7 نتیجه برای رشیدی
محمد راسخ، مژگان خورشیدی، فائزه عامری،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده
باروری پس از مرگ همگام با رواج و گسترش روشهای مصنوعی باروری به میان آمده است. در این روش افراد نسبت به انجماد گامت یا جنین خود برای باروری پس از مرگ اقدام میکنند. این روش موجد پرسشهای اخلاقی و حقوقی متعدد است. در این راستا، آنچه اهمیت دارد حفظ کرامت ذاتی انسان و رعایت حقوق و منافع کودک است. بر این مبنا، در اخلاق، موضوع خودآیینی، رضایت و منافع کودک را همراه با آراء موافق و مخالف مطرح کرده و استدلال نمودهایم که هرگونه اقدام نسبت به گامت، پس از فوت، باید با ملاحظهی خودآیینی متوفی و رضایت صریح یا ضمنی وی به استفاده از گامت پس از فوت محقق گردد. در ادامهی مباحث، به وجوه حقوقی پرداختهایم: مالکیت فرد بر گامت، نَسب کودک متولد به این روش و اِرث این نوع کودکان. بهنظر میرسد سلطهی غیرمالی بر اجزا، بافتها و سلولهای بدن، نسب اعتباری و توارث مشروط از جمله پاسخهای قابل دفاع در این ارتباط باشند. بیگمان، نظام حقوقی نمیتواند بدون توجه به پیشرفت و نوآوریهای صورت گرفته در عرصهی درمان ناباروری و دور از اقتضائات زمانه به این پرسشها پاسخ گوید. لازمهی چنین امری اتخاذ رویکردهای نوین، بر مبنای اصول موجه اخلاقی و حقوقی است. افزون بر این، ما را به کاستیها و نواقص موجود در نظام حقوقی رهنمون خواهد شد.
هومان خورشیدی، سعید رئوفی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده
مجتبی پارسا، اعظم خورشیدیان،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
بروز اَشکال مختلف روابط اقتصادی و تمایل حرفهمندان به کسب درآمد بیشتر، باعث ایجاد چالشهای جدید در حرفهی دندانپزشکی شده است؛ تعارض منافع یکی از این چالشهاست. جامعه انتظار دارد دندانپزشک در اقدامات حرفهای خود منفعت و سلامت بیماران را در اولویت خود قرار دهد. در تعارض منافع، بین وظایف دندانپزشک در قبال بیمار و منافع شخصیاش تعارض به وجود میآید. مهمترین نگرانی موجود، در اولویت قرارگرفتن اهداف تجاری به جای ارائهی خدمات مبتنی بر دانش تخصصی از سوی دندانپزشکان است که میتواند به تنزل اعتماد بیمار به آنان منجر شود. تعارض منافع ممکن است به اشکال مختلف رخ دهد که از مهمترین آنها میتوان به سهمخواری، خودارجاعی، دریافت هدیه از بیمار و صنعت اشاره کرد که در مقالهی حاضر به صورت چهار نمونهی بالینی بررسی خواهد شد.
افروز کرزبر، کبری رشیدی، رضوان مرادی، شیرین پیرزاد، مهدی بیرجندی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
توانمندی نگرش مثبت و عملکرد مناسب پرستاران در رویارویی با واقعهی مرگ، به میزانی زیاد، از اعتقادات مذهبی آنها اثر میپذیرد. یک متغیر مهم مذهبی، نوع جهتگیری مذهبی درونی (عملیکردن باورهای دینی در همهی رفتارها و اعمال) و بیرونی (استفادهی ابزاری از بهجاآوردن باورهای دینی، برای کسب منافع مادی) آنهاست. هدف این مطالعه، بررسی رابطهی جهتگیری مذهبی و نگرش به مرگ دانشجویان پرستاری بود. نوع پژوهش، مقطعیهمبستگی بود. 202 نفر دانشجوی پرستاری دانشکدههای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی لرستان، در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای مطالعه، شامل پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت و مقیاس استاندارد نگرش به مرگ (DAP-R) بودند. بعد از کسب رضایتنامهی کتبی، مشارکتکنندگان، پرسشنامهها را تکمیل کردند. دادهها، با نرمافزار SPSS 18 و آزمونهای آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شدند. مشخصات دموگرافیک مشارکتکنندگان عبارت بود از: 51.5 درصد زن، میانگین سنی 21.7 سال، 89.6 درصد مجرد، 95.5 درصد دانشجوی مقطع کارشناسی، 53 درصد مقیم خوابگاه، 94.6 درصد شیعه و 50.5 درصد دارای تجربهی دیدن مرگ. میانگین نمرهی جهتگیری مذهبی درونی، بیشتر از بیرونی و در دو جنس، یکسان بود. تفاوت میانگین نمرهی جهتگیری درونی با پذیرش فعالانهی مرگ، همبستگی مثبت (0.001P<) و با اجتناب از مرگ، همبستگی معکوس منفی معناداری داشت (0.17-/0.01p=). جهتگیری بیرونی، با ترس از مرگ و پذیرش با گریز، همبستگی مثبت معناداری نشان داد (0.001P<). تفاوت میانگین نمرهی هر دو جهتگیری مذهبی، برحسب جنسیت، وضعیت ﺗﺄهل و مذهب، معنادار نبود (0.001P>). بین ترس از مرگ و اجتناب از آن و پذیرش با گریز، برحسب جنسیت و از نظر پذیرش یا گریز با داشتن تجربهی دیدن مرگ، ارتباطی معنادار دیده شد (0.01p=). بین نگرش به مرگ و تجربهی مرگ خانواده، ارتباطی معنادار وجود نداشت (0.001p>). یافتهها نشان دادند که نوع جهتگیری مذهبی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با نگرش به مرگ و پذیرش یا گریز از آن، عاملی ﻣﺆثر بر سلامت افراد و کیفیت ارائهی مراقبت از بیماران محتضر، است.
کبری رشیدی، پونه سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
یکی از مهمترین حقوق بیمار، احترام به خودآیینی وی و مشارکت ایشان در فرایند تصمیمگیری درمانی خویش است؛ بهویژه بیمار مراجعهکننده به اورژانس که به دقت بیشتری برای تشخیصهای افتراقی منجر به ناخوشی و مرگ نیازمند است؛ اما مسأله زمانی ایجاد میشود که این حق با سهلانگاری نادیده گرفته شود و گاهی با وجود اینکه ماجرا ساده به نظر میرسد، مدیریت و کنترل آن دشوار باشد. دربارهی این موضوع در مقالهی حاضر، بهصورت نمونه، در بیماری با تشخیص درد شکمی حاد بحث خواهد شد؛ همچنین سعی شده است چگونگی بروز سهلانگاری، علل و پیامدهای ناشی از آن و راهکارهای مدیریت آن، بهطور اجمالی، مرور شود. نتایج این گزارش بر اهمیت مشارکت بیمار و اخذ رضایت آگاهانه از وی در تمام فرایند درمان (تشخیص، درمان، توانبخشی و پیشگیری) و حفظ حریم خصوصی و رازداری دربارهی تمام اطلاعات پزشکی و غیرپزشکی بیمار که به هر طریقی (شفاهی، کتبی، جزئی و حتی الکترونیکی) در اختیار کادر درمان قرار میگیرد، بهویژه در موارد حساس و انگزا تأکید دارد. به نظر میرسد آشکارسازی بهموقع، بررسی عوامل ایجادکننده، پیامدها، جبران خسارت وارده، افزایش صلاحیت فرهنگی کادر درمان، تدوین راهنماها و دستورالعملهای بومی مرتبط، وجود نظام کارآمد رسیدگی سیستمی با حمایت سازمانی، تقویت مهارتهای ارتباطی و کار تیمی در پیشگیری از بروز نمونههای مشابه، از راهکارهای مدیریت چنین سهلانگاریهایی باشند.
امیراحمد شجاعی، فضل الله حسنوند، حمیدرضا نمازی، مجتبی پارسا، دانشجوی PHD کبری رشیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
اخلاقحرفهای مبتنی بر ارزشها، تکالیف، حقوق و مسئولیتهای انسانی بنا شده است و شرایط حرفهای و سازمانی پرستاران را متاثر میسازد. در این راستا، این پژوهش با هدف شناخت ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید ایشان و پزشکان؛ با روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته، با مشارکت 26 پزشک متخصص اخلاقپزشکی، متخصص بالینی، دستیار بالینی و اینترن و 20 پرستار براساس اشباع نظری با روش نمونهگیری هدفمند، پس از کسب رضایتآگاهانه از ایشان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا استفاده شد که در نرمافزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. یافتهها نشانداد که؛ اخلاقحرفهای پرستاران مبتنی بر یک چارچوب چهاربعدی بود؛ اخلاقحرفهای پرستاران در ارتباط با بیمار (شش خردهمولفه)، در ارتباط با همکاران در ردههای مختلف (چهار خردهمولفه)، در ارتباط با حرفه (سه خردهمولفه) و در ارتباط با بیمارستان و سازمانهای درمانی (دو خردهمؤلفه). پایایی کدگذاری مولفهها براساس شاخص کاپا برابر با 88/0 بود. بنابراین میتوان گفت که ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید افراد مورد مطالعه در ارتباط با خود و دیگران (بیماران، همکاران، سازمان و حرفه) معنا پیدا می کند. پرستاران با شناخت و رعایت جزئیات و ماهیت این ارتباطات و تکتک حقوق این افراد از دید خود، میتوانند اصول اخلاقحرفهای را در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش کیفیت خدمات، رضایتمندی دیگران و اعتلای جایگاه حرفه، اجرایی نمایند.
اعظم خورشیدیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
پرستاران نگران محافظت از حقوق بیماران خود هستند؛ ولی در برخی مواقع، در ارتباطهای خود با پزشکان و بیماران، با وضعیت کاری دشوار و چالشهایی در خور توجه مواجه میشوند که به روابط نامتقارن و بهتبع آن، ارائهنکردن مراقبتهای مناسب پرستاری منجر میشود. موقعیتهایی وجود دارد که پرستاران احساس میکنند، اتونومی بیماران نادیده گرفته میشود و اطلاعات کافی به بیماران و خانوادههایشان ارائه نمیشود. این موقعیتها، بهویژه در زمینهی پرستاری کودکان دشوارتر است؛ زیرا کودکان بیمار، اغلب نمیتوانند نیازهای خود را بهشکل مناسب بیان کنند. پرستاران کودکان، باید به آسیبپذیری کودکان و خانوادههای آنها حساستر باشند و فعالانه از رفاه و منفعت آنها حمایت کنند. در مواقعی که کودک به بیماری جدی مبتلاست یا در مراحل پایان حیات به سر میبرد، چالشهای اخلاقی پررنگتر میشود. در این مقاله، ابعاد چالشهای تصمیمسازی اخلاقی در پرستاری کودکان با بیماریهای جدی، بررسی شد. روش اجرای این مقاله، بهصورت مرور حیطهای بود. در حوزهی اخلاق پرستاری کودکان با بیماریهای جدی، چندین چالش اخلاقی جدی مطرح است که عبارتاند از:
• تصمیمسازی دربارهی مراقبتهای سلامت برای این کودکان چگونه باید اتخاذ شود؟
• چه کسی باید این تصمیمات را بگیرد؟
• استاندارد بهترین منفعت برای این کودکان چگونه تعیین میشود؟
• چه کسی میتواند مدعی بهترین دفاع از منافع کودکان باشد؟
• هنگامی که تصمیم درمانی شامل درمانهای حفظ حیات (SVT) است، آیا حفظ زندگی مهمتر از کیفیت زندگی است؟
• چه کسی میتواند مجوز تغییر اهداف درمانی و حفظ حیات را به اهداف تسکیندهنده صادر کند؟
برای کمک به یافتن راهحل برای این گونه چالشها، منشور اخلاقی انجمنهای پرستاری در کشورهای مختلف تدوین شده است؛ اما برای چگونگی برخورد با این موقعیتهای بالینی توافقنظر و پاسخ قطعی وجود ندارد. استفاده از نظرات متخصصان امر در رشتههای مختلف و تدوین کدهای اخلاق حرفهای میتواند راهنمای تصمیمسازی بالینی درست و اخلاقی برای پرستاران کودکان در مواقع ابتلا به بیماریهای جدی باشد.