جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای راسخ

محمد راسخ، مژگان خورشیدی، فائزه عامری،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده

باروری پس از مرگ همگام با رواج و گسترش روش­های مصنوعی باروری به میان آمده است. در این روش افراد نسبت به انجماد گامت یا جنین خود برای باروری پس از مرگ اقدام می‌کنند. این روش موجد پرسش­های اخلاقی و حقوقی متعدد است. در این راستا، آن‌چه اهمیت دارد حفظ کرامت ذاتی انسان و رعایت حقوق و منافع کودک است. بر این مبنا، در اخلاق، موضوع خودآیینی، رضایت و منافع کودک را همراه با آراء موافق و مخالف مطرح کرده­ و استدلال نموده­ایم که هرگونه اقدام نسبت به گامت، پس از فوت، باید با ملاحظه‌ی خودآیینی متوفی و رضایت صریح یا ضمنی وی به استفاده از گامت پس از فوت محقق گردد. در ادامه‌ی مباحث، به وجوه حقوقی پرداخته­ایم: مالکیت فرد بر گامت، نَسب کودک متولد به این روش و اِرث این نوع کودکان. به‌نظر می­رسد سلطه‌ی غیرمالی بر اجزا، بافت­ها و سلول­های بدن، نسب اعتباری و توارث مشروط از جمله پاسخ­های قابل دفاع در این ارتباط باشند. بی­گمان، نظام حقوقی نمی­تواند بدون توجه به پیشرفت و نوآوری­­های صورت گرفته در عرصه‌ی درمان ناباروری و دور از اقتضائات زمانه به این پرسش­ها پاسخ گوید. لازمه‌ی چنین امری اتخاذ رویکردهای نوین، بر مبنای اصول موجه اخلاقی و حقوقی است. افزون بر این، ما را به کاستی­ها و نواقص موجود در نظام حقوقی رهنمون خواهد شد.


محمد راسخ، محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی، ساناز شریفی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

پیشرفت دانش و تکنولوژی در عصر حاضر تأثیر فزاینده­ای بر درمان ناباروری گذاشته ­است، به­طوری‌که امروزه، عمده‌ی بیماران مبتلا به ناباروری با به­کارگیری این روش‌ها درمان­پذیر هستند. روش‌های درمان ناباروری را می‌توان به دو دسته‌ی بزرگ «روش‌های درمانی بدون مداخله‌ی شخص ثالث» و «روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث» تقسیم­بندی کرد. درمان بدون مداخله‌ی شخص ثالث به­معنای استفاده از روش‌هایی است که در آن برای درمان صرفاً از اجزای سلولی یا بدنی زوجین متقاضی استفاده می‌شود و نیاز به مداخله‌ی شخص دیگری در فرایند درمان نیست، مانند لقاح خارج رحمی (IVF)، IUI، ZIFT و GIFT. حال آن‌که در روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث، زوجین متقاضی درمان باید از اجزای سلولی یا بدنی فرد یا افراد دیگر بهره­مند شوند. اهدای جنین، اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) و رحم جایگزین از این دسته­اند.

از آن‌جا که وظیفه‌ی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را می‌توان از لوازم آن به‌حساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد به‌دنیا آمده، حدود استفاده از این روش‌ها با دقت بیش‌تری بررسی شود. در این مقاله، تلاش می‌شود اهم محدودیت‌های اخلاقی در ارائه‌ی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخله‌ی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته­ باشند، اخلاقاً نمی‌توانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماری‌های ناتوان­کننده‌ی جسمی و معلولیت­های شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمی­ها با بقای کوتاه‌مدت بیمار» را می‌توان در این دسته گنجاند.

علاوه بر این، سن والدین، به‌خصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائه‌ی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کرده­است. بر این اساس، می‌توان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانه‌ی میان‌سالی در اندیشه‌ی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائه‌ی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.

اختلالات عمده‌ی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیت­های مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابی­های پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمده‌ی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت هم‌چون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (این‌گونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزند­دار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمی‌توان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.

افزون براین، استفاده از روش‌های درمانی با مداخله‌ی شخص ثالث، درست به‌دلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، می‌تواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همین­دلیل، افزون بر مسائل پیش­گفته محدودیت­های اخلاقی بیش‌تری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.

 تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیت‌های اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخله‌ی شخص ثالث است. بی­شک، زوجینی که رابطه‌ی آن‌ها متزلزل و در آستانه‌ی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.

از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمه‌ی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی ­کند، ممکن است هیچ‌گاه نسبت به والدینی که او را پرورش داده­اند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخله‌ی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه می­شود. می‌توان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه به‌نظر می‌رسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزند­دار شدن به کمک روش‌های درمانی پرهزینه، از میان می­رود و می‌توان امکانات موجود را در موارد فوری‌تر برای دیگر متقاضیان به‌کار گرفت.

 منع ارائه‌ی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزه‌ی سلامت جسمی متقاضیان این روش‌هاست، چرا که در این موارد، کودک به‌دنیاآمده از یک خانواده‌ی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آن‌که بسیاری از اختلالات جنسیتی، به‌ویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دست‌کم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال می‌کند که این محدودیت به­ناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیش‌گفته، هر کدام از موانع موجود می‌تواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیت‌ها می‌تواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیت‌های اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.


محمد راسخ، امیرحسین خداپرست،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده

باروری از جمله تواناییهای نخستین آدمیان است. این توانایی غالباً به‌صورت طبیعی محقق میشود، اما در پارهای موارد روشها و فناوریهای جدید علمی امکان تحقق خواست تولیدمثل را در اختیار زوجین نابارور قرار میدهند. در سالهای اخیر، از عبارت «حق بر باروری» برای اشاره به خواست زوجین برای محقق ساختن توانایی باروری سخن به میان آمده و گاه بر تکلیف حکومت در برآوردن این حق تأکید می‌شود. به‌نظر میرسد ابهام نهفته در «حق بر باروری» میتواند مشکلاتی جدی را در فهم ما از این موضوع و، به تبع، شیوه‌ی مواجهه با آن در جامعه پدید آورد. در این مقاله، ضمن ایضاح مفهوم «حق»، این دعوی درانداخته میشود که «حق بر باروری» را میتوان در هر دو قالب «حق‌ادعا» و «حق ‌آزادی» دریافت اما فقط فهم آن در قالب «حق‌آزادی» موجه و مقبول است. از این رو، «حق بر باروری»، در واقع، حق بر آزادی درخواست فرزندآوری و جستوجو برای فراهم آوردن مقتضیات آن، از جمله استفاده از روشهای درمان ناباروری، است. این حق، هم‌چون دیگر حق‌های آدمی، در توازن و تناسب با مصلحت عمومی قرار دارد، به گونهای که میتواند در شرایطی خاص، مثلاً در شرایط جمعیتی نامناسب، مورد حمایت و تشویق یا ممانعت و تضییق حکومت قرار گیرد.
محمد راسخ، فائزه عامری، زهره بهجتی اردکانی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده

گسترش استفاده از روش­های مختلف درمان ناباروری، موضوع نسب کودکان متولد از این روش­ها را به میان آورده و چالش‌های نظری جدی ایجاد نموده است. در این خصوص، لازم است در مفهوم نسب مداقه کرده و چیستی آن را دریافت. در این‌جا، پرسش اصلی آن است که نسب مفهومی بیولوژیک و طبیعی است یا مفهومی حُکمی و اعتباری؟ این جستار، دو دیدگاه طبیعی و اعتباری را تبیین و نقد می­کند. در نتیجه، چنین می­نماید که دلایلی قوی در نقد نسب طبیعی و دفاع از نسب حُکمی می­توان ارائه داد.  

روش تحقیق در مقاله‌ی حاضر عبارت از روش توصیفی/تحلیلی است که با مطالعه و توصیف ادعاهای مربوط در این زمینه، به تجزیه و تحلیل نظری و فلسفی آن‌ها پرداخته است. تصورات رایج از نسب، که آن را مبتنی بر امور بیولوژیک می‌دانند، به‌ویژه با گسترش روش­های نوین درمان ناباروری، مشکلات نظری و نیز اخلاقی و حقوقی متعددی را رقم خواهد زد که نظریه‌ی بیولوژیک قادر به حل آن‌ها نیست. نسب، آن‌گونه که در بادی امر به نظر می­رسد به ضرورت بر اساس بیولوژیک بنا نمی­شود و می­توان آن را بر بنیادی اعتباری و تربیتی بنا کرد.


محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

محمد راسخ، فاطمه دومانلو، سهیلا انصاری‌پور،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

جامعه‌ی علمی، به اتفاق، مهم‌ترین علت افزایش حاملگی‌های چندقلویی در دهه‌های اخیر را گسترش استفاده از فناوری‌های کمک‌‌باروری می‌دانند. تلاش برای پیشگیری از عوارض شدید و خطرناکِ حاملگی چندقلویی برای مادر و جنین، به ابداع روش کاهش جنین ‌انجامید؛ فرایندی برای کاستن از تعداد جنین‌ها در طول دوران بارداری. کاهش جنین به‌طورکلی، یکی از این اهداف را دنبال می‌کند: الف. حفظ بارداری، پیشگیری و کاستن از عوارض و خطرات بارداری چندقلویی برای مادر و جنینهای  باقی‌مانده (کاهش به دلیل تعداد زیاد جنینها)؛ ب. ازبین‌بردن جنین یا جنینهایی که به نوعی ناهنجاری مبتلا هستند (کاهش گزینشی جنین)؛ ج. صرفاً جلوگیری از تولد چندقلوها در شرایطی که خطر چشمگیری مادر و جنینها را تهدید نمیکند (کاهش دلبخواهی جنین). داوری اخلاقی درباره‌ی تکنیک کاهش جنین، بسته به اینکه با کدام هدف انجام شود، متفاوت خواهد بود؛ اما آنچه در بسیاری از موارد، انجام‌دادن کاهش جنین را از لحاظ اخلاقی توجیه می‌کند، «ضرورت»های پزشکی است. در این پژوهش پس از توضیح اقسامی که برشمردیم، هر یک را، جداگانه، در بوته‌ی داوری اخلاقی خواهیم نهاد. در پایان، با توجه به دشواری تصمیم‌گیری در این باره، خطراتِ عمل کاهش جنین و پیامدهای روانی آن برای پدر و مادر، توصیه می‌کنیم با مهار بارداری چندقلویی، تا حد امکان، از عمل کاهش جنین پرهیز شود.

محمد راسخ، شیرین برومند،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

روش‌های نوین درمان ناباروری، در کنار نتایج دلخواه، گاه، پیامدهایی نامطلوب نیز در پی دارند. بارداری چندقلویی، یکی از آن پیامدهاست که سلامت مادر و حیات جنین را در معرض خطر قرار می‌دهد. کاهش جنین، به معنای حذف یک یا چند جنین، به منظور حفظ بارداری و نیز، برخی اقدامات پیشگیرانه، مانند انتقال تعداد کمتر جنین به رحم مادر در هر دوره‌ی لقاح خارج رحمی، از راهکارهای مقابله با این پیامد نامطلوب است. در برخی نظام‌های حقوقی، ضمن اجازه‌ی کاهش جنین، مقرراتی دقیق درباره‌ی تعداد جنین‌های انتقالی وضع شده‌اند. در ایران، در نبود مقررات، دستورالعمل یا قوانین هماهنگ در این حوزه، مطالعه‌ی حقوقی تطبیقی کاهش جنین در کشورهایی که سابقه‌ای در مواجهه‌ی حقوقی با این موضوع دارند، پیش روی قانون‌گذاران و سیاست‌گذاران حوزه‌ی درمان، افقی را آشکار خواهد کرد تا رویکردی مناسب برای این مسأله اتخاذ کنند. به نظر می‌رسد جواز کاهش جنین، مقررات محدودکننده‌ی تعداد جنین‌های انتقالی و پوشش بیمه‌ای مناسب، بیانگر نظام مطلوب حقوقی در زمینه‌ی کاهش جنین باشند.

محمد راسخ، فائزه عامری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

نسب یکی از موضوعات مهم حقوقی بوده که در طول تاریخ نظام­های حقوقی تحولاتی را به خود دیده است. در دوران جدید، با پیدایش روش‌های کمک‌بارروی به‌ویژه با مداخله ثالث، چالش‌هایی جدید بر سر راه تنظیم قانونی نسب کودکان حاصل از این روش­ها قرار گرفته­اند. کودکانی را که بدین روش­ها متولد می‌شوند به چه کسی می­توان یا باید منسوب کرد؟ بنا بر یکی از سنن، نسب مادری بر مبنای حمل و نسب پدری برمبنای نطفه تعیین می­شده. پرسش اما آن است که آیا دو ملاک یادشده می‌توانند نسب این کودکان را به‌شکلی سازگار و کارآمد تمشیت کنند؟ مطالعه قوانین و مقررات کشورهای مختلف پاسخی منفی پیش روی می ­نهد. قوانینی که برای تعیین پدر و مادر این کودکان صرفاً به این دو ملاک تکیه کرده‌اند، موجد ابهام، بلاتکلیفی و عدم قطعیت بوده‌اند. از این رو، ضرورت بحث از ملاکی جدید، یعنی ملاک قصد، به‌میان می‌آید. در این نوشتار، بنا داریم کوشش قانونگذاران و قضات را در نظام‌های حقوقی مختلف برای رسیدن به ملاکی کارآمد و سازگار بررسی کنیم.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb