14 نتیجه برای روان
مریم عزیزی، سمیه ماهروزاده، نازیلا نیک روان فرد،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده
امروزه تحولات فرهنگی موجب افزایش نگرانی افراد نسبت به وضعیت ظاهری خود و تقاضا جهت انجام اعمال جراحی زیبایی گردیده است؛ همچنین تبلیغات گسترده و پیشرفتهای اخیر در انواع تکنیکها در این افزایش تقاضا مؤثر بودهاند. تبلیغاتی که در آن هر نوع اصلاحی قابل دستیابی بهنظر میرسد، سبب پایهریزی انتظارات نادرست در افراد شده و ماهیت واقعی جراحی پلاستیک را مخدوش نموده است. در اینگونه مداخلهها، دادخواست خطای پزشکی زمانی مطرح میشود که بیمار از نتیجهی جراحی رضایت کامل ندارد. بنابراین، با توجه به حساستر بودن جراحیهای زیبایی نسبت به سایر جراحیها، تدوین استانداردهای حرفهای مراقبت توسط مدافعین این رشته و کمیتههای اخلاق ضروری بهنظر میرسد. برای نگارش این مقاله از مقالات مرتبط بهدست آمده از جستوجو با واژگان کلیدی استفاده شد.
پیشبینی این مسأله که تا چه حد افزایش تقاضا برای اعمال جراحی زیبایی، پزشکان را برای رعایت ملاحظات اخلاقی قبل از انجام جراحی تحت فشار قرار خواهد داد، بسیار مشکل بهنظر میرسد. الزام اخلاقی واضح آن است که جراحی پلاستیک فقط زمانی انجام شود که نیاز واقعی به آن وجود داشته و ملاحظات کافی در مورد آن انجام شده باشد. در واقع، ضروری است که برای هر جراحی بهطور مجزا اطلاعات مربوط به جراحی، کلیهی عوارض احتمالی عمل و انتخابهای جایگزین بهطور مکتوب در اختیار بیمار قرار گیرد و علاوه بر آن بهطور شفاهی نیز توضیحات لازم داده شود تا بیمار بهنحو واقعبینانهتری جهت جراحی اقدام نماید. بنابراین، باید چارچوب دقیق و استانداردشدهای موجود باشد تا پزشکان مطابق با آن عمل کرده و بهترین اقدام را در جهت مصلحت بیمار و بر اساس موازین اخلاقی و حقوقی و علیرغم تعارض منافع موجود انجام دهند.
غلامرضا محمودی شن، فاطمه الحانی، فضل اله احمدی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
اخلاق
بخش تفکیکناپذیر زندگی حرفهای پرستاران است و به سبک زندگی آنها معنی و جهت میدهد. پرستاران در تماس مداوم با مددجویان، همکاران و سیستم کار میباشند. پس، باید سایهی اخلاق بهطور مستمر بر رفتارهای آنها گسترده باشد. بنابراین، مورد توجه قراردادن ابعاد اخلاقی در این حرفه ضرورت دارد، زیرا عدم ساختارمندی و بیتوجهی به این بعد از سبک زندگی آنها، آسیبهای جبران ناپذیری را برخودشان، بیماران و سایر افراد مرتبط وارد مینماید. لذا مطالعهی حاضر با هدف انتزاع ابعاد مختلف اخلاق در قلمرو سبک زندگی کاری پرستاران و براساس تجربهی خود آنان طراحی گردید.
این مطالعهی کیفی، از نوع تحلیل محتوا و با مشارکت 20 پرستار بود که با روش نمونهگیری هدفمند و با تنوع سن، سابقهی کار، نوع بخش، سمت و جنسیت انتخاب شدند و با مصاحبهی عمیق و بدون ساختار جمعآوری اطلاعات گردید. شیوهی تجزیه و تحلیل دادهها، تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی بود. مقبولیت و عینیت دادهها با تلفیق در جمعآوری دادهها، تنوع مشارکتکنندگان تحقیق، مرور و بازنگری مکرر دادهها، بازبینی مشارکتکنندگان تحقیق و دو نفر همکاران تحقیق بهطور مکرر انجام شد. مشارکتکنندگان تحقیق20 نفر بودند که 15 نفر زن، 5 نفر مرد، اکثریت (9 نفر) در محدودهی سنی 25تا 34 سال، دارای سه تا 29 سال سابقهی کار و در مجموع اکثریت در بخشهای متنوع بالینی کار کرده بودند. دادههای تحقیق شامل، متن مصاحبهها که بهصورت واحدهای معنی تقسیم، و سپس با فشرده سازی، خلاصه شدند؛ و با شیوهی استقرایی طبقات فرعی استخراج، و نهایتاً طبقات اصلی یا تمهای نهایی انتزاع شد. یافتههای نهایی تحقیق شامل پنج تم (درونمایه) یعنی مسؤولیتپذیری، روابط عاطفی- روانی، معیارهای ارزشی - اخلاقی، تقابل کار- زندگی - تصمیمگیری و عدالت و انصاف بود، که هرکدام حاوی طبقات فرعی متعددی بودند.
اخلاق در سبک زندگی پرستاران منشأ بروز رفتارهایی میگردد که بیماران آسیب نبینند و سایهی اخلاق بر تمام ابعاد کاری پرستاران گسترده است. اصول اخلاقی باید بهگونهای اعمال گردد که خود پرستاران نیز آسیب نبینند. و از آنجایی که تحقیقات کیفی قادر به استخراج مضامین پنهان اخلاقی میباشند؛ پیشنهاد میگردد تحقیقات با این رویکرد مبتنی بر نیازها و شرایط خاص، در حوزههای مختلف این حرفه، تداوم یابد.
فرشته آیین، فاطمه الحانی، عیسی محمدی، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 3، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1388 )
چکیده
وقتی کودکی در بیمارستان بستری میشود اعضای خانواده نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. با تأکید روزافزون بر مراقبت خانوادهمحور در بخشهای کودکان، ارائهی مراقبت پرستاری بهگونهای که نیازهای کودکان و خانوادهها را برآورده سازد بیش از پیش ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین نیازهای مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن در مدت بستری در بیمارستان از دیدگاه آنان انجام گرفته است.
این مطالعه یک مطالعهی کیفی از نوع آنالیز درون مایهای استقرایی 6 مرحلهای بود. شرکتکنندگان در پژوهش را 23 مادر دارای کودک مبتلا به بیماری مزمن بستری در بخش تشکیل میدادند. اطلاعات با استفاده از مصاحبههای عمیق چهره به چهره جمعآوری شد.
آنالیز درونمایهای دادهها نهایتاً 7 طبقهی مفهومی از نیازهای مادران در مدت بستری کودک را آشکار ساخت. این 7 طبقهی مفهومی عبارت بودند از: نیاز به دریافت مراقبت جسمی، نیاز به درک شرایط مادر، نیاز به اطلاعرسانی مفید و بهموقع، نیاز به مشارکت در تصمیمات مراقبتی، نیاز به امید، نیاز به اطمینان از مراقبت و نیاز به دریافت حمایت بر اساس یافتهها. میتوان نتیجه گرفت برنامهریزی مراقبتی مطلوب به منظور تأمین نیازهای همه جانبهی کودک و خانواده که اساس مراقبت خانوادهمحور را تشکیل میدهد بایستی بهگونهای صورت گیرد که در کنار تأمین نیازهای کودک بهعنوان مددجوی اصلی در سیستم مراقبت بهداشتی، تلاش نماید تا نیازهای مادران شامل نیاز به دریافت مراقبت جسمی، نیاز به درک شرایط مادر، نیاز به اطلاعرسانی مفید و بهموقع، نیاز به مشارکت در تصمیمات مراقبتی، نیاز به امید، نیاز به اطمینان از مراقبت و نیاز به دریافت حمایت را نیز برآورده نماید.
علی اصغر قدس، عیسی محمدی، زهره ونکی، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
اگر چه رغبت زیادی برای اندازهگیری رضایت بیمار بهعنوان شاخص مهم کیفیت خدمات بهداشتی مشاهده میشود، آنچه به نظر فراموش شده است ضرورت توجه به معنی و توسعهی چارچوب تئوریک است. هدف از این مطالعه تبیین مفهوم رضایت و ارائهی تعریفی از آن با رویکرد کیفی است. این پژوهش یک مطالعه با رویکرد کیفی و روش آنالیز محتوی است. در طی این پژوهش 15 بیمار بستری در بیمارستانهای سمنان (سال 1388) بهصورت مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع انتخاب و وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از مصاحبهی نیمهساختار یافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوای قراردادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای این پژوهش مشتمل بر چهار طبقه و دو تم اصلی شامل احساس خشنودی و پذیرش پرستار بودند. بر اساس معنای این تمها و طبقات، رضایت یک احساس خشنودی و آرامشی است که بیمار بهدنبال پذیرش عاطفی و عقلانی پرستار درک میکند. این احساس از طریق قضاوت هوشیارانه وگاه احساسی بیمار نسبت به پرستار و محیط مراقبتی او در ابعاد مختلف شکل میگیرد. . نتایج این تحقیق منجر به کشف معنی واقعی و زمینهای رضایت بیمار از پرستار فراتر و متفاوت از معنایی که کارشناسان یا مدیران تصور میکنند شده است. این یافتهها میتواند در طراحی ابزار معتبر اندازهگیری رضایت بیماران از پرستار متناسب با درک واقعی آنها در بیمارستان بهکار گرفته شود.
علیرضا میلانی فر، محمدمهدی آخوندی، پروانه پایکارزاده، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
تعارض منافع موضوعی است که بهطور عینی اتفاق میافتد. تعارض منافع یا تعارض علایق (Conflict of interest) به حالت و وضعیتی اطلاق میشود که شخص یا اشخاصی از یک طرف در مقام و مسؤولیت مورد اعتماد دیگران قرار میگیرند و از طرف دیگر خود دارای منافع شخصی یا گروهی مجزا و در تقابل و تعارض با مسؤولیت مورد نظر هستند. به بیان دیگر، فرد بهصورت ناخواسته و در حالت بیطرفی در شرایطی قرار گیرد که میان منافع شخصی و حرفهای او تضاد ایجاد شود.عرصهی سلامت با توجه به جایگاهش در هجوم گسترههای شیوع تعارض منافع قرار دارد که به شکلهای مختلفی پیش میآیند؛ این تعارض منافعها گاهی در منافع (مادی- غیر مادی) و مابین اعضای گروه پزشکی (حقیقی- حقوقی) رخ میدهد و گاهی اشخاصی از گروههای پزشکی غیر بالینی(حقوقی و اداری، آموزش، پژوهش یا درمان) هم درگیر آن میشوند. اهداف متفاوت و ناهماهنگ، تداخل اختیارات، ناهماهنگی در روند ارزیابی و نظام پاداش و کیفر، وظایف متقابل و وابستگی آنان به یکدیگر، عدم وجود منابع کافی و تفاوت در شأن و سطوح در روابط مالی محققان و پزشکان در کلینیکها و مؤسسات پزشکی دخیل در امر سلامت، همه از علل بروز تعارض منافع هستند. در این بررسی موضوعاتی چون تعارض منافع در حقوق، برخورد با تعارض منافع در کشورهای دیگر، تعارض منافع در حقوق ایران، تعارض منافع در نظام سلامت و موارد بروز آن، دریافت هدایا، روابط با صنعت داروسازی، روشهای مدیریت تعارض منافع و مقررات ایران در این خصوص مورد توجه قرار گرفته و نتیجهگیری میشود که برای رفع تعارض منافع در نظام سلامت ایران، ابتدا باید موضوع تعارض منافع در متن قانون بیاید و ضمن ترسیم احکام اصلی آن، قوانین متعارض و مصادیق تخلف همراه مقررات لازم جهت تنظیم امور، پیشگیری و مدیریت اقسام تعارض منافع در گسترهی سلامت تدوین شود.
نازآفرین قاسم زاده، نازیلا نیک روان فرد، محمد حسین رحیمی راد، سارا موسوی پور، فاطمه فرامرزی رزینی ،
دوره 6، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1392 )
چکیده
با توجه به توسعه و گسترش روزافزون پژوهش در علوم پزشکی و استفاده از آزمودنیهای انسانی در طرحهای تحقیقاتی، لزوم اجرای پژوهش براساس معیارها و اصول اخلاقی از اهمیت بالایی برخوردار شده است. در این مطالعه میزان پایبندی مجریان طرحهای تحقیقاتی به شاخصهای اخلاق در پژوهش بر اساس مفاد بیانیههای معتبر ملی و بینالمللی در طرحنامههای تحقیقاتی مصوب دانشگاه علوم پزشکی ارومیه از سال 1382 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه بهصورت توصیفی گذشتهنگر برروی 324 طرحنامهی تحقیقاتی مصوب انجام شد. اطلاعات از طریق چک لیستهایی که با استفاده از پرسشنامههای استاندارد کمیتهی اخلاق در پژوهش سازمان بهداشت جهانی (WHO/ERC) و سایر مطالعات مرتبط تهیه شده بود استخراج و توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که بهطور کلی در 277 طرح (5/85 درصد) و در 6/96 درصد کارآزماییهای بالینی، بخش ملاحظات اخلاقی در طرحنامهها مورد توجه قرار گرفته و تکمیل شده بود. آزمودنیها در 4/68 درصد موارد از شرکت در مطالعه آگاه میشدند و در 8/66 درصد موارد کسب رضایت آگاهانه پیشبینی شده بود که 9/50 درصد آن کتبی بود. اخذ رضایت آگاهانه در میان کارآزماییهای بالینی 80 درصد بود که 5/85 درصد آنها بهصورت کتبی بودند. از بین 60 کارآزمایی بالینی، 38 طرح (3/63 درصد) به کمیتهی اخلاق در پژوهش ارجاع و تأییدیهی کمیتهی اخلاق داشتند. رعایت اصول اخلاق در پژوهش در این مطالعه نسبت به مطالعات مشابه پیشین مورد توجه و دقت بیشتری قرار گرفته است که بهنظر میرسد این امر ناشی از تأسیس و فعالیت کمیتههای منطقهای اخلاق از سال 82 به بعد باشد. اما برای نزدیک کردن این نتایج به استانداردهای موجود، برگزاری کارگاههای آموزشی برای پژوهشگران و نظارت دقیق تر کمیتههای اخلاق بهویژه در کارآزمایی های بالینی و مطالعات حیوانی سودمند خواهد بود.
شهرزاد غیاثوندیان، آفاق صدیقیانی، انوشیروان کاظم نژاد، ایرج ایرانشاهی،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
یکی از مهمترین چالشهای بخش بهداشت و درمان داشتن کارکنان با تعهد قوی نسبت به سازمان بهمنظور بهبود اثربخشی سازمانی است. متغیر کلیدی که تاثیر قابل توجهی روی عملکرد سازمان دارد رضایت ارتباطی است. از آنجا که امکان دارد تعهد سازمانی تحت تاثیر ابعاد مختلف ارتباط سازمانی قرار گیرد، این پژوهش با هدف تعیین رابطهی رضایت ارتباطی با تعهد سازمانی در پرستاران شاغل انجام یافته است. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. تعداد 300 نفر از پرستاران که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی از میان کارکنان پرستاری شاغل در بخشهای مختلف بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 94 انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی تعهد سازمانی آلن و مایر و پرسشنامهی رضایت ارتباطی Downs&Hazen است. دادهها پس از جمعآوری وارد نرمافزار Spss v.16 شد و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 31.3% از پرستاران از روابط سازمانی خود رضایت داشتند و 25% دارای تعهد سازمانی بودند. رضایت ارتباطی با متغیرهای موقعیت شغلی و وضعیت تاهل ارتباط معنیداری داشت اما با متغیرهای سن، جنس، سابقهی کار، میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنیدار نداشت. همچنین تعهد سازمانی با متغیرهای میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنیدار داشت و با متغیرهای جنس، تاهل، سن و موقعیت شغلی ارتباط معنیدار نداشت. میانگین و انحراف معیار رضایت ارتباطی (91.39±23.92) و برای تعهد سازمانی (9.33±47.48 ) بود. بین رضایت ارتباطی و تعهد سازمانی ارتباط مثبت و معنیداری وجود داشت (p<0.001). همچنین، مدل رگرسیون نشان داد که به ازای افزایش 1 نمره رضایت ارتباطی ./189 به نمرهی تعهد سازمانی اضافه می شود.با توجه به وجود ارتباط مثبت و معنیدار و نیز نتایج رگرسیون خطی، رضایت ارتباطی بهعنوان متغیر پیش بین برای تعهد سازمانی است. بنابراین، بهنظر میرسد بهینهسازی روابط سازمانی از سوی مدیران و مسؤولان در بیمارستانها میتواند موجب افزایش تعهد پرستاران بهعنوان یکی از شاخصهای مهم در اثربخشی عملکرد شود.
سمیه رستمی، روانبخش اسماعیلی، هدایت جعفری، جمشید یزدانی چراتی، سیدافشین شروفی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
مراقبتهای درمانی با اثرات درمانی، اما بدون فایده برای بیمار، «مراقبت بیهوده» نامیده میشود. با توجه به اهمیت درک اعضای تیم درمان از مفهوم مراقبت بیهوده و همچنین تأثیر حاصل از این درک، بر کیفیت مراقبتهای پرستاری و سلامت جسمی و روانی تیم درمان، این تحقیق با هدف بررسی درک پرستاران از مراقبت بیهوده در بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است. مطالعهی حاضر یک مطالعهی تحلیلی از نوع همبستگی است. ۱۸۱ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای ICU مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران بهصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهای دو قسمتی شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی درک از مراقبت بیهوده بود. همچنین دادهها با نرمافزار آماری SPSS نسخهی ۱۹ و آزمونهای آماری توصیفی و شاخصهای مرکزی و پراکندگی، بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. برای بررسی رابطهی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تی تست و آنالیز واریانس استفاده شد. یافتهها نشان داد اکثر پرستاران (۷/۶۵ درصد) درک متوسطی از مراقبت بیهوده داشتند. از میان متغیرهای دموگرافیک تنها بین میانگین ساعت کار در هفته، با درک از مراقبت بیهوده ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (0/05>p). با توجه به سطح متوسط درک پرستاران از مراقبت بیهوده، لازم است مداخلات مناسبی برای به حداقل رساندن تناوب مواجهه با مراقبت بیهوده و تنش حاصل از آن صورت گیرد. آموزش مکانیسمهای سازگاری و افزایش شناخت پرستاران از موقعیتهای منتج به مراقبت بیهوده، کاملاً ضروری به نظر میرسد.
معصومه حسنلو، آرزو آزرم، پروانه اسدی، آذر آوازه، میترا حجت انصاری، حسین ابراهیمی، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
موقعیتهای اخلاقی تنشزا یکی از مسائل و معضلات حرفهی پرستاری به شمار میرود که باعث اختلال در شایستگی، کاربرد همزمان دانش، مهارت، نگرشها و ارزشها در امر مراقبت از بیمار میشود. ازآنجاکه پرستاران در بالین به سبب ماهیت کاری خود بهخصوص در بخش مراقبتهای ویژه و روان بیشتر با موارد تنیدگی اخلاقی مواجهه دارند، این مطالعه بهمنظور تحلیل و بررسی ارتباط بین سه بعد تنیدگی اخلاقی اجرا شد. در این مطالعهی توصیفیهمبستگی تعداد ۵۴۵ پرستار مراکز آموزشیدرمانی تبریز با استفاده از روش سرشماری در سال ۹۳-۱۳۹۲ انتخاب شدند. پرسشنامهی دیسترس اخلاقی MDS (Moral Distress scale) بین شرکتکنندگان توزیع و طی نه ماه پرسشنامهها جمعآوری شدند. برای تحلیل دادهها SPSS V13، آمار توصیفی، آزمون کایدو و ضریب همبستگی تاو کندال استفاده شد. طبق یافتهها، میانگین دیسترس اخلاقی ۶/۲۹±۸۹/۱۴۱ (در محدودهی متوسط) بود. آزمون کایدو نشاندهندهی ارتباط بین ابعاد تنییدگی اخلاقی (رابطهی بین نادیدهانگاشتن بیمار، قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای) بود (۰/۰۵>P). بر حسب آزمون تاو کندال بییک نیز بین ابعاد تنییدگی اخلاقی، ارتباط مستقیم و معنادار مشاهده شد (۰/۰۵>P). در بررسی رابطهی بین تنییدگی اخلاقی با مشخصات دموگرافیک سطح تحصیلات ارتباط معنیداری نشان داد (۰/۰۵>P). با توجه به ارتباط مستقیم و معنادار سه بعد نادیدهانگاشتن بیمار، قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای، تنییدگی اخلاقی بهعنوان عامل تشدیدکننده یا تعدیلکننده، هر یک از این عوامل را تحت تأثیر قرار میدهد و در چرخهی مراقبت از بیمار نقشی مهم دارد؛ بنابراین توصیه میشود برنامهریزان و متولیان حوزهی سلامت در سطح کلان، برای توجه و حمایت بیشتر پرستار از بیمار، افزایش قدرت تصمیمگیری و صلاحیت حرفهای با افزایش تعداد پرستاران و سایر برنامههای کنترلکننده، برنامههای مناسبی طراحی و اجرا کنند.
ژیلا صدیقی، نازیلا نیکروان فرد، زهرا حاتمی، احسان شمسی گوشکی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
بیش از دو دهه از تشکیل کمیتههای اخلاق در پژوهش در کشور میگذرد. معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت با توجه به تجربهی چندینسالهی کمیتههای اخلاق در پژوهش، اقدام به بازنگری دستورالعملهای قبلی و تدوین «دستورالعمل تشکیل، سطحبندی و شرح وظایف کمیتههای اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی» کرد که در پی تصویب و ابلاغ این دستورالعمل در فروردین سال 1393، کمیتههای اخلاق در پژوهش، در سه سطح ملی و دانشگاهی و سازمانی تشکیل شدند؛ ازاینرو، با پیگیری و همکاری وزارت بهداشت با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در سال ۱۳۹۶ قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیهی آثار علمی، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و هیئت وزیران، آییننامهی اجرایی قانون مذکور را در سال ۱۳۹۸ تصویب کرد و کمیتههای اخلاق در پژوهش در کشور، جایگاهی قانونی پیدا کردند. با توجه به گذشت چندین سال از ابلاغ دستورالعمل مذکور، برای بهروزرسانی و تطبیق محتوای آن با قانون جدید، کمیتهی ملی اخلاق در پژوهش اقدام به بازنگری آن کرده و پس از کسب نظرات ذینفعان و طی جلسات متعدد کارشناسی، دستورالعمل جدید تحت عنوان «دستورالعمل نحوهی تشکیل، روش کار و شرح وظایف کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش» تدوین شد و وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در بهمن سال 1399 آن را ابلاغ کرد. ساختار کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش در دستورالعمل جدید شامل «کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش»، «کارگروه اخلاق در پژوهش منطقهای»، «کارگروه اخلاق در پژوهش مؤسسه»، «کمیتهی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی» و «کمیتهی تخصصی» است. این مقاله به معرفی دستورالعمل جدید پرداخته است.
مهشاد نوروزی، احسان شمسی گوشکی، سعیده سعیدی طهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، سعید بیرودیان، نازیلا نیک روان فرد، مهشاد گوهری مهر، اکرم هاشمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
فعالیت پژوهشی کشورهای در حال توسعه در دو دههی گذشته افزایش یافته است. گسترش و تمرکززدایی کمیتههای اخلاق، نیازمند ارزیابی عملکردی مناسب است. مطالعهای مقطعی در سال 2023 میلادی با استفاده از چک لیست "ابزار خودارزیابی کمیتههای اخلاق در پژوهش" بر روی کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش کشور اجرا شد. چک لیست به فارسی ترجمه شد. براساس نظر متخصصین اخلاق در پژوهش و بر مبنای دستورالعمل مصوب نحوهی تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق مورد بازنگری قرار گرفت. چکلیست الکترونیک، برای اعضای ارشد 269 کارگروه/کمیته اخلاق در پژوهش ارسال شد. دادهها با نرمافزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت؛ میزان پاسخدهی 83% بود. میانگین نمرهی کلی 25.173 ± 152.11 بود که 69.14% از حداکثر نمره کلی بهدست آمد، اما در بخش ارزیابی مداوم (نظارت) و منابع کمیته، کمتر از 50% از نمره میانگین کسب شد. نمرات 138 کارگروه/کمیته اخلاق در محدودهی عالی و 85 مورد در محدوده خوب قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات با میزان سابقهی فعالیت، تعداد جلسات در ماه، وجود بودجهی مصوب سالانه، وجود یک برنامهی مدون مصوّب ارتقای کیفیت و دارا بودن کارکنان اداری مشخص ارتباط دارد. تکمیل ابزار خودارزیابی، علاوه بر آگاهی کارگروه وزارتی از نحوهی عملکرد کارگروه/کمیتهها و توجه فردی هر کارگروه/کمیته به استانداردهای لازم الاجرا، میتواند آگاهی از نقاط قوت و چالشها را در سطح هر کمیته افزایش دهد. بازنگری در دستورالعمل مصوب نحوه تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق توسط دبیرخانه کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش و تکرار مجدد خودارزیابی در آینده میتواند روند ارتقاء و بهبود عملکرد کمیتههای اخلاق را تسهیل نماید.
فاطمه بدر، مصطفی روشنزاده، سمیه محمدی، مینا شیروانی، سمانه دهقان ابنوی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
با توجه به نقش مهم سازمانهای بهداشتی و رفتار و عملکرد پرستاران در دستیابی به اهداف سازمانها، بنیانهای اخلاقی پرستاران میتواند به رفتارها و تصمیمهای آنان و در نتیجه، به جو و فرهنگ سازمانیشان شکل دهد؛ لذا مطالعهی توصیفیتحلیلی حاضر با هدف تعیین ارتباط بین بنیانهای اخلاقی و فرهنگ سازمانی، بر روی دویست پرستار که به روش سرشماری انتخاب شده بودند، در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال 1402 انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک، بنیانهای اخلاقی و فرهنگ سازمانی جمعآوری و با بهرهگیری از نرمافزار آماری SPSS نسخه 16 و آزمونهای آماری توصیفی (درصد، میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (تی تست، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی و رگرسیون خطی) تجزیه و تحلیل شدند. آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، میانگین بنیانهای اخلاقی و فرهنگ سازمانی در پرستاران ارتباطی معنیدار داشت (r=0.61, P<0.001). ضریب تعیین (R2=0.372) نیز نشان داد، بنیانهای اخلاقی، حدود 37 درصد از فرهنگ سازمانی را پیشبینی میکنند. از میان ابعاد بنیانهای اخلاقی، ابعاد وفاداری به گروه، احترام به مرجعیت و خلوص ، میتوانند بهطور معنیداری فرهنگ سازمانی را پیشبینی کنند (P<0.001). میانگین نمرهی بنیانهای اخلاقی در پرستاران متوسط و 105.74±25.7 بود. میانگین فرهنگ سازمانی در پرستاران مطلوب و 105.74±25.7 بود. با توجه به نتایج میتوان چنین نتیجه گرفت که با گسترش جو اخلاقی و توسعهی ارزشهای اخلاقی، همانند وفاداری به گروه، احترام به مرجعیت و خلوص در پرستاران میتوان به ارتقاء فرهنگ سازمانی در پرستاران یاری رساند.
حمیدرضا نمازی، نوید روان،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
ملاحظات پزشکی دربارهی سالمندی، قدمتی به اندازهی خود پزشکی دارد؛ بااینحال، به دلیل وجود مناقشات پیرامون در نظرگرفتن سالمندی، بهعنوان بیماری یا روند عادی زندگی، طب سالمندی با تأخیر از پزشکی مجزا شد. تفکیک طب سالمندی از سایر تخصصهای پزشکی، نه بر اساس موقعیت یک ارگان خاص از بدن و نه بر اساس فرایندهای پاتوفیزیولوژیک مشخص، بلکه بر مبنای دورهای از زندگی است. از طرفی دورههای مختلف زندگی، مانند سالمندی از موضوعات طبیسازی نیز هستند؛ ازاینرو، طب سالمندی ممکن است گاه دچار طبیسازی سالمندی و مخاطرات آن شود؛ علاوهبراین، نسبیبودن مفهوم سالمندی و وابستگی آن به زمینههای اجتماعی میتواند منجر به ایجاد سردرگمی در فهم موضوع طب سالمندی شود. پرهیز از این مخاطرات نیازمند تأمل فلسفی و اخلاقی بر مفاهیم سلامت و بیماری و سرشت سالمندی است. این مقاله بهطور مشخص میکوشد نشان دهد، طبیسازی سالمندی چه نسبتی با طب سالمندی دارد و مصادیق و دربردارندههای فلسفی و اخلاقی آن چیست. با توجه به اینکه انتظار میرود، ایران در دهههای آینده، با بحران سالمندی روبهرو باشد، این تأمل فلسفی در سطوح مختلف میان پژوهشگران فلسفه و اخلاق پزشکی، پژوهشگران و متخصصان طب سالمندی و همچنین در جامعهی مدنی میتواند به فاصلهگذاری میان طب سالمندی و طبیسازی سالمندی، افزایش انسجام و کارایی طب سالمندی و ارتقاء سلامت سالمندان منتهی شود.
سمیرا اروجلو، آرزو قوی، لیلا ولیزاده، وحید زمانزاده، سادات سیدباقر مداح، پروانه آقاجری،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ارتقاء کیفیت خدمات پرستاری و بهبود تصمیمگیریهای اخلاقی در محیطهای بالینی، نیازمند توجه فزاینده به اخلاق حرفهای است. هدف این مطالعه، مرور و ترکیب مطالعات انجامشده دربارهی اخلاق حرفهای در پرستاری ایران، بهمنظور سازماندهی، برنامهریزی و زیرساخت دانش و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و ارائهی راهبردهایی با هدف پرستاری مبتنی بر اخلاق حرفهای در ایران بود. مطالعات ایرانی در زمینهی اخلاق، بدون محدودیت زمانی تا پایان خرداد ۱۴۰۲، با کلیدواژههای فارسی پرستار، پرستاری، اخلاق (اخلاقیات)، اخلاق حرفهای، مراقبت پرستاری، کدهای اخلاقی، حقوق بیمار، وجدان و ایران و کلیدواژههای انگلیسی Nurse، Ethics, Nursing، Professional، Nursing Care، Codes of Ethics، Patient Rights، Conscience و Iran، با استفاده از «و / یا» (OR / AND) در پایگاههای داده جستوجو شدند. با استفاده از روش بررسی تلفیقی پنجمرحلهای ویتمور و نالف، ۱۰۳ مقالهی فارسی و ۵۹ مقالهی انگلیسی، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مطالعات در دو طبقهی دستاوردهای اخلاق حرفهای (شامل زیرطبقات دانش و نگرش و عملکرد حرفهای پرستاران، تجارب پرستاران از مراقبت اخلاقی، پیامدهای مثبت آموزش اخلاق حرفهای پرستاری و همگرایی سلامت معنوی با رعایت اخلاق حرفهای و لزوم توجه به رویکرد اسلامی) و عوامل مؤثر بر عملکرد اخلاقی (با زیرطبقات تسهیلگرهای عملکرد اخلاقی و بازدارندههای رعایت اخلاق حرفهای) استخراج گردید. با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد میشود، پروتکلها و استانداردهای مراقبت پرستاری تدوین و دورههای مختلف آموزشی ازجمله: مراقبت اخلاقی در فوریت و بلایا، هوش هیجانی و معنوی، آموزش مدیران بالینی پرستاری و کاربرد راهکارهای خلاقانه برای آموزش اخلاق حرفهای بالینی برگزار گردد.