جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای زارع

فرزانه زارعی، محمدصالح واحدی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

محتوای تدریس آن چیزی است که فقط مدرس و دانشجو شاهد حقیقی آن هستند و در محضر عظیم خداوند قادر و متعال به بحث پیرامون سرفصل‌‌های مصوب پرداخته خواهد شد. در بررسی مطالب تدریس شده در کلاس‌های درس به لحاظ این‌که حضور یک مشاهده‌گر ثالث می‌تواند عامل مداخله گر مخربی باشد معمولا منطقی جلوه نمی‌کند. بنابراین، موضوع رعایت اخلاق حرفه‌ای در بعد پوشش تمامی سرفصل‌‌های مصوب و مرتبط بودن تمامی مطالب مطرح شده در کلاس‌های درس با این سرفصل‌‌ها در حیطه‌ی آموزش پزشکی بسیارمهم به‌نظر می‌رسد. به منظور بررسی اعتبار محتوایی، آزمون‌های نیم سال دوم تحصیلی 90 – 89 در دانشکده‌ی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 104 آزمون برگزارشده، 51 آزمون دانشکده به فرمت MCQ بود. 10 درصد آزمون‌های فرمت MCQ به‌صورت کاملاً تصادفی (آزمون‌‌های ساعت 10 روز‌های شنبه و دوشنبه ایام امتحانات) انتخاب شد. هر مجموعه سؤال به همراه اهداف آموزشی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌صورت کاملا محرمانه (و کد گذاری شده ) در اختیار اساتید صاحبه‌نظر و متخصص در آن زمینه قرار داده شد و خواسته شد مشخص کنند که هر سؤال به کدام هدف مربوط می‌شود و کدام‌یک از حیطه‌‌های شناختی و نگرشی و عملکردی را پوشش می‌دهند. از مجموع 50 سرفصل بررسی شده 36 درصد سرفصل‌‌ها اصلا مورد توجه قرار نگرفته بود و هیج سؤالی را به خود اختصاص نداده بودند. میانگین کل تطابق سؤالات با سرفصل‌‌ها 5/68 درصد بود. کم‌ترین تطابق 25 درصد و بیش‌ترین 100 درصد بود. از نظر تحلیل گران آزمون، سؤالات هدف‌‌های دانش و فهم را در حیطه‌ی شناختی بیش‌تر مورد بررسی قرار داده‌اند و کم‌تر به حیطه‌ی نگرشی و عملکردی پرداخته شده بود. محققان معتقدند همان‌طور که آزمون وسیله یا روش نظام‌مندی است برای اندازه ‌گیری نمونه‌ای از رفتار دانشجویان، می‌تواند به همان اندازه‌ی ابزاری باشد برای ارزیابی مدرس. گاهی بعضی از ویژگی‌‌های ظاهراً غیرقابل اندازه‌گیری را می‌توان از طرق غیرمستقیم مورد سنجش قرار داد. اهتمام مدرس برای پوشش کلیه‌ی سرفصل‌های مرتبط و مصوب و ارزیابی کلیه‌ی این سرفصل‌‌ها و اهداف در پایان ترم نکته‌ی اخلاقی و بسیار حائز اهمیتی است.
فرهاد خرمائی، فرشته زارعی، منصوره مهدی‌یار، اعظم فرمانی،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده

صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتن‌داری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیت‌هایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. صبر مقوله‌ای است که در حوزه‌ی اخلاق پزشکی قابل بحث است و به‌عنوان یک فضیلت اخلاقی با متغیرهای فراوانی در این حوزه در ارتباط قرار می‌گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صبر و مؤلفه‌های آن (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) به‌عنوان فضایل اخلاقی در پیش‌بینی امید در دانشجویان بود. جامعه‌ی پژوهش حاضر کلیه‌ی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. از میان این افراد، تعداد 390 نفر به‌روش نمونه‌گیری خوشه‌ای به‌عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل مقیاس صبر و پرسش‌نامه‌ی امید به زندگی در این پژوهش شرکت کردند. براساس نتایج آزمون Pearson correlation ، صبر و مؤلفه‌های آن با نمره‌ی کل امید به زندگی و هر دو مؤلفه‌ی آن (تفکر راهبردی و تفکر عاملی) همبستگی مثبت معنی‌دار نشان داد (01/0P<). هم‌چنین، صبر، نمره‌ی کل امید به زندگی (001/0P< ؛ 58/0β= )، و مؤلفه‌های تفکر راهبردی (001/0P< ؛ 52/0β= ) و تفکر عاملی (001/0P< ؛ 52/0β= ) را پیش‌بینی نمود. مؤلفه‌های متعالی شدن، استقامت و رضایت صبر نیز از عوامل مهم پیش‌بینی‌کننده‌ی امید و مؤلفه‌های آن بودند. به‌طور کلی می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که با تقویت صبر که یکی از مهم ترین و ارزشمندترین فضایل اخلاقی است، می‌توان امید در افراد را به‌منظور دستیابی به هدف و در نتیجه موفقیت بیش‌تر در زندگی افزایش داد. بنابراین، به روان‌شناسان، مشاوران و متخصصان در حوزه‌های سلامت و اخلاق پزشکی توصیه می‌شود که به‌منظور کاهش ناامیدی و تقویت امید در مراجعان و بیماران، از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.
رقیه زارع، صدیقه ابراهیمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

درگیرکردن کودکان در تصمیم‌گیری‌های درمانی مربوط به آن‌ها، توانایی‌هایشان را ارتقا می‌بخشد. عواملی مانند توانایی استدلال، تجربه‌های قبلی کودکان در ارتباط با موضوع و همچنین، اطلاعات، شناخت و درک کلی آن‌ها از موضوع، بر توانایی‌هایشان در تصمیم‌گیری اثر می‌گذارند. قوانین کنونی رضایت آگاهانه در کودکان، به تصمیم‌گیرندگان جایگزین اجازه می‌دهد تا به جای آنان تصمیم بگیرند. هدف ما از این مطالعه، بررسی وضعیت کنونی اخذ رضایت آگاهانه از کودکان، به منظور ارائه‌ی رهنمودهایی مناسب در این زمینه بود. در این مطالعه‌ی کیفی، شرکت‌کنندگان به ‌صورت نمونه‌گیری هدفمند، انتخاب شدند. داده‌ها با مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته با سؤالات باز، جمع‌آوری شد و کدگذاری و طبقه‌بندی بر اساس تکنیک تحلیل مقایسه‌ای مداوم صورت گرفت. شرکت‌کنندگان، شامل شش کودک بستری، پانزده نفر از والدین کودکان و چهار پزشک کودکان بودند. سه مقوله‌ی کلی، شامل «فرهنگ رضایت»، «وضعیت محیط درمانی» و «جهان کودک» از داده‌ها استخراج شد. والدین و کودکان درباره‌ی هدف از اخذ رضایت و مفهوم آن درکی روشن ندارند. جنسیت کودکان در فرایند اخذ رضایت رسمی در محیط‌های درمانی، چندان اثرگذار نیست. وضعیت موجود، باعث ایجاد تعادل معیوب در انتظارات والدین به اعمالِ‌نظر در تصمیمات درمانی، بسنده‌کردن پزشکان به دادن اطلاعات حیاتی و رفتار با کودک، بی‌توجه به میزان قدرت تشخیص او، شده است. این تعادل معیوب می‌تواند در عین حفظ ثبات ظاهری، موجب ناپایداری و آسیب به ﺷﺄن اﻧﺴﺎﻧﻲ و استقلال والدین و کودک، هدررفتن منابع، کم‌اعتمادشدن جامعه به پزشکان و رشدنیافتن قدرت تصمیم‌گیری در کودکان شود.

حامد فدایی، فتاح جعفری‌زاده، سعید غلامزاده، عبدالرسول ملک‌پور، محمد زارع‌نژاد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

مسئولیت کیفری پزشکان و دستیاران، از مباحث پیچیده‌ی حقوق پزشکی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مسئولیت دستیاران و دانشجویان پزشکی در انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، با مطالعه‌ی موردی پرونده‌های پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390تا1395 بوده است. در این مطالعه، 63 پرونده‌ی افراد شاکی بررسی شد که شامل 33 مرد (52.4 درصد) و 30 زن (47.6 درصد) بودند. غالب افراد شاکی، بی‌سواد و زیر دیپلم بودند و کمترین فراوانی، مربوط به سطح تحصیلات دکترا بود. درباره‌ی وضعیت جسمانی شاکی (بیمار)، بیشترین فراوانی مربوط به فوت افراد بود (با فراوانی 73 درصد)؛ بیشترین شکایات، از گروه درمانی (با فراوانی 95.2 درصد) و پس از آن، پزشک (با فراوانی 8/4 درصد) انجام شده بود. از نظر رشته‌ی تحصیلی، رشته‌ی زنان و زایمان، نسبت به سایر رشته‌ها، فراوانی بیشتری داشت (44.4 درصد). در کل، در 26 پرونده‌ (41.3 درصد)، نهایتاً، متشاکی تبرئه و 37 پرونده (7/58 درصد) نیز، به محکومیت افراد ختم شده بود. از نظر نوع قصور، فراوان‌ترین نوع قصور، مربوط به بی‌احتیاطی (91.9 درصد) بود. در این مطالعه، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات متشاکی، مربوط به رزیدنت ارشد (با فراوانی 11.1 درصد) بود. بر اساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، در خطاهای پزشکی به‌وجودآمده توسط دانشجویان دوره‌ی کارورزی (انترن) و دکترای تخصصی (دستیاری)، مشخص‌کردن دقیق مسئولیت‌های کیفری دانشجویان دوره‌های عمومی و دستیاران تخصصی، در قبال قصور و خطاهای رخ‌داده و تبیین آن‌ها در آیین‌نامه‌های آموزشی هر دوره، اهمیتی خاص دارد. در کنار آن، برگزاری دوره‌های آموزشی پزشکی قانونی و مسئولیت حقوقی و کیفری دانشجویان در قبال امور درمانی، در ارتقای کیفیت درمان، بسیار اثرگذار است.

سید عبدالرحیم حسینی، داود زارعیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

شاید مناسب‌ترین ترجمه‌ی ارائه‌شده از اتانازی «قتل ترحم‌آمیز» یا «قتل دلسوزانه» باشد. قتل ترحم‌آمیز با توجه به وجود عناصر محقق جرم، مباشرت در قتل عمد است و رضایت بیمار، تأثیری در ماهیت عمل مجرمانه و مسئولیت کیفری سلب‌کننده‌ی حیات ندارد. یکی ازمسائل مرتبط با قتل ترحم‌آمیز، بررسی حکم ترک فعل از سوی کسی است که تعهد و وظیفه‌ی مراقبت از شخص و نجات او را دارد که با نوع ایجابی قتل ترحم‌آمیز مرتبط است و میان صورت‌ها و شرایط مختلف آن باید تفاوت قائل شد. اطلاق ادله‌ی اولیه‌ی احکام، دلالت بر آن دارد که تکالیف اعم از حرجی و غیرحرجی لازم الاتیان است؛ اما با توجه به قواعد ناظر به نفی عسر و حرج، التزام به همین احکام در موارد و مصادیق حرجی فی‌الجمله منتفی است. مفاد این قواعد شامل تکالیف الزامی در جهت ترک نیز می‌شود. بااین‌حال، به عقیده‌ی فقها، توسعه‌ی کلی ندارد. قتل ترحم‌آمیز با بعضی از فروع فقهی که تحت شرایطی بر جواز خودکشی دلالت دارند تنظیر گردیده و قاعده‌ی تسلیط و احسان را گمان برده‌اند به ضمّ قواعد نفی عسر و حرج، به اثبات فرضیه‌ی جواز این نوع قتل کمک می‌کنند، حال آنکه چنین نیست. در نسبت‌سنجی قواعد عسر و حرج با قاعده‌ی لاضرر و این دو با ادله‌ی حرمت، قتل عمد اثبات می‌گردد که قواعد مذکور، توان حکومت بر ادله‌ی اولیه‌ی حرمت سلب نفس محترمه را ندارند؛ بنابراین قتل ترحم‌آمیز به‌هیچ‌وجه مورد ترخیص نیست.

حلیمه زارعی، پرویز عضدی، مرضیه محمودی، زهرا صدیقی، فائزه جهان‌پور،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در نظام ارائه‌ی خدمات بهداشتی و درمانی، ارائه‌دهندگان خدمات، با طیفی وسیع از مراجعان روبه‌رو هستند که با هر یک، باید به روشی خاص ارتباط برقرار کنند. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مهارت‌های ارتباطی کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان با همکاران انجام شد. این پژوهش توصیفی‌تحلیلی، از نوع مقطعی، در میان 110 نفر از کارکنان پرستاری بخش‌های کودکان و نوزادان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر، در سال 1398 انجام گرفت. نمونه‌گیری به روش سرشماری بود. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی مهارت‌های ارتباطی، شامل دو بخش جمعیت‌شناختی و گویه‌های خودارزشیابی مهارت‌های برقراری ارتباط پرستار با همکاران بود. روایی و پایایی پرسش‌نامه تأیید شد. آنالیز داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS، نسخه‌ی ۲۱ و با استفاده از آزمون تی مستقل، هم‌بستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک‌طرفه در سطح معنی‌داری 05/0 انجام گرفت. میانگین نمرات ارتباط حرفه‌ای 26/7 ± 33/54، در حد نسبتاً مطلوب بود. نتایج نشان داد که بین نمرات ارتباط حرفه‌ای و سن، سابقه‌ی کار، مدرک تحصیلی، نوع استخدام، نوع مسئولیت، میزان علاقه به حرفه و وضعیت تأهل، ارتباط آماری معنی‌دار نبود؛ اما بین میانگین نمرات ارتباط حرفه‌ای با بخش محل خدمت (013/0>p) و شیفت کاری (020/0>p) ارتباط آماری معنی‌دار بود. بیشترین نمره‌ی ارتباط حرفه‌ای، 83/58، در دفتر پرستاری و کمترین نمره، 21/50، در بخش اورژانس اطفال بود. هم‌بستگی پیرسون بین سن و سابقه‌ی کاری با میانگین نمره‌ی ارتباط حرفه‌ای مثبت بود و بیشترین نمره‌ی ارتباط حرفه‌ای، مربوط به کارکنانی بود که باسابقه و به‌صورت شیفت در گردش مشغول به فعالیت بودند. با توجه به یافته‌های مطالعه‌ی حاضر، وضعیت ارتباط حرفه‌ای در میان کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان، نسبتاً مطلوب بود و لذا، بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود مسئولان و برنامه‌ریزان پرستاری، برای ارتقای ارتباط حرفه‌ای پرستاران، برنامه‌ریزی و تلاش کنند.

فرزانه زارع، محمد حسین آیتی، محمدرضا شمس اردکانی، محسن باغبانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

یکی از ابزارهای مهم در شناخت و ارزیابی یک ترکیب دارویی و تحلیل محتوای آن، نام دارو است. البته گاه این عنوان‌ها به سبب وجود مشکلاتی که به نوعی آسیب‌شناسی این حوزه تلقی می‌گردد خدشه‌دار می‌‌شوند. این پژوهش با گردآوری و بررسی داروهای مرکب طب سنتی تلاش دارد مشکلات حاضر در نام‌گذاری داروها را شناسایی کند. نام داروهای این پژوهش از سه کتاب عمل صالح، قرابادین کبیر، و قرابادین اعظم گرد آمده است که در زمره قرابادین‌های متأخر طبی بوده و در قرون 12 و 13 هجری نگاشته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در شیوه نام‌گذاری داروهای مرکب با 5 مشکل عمده مواجه هستیم: (1) وجود چندین نام‌ متفاوت برای دارویی با فرمولاسیون ثابت؛ (2) وجود نام یکسان برای داروهای دارای فرمولاسیون متفاوت؛ (3) نداشتن نام یا بی‌نام بودن برخی داروهای مرکب؛ (4) نامشخص بودن دسته دارویی برخی فرآورده‌ها؛ و (5) آمیختگی موضوع شکل دارویی با روش مصرف، افعال و خواص یا صفات دارو. این بررسی نشان می‌دهد که نام‌گذاری فرآورده‌ها و داروهای سنتی با الگوهای مختلفی انجام پذیرفته و از این رو، دچار تشتت فراوان است که نیازمند توجه و ساماندهی جدی است.

علیرضا زارع، محمد حسین تکلیف، علیرضا جاوید، زهرا آماده، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

پرستاران، به‌عنوان یکی از اعضای کلیدی تیم درمانی در مراقبت از افراد مبتلا به بیماری‌های روانی مزمن، با مسائل پیچیده‌ی اخلاقی مواجه هستند. رعایت محرمانگی، اخذ رضایت آگاهانه از بیمارانی با توانایی شناختی محدود، مدیریت تعارضات بین حقوق بیمار و الزامات ایمنی و مقابله با انگ اجتماعی، از چالش‌های آنان هستند. کم‌توجهی به این چالش‌ها می‌تواند موجب کاهش کیفیت مراقبت و افزایش فشارهای روانی بر پرستاران شود؛ ازاین‌رو، درک بهتر این چالش‌ها و ارائه‌ی راهکارهای مناسب، ضروری است. این مطالعه به روش مرور ساده انجام شد. ابتدا جست‌وجویی جامع در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus، PsycINFO و Google Scholar انجام گرفت. برای جست‌وجو، از کلیدواژه‌های ترکیبی مانند چالش‌های اخلاقی، پرستاری، بیماران روانی مزمن و مراقبت اخلاقی استفاده شد. معیارهای ورود، شامل مطالعات منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳، مقالات پژوهشی، مروری و کیفی مرتبط با موضوع بودند. پس از ارزیابی دقیق کیفیت و ارتباط ۱۵۰ مقاله‌ی شناسایی‌شده، سی مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. داده‌ها به روش تحلیل موضوعی و مقایسه‌ای، بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد، پرستاران با چالش‌های متعدد ازجمله: حفظ محرمانگی در مواجهه با خانواده‌ها، گرفتن رضایت آگاهانه از بیماران با اختلالات شناختی و مدیریت تعارضات اخلاقی بین ایمنی بیمار و آزادی فردی مواجه هستند؛ علاوه‌براین، کمبود آموزش‌های اخلاقی تخصصی، نبود پروتکل‌های شفاف و فشارهای ناشی از انگ اجتماعی بیماران، از چالش‌های اصلی بودند. چالش‌های اخلاقی پرستاران در مراقبت از بیماران روانی مزمن، نیازمند توجه ویژه از سوی سازمان‌های مرتبط است. تأمین آموزش‌های مستمر، تدوین دستورالعمل‌های اخلاقی و ایجاد حمایت‌های روانی و قانونی می‌تواند به کاهش این چالش‌ها کمک کند. مطالعات بیشتر در زمینه‌ی راهکارهای عملی و تجربه‌محور برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌شود.
 

علیرضا زارع، محمد حسین تکلیف، علیرضا جاوید، زهرا آماده، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

افزایش جمعیت سالمندان، چالش‌های اخلاقی فراوانی را در مراقبت پرستاری ایجاد کرده است. سالمندان به دلیل آسیب‌پذیری جسمی و روانی و اجتماعی، به مراقبت‌هایی خاص نیاز دارند که اغلب با تعارضات اخلاقی همراه است. موضوعاتی مانند حفظ استقلال، عدالت در تخصیص منابع، رضایت آگاهانه و مدیریت تعارضات میان خانواده و بیمار، از مسائل مهم در این حوزه به شمار می‌آیند. این مطالعه‌ی مروری با هدف شناسایی چالش‌های اخلاقی پرستاران در مراقبت از سالمندان و ارائه‌ی راه‌حل‌هایی برای بهبود کیفیت مراقبت انجام‌شده است. این مطالعه به روش مرور نظام‌مند انجام شد. با استفاده از کلیدواژه‌های اخلاق پرستاری، سالمندان، چالش‌های اخلاقی و مراقبت اخلاقی، جست‌وجوی مقالات علمی در پایگاه‌های داده‌ی معتبر مانند PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar صورت گرفت. پس از غربالگری اولیه‌ی مقالات مرتبطی که بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ به زبان‌های انگلیسی و فارسی منتشر شده بودند، چهل مقاله‌ی واجد شرایط برای تحلیل نهایی در نظر گرفته شدند. بررسی داده‌ها با استفاده از روش تحلیل موضوعی صورت گرفت. چالش‌های اخلاقی پرستاران در مراقبت از سالمندان، شامل رعایت استقلال بیمار، مدیریت تصمیم‌گیری در مواقع کاهش توانایی شناختی، حفظ محرمانگی و برخورد با فشارهای خانواده بود؛ علاوه‌براین، پرستاران با مشکلاتی همچون: کمبود منابع، فشار کاری بسیار و نداشتن دسترسی به آموزش‌های اخلاقی مواجه هستند. آموزش‌های مستمر اخلاقی، تقویت پروتکل‌های اخلاقی و ایجاد تیم‌های بین‌رشته‌ای برای تصمیم‌گیری بهتر، از راهکارهای پیشنهادی هستند. چالش‌های اخلاقی در مراقبت از سالمندان، نیازمند برنامه‌ریزی جدی از سوی نظام‌های بهداشتی است. با تدوین دستورالعمل‌های شفاف، ارتقاء آموزش‌های اخلاقی و فراهم‌کردن محیط حمایتی برای پرستاران، می‌توان کیفیت مراقبت از سالمندان را بهبود بخشید. مطالعات آینده باید بر ارزیابی تأثیر این راهکارها بر کاهش مشکلات اخلاقی متمرکز شوند.
 

نحله زارعی فرد، صدیقه ابراهیمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 اخلاق و دانش پزشکی، از اجزای جدایی‌ناپذیرِ برنامه‌های آموزشی رشته‌ی پزشکی هستند. تشریح عملی بدن انسان، به‌عنوان یک روش آموزشی ارجح در مراحل اولیه‌ی آموزش پزشکی، فرصتی مناسب برای کاشت بذر هنجارهای اخلاق پزشکی در ذهن پزشکان آینده است. هدف از این مطالعه‌ی مروری، بررسی رخدادهای غیراخلاقی در تاریخچه‌ی علم تشریح و تحولات اخلاقی بعدی در تشریح بدن انسان، به‌منظور تأکید بر حفظ ارزش‌های اخلاقی بدن اهداکنندگان در سالن تشریح است. برای یافتن مستندات مرتبط، مقالات چاپ‌شده بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ در پایگاه‌های داده‌ی اسکوپوس، پابمد، گوگل اسکالر و ریسرچ گیت، با کلمات کلیدی مربوط، جست‌وجو و ارزیابی شدند. بررسی‌ها نشان می‌دهد، در گذشته، تشریح بدن انسان بر روی اجساد مجرمان اعدام‌شده یا با روش‌های غیرقانونی انجام می‌شد و تا اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ اصل اخلاقی احترام به خودمختاری نادیده گرفته می‌شد؛ اما از قرن بیستم به بعد، بحث استفاده از اجساد اهدایی با کسب رضایت آگاهانه به میان آمد و باعث شد دانشگاه‌ها در قرن بیست‌ویکم از این منبع در امر آموزش استفاده کنند و بدین‌ترتیب، راه‌حلی مقبول برای پُر کردن خلأ‌های اخلاقی تشریح فراهم شود. تبیین استانداردهای مربوط به ملاحظات اخلاقی اجساد اهدایی، برای دانشجویان پزشکی ضروری است. بدن انسان، به‌عنوان یک منبع علمی ارزشمند، شایسته‌ی برخورد محترمانه در چهارچوب مرزهای اخلاقی و بر اساس دستورالعمل‌ها و قوانین است. رعایت بالاترین استانداردهای اخلاقی لازم، در مؤسسات آموزشی برای اطمینان‌بخشیدن به اهداکنندگان درباره‌ی تصمیم خود ضروری است.

محسن شهریاری، مریم‌السادات هاشمی، آرش نجیمی، محمد زارع رشکوییه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

ماهیت اساسی مراقبت در پرستاری، حفظ کرامت انسانی بیمار است. صیانت از مقام و ارزش والای انسانی، محور اصلی حرفه‌ی پرستاری را تشکیل می‌دهد. هدف مطالعه‌ی حاضر، مقایسه‌ی تأثیر آموزش اخلاق حرفه‌ای از طریق برنامه‌ی کاربردی تلفن همراه و وبینار بر حفظ کرامت بیماران در دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه از نوع نیمه‌تجربی دو ‌گروهی، از نوع قبل و بعد بود که بر روی نود دانشجوی کارشناسی پرستاری انجام گرفت. برای یک گروه، آموزش اخلاق حرفه‌ای به روش وبینار صورت گرفت و در گروه دیگر، برنامه‌ی کاربردی تلفن همراه، طراحی و ساخته و استفاده شد. فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینه‌ی حفظ کرامت بیمار، ابزار گردآوری داده‌ها بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمره‌ی کل کرامت انسانی قبل از آموزش، در گروه وبینار 17/43±99/96 و در گروه برنامه‌ی کاربردی 59/28±99/16 بود و از لحاظ آماری معنادار نبود (0.62 = p). میانگین نمره‌ی کرامت پس از آموزش، در گروه برنامه‌ی کاربردی 96/14 ± 111/15 به‌طور معناداری بالاتر از گروه وبینار 15/38 ± 104/34 بود (0.02 = p). بر اساس یافته‌‌ها، آموزش اخلاق حرفه‌ای با استفاده از برنامه‌ی کاربردی تلفن همراه، در مقایسه با وبینار، همراه با ارتقاء بیشتر دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینه‌ی کرامت بیمار بود. آموزش با تلفن همراه می‌تواند به‌عنوان یک روش یادگیری خودگردان و انعطاف‌پذیر در دسترس دانشجویان قرار گیرد و این امکان را بدهد که به‌صورت مداوم و بدون محدودیت زمانی و مکانی از محتوای آموزشی بهره‌مند شوند. پیشنهاد می‌شود، دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور توسعه و به‌کارگیری برنامه‌های کاربردی آموزشی را در برنامه‌های درسی در کانون توجه قرار دهند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb