4 نتیجه برای دباغ
سروش دباغ، اکبر سلطانی،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده
در این مقاله، ابتدا رأی دیوید راس در مورد اخلاق کانت مطرح شده است. کانت وظیفهگراست و معتقد است احراز روایی و ناروایی اخلاقی ارتباط وثیقی با فرامین عقل عملی و نفس فعل دارد، نه پیامدهای آن. ولی از نظر فیلسوفی مانند راس، مدل کانتی پاسخی برای تعارضهای اخلاقی ندارد. علاوه بر این، راس معتقد است که چون اخلاق فایدهگرا رویکردی وحدتگرایانه به اخلاق دارد و در این نگاه خوبی، بدی، باید و نبایدها، همه، با لذت در تناسب و تلائم هستند، با شهودهای اخلاقی ما همخوانی ندارد. پس از آن فلسفهی اخلاق راس، بهعنوان یک اخلاق عامگرا و در عین حال کثرتگرا، با بسط بیشتر بررسی میشود؛ اخلاقی که به اخلاق وظایف در نظر اول مشهور است، چرا که وظایف عامی را بهعنوان اصول اخلاقیای که در همهی سیاقها وظیفهاند مطرح میکند. سپس با مقید شدن این اصول در سیاقهای گوناگون وظایف واقعی تکون مییابند. در انتها، به این مهم پرداخته خواهد شد که مدل راسی با مشکل وجود شناسانه چگونگی ترکیب اصول مواجه است و راهکارهایی از قبیل بینالاذهانی کردن شهودها، استفاده از مدل شهودگرایی معتدل و رجوع به متخصص اخلاق برای این مشکل مطرح خواهد شد.
شهلا معظمی، مهدی وحدانی، پریسا زاده دباغ،
دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده
با پیشرفت علوم، پیوند اعضا بهعنوان یکی از دستاوردهای نوین علم پزشکی وارد عرصهی جامعه شد. پیوند اعضا نیز مانند همهی علوم جدید در کنار مزیتها، چالشهایی را نیز برای افراد جامعه بهوجود آورد. در همین راستا قانونگذار برای حمایت متقابل از حقوق اعضای جامعه، قوانین و مقرراتی را وضع کرده است. در این مقاله پژوهشگران به بررسی قوانین و مقررات موجود در زمینهی پیوند اعضا در ایران میپردازند. در همین زمینه به منابع حقوقی پیوند اعضا در ایران بهویژه قانون اساسی، قانون مجازات اسلامی، قوانین و مقررات بهداشتی و پزشکی و اصول اخلاقی و ... اشاره خواهیم کرد.در قانون اساسی (بهعنوان سرلوحهی قوانین کشور) اصول 167، 43، 29 و 14 مورد بررسی قرار میگیرد. در قانون مجازات اسلامی به مواد 724، 497، 495، 372 و 158 (بهعنوان مهمترین مواد موجود در قانون مجازات اسلامی در زمینهی پیوند اعضا) پرداخته میشود. در قوانین و مقررات بهداشتی و پزشکی و اصول اخلاقی به « قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است مصوب 17/1/1379»، «پروتکل تعیین و تأیید مرگ مغزی 1379»، «آییننامهی اجرایی قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است مصوب 25/2/1381 »، «دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه از اهداکنندگان زنده مصوب 29/7/1387»، « بخشنامهی 13101/س مورخ 9/2/1385 در خصوص اهدا-کنندگان زنده (بهغیر از بحث پیوند کلیه از اهداکنندهی زنده به اتباع بیگانه) »، «منشور حقوق بیماران مصوب 1388» پرداختهایم. در انتها این نکته بیان میشود که قوانین و مقرراتی که در زمینهی پیوند اعضا در ایران وجود دارد برای رفع چالشها و مشکلات موجود کافی نیست.
جلیل اعتماد، بهرام جوکار، حسین دباغ،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
چیستی هیجانهای اخلاقی، کارکرد این هیجانها، چگونگی تغییر و تجربهی آنها و نسبت آن با قضاوت اخلاقی و کنشهای اخلاقی، از جمله مهمترین مسائل روبهروی پژوهشهای روانشناسی اخلاق و تربیت اخلاقی است. کاوش مفهومی و نظری در ترکیب زبانی «نظمبخشی هیجان اخلاقی» و تعیین امکان و حدود و ثغور مفهومی و معنای آن، از طریق تمرکز بر دلالتها، نظریهها و پژوهشهای پیرامون هیجانهای اخلاقی و هیجان و نظمبخشی هیجانی، مسألهی پژوهش حاضر است. در راستای مفهومسازی نظمبخشی هیجان اخلاقی و روشنسازی مصادیق آن، از روش تحلیل اسنادی و ارزیابی تأملی دلالتهای تحقیقات پیشین استفاده شد. این گامها شامل انتخاب موضوع، تعیین اهداف و سؤالات، بررسیهای اکتشافی و پیشینهی پژوهش، انتخاب رویکرد نظری، جمعآوری منابع و تکنیکهای بررسی آن و همچنین، پردازش، نگارش و گزارش پژوهش، میشد. نتایج نشان داد بر مبنای تحلیلهای انجامشده و دلالتهای نظری و پژوهشی موجود، مفهوم نظمبخشی هیجان اخلاقی، دارای معنا و مدلول روشن است و میتواند تحقیقات در زمینهی روانشناسی اخلاق را منسجمتر کند و از طریق یکپارچهسازی فهم فرایند نظمبخشی هیجانی خاص حیطهی اخلاق، افقی تازه پیش روی پژوهشها و عمل قرار دهد.
جلیل اعتماد، بهرام جوکار، حسین دباغ،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اینکه ما خود را «کمتر شر» یا «قدیستر» بدانیم، دو مقولهی متفاوت در ارزیابی عمل اخلاقی است که انگیزش و میزان کامیابی در هر یک متفاوت است. تحقیق حاضر بر آن است تا پس از مرور مکانیزمهای توجیهی در چهار موقعیت واقعی که متضمن عمل نوعدوستانه است، بسندگی مدلهای فعلی سنخشناسی توجیه معطوف به عدم درگیری اخلاقی را از لحاظ شمول بیازماید. این تحلیل، با هدف وضوحبخشیدن به رفتارهای پیچیدهی کنشگر اخلاقی و تسهیلکردن داوری اخلاقی در یک فضای تحلیلیتر و همچنین محکخوردن مدلهای رایج در زمینهی طبقهبندی اقسام توجیه در دو موقعیت «کمتر شر بودن» و «قدیستر» بودن انجام شده است. شرکتکنندگان پژوهش ۷۱ دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه شیراز بودند که به شیوهی در دسترس انتخاب شدند. به منظور ارزیابی نحوهی واکنش شرکتکنندگان به موقعیتهایی که مستلزم عمل نوعدوستانه است، چهار موقعیت واقعی عمل نوعدوستانه طراحی شد. پاسخها و توجیههای ارائهشده در صورت همکارینکردن با طرح نوعدوستانه، مورد تحلیل محتوای جهتدار قرار گرفت. در مواجهه با طرحهای نوعدوستانه، سنخ بعضی از توجیهاتی که افراد بهعنوان دلیل امتناع میآوردند مطابق با مکانیزمهای اشارهشده در پیشینه بود؛ علاوهبرآن دو دسته توجیه نیز وجود داشت که با مقولات موجود در پیشینه قابل فهم نبود. این دو دسته مطابق با مضامین محوریشان، توجیه خود-اولویتمدار و توجیه دیگر-اولویتمدار نامگذاری شد. نتایج متضمن تأییدی بر تفکیک مورد نظر کلین و اپلی در انگیزش معطوف به کمتر شر بودن و انگیزش معطوف به قدیستر بودن بود.