جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماریها با دیدگاهی کلنگر به برهمخوردن تعادل اخلاط چهارگانهی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده میشد. شیوههای پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام میشد. نمونهی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافتههای پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانههای چرکی در پوست بدن با حالت سخت بهصورت تک یا بههمپیوسته با رنگهای مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمرهی بیماریهای گرم و تر (دموی) دستهبندی کرده و جوشش خون در بدن را علت بهوجودآمدن بیماری برشمردهاند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روشهای پیشگیرانه و درمانی عملی میشد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارشهای لازم در قالب سته ضروریه و بهویژه مراعات انواع پرهیز ارائه میشده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونههای مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانهها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده میشد. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفیتحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوههای پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و دادههای لازم به شیوهی کتابخانهای گردآوری شده است.
راحله سموعی، فرزانه محمدی سفید دشتی، نرگس مشکینه، مصطفی امینی رارانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
رعایت اصول اخلاق در پژوهش توسط پژوهشگران، در ارائهی یافتههای مبتنی بر شواهد و کاربردی و متعاقب آن، حل مسائل جامعه و توسعهی دانش، نقش زیربنایی دارد؛ بااینحال، با وجود کارگاههای آموزشی متعدد برگزارشده و آگاهیافزایی، همواره شاهد برخی عملکردهای غیراخلاقی در حوزهی پژوهش هستیم؛ ازاینرو، شناسایی عوامل مرتبط برای برنامهریزیهای کاربردی و پیشگیرانه ضروری است. در این زمینه مطالعه با هدف شناسایی تعیینگرهای روانیاجتماعی مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در انجام و انتشار آثار پژوهشی انجام شد. مطالعه با رویکرد کیفی و تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. ۲۹ عضو هیئت علمی و پژوهشگر از دانشگاههای علوم پزشکی کشور در رشته و تخصصهای مختلف، بهصورت هدفمند و با انجام مصاحبه نیمهساختاریافته در مطالعه شرکت کردند. برای طبقهبندی دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای ارزیابی دادهها از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. ۱۳۶ کد، ۲۰ طبقهی فرعی و ۴ طبقهی اصلی، حاصل تحلیل دادهها بود. عوامل مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حین انجامدادن و انتشار آثار پژوهشی در مصاحبه با پژوهشگران که در قالب طبقههای فرعی نمایان شدند، عبارت بودند از: «قوانین»، «یادگیری اجتماعی»، «دانش و سواد» و «ویژگیهای روانشناختی». طبق یافتههای این مطالعه، عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حوزهی پژوهش، حاصل تعامل عوامل اجتماعی، فردی، شخصیتی و قانونگذاری است. برخی عوامل، مثل ویژگیهای شخصیتی، دیرپا و مقاوم و فردی هستند؛ درحالیکه عوامل اجتماعی، گسترده و رایج و عمومیترند. سیاستگذاران و مدیران مرتبط با حوزهی پژوهش میتوانند با بهکارگیری روشهای آموزشی و فرهنگسازی و تغییر رفتار، برای بهبود عملکرد اخلاقی پژوهشگران و اخلاقمحوری در حوزهی پژوهش اقدام کنند.