4 نتیجه برای رمضان
محمدرضا امیر اسماعیلی، محمود نکوئی مقدم، عاطفه اسفندیاری، فاطمه رمضانی، هدایت سالاری،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
در سالهای اخیر بحث رابطهی مالی پزشک و بیمار و مسائلی همچون پرداختهای غیررسمی بهعنوان کاری غیراخلاقی ولی جاری در بخش سلامت اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است که تهدیدی برای اعتبار حرفهی پزشکی محسوب میشود. این پرداختها در نقاط مختلف جهان میتواند علتهای خاص خود را داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی علل و چگونگی پرداختهای غیررسمی در بیمارستانهای شهر کرمان در سال 1390 بود. این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختارمند انجام شده است. مصاحبههای هدفمند با استفاده از یک نمونهی هدفمند متشکل از 45 نفر از بیماران، پزشکان و سیاستگذاران در شهرستان کرمان در ایران در سال 1390 انجام شد. این مطالعه با مجوز کمیتهی اخلاق پزشکی دانشگاه و تکمیل فرم رضایت از مصاحبهشوندگان انجام شد. در این مطالعه در خصوص دلایل پرداختهای غیررسمی از مصاحبه شوندگان سؤالاتی پرسیده شد و دادهها با استفاده از تحلیل محتوا مورد آنالیز قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که دلایل متعددی برای پرداختهای غیررسمی وجود دارد که شامل عوامل فرهنگی، عوامل مرتبط با کیفیت و عوامل قانونی است. دلایلی نیز برای دریافتهای غیررسمی توسط پزشکان کشف شد که شامل عوامل مربوط به تعرفهها، عوامل ساختاری، عوامل اخلاقی و همچنین نشان دادن مهارت و شایستگی ارائهکنندگان خدمات است. مطالعهی حاضر منتج به ارائهی دلایلی برای پرداختهای غیررسمی شد و اکثر دلایلی که کشف شد، شباهت زیادی با نتایج مطالعات سایر کشورهای جهان دارد؛ به این ترتیب که نشان داد که بودجهی ناکافی نظام سلامت و پرداختهای رسمی ناکافی به پزشکان، از مهمترین عوامل مرتبط با عرضه هستند که منجر به پرداختهای غیررسمی میشوند. اما با توجه به اینکه مطالعات کیفی معمولاً دلایل احتمالی را کشف میکنند، بنابراین، برای بیان قطعی علل به مطالعات بیشتر نیاز است.
زهرا عسگری، محمدحسین حیدری، رمضان برخورداری، بهنوش استکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
فلسفهی پزشکی، یکی از حوزههای زیربنایی در اخلاق و تاریخ پزشکی به شمار میرود. این فلسفه، به لحاظ قدمت، سابقهای طولانی دارد و وضع فعلی آن حاصل تحولاتی است که در طول تاریخ، بر اثر رویدادهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی، در آن ایجاد شده است. یکی از مهمترین بازتابهای این تحول، در تعیین اهداف و مأموریتهای آموزش پزشکی در دورههای مختلف بوده است. در پژوهش حاضر، دو نگرش از مهمترین نگرشهای فلسفی به پزشکی، با هدف بررسی امکانها و حدود هریک در آموزش عمومی، آموزش تخصصی و درمان، با روش توصیفیتحلیلی مقایسه میشود. این دو رویکرد عبارتاند از: فلسفهی «زیستپزشکی» و فلسفهی «انسانگرایانه» که یکی صرفاً، مبتنی بر سازوکارهای زیستشناختی انسان است و دیگری، رویکردی مبتنی بر تمامیت اوست. نتایج پژوهش نشان میدهد آموزش پزشکی، در نتیجهی رویکرد زیستپزشکی، بر آموزش تخصصی متمرکز است و طبابت در آن، بهصورت رابطهای پدرسالارانه انجام میشود؛ درصورتیکه در رویکرد انسانگرایانه، آموزش عمومی، در کنار آموزش تخصصی، قرار میگیرد و بر تمامیت انسان تأکید میشود که در نتیجهی آن، طبابت، بهصورت رابطهای مشارکتی بین پزشک و بیمار محقق میگردد.
مجید رمضان، محمدابراهیم سنجقی، حسین تاجآبادی، زهرا سجادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
در دنیای امروز، با وجود مطالعات فراوان و صرف بودجههای کلان برای کنترل استرس شغلی، نیاز به تولید الگویی کارآمد برای مدیریت این استرس، بهشدت، احساس میشود. آمار روزافزون معضلات اجتماعی و فردی برخاسته از استرس شغلی، از نشانههای ناکارآمدی مدلهای پیشین، با وجود تلاشهای فراوان، بوده است. این مقاله، با هدف سنجش وضعیت موجود سازمانها، به منظور اصلاح و کاهش استرس شغلی کارکنان شکل گرفت. پس از بهدستآوردن پایایی و روایی مدل برگرفته از مرور ادبیات و مصاحبهها و پرسشنامهی خبرگی، آزمون مدل، نیازمند پژوهشی میدانی بود؛ لذا پرسشنامهای محققساخته با تخصیص نود گویه برای توزیع در بخشهای پراسترس شش بیمارستان دولتی آموزشی، نظامی و خصوصی، آماده شد. پس از دریافت نظرهای شاغلان در بخشهای پراسترس،یافتههای جامعهی آماری توصیف و تحلیل شدند؛ همچنین، با بهدستآمدن مدل مفهومی مدیریت استرس شغلی از دیدگاه اسلام، مبتنی بر خداباوری، تداوم زندگی پس از مرگ و اخلاقمحوری و با توجه به اینکه بیمارستانها یکی از مهمترین سازمانهای پراسترس شغلی قلمداد میشوند، آزمون مدل نیز در بخشهای پراسترس بیمارستانها، فرضیهی پژوهشگر را اثبات کرد؛ سپس، بر اساس نتایج بهدستآمده، الزام تقویت باورهای دینی در این سازمانها تبیین و مدل مدیریت استرس شغلی کارکنان از دیدگاه اسلام، از طریق سنجش وضعیت موجود سازمانهای پراسترس، تأیید شد. نهادهای سیاستگذار در امر سلامت، همچون: سازمان نظام پزشکی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاههای علوم پزشکی میتوانند از شاخصها، مؤلفهها و ابعاد مدل فوق بهرهبرداری کنند.
داوود رسولی، الهام رمضان پور، سهراب نصرتی، خانم اکرم ژیانی فر، زهرا نوری خانقاه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
اخلاق حرفهای، بهعنوان یکی از مباحث تأملبرانگیز در اخلاق پزشکی، در حرفههای پزشکی که مستقیماً با جان انسان سروکار دارند، حائز اهمیت است؛ بنابراین، مطالعهی حاضر با هدف مقایسهی پایبندی به اصول اخلاق حرفهای در میان دانشجویان عرصه و کارکنان اتاق عمل بیمارستانهای آموزشیدرمانی منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران در طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ انجام پذیرفت. این مطالعه، از نوع توصیفیمقطعی است. دویست نفر از کارکنان اتاق عمل شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران، بهصورت تصادفی طبقهای سهمیهای و شصت نفر از دانشجویان عرصهی اتاق عمل، بهصورت در دسترس وارد مطالعه شدند. دادهها با پرسشنامهی جمعیتشناختی و اخلاق حرفهای کادوزیر (۲۰۰۲) جمعآوری و با نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ با آمار توصیفی (میانه و دامنهی میانچارکی) و آزمونهای آماری کای اسکوئر و آزمون منویتنی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، اخلاق حرفهای 98.4% دانشجویان و 75% کارکنان اتاق عمل در وضعیت قوی و مناسبی قرار دارد. در بُعد وفاداری و مسئولیتپذیری، بهصورت معناداری نمرهی میانهی دانشجویان (0.0001 > P) و در بُعد صداقت نمرهی میانهی کارکنان (0.003 = P) بیشتر بود؛ همچنین، در سایر ابعاد، تفاوت معناداری گزارش نشد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد، اخلاق حرفهای هر دو گروه (دانشجویان و کارکنان اتاق عمل) در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این یافتهها میتواند راهنمایی برای برنامهریزی مداخلات آموزشی و توسعهای با هدف ارتقاء اخلاق حرفهای در بین این دو گروه باشد.