5 نتیجه برای زارعی
فرزانه زارعی، محمدصالح واحدی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
محتوای تدریس آن چیزی است که فقط مدرس و دانشجو شاهد حقیقی آن هستند و در محضر عظیم خداوند قادر و متعال به بحث پیرامون سرفصلهای مصوب پرداخته خواهد شد. در بررسی مطالب تدریس شده در کلاسهای درس به لحاظ اینکه حضور یک مشاهدهگر ثالث میتواند عامل مداخله گر مخربی باشد معمولا منطقی جلوه نمیکند. بنابراین، موضوع رعایت اخلاق حرفهای در بعد پوشش تمامی سرفصلهای مصوب و مرتبط بودن تمامی مطالب مطرح شده در کلاسهای درس با این سرفصلها در حیطهی آموزش پزشکی بسیارمهم بهنظر میرسد.
به منظور بررسی اعتبار محتوایی، آزمونهای نیم سال دوم تحصیلی 90 – 89 در دانشکدهی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 104 آزمون برگزارشده، 51 آزمون دانشکده به فرمت MCQ بود. 10 درصد آزمونهای فرمت MCQ بهصورت کاملاً تصادفی (آزمونهای ساعت 10 روزهای شنبه و دوشنبه ایام امتحانات) انتخاب شد. هر مجموعه سؤال به همراه اهداف آموزشی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی بهصورت کاملا محرمانه (و کد گذاری شده ) در اختیار اساتید صاحبهنظر و متخصص در آن زمینه قرار داده شد و خواسته شد مشخص کنند که هر سؤال به کدام هدف مربوط میشود و کدامیک از حیطههای شناختی و نگرشی و عملکردی را پوشش میدهند.
از مجموع 50 سرفصل بررسی شده 36 درصد سرفصلها اصلا مورد توجه قرار نگرفته بود و هیج سؤالی را به خود اختصاص نداده بودند. میانگین کل تطابق سؤالات با سرفصلها 5/68 درصد بود. کمترین تطابق 25 درصد و بیشترین 100 درصد بود. از نظر تحلیل گران آزمون، سؤالات هدفهای دانش و فهم را در حیطهی شناختی بیشتر مورد بررسی قرار دادهاند و کمتر به حیطهی نگرشی و عملکردی پرداخته شده بود.
محققان معتقدند همانطور که آزمون وسیله یا روش نظاممندی است برای اندازه گیری نمونهای از رفتار دانشجویان، میتواند به همان اندازهی ابزاری باشد برای ارزیابی مدرس. گاهی بعضی از ویژگیهای ظاهراً غیرقابل اندازهگیری را میتوان از طرق غیرمستقیم مورد سنجش قرار داد. اهتمام مدرس برای پوشش کلیهی سرفصلهای مرتبط و مصوب و ارزیابی کلیهی این سرفصلها و اهداف در پایان ترم نکتهی اخلاقی و بسیار حائز اهمیتی است.
فرهاد خرمائی، فرشته زارعی، منصوره مهدییار، اعظم فرمانی،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتنداری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیتهایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. صبر مقولهای است که در حوزهی اخلاق پزشکی قابل بحث است و بهعنوان یک فضیلت اخلاقی با متغیرهای فراوانی در این حوزه در ارتباط قرار میگیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صبر و مؤلفههای آن (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) بهعنوان فضایل اخلاقی در پیشبینی امید در دانشجویان بود. جامعهی پژوهش حاضر کلیهی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. از میان این افراد، تعداد 390 نفر بهروش نمونهگیری خوشهای بهعنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل مقیاس صبر و پرسشنامهی امید به زندگی در این پژوهش شرکت کردند. براساس نتایج آزمون Pearson correlation ، صبر و مؤلفههای آن با نمرهی کل امید به زندگی و هر دو مؤلفهی آن (تفکر راهبردی و تفکر عاملی) همبستگی مثبت معنیدار نشان داد (01/0P<). همچنین، صبر، نمرهی کل امید به زندگی (001/0P< ؛ 58/0β= )، و مؤلفههای تفکر راهبردی (001/0P< ؛ 52/0β= ) و تفکر عاملی (001/0P< ؛ 52/0β= ) را پیشبینی نمود. مؤلفههای متعالی شدن، استقامت و رضایت صبر نیز از عوامل مهم پیشبینیکنندهی امید و مؤلفههای آن بودند. بهطور کلی میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که با تقویت صبر که یکی از مهم ترین و ارزشمندترین فضایل اخلاقی است، میتوان امید در افراد را بهمنظور دستیابی به هدف و در نتیجه موفقیت بیشتر در زندگی افزایش داد. بنابراین، به روانشناسان، مشاوران و متخصصان در حوزههای سلامت و اخلاق پزشکی توصیه میشود که بهمنظور کاهش ناامیدی و تقویت امید در مراجعان و بیماران، از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.
سید عبدالرحیم حسینی، داود زارعیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
شاید مناسبترین ترجمهی ارائهشده از اتانازی «قتل ترحمآمیز» یا «قتل دلسوزانه» باشد. قتل ترحمآمیز با توجه به وجود عناصر محقق جرم، مباشرت در قتل عمد است و رضایت بیمار، تأثیری در ماهیت عمل مجرمانه و مسئولیت کیفری سلبکنندهی حیات ندارد. یکی ازمسائل مرتبط با قتل ترحمآمیز، بررسی حکم ترک فعل از سوی کسی است که تعهد و وظیفهی مراقبت از شخص و نجات او را دارد که با نوع ایجابی قتل ترحمآمیز مرتبط است و میان صورتها و شرایط مختلف آن باید تفاوت قائل شد. اطلاق ادلهی اولیهی احکام، دلالت بر آن دارد که تکالیف اعم از حرجی و غیرحرجی لازم الاتیان است؛ اما با توجه به قواعد ناظر به نفی عسر و حرج، التزام به همین احکام در موارد و مصادیق حرجی فیالجمله منتفی است. مفاد این قواعد شامل تکالیف الزامی در جهت ترک نیز میشود. بااینحال، به عقیدهی فقها، توسعهی کلی ندارد. قتل ترحمآمیز با بعضی از فروع فقهی که تحت شرایطی بر جواز خودکشی دلالت دارند تنظیر گردیده و قاعدهی تسلیط و احسان را گمان بردهاند به ضمّ قواعد نفی عسر و حرج، به اثبات فرضیهی جواز این نوع قتل کمک میکنند، حال آنکه چنین نیست. در نسبتسنجی قواعد عسر و حرج با قاعدهی لاضرر و این دو با ادلهی حرمت، قتل عمد اثبات میگردد که قواعد مذکور، توان حکومت بر ادلهی اولیهی حرمت سلب نفس محترمه را ندارند؛ بنابراین قتل ترحمآمیز بههیچوجه مورد ترخیص نیست.
حلیمه زارعی، پرویز عضدی، مرضیه محمودی، زهرا صدیقی، فائزه جهانپور،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در نظام ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی، ارائهدهندگان خدمات، با طیفی وسیع از مراجعان روبهرو هستند که با هر یک، باید به روشی خاص ارتباط برقرار کنند. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مهارتهای ارتباطی کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان با همکاران انجام شد. این پژوهش توصیفیتحلیلی، از نوع مقطعی، در میان 110 نفر از کارکنان پرستاری بخشهای کودکان و نوزادان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر، در سال 1398 انجام گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی مهارتهای ارتباطی، شامل دو بخش جمعیتشناختی و گویههای خودارزشیابی مهارتهای برقراری ارتباط پرستار با همکاران بود. روایی و پایایی پرسشنامه تأیید شد. آنالیز دادهها با نرمافزار آماری SPSS، نسخهی ۲۱ و با استفاده از آزمون تی مستقل، همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معنیداری 05/0 انجام گرفت. میانگین نمرات ارتباط حرفهای 26/7 ± 33/54، در حد نسبتاً مطلوب بود. نتایج نشان داد که بین نمرات ارتباط حرفهای و سن، سابقهی کار، مدرک تحصیلی، نوع استخدام، نوع مسئولیت، میزان علاقه به حرفه و وضعیت تأهل، ارتباط آماری معنیدار نبود؛ اما بین میانگین نمرات ارتباط حرفهای با بخش محل خدمت (013/0>p) و شیفت کاری (020/0>p) ارتباط آماری معنیدار بود. بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، 83/58، در دفتر پرستاری و کمترین نمره، 21/50، در بخش اورژانس اطفال بود. همبستگی پیرسون بین سن و سابقهی کاری با میانگین نمرهی ارتباط حرفهای مثبت بود و بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، مربوط به کارکنانی بود که باسابقه و بهصورت شیفت در گردش مشغول به فعالیت بودند. با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، وضعیت ارتباط حرفهای در میان کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان، نسبتاً مطلوب بود و لذا، بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود مسئولان و برنامهریزان پرستاری، برای ارتقای ارتباط حرفهای پرستاران، برنامهریزی و تلاش کنند.
نحله زارعی فرد، صدیقه ابراهیمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
اخلاق و دانش پزشکی، از اجزای جداییناپذیرِ برنامههای آموزشی رشتهی پزشکی هستند. تشریح عملی بدن انسان، بهعنوان یک روش آموزشی ارجح در مراحل اولیهی آموزش پزشکی، فرصتی مناسب برای کاشت بذر هنجارهای اخلاق پزشکی در ذهن پزشکان آینده است. هدف از این مطالعهی مروری، بررسی رخدادهای غیراخلاقی در تاریخچهی علم تشریح و تحولات اخلاقی بعدی در تشریح بدن انسان، بهمنظور تأکید بر حفظ ارزشهای اخلاقی بدن اهداکنندگان در سالن تشریح است. برای یافتن مستندات مرتبط، مقالات چاپشده بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ در پایگاههای دادهی اسکوپوس، پابمد، گوگل اسکالر و ریسرچ گیت، با کلمات کلیدی مربوط، جستوجو و ارزیابی شدند. بررسیها نشان میدهد، در گذشته، تشریح بدن انسان بر روی اجساد مجرمان اعدامشده یا با روشهای غیرقانونی انجام میشد و تا اوایل دههی ۱۹۶۰ اصل اخلاقی احترام به خودمختاری نادیده گرفته میشد؛ اما از قرن بیستم به بعد، بحث استفاده از اجساد اهدایی با کسب رضایت آگاهانه به میان آمد و باعث شد دانشگاهها در قرن بیستویکم از این منبع در امر آموزش استفاده کنند و بدینترتیب، راهحلی مقبول برای پُر کردن خلأهای اخلاقی تشریح فراهم شود. تبیین استانداردهای مربوط به ملاحظات اخلاقی اجساد اهدایی، برای دانشجویان پزشکی ضروری است. بدن انسان، بهعنوان یک منبع علمی ارزشمند، شایستهی برخورد محترمانه در چهارچوب مرزهای اخلاقی و بر اساس دستورالعملها و قوانین است. رعایت بالاترین استانداردهای اخلاقی لازم، در مؤسسات آموزشی برای اطمینانبخشیدن به اهداکنندگان دربارهی تصمیم خود ضروری است.