،  شفافیت و پاسخگویی و اجماع محوری در مصوبات بازشناسی شد.

مظفر غفاری، لطفعلی خانی، اعظم محمودی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

مراقبت دلسوزانه، از عناصر مهم مراقبت بیمار محور تلقی می‌شود که سلامتی را به بیماران اهداء می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مراقبت دلسوزانه پرستاران برپایه هویت اخلاقی و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع تحلیل مسیر بود. نمونه آماری شامل 250 بیمار مبتلا به کووید 19 و 250 پرستار شاغل در بخش کرونای بیمارستان های استان آذربایجان غربی در سال  1399 بودند که به روش نمونه گیری در دسترسانتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مراقبت دلسوزانه  رودریگز؛ پرسشنامه هویت اخلاقی  بلک  و رینولدز  و مقیاس دلسوزی نسبت به زندگی دیگران  چانگ استفاده شد. داده¬ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل و از طریق برنامه نرم افزار اس پی اس اس و آموس نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که متغیر هویت اخلاقی در تعامل با نقش واسطه ای دلسوزی نسبت به زندگی در تبیین مراقبت دلسوزانه پرستاران نقش دارد. در مجموع 41 درصد از واریانس مراقبت دلسوزانه پرستاران، از طریق متغیرهای مدل تبیین شدند. اثر مستقیم هویت اخلاقی (47/0) و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (36/0) در تبیین مدل مراقبت دلسوزانه معنی‌دار مشاهده شد. اثر غیر مستقیم هویت اخلاقی با واسطه گری دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (96/2) معنی‌دار  به‌دست آمد. با توجه به اثر واسطه ای متغیر دلسوزی نسبت به زندگی دیگران در ارتباط بین هویت اخلاقی و مراقبت دلسوزانه پرستاران، به نظر می رسد با تقویت دلسوزی به نسبت به زندگی دیگران و هویت اخلاقی می توان مراقبت دلسوزانه پرستاران را ارتقا داد.

زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزش‌های اخلاقی و پایبندی به آن‌ها در عمل، به‌صورت نشان‌دادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزش‌ها و نگرش‌ها و نشان‌دادن آن‌ها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری می‌تواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جست‌وجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و  SIDو Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، 15 مطالعه به ‌دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه ‌و ‌تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطه‌ی مثبت معناداری دارد. این هم‌بستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعه‌ای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی هم‌بستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقه‌ی کاری، وضعیت شغلی‌تحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفته‌اند. در مطالعه‌ای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی می‌تواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیش‌بینی امتیاز شایستگی بالینی، یاری‌رساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیش‌بینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، توجه به هوش اخلاقی می‌تواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به طراحی برنامه‌های آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.

محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

اضطراب مرگ که به‌صورت اضطرابی واقعی شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارت‌های ارتباط بین‌فردی مانند گوش‌دادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجام‌شده بر گروه‌های غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه ‌و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینی‌بودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجام‌شده بر بیماران، طی همه‌گیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه می‌کنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامه‌ی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه‌ی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام‌ شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران سکته‌ی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجام‌شده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تله‌نرسینگ می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همه‌گیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به بررسی جامع‌تر این موضوع در گروه‌های مختلف بیماران، خصوصاً بیماری‌های مزمن بپردازند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb