مهناز قلجه، زهرا ذاکری، نسرین رضایی، راضیه عابدزاده، دوره 3، شماره 5 - ( (ویژه نامه حقوق بیمار) 1389 )
چکیده
دفاع از حقوق انسان به منظور حفظ حرمت و عزت اوست که با رعایت آن رابطهی خوبی بین بیمار، پزشک و پرستار ایجاد میشود. این پژوهش به منظور بررسی آگاهی و عملکرد پزشکان و پرستاران از رعایت حقوق بیمار در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان درسال 1388 انجام شد. این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و جامعهی پژوهش را 132 پرستار و 55 پزشک تشکیل داده است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای شامل 3 بخش است که قسمت اول اطلاعات دموگرافیک، قسمت دوم پرسشنامهی مربوط به آگاهی و قسمت سوم مربوط به عملکرد است. میانگین نمرهی آگاهی پزشکان از حقوق بیمار 12/15 (آگاهی خوب) و میانگین نمرهی آگاهی پرستاران 45/13 (آگاهی متوسط) بوده است. میانگین نمرهی آگاهی پزشکان نسبت به پرستاران از حقوق بیمار بیشتر بود. میانگین نمرهی عملکرد پزشکان 92/12 و پرستاران 85/9 بود که عملکرد آنها از حقوق بیمار متوسط تلقی شد. میانگین نمرهی عملکرد پزشکان نسبت به پرستاران بیشتر بوده و بین میانگین نمرهی آگاهی و عملکرد پرستاران ارتباط وجود داشت. ارائهدهندگان خدمات بهداشتی - درمانی بالاخص گروه پزشکی باید از مفاد حقوق بیمار آگاهی داشته و ضروری است که مدیران بیمارستانها تدابیری در زمینهی اجرای قوانین مربوط به حقوق بیمار فراهم آورند.
محسن رضایی آدریانی، علی صابر، دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
کمیتههای اخلاق بیمارستانی برای حل و فصل تعارضات زیستپزشکی تشکیل میشوند. حل تعارضاتهای زیستپزشکی، صرفاً با قضاوت علمی امکان پذیر نیست و در بعضی موارد تصمیمگیری فراتر از توان متخصص پزشکی است. سایر وظایف این کمیتهها شامل آموزش اخلاق زیستی برای اعضای خود و کارکنان حوزهی سلامت، مشاورهی اخلاق زیستی، توسعهی راهنماها و سیاستگذاری در حوزهی اخلاق زیستی است. کمیتههای اخلاق بیمارستانی در بیمارستانهای کشور بنا به دلایلی از جمله آموزش ندیدن اعضاء، عملاً کارآیی لازم را ندارند و غیرفعال بهنظر میرسند. برای فعالکردن این کمیتهها، علاوه بر اصلاح ساختار آنها، آموزش کارکنان حوزهی سلامت در مورد ساختار، اهداف، وظایف، ترکیب اعضاء کمیتهها در ایران و سایر کشورها ضرورت دارد. بهنظر میرسد در بعضی از موارد بهعلت عدم آموزش کافی اعضا کمیتهها کارآیی لازم را جهت انجام وظایف ندارند که موجب سرگردانی و بلاتکلیفی پزشکان و کارکنان سلامت میشود. بدین منظور مطالعهای برای بررسی تأثیر آموزش بر روی آگاهی و نگرش اعضای کمیتهها در مورد کلیات اخلاق پزشکی و کمیتههای اخلاق بیمارستانی انجام شد. در جریان برنامهریزی دومین کنگرهی کشوری اخلاق پزشکی در اسفندماه 1390 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، کارگاهی با عنوان همایش یکروزهی اعضای کمیتههای اخلاق پزشکی بیمارستانهای استان اصفهان در سالن جنبی و همزمان با کنگره برگزار گردید. مهمترین موضوعات شامل کلیات اخلاق پزشکی (فلسفهی اخلاق پزشکی، فلسفهی اخلاق پزشکی اسلامی، رضایت و برائت، آغاز و پایان حیات) و ساختار، اهداف، وظایف، ترکیب اعضای کمیتهها در ایران و سایر کشورها توسط اساتید و دانشجویان PhD اخلاق پزشکی، بهصورت سخنرانی بهمدت 5 ساعت برای اعضای کمیتههای اخلاق پزشکی بیمارستانهای استان ارائه گردید و پیش از شروع جلسه، پرسشنامهای با 16 سؤال بهعنوان پیشآزمون در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. پس از پایان همایش مجدداً پرسشنامهی قبلی بهعنوان پسآزمون توزیع گردید. نتایج دو مرحله با هم مقایسه شد. آنالیز واریانس با اندازههای تکراری نشان داد که متغیرهای جنس، سابقهی کار و شغل تأثیری بر نتایج ندارد. اختلاف بین پیشآزمون و پسآزمون ناشی از آموزش ارائهشده در جلسه بود. آموزش مداوم موضوعات مطرح در حوزهی اخلاق پزشکی برای اعضای این کمیتهها برای محافظت از تصمیمات شایستهی بیماران و مسؤولیتهای قانونی مؤسسات و کارکنان سلامت ضرورت دارد. این آموزشها باعث خواهد شد تا کمیتهها در جهت برطرف کردن نیازهای بیماران و کارکنان و مؤسسات سلامت حرکت کنند.
سمیه نقی زاده، مهدی ابراهیمپور میرزا رضایی، آزاد رحمانی، حسین رستمی، سهیلا دهقانی، دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده
عدم آگاهی کادر درمانی از قوانین و مقررات سقط میتواند سلامت مادران را به خطر بیاندازد و مشکلاتی را برای جامعهی پزشکی ایجاد کند. هدف مطالعهی حاضر بررسی دانش و دیدگاه دانشجویان مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد سقط قانونی و غیرقانونی است. این مطالعه توصیفی – تحلیلی (مقطعی) در سال 1392 بر روی 300 نفر از دانشجویان مامایی دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهی چهارقسمتی بود. قسمت اول تا چهارم بهترتیب شامل مشخصات فردی- اجتماعی و آموزشی دانشجویان مامایی، بررسی دانش دانشجویان در مورد قوانین و مقررات سقط جنین در ایران، بررسی دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی و غیرقانونی بود. در این مطالعه جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS ویرایش 13 استفاده شد و 05/0 P≤معنیدار در نظر گرفته شد. 7/26 درصد از دانشجویان مامایی در مورد سقط جنین دانش خوب، 7/53 درصد دانش متوسط و 7/19 درصد دانش ضعیف داشتند. 3/89 درصد از دانشجویان نگرش مثبت و 7/10 درصد نگرش منفی نسبت به سقط جنین قانونی داشتند و 3/78 درصد از دانشجویان مخالف سقط غیرقانونی جنین بودند و تنها 65 نفر (7/21 درصد) موافق سقط غیرقانونی بودند. نتایج آزمون T-test نشان داد که بین دانش دانشجویان در مورد سقط جنین (76/0P≤) ، دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی (44/0P≤) و دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین غیرقانونی (081/0P ≤) ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. دانش کم دانشجویان مامایی درخصوص قوانین سقط جنین، حتی در کمتر از 20 درصد دانشجویان یک خطر محسوب میشود و میتواند احتمال مواجههی این دانشجویان با مشکلات قضایی را در آینده افزایش دهد. بنابراین، توصیه میشود با افزایش سطح دانش دانشجویان مامایی درخصوص موارد مجاز سقط درمانی و قوانین مربوط به آن و نیز مجازاتهای سقط جنین جنایی، از میزان بروز چنین مشکلات قضائی در آینده کاسته شود.
علی واشقانی فراهانی، مجید ملکی، رضا گل پیرا، هومن بخشنده، مجتبی پارسا، مهناز مایل افشار، سیما کاشانیان فرد، شیوا خالق پرست، محسن رضایی، سید احمد رضایی، دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
در طی دو دههی اخیر، تعاریف پروفشنالیسم به مرور تکامل یافته و ابزارهای متعددی برای سنجش آن طراحی و به اجرا گذاشته شده است. هدف از این مطالعه ارزیابی میزان رعایت پروفشنالیسم از دیدگاه پزشکان، پرستاران و بیماران با استفاده از پرسشنامه در یک بیمارستان تخصصی بوده است. از بین 8 شاخص تعهد حرفهای بالاترین نمره به ارتقای توانمندی حرفهای و رازداری اختصاص یافت. در مورد 2 شاخص «ارتقا توانمندی» و «رازداری بیمار» بین نظر بیماران و نظر گروه پرستار و پزشک اختلاف معنیداری مشاهده شد (P<0.0001). این اختلاف برای 3 محور «حفظ رابطهی مناسب با بیماران»، «بهبود دسترسی به خدمات» و «توزیع عادلانهی منابع محدود» بین گروه پرستاران با بیماران و پزشکان معنیدار بود.در 3 محور «تولید دانش»، «اعتماد از طریق مدیریت تعارضات منافع» و «مسؤولیتهای حرفهای» تنها اختلاف بین گروه پرستاران و بیماران معنیدار بود (P<0.0001). با توجه به اختلافات معنیدار آماری بین گروه پرستاران و 2 گروه دیگر، بهنظر میرسد نظرات گروه پرستاری با شناخت عمقیتر و تماس طولانیتری که از عملکرد پزشکان دارند، در زمینهی ارتقا توانمندی حرفهای پزشکان منطقیتر باشد.
دکتر صدیقه ابراهیمی، آزاده محمدرضایی، امید آسمانی، دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
خطاهای پزشکی دربارهی کودکان، میتواند متفاوت با بزرگسالان باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نوع و فراوانی خطاهای پزشکی در گروه کودکان و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه دستیاران اطفال، است. این پژوهش توصیفی، تحلیلی و مقطعی، در سال 1395، با پرسشنامهای محققساخته انجام شد. پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، نسخهی نهایی آن با هفده سؤال در شش بخش مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار 22SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهد بیشترین میانگین وزنی، مربوط به فراوانی خطای «تشخیص یا تأخیر در تشخیص بیماری» (6/8)، «انتخاب دوز مناسب دارو» (3/8) و «انتخاب نوع داروی مناسب» (2/8) بوده است. دستیاران فوق تخصصی (6/12) و اتندینگ اطفال (1/12)، با بیشترین میانگین وزنی، بالاترین نقش را در پیشگیری و تشخیص خطا داشتهاند. بیشترین میانگین وزنی خطا (11) مربوط به پزشکان عمومی شهری و کمترین آن (1/6)، مربوط به اتندینگ گروه اطفال بوده است. اکثر دستیاران، بیشترین میزان احتمال وقوع خطا را از 2تا8 بامداد و بیشترین خطاها را مربوط به سال اول دستیاری اعلام کردهاند. بیشترین میزان اشتباهات صورتگرفته، در گروه کودکان (6/70درصد) و بعد از آن، گروه نوزادان (4/29 درصد) بیان شده است. بازسازی و تقویت نقش آموزشی و نظارتی دستیاران فوق تخصصی و اساتید کودکان، با هدف تشخیص و پیشگیری از خطاها، در بیمارستانهای آموزشی لازم به نظر میرسد. برگزاری دورههای آموزشی هدفمند و کنترل بهینهی عوامل مؤثر در بروز خطا، ازجمله بار کاری، خستگی، کمتجربگی و...، از وظایف مدیران و مسئولان آموزشی و اجرایی خواهد بود.
بررسی میزان سازگاری فرایند پذیرش بیمار با موازین اخلاقیحرفهای، نقشی بسزا در کاهش رخنههای رفتاری کادر درمانی و افزایش رضایتمندی بیماران دارد؛ ازاینرو، بر آن هستیم تا با واکاوی فرایند پذیرش بیمار در بخش آیسییو و شناسایی رخنههای عملکردی کارکنان آن، زمینهیتعالی هرچه بیشتر خدمترسانی در آن را فراهم کنیم. پژوهش حاضر، مطالعهای کیفی است که با مصاحبهی عمیق با 28 نفر از کارکنان بخش آیسییو جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان، در بازهی زمانی زمستان 1396 انجام شده است. اطلاعات مورد نظر، جمعآوری و دادهها با کدگذاری باز، گزینشی و محوری تحلیل شدهاند. پژوهش حاضر نشان میدهد که شش مقولهی «بهکارگیری افراد فاقد صلاحیت حرفهای کافی»، «اثرگذاری سلیقههای شخصی در روابط حرفهای»، «انتظارهای غیرمنطقی»، «نداشتن مهارتهای ارتباطی»، «بیتوجهی به امکان پذیرش بیمار جدید» و «فعالیت در دیگر مراکز درمانی»،وضعیت عملکردی کارکنان بخش آیسییو جراحی مغز و اعصاب را توضیح میدهند.از مجموع آنچه گذشت، چنین به دست میآید که «نبود حساسیت اخلاقی نسبت به حرفه و اهمیت آن» در کارکنان بخش آیسییو، بهعنوان پدیدهی مرکزی ناشی از نادیدهانگاری اهمیت تدوین فرایندهای شفاف برای فعالیتهای مختلف در بخش آیسییو و نداشتن تربیت حرفهای کارکنان است. این امر سبب میشود تا برخی از کارکنان بخش آیسییو بکوشند از اجرای موازین تعریفشده، چشمپوشی و بهشکل غیررسمی و سلیقهای، رفتارشان را تنظیم کنند که مهمترین پیامد آن، کاهش کیفیت خدمات درمانی و مراقبتی در آن بخش است. گفتنی است این ارزیابی را نمیتوان به همهی کارکنان این بخش تعمیم داد.
نظام سلامت، به مدیران پرستاری دارای توانایی استدلال اخلاقی نیاز دارد تا با اتخاذ سبک رهبری مؤثر، منجر به افزایش کیفیت ارائهی خدمات در این نظام شوند. هدف مطالعه، بررسی رابطهی توانایی استدلال اخلاقی و سبک رهبری مدیران پرستاریمراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جیرفت بود. پژوهش حاضر، توصیفیهمبستگی، از نوع مقطعی بود که در سال 1399 انجام شد. جامعهی پژوهش، همهی مدیران پرستاری شاغل بودند که از بین آنها، افراد دارای مدرک کارشناسی پرستاری و بالاتر، به روش نمونهگیری سرشماری، به تعداد 124 نفر، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک، «استدلال اخلاقی چریشام» و «سبک رهبری هرسی و بلانچارد» بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روش آمار توصیفی و استنباطی و نسخهی 19 نرمافزار SPSS استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد میانگین نمرهی استدلال اخلاقی مدیران پرستاری (04/7 ± 10/48) است که بالاتر از میانگین نمرهی آزمون است؛ همچنین، سبک رهبری غالب مدیران، سبک رهبری استدلالی بود (68/59 درصد). بیشترین میانگین استدلال اخلاقی مدیران پرستاری، مربوط به سبک رهبری مشارکتی بود (35/7 ± 44/48). بین توانایی استدلال اخلاقی و سبک رهبری مدیران پرستاری، ارتباطی معنیدار وجود نداشت (05/0<P). با توجه به نتایج مطالعه، بهمنظورارتقایاثربخشیرهبریوافزایشرضایتشغلیپرستارانو رعایت تصمیمگیری اخلاقی، توصیه میشود مدیران پرستاری، برای تقویتسبکهایرهبری تحولآفریندررفتارهایمدیریتیخود، تلاش کنند.
جمال رضایی اوریمی، شهربانو اسدی، دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
دوره صفویه یکی از ادوار مهم در تاریخ پزشکی ایران محسوب میشود. در این دوره دانش پزشکی پیشرفت نموده و آثار زیادی در زمینه طب تالیف و بیمارستانهای متعددی تاسیس شد. در طی سالیان اخیر پژوهشهای متعددی در ارتباط با تاریخ پزشکی دوره صفویه انجام گرفته است. هدف از پژوهش حاضر معرفی و نقد مقالهی «پزشکی عصر صفویه با تکیه بر سفرنامههای غربی» اثر سعید آقارضایی و شیوا رضایی است. این پژوهش یک مطالعه تحلیلی-انتقادی است که با بهرهگیری از منابع کتابخانهای به بررسی و ارزیابی مقالهی مورد نظر از نظر ساختاری، محتوایی و روشی میپردازد. مقالهی «پزشکی عصر صفویه با تکیه بر سفرنامه های غربی» دارای نگارش منسجمی میباشد و حاکی از تلاش نویسندگان برای تبیین وضعیت پزشکی و بهداشت در دوره صفویه است. در ساختار مقاله بعضاً ارجاعدهیهای نامناسب و اشکالات نگارشی دیده میشود. عدم اشاره کامل به دلایل مهاجرت پزشکان به هند، عدم تعیین جایگاه واقعی بیمارستانها، عدم اشاره به جایگاه دانش دندانپزشکی، دامپزشکی و جراحی، عدم اشاره به گفتمان پزشکی طب النبی، اشاره نکردن به بیماریهای همهگیر و مبهم بودن وضعیت داروسازی در دوره صفویه را میتوان از نقدهای محتوایی برشمرد. نتایج نشان میدهد که مقاله مورد نظر علیرغم تلاش برای آشکار کردن جنبههای مختلف پزشکی در عصر صفویه، اما دارای برخی اشکالات ساختاری، محتوایی و روشی است. لذا انتظار میرود نویسندگان محترم با برطرف نمودن ایرادات ذکر شده، بتوانند در پژوهشهای بعدی اثر قابلتوجهتری پیرامون تاریخ پزشکی منتشر نمایند.
عالیه جهانیان، امیر آغایلی، جمال رضایی اوریمی، دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
قرنطینه در ایران، سابقهای طولانی دارد. گسترش بیماریهای همهگیر، زمینهساز ایجاد تشکیلات قرنطینه در ایران شد. در دورهی قاجاریه، قرنطینه در کانون توجه قرار گرفت و در اواخر قرن نوزدهم، تشکیلات قرنطینه در مرزهای ایران تأسیس شد. بر این اساس، طی سالیان اخیر، پژوهشهایی متعدد دربارهی قرنطینه انجام گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، معرفی و نقد مقالهی «قرنطینههای ایران در اواخر دورهی قـاجار و اوایل دورهی پهلوی» اثر مسعود کثیری و مرتضی دهقاننژاد است. این پژوهش، مطالعهای تحلیلیانتقادی است که با بهرهگیری از منابع کتـابخانهای به معرفی و ارزیابی مقاله میپردازد. مقاله دارای نگارش منسجم ویکپارچه بوده و حاکی از تلاش نویسندگان برای شناساندن مشکلات و موانع اجرای قرنطینه در ایران است. در ساختار مقاله گاهی ارجاعدهیهای نامناسب، اشکالات نگارشی و ابهام در حدود و ثغور دیده میشود؛ همچنین، اشارهنکردن به تأثیرات جنگ جهانی اول بر شدت بیماریهای واگیر و قرنطینه و مبهمبودن شیوع بیماریهای واگیر را میتوان از نقدهای محتوایی و روشی برشمرد. مقالهی نامبرده، علیرغم اینکه توانسته با بررسی قرنطینه در دورهی قاجاریه و پهلوی، مقولهای تازه را به روی پژوهشگران تاریخ پزشکی بگشاید، دچار اشکالاتی ساختاری و محتوایی و روشی است؛ لذا انتظار میرود با توجه به اهمیت موضوع نقد در پژوهشهای علمی و با توجه به تحلیل انجامشده دربارهی آن مقاله، مطالب پیش رو موجب ارتقاء کیفیت مقالات و اصلاح تولیدات علمی در این حوزه شود.
حرفهی پرستاری دارای ماهیت اخلاقی است. تبیین و شفافسازی نقشِ سطحِ استدلال اخلاقی در کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران، به ارتقاء کیفیت خدمات در نظام درمان و در نتیجه، افزایش رضایتمندی بیماران کمک میکند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سال 1403 انجام شد. مطالعهی حاضر، از نوع مقطعیهمبستگی بود که بر روی 187 پرستار شاغل در بخشهای بالینی بیمارستانهای شهیدجلیل، شهیدبهشتی و امامسجاد (ع) شهر یاسوج در سال 1403 انجام گردید. شرکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی نظاممند انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات، از پرسشنامههای آزمون معضلات اخلاقی پرستاری وکیفیت مراقبت پرستاری استفاده شد. از آزمونهای تیتست، آنالیز واریانس یکطرفه (آزمون تعقیبی بونفرونی) و رگرسیون خطی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها، با استفاده از نرمافزار اس پی اس اس نسخهی 26 انجام شد. در این مطالعه، میانگین و انحراف معیار استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاران بهترتیب 5.39 ± 38.86 و 18.83 ± 199.34 به دست آمد. این نتایج نشاندهندهی سطح متوسط استدلال اخلاقی و سطح مطلوب کیفیت مراقبت پرستاری است؛ همچنین، نتایج مطالعه نشان داد بین استدلال اخلاقی و کیفیت مراقبت پرستاران ارتباط معنیدار و مثبت وجود دارد (0.01 = P و 0.188 = r). از طرفی، با افزایش میزان آشنایی با چالشها و معضلات اخلاقی کیفیت مراقبت پرستاری کاهش مییابد (0.007 = r و 0.195 = P). یافتههای این مطالعه نشان داد، استدلال اخلاقی پرستاران بهطور مثبت و معناداری با کیفیت مراقبت پرستاری ارتباط دارد. این نشان میدهد، توانایی پرستاران در تحلیل و حل مسائل اخلاقی میتواند به ارائهی مراقبت بهتر و مسئولانهتر منجر شود؛ بااینحال، کاهش کیفیت مراقبت با افزایش آگاهی پرستاران از معضلات اخلاقی، یک چالش مهم را برجسته میکند. این امر ممکن است به دلیل پیچیدگیهای موجود در تصمیمگیریهای اخلاقی، تعارضات در محیط کار یا فشارهای ناشی از برخورد با موقعیتهای دشوارِ اخلاقی باشد. بر این اساس پیشنهاد میشود،برنامههای آموزشی و حمایتی برای تقویت مهارتهای اخلاقی و روانی پرستاران طراحی و اجرا شود تا بتوان از تأثیرات منفی آگاهی از معضلات اخلاقی بر کیفیت مراقبت جلوگیری کرد و درعینحال، استدلال اخلاقی آنها را تقویت کرد.
زهرا آقابیگلویی، روشنک ثاقبی، جمال رضایی اوریمی، مرتضی مجاهدی، دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
تاریخ پزشکی دورهی صفویه (۹۰۷ تا ۱۱۳۵ هجری) در ایران، بهعنوان یکی از مقاطع مهم، همواره در کانون توجه پژوهشگران بوده است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی کمّی مقالات «تاریخ پزشکی دورهی صفویه» در ایران است. این پژوهش توصیفیتحلیلی و کاربردی، با رویکرد کمّی انجام شد. جامعهی آماری پژوهش، شامل همهی تولیدات علمی با موضوع «تاریخ پزشکی دورهی صفویه» در پایگاههای اطلاعات علمی داخلی و خارجی، در یک دورهی ۲۲ ساله و در بازهی زمانی سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۴۰۲ است. در طی دورهی بررسیشده، ۲۴۷ عنوان مقاله در حوزهی تاریخ پزشکی دورهی صفویه با مشارکت ۵۴۲ نویسنده، منتشر شده بود. از نظرگرایشموضوعی، ۱۸/۲ درصد از آثار منتشرشده به زندگینامهی پزشکان تعلق داشت و تحقیق و ترجمه و تصحیح نسخ خطی طبی، با ۱۶/۱ درصد، در ردهی بعدی قرار گرفت. در بین دانشگاهها و مراکز علمی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه آزاد اسلامی، در رتبههای نخست پژوهش در این باب، قرار داشتند. مشارکت مردان حدود ۶۰ درصد و بیش از زنان بود؛ همچنین، حدود ۶۸ درصد آثار، حاصل کار گروهی بود. مجلهی طب سنتی اسلام و ایران بیشترین تعداد مقالات منتشرشده را به خود اختصاص داده بود. مقالات پژوهشی، بیشترین نوع مقالات بودند. تحلیل محتوای مقالات علمی تاریخ پزشکی دورهی صفویه نشان داد، این حوزهی پژوهشی با وجود رشد چشمگیر، با تمرکز بیشازحد بر موضوعاتی خاص، مانند زندگینامهی پزشکان، از توجه به سایر جنبههای تاریخ پزشکی این دوره غافل مانده است.
زهرا آقابیگلویی، جمال رضایی اوریمی، سید محمد هاشمی مهر، روشنک ثاقبی، مرتضی مجاهدی، سید امیرحسین لطیفی، مهدی صالحی، سید عبدالله محمودی، دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ارزیابی و تحلیل تولیدات علمی، نقشی مهم در بهبود کیفیت پژوهشها و مدیریت منابع پژوهشی ایفا میکند. هدف این پژوهش، ارزیابی کمّی محتوای پایاننامههای رشتهی تاریخ علوم پزشکی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ بوده است. مطالعهی حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل کمّی محتوا صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان داد، بیشترین میزان نگارش پایاننامهها در سال ۱۴۰۱ (19/2 درصد) ثبت شده و موضوعات مرتبط با طب سنتی و داروسازی سنتی، بیشترین فراوانی را داشته است. مطالعات توصیفی و توصیفیتحلیلی، شایعترین روش تحقیق بودند. متداولترین کلیدواژههای فارسی شامل تاریخ پزشکی، طب سنتی و طب ایرانی و پرکاربردترین کلیدواژههای انگلیسی شامل Medical History, Traditional Medicine, Iranian Medicine بودهاند.پایاننامهها در پرداختن به دورههای تاریخی، به دورهی اسلامی (از ظهور اسلام تا ابتدای دورهی صفویه)، بیشترین توجه و به دورهی معاصر، کمترین توجه را داشتهاند. نتایج نشان داد، پژوهشها در زمینهی طب سنتی و دورهی اسلامی متمرکز شدهاند و نیاز به توجه بیشتر به دورههای دیگر و همچنین استفاده از روشهای تحلیل کیفی برای درک بهتر پیچیدگیهای تاریخی وجود دارد.