6 نتیجه برای رضائی
محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقهای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالشهای آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقهای تاریخی دارد اما بهتازگی نمودی بیشتر یافته، «بینتیجهبودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیینشدهی خود برسد، بینتیجه خواهد بود. این موضوع در اواخر دههی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژهی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجهی مطلوب و آن «نتیجه»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادلهایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابهجا» از آن جملهاند. این مقاله در جستوجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر میرسد میتوان جایگزین این واژهی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بینتیجه» است.
سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
رعایتنشدن اخلاق حرفهای در مامایی، خطراتی زیانبار، ازجمله افزایش مرگومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفهای در مراقبتهای بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستانهای استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعهی توصیفیمقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستانهای تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونهگیری طبقهبندیشده، صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفهای، در سه حیطهی محیطی و مدیریتی و فردیمراقبتی. دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS، نسخهی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دستهی عوامل محیطی (73.94 %)، فردیمراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفهای بودند. مهمترین موانع رعایت اخلاق حرفهای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 %)، در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردیمراقبتی، رضایتنداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفیبودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفهای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایتنشدن آن، پیشنهاد میشود مدیران و مسئولان، برنامهریزیهای لازم و ضروری را توسط بیمارستانها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.
محمد رضائی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ این سؤال است که توصیههای دینی و اخلاقی تا چه حد بر بهداشت محیط شهرهای قلمرو آلبویه اثرگذار بوده است؟. در پژوهش حاضر با روش توصیفیتحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانهای از کتب روایی، تاریخی، طبی و جغرافیایی فیشبرداری شد؛ سپس پس از دستهبندی دادهها در مهمترین حوزههای مرتبط با بهداشت محیط و بررسی آنها، نتیجه حاصل شد. یافتهها حاکی از آن است که در نیمهی اول دورهی حکومت آلبویه، در پی افزایش جمعیت و گسترش برخی شهرها، نیاز به اقدامات بهداشتی در حوزههای مختلف، که امروزه از وظایف متولیان بهداشت محیط است، احساس شد. در کنار دستورات و توصیههای موجود در برخی آیات و روایات که مبنای بخشی از قوانین بهداشتی به شمار میرفت، تعدادی از حکام این سلسله مانند عضدالدوله (324 تا ۳۷۲ ه.ق) نیز با برخی اقدامات عمرانی و خدماتی همچون تأمین آب شرب یا احداث مراکز درمانی و خدماتی و نصب محتسب به دخالت در امر بهداشت شهرها در حوزههای مختلف پرداختند؛ البته بخشی از این اقدامات با سلامت جامعه در حوزهی بهداشت مواد غذایی، معابر و اماکن عمومی و بهداشت آب و دفع فاضلاب در ارتباط بود.
نفیسه رضائی، رشا اطلسی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اخلاق هوش مصنوعی، مجموعهای از اصول و استانداردهایی است که متخصصان و کاربران در طراحی و استفاده از هوش مصنوعی به آنها توجه میکنند و احترام به حریم کاربران، امنیت و عدالت در استفاده از هوش مصنوعی را در بر میگیرد. هدف از این پژوهش، تحلیل علمسنجی مطالعات انجامشده در این حوزه، تا زمان کنونی و یافتن ویژگیها و موضوعات ترند در آنها بوده است؛ ازاینرو، نخست، با استفاده از سرعنوانهای موضوعی پزشکی مش (MESH) که هوش مصنوعی و اخلاق بودند، در پایگاه PubMed جستوجو صورت گرفت؛ سپس، تمام مدارک نمایهشده از ابتدا تا تاریخ اول سپتامبر ۲۰۲۴، بازیابی و ذخیره شدند. در مرحلهی بعد، تحلیل علمسنجی و مصورسازی دادهها با استفاده از برنامهی R انجام گرفت و نتایج در قالب جدولها و نمودارها و نقشههای علمی، ارائه شدند. 534 مدرک از سال 1986 تا 2024 در این حوزه وجود داشت که بیشترینِ آنها (n=70)، در سال 2024 منتشر شده بودند. مجلهی The American Journal of Bioethics بیشترین مطالعه را در این زمینه منتشر کرده بود (n=30) و Melissa D McCradden ) از گروه اخلاق زیستی دانشگاه تورنتو کانادا( با پنج مقاله، پرکارترین نویسنده در این حوزه بوده است. University of Oxford با ۲۴ مقاله و Stanford University School of Medicine با ۲۱ مقاله، بهترتیب، بیشترین مقاله را در این حوزه، منتشر کرده بودند؛ همچنین، ایالات متحده آمریکا (n=236)، آلمان (n=91) و فرانسه (n=52) بهترتیب، فعالترین کشورها در حوزهی اخلاق و هوش مصنوعی بودهاند. Research Personnel، Informed Consent / Ethics و Artificial Intelligence / Ethics /Trends هر سه، بیشترین ترند موضوعی در سال ۲۰۲۴ بودهاند و در سال ۲۰۲۳ نیز Privacy Biomedical Research, و Education, Medical بهترتیب، بیشترین ترند موضوعی، در این حوزه بودهاند. در طی سالهای اخیر، تولیدات علمی حوزهی اخلاق و هوش مصنوعی، رشد صعودی داشتهاند. به نظر میرسد این رشد، بهمنظور توسعهی روزافزون طراحی و نیز کاربرد هوش مصنوعی در حوزههای مختلف علمی و نیز زندگی روزمره است؛ ازاینرو، توجه به جنبههای مختلف اخلاقی و نکات مهم نوظهور در این حوزه و نیز افزایش همکاریهای بینالمللی در پژوهش و آموزش، میتواند به استفادهی مؤثرتر از هوش مصنوعی و چالشهای کمتر در این حوزه منجر شود.
محسن رضائی آدریانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
یکی از چالشهای مهم در ارتباط گیرنده و ارائهکنندهی خدمت سلامت، مسائل و ارتباط مالی است. این ارتباط به دو گونهی مستقیم یا غیرمستقیم است. در ارتباط مستقیم مالی گیرنده و ارائهکنندهی خدمت سلامت، معضلات اخلاقی متعددی پدید میآید که دریافت وجه خارج از تعرفه (زیرمیزی)، سهمخواهی، ارجاع به خود، ارجاع بیجا، تقاضای القایی، بستری و جراحی غیرضروری، از آن جمله هستند. در شیوهی ارتباط غیرمستقیم، بخشی اندک از هزینهی خدمات سلامت بر عهدهی گیرندهی خدمت است و نهاد واسط (بیمه یا وزارت بهداشت) عمدهی این هزینه را پرداخت میکند. وجود نظام پزشک خانواده، همراه با سطحبندی و ارجاع دقیق و صحیح، تکمیلکنندهی شیوهی ارتباط غیرمستقیم مالی است. در چنین حالتی این امکان وجود خواهد داشت که تعرفهی خدمات، مطابق با هزینهی تمامشده باشد و تعرفهها به اصطلاح «واقعی» شوند. در این صورت، برای بسیاری از معضلات اخلاقی پیشگفته، زمینهای برای بروز و ظهور وجود نخواهد داشت. در نظام سلامت کنونی، نمونههای موجود قطع ارتباط مستقیم مالی و نظام ارجاع، گویای چنین امکانی است. قانون بیمهی تصادفی (مادهی ۹۲ برنامهی چهارم توسعه)، پزشک خانوادهی کمیتهی امداد امام(ره)، ازجملهی این نمونهها هستند. در مراکز درمانی که محل ارجاع بیماران مصدوم هستند، کارکنان باسابقه که قبل و بعد از اجرای قانون بیمهی تصادفی را در تجربهی زیستهی خود دارند، بهروشنی به تفاوت آشکار قبل و بعد از اجرای این قانون اذعان دارند. مطالعات انجامشده هم به این موضوع اشاره دارند.
مریم کبیریان، سیده محبوبه رضائیان، رسول علیمی، نیره خادم، رباب لطیف نژاد رودسری،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
حقوق مادری ایمن، مشتمل بر اهداف دستیابی به کاهش مرگومیر مادران، تجربهی بارداری و زایمان ایمن و بهدنیاآمدن فرزندان سالم است. مطالعهی حاضر با هدف تعیین میزان رعایت حقوق مربوط به مادری ایمن و عوامل مستعدکننده، تقویتکننده و توانمندساز آن بر اساس مدل پرسید-پروسید از دیدگاه دانشجویان مامایی انجام شد. این مطالعه به روش مقطعی، بر روی 151 دانشجوی مامایی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال ۱۴۰۰-۱۴۰۱ که به روش سرشماری انتخاب شدند، صورت گرفت. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهی دموگرافیک مقیاس پژوهشگرساختهی ارزیابی میزان رعایت حقوق مادری ایمن و پرسشنامهی سنجش عوامل مستعدکننده، تقویتکننده و توانمندساز آن که به روش خودگزارشی تکمیل میشد، صورت گرفت. برای تحلیل دادهها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. میانگین نمرهی کلی رعایت حقوق مادری ایمن 8/ 38±6/ 116 با دامنهی ۱۳-۱۸۷ بود. در بررسی عوامل مستعدکننده، 58/6 درصد دانشجویان از سطح آگاهی متوسط به بالا و 80/15 درصد دانشجویان از نگرش مثبت و 56/7 درصد ارزش بسیار زیاد برای رعایت حقوق مادری ایمن قائل بودند. در بررسی عوامل تقویتکننده، تشویق استادان بالینی (94/8 درصد) و حمایتهای قانونی (94/6 درصد) و در بررسی عوامل توانمندساز، تبحر و تخصص نیروی انسانی (71/9 درصد) بهعنوان مؤثرترین عوامل در ارتقاء رعایت حقوق مادری ایمن تعیین شدند. بین عوامل توانمندساز با رعایت حقوق مادری ایمن همبستگی بالای مثبت مشاهده شد (0.488=r، 0.950=p). نتایج بیانگر آن است که رعایت حقوق مادری ایمن از دیدگاه دانشجویان مامایی در حد متوسط است. با توجه به ارتباط عوامل توانمندساز با رعایت حقوق مادری ایمن پیشنهاد میشود، مسئولان آموزشی و اجرایی حرفهی مامایی، نقش این عوامل را در ارتقاء میزان رعایت حقوق مادری ایمن در نظر بگیرند تا کیفیت ارائهی خدمات مامایی افزایش یابد.